
امام علی (ع) :
اگر حتى خداوند، بندگانش را،از نافرمانى كردن و گناه ورزيدن
نترسانيده بود، باز هم واجب بود كه انسان، مرتكب هيچ گناهى
نشود، تا به اين وسيله، در برابر نعمتهاى او
سپاسگزارى كرده باشد.
سخنان امام علی (ع)
۲ -در خلوت و تنهايى هم، از گناه و نافرمانى بپرهيزيد، زيرا همان كسى كه گناه شما را مىبيند (يعنى خداوند) خودش نيز درباره آن، داورى خواهد كرد.
۳ - آنچه كه براى خود دوست ميدارد، براى خود نمىپسندى، براى ديگران هم مپسند.
۴ - از كسانى مباش كه اندرز نمىپذيرند مگر هنگامى كه آزار و عذابى به آنها برسد. شخص عاقل، باادب و ملايمت اندرز مىپذيرد، و چهار پايان هستند كه جز با كتك، فرمان نميبرند و به راه نمىآيند.
۵ - خودپسندى، مانع از پيشرفت و رسيدن به كمال است.
۶ - بزرگترين عيب آن است كه: عيبى را كه خود نيز داراى، در ديگران، عيب بشمارى.
۷ - كارگرى، همواره با پاكدامنى، بهتر از داشتن ثروتى است كه با گناهكارى به دست آمده باشد.
۸ - براى آنكه ادب و آراستگى داشته باشى، همينقدر بس است كه از انجام آنچه در ديگران نمىپسندى، دورى كنى.
۹ - غيبت كردن، آخرين تلاش آدم ناتوان است.
۱۰ - بنده ديگرى مباش، كه خدا، تو را آزاده آفريده است.
۱۱ - در دوستى با دوست خود اندازه نگهدار، بخاطر آنكه شايد روزى با تو دشمن شود، و در دشمنى با دشمن خود اندازه نگهدار، بخاطر آنكه شايد او نيز، شايد با تو دوست شود.
۱۲ - كسى كه به خاطر كردارش عقب مانده است، با اتكاء به اصل و نسب، نمىتواند پيش بيفتد.

السلام علیک یا علی یا امیر الموءمنین
صلوات بر اميرالمؤ منين عليه السلام
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى اَميرِ الْمُؤْمِنينَ عَلِىِّ بْنِ اَبيطالِبٍ اَخى نَبِيِّكَ وَوَلِيِّهِ وَصَفِيِّهِ وَوَزيرِهِ
وَمُسْتَوْدَعِ عَلْمِهِ وَمَوْضِعِ سِرِّهِ وَبابِ حِكْمَتِهِ وَالنّاطِقِ بِحُجَّتِهِ وَالدّاعى اِلى شَريعَتِهِ
وَخَليفَتِهِ فى اُمَّتِهِ وَمُفَرِّجِ الْكَرْبِ عَنْ وَجْهِهِ قاصِمِ الْكَفَرَةِ وَمُرْغِمِ الْفَجَرَةِ الَّذى جَعَلْتَهُ مِنْ
نَبِيِّكَ بِمَنْزِلَةِ هروُنَ مِنْ موُسى اَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ وَعادِ مَنْ عاداهُ وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ
وَاخْذُلْ مَنْ خَذَلَهُ وَالْعَنْ مَنْ نَصَبَ لَهُ مِنَ الاَْوَّلينَ وَالاْ خِرينَ وَصَلِّ عَلَيْهِ اَفْضَلَ ما صَلَّيْتَ
عَلى اَحَدٍ مِنْ اَوْصِيآءِ اَنْبِيآئِكَ يا رَبَّ الْعالَمينَ.

امام علی (ع) ؛ و فى القرآن نبا ما قبلكم و خبر ما بعدكم و حكم و ما بينكم
( حکمت 313)
سرگذشت نسلهاى پيشين شما، و خبرهاى مربوط به نسلهاى آينده شما، و احكام و دستورات به امورى كه بين شما جارى است، همه در قرآن آمده است.
آنچه انسان، در زندگى اين جهانى خود به آن نيازمند است، بطور كلى، خارج از اين سه مورد نيست:
* نخست، ميخواهد بداند كه پدران و مادران و نياكان او، در گذشته، چگونه بودهاند، چگونه زيستهاند، چهها مىانديشيدهاند،
* آن گناه مىخواهد بداند پس از مرگ او، دنيا چه صورتى خواهد داشت، و نسلهاى آينده در چه اوضاع و شرايطى خواهند زيست، و احوال آنها، در دنياى آينده چگونه خواهد بود.
* و سپس مىخواهند بداند: در حال حاضر، در دوران بين گذشته و آينده، كه خود در آن زندگى ميكند، با مردم چگونه بايد رفتار كند، و امورى را كه بين او و ديگران جارى است، چگونه سر و سامان دهد، تا به راه نادرست نرود و به طريق آسايش و رستگارى گام بردارد
قرآن مجيد، كلام الهى و آسمانى ما مسلمانان، كتاب سازنده و روشنگرى است كه اين سه موضوع مهم و حياتى را، براى ما، به روشنى و بدون ترديد يا ابهام، توضيح داده است.
پس ما، اگر مىخواهيم با درك و آگاهى زندگى كنيم و در منجلاب و گمراهيها فرو نرويم، و به سوى سعادت گام برداريم، بايد قرآن را به دقت بخوانيد، معنى آن را درك كنيم، و مفاهيم آن را دستور زندگى خويش قرار دهيم، و احكام آن را به كار بنديم.


