|
|
|
|
|
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
«جهانى استبنشسته در گوشهاى»
|
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
بلبلان را آرزويى جز گل و گلزار نيست
عاشقان را لذتى جز لذت ديدار نيست |
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
منظور از «وجه الله» چيست؟
در سوره بقره آيه 272 مى خوانيم «و ما تنفقون الاّ ابتغاء وجه اللّه» جز براى رضاى خدا انفاق نكنيد در اينجا اين سؤال مطرح مى شود كه منظور از (وجه اللّه) چيست؟ «وجه» در لغت به معنى «صورت» است، و گاهى به معنى «ذات» بكار برده مى شود، بنابراين «وجه الله» يعنى ذات خدا، انفاق كنندگان نظرشان بايد ذات پاك پروردگار باشد، پس ذكر كلمه وجه در اين آيه و مانند آن متضمن يك نوع تأكيد است، زيرا هنگامى كه گفته شود «براى ذات خدا» تأكيد آن از «براى خدا» بيشتر است، يعنى حتماً براى خدا باشد و نه ديگرى. به علاوه معمولا صورت انسان شريف ترين قسمت ظاهرى بدن اوست، زيرا اعضاى مهم بينائى، شنوائى، و گويائى در آن قرار گرفته اند، به همين دليل هنگامى كه كلمه وجه بكار برده شود شرافت و اهميت را مى رساند، در اينجا هم «به طور كنايه» در مورد خداوند بكار برده شده است و در واقع يك نوع احترام و اهميت از آن فهميده مى شود، بديهى است كه خدا نه جسم است و نه صورت دارد.(1) 1 ـ تفسير نمونه 2/263 منبع ؛ 180 پرسش و پاسخ برگرفته از تفسير نمونه |
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
سيدي نوراني آیت الله نجابت از آیت الله سید حسن مصطفوی نقل کردند که می فرمود: یک زمانی به نجف مشرف شدم تا آقای قاضی را زیارت کنم و از محضرش استفاده کنم، ولی بر اثر بدگویی برخی طلاب جاهل می ترسیدم به محضر آقای قضای بروم. یک روز در کنار در بزرگ بازار حرم نشسته بودم و کسانی را که از در قبله سلطانی به حرم رفـت و آمد می کردند می دیدم. یک لحظه در فکر فرو رفـتم که اصلاً من برای چه به نجف امده ام، من برای ملاقات با آقای قاضی به این جا آمده ام ولی می ترسم. در همین اوان که نشسته بودم و در این فکر بودم دیدم یک سید بزرگواری از حرم مطهر بیرون آمد و دور تا دور بدنش را نوری احاطه کرده بود. چنان که از شش جهت اندامش نوری ساطع بود و من شیفـته این آقا شدم، دیدم طرف در سلطانی حرم رفـت و نزد قبر ملا فـتحعلی سلطان آبادی نشست. در این لحظه دیدم آن سید نورانی به کسی (كه همان آقاي قاضي بود) چیزی گفـت و او نزد من آمد و گفـت: آن سید می فرماید: ای کسی که اسمت حسن است، سریره ات حسن است، شکلت حسن است، شغلت حسن است چرا می ترسی؟ پیش بیا، پیش ما بیا و نترس، و ما این چنین به محضر آقای قاضی مشرف شدیم.» |
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
اذكار دينى و آموزش معارف
انسان عاقل، نه از اين و آن، ذكر طلب مىكند و نه در برابر خواسته ديگران، به آنان ذكر مىآموزد، بلكه به همين دستورات دينى عمل مىكند و آن را به ديگران ارائه مىكند. گاهى انسان را به گناه دعوت مىكنند، اما مانعى فرا راه او پديد مىآيد. او نمىداند راهى كه به آن دعوت شدهاست، راه گناه است و نيز نمىداند چرا راه بندان شد، اما بعد مىفهمد او را به مجلس گناه دعوت كرده بودند و اين راه بندان، همان «حول الهى» بود كه بين او و گناه حائل شد. اين كه ما در نماز مىگوييم: «بحول الله و قوته اقوم و اقعد» به اين معنا نيست كه فقط در حال نماز كه بر مىخيزيم و مىنشينيم، «بقوة الله» است; بلكه به اين معناست كه همه حركات و سكنات ما، در نماز و در غير نماز به قوت الهى است. لطفا ادامه مطلب را مطالعه فرمایید |
