ای آدمی زاده !
از تورات نقل شده است كه : كسى كه به قضاء و قدر من راضى نشود و بر بلاى من صبر نكند و شكر نعمتهاى مرا نكند، پروردگارى غير از مرا بايد انتخاب كند (يعنى در اين صورت من خداى او نيستم ) كسى كه شب را به صبح آورد در حالى كه براى دنياى خود محزون باشد، مثل اين است كه شب را به صبح آورده در حالى كه بر من خشمگين است كسى كه در برابر ثروتمند به خاطر ثروتش تواضع كند، دو ثلث دينش را از دست داده است .
اى فرزند آدم : هيچ روز جديدى نمى آيد جز اينكه رزق و روزى تو از طرف من به تو مى رسد، و هيچ شب جديدى نيست جز اينكه ملائكه من از تو عمل قبيح و زشت را به ثبت مى رسانند، خير من هميشه به سوى تو نازل مى شود و شر تو به سوى من بالا مى آيد.
اى فرزند آدم : به اندازه اى كه من نياز دارى اطاعتم كن ، و به اندازه صبرتان بر آتش ، معصيت و نافرمانى مرا كنيد، و براى دنيا به اندازه ماندنتان در آن عمل و كارى كنيد و براى آخرت به اندازه ماندنتان در آخرت زاد و توشه بر گيريد.
اى فرزند آدم : مزارعه و معامله سلف با من كنيد سودى دهم به شما كه هيچ چشمى نديده و گوشى نشنيده و بر قلب هيچ بشرى خطور نكرده .
اى فرزند آدم : محبت دنيا را از دلت بيرون كن ، چون هيچگاه محبت من و محبت به دنيا در يك دل يك جا نگيرد.
اى فرزند آدم : به آنچه كه به تو دستور داده ام عمل كن ، و از آنچه كه تو را از آن نهى كرده ام دست بردار تا ترا زنده ابدى قرار دهم ، كه هيچگاه نميرى (يعنى اگر هم مردى ذكر و يادت هميشه بر سر زبانها باشد.
اى فرزند آدم : هنگامى كه قساوتى در دلت يافتى ، و بيمارى در بدنت حس نمودى و نقصى در مالت ديدى و خود را محروم از رزق و روزى يافتى ، بدان كه تو البته گفتارت بى معنى و بيهوده بوده است يعنى كلامت چرند پرند و يا مشتمل بر گناه و رنجاندن مسلمانان بوده است .
اى فرزند آدم : زاد و توشه ( براى آخرت ) زياد بر گير، زيرا راه دور است ، و بار خود را سبك كن ، چون پل (بسيار) باريك و نازك است و عملت را (فقط براى خدا) خالص كن ، زيرا كه البته انتقاد كننده (حاكم در روز قيامت بسيار) بصير و بينا است ، و خوابت را در قبر، و فخر و افتخارات را در سنجش اعمال (در قيامت ) بگذار و خوشيهايت را براى بهشت به تاءخير انداز (يعنى خوابت را براى گور بگذار و اين قدر زياد نخواب بلكه شب زنده دار باش و افتخارات را براى ترازوى قيامت بگذار اگر عمل خوبت در ميزان زياد باشد آنوقت افتخار كن و خوشيهايت را بگذار براى بهشت نه دنيا.و تو با من باش من با تو هستم (يعنى تو كار خود را براى من خالص گردان تا من هم براى تو باشم ) و دنيا را خوار كن و سبك بشمار تا به من نزديك شوى و از آتش جهنم دور شوى .
اى فرزند آدم : آن كس كه كشتى اش شكسته و دست خود را در وسط دريا به پاره تخته اى بند كرده ، مصيبتش بزرگتر بيشتر از تو نيست ، چون تو به گناهى كه كرده اى يقين دارى ، و از كارهاى زشت در خطر هستى .( كشكول شيخ بهائى ، ج 2، ص 318)
مرحوم كلينى (ره ) روايت كرده است ؛ حضرت امام صادق عليه السلام فرمود: بر (سختيهاى ) دنيا صبر كنيد، زيرا دنيا ساعتى بيش نيست ، زيرا آنچه كه گذشت (ديگر) درد و رنج و سرور و خوشيش را نمى يابى ، و آنچه كه نيامده است پس تو نمى دانى آن چيست و فقط دنياى تو آن لحظه اى است كه در آن هستى ، پس صبر كن در آن بر اطاعت خدا و روگردان از معصيت خدا.
همچنان در كتاب من لايحضره الفقيه آمده است كه على عليه السلام فرمود: هيچ روزى نمى گذرد بر فرزند آدم ، جز اينكه آن روز به او مى گويد: من روز جديد هستم ، و من بر تو شاهد و گواه هستم ، و در من حرف خوب بزن ، يا كار خير انجام بده زيرا تو پس از من مرا هرگز نخواهى ديد.
دوست من لبخند بزن!
دزدى به خانه روضه خوانى وارد شد، اثاثيه او را جمع كرد وقتى كه خواست آنرا از زمين بر دارد، گفت : يا على ! روضه خوان از صداى او بلند شد، دست دزد را گرفت و به او گفت : من اين اموال را يك عمر با يا حسين جمع كرده ام ، تو مى خواهى همه را با يك يا على گفتن ببرى .
شخصى سه روز بود ديوانه شده بود، روز چهارم سوار بر شترى شده فرياد مى زد اى مردم مى خواهم به مكه بروم ديوانه ديگرى چوبى به سر او زد و گفت : بى حيا من چهل سالب است ديوانه ام ولى تا اين امامزاده كه يك فرسخى ما است نرفته ام تو چهار روز است ديوانه شده اى مى خواهى به مكه بروى.
ابن ابى الحديد در جلد يك صفحه 116 مى نويسد كه در خبر آمده است كه روزى يحيى عليه السلام حضرت عيسى (ع) را متبسم و خندان دید، حضرت يحيى گفت ؛ مالى اراك لاميا كانك آمن چه شده كه تو را در حال لهو و خوشى مى بينم مثل اينكه تو (از عذاب خدا) ايمن هستى ، حضرت عيسى عليه السلام گفت : مالى اراك عابسا كانك ايس تو را چه شده كه تو را عبوس و غمگين مى بينم مثل اينكه (از رحمت خدا) ماءيوسى ؟ لذا گفتند: ما نمى رويم تا وحى نازل شود پس خدا به آن دو وحى فرمود: احبكما الى الطلق البسام احسنكما ظنابى بهترين شما دو تا در نزد من آن كسى است كه چهره اش متبسم و خندان باشد و به من خوش گمانتر باشد. ( كشكول شيخ بهائى ، ج 3، ص 231)
دادرسى ولى عصر (ع (
ازصاحب مقام يقين ، مرحوم عباسعلى مشهور به " حاج مؤ من " كه داراى مكاشفات و كرامات بسيارى بوده است در کتاب داستان های شگفت شهید دستغیب نقل شده است كه در اول جوانى شوق زيادى به زيارت و ملاقات حضرت حجت عليه السلام در من پيدا شد كه مرا بى قرار نمود تا اينكه خوردن و آشاميدن را بر خودم حرام كردم تا وقتى كه آقا را ببينم (و البته اين عهد از روى نادانى و شدت اشتياق بود) دو شبانه روز هيچ نخوردم ، شب سوم اضطرارا قدرى آب خوردم حالت غشوه عارضم شد، در آن حال حضرت حجت عليه السلام را ديدم و به من تعرض فرمود كه چرا چنين مى كنى و خودت را به هلاكت مى اندازى ، برايت طعام مى فرستم بخور. پس به حال خود آمدم ثلث از شب گذشته ديدم مسجد (مسجد سردزك ) خاليست وكسى در آن نيست و درب مسجد را كسى مى كوبد، آمدم در را گشودم ديدم شخصى عبا بر سر دارد به طورى كه شناخته نمى شود، از زير عبا ظرفى پر از طعام به من داد و دو مرتبه فرمود بخور وبه كسى نده و ظرف آن را زير منبر بگذار و رفت ، داخل مسجد آمدم ديدم برنج طبخ شده با مرغ بريان است ، از آن خوردم و لذتى چشيدم كه قابل وصف نيست . فردا پيش از غروب آفتاب ، مرحوم ميرزا محمد باقر كه از اخيار و ابرار آن زمان بود آمد، اول مطالبه ظرفهارا كرد و بعد مقدارى پول در كيسه كرده بود به من داد و فرمود تو را امر به سفر فرموده اند اين پول را بگير و به اتفاق جناب آقا سيد هاشم (پيشنماز مسجد سردزك ) كه عازم مشهدمقدس است برو و در راه بزرگى را ملاقات مى كنى و از او بهره مى برى .