1 - عافيت و تندرستى .
2 - عاقبت بخيرى .
3 - طول عمر عمراه با عزت .
4 - علم و معرفت .
5 - تقرب به درگاهش با انجام واجبات و ترك محرمات .
6 - فرزند صالح .
7 - وسعت روزى .
8 - مثمر ثمر بودن براى اجتماع .
9 - از ياران دين قرار گرفتن .
10 - پناه بردن به خداى تعالى از شر شيطان .
11 - توفيق در انجام طاعات و دورى از معصيت .
12 - آمرزش گناهان .
13 - از ياران امام زمان (عج ) قرار گرفتن .
14- سلامتى امام زمان و تعجيل در ظهور آن حضرت .
15 - زندگى در سايه ى قرآن و محشور شدن با آن در روز قيامت .
16 - ادامه دهنده ى راه انبيا و ائمه ى معصومين و اولياى خدا.


چرا در دعا بايد اصرار و پافشارى كنيم ؟
چرا بايد دعا را مطلق به ماشاءالله لاحول و لاقوة الا بالله كرد؟
آيا دليلى بر التماس دعاى افراد از يكديگر داريم ؟
ادامه مطلب
اعمال مشترک شبهای قدر
شب نوزدهم اوّل شبهاى قدر است و شب قدر همان شبى است كه در تمام سال شبى به خوبى و فضيلت آن نمى رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدير امور سال مى شود و ملائكه و روح كه اعظم ملائكه است در آن شب به اذن پروردگار به زمين نازل مى شوند و به خدمت امام زمان عليه السلام مشرّف مى شوند و آنچه براى هركس مقدّر شده است بر امام زمان عليه السلام عرض مى كنند .ادامه مطلب
شب قدر کدام شب است ؟
این سوال در دل همه است که شب قدر کدام شب است؟ این سوال از معصوم هم پرسیده شده است . امام فرموده اند که هر چه امکان دارد عمل خیر در شب 21و23 رمضان انجام بدهید.
در روایت است که خداوند چهار چیز را در میان چهار چیزمخفی داشته است ؛
1 – اسم اعظم خود را در میان اسما حسنی.
2- رحمت و غضب خود را درمیان گناهان وثواب ها.
3- بنده خوب خود را در میان مردم.
4- شب قدر را در میان شب های رمضان.
پس شب قدر در میان سه شب پنهان است. حال شاید؛ در شب وروز اول بررسی واندازه گیری امور ومقدرات می شود. درشب و روز دوم تعیین مقدرات امورودرشب سوم امضا احکام .
به هرحال آنچه برای ما مهم است . این است که فرشتگان و روح مقدس دراین شب به زمین می ایند، سر نوشت ومقدرات خلق را نازل می گرداند و بر مقام عظیم نبی اکرم (ص) و امام عصر(عج) عرضه می دارند و آنها بررسی می کنند. در روایت است که اگر پیروان آنها اعمال نیک داشته باشد خوشحال می شوند و اگراعمال بد داشته باشند ناراحت شده وخجالت می کشند. بر همین اساس است که امام صادق (ع) می فرمایید که ای گروه شیعیان ما ، مایه سربلندی ماباشید نه سر افگندگی ما.
آنچه از روایات بدست می آید این است که خداوند هر امری را اراده نماید در باره بندگانش آن را ارایه می نماید به رسولش و ایشان هم ارایه می نماید به امام علی (ع) ... تا برسد به امام عصر(عج) . آنگاه بیرون می اید به سوی دنیا. همچنان اعمال را که ملایک قرار است به سوی خداوند ببرند در ابتدا ارایه می کنند به محضر امام زمان (عج) و ایشان به امامان دیگر تا برسد به رسول خدا (ص) و ایشان عرضه می نماید به پیشگاه خدای جلیل و عظیم. پس تمام اعمال ما و آنچه به ما می رسد از زیر نظرچهارده معصوم عبور می نماید.

چرا به صورت جمع دعا كنيم ؟
تعريف دعا، ادعيه ى ماءثوره (منقوله ، وارده ) و ادعيه ى مطلقه (غير وارده )
مهم ترين تفاوت اين دو دسته از دعاها در چيست ؟
فضيلت دعاهاى ماءثوره بيشتر است يا دعاهاى مطلقه ؟
چرا برخى دعاها به زمان و مكان خاصى اختصاص يافته است ؟
دعايى كه مردم درباره ى يكديگر مى كنند، آيا مؤ ثر است ؟
چرا امر شده كه در موقع دعا دست ها را به سوى آسمان دراز كنيم ؟
ادامه مطلب

درخواست توفيق دعا
انسان در انجام كارهاى خير، نياز به عنايت و توفيق از جانب خداوند بزرگ دارد، و تا توفيق خدايى شامل حال او نشود، به انجام كارهاى خداپسندانه موفق نخواهد شد. بر اين اساس ، به خاطر موفقيت در برنامه ها و رسيدن به اهداف عالى ، لازم است از خداوند درخواست كنيم به ما توفيق دعا عنايت نمايد، تا رسيدن به هدف هاى مهم و ارزنده براى ما امكان پذير و آسان شود.
قال رسول الله (ص ): كسى كه به دعا توفيق يابد، بدبختى ندارد. وقتى خدا توفيق خود را براى دعا فراهم نموده ، علامت آن است كه درهاى رحمت را به روى او گشوده است .
ادامه مطلب