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
بعضى از آداب و شرايط ذكر
بدان كه: «ذكر» ، كه عبارت است از: ياد خدا كردن، پس نفع آن در صورتى استكه: دوامى داشته باشد، يعنى: دايم يا اكثر اوقات در ياد خدا باشد، و به زبان، او را يادكند، با حضور قلب و فراغت دل و توجه تام به خداوند علام، تا اينكه فكر او در دلقرار گيرد، و انوار عظمت او بر دل بتابد، و از اشراقات خورشيد جمال او سينه گشادهگردد.و اين ثمره جمله عبادات و غايت مطلب از همه طاعات است.و از براى ذكر،اولى است و آخرى.اول آن باعث انس و محبت مىشود.و آخرش را انس و محبتباعث مىگردد، و مطلوب، حصول اين انس و محبت است.پس بنده در ابتداى امر، بهمشقت و زحمت، دل خود را از وساوس، و زبان خود را از سخن دنيا باز مىدارد.پساگر توفيق مداومتيافتبه آن انس مىگيرد.و محبت در دل او ريشه مىكند،همچنان كه كسى ابتدا طعامى در مذاق او ناگوار باشد و به زحمت آن را تناول كند ومداومتبر آن نمايد، عاقبتبه آن معتاد مىشود و با طبع او موافق مىگردد كه تركآن را نمىتواند كرد. پس همچنين ذكر خدا، چون آدمى مدتى بر آن مواظبت كرد انس به خدا مىگيرد.وچون انس به او حاصل شد از هر چه غير او است منقطع مىگردد و به جز ياد خدا در دلاو چيزى باقى نمىماند.و چون وقت مرگ رسد فرحناك مىگردد كه ضروريات حياتكه فى الجمله او را از ياد خدا غافل مىكرد در اين وقت از او جدا مىشود، زيرا بعد ازمرگ، مطلقا عايقى نيست، پس گويا داخل خلوت محبوب خود مىگردد و از زندانمستخلص مىشود.و دايم در لذت و بهجت است تا به ملاقات خدا فايز گردد. و هان! تا چنان ندانى كه: «ذكر» ، مجرد حركت دادن زبان است؟ ! بلكه «ذكرحقيقى» ، عبارت است از: ياد نمودن خدا در دل.و چون زبان هم به موافقت دل حركتكند «نور على نور» .و اما مجرد ذكر زبان، اگر چه هرگاه به قصد قربت و ثواب باشدفايده بسيار بر آن مترتب است اما اثر انس و محبت، بدون حضور قلب و ياد خدا دردل حاصل نمىگردد. و مخفى نماند كه: اذكار بسيار است، مثل: «لا اله الا الله» و «سبحان الله» و «الحمد لله» و «الله اكبر» و «لا حول و لا قوة الا بالله» و «تسبيحات اربع» و «اسماء الله» ،و غير اينها.و در فضيلت هر يك از اينها اخبار بسيار وارد شده است.و مداومتبر هريك، باعث صفايى از براى نفس، و گشادگى از براى سينه مىشود.و هر ذكرى كه دلالت آن بر عظمت و جلال و عزت و كمال ايزد - متعال - بيشتر است، افضل است. و از اين جهت گفتهاند: «لا اله الا الله» افضل از همه اذكار است، زيرا كه: دلالتبر يگانگى و وحدانيتخدا مىكند. |
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
راه غفلتزدايى
راه غفلت زدايى، چنانكه گذشت، «ذكر» است; كتاب و سنتبراى غفلتزدايى از انسان، اذكار را به عنوان ادعيه و عبادات، مشخص كردهاند تا انسان، هنگام صبح، ظهر، شام، قبل و بعد از خواب، هنگام خوردن غذا و پس از آن، هنگام مشاهده مرده يا بيمار يا بعد از بهبودى از بيمارى و در روزهاى هفته و در ساعات روز و در اعياد دينى و مانند آن، ذكرى مناسب بگويد. (5) به ما دستور داده شده است كه در كنار سفره براى هر يك از انواع غذا «بسم الله الرحمن الرحيم» بگوييم و اگر موفق نشديم، در طليعه امر بگوييم: «بسم الله من اوله الى آخره» و اصولا گفتند هر كارى كه مىكنيد، در آغاز «بسم الله الرحمن الرحيم» بگوييد كه به اين ترتيب، آن كار نمىتواند چيزى جز واجب