حاجى مؤ من گفت با همان پول به اتفاق مرحوم آقا سيد هاشم حركت كرديم تا تهران ، وقتى كه از تهران خارج شديم پيرى روشن ضمير اشاره كرد، اتومبيل ايستاد پس با اجازه مرحوم آقا سيد هاشم (چون اتومبيل دربست به اجاره ايشان بود) سوار شد و پهلوى من نشست .
اخبار از ساعت مرگ
در اثناى راه ، اندرزها و دستورالعملهاى بسيارى به من داد و ضمنا پيش آمد مرا تا آخر عمر به من خبر داد ونيز آنچه خير من در آن بود برايم گذارش مى داد و آنچه خبر داده بود به تمامش رسيدم و مرا از خوردن طعام قهوه خانه ها نهى مى فرمود و مى فرمود: لقمه شبهه ناك براى قلب ضرر دارد با او سفره اى بود هروقت ميل به طعام مى كرد از آن نان تازه بيرون مى آورد و به من مى داد و گاهى كشمش سبز بيرون مى آورد و به من مى داد تا رسيديم به قدمگاه ، فرمود اجل من نزديك و من به مشهدمقدس نمى رسم وچون مرُدم ، كفن من همراهم است و مبلغ دوازده تومان دارم با آن مبلغ قبرى در گوشه صحن مقدس برايم تدارك كن و امر تجهيزم باجناب آقاسيدهاشم است .
حاجى گفت وحشت كردم ومضطرب شدم ، فرمود آرام بگير و تا مرگم برسد به كسى چيزى مگو و به آنچه خدا خواسته راضى باش .
چون به كوه طرق (سابقا راه زوار از آن بود) رسيديم اتومبيل ايستاد، مسافرين پياده شدند و مشغول سلام كردن به حضرت رضا عليه السلام شدند و شاگرد راننده سرگرم مطالبه گنبدنما شد، ديدم آن پير محترم به گوشه اى رفت و متوجه قبر مطهر گرديد، پس از سلام و گريه بسيار گفت ، بيش از اين لياقت نداشتم كه به قبر شريفت برسم ، پس روبقبله خوابيد و عبايش رابر سر كشيد.
پس از لحظه اى به بالينش رفتم ، عبا را پس زدم ديدم از دنيا رفته است از ناله و گريه ام مسافرين جمع شدند، قدرى حالاتش را كه ديده بودم برايشان نقل كردم ، همه منقلب و گريان شدند و جنازه شريفش را با آن ماشين به شهر آورده و در صحن مقدس مدفون گرديد.
چگونه براى تعجيل فرج دعا کنیم
عالم ربانى سيد محمد تقى موسوى اصفهانى (ره )، طرق مختلفى را براى دعا جهت تعجيل فرج صاحب الزمان (عج ) در كتاب مكيال المكارم فى فوائد الدعا للقائم (عج ) استنباط نموده ، و ما عينا آن را از ترجمه ى آن كتاب شريف نقل مى كنيم :
اول اينكه : اين امر را با صراحت از خداى متعال مساءلت نمايد، و به زبان فارسى يا عربى يا هر زبان ديگرى تقاضايش را باز بيان كند؛ به عنوان مثال ، چنين دعا نمايد: اللهم عجل فرج مولانا صاحب الزمان عليه السلام . يعنى : بار خدايا! فرج مولاى ما صاحب الزمان را زودتر برسان .
دوم اينكه ، از خداوند (عز اسمه ) درخواست كند كه فرج و گشايش امر آل محمد (ص ) را تعجيل فرمايد و زودتر برساند؛ چون فرج آن حضرت همان فرج آنها است ؛ چنان كه در دعاها و روايات اين معنى آمده است .
سوم اينكه ، فرج و گشايش امر تمام مؤ منين و مؤ منات يا فرج اولياى خدا را مساءلت نمايد؛ زيرا با فرج آن جناب (عليه السلام ) فرج اولياى خدا انجام مى گردد؛ چنان كه در روايت رسيده .
چهارم اينكه ، بر دعاى كسى كه چنين دعايى مى كند، آمين بگويد، چون واژه ى آمين ، يعنى مستجاب كن ؛ كه اين نيز دعاست ، و دعا كننده و آمين گو، هر دو در دعا شريكند؛ به طورى كه در خبر آمده است .
پنجم اينكه ، از خداى عزوجل بخواهد كه هر كس كه براى تعجيل فرج مولايمان (عليه السلام ) دعا مى كند، مستجاب سازد. تفاوت بين اين با نوع قبلى آن است كه ، آمين گفتن فقط در حضور دعا كننده انجام مى گيرد، ولى در اين مورد، حضور شرط نيست .
ششم اينكه ، فراهم شدن و آماده گشتن اسباب و مقدمات زودتر رسيدن فرج را از خداوند مساءلت نمايد.
هفتم اينكه ، درخواست نمايد كه موانع ظهور آن حضرت (عليهم السلام ) رفع و برطرف گردد.
هشتم اينكه ، دعا كنيد گناهانى كه باعث به تاءخير افتادن فرج آن حضرت است ، آمرزيده شوند؛ گناهانى كه دعا كننده يا غير او از اهل ايمان مرتكب گرديده اند.
نهم اينكه ، از خداى تعالى درخواست كند كه او را از آنچنان كه اثر ياد شده را دارد، در آينده ى زندگى اش محفوظ و باز بدارد.
دهم اينكه ، نابودى دشمنان آن حضرت (ع ) را كه وجودشان مانع از زودتر شدن فرج دوستانش مى باشد، از خداوند بخواهد.
يازدهم اينكه ، از خداوند بخواهد كه دست ستمگران را از سر همه مؤ منين كوتاه سازد؛ كه اين امر به بركت ظهور امامشان كه در انتظارش هستند، انجام مى گيرد.
دوازدهم اينكه ، گسترش يافتن عدالت را در شرق و غرب زمين مساءلت نمايد؛ زيرا اين امر جز با ظهور آن حضرت (ع ) حاصل نمى گردد؛ همچنان كه خداى عزوجل و پيغمبران و اوليايش (ع ) وعده داده اند.
سيزدهم اينكه ، بگويد: خداوندا! رفاه و خوشى را به ما بنمايان ! و نيتش حصول آن در زمان ظهور باشد؛ زيرا رفاه و خوشى كامل و تمام براى مؤ من حاصل نمى شود مگر به ظهور امام غايب از نظر.
چهاردهم اينكه ، از خداى عزوجل بخواهد كه اجر و مزد عبادت ها و كارهايش را، تعجيل در امر و ظهور مولايش ، مطابق خواسته و رضاى حضرتش (ع ) قرار دهد.
پانزدهم آنكه ، توفيق يافتن به انجام اين دعا (يعنى دعا براى مولايمان (ع ) و درخواست تعجيل در امر فرجش را) براى همه مؤ منين و مومنات بخواهد؛ زيرا همدلى و اتفاق مؤ منين ، در اين كار تاءثير ويژه اى دارد؛ چنان كه در روايت آمده است . بنابراين هرگاه مؤ من مساءلت نمايد كه مقدمات مطلوب و هدفش فراهم و آسان گردد، در جهت تحصيل آن ، كوشش بسزايى انجام داده است .
شانزدهم اينكه ، از خداى عزوجل بخواهد كه دين و حق و اهل ايمان را بر همه ملل و اديان چيره و پيروز فرمايد؛ زيرا اين امر چنان كه وعده كرده است ، جز به ظهور مولايمان صاحب الزمان (عج ) حاصل نمى گردد؛ همان طور كه در روايات در كتاب البرهان آمده است .
هفدهم اينكه ، از خداوند عز اسمه درخواست نمايد كه از دشمنان دين و ستم كنندگان بر خاندان سيد المرسلين (ص ) انتقام بگيرد؛ زيرا در اخبار آمده است كه ، اين امر با ظهور امام غايب از نظر و آخرين امامان بزرگوار (عليهم السلام ) انجام مى گردد.
هجدهم اينكه ، بر آن حضرت درود بفرستد؛ و منظورش درخواست رحمت ويژه يى از سوى خداوند باشد، كه با آن ، زودتر شدن فرجش آسان شود.
در باب زيارت حضرت رضا (عليهم السلام ) پس از درود فرستادن بر يك يك امامان (ع )، چنين مى خوانيم :
اللهم صل على حجتك و وليك القائم فى خلقك صلاة تامة نامية باقية تعجل بها فرجه و تنصره بها.