فلسفه دعا و نيايش
هدف از آفرينش انسان عبادت است : ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون ، و هدف از عبادت تقواست : لعلكم تتقون و هدف از تقوا فلاح و رستگارى مى باشد: و اولئك هم المفلحون . علامه طباطبايى صاحب تفسير الميزان مى فرمايد: هر عبادتى دعاست ، و با توجه به كلام نورانى خداوند كه فرمود: و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون بايد گفت : دعا هدف خلقت است . اگر شرايط خاص دعا در نظر گرفته شود، دعا و نيايش وسيله ى مؤ ثريست براى خودسازى ، و پيوند نزديكيست ميان انسان و خدا. دعا هم وسيله يست براى شناخت پروردگار و صفات جمال و كمال او، هم وسيله ى براى توبه از گناه و پاكسازى روح ، هم عاملى براى انجام نيكى ها و خوبى ها، و هم سببيست براى جهاد و تلاش و كوشش بيشتر، تا آخرين حد توان . اصولا در زندگى انسان حوادثى رخ مى دهد، كه از نظر اسباب ظاهرى ، او را در ياءس فرو مى برد. دعا مى تواند دريچه يى باشد به سوى اميد پيروزى ، و وسيله ى مؤ ثرى براى مبارزه با ياءس و نااميدى .
ادامه مطلب
دعا از امتيازات شيعه
از ويژگى هايى كه شيعه دارد و ديگران ندارند و به وسيله ى آن توانست از سايرين امتياز پيدا كند، دعا و نيايش است . دانشمندان تشيع پيرامون اهميت و فضيلت ، آداب و شرايط دعا كتاب هايى را نگاشته اند و درباره دعاهايى كه از اهل بيت ) ع ) وارد شده ، بيش از ده ها كتاب بزرگ و كوچك تاءليف كرده اند. در اين كتاب ها توجه عميق پيامبر (ص ) و دودمانش به دعا و نيايش و تاءكيدهاى فراوانشان يادآورى شده است.
ادامه مطلب

يك شبي فرياد كن يا رب من
كاش ديگر سر نهم در كوي تو جان رها گردد شود هم بوي تو
كاش تا كوي خدا مجنون شوم او شود ليلي ومن در خون شوم
كاش هر دم فرصتي از بهر عشق (من )رها گردد شود در بحر عشق
شايد اينجا بايد از سر خط نوشت مشق عشق عاشقي را در بهشت
شايد اينجا عشق در بند (من)است كاينچنين زخمي اسير اين تن است
شايد اينجا (من)هواه خواه من است كاينچنين اشوب خواه اين تن است
مرگ با دت اي به نفس تن اسير! يك شبي پرواز كن ماوا بگير
يك شبي برزن بنفست تيشه ايي تا فنا گردي برويد تازه تازه ريشه ايي
يك شبي با اسمان هم ناله باش چلچراغ عشق را هم هاله باش
يك شبي فرياد كن يا رب من (من)رها كن از حصار بند تن
شعر از خواهر بزرگوارم نازنین فاطیمی نویسنده وبلاک خواندنی وپرمحتوای " رقص گلها" است.
آدرس وبلاک ایشان ؛ http://honarhayekhoda.blogfa.com/
سيماى انسان كامل
از آن جا كه برداشت ، تفسير و تبيين مفهوم كمال براى انسان ، از ديدگاه مكتب ها و صاحب نظران در مباحث انسان شناسى و كسانى كه درباره كمالات انسان ، اظهار نظر كرده اند، متفاوت است ، طبيعى خواهد بود كه هر ديدگاهى تفسير خاصى از انسان كامل داشته و بر اساس نظريه و مبناى فكرى خود، درباره كمال شناسى و انسان كامل سخن خواهد گفت .
البته به لحاظ اين كه عارفان مسلمان از يك منظر فوق العاده و متعالى و در عين حال ، جامع از كمالات انسانى بحث كرده اند. بديهى است كه ره آورد فكرى آنان درباره مفهوم انسان كامل ، از ساير كسانى كه درباره انسان سخن گفته اند، جامع تر و متعالى تر خواهد بود. چنان كه متفكر بزرگ شهيد مطهرى پس از طرح ديدگاه هاى مختلف درباره انسان كامل در اين باره مى گويد:
من اعتراف دارم كه مكتب عرفان از تمام مكتب هاى قديم و جديد، در باب انسان كامل غنى تر است ؛ نه قديمى ها توانسته اند به پايه اين ها برسند و نه امروزى ها.
در باب سيماى انسان كامل از ديدگاه عرفاى مسلمان ، به طور كلى در ابتدا بايد گفت : وسيله اى كه اهل معرفت براى رسيدن به مقام انسان كامل معرفى مى كنند، اصلاح و تهذيب نفس و توجه به خداست . هر چه انسان بيش تر به خداى سبحان توجه كند و از غير خداوند فاصله بگيرد و هر چه بيش تر به معرفت نفس و تهذيب آن بپردازد، و از سير در آيات آفاقى و انفسى به خود شناسى و خداشناسى بار يابد، به مقام انسان كامل نزديك تر مى شود. كمال نهايى انسان از نظر عارف ، رسيدن به حق سبحانه است . آنان معتقدند كه اگر انسان باطن خود را تصفيه كرده و از خود ديدن به خدا ديدن بار يابد، به كمال نهايى خود رسيده است .
ادامه مطلب