و مستحب باشد. البته اگر مباح هم باشد مىشود به آن، صبغه عبادى داد. چون نمازگزار با خداى خود، مناجات مىكند، شايسته است تميزترين لباس را در هنگام نماز بپوشد و معطر باشد. ثانيا، پس از اين مناجات (نماز) مستحب است نمازگزار سى و چهار بار«الله اكبر»سى و سه بار«الحمد لله»و سى و سه بار«سبحان الله»بگويد و اين ذكرى است كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به وجود مبارك حضرت صديقه طاهره فاطمه زهراء (سلاماللهعليها) آموخت. اگر نماز گزار بداند كه با خدا مناجات مىكند و مناجات با او لذيذ و گوارا باشد، هرگز نماز را رها نمىكند، چنانكه گفتگو با دوست در كام انسان شيرين است و هر چند طولانى شود از آن احساس ضعف و خستگى نمىكند. لطفا ادامه مطلب را مطالعه فرمایید |
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
اکیدا ممنوع!
رسول الله صلى الله عليه و آله : از ما نيست كسى كه به مسلمانى مكر كند. |
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحیم اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَهْتِكُ الْعِصَمَ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ النِّقَمَ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُغَيِّرُ النِّعَمَ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لىَ الذُّنُوبَ الَّتى تَحْبِسُ الدُّعاَّءَ اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتى تُنْزِلُ الْبَلاَّءَ اَللّهُمَّ اغْفِرْلى كُلَّ ذَنْبٍ اَذْنَبْتُهُ وَكُلَّ خَطَّيئَةٍ اَخْطَاْتُها. اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم |
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
اثبات حقانيت سيد محمد حسن قاضي پسر آقای قاضی مي گويد: یک بار پشت سر آقای قاضی حرکت می کردم، آن وقت خیلی جوان بودم، یک آشیخی آمد پیش آقای قاضی و گفـت: از کجا معلوم حرف های تو درست است، من می خواهم از خود حضرت ولی عصر (عج) بشنوم. فرمودند: خب برویم. ناگهان دیدم آثاری از شهر نیست و در بیابانی قدم می زنیم. از دور یک بلندی را دیدم که یک عده ای می آیند و می روند. آن جا که رسیدیم، آن شیخ پشیمان شد و گفـت: نه من نمی خواهم. من را برگردان. آقای قاضی گفـت: تو خودت اصرار داشتی برویم و ببینیم. شیخ گفـت: نه نمی خواهم و برگشتیم. دیدم همان مکان و همان کوچه و همان شهر هستیم. |
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
قابل توجه پدرا، مادرا ، خواهرا و برادران! ثواب نماز متاهل
متاهل مى خواند ،رتر از هفتاد ركعت نماز است
كه مجرد مى خواند. |
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
زمينه ساز غفلت
غفلت عوامل گوناگونى دارد و يكى از مهمترين عوامل آن خاطرات ناخوانده است. انسان طبيعى دائما به فكر مسائل لذت بخش مادى است. تا هنگامى كه مشغول كار است، نه تنها بدن، كه فكر او نيز مشغول كار است. آن جا ظاهر و باطن، هماهنگ است، يعنى وقتى سرگرم لذت است قلبش متوجه جاى ديگر نيست; بلكه قلب و قالب، هر دو متوجه كار لذيذ است. كسى كه به مال دل بسته است در حال لذت بردن از مال بدن و دلش، هر دو متوجه مال و لذت از آن است، ليكن هنگام نماز بدنش به ركوع و سجود مىپردازد، ولى روحش متوجه مال است. لطفا ادامه مطلب را مطالعه فرمایید |
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
