
بازم رفتم و شد!
بسم الله الرحمن الرحیم
وآنان که در راه ما بجان و مال جهد و کوشش کردند، محققا آنها را براه خویش هدایت می کنیم و همیشه خدا یار نکو کاران است. - سوره مبارک عنکبوت ایه آخر.
چند روز پیش شعری با عنوان " رفتم وشد" از دوستی نشر کردم. هدف شاعر این بود که طی طریق خدا نمودن به ظاهر نیست می شود ظاهری به ظاهر ، گونه دیگر اما باطن آسمانی داشت. ولی تعدادی بر محتوای آن خرده گرفته بودند. اما یک نفرکه مدعی بود در این راه تلاش کرده وبه جای نرسیده ، منکر آن شده بود؟! برای این آقا این آیه مبارک را نقل می کنم وهمچنان خدمت شان عرض می کنم : " سالک" شدن راه ورسم خودش را دارد
.
نظر برخی از مراجع عظام تقلید در باره ماهواره
شیعه آنلاین ؛ پرسش: با توجه به اینکه امروز تعداد زیادی شبکه ماهواره ای برای تبلیغ دین مبین اسلام و مذهب تشیع در کنار صدها شبکه ماهواره ای خبری، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، ورزشی و غیره وجود دارد، داشتن ماهواره در منزل و استفاده از آن چه حکمی دارد؟
پاسخ برخی مراجع تقلید:
حضرت آيت الله شیخ ناصر مكارم شيرازي: با توجّه به اين كه غالب برنامه هاى آن فاسد است، و اثرات منفى در پى دارد، و در هر خانه اى وارد شود غالباً از آن سوء استفاده خواهد شد، استفاده از آن جايز نيست.
حضرت آيت الله سید عبدالکریم موسوی اردبيلي: به طور كلي خريد، استفاده ونگهداري آلات مشتركه، به قصد استفاده حلال از آنها چنانچه خوف وقوع در حرام نداشته باشد اشكال ندارد، البته چنانچه قوانين ومقرراتي در موردي وجود داشته باشد مراعات شود.
حضرت آيت الله سید محمدعلی علوي گرگاني: چنانچه از این دستگاه برای گرفتن کانالهای مجازِی که اشکال شرعی ندارند، استفاده شود خرید و نگهداری و استفاده از آن نیز مانعی ندارد.
حضرت آيت الله سید صادق روحاني: ماهواره در اين گونه مسائل مانند تلويزيون است.
حضرت آيت الله شیخ حسین مظاهري: جايز نيست.
حضرت آیت الله شیخ یوسف صانعی: اگر استفاده از برنامه هاي ماهواره باعث آلوده شدن انسان به گناه و انحراف شود، حرام است ولي استفاده صحيح براي كارهاي علمي و اطّلاعات، منع شرعي ندارد.
حضرت آيت الله شیخ خلیل مبشر كاشاني: نظر به اينكه ماهواره منشا مفاسد اخلاقي است واستفاده از آن غالبا سلامت فرهنگي، مذهبي خانواده وجامعه اسلامي را تهديد مي كند خريد وفروش آن جايز نيست.
گفتنی است چندی پیش پایگاه خبری شیعه نیوز نیز خبری منتشر کرد و در آن این پرسش و پاسخ را مطرح کرده بود: آيا خريد و نگهدارى و استفاده از دستگاه گيرنده برنامههاى تلويزيونى از ماهواره جايز است؟ و اگر دستگاه گيرنده مجانى به دست انسان برسد چه حكمى دارد؟
پاسخ حضرت آيت الله خامنه اي: دستگاه آنتن ماهوارهاى از این جهت كه صرفا وسیلهاى براى دریافت برنامههاى تلویزیونى است كه هم برنامههاى حلال دارد و هم برنامههاى حرام، حكم آلات مشترك را دارد. لذا خرید و فروش و نگهدارى آن براى استفاده در امور حرام، حرام است و براى استفادههاى حلال جایز است. ولى چون این وسیله براى كسى كه آن را در اختیار دارد زمینه دریافت برنامههاى حرام را كاملا فراهم مىكند و گاهى نگهدارى آن مفاسد دیگرى را نیز در بر دارد، خرید و نگهدارى آن جایز نیست مگر براى كسى كه به خودش مطمئن است كه استفاده حرام از آن نمىكند و بر تهیه و نگهدارى آن در خانهاش مفسدهاى هم مترتّب نمىشود. لكن اگر قانونى در این مورد وجود داشته باشد باید مراعات گردد.
دعای عرفه نصف قیمت!