بار خدايا! درود بفرست بر حجت خود و وليت كه در ميان خلقت به پا خاسته است ، درود فرستادنى تمام ، و با افزايش و هميشگى ، كه با آن ، فرجش را زودتر برسانى ، و با آن پيروزش نمايى .
نوزدهم اينكه ، تعجيل در برطرف شدن محنت از چهره اش و دور گشتن هم و غم از قلب مقدسش (عليه السلام ) را بخواهد؛ زيرا اين از لوازم تسلط آن حضرت و نابودى دشمنانش مى باشد.
بيستم اينكه ، از خداى تعالى بخواهد كه در امر خو نخواهى براى مولاى شهيد مظلوممان ، حضرت ابى عبدالله الحسين (ع ) تعجيل فرمايد؛ زيرا اين در حقيقت دعا براى فرزندش حضرت حجت (ع ) است ، كه طلب كننده ى خونبهاى او و انتقام گيرنده از كشندگان وى مى باشد.
فقط 7 ساعت
خواهر سمانه و خاله لیلا , مدیران وبلاک ( عاشقانه ها ) برای ساعت 7 بعد از ظهر امروز جمعه 30/1/1387 برنامه بسیار جالبی تدارک دیده اند. برای آگاهی از جزئیات آن به این آدرس مراجعه کنید. http://khaleleila.blogfa.com/
گواهان قیامت
معاد و قیامت یکی از مباحث اساسی در اسلام می باشد. بر اساس گفته برخی از قران پژوهان , در حدود 1400 آیه در قران به الفاظ گوناگون به این موضوع پرداخته و همچنان روایات فراوانی از معصومان در این رابطه نقل شده است.
در نوشته حاضر قصد پرداختن به نحوه وقوع قیامت را ندارم . فقط می خواهم تیتر وار و فهرست گونه به شاهدان و گواهان آن روز اشاره نمایم.
اما پیش از آن لازم است دو نکته را یاد آور شوم ؛
الف : مرگ به هیچ عنوان از بین رفتن ونابود شدن نیست , بلکه وسیله انتقال از سرای فانی دنیا به جهان باقی آخرت و آغاز زندگی به شکل جدید است.
ب : همه از مرگ می ترسند ! منتها به دلایل مختلف ؛ یکی آن را نابودی و پایان لذت ها می داند , دیگری بخاطر خطا ها وگناهان که مر تکب شده , سومی از بسته شدن پرونده عبادت و بندگی , چهارمی از سختی جان دادن , پنجمی از برملا شدن واقعیت ها و ...
شاهدان دادگاه قیامت
1 – خدای بزرگ ؛ خداوند شاهد بر همه اعمال است .(حج .17)
2 – رسول گرامی اسلام ؛ آیه 41 سوره مبارک نساء به این موضوع اشاره دارد.
3 – امامان معصوم ؛ آیه 143 سوره بقره .
4 – فرشتگان ؛ به خصوص دو فرشته موکل انسان.
5 – زمین ؛ محل ومکانی که انسان در آن عملی را انجام می دهد.
6 – وجدان انسان ؛ نامه عملت را بخوان و خود قضاوت نما که با تو چگونه بر خورد شود.( اسراء. 14)
7 – اعضای بدن ؛ روز قیامت اعضای بدن خود انسان مثل زبان , پا و... بر ضد انسان گواهی می دهند.(نور.24)
8 – زمان ؛ وقتی که عملی را انجام داده ایم .
9 – عمل ؛ روز قیامت خود عمل انسان ( خوب یابد) مجسم می گردد و در برابر او نمودار می شود.( کهف . 48)
همانگونه که در آغاز گفتم ؛ فقط به عنوان ها اشاره کردم . تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .
خدایا عاقبت مارا بخیر گردان .
یا فاطمه اشفعی لنا عندالله
روز پنجشنبه هشتم ربیع الثانی _ 29/1/1387_مصادف است با سالروز رحلت یا شهادت مظلومانه حضرت فاطمه معصومه (س) . ضمن تسلیت گفتن این مصیبت به همه دوستان خاندان عصمت وطهارت . توجه شمارا به خلاصه از زندگی نامه ومقام این بانوی کرامت جلب می نمایم.
حضرت فاطمه مشهور به معصومه فرزند امام موسی کاظم (ع) در سال 173 هق در مدینه دیده به جهان گشود ومادر گرامی شان نجمه خاتون مادر امام رضا(ع) می باشد.
در باره علت وفات ویا شهادت ایشان اخبار موثق در دست نمی باشد . اما درکتب تاریخ آمده است که حضرت معصومه (س) یک سال پس از هجرت برادرشان امام رضا (ع) به خراسان برای دیدار برادر با شماری از برادران , برادر زادگان ودوستان شان بطرف خراسان هجرت می نمایند و درشهرهای مختلف از سوی شیعیان اسقبال می شوند. اما در ساوه مخالفان اهل بیت به کاروان شان حمله نموده , تمام مردان کاروان را به شهادت می رسانند و نقل شده است که ایشان را نیز مسموم کرده اند.
حضرت معصومه (س) بر اثر غم از دست دادن یاران و یا مسمومیت مریض می شوند در عوض رفتن به خراسان بسوی قم که در آن زمان مرکز شیعیان عرب اشعری بود , حرکت می نمایند. ایشان بر اساس نوشته تاریخ نویسان قریب 17 روز در قم اقامت داشتند و سر انجام روز دهم ربیع الثانی 201 هق به جوار حق شتافتند. بارگاه ملکوتی ایشان در قم یکی از زیارت گاه های مشهورجهان اسلام می باشند.
در باره مقام والای این بانوی بزرگوار همین بس که سال ها پیش از تولد شان , امام صادق (ع) فرموده است که با شفاعت او همه شیعیانم وارد بهشت خواهند گردید. به همین جهت یکی از القاب شان شفیعه است و امام رضا (ع) نیز گفته است؛ هرکس معصومه را درقم زیارت نماید مثل این است که مرا زیارت کرده است.
سلام ورحمت خدا بر تو ای نواده رسول خدا (ص) , فرزند , خواهر وعمه ولی خدا یا حضرت معصومه(س)
در هر حال بایددعا کرد
ممكن است برخى ، دعا را كارى لغو و بيهوده پندارند، به خيال اينكه مسلما همه كارها مورد علم خداوند و قضا و قدر قرار گرفته و هيچ كارى بر خلاف آنچه در ازل مقرر شده ، نخواهد شد؛ بنابراين آنچه كه مورد درخواست و موضوع دعا واقع مى گردد، مثل صاحب فرزند شدن ، اگر مقدر است ، ديگر احتياج و نيازى به دعا نخواهد بود، و اگر مقدر نشده است ، دعا حتما بى اثر خواهد بود.
برخى از ادعيه از زبان پاك معصومين (عليهم السلام ) از طريق كتب حديث به ما رسيده است ، به گونه يى كه الفاظ و محتواى آنها از غير معصوم نيست . اين دسته از دعاها را به نام ادعيه ى ماءثوره يا ادعيه ى وارده نامگذارى كرده اند، كه بعضى از آنها بايد در وقت مخصوص و محل معلومى خوانده شود، و براى بعضى ديگر زمان و مكانى تعيين نشده است .
دسته يى ديگر، مطلق دعا و نيايش را مى گويند، كه آدمى بر زبان مى راند و بنا به نياز خود، حديث نفس خويش را مى گويد، و در حقيقت ، خود دعاهايى را خلق مى كند، نه اينكه از دعاهاى وارده سود و آنها را نقل كند. اين دسته از دعاها را ادعيه ى مطلق يا دعاهاى غير وارده مى نامند.
دعا ى ماءثوره و مطلق
فضيلت دعاهاى ماءثوره بر مطلق
آيا دعا با مقام رضا منافات دارد؟
ادامه مطلب
فلسفه دعا و نيايش
دعا حالت انس و الفت روح و دل باذات اقدس بارى تعالى و حصول آرامش و سكون براى نفس است ؛ همانند مشتاقى كه دوست خود را يافته ، از ديدارش خوشحال و از سخنانش لذت مى برد، مشكلاتش را با كمال احتياط در ميان گذارده ، پرده از رازهاى دل بر مى دارد، آرزوهايش را مطرح مى سازد و براى انجامش از وى يارى مى طلبد، از ديدارش خوشوقت و از گفت و گويش خرسند مى گردد. غبار غفلت از چهره ى جسم زدوده ، حجاب ما و من را كنار مى زند، ديده دل به محبوب و معشوق مى دوزد و در انتظار مهر و انعامش مى نشيند.