شب قدر به ريزه خوارى اكتفا نكنيم
حضرت آیت الله جوادی آملی
... اگر قرآن به سر مى گذاريم، هدف تنها اين نباشد كه خدا گناهان ما را بيامرزد، ما را به جهنم نبرد، ما را به بهشت ببرد. اينها ريخت و پاش سفره شب قدر است. وقتى يك دوستى سفره اى پهن مى كند، مائده الهى و مَأدبة الهى مى چيند، مهمان هاى خود را به بهترين وجه پذيرايى مى كند. وقتى مهمان ها برخاستند، سفره برچيده مى شود، آن ريزه هاى سفره را مى ريزند؛ مرغ ها آن ريزه هاى سفره را مى چينند.
ريزه سفره شب قدر اين است كه كسى نسوزد، به جهنم نرود. اينها شب قدر نيست. شب قدر آن است كه انسان طيّار گونه دست هزارها نفر را بگيرد و به بهشت ببرد. در دنيا رفتار او، گفتار او، سيرت او، سريرت او، سنّت او آموزنده باشد. هزارها نفر را زنده كند و در آخرت هم هزارها نفر را به همراه خود به بهشت ببرد. اگر ما بتوانيم در كنار سفره الهى و دولت قرآن بنشينيم، چرا در ته صفوف و صَفُّ النِعال قرار بگيريم به دنبال آن ريزه هاى سفره تكان ها باشيم كه از سفره تكانده شده چيزى به ما برسد.
به ما گفتند: هر كسى به اندازه قدر خود شب قدر را درك مى كند و قدر هر كسى هم به اندازه قدر همت اوست. اگر ما به اندازه همت مان دولت قرآن را و دولت قدر را مى توانيم ادراك كنيم، چرا همت نطلبيم ما قبل از اينكه از خدا مظروف بخواهيم، ظرف و ظرفيت هم طلب بكنيم. هرگز نمى توان گفت: چون ما ظرفيت مان اينقدر بود، خدا به ما اينقدر داد. اين سخن نيمى از ثواب است، نه هر ثوابى و همه ثواب...
برا مطلعه کامل نوشته به ادرس زیر مراجعه کنید.
http://www.iran-newspaper.com/1387/870627/html/quran.htm#s901473
عيالوارى
يكى عيالوار بود و سخت در رنج. چاره درد خود را در آن ديد كه نزد صاحب دلى رود و از او خواهد كه وى را دعا گويد تا به بركت دعاى او، در زندگانىاش گشايش آيد.
نزد بشر حافى رفت و گفت:اى بشر!تو مرد خدايى، مرا دعايى كن كه مردى عيالوارم و هيچ چيز در بساط ندارم. ))
بشر گفت: ((اى مرد!آن هنگام كه زن و فرزندان تو از تو نان خواهند و آب خواهند و لباس خواهند و تو از برآوردن حاجات آنان درماندى، در آن حال تو مرا دعا كن كه دعاى تو در آن وقت از دعاى من فاضلتر و به اجابت نزديكتر است . مگر نه آن كه در آن حال، كشتى دل خويش در درياى درد و اندوه، در تلاطم مىبينى و هيچ ساحل نجات پيش رو نمىبينى؟ هر كه در اين حال باشد، دعايش به اجابت سزاوارتر است . ))
- برگرفته از: غزالى، كيمياى سعادت، ج 2، ص 428 .
پيشينه تاريخى بحث انسان كامل
بحث انسان كامل با اين مسئله آغاز مى شود كه يكى از اساسى ترين معتقدات باطنى اسلام پس از توحيد، تجلى تام اسما و صفات حق سبحانه در مظهر او، يعنى انسان كامل است . به گفته شهيد مطهرى تعبير انسان كامل را نخستين بار در قرن هفتم هجرى عارف نامدار اسلامى محى الدين عربى - پدر عرفان اسلامى - مطرح كرد. او در كتاب فصوص الحكم كه يك اثر عميق عرفانى و از يافته هاى شهودى آن عارف بزرگ است ، در اين باره چنين مى گويد: انسان كامل ، نگين انگشتر عالم آفرينش است . هم چنين در رساله اى به نام نسخة الحق مى نويسد:
خداوندى را سپاس مى گويم كه انسان كامل را معلم فرشته قرار داده و با نفس او گردش فلك آفرينش انجام مى گيرد. اين تعبيرهاى محى الدين عربى ، باعث شد كه اصطلاح انسان كامل وارد فرهنگ و ادبيات اسلامى شود، به طورى كه پس از وى پيروان مكتب عرفانى اش ، حقايق و معارف بسيار شگرفى را تحت عنوان انسان كامل در متون عرفانى طرح كرده اند.
ادامه مطلب


جریان صلح امام حسن (ع)
از شرطهايى كه در قرارداد صلح آمده بود؛ اينهاست :
معاويه موظف است در ميان مردم به كتاب خدا و سنت رسول خدا (ص ) و سيرت خلفاى شايسته عمل كند و بعد از خود كسى را بعنوان خليفه تعيين ننمايد و مكرى عليه امام حسن (ع ) و اولاد على (ع ) و شيعيان آنها در هيچ جاى كشور اسلامى نينديشد. و نيز سب و لعن بر على (ع ) را موقوف دارد و ضرر و زيانى به هيچ فرد مسلمانى نرساند. بر اين پيمان ، خدا و رسول خدا (ص ) و عده زيادى را شاهد گرفتند. معاويه به كوفه آمد تا قرارداد صلح در حضور امام حسن (ع ) اجرا شود و مسلمانان در جريان امر قرار گيرند. سيل جمعيت بسوى كوفه روان شد.
ادامه مطلب
بيعت مردم با حسن بن على (ع )
هنگامى كه حادثه دهشتناك ضربت خوردن على (ع ) در مسجد كوفه پيش آمد و مولى (ع ) بيمار شد به حسن دستور داد كه در نماز بر مردم امامت كند، و در آخرين لحظات زندگى ، او را به اين سخنان وصى خود قرار داد: پسرم ! پس از من ، تو صاحب مقام و صاحب خون منى . و حسين و محمّد و ديگر فرزندانش و رؤ ساى شيعه و بزرگان خاندانش را بر اين وصيت گواه ساخت و كتاب و سلاح خود را به او تحويل داد و سپس فرمود: پسرم ! رسول خدا دستور داده است كه تو را وصى خود سازم و كتاب و سلاحم را به تو تحويل دهم . همچنانكه آن حضرت مرا وصى خود ساخته و كتاب و سلاحش را به من داده است و مرا ماءمور كرده كه به تو دستور دهم در آخرين لحظات زندگيت ، آنها را به برادرت حسين بدهى.
ادامه مطلب