روز عرفه ، گرچند عید نامیده نشده اما از اعیاد بزرگ است و خداوند بندگان خود را به بعبادت وطاعت فرا خوانده است . در روایتی از امام زین العابدین (ع) نقل شده است که در روز عرفه صدای گدای را شنید و گفت وای بر تو آیا از غیر خدا گدای می کنی در این روز ، حال آنکه امید می رود در این روز برای بچه های در شکم آنکه فضل خدا شامل شود وسعید شوند.
به هر صورت برای این روز بزرگ اعمال فراوان ( از جمله زیارت و دعای عرفه امام حسین (ع) ) ذکر شده است واز دوستان که توفیق انجام آن را پیدا می کنند التماس دعا داریم.
پ ن : دیروز برای خرید بازار رفته بودم ، روی
ویترین برخی مغازه ها نوشته بود " دعای عرفه نصف قیمت" اول یک کمی جا خوردم ! . ای بابا کتاب دعای عرفه نصف قیمت است نه خود عرفه !!!!
مثلث
در چرخه خلقت ، موجود با ارزش ، آدمى است زيرا مى تواند با تلاش و جديت و خودسازى ، به بالاترين درجات كمال برسد، مقامى كه هيچ يك از آفريده ها نمى توانند به آن دست يابند. اگر انسان خود را پرورش دهد و در جهت كمال رشد نمايد، مى تواند ارتباطى عميق و همه جانبه با خداوند برقرار نمايد، و به آنچه كه نهايت هدف خلقت است برسد.
از اين رو ((مثل )) ناميده مى شود، هيچ موجود ديگرى را ياراى آن نيست كه به اين مقام برسد .به اين دليل انسان در ميان تمام آفريده ها، يك استثناء است . به عبارت ديگر، هيچ موجودى غير از آدمى نمى تواند اين چنين به آفريدگار خود نزديك شود. تعبير ديگرى كه مى توان از ((مثل )) داشت ، آن است كه ((مثل )) يك حالت است . شايد هم مثلث باشد. مثلث همان انسان كامل است . كه داراى سه ضلع متساوى است ، بقيه موجودات يك و حداكثر دو ضلع دارند، مثلا در حيوانات جسم و نفس وجود دارد، اما نمى توانند به خدا وصل شوند، در گياهان فقط جسم وجود دارد. و از نفس خبرى نيست . از سوى ديگر موجودات غير انسانى به دلايل متعدد نمى توانند از يك يا دو ضلع خود بهره كافى برد و مانند انسان از آن اضلاع به خوبى استفاده كنند.
انسان به ويژه انسان كامل ، كه داراى سه ركن است بايد داراى اركان مساوى و متعادل باشد، تا كمال يابد. اگر به هر يك از اركان توجه كمتر يا بيشتر شود، سبب ضعف در كل و عدم دسترسى به كمال مطلق مى شود. برخى از عرفا كه توجه زيادى به جسم نداشته ، يا حتى گاهى در تضعيف آن مى كوشيدند، موجبات عدم تعادل را در خود فراهم مى شناختند. زيرا تصور مى كردند كه زهد و رياضت ، به معنى آن است كه نه تنها به نيازهاى جسم توجه نشود. بلكه ضرورى است تمام تمايلات و نيازهاى جسمى سركوب شده و ناديده گرفته شود. در حالى كه منظور از زهد آن است كه راحتى بيش از حد به بدن داده نشود، پرخورى نشود، يا استراحت زياد و خواب فراوان سبب تنبلى جسم نگردد، اين مفهوم با شكنجه دادن بدن و سركوب غرايز و اميال متفاوت است . براى رسيدن به كمال ، نيازهاى عمومى جسم بايد در حد متعادل و مشروع مرتفع گردد. تا بتواند، به حركت عادى و مورد نياز خود ادامه داده قدرت تعقل ، تفكر، محاسبه و برنامه ريزى هم داشته باشد. در اين صورت امكان سير و سلوك واقعى و دست يابى به كمال وجود دارد. اين روش اجازه خواهد داد كه آدمى اشرف مخلوقات شده و به تعبير محى الدين يگانه قسمت ناپذير شود، به طورى كه مثل و مانندى در عالم خلقت نداشته باشد.
رفتم و شد!
با کراوات به دیدار خدا رفتم و شد
بر خلاف جهت اهل ریا رفتم و شد
ریش خود را زادب صاف نمودم با تیغ
همچنان آینه با صدق و صفا رفتم و شد
با بوی ادکلنی گشت معطر بدنم
عطر بر خود زدم و غالبه سا رفتم و شد
حمد را خواندم و آن مد "والاالضالین" را
ننمودم ز ته حلق ادا رفتم و شد
یکدم از قاسم و جبار نگفتم سخنس
گفتم ای مایه هر مهر و وفا رفتم و شد
همچو موسی نه عصا داشتم و نه نعلین
سرخوش و بی خبر و بی سر و پا رفتم و شد
"لن ترانی" نشنیدم زخدا چو او
"ارنی" گفتم و او گفت "رثا" رفتم و شد
مدعی گفت چرا رفتی و چون رفتی و کی؟؟!!