به ياد آور ايوب را، هنگامى كه پروردگارش را خواند و عرضه داشت : ناراحتى ، درد، بيمارى ، مشكلات و گرفتارى به من روى آورده است ؛ و تو ارحم الراحمينى . پس ما دعاى او را مستجاب كرديم و درد و رنجش را برطرف ساختيم ، و به لطف و رحمت خود، اهل و فرزندانش را با عده يى ديگر به مثل آنها به او عطا كرديم ، تا اهل عبادت ، متذكر لطف و احسان ما شوند.
رسول خدا (ص) : دعا كليد رحمت ، وضو كليد نماز، و نماز كليد بهشت است . بازهم از ایشان روایت شده است ؛ عاجزترين مردم كسيست كه از دعا كردن عاجز و ناتوان باشد و هيچ چيز نزد خدا گرامى تر از دعا نيست .
امام صادق (ع ) فرمود: امير المؤ منين (ع ) مى فرمايد: محبوب ترين كارها در روى زمين براى خدا عزوجل ، دعا است ، و بهترين عبادت ، پرهيزكارى و پارسايست . امير المؤ منين (ع ) مردى بود كه بسيار دعا مى كرد.
سدير مى گويد: به امام باقر (ع ) عرض كردم : كدام عبادت بهتر است ؟ فرمود: چيزى نزد خداوند عزوجل افضل و بهتر از اين نيست كه از او درخواست شود، و از آنچه نزد اوست بخواهند؛ و هيچ كس نزد خداوند از كسانى كه از عبادت او تكبر مى ورزند و از مواهب او تقاضا نمى كنند. مبغوض تر و منفورتر نيست.
دعا درقرآن شریف وروایات
ادامه مطلب
سالروز ولادت امام عسکری را تبریک می گویم
امام یازدهم بنا بر مشهور در هشتم ماه ربیع الثانی سال 232 هجرى در مدينه چشم به جهان گشود نام مبارک شان حسن (ع) كنيه آن حضرت ابامحمّد و لقب مشهور آن بزرگوارعسكرى است . پدر شان امام علی الهادی (ع) و مادر والاگهرش سوسن يا سليل و یا ریحانه گفته شده است .
بطور كلى دوران عمر 29 ( یا 28)ساله امام حسن عسكرى (ع ) به سه دوره تقسيم مى گردد: دوره اول 13 سال است كه زندگى آن حضرت در مدينه گذشت .
دوره دوم 10 سال در سامرا قبل از امامت .
دوره سوم نزديك 6 سال امامت آن حضرت مى باشد.
دوره امامت حضرت عسكرى (ع ) با قدرت ظاهرى بنى عباس رو در روى بود. وسر انجام در سال 260 بدستور معتمد عباسی مسموم وبه شهادت رسید. امام حسن عسكرى (ع ) از شش سال دوران امامتش ، سه سال را در زندان گذرانيد.
سخنان امام حسن عسكرى (ع (
1 - چه بد بنده اى است آنكه دو رو باشد، و نسبت به برادران دينى خود دو زبان داشته باشد. در حضور، آنها را بستايد و از آنها تعريف كند و در غياب از آنها مذمت و نكوهش نمايد و غيبت نمايد. اگر همان برادر دينى به او بخشش كند حسد ورزد، و اگر مبتلا شود خيانت نمايد.
2 - خشم و غضب كليد همه زشتى هاست .
3 - پارساترين و پرهيزكارترين مردم آن كسى است كه حرام را ترك كند.
4 - شرك به خدا در مردم مخفى تر است از راه رفتن مورچه بر سنگ سياه در شب تاريك .
5 - خدا و مرگ را پيوسته به ياد آوريد و بر تلاوت قرآن و درود بر پيغمبر (ص ) مواظبت كنيد.
6 - عبادت تنها به روزه گرفتن و نماز گزاردن نيست بلكه در اين است كه درباره آثار عظمت حق و عالم خلقت تفكر كنيد.
------------------------------------------
اسلحه موء منان
دعا در لغت به معناى خواندن است ، خواه اين خواندن منضم با خواستن باشد و خواه به صورت سرود و نيايش .ودر در اصطلاح در خواست كردن چيزى توسط شخص پست و پايين ، با خضوع و فروتنى ، از شخص بلند مرتبه را دعا مى گويند. ) المراقبات )
دعا را مى توان به دو نوع كلى تقسيم كرد:
1 - تكوينى (غير اختيارى (
همه موجودات اعم از گياهان ، حيوانات ، جمادات و انسان با زبان تكوين و هستى خويش كه چيزى جز فقر و نياز نيست ، همواره از خداى هستى بخش كمك خواسته و هر موجودى به اندازه استعداد خود رفع نيازش را مى طلبد.
2 - دعاى تشريعى )اختيارى (
يعنى اينكه موجود مختار، با اراده و اختيار خود به طور آگاهانه - پس از شناخت نيرويى كه توان برآوردن حاجات او، و رساندن نفع يا دفع ضرر را از او دارد - همه چيز را از او بخواهد.
اقسام دعا کنندگان
دعا از امتيازات شيعه
ادامه مطلب
علی (ع) برتر از انبياء
آورده اند كه در آن وقت كه شاه مردان را ضربت زده بودند، صعصعه بن صوحان پيش وى آمد و گفت : يا امير المومنين ! مدتى است كه مسائلى چند در خاطر من مى گردد. من خواستم كه از حضرتت سئوال كنم ، هيبت تو مرا مانع شد. اگر اجازت فرمايى بپرسم ؟ گفت : بپرس . گفت : يا امير! تو فاضلترى ، يا آدم ؟ گفت : يا صعصعه ! تزكيه امرء نفسه قبيح . يعنى : قبيح است كه مرد خود را بستاند. اما چون مى پرسى ، (مى گويم ) آدم را از يك چيز نهى كردند، وى بدان نزديك شد (و بخورد) و بسيار چيزها بر من مباح كردند و من آن نكردم و گرد آن نگشتم و بدان نزديك نشدم .
گفت : تو فاضلترى ، يا نوح ؟ گفت : نوح بر قوم خود دعاى بد كرد و من نكردم ؛ و پسر نوح كافر بود و پسران من سيدان جوانان اهل بهشتند.
گفت : تو فاضلترى ، يا ابراهيم ؟ گفت : ابراهيم گفت : رب ارنى كيف تحيى الموتى و من گفتم : لو كشف بى الغطاء ما ازددت يقينا .
گفت : تو فاضلترى ، يا موسى ؟ گفت : حق تعالى وى را به رسالت فرستاد پيش فرعون ، گفت : من مى ترسم كه مرا بكشند - كه من يكى را از ايشان كشته ام . برادرم هارون را با من بفرست . و چون رسول صلى الله عليه و آله و سلم مرا فرمود كه سوره برائت بر اهل مكه خوانم - و من صناديد قريش را كشته بودم - نترسيدم و برفتم و بر ايشان خواندم و تهديد و عيدشان كردم .
گفت : تو فاضلترى ، يا عيسى ؟ گفت : مريم در بيت المقدس بود، چون وضع حملش شد، آواز آمد كه برون رو كه اين خانه عبادت است نه خانه ولادت ، و مادر مرا چون وضع حمل شد برون كعبه ، آواز آمد كه به اندرون كعبه آى و من در اندرون كعبه در وجودم آمدم . گفت : راست گفتى يا امير المومنين ( داستان های عارفان)
اسم اعظم به حالت خود انسان است
عارف بسطامی در جواب شخصی که از او پرسید: اسم اعظم کدام است ؟ گفت: تو اسم اصغر به من نمای که من اسم اعظم به تو نمایم، آن شخص حیران شد، پس بدو گفت: همه اسمای حق عظیم اند.
در تفسیر ابوالفتح رازی است که: حضرت امام جعفر صادق را پرسیدند از مهمترین نام اسم اعظم ؟ حضرت فرمود او را: در این حوض سرد رو، او در آن آب رفت و هر چه خواست بیرون آید فرمود منعش کردند، تا گفت: یا الله اءغثنی، فرمود: این اسم اعظم است؛ پس اسم اعظم به حالت خود انسان است.
حور نقد
آورده اند که سربازی زن زیبای داشت بنام حور. روزی به جنگ رفته بود وپس از قیام مردم پا به فرار گزاشت. گفتند ؛ ای نامرد برگرد اگر کافری را بکشی جنگجوهستی واگر کافری تورا بکشد شهید هستی ودر روز قیامت به " حورالعین " دست می یابی . گفت ؛ اکنون من " حور" دارم برای " عین" خودم را به کشتن نمی دهم.