کریم اهلبیت ، امام حسن مجتبى (ع )
امام حسن (ع ) در شب نيمه ماه رمضان سال سوّم هجرت در مدينه تولد يافت . وى نخستين پسرى بود كه خداوند متعال به خانواده على و فاطمه عنايت كرد.
رسول اكرم (ص ) بلافاصله پس از ولادتش ، او را گرفت و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت . سپس براى او گوسفندى قربانى كرد و از آن هنگام آيين عقيقه و صدقه دادن به هموزن موى سر نوزاد سنت شد. اين نوزاد را حسن نام داد و اين نام در جاهليت سابقه نداشت . كنيه او را ابومحمّد نهاد و اين تنها كنيه اوست .
لقب هاى او: سبط، سيد، زكى ، مجتبى است كه از همه معروفتر ) مجتبى ( مى باشد.
پيامبر اكرم (ص ( به حسن و برادرش حسين علاقه خاصى داشت و بارها مى فرمود كه حسن و حسين فرزندان منند و به پاس همين سخن على به ساير فرزندان خود مى فرمود: شما فرزندان من هستيد و حسن و حسين فرزندان پيغمبر خدايند.
ادامه مطلب


ضرورت شناخت انسان کامل با توجه به اين كه مسائل محورى عرفان نظرى شناخت توحيد و موحد است بعد از توحيد، شناخت انسان كامل يكى از ضرورى ترين حقايق عرفانى ، علمى ، نظرى ، اخلاقى ، تربيتى ، و بلكه اعتقادى است ، زيرا تربيت و پرورش اخلاق در هر مكتبى بر اساس شناخت انسان كامل در آن مكتب امكان پذير است . براى ما مسلمانان شناخت انسان كامل از آن لحاظ ضرورى است كه شناخت او در حقيقت ، شناخت و آگاهى از يك الگو و سرمشق است . يك فرد مسلمان اگر بخواهد مسلمان و مؤ منى كامل باشد، بايد انسان كامل را بشناسد تا در روش و منش به او تاءسى كرده ، بر اساس سيره او حركت كند و در امر تربيت خويش او را سرمشق خود قرار دهد. از اين رو، يكى از بزرگان درباره ضرورت شناخت انسان كامل گفته است : اگر ما انسان كامل اسلام را نشناسيم ، قطعا نمى توانيم يك مسلمان تمام و كامل باشيم و به تعبير ديگر، يك انسان ، ولو نسبى از نظر اسلام باشيم . پس شناخت انسان كامل از ضرورى ترين معارف دينى و انسانى هر مسلمان است . علاوه بر اين كه شناخت انسان كامل تنها جنبه علمى نداشته ، بلكه از نظر اعتقادى نيز ضرورى است .
ادامه مطلب
آمادگى براى سفر آخرت
هر گرفتارى كه بر خود تحميل كردهايم از طريق نيرنگ دنياست و چون اين خطر زياد است، اميرالمؤمنين (عليه السلام) آن را بيش از خطرهاى ديگر يادآور شده است، چنانكه مىفرمايد: حريم قلب خود را از غبار دنياگرايى پاك كنيد و شيفته زندگى جاويد اخروى باشيد.
همچنين آن حضرت، هر شب پس از نماز عشاء و پيش از آن كه نمازگزاران پراكنده شوند با صداى رسا مىفرمود: آماده مسافرت باشيد; زيرا نداى مرگ براى شما سرداده شده است. اما اين منادى كيست و چرا ما نداى رحيل را نمىشنويم؟ آيا نداى رحيل،همان كلمات طيبه تكبير و تهليل است كه در تشييع جنازه گفته مىشود؟ و آيا اين ندا به لسان مقال مردم ستيا به لسان حال خود انسان و يا به لسان مقال ملائكه موكل قبض ارواح؟ به هر تقدير، فرمودند: كم معطل شويد و خود را سرگرم نكنيد; بالاخره چيزى بايد پشتيبان و پشتوانه شما در اين سفر باشد. آن زاد و توشه را به عنوان پشتيبان، حمل كرده همراه ببريد; زيرا احدى به كمك شما نمىآيد. البته درك اين معنا بسيار سخت است.
ادامه مطلب