من دلباخته بی چون و چرا رفتم و شد
تو تنت پیش خدا روز و شبان خم شد و راست
من خدا گفتم و او گفت بیا رفتم و شد
مسجد و دیر و خرابات به دادم نرسید
فارغ از کشمکش این دو سه تا رفتم و شد
خانقاهم فلک آبی بی سقف و ستون
پیر من آنکه مرا داد ندا رفتم و شد
گفتم ای دل!به خدا هست,خدا هادی تو
تا بدین سان شدم از خلق رها رفتم و شد
پ ن : اين شعر را يك دوست و نازنيني برايم فرستاده و فكر مي كنم خود شون هم فعلا در سفر هستند، براي ايشان آرزوي سلامتي و موفقيت مي نمايم.
سيره عملى امام باقر(ع)

روي من و تربت بيابان بقيع دست من و دامان امامان بقيع
جان خسته و دل كبابم و ديده پر اشك در آرزوي قبور ويران بقيع
ادامه مطلب
قرآن هم وسيله است
اگر كسى بخواهد خالصانه در راه خدا طى طريق كند. بايد به قرآن رجوع كند معناى قرآن را بخواهد تا بتواند، آن را حس كند. آن كس كه به قرآن نزديك مى شود بايد با تمام وجود، و از صميم قلب به آن نزديك شود. اين كار نياز به دانش و فلسفه ندارد. زيرا قرآن كتاب همه انسان هاست ، پس به همه خير و بركت مى رساند، و هيچ مؤ منى را بى پاسخ نمى گذارد. و از انوار خود به او مى دهد.
اگر كسى به قرآن انس گرفت ، ديگر محدود به زمان و مكان نيست ، خسته نمى شود، و با ذوق و شوق بسيار به بهره بردارى از قرآن مى پردازد، و اين ذوق پايدار است و در هر دو جهان خواهد ماند.
اگر آدمى فقط به امور دنيوى بپردازد قفل نفس و روح باز نمى شود لذا نمى تواند، با خدا ارتباط يابد. اما اگر به سوى قرآن رود و خود را پاك نمايد. قفل روح باز شده و مؤ من آن را با چيزهاى پاك و خوب پر خواهد كرد. اين پركردن پايان ندارد.
هر چند قرآن داراى شاءن و مقام و نور و ارزش بسيارى در جهان است . اما در نهايت قرآن هم از سوى خداست ، و نبايد آن را بت كرد، بلكه همواره به ياد داشت كه قرآن وسيله اى براى رسيدن به حضرت حق مى باشد.
ريشه دروغ ؛ پستى روح
رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: " لايكذب الكاذبالا من مهانة نفسه" دروغ گويى از پستى روح ريشه مىگيرد. *
دروغ گو چنين مىپندارد كه بى ارزش بودن خود را مىتواند به وسيله سخندروغ جبران كند! دانا احتياج به دروغ گويى ندارد، چون داراى دانش است.شايستگان، احتياج به دروغ گويى ندارند، چون شايستگى دارند. ثروتمند نيازى بهدروغ گويى ندارد، چون مال و منال دارد. دارندگان فضيلت، دارندگان قدرت،احتياجى به دروغ گفتن ندارند، چون فضيلت دارند، قدرت دارند. عطر خودشمىبويد، نيازى به ستودن عطار نيست، وقتى به ستودن عطار، نيازمند مىباشد كه فاقدبوى خوش باشد.
دروغ گو، چون فاقد دانش است مىخواهد نقص خود را به وسيله ادعاى دروغجبران كند، چون فاقد شايستگى است; به دروغ مىخواهد خود را شايسته بنماياند،چون فاقد ثروت است، چون فاقد فضيلت است، چون فاقد قدرت است، مىخواهداين خلا خود را به وسيله دروغ پر كند. لاف زدن، نشانه دستخالى بودن است.توپ زدن نشانه بى عرضگى است.
راست گويى نشانه درست كارى است و دروغ گويى نشانه بى لياقتى و خيانتكارى. امير المؤمنين فرمود: «الصدق امانة و الكذب خيانة" راست گويى درستى است و دروغ گويى نادرستى.**
* - مستدرك الوسائل، ج 9، ص ، ح 10282
** - غررالحكم، ج1، ص13

تأثير متقابل «اخلاق» و «رفتار»
رابطه اخلاق و عمل، و تأثير اخلاق در عمل، چيزى نيست كه بر كسى مخفى باشد چرا كه اعمال ما معمولا از صفات درونى ما سرچشمه مى گيرد، شخصى كه بخل يا حسد يا تكبّر در درون قلب او لانه كرده و روح و فكر او را به رنگ خود در آورده است، طبيعى است كه اعمالش به همان رنگ باشد; حسود هميشه اعمالش نشان مى دهد كه اين خوى زشت، همچون جرقه آتشى در جان او شعلهور است و او را آرام نمى گذارد و همچنين افراد متكبّر، راه رفتن، سخن گفتن، نشست و برخاست آنها همه رنگ تكبّر دارند، و اين حكم در تمام صفات اخلاقى خوب و بد جارى و سارى است.