این لا اله الا الله قبول است روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله در حالى كه در ميان عده اى از ياران خود كه على بن ابيطالب عليه السلام نيز يكى از آنان بود نشسته بود، فرمودند: كسى كه بگويد لا اله الا الله وارد بهشت مى شود. دو نفر از ياران او گفتند: ما نيز مى گوييم لا اله الا الله . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: گواهى به لا اله الا الله فقط از اين (على بن ابيطالب ) و شيعيانش كه پروردگار از آنان پيمان گرفته است ، پذيرفته است . آن دو نفر دوباره گفتند: ما نيز مى گوييم لا اله الا الله . در اين هنگام رسول خدا صلى الله عليه و آله دستش را بر سر على گذاشته و فرمودند: نشانه آن اين است كه پيمان او را نشكنيد؛ در جايگاه او ننشينيد و سخن او را تكذيب نكنيد. |
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
منظور از «لقاء اللّه» چيست؟
در آيات متعددى از قرآن مجيد كه اشاره به قيامت و رستاخيز مى كند تعبير به «لقاء الله» يا «لقاء ربّ» آمده است بدون شك منظور ملاقات حسى پروردگار نيست، چرا كه ملاقات حسى تنها در مورد اجسام است كه داراى مكان و زمان و رنگ و كيفيات ديگرند، به طورى كه مى توان آنها را با چشم ظاهر ديد. بلكه منظور يك شهود باطنى و ديدار و ملاقات روحانى و معنوى با خدا است، زيرا در قيامت حجاب ها كنار مى رود، و آثار خداوند چنان در عرصه محشر و تمام صحنه ها و مواقف قيامت ظاهر و آشكار مى گردد كه همه كس حتى كافران خدا را با چشم دل مى بينند، و او را ديدار مى كنند! (هرچند اين ديدارها متفاوت است). مرحوم علامه طباطبائى در تفسير الميزان چنين مى گويد: «بندگان خدا در شرائطى قرار مى گيرند كه حجابى ميان آنها و پروردگارشان نيست، زيرا طبيعت روز قيامت ظهور و بروز حقايق است.لطفا ادامه مطلب را مطالعه فرمایید |
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
تاثير ذكر لا اله الا الله در شب جمعه يازدهم رجب 1388 ه. ق . مطابق 12/7/1347 ه.ش، بر اثر مراقبت و حضور، التهاب و اضطراب شديدى داشتم، و با برنامه عملى جناب استاد علامه طباطبايى - رضوان الله عليه - روزگار مى گذراندم؛ تا قريب يك ساعت به اذان صبح كه به ذكر كلمه طيبه )لا اله الا الله (اشتغال داشتم، ديدم سر تا سر حقيقت و همه ذرات مملكت وجودم با من در اين ذكر شريف همراهند و سرگرم به گفتن )لااله الا الله اند(؛ ناگهان به فضل الهى جذبه اى دست داد كه بسيار ابتهاج به من روى آورد. مثل اين كه تندبادى سخت وزيدن گيرد آنچنان صدايى پى درپى هيچ مكث و تراخى بر من احاطه كرد، و سيرى سريع پيش آمد كه هزار بار از سرعت سير جت سريع السير در فضا فزونتر بود، و رنگ عالم را بدان گونه كه ديده ام از تعبير ان ناتوانم. عجب اين كه در آن اثناء گفتم: چه خوش است كه به دنيا برنگردم، وقت اين معنى در دلم خطور كرده به ياد عائله افتادم كه آنها سرپرست مى خواهند، باز گفتم : آنها خودشان صاحب دارند، به من چه؛ تا چيزى نگذشت كه از آن حال شيرين باز آمدم و خودم را در آنجا نشسته بودم ديدم. ان الله سبحانه فتاح القلوب و مناح الغيوب. منبع : وبلاک " اسراری شگفت از بندگی" http://mamlook.blogfa.com/post-21.aspx |
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
از کوزه همان تراود... حضرت عیسی (ع) از میان قومی از یهودیان عبور کرد. آنها به حضرت حرف های بد و زشت گفتند. ولی حضرت به آنها مطالب خیر و خوب گفت . کسی عرض کرد آنان به تو حرفهای ناپسند گفتند. ولی شما کلمات خیر گفتید؟ حضرت فرمود : هرکس آنچه نزدش ( درباطن و نفسش) می باشد. انفاق می کند و بیرون می دهد. ازقدیم گفته اند از کوزه همان تراود که در اوست. |