در مكارم الاخلاق از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله منقول است : هر كه طلب شفا از قرآن مجيد ننمايد خداى تعالى او را شفا ندهد.
از امام صادق عليه السلام منقول است : هر كس صد آيه از قرآن از هر جاى كه خواهد تلاوت نمايد بعد از آن هفت مرتبه يا اللّه بگويد اگر بر سنگ سخت دعا كند هر آينه شكافته گردد.
از حضرت على عليه السلام رسيده است : هر كس از چيزى خائف باشد بخواند از هر جاى قرآن كه خواهد صد آيه و سه مرتبه بگويد:
"اللهم اكشف عنى البلاء"
از حضرت موسى بن جعفر عليه السلام منقول است : هر كس كفايت بجويد آيه از قرآن از مشرق تا مغرب او را كافى باشد هرگاه به يقين بخواند زيرا در قرآن شفا از هر دردى است .
بزرگترين مانع سالك
مهمترين و بزرگترين مانعى كه بر سر راه انسان سالك قرار دارد، تعلق به دنياست، تا دل غبارروبى نشود و مانع برطرف نگردد، خورشيد كمال نمىتابد و وصل نمىدرخشد.
هر چه كه ما را از خدا دور و به غير حق مشغول كند دنياست. بعضى به مال،مشغولند و دنياى آنها مالشان است و بعضى به علم، و دنياى آنهاعلمآنهاست. تكاثر، در ارتباط با مال باشد يا علم، دنياست. كسى كهدرسمىخواند تا علم زيادى فراهم كند براى اين كه بگويد من اعلم از ديگرانهستم، مانند كسى است كه تلاش و كوشش مىكند تا مالى فراهم كندبراىاين كه بگويد من سرمايهدارترم:
گاهى انسان رنجعبادتهاى زيادى را تحمل مىكند، نه براى رضاى خدا، بلكه براى اين كه بگويد من زاهدتر يا عابدترم كه اين هم دنياست. انسان سالك بايد از تكاثر دنيابپرهيزد و به كوثر آخرت دل ببندد تا مانع بزرگ سير و سلوك الى الله از سر راه او برداشته شود.
ادامه مطلب

صوفى ريش پرست
در بغداد در خانقاه و كاروانسرائى شيخى از صوفيها بود كه ريش بسار بزرگى داشت و به آن علاقمند بود، غالب اوقات مشغول خدمت بريش خود ميشد: روغن ميماليد، شانه ميكرد، شبها براى اينكه درهم و پريشان نشود موقع خواب آنرا به كيسه اى ميكرد.
شبى شيخ در خواب بود كه يكى از مريدان برخاست و به ريش شيخ حمله برده از اين گوش تا آن گوش درو كرد، صبح كه شيخ از خواب برخاست و ريش خود را بباد رفته ديد شكايت پيش رئيس خانقاه برد، رئيس صوفيها را جمع كرد و از قهرمان اين كار پرس جو كرد مريد دروگر گفت : من بودم كه ريش حضرت شيخ را درو كردم ، چون ديدم اين محاسن براى شيخ بتى شده است كه آنرا عبادت ميكند، لذا از باب نهى از منكر آنرا از بين بردم تا شيخ عبد خدا شود نه عبدلحيه .
منبع : شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ج 11 ص 208.
1. حضور قلب .
2. خضوع و فروتنى .
3. اميدوارى .
4. شناخت خدا و اعتقاد به قدرت او و علم به نياز.
5. اميدوارى به خدا و قطع اميد از ديگران .
6. پرهيز از گناه به ويژه ستم مالى و آبرويى به مردم .
7. گريستن . روايت شده است :بين بهشت و جهنم ، گردنه اى است كه كسى از آن عبور نمى كند، مگر كسانى كه از ترس خدا، خيلى گريه كرده باشند.
8. سپاس و ستايش خداوند.
9. ذكر نامهاى خدا كه مناسب دعايش مى باشد و نيز گفتن نعمتهاى خداوند و شكر آن ، بيان گناهان و آمرزش خواستن براى آنها.
10. درنگ و عجله نكردن و اصرار و پافشارى در دعا. زيرا خداوند درخواست كننده لجوج را دوست دارد و حداقل پافشارى اين است كه دعاى خود را سه بار تكرار كرده و خواسته خود را سه بار بگويد.
11. پنهان دعا كردن ...
ادامه مطلب
اميرالمومنان على عليه السلام فرمود:
روزه نفس از لذتهاى دنيوى سودمندترين روزههاست.
غرر الحكم، ج 1 ص 416 ح 64

پرهيز از آب شور
انسان تشنه هنگامى كه آب زلال و گوارا مىنوشد بر آن مسلط است و آن را جذب،هضم و تبديل مىكند، ولى اگر آب شور بنوشد، گرفتار آن آب شور خواهدشد، چون چنين آبى در حقيقت، دستگاه گوارش او را در اختيار مىگيرد وبر عطش وى مىافزايد و او ناچار استبار ديگر قدحى از آب بنوشد كه آن نيزاگر شور باشد عطش او را افزونتر مىكند. دنيا بسان آب شور است.
دنيا ابزار سرگرمى است و هرچه انسان را از خدا باز مىدارد مايه سرگرمى اوست و انسان دنيازده، مهذب نيست; خواه اين دنيا «مال» دولتمند باشد يا «علم» دانشمند; گاهى علم، هم دنياست! انسان، تلاش و كوشش مىكند تا چيزى ياد بگيرد اما اگر بر سخن او اشكالى كنند، عصبانى مىشود و اين نشان مىدهد كه او در حقيقت، خودخواه است; زيرا علم در انحصار كسى نيست و ديگران نيز حق اظهار نظر دارند.
به همين جهت، هر لحظه بايد كارش را بر ميزان الهى عرضه كند كه آيا دنياستيا آخرت؟ كارى كه اكنون دارم انجام مىدهم اگر ديگرى انجام مىداد باز هم خوشحال بودم يا مىخواهم فقط خودم آن را انجام دهم؟ اگر كار، كار خوبى است و من نمىگذارم يا راضى نيستم ديگرى آن را انجام دهد، معلوم مىشود كه من خودم را مىخواهم، نه آن كار خوب را.
كسى كه هنگام نماز، مشغول درس و بحث است و به نماز اول وقت اعتنا نمىكند، ممكن است عالم بشود، اما عالم ربانى و نورانى نمىشود.
ادامه مطلب