به همين دليل ، بعضى از محقّقان اين گونه اعمال را اعمال اخلاقى مى دانند; يعنى، اعمالى كه صرفاً ناشى از اخلاق نيك و بد است، در مقابل اعمالى كه گاه از انسان سر مى زند، و مثلا تحت تأثير امر به معروف و نهى از منكر و ارشاد و اندرز صورت گرفته، بى آن كه ريشه اخلاقى داشته باشد، البتّه اين گونه اعمال نسبت به اعمال اخلاقى كمتر است.
و از اينجا مى توان نتيجه گرفت كه براى اصلاح جامعه، و اصلاح اعمال مردم بايد به اصلاح ريشه هاى اخلاقى عمل پرداخت، چرا كه غالب اعمال متّكى به ريشه هاى اخلاقى است.
به همين دليل، بيشترين كوششهاى انبياى الهى و مصلحان جوامع اسلامى، مصروف اين امر شده است كه با تربيت صحيح، فضائل اخلاقى را در فرد فرد جامعه پرورش دهند و رذائل را به حدّ اقل برسانند تا اعمال كه تراوش صفات اخلاقى است اصلاح گردد. تعبير به تزكيه در آيات متعدّد از قرآن مجيد نيز اشاره به همين معنى است، اين از يك سو.
از سوى ديگر، تكرار يك عمل نيز مى تواند تأثيرى در شكل گيرى اخلاق بگذارد، زيرا هر عملى انسان انجام مى دهد، خواه ناخواه اثرى در روح او مى گذارد و تكرار آن، آن اثر را پررنگ تر مى كند و تدريجاً تبديل به عادت مى شود، و باز تكرار بيشتر سبب مى گردد كه از مرحله عادت بگذرد و به «حالت» و «ملكه» تبديل شود، و يك ويژگى اخلاقى در انسان به وجود آورد.
بنابراين، عمل و اخلاق در يكديگر تأثير متقابل دارند و هر كدام مى تواند به نوبه خود سبب پيدايش ديگرى شود.
معناي انس با قرآن كريم
انس با قرآن كريم غير از مطالعه و تحقيق در قرآن است؛ اگرچه قرائت و تحقيق مقدمه و مبادي اولي انس است. انس با قرآن كريم و عشق و فهم و مجالست و مجانست با قرآن شرطهايي دارد و نخستين شرط آن دوستي و صفا و صداقت است. ممكن است كسي عمري قرآن را قرائت كند؛ اما با قرآن دوست نشود. بايد دانست قرآن كريم زنده و داناست؛ چرا كه فرمود: «والقرآن الحكيم» و ممكن نيست كه حكيم از ذوي العقول نباشد و انس با قرآن كريم؛ يعني انسان شب و روز به قرآن نظاره كند، آن را زيارت كند، ببوسد، ببويد، قرآن را به روي قلب خود و روي چشم خود بگذارد، با قرآن سخن بگويد، با او درد دل كند، قرآن را همراه خود داشته باشد و لحظهاي از او غافل نباشد كه اگر اين گونه شد، قرآن كريم كار خود را ميكند و اثربخشي مينمايد. اين كار را هر انسان عادي ميتواند انجام دهد و همان بهرهي مناسب خود را از قرآن ببرد. انس با قرآن كريم غير از علم به قرآن است؛ اگرچه بهترين راه انس، قرائت است؛ اما اگر كسي توان تلاوت آن را ندارد، ميتواند از قرآن كريم بهرهي خود را ببرد، مگر نميگوييد: «كمال همنشين در من اثر كرد»، همنشيني با قرآن مجيد نيز اثر خود را ميگذارد.