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
اظطراب دارم! يکي از شايع ترين ترس هاي بزرگسالان ، اضطراب صحبت کردن در جمع است . در حالي که درجاتي از اضطراب ، جزء طبيعي صحبت کردن در جمع ، حضور و يا هر گونه اجرا در برابر جمع طبيعي و مورد انتظار تلقي مي شود ، عده اي چنان مضطرب مي شوند که توانايي صحبت کردن آنها مختل مي شود . لطفا ادامه مطلب را مطالعه فرمایید |
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
آیاچنان هستی که می نمایی؟ گویند : روزی مستی در بغداد افتاده بود و حال راه رفتن نداشت. جنید بغدادی اورا دید ؛ چشم مست به او افتاد و شرمسار گردیده گفت ؛ من چنینم که می بینی! آیاچنان هستی که می نمایی؟ جنید به سبب صدق گفتار مست ، به گریه افتاد. رنگارنگ2/154 |
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
چرا امامان از علم غیب استفاده نمیكردند؟ آیا امامان معصوم - كه سلام و درود خدا برآنان باد- علم غیب داشتند؟ آیا آنان از اخبار گذشته و آینده با خبر بودند؟ اگر همه چیز را میدانستند چرا مطابق آن عمل نمیكردند؟ چرا از برخی اتفاقات، با آنكه از قبل آن را میدانستند، جلوگیری نمیكردند؟ چرا...؟ معصوم به اذن خدا از غیب با خبر بوده و از هرآنچه كه در مصالح امّت اسلامی دخالت دارد، آگاه است. با این همه باید به چند نکته توجه داشت: 1- علم غیب تکلیفآور نیست؛ یعنی اگر انسان از راه شرایط حجیّت و مانند آن، علمی بدست آورد، در برابر آن تکلیف دارد؛ ولی علمی که از ناحیه غیب به دست آمده، تکلیف نمیآورد. 2- سنّت خداوند چنین اقتضا میکند که معصومان علیهمالسلام هم، مانند انسانهای دیگر، آزموده شده و آسیب ببینند، بنابراین نباید از این علم استفاده کنند یا به تعبیری به استفاده از آن مامور نبودهاند؛ البته گاهی اوقات برای یاری دین از غیب کمک میگرفتند؛ ولی اصل بر این بود که در جریان امور عادی از علم غیب استفاده نکنند. (به طور كلی صلاحدید استفاده از علوم غیبی به دست خدا بوده و هرگاه خداوند بر معصومان اجازه فرماید آنان به علوم غیبی متوسل شده و آن را به كار میبندند). 3- امامان و پیامبران برای هدایت بشر به راه راست و زندگی متعالی و با سعادت برانگیخته شده بودند و مأمور بودند تا با یك زندگی معمولی مانند سایر افراد بشر و با بكار گیری فرمانهای خدا و دستورهای عقل، الگویی باشند تا همگان بدانند كه با اتكا به عقل و پیروی از شرع میتوان قلههای نیكبختی را در نوردید. آنان برای انجام امور عجیب و رهانیدن خود از مشكلات با دست یازی به علوم غیبی و ... مبعوث نبودند. و نمیخواستند خوشبختی را با امور غیبی به دست آورند، بلكه تمام هدف آنان این بوده كه بگویند هركه از این دو چراغ بهره گیرد به حتم رستگار خواهد بود. منبع : سایت تبیان |
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
حبیب الله محمدی
|
|
||
|
|
|
|
خدا با ديدن اين صحنه چه كرد؟
السلام عليک يا امالمصائب يا زينب! سلام بر تو اي بانوي غريب دور از وطن، سلام بر تو اي اسير شهر به شهر و اي زنداني وادي به وادي، سلام بر تو اي که در خرابه شام مسکن گزيدي. سلام بر تحير تو به هنگام ديدن سر برادر و سلام بر تسلط تو، سلام بر صبر تو و سکوت تو و فرياد تو و قنوت تو! سلام بر تعبد تو! سلام بر آخرين کلام حسين با تو! و سلام بر روح بزرگوار تو، مسجود فرشتگان آسمانها، صلي عليک ملائکه السماء. | ||