فقط عرق کرده است
مولانا مولتانی از شاکردان مولانا قطب الدین خیلی سیاه چهره بود. از قضا شبی بدون اینکه او متوجه شود رنگ دوات روی عبای سفید او ریخت ووی متوجه آن نشد وچند جای عبا سیاه شد. صبح عبارا بردوش انداخت وبه کلاس درس رفت. دوستانش پرسیدند که مولانا چکار کرده ای ؟ مولانا قطب الدین که در کلاس حاضر بود , گفت ؛ فقط عرق کرده است.
سن تکلیف
نامسلمانی مسلمان شد و به او دستورات دین را آموزش دادند وگفتند که تو مثل آن است که تازه از مادر متولد شده ای . بعد از ششماه مردم این تازه مسلمان را به خاطر نماز نخواندن پیش محتسب بردند. محتسب از او پرسید که چرا نماز نمی خوانی ؟ تازه مسلمان جواب داد ؛ ششماه پیش وقت مسلمان شدم شما گفتید که تازه متولد شده ای , برای آدم ششماه هیچ وقت تکلیف نشده که نماز بخواند.
خانه بی صاحب
سرمایه داری برای خود مقبره زیبای ساخت ودر پایان کار از بنا پرسید که این مقبره چه کم دارد . بنا که آدم نکته سنجی بود. جواب داد ؛ وجود شریف شمارا.
جنگ با خدا !
قال الله الحكيم : ان الذين يوذون الله و رسوله لعنهم الله فى الدينا و الاخرة آنانكه خدا و رسول را به مخالفت آزار و اذيت مى كنند خدا آنها را در دنيا و آخرت لعن كرده است. ) سوره احزاب ، آيه ، 57)
قال رسول الله صلى الله عليه و آله : لا يحل للمسلم اءن يشير الى اءخيه بنظرة تؤ ذيه براى مسلمان روا نيست ، به برادر مؤ من نوعى نگاه كند كه موجب اذيت او شود( جامع السعادات ، 2/215(
از آنجايى كه خلائق عيال حق هستند و سر آمد آنها اهل ايمان است ، كسى كه براى خلائق سودمند باشد نزد خدا محبوب است .اگر کسی منشاء اذيت و آزار آنها مخصوصا مؤ من را بهر شكل از دشنام , تهمت , ستم ، بد رفتاری و... فراهم كند انگار با خدا اعلان جنگ كرده است ، چنانكه در قيامت حق تعالى مى فرمايد:
"كجايند كسانى كه در دنيا دوستانم را اذيت مى كردند؛ عده اى برخيزند در حالى كه صورتشان گوشت ندارد، خداوند امر مى كند آنان را به دوزخ بيندازند"
پس پرهيز از هر نوع آزار به ديگران لازم و ضرورى است و اگر احيانا اتفاق افتد از طرف مقابل بخواهد او را ببخشد.
نصایح
جمع شدن مال
امام رضا (ع) می فرماید: جمع نمی شود مال مگر به پینج خصلت ؛ بخل سخت,آرزوی دراز,حرص غالب,قطع صله رحیم و مقدم داشتن دنیا بر آخرت.
دشمنی شیطان
بعضی از عرفا می گویند که شیطان قسم خورد که پدرومادر مارا نصیحت می نماید آن شد, حال سوگند خورده است که فرزندان آدم را اغوا نموده وفریب دهد. پس باید خیلی خیلی مواظب اعمال خویش باید بود. نصیحت آن بلا را آورد, وای از فریب آن .
دوست وبرادر
بعضی از حکما گفته اند که برادرم را دوست دارم که دوستم باشد. پس عمده صداقت ورفاقت است حال برادر باشد یا بیگانه.
زبان مردم
یکی از پیامبران از خداوند خواست که زبان مردم را از او کوتاه نماید . به او وحی آمد که این صفت را برای خود قرار نداده ام چکونه آن را به تو بدهم.
روزی احمق
حضرت موسی(ع) عرض کرد خدایا ؛ چرا روزی می دهی احمقان را ومحروم می کنی عاقلان را . فرمود به جهت آنکه عاقل بداند در تحصیل رزق حیله ومکر نیست.
سادات
امام رضا(ع) می فرماید که نظر به جمیع ذریه پیامبر(سادات ) عبادت است مادام که آنان از طریقه او جدا نشوند و بمعاصی ملوث نشوند.
نعمت های دنیا
از حکیمی پرسیدند که نعمت چیست ؟ پاسخ داد: ثروت,امنیت,صحت, جوانی,حسن خلق,عزت,دوستان و زن خوب.
منشا امراض
بقراط حکیم, گویدکه جمیع امراض از شش چیز است,خوردن زیاد,آشامیدن بسیار, جماع زیاد, کم خفتن, خوابیدن در روز و حبس بول.
پدر ومعلم
اسکندر را گفتند چرا معلم خود را بیشتر از پدر احترام می کنی جواب داد : پدر مرا ازعالم ملکوت به زمین آورد واستاد مرا از زمین به آسمان برده است.
الگوى شخصيت
شخصيت چيست ؟
پى ريزى هاى اسلام
مرحله انعقاد نطفه و جنين ؛
تاثير محيط
دو نمونه از شخصيت هاى برجسته اسلام
گناه مهمترين عامل تخريب شخصيت
اكنون بايد ديد، اصولا شخصيت چيست كه همه طالب آنند؛ هر كس آنرا در چيزى به اشتباه يا به واقعيت مى جويد، و موضوع يا نمونه ويژه اى را ملاك منش و شخصيت ايده آل خويش مى پندارد و با همه وجودش خواستار آن است ؟ چنانچه مى بينيم : گروهى ، داشتن لباس گران قيمت و گلوبندهاى چند ميليون تومانى يا پالتو پوستى چند هزار دلارى را ملاك عظمت و شخصيت خود مى دانند.
آنچه از وارسى كتاب هاى گوناگون به ويژه كتاب هاى روانشناسى بر مى آيد و در مجموع ، تعريف نسبتا جامعى است ؛ اينست : شخصيت مجموعه اى از صفات طبيعى و اكتسابى ويژه هر فرد است كه مسير او را در زندگى و در روابط عمومى و سازش هاى اجتماعى ، تعين مى كند.اما اسلام ، از آنجا كه از ديدگاه واقع بينانه تر، به پديده مى نگرد، در اين زمينه نيز، نظر اصلى آن ، به صفات روحى و فضائل ارزنده انسانى است و شخصيت فرد را به تقوا و پرهيزگارى و پاكدامنى و دانش مى داند و داشتن ثروت ، شوكت ، مقام و لباس و...را ملاك شخصيت نمى داند و مزيتى براى آنها قائل نمى باشد و تنها مى گويد: عنداكرمكم عندالله اتقيكم يعنى گرامى ترين مردم نزد خداوند، پرهيز كارترين شماست .
ادامه مطلب
شرایط رفاقت ودوستی
" بپرهیزازبرادری ودوستی با کسی که برای طمع , یاترس, یا خوردن وآشامیدن تورا می خواهد. درپی دوستی وبرادری با پرهیز کاران باش , هرچند که در تاریکی های زمین باشد وهر چند عمر خود را درطلب اینان فانی کنی , زیرا خداوند برروی زمین پس از پیامبران بهتر از آنان نیافریده و هیچ نعمتی خداوند به بنده اش نداده که مثل نعمت دوستی ومصاحبت با آنان باشد..." *
باهر کس قصد رفاقت ودوستی داری , هدف ازاین دوستی باید خدا واصلاح امور باشد نه مسیل دنیایی که نا امید می شوی ودیگر اینکه هر کس شایستگی دوستی را ندارد.
اوصاف وشرایط دوست
1 – عاقل باشد ؛ زیرا خیری در رفاقت با احمق نیست , احمق در عوض فاییده ضرر می رساند.
2 – حسن خلق ؛ اخلاق نیکو داشته باشد , از فرد بد اخلاق خیری متصور نیست.
3 – اهل تقوی وصلاح باشد , زیرا فاسق وگناه کار وقتی از خدای کریم ورحیم که خالق او است خجالت نمی کشد , گناه می کند . هیچ ابای ندارد که به تو خیانت ننماید.
4 – اهل بدعت نباشد ؛ باکمال تاسف امروز ها به خصوص درمیان قلم بدستان چنین افراد ی زیاد دیده می شود که بنام روشنفکری کار های انجام می دهند که خود شان هم نمی داند چیست ؟ **
5 – حریص بر دنیا نباشد ؛ دوستی دنیا منشاء همه بد بختی ها است .
حقوق دوست بر دوست
حال که چنین دوستی پیدا کردی خوشا بحالت , قدر اورا بدان واورا از دست مده .