همانگونه كه بيان شد، اگر كسي با قرآن كريم انس حاصل نمايد، در ابتدا و آغاز ورود به قرآن كريم است و وي ابتداي رسوخ در بطن قرآن را يافته است ولي چنانچه انس حاصل نشود، با علم، فن، فلسفه و عرفان نميتوان ورود به قرآن و رسوخ در آن را حاصل نمود، بلكه قرآن كريم بايد انسان را بپذيرد و جزو دوستان خود قرار دهد و اين امر همانگونه كه بيان شد تنها در سايهي انس ممكن ميگردد. قرآن كريم و وحي حقيقتي خارجي است و آنچه در ميان دو جلد قرار دارد، حاكي و علامتي است براي حقيقت واقعي قرآن كه همهي جاي عالم را احاطه كرده است. در واقع، آيههاي قرآن مانند شماره تلفن است كه هر كدام را گرفتيد، همان مكان مورد نظر زنگ ميزند، حال اگر هر آيهاي را گرفتيد و زنگ زد، نشانهي آن است كه شما به بطن قرآن كريم راه پيدا كردهايد و اگر انس و رسوخ حاصل شود، گاه آيهاي در خواب شما ظاهر ميشود و تأويل خود را نشان ميدهد و از اين راه ميتوان فهميد آيهاي نسخ شده است يا خير.

بخشيدن
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالودم به بد دیدن
وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم
که در طریقت ما کافری است رنجیدن
به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات
بخواست جام می و گفت بخشیدن...!
پ ن : تشكر از عزيزي كه اين شعر را برايم فرستاده است.
اسلام براى انسانها آزادى فكر و گزينش قائل شده است . قرآن كريم در ضمن دهها آيه ، مردم را بر مى انگيزد تا در مسائل مختلف اخلاقى ، اجتماعى و اصول و قواعد بينديشد و در پرتو علم و انديشه و بينش صحيح ، آرمانى را پذيرا گردند و هيچ گاه چشم بسته ، به مسلكى پاى در نبندند. اسلام هنگامى درخشيد كه شعار اديان ديگر، به ويژه مسيحيت اين بود كه :چراغ عقلت را خاموش نگهدار و آنچه به شما گفته مى شود كوركورانه ايمان بياور . ولى قرآن با صراحت كامل بيان مى دارد: لا اكراه فى دين قد تبين الرشد من الغى . اجبارى در دين نيست ، راه نيكبختى از گمراهى آشكار است . قرآن در دهها آيه ، انسان مقلد را كه چشم بسته به مسائل پوچ و خرافى ، پاى در مى بندد و از عقايد بى اساس پدران خود، كور كورانه و بدونه دليل تقليد مى كند نكوهش مى كند كه چرا در اين اعتقادات ، نمى انديشند: هنگاميكه به پيروى از خدا و رسول فراخوانده مى شويد، مى گويند روش پدران ما براى ما كافى است ، هر چند پدرانشان چيزى نمى دانستند و هدايت نيافته بودند. قرآن عزيز مى فرمايد: انانكه از پيامبر امى (درس نخوانده ) - كه چگونگى اش را در تورات و انجيل خود نوشته مى يابيد - پيروى كنند، رستگارند. پيامبرى كه ايشان را به معروف وامى دارد و از زشتيها و پلشتيها باز مى دارد و پاكيزه را حلال ، و پليدى را حرام مى كند، پيامبرى كه بندهاى سنگين اسارت را از گردن هاى ايشان برمى دارد....
ناله پیر زن و اشک یتیمان نگذاشت
خواستم زنده بمانم،غم دوران نگذاشت
خواستم غم نخورم، این غم هجران نگذاشت
خواستم دست به هر کار خلافی بزنم
آیه ی خوف فمن یعمل قرآن نگذاشت
خواستم کاخ بسازم که زند سر به فلک
ناله کوخ نشینان بیابان نگذاشت
خواستم بهر دو نان منت دونان بکشم
پاسخ مور به پیغام سلیمان نگذاشت
خواستم جامه بپوشم و بنوشم می ناب
یاد لرزیدن سرمای زمستان نگذاشت
خواستم شعر بگویم که بخندند همه
ناله پیر زن و اشک یتیمان نگذاشت
یاس می خواست برد از دل من، نور امید
فطرتم بر سر عقل آمد و وجدان نگذاشت
شاعر: ناشناس
خلاصه از تاريخ و عقاييد فرقه شيعه زيديه
زيديه فرقه اى هستند كه پس از امام على عليه السلام و امام حسن عليه السلام و امام حسين عليه السلام به امامت زيد فرزند امام سجاد عليه السلام قاتل اند و امام سجاد عليه السلام و ساير امامان بعدى شيعه اثنى عشريه را تنها به عنوان پيشوايان علم و معرفت مى پذيرند. نكته مهم در بررسى اين فرقه آن است كه بايد حساب زيد را از زيديه جدا كرد. از اين رو ابتدا به شخصيت زيد اشاره مى كنيم و سپس زيديه را مطرح مى كنيم .
فرقه هاى زيديه
زيديه موفق شدند در مراكش و طبرستان و يمن حكومتهايى تشكيل دهند كه ديرپاترين آنها دولت زيديه در يمن است كه در سال 288 هق توسط يحيى از نوادگان امام حسن عليه السلام ، ملقب به الهادى الى الحق ، تاءسيس شد و تا سال 1382 كه حكومت جمهورى در يمن برپا شد ادامه داشت . امروزه نيز مهمترين پايگاه زيديه كشور يمن است.