روزه ناقص
امام باقر عليه السلام فرمود:
روزه اين افراد كامل نيست:
1 - كسى كه امام را نافرمانى كند.
2 - بنده فرارى تا زمانى كه برگردد.
3 - زنى كه اطاعتشوهر نكرده تا اينكه توبه كند.
4 - فرزندى كه نافرمان شده تا اينكه فرمانبردار شود.
بحار الانوار ج 93، ص 295.
به اين سه آيه تاءمل کنید
شيخ بهائى مى گويد: پدرم وصيت كرد كه در سه آيه تاءمل كنم و در مضمون و معناى آن تدبر و تفكر كنم .
1- سوره حجرات آيه 13: ان اكرمكم عندالله اتقيكم ، " همانا گرامى ترين شما نزد خداوند با تقواترين شما است ."
2 - سوره قصص آيه 83: تلك الدار الاخرة نجعلها للذين لا يريدون علوا فى الارض و لافسادا و العاقبة للمتقين . " آن خانه آخرت (و نعمتهاى بهشتى ) را براى كسانى قرار مى دهيم كه اراده برترى طلبى و مقام پرستى و تكبر و فساد بر روى زمين نكنند و عاقبت (بخيرى ) مخصوص متقين و پرهيزكاران است ."
3 - سوره فاطر آيه 37: اولم نعمر كم يتذكر فيه من تذكر و جائكم النذير. " يعنى روز قيامت (خداى متعال خطاب به بندگان مى كند) آيا به شما (آنقدر) عمر نداديم كه اگر مى خواستيد پند بگيريد و متذكر شويد پند مى گرفتيد و متذكر مى شديد و آيا براى شما (پيامبر) نفرستاديم كه شما را از عذاب بترستند؟"

بازيگرى و دنياگرايى
از بهترين راههايى كه قرآن كريم براى تهذيب دل، به انسان ارائه مىدهد، پرهيز از بازى، بازيگرى و بازيچه است و افزون برآن، به عنوان بيان مصداق دنيا را بازيچه معرفى مىكند: «انما الحيوة الدنيا لعب و لهو» از ضميمه اين دو اصل به هم، استنتاج مىشود كه توفيق نزاهت روح و تزكيه نفس، و سپس سير به سوى خدا نصيب اهل دنيا نمىشود. و ممكن نيست اهل دنيا مهذب يا مهذب دنيا زده باشند.
قرآن، دنيا را به عنوان «بازيچه» معرفى مىكند و در سخنان معصومين به ويژه على (عليهالسلام) آمده است كه دنيا سرگرمى است و شيطان و نفس اماره مىكوشند تا انسان را به دنيا سرگرم كنند. نشانه اين كه دنيا بازيچه و سرگرمى است آن است كه اگر كسى به آن مبتلا شود، به آن عادت مىكند و زمامش به دست آن وسيله سرگرمى مىافتد و در نتيجه تا او را فرسوده و خسته نكند و از پا درنياورد رها نمىكند. بازيگرى نيز چنين است، در حقيقتبازى بازيگر را به بازى مىگيرد; نه اين كه بازيگر، بازى را; ميدان بازى، بازيگر را به خود مشغول و سرگرم مىكند و تا او را خسته نكند وى را رها نمىسازد. كسى كه معتاد به مواد مخدر است مواد مخدر بر او تسلط دارد و او تحتسلطه اعتياد است. اگر كسى گرفتار دنيا و زرق و برق، مقام، القاب و پست و ميز شود، اين عناوين او را به بازى مىگيرند، مىخندانند و مىگريانند، او را عصبانى مىكنند، يا راضى نگه مىدارند.

اول گناه
بشر بن منصور، يك روز نماز مىگزارد . كسى كنار او نشسته بود و نماز وى را مىنگريست . پيش خود، بشر را تحسين مىكرد و حسرت مىخورد . از درازى سجدهها و حالت او در نماز تعجب مىكرد و در دل، به او آفرين مىگفت.
بشر نماز خود را پايان داد و همان دم، رو به مردى كه در گوشه نشسته بود و او را مىنگريست، كرد و گفت: ((اى جوانمرد!تعجب مكن . كسى را مىشناسم كه چون به نماز مىايستاد، فرشتگان صف در صف مىايستادند و به او اقتدا مىكردند. اكنون در چنان حالى است كه دوزخيان نيز از او ننگ دارند.)) مرد گفت: (( او كيست؟ )) گفت: ((ابليس .))
بزرگى گفت: (( اگر همه شب بخوابيد و بامداد در دل بيم داشته باشيد، بهتر از آن است كه همه شب تا صبح عبادت كنيد و بامداد، گرفتار عجب و كبر باشيد . اول گناه كه پديد آمد، كبر بود كه از شيطان سر زد .))
- برگرفته از: غزالى، كيمياى سعادت، ج 2، ص 277.