1 – حق مالی؛ اگر دوست تو یک وقتی مشکلات مالی پیدا کرد . نیاز اورا بر طرف نما وحتی باید درحق او ایثار نمایی .
2 – حق بدنی ؛ اگر دوست شما مشکلی دارد وحاجتی دارد برای بر طرف کردن مشکل وحاجت دوست خود همانگونه که برای خودت تلاش می کنی برای او هم تلاش کن , بدون اینکه او از تو بخواهد.
3 – حق زبانی ؛ معایب دوست وحتی خانواده ودوستان دوست خود را نه در حضور ونه در غیاب شان نباید بگویی . چنانچه عیبی در دوست خود می بینی برای برطرف شدن این عیب بگونه با اورفتار نما واورا تذکر بده که او ناراحت نشود . اگر دوست تو مرتکب خلاف شد اورا نصیحت کن واز راه خلاف باز دار. سر دوست خود را فاش مکن . از خوبی هایش تبلیغ نما , همواره به دوست خود وخانواده او احترام بگزار . نسبت به او حسن ظن داشته باش . با او با وفاباش واگر خدای ناکرده فوت کرد به خانواده او کمک نما واز آنان مثل عیال خودت سر پرستی کن . اگر در مقامی رسیدی دوست را فراموش نکن . دوست خودرا بزحمت نینداز وبرای اوگرفتاری درست نکن . درغم وشادی دوست خود شریک باش . حامی وپناه او در ناملایمات باش . بادوست خود به گونه ای برخورد نما که او از رفاقت با تو احساس آرامش , امنیت وافتخار نماید.در این باره سخن فراوان است , اما بنا بر اختصار است ویاد آوری.
حال یک کمی فکر کن که آیا تو چنین دوستی برای دوستان خود هستی ویاچنین دوستانی داری و اگر چنین نیستی وچنین دوستانی نداری نام رفت و آمد بابرخی از آشنایان غیر قوم وخویش را چه می گزاری ؟ شاید به این خاطر با فلانی دوست هستی که پولدار است , زیبا است , زور دارد , رییس است و... ناراحت نشو نام این نوع رابطه را خیانت به روح وکرامت انسانی وسو ء استفاده می گزارند ع نه دوستی!. شما چقدر حاضر هستی که مورد سوء استفاده دیگران واقع شوی ؟ که از دیگران سوء استفاده می کنی ؟ این برخورد با دیگران چالاکی وهوشیاری نیست , خیانت به اعتماد مردم است. در زندگی فردی واجتماعی آزاد ومرد باش .
با عرض حرمت که کلامم کمی تند است , بعضی از مسایل را باید جدی گفت با برخی از مسایل که با سر نوشت وزندگی انسان ها رابطه تنگ داشته ومهم است نمی شود مصامحه کرد . حقیقت این است ؛ خیلی ها خود را مسلمان وانسان با کرامت می خوانند اما وقتی رفتار های آنان را مشاهده می کنی , صد رحمت به رفتار غیر مسلمانان که حد اقل کرامت انسانی را مراعات می کنند. ***
* امام صادق (ع)
** بدعت به معنای کم وزیاد نمودن در دستورات دینی است.
*** برداشت آزاد وخلاصه از" رساله آداب رفاقت" عارف و سالک بزرگ, محمد بهاری (ره),کتاب " تعلیمات دینی" آقای معتمیدی و جلد 3 " راهنمای بهشت" آقای مقدم.
نماز در کلام امام علی (ع)
نماز برترين عبادت، كليد بهشت و رحمت الهي و راز و نيازهاي عاشقانه بنده با معبود است. نماز ستون دين است و اولين عمل انسان است كه خدا بدان نظر ميكند، اگر صحيح بود، به ساير اعمال نيز نظر ميفرمايد و اگر صحيح نباشد در هيچ عمل ديگر نمينگرد و كسي كه تارك نماز باشد بهرهاي از اسلام ندارد.
اهميت و فضيلت نماز
نماز امام علي (ع)
آثار و اسرار نماز
آمادگي قبل از نماز
حضور قلب
اعمال و ذكرهاي نماز
مقام ركوع و سجده در نزد اميرالمومنين (ع)
سهل انگاري در نماز
آثار ترك نماز
قبولي نماز
معرفی کتاب
شريعت در قلمرو عرفان
هدف این نوشتار این است كه با استناد به منابع معتبر عرفان اسلامي، به دفع توهمي بپردازد كه عدهاي به خطا دچار آن گشته و چنين ميپندارند كه از نظر عرفا، شريعت چندان اهميت نداشته و يك عارف چندان پايبند عمل به احكام شرع نميباشد!
ادامه مطلب
حکمت ها و اندرز ها
- هدف از آفرینش انسان در نظام تشریع , تکامل عبادی است.
- عبادت هم احکامی , آدابی و حکمتی دارد. احکام عبادت همان است که فقهای عظام در رساله های عملیه فرموده اند. آداب آن در کتب اخلاقی بنام مستحبات نوشته شده است. و حکمت آن را عرفا بیان کرده اند.
- راه رسیدن به حکمت عبادات , عبادت عارفانه و ندیدن جزمعبود حقیقی است.
- نتنها عبادات بلکه القاب معصومین (ع) هم حکمتی دارد. مثلا ابوالقاسم لقب رسول خدا (ص) است نه بدان جهت که ایشان فرزندی بنام قاسم داشته است . بلکه برای این ابوالقاسم می گوید که امام علی (ع) در روز قیامت تقسیم کننده بهشت وجهنم است و آن امام همام در دوران طفولیت در خانه رسول خدا بود. و نزد ایشان تربیت شد.
- عبادت "را زینه" و یک " وسیله " است . بستگی دارد بدست که افتد. یکی از آن استفاده می کند به " آسمان" می رود ویکی دیگر به قهر "چاه".!
- انسان بزرگتر از آن است که خود را بگناه آلوده نماید. گناه قیام بر ضد محبوب است . به همین جهت است که حضرت سجاد (ع) می فرماید ؛ پر هیز کننده از محرمات عابد ترین و باورع ترین مردم است.
- کور , کر ولال شو تاببینی و بشنوی !
- شیطان هر کس را به اندازه موقعیتش فریب می دهد . فریب یک عامی با یک عارف وعابد یکی نیست.
- آنگونه نباش که عمرد بین آشپزخانه و محل قضای حاجت , سپری گردد.
- نیت , انبعاث و پرش روح , جان وروح عمل است.
- نیت خیر , بهتر از از عمل است . چون اگر خالص و قوی باشد , انسان را وادار به عمل می کند.
- عامل خیر بهتر از خود خیر است کما اینکه عامل شر هم بد تر از شر است.
- ارزش وجودی انسان , به نیت آن است نه به بدن.
- تنها چیزی که انسان را از خدا دور می کند, دنیا است . دنیا هر کس آن است که اورا از خدا د.ور می سازد.
- عبادت بر سه گونه است ؛ بردگان , تاجران وآزادگان . هرسه تای آن صحیح است منتها مراتب ثواب وپاداش آنان باهم متفاوت است.
- و امام مجتبی (ع) می فرماید ؛ هرکز خود را با بدان مقایسه نکنید , بلکه خویش را با خوبان مقایسه کنید.
آیا اسلام مرد سالار است ؟
چرا همه امامان و همه پیامبران مرد هستند؟ مجتهد، امام جمعه و... مرد است؟ همه برتری ها از آن مردان است؟
از دیدگاه قرآن، افراد انسان - چه زن و چه مرد - از نظر حقیقت انسانیت و انجام کارهای نیک و به بهشت رفتن و... یک سان هستند. ولی به خاطر تفاوت هایی که با یک دیگر دارند وظیفه های متفاوتی هم دارند و خداوند به هر یک از زن و مرد توانایی هایی داده و به همان نسبت از آنها خواسته است تکالیف خودشان را انجام دهند. تفاوتی که در وظایف زن ومرد است موجب برتری یکی بر دیگری نمی شود و خوبی و برتری هر یک از زن و مرد در گرو این است که در قبال مسئولیتی که دارد متعهد و پرهیزگارتر باشد و معیار برتری، ایمان، عمل نیک، اخلاص، تقوا و پرهیزکاری است.
ادامه مطلب
خوشا به حال آن كه در برابر خداوند - عزيز است نام او - فروتنى كند.
رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم : ابوذر! خوشا به حال آن كه در برابر خدا فروتنى كند، در حالى كه به كمبود و نقصانى گرفتار نشده است ، و نفس خود را ذليل گرداند مگر در فقر و تنگدستى .