ادامه مطلب
تفسير قرآن كريم
براي تفسير قرآن كريم معاني متفاوتي ارايه شده است كه ساده ترين آن " روشن نمودن مفهوم آيات قرآن وواضح ساختن منظور پروردگار" است. در تفسير؛ مدارك غير قابل اطمنان و همچنان گفتار شخصي و راي ونظر تفسير كننده اعتبار ندارد.
مدارك ومنابع تفسير :
1 – ظواهر الفاظ قرآن ، قران به قرآن.
2 – عقل فطري سالم از گرايش هاي شخصي.
3 – دستور ها و گفتار هاي موثق معصومين (ع).
4 – "خبر واحد" كه داراي حجيت و اعتبار باشد.
به نظر نگارنده اين ستور، (ضمن احترام به تفاسير ديگر) از ميان تفاسير فارسي موجود كه تا كنون مطالعه كرده ام ، جامع ترين آنها ، تفسير شريف " تسنيم" آيت الله استاد جوادي آملي است. اگرچه يك مقدار علمي و سنگين است و فهم آن براي برخي افراد مشكل ، اما غير قابل فهم نيست. لازم به تذكر است كه اين تفسير تاكنون كامل نشده و تا جلد 17 آن انتشار يافته و در حال كامل شدن است.
قطره و دريا
امام علي (ع) : وَما اَعْمالُ البِرِّ كُلِّها وَالجِهادِ في سَبيلِ اللّهِ عِنْدَالاَمْرِ بِالْمَعْروفِ وَالنَّهْيِ عَنِ
المُنْكَرِ اِلاّكَنَفْثَةٍ في بَحْرٍ لُجِّيٍّ. (نهجالبلاغه ـ حكمت 374)
همه كارهاي نيك و جهاد در راه خدا در مقايسه با امر بمعروف و نهياز منكر، جز به مانند آب دهان در برابر درياي بيكران، نميباشد.
... به راستي چه كاري از ميان همة كارهاي نيك، بيشترين و برترين ارزشرا داراست؟ و چه كسي ميتواند آن را ارزيابي كند و در بين كارهاي خوببهترين آن را برگزيند؟ البته خوب بودن هر كاري، در گروِ آثار مثبتي است كهآن كار از خود بجا مينهد. اين آثار مثبت گاهي جنبة فردي دارد و برايتقويت ايمان و تثبيت تقوي و تامين رشد و تعالي معنوي شخص مفيد است وگاهي جنبة اجتماعي داشته موجب نجات انسانها از مشكلات معنوي و ماديو فراهمكردن زمينة سعادت افراد جامعه ميشود.
پيشوايِ نيكوكاران و امامِ شايستگان، در اين عبارت، بهترين و برتريناعمال را «امر بمعروف و نهي از منكر» شمردهاند، و حتي در مقايسه با «جهادفيسبيلالله»، امربمعروف و نهي از منكر را به درياي بيكران و عميق و همةكارهاي نيكِ ديگر را ـ كه جهاد هم يكي از آنها است ـ به آب دهان تشبيهكردهاند. چگونه نميتوان عظمت و بزرگي دريا را به آب دهان سنجيد،همانگونه بزرگي و اهميت امر بمعروف و نهي از منكر را با ساير كارهاينيك، نميتوان مقايسه كرد.
وظيفة اعضاي جامعة اسلامي كه ولايت يكديگررا پذيرفتهاند اين است كه مراقب يكديگر باشند و براي حفظ بهداشت معنويو فرهنگي جامعه، با انگيزهاي برخاسته از رافت و رحمت اسلامي و الهييكديگر را در پيمودن راه خدا و حفظ سلامت جامعه، ياري رسانند كه شايدبهترين مصداق «تعاون» همين امر باشد.
ادامه مطلب
خدايا ! خوبي هاي بندگاند را به من نشان ده ،
چون ديدن بدي هاي آنان سبب تيرگي
دل و بدگمانيم خواهد شد.
پ ن : ديروز يك چيزي نوشتم و بعد چيز هاي شنيدم . ظاهرا درست گفته اند كه هر حرفي را نمي شود هرجايي گفت !

عذاب خدا سخت است
بسم الله الرحمن الرحيم
امروز صبح قرآن مي خواندم به سوره حج رسيدم ، آيات اول آن تكان دهنده است، براي شما ترجمه اين آيات را مي گزارم شما هم بخوانيد ؛
اي مردمان خدا ترس و پرهيزكارباشيد كه زلزله روز قيامت بسيار حادثه بزرگ وواقعه سختي خواهد بود* چون هنگامه آن روز را مشاهده كنيد، هر زن شيرده طفل خود را از هول فراموش كند و هر آبستن بار رحم بيفكند و مردم را ( از وحشت آن روز) بيخود و مست بنگري در صورتكه مست نستند و ليك عذاب خدا سخت است*.