الامام على عليه السلام :
خوشا به حال آن كه خود را كوچك شمارد (و فروتن باشد).
عيسى بن مريم عليه السلام :
خوشا به حال آن كه خداوند (معرفت ) كتابش را به او بياموزد و پس از آن به حال تكبر نميرد.
انواع دینداری ؟
سه تصویر از خداوند در اندیشههای اصیل وجود دارد كه مطابق آن سه نوع، دینداریهای عامیانه، عاقلانه و عاشقانه، پدید میآیند. انجام تكلیف در اولی، از سر ترس و در دومی، از سر سنجش عقلانی و در سومی، از سر شوق است.
دردینداری سوم، رابطه میان خدا و مخلوق، رابطه عاشق و معشوق است. خدای مهربان، انسان را به سوی خود دعوت میكند و این دعوت، سراسر وجود انسان عاشق را شور و نشاط میبخشد.
رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم : خوشا به حال آن كه با فقيهان و حكيمان رفت و آمد دارد (و از علم و كمالشان بهره مى برد) و بر مسكينان ترحم مى كند.
رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم : خوشا به حال آن كه ... با اهل عفت و پاكدامنى و حكمت و دانايى در رفت و آمد است .
الامام على عليه السلام : خوشا به حال كسى كه وظيفه واجبش را نسبت به پروردگارش ادا كرده ، سختى و مشكلات آن را تحمل نمايد، و در شب ديده بر هم ننهاده و چون خواب بر او غالب شود، روى زمين استراحت كند و دست زير سر بگذارد و بخوابد، در ميان گروهى باشد كه از خوف معاد، چشمهايش خواب ندارد، پهلوهايش براى استراحت در خوابگاهشان قرار نگرفته ، همواره لبهايشان به ذكر پروردگار در حركت است ، گناهانشان بر اثر استغفار از بين رفته (آنان حزب خدا هستند، آگاه باشيد حزب خدا رستگار است (
رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم : خوشا به حال كسى كه ... از شكاكان و بدعت گذاران (در دين ) دورى گزيند.
رسول الله صلى الله عليه و آله : خوشا به حال آنان كه از متكبران و فخر فروشان و دنيا پرستان دورى گزينند، همان كسانى كه بر خلاف سنت و شيوه من بدعت مى گذارند و به غير از سيره و روش من عمل مى كنند.
رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم : خوشا به حال آنكه روز قيامت برانگيخته شود در حالى كه دل و جانش از قرآن و احكام الهى و دانش لبريز باشد.
رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم : پس از انبيا گراميترين بندگان نزد خدا، علما و پس از ايشان ، حاملان قرآن هستند، اينان همچون پيامبران از دنيا مى روند و به همراه انبيا از قبرهايشان برانگيخته مى شوند و از صراط مى گذرند و پاداش انبيا براى آنان نوشته مى شود، پس خوشا به حال جوينده علم و حامل قرآن ، از آن كرامت و شرفى كه نزد خداوند دارند.
رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم : شب و روز ترس آن را داشتم كه عذاب الهى بر امتم فرو ريزد تا اينكه جبرئيل سوره قل هو الله احد را نزد من آورد و دانستم كه خداوند پس از اين سوره امتم را عذاب نخواهد كرد... پس خوشا به حال آنان كه اين سوره را مى خوانند، زيرا كسى نيست كه اين سوره را بخواند مگر آن كه خداوند عزوجل حفاظت او را به صد هزار فرشته كه در اطراف او هستند مى سپارد... خوشا به حال كسى كه خواندن اين سوره را دوست بدارد.
رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم : خداوند تبارك و تعالى سوره هاى طه و يس را هزار سال پيش از آفريدن آسمانها و زمين خواند، و آن هنگام كه فرشتگان آن را شنيدند، گفتند: خوشا به حال امتى كه اين آيات بر آنان نازل شود و خوشا به حال سينه هايى كه اين آيات را در خود جاى دهد و خوشا به حال زبانهايى كه به اين آيات تكلم نمايد.
كليب مى گويد: على بن ابى طالب عليه السلام صداى همهمه گروهى را در مسجد شنيد كه قرآن مى خواندند، سپس فرمود: خوشا زندگيشان ، اينان محبوبترين مردم نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم هستند.
عيسى بن مريم عليه السلام : خوشا زندگى آنان كه كتاب خدا را بخوانند و به آنچه در آن است عمل كنند.
اول خودت
دیروز برای انجام کاری جای رفته بودم . مسیر طولانی بود , چشم هایم را بسته بودم و در عالم خودم بود که بغل دستی ام گفت ؛ آقا اگر خسته شده اید من کتاب دارم ...
کتاب شان را گرفتم , عنوان کتاب ونام نویسنده آن برایم آشنا می آمد ... سال ها پیش این کتاب را خوانده بودم . کتاب جالب و خواندنی است .
به هر صورت , از ورق زدن مجدد آن دوست قدیمی بیشتر از همه این حدیث شریف نبوی واین سخن شرین امام علی (ع) و این شعر مولوی توجه مرا جلب نمود.
رسول اعظم (ص) می فرماید ؛ دو گروه کمر مرا شکستند : دانشمند بی شرم و حیا و پرده در , نادان مقدس مآب زاهد نما ؛ نادان با تزهیدخود وتظاهربه پارسای مردم را فریب می دهد و عالم دریده وبی پروا با پرده دری خود انسان هارا از دین ومذهب گریزان می کند.
امام موحدان علی مظلوم (ع) نیز می فرماید ؛ کسی که خود را در معرض پیشوایی و رهبری مردم قرار می دهد, باید قبل از آموزش دیگران خود را تعلیم داده باشد و پیش از آنکه به زبان چیزی بگوید وبا سخن دیگران را ادب کند, لازم است همان را درعمل پیاده کرده باشد و آنکه خود را تعلیم و توسن نفس سرکش خویش را تادیب کند. بیش از آنکه به دیگران آموزش می دهد و ادب می آموزد , سزاوار بزرگداشت وتکریم است.
واما شعر مولوی ؛
نفس خود ناکرده تسخیر ای فلان
چون کنی تسخیر نفس دیگران
نفس را اول برو در بند کن
پس برو آهنگ وعظ وپند کن
منبری بگزار بهر خود نخست
وانگهی برجه به منبرتند و چست
اتشی در دل بر افروزآنگهی
گرم کن هنگامه وعظ ای رهی
تا زسوز دین نگردد دل کباب
دم نگردد گرم ای عالیجناب
تاتورا سوزی نباشد درجگر
دم مزن کاندر دمت نبود اثر
رساله معراج المومنين
|
من همان دم كه وضو ساختم از چشمه عشق |
|
چار تكبير زدم يكسره بر هر چه كه هست |
باب فى عشق الباطل ، روى مفضل بن عمرعن مولانا الصادق (ع ) و قد سئله عن عشق الباطل ، فقال (ع ): قلوب خلت عن ذكر الله فاذاقها الله حب غيره .
اگر چه ظاهر دلالت صريح دارد بر مذمت عشق باطل كه آن را عشق مجاز مى گويند - عفيفا كان فى عشق ام غير عنيف - اما ممكن است كه در معنى و حقيقت امر مدح باشد، به شرطى كه صاحب آن عفت ورزد، بلكه عشق او از شهوت حيوانى نباشد - تماما - و طلب قضاى شهوت به آن عشق نكند، چون اعتقاد اصحاب طريقت و ارباب قلوب اين است كه عشق عفيف معين است بر قوت شوقيه و قواى روحانيه به سوى محبوب حقيقى ، به سبب لطيف و پاك كردن سر و باطن از افكار باطله و خيالات كاسده و گردانيدن هموم تماما هم واحد.
ادامه مطلب
عيسى بن مريم عليه السلام : خوشا به حال آنانكه قلبهايى پاك دارند، آنان در روز قيامت (ساحت قدس ) خداوند را زيارت مى كنند.
الامام على عليه السلام : خوشا به حال آن كه سينه اش را از كينه خالى سازد و قلبش را از خدعه و خيانت سالم نگه دارد.
عيسى بن مريم عليه السلام : خوشا به حال آنانكه به خاطر پاكى (دلشان ( دشنام مى شنوند، پس همانا ملكوت آسمانها براى آنان است .
ترحم بر مردم
رسول الله صلى الله عليه و آله : خوشا به حال آنان كه ... بر ضعيفان و بيچارگان ترحم كنند.