سوره مبارك حج آيات يك ودو

فرا رسيد ماه ذي حجه را به همه دوستان تبريك مي گويم. براي اين ماه شريف به خصوص دهه اول آن اعمال خاص وبا فضيلت فراوان وارد شده است كه دوستان مي توانند با مراجعه به كتاب مفاتيح الجنان از كفيت آن آگاه شوند. التماس دعا.
اسم اعظم الهى
در روايات بسيارى ، موضوع (اسم اعظم خداوند) مورد اشاره قرار گرفته و اينكه هر كس خدا را بـا اسـم اعـظـمش بخواند، دعايش مستجاب مى گردد و هر چه از خدا بخواهد، به او مى دهد. در ذيل روايتى از رسول خدا(ص ) نقل شده كه فرمود:
(وَالَّذى نـَفـْسـى بـِيـَدِهِ، لَقـَدْ سـَاءَلَ اللّهَ بِاسْمِهِ الاَْعْظَمِ الَّذى اِذا سُئِلَ بِهِ اَعْطاهُ وَ اِذا دُعِىَ بِهِ اَجابَ) (1)
قـسـم به كسى كه جانم به دست اوست ، او خدا را به اسم اعظمش خواند، همان اسمى كه هرگاه به وسيله آن ، چيزى از خدا بخواهند، عطا مى كند و اگر او را به آن بخوانند اجابت مى نمايد.
امـا در مـورد ايـن كـه كدام يك از نام هاى خداوند (اسم اعظم ) است ، روايات متعدد و متفاوتى ذكر شده و اين تفاوت ممكن است به دليل تعدّد اسم اعظم باشد. امام صادق (ع ) فرمود:
(اسم اعظم خداوند در سوره حمد پراكنده است .) (2)
امام رضا(ع ) نيز فرمود:
(بـِسـْمـِاللّهِ الرَّحـْمـنِ الرَّحـيـمِ بـه اسـم اعـظم خدا از سياهى چشم به سفيدى آن نزديك تر است . (3)
امام صادق (ع ) به يكى از اصحاب خود فرمود:
آيـا نـمـى خـواهـى اسـم اعـظـم خـدا را بـه تـو بـيـامـوزم ؟ آن گـاه فـرمود: بخوان سوره حمد و (قـل هواللّه ) و آية الكرسى و (انّا انزلناه ) را، سپس رو به قبله كن و درخواست كن آنچه را دوست دارى . (4)
اما نكته قابل توجه اين است كه حروف و الفاظ يك كلمه يا جمله يا آيه اى از قرآن به تنهايى داراى اثـرى نيست ، بلكه تقوا و پاكى و حضور قلب گوينده و توجه خاص او به خدا و قطع امـيـد او از غـيـر خـدا و تـوكـّل بـر ذات پـاك اوسـت كـه شـرايـط رسـيـدن بـه اسـم اعـظـم را تشكيل مى دهد. مفاهيم اين الفاظ بايد در جان انسان قرار گيرد و متخلّق به معناى آنها گردد تا بـه مـرحـله اى از كـمـال بـرسـد كه دعاى او مستجاب و حتّى تصرّف او در موجودات تكوينى به فرمان خدا نافذ گردد. (5)
مرحوم علاّمه طباطبائى در اين زمينه چنين مى نويسد:
اسـمـاى الهـى ـ بـه طـور كلى ـ و اسم اعظم او ـ به صورت خاص ـ هر چند در عالم هستى مؤ ثر بـوده و واسـطه ها و اسباب نزول فيض از ذات متعالى او در اين عالم مشهود هستند، ولى تاءثير آن مـربـوط بـه حـقـايـق ايـن اسما است ، نه خود الفاظى كه دلالت بر فلان معنا دارد و نه به معانى آنها كه از الفاظ فهميده شده و در ذهن تصور گرديده ، بلكه معناى اين تاءثير اين است كـه خـداى تعالى ، كه پديدآورنده هر چيزى است ، هر چيزى را به يكى از صفات كريمه اش ، كـه مناسب آن چيز است و در قالب اسمى است ، ايجاد مى كند، نه اينكه لفظ خشك و خالى اسم و يـا مـعـنـاى مـفـهـوم از آن و يـا حـقـيـقـت ديـگـرى غـيـر ذات مـتـعـالى خـدا چـنـيـن تـاءثـيـرى داشـتـه باشد. (6)
1- بحارالانوار ، ج 93 ، ص 225 .