خداوند تبارك و تعالى در بيست و پنجمين صحيفه ادريس پيامبر عليه السلام مى فرمايد: خوشا به حال آن كه فقير بيچاره اى را طعام دهد و مسكين مستمندى را بپوشاند، بيوه زنان و يتيمان را سرپرستى كند، بر مسافران بى پناه جود و بخشش نمايد، در ناراحتى و سختيهاى روزگار، برادرانش را يارى رساند و از نعمتها و مواهب الهى كه در اختيار دارد به آنان نيز بخشد. كه در اين حال بر خداوند است كه ثواب اعمال او را مضاعف گرداند و در قيامت وى را از بخل ورزان جدا كند و به خاطر احسان و نيكوكاريش ، پاداش برترى به او عطا كند و از رضوان خويش او را عطاى كافى و وافى بخشد و خداوند خلف وعده نمى كند.
رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم : خوشا به حال كسى كه يتيمى را سرپرستى كند و مالش را به فراوانى براى او خرج كند و با او خوش رفتار و خوش برخورد باشد.
الامام على عليه السلام : خوشا به حال آن كه بر بندگان خدا احسان كند و براى آخرت خود زاد و توشه بر دارد.
رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم : خوشا به حال آنان كه نيكى كردن (به ديگران ) تشنگى و گرسنگى را به جان مى خرند، آنان كسانى اند كه روز قيامت سير شوند.
رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم : خوشا به حال آن كه ... (كارهاى بد ديگران را) ببخشد و (آن را) نديده گيرد.
امام كاظم عليه السلام - در سفارش خود به هشام - مى فرمايد: هشام ! در انجيل نوشته شده است ؛ خوشا زندگى آنان كه به ديگران ترحم مى كنند، آنان كسانى اند كه در روز قيامت ، به ايشان ترحم مى شود.
نقش انگشترى حضرت عيسى(ع)
حضرت امام رضا (ع) می فرماید ؛ نقش نگين انگشترى حضرت عيسى ، دو كلمه بر گرفته از انجيل بود؛ خوشا به حال بنده اى كه به خاطر (ديدن ) او، خدا ياد شود و بدا به حال بنده اى كه به خاطر (ديدن ) او خدا فراموش شود.
پرستش عاشقان
در صحيفه ادريس آمده است :
خوشا آنان كه از روى عشق مرا پرستيدند و مرا معبود و پروردگار خود گرفتند، براى خاطر من شبها نخوابيدند و روزها كوشيدند و اين نه از روى ترسى و نه از بهر اميدى ، نه از هراس دوزخى و نه به طمع بهشتى ، بلكه به سبب محبت راستين و اراده بى شائبه و بريدن از همه چيز و دل بستن به من.
درد عشق
|
درد عشقى كشيده ام كه مپرس |
|
زهر هجرى چشيده ام كه مپرس |
|
گشته ام در جهان و آخر كار |
|
دلبرى برگزيده ام كه مپرس |
|
آنچنان در هواى خاك رهش |
|
مى رود آب ديده ام كه مپرس |
|
من به گوش خود از دهانش دوش |
|
سخنانى شنيده ام كه مپرس |
|
سوى من لب چه مى گزى كه مگوى |
|
لب لعلى گزيده ام كه مپرس |
|
بى تو در كلبه ى گدايى خويش |
|
رنجهايى كشيده ام كه مپرس |
|
همچو حافظ غريب در ره عشق |
|
به مقامى رسيده ام كه مپرس |
زندگی نامه ولی خدا آیت الله سید علی قاضی
آیت الله العظمی بهجت می فرمودند: « شب قبل از وفات آقای قاضی، کسی خواب دیده بود که تابوتی را می برند که رویش نوشته شده بود « توفی ولیّ الله » فردا دیدند آقای قاضی وفات کرده است. »
ایت الله کشمیری می فرمودند: هنگام احتضار، خودش با اشاره به بدن خود می فرمود: « این دارد می رود. » و هنگام غسل مشاهده شد که صورتش باز و لبانش خندان بود. باز آیت الله کشمیری فرمودند: « بعد از وفاتش خواستم بفهمم مقام ایشان چقدر است، در رؤیا دیدم از قبر آقای قاضی تا به آسمان نور کشیده شده است، فهمیدم خیلی مقام والایی دارد. »
میرزا علی آقا قاضی پس از سالها تدریس معارف بلند اسلامی و تربیت شاگردان الهی، در روز دوشنبه چهارم ماه ربیع المولود سال 1366 در نجف اشرف وفات کرد و در وادی الاسلام نزد پدر خود دفن شد. مدت عمر شریف ایشان هشتاد و سه سال و دو ماه و بیست و یک روز بوده است.ایشان در سال های آخر عمر عطش و بی تابی، جسم و روحش را با هم می سوزاند و او مرتب آب می خواهد و می گوید: « در سینه ام آتش است ساکت نمی شود. »
ادامه مطلب
اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
میلاد پیام آور نور و رحمت و آخرین فرستاده خدا حضرت محمد مصطفی (ص) و میلاد امام جعفرصادق (ع) را تبریک می گویم
روز 17 ربیع الاول (سه شنبه 6/1/1387) روز ولادت حضرت خاتم الانبياء، محمد بن عبدالله صلى الله عليه وآله است. ولادت باسعادت در مكه معظمه ، روز جمعه در وقت طلوع فجر در سال عام الفيل و هم چنین در اين روز شريف ، سنه 83، بروايت جمعى از علماء ولادت حضرت امام جعفر صادق عليه السلام واقع شده است...
ادامه مطلب
دستورالعملى از آیت الله حاج سيد محمد حسين طهرانى
دور انداختن امور اعتباريه كه سالك را از طى طريق منع مى كند. و منظور آنست كه سالك به طور اعتدال در بين مردم زندگى نمايد. چه ، دسته اى از مردم پيوسته غرق در مراسم اجتماعيه بوده و فكر و ذكر آنها دوستيابى بوده و براى حفظ شخصيت خود از هر گونه آداب و رفت و آمدهاى مضر يا بى فايده دريغ نمى كنند و صرفا بر اساس عادت و حفظ آبروى ظاهرى اعتبارى ، خود را به تكلف مى اندازند و چه بسا به ناراحتى هاى سخت دچار مى شوند و براى حفظ حاشيه از متن زندگى به عقب مى روند و تحسين و تقبيح عامه مردم را كه توده عوام هستند، ميزان و معيار قرار داده ، حيات و عمر خود را بر اين معيار در معرض تلف قرار مى دهند و كشتى وجودشان دستخوش امواج متلاطم رسوم و عادت اجتماعيه شده ، هر جا امواج آداب و اخلاقيات عمومى حركت كن ، به دنبال آن روان مى گردند. اين دسته از مردم در برابر اجتماع اراده اى از خود نداشته ، تبع (پيرو) محض مى باشند. در مقابل اين دسته سلسله اى از مردم هستند كه از جماعت كنار مى روند و هرگونه عادت و ادب اجتماعى را ترك كرده ، خويشتن را عارى از مزاياى اجتماع نموده اند. با مردم مراوده و معاشرت ندارند و در كنج خلوت آرميده اند، به طورى كه انگشت نماى مردم شده و به عنوان گوشه نشينى اشتهار يافته اند.
سالك براى آنكه بتواند به مقصد نائل گردد، بايد مشى معتدلى بين رويه اين دو گروه اختيار نمايد و از افراط و تفريط بپرهيزد و در صراط مستقيم حركت كند. و اين معنى حاصل نمى شود مگر آنكه معاشرت و مراوده را با مردم تا آن مقدار كه ضرورى اجتماعى است رعايت كند.
و آن عبارتست از اذكار و اوراد لسانيه و كيفيت و كميت آن منوط به نظر استاد است چه آن ، حكم دوايى را ماند كه بعضى را نافع و ديگرى را مضر است . و گاه اتفاق مى افتند كه سالك به دو ذكر مشغول مى شود كه يكى او را به كثرت توجه مى دهد و ديگرى به وحدت ، و در صورت اجتماع ، نتيجه هر دو خنثى مى گردد و نتيجه اى عايد نمى شود. البته اذن استاد شرط در اورادى است كه اذن عام در آن داده نشده است و اما در آنچه اذن عام داده شده ، اشتغال به آن مانعى ندارد.
ورد بر چهار قسم است : قالبى و خفى ، و هر يك با اطلاقى است و يا جصرى . و اهل سلوك را به قالبى اعتنايى نيست ، زيرا ذكر قالبى عبارتست از تلفظ به زبان بدون التفات به معنى ، و در واقع لقلقه لسان است و چون سالك در جستجوى معناست نه چيز ديگرى ، لذا در ذكر قالبى براى او مفيد فايده نخواهد بود.
ادامه مطلب