2- همان ، ص 223 .
3- بحارالانوار ، ج 93 ، ص 224 .
4- همان ، ص 223 .
5- پيام قرآن ، ج 4 ، ص 56 ـ 58 .
6- الميزان ، ج 8 ، ص 355 .

چگونه مي توان به مقام دوستي اهلبيت رسيد؟
براي نيل به مقام دوستي اهلبيت دو راه وجود دارد كه هردو ملازم همديگر مي باشد ؛ نظري و عملي.
نظري : " محبت " فرزندي است كه در دامان معرفت و شناسايي پرورش مي يابد و آن گاه كه معرفت حاصل شد، كشش به سوي محبوب و شكل گرفتن طبق روش او نيز حتمي خواهد بود. از اين رو نخستين قدم در ايجاد محبت و نيل به مقام دوستي اهلبيت (ع) ، شناخت آنان است و براي شناخت سه راه وجود دارد:
1- مطالعه تاريخ زندگاني آنان.
2- مطالعه و تفكر در سخنان و عملكرد آنان.
3- شناخت خدا ( زيرا؛ با شناخت خدا و صفات او مي فهميم كه اهلبيت كه متصف به اوصاف و اسماء الهي هستند چه ويزگي هاي دارند)
عملي : در اين راه نيز دو روش اساسي وجود دارد ؛
1- تبعيت از آنان؛ عمل كردن به سخنانشان و اجتناب ازحرام و عمل كردن به واجبات، هم شكلي با آن سروران، متخلق شدن به اخلاق آنان در سخن وعمل. باروري و همچنين فزوني محبت به آن عزيزان ، به دوست داشتن امور و افرادي است كه آنان دوست مي دارند و متنفر بودن از هر كس و چيزي كه ايشان، مبغوضش مي دارند.
2- رابطه وپيوند داشتن؛ زيارت آنان در حرم هاي پاكشان و ياد كردن ايشان از دور ونزديك، موجب ايجاد محبت مي شود. اينكه بر زيارت اهلبيت (ع) اين همه ثواب مترتب بوده و اين همه به آن توصيه شده است؛ براي اين است كه با آنان " رابطه" پيدا شود. وقتي رابطه پيدا شد، " تشبه" پديد مي آيد و وقتي تشبه پيدا گشت ، " عشق ومحبت" به حد اعلاي خود مي رسد.
سلام بر شما اي خاندان نبوت و موضع ودايع رسالت.
سلام بر شما اي محل هاي نزول ملايك و معادن رحمت.
سلام بر شما اي وسايط فيوض الهي بر مخلوقات.
ضمن عرض تسليت مجدد سالروز شهادت مظلومانه امام نهم حضرت جواد (ع) به پيشگاه امام زمان (عج) وشما دوستان گرامي .
شايد ياد آوري اين نكته كمي دور از ذهن باشد كه ايام شهادت و ولادت بزرگان دين ومذهب فرصتي خوبي است براي مطالعه مجدد شخصيت، اهداف ، خواسته ها و نحوه زندگي آنان . زيرا ؛ مسلمان واقعي همواره به ياد آنان بوده و گفتار وكردار آنان سر لوحه زندگي شان است . با اين وجود، بازهم ياد آوري برخي از مسايل خالي از لطف نخواهد بود.
ما وقتي مدعي هستيم " از شما ( ائيمه) اطاعت مي كنيم و اطاعت از شما اطاعت از خدا است..." در اين ادعا چقدر صادق هستيم . بياييم يك كمي با خود مون خلوت كنيم ، بيني و بين الله ، راست مي گوييم يا ... شايد برخي ها بگويند ؛ اي بابا در اين زمانه كه همه چيز بر روي دروغ ووو بنا نهاده شده است كسي بخواهد علي وار زندگي كند بايد ... و يا فلاني كه ادعاي چنين وچنان دارد چرا چنين نيست ؟ حرف شما درست ، اما خلاف ديگري دليلي براي خلاف شما نمي شود. از سوي هم گناه شما را بپاي ديگران نمي نويسند و برعكس .
امام جواد(ع) و راز شهادت
تقواى الهى و عدم همراهى با فساد در بار
برترى دانش و تفوق علمى
بزرگداشت نهضتهاى شيعى
درود و سلام و صلوات خدا بر جواد الائمه(ع) آن هنگام كه باميلادش جلوه زيباى مباركترين مولود را رقم زد و آن هنگام كه باقامت زيباى امامتخويش قيامتى از شكوه و جلال و عظمت الهى رامتجلى ساخت و آن زمان كه در آخر ذى قعده سال 220 هجرى ديده ازجهان فرو بست و با غروب غمگنانه و افتخار آفرين خويش تجلى بخشآيات جهاد و شهادت گشت.
ادامه مطلب