شاه درویشان
آورده اند كه روزى اميرالمؤمنين عليه السلام در مسجد كوفه بود. يكى گفت كه : يا امير! تعجب مى كنم از اين دنيا كه در دست ديگران است و به نزديك شما نيست . اميرالمؤمنين عليه السلام گفت : مى پندارى كه ما دنيا مى خواهيم و به ما نمى دهند؟ دست دراز كرد و مشتى ريگ بر گرفت . در زمان در دست مبارك وى گوهرها شد، از نيكوترين گوهرها.
گفت : اگر دنيا خواستمى براى من چنين بودى و از دست فرو ريخت . همان سنگريزه شد.
آری تا بدانى كه درويشى را ايشان اختيار كرده بودند. پس اگر درويش نتوانى بود، بارى جهد كن تا دستگيرى درويشان و درماندگان كنى كه هيچ طاعتى و عبادتى چون دستگيرى و پايمردى درويشان و درماندگان نيست.
هدايت و ضلالت از سوى خدا به چه معنا است؟
گاه انسان راه را به كسى كه طالب آن است با دقت تمام و لطف و عنايت نشان مى دهد، اما پيمودن راه و رسيدن به مقصود بر عهده خود او است.ولى گاه دست طالبان را مى گيرد و علاوه بر ارائه طريق او را به مقصد مى رساند.
به تعبير ديگر در مرحله اول تنها به بيان قانون پرداخته، شرائط پيمودن راه و رسيدن به مقصد را بيان مى كند، ولى در مرحله دوم علاوه بر اين، وسائل سفر را فراهم مى سازد، موانع را برطرف، و مشكلات را حل، و مسافران اين راه را تا مقصد همراهى و حمايت و حفاظت مى كند.
يك نگاه اجمالى به آيات قرآن به خوبى روشن مى سازد كه قرآن هدايت و ضلالت را فعل خدا مى شمرد، و هر دو را به او نسبت مى دهد، در آيه 213 سوره بقره مى خوانيم والله يهدى من يشآء الى صراط مستقيم: «خداوند هر كس را بخواهد به راه راست هدايت مى كند».
تا از سوى بندگان توبه و انابه اى نباشد، تاپيرو فرمان او نباشند تا جهاد و تلاش و كوششى صورت نگيرد، و تا گامهاى نخستين را در مسير حق برندارند. لطف الهى شامل حال آنان نمى شود، دست آنان را نمى گيرد و ايصال به مطلوب نمى كند.
به هر حال مشيت الهى كه در آيات هدايت و ضلالت روى آن تكيه شده، هرگز به معنى مشيت بى دليل و خالى از حكمت نيست، بلكه در هر مورد شرائط خاصى دارد كه آن را هماهنگ با حكيم بودن او مى كند.
ادامه مطلب


شاگرد و استاد شيطان
ممكن استشاگردى در اوايل امر، نزد استادى درس فرا گيرد، ولى سرانجام از استاد خود ماهرتر گردد. انسان در دو حوزه خير و شر و در دو قوس صعود و نزول، از معلمان خود برتر مىشود.
ولى انسانى كه خليفة الله است، در ابتداى امر از معلمان فرشته خوى خود، مدد مىگيرد تا از ملك پران شود; زيرا ملك مقامى دارد و انسان مقامى برتر و مىتواند از قلمرو فرشتهها بگذرد; يعنى نسبتبه او در پيشگاه خداوند مقربتر گردد. شيطان نيز چون جن است، مكر و حيلهاش در محدوده خيال و وهم است نه در محدوده عقل، ولى انسان مىتواند از نظر عقل نظرى خردمند و فرزانه، ولى از نظر عقل عملى منحرف باشد چنين انسانى معلم شيطان خواهد بود.
بنابراين، انسان از يك سو به جايى مىرسد كه فرشتگان از او علم مىآموزند و خدمتگذار اويند و از سوى ديگر به جايى مىرسد كه شيطان مقلد او مىشود و از او مكر مىآموزد. برتر شدن انسان از فرشته كه «غنيمت گيرى» است، مكرر در نظم و نثر فارسى و عربى آمده، اما سقوط انسان كه «غرامتدهى» است، كمتر مطرح شده است; كه گاهى انسان در قوس نزول، چنان تنزل مىكند كه از ابليس بدتر مىشود.
ادامه مطلب
روح وعيد و تهديد الهى
ترس از غير خدا عذاب و ترس از خدا رحمت است. فرق ترس از خدا با ترس از غير خدا اين است كه اگر از غير خدا ترسيديد، از آن فرار مىكنيد; مثلا انسان از مار و عقرب مىترسد و از آنها فرار مىكند يا از افراد شرور مىهراسد و از آنها فاصله مىگيرد، ولى وقتى از خدا بترسد، فاصله خود با خدا را كم مىكند و به او نزديك مىشود تا مشكلش را حل كند و اين ترس، رحمت است.
ادامه مطلب
درجات روزه
براى روزه سه درجه است:
اول: «روزه عوام» ، و آن عبارت است از اينكه: در روزها شكم و فرج خود را ازمقتضاى شهوات آنها محافظت نمايى.و اين نوع روزه، فايده نمىبخشد مگر مجرداستخلاص از عذاب را.
دوم: «روزه خواص» ، و آن عبارت است از: آنچه مذكور شد به زيادتى محافظتچشم و گوش و زبان و دست و پا و ساير جوارح و اعضا از معاصى و گناهان.و بر اينروزه مترتب مىگردد آنچه از براى روزهدار وعده داده شده است از ثوابهاى بىپايان.
سوم: «روزه خواص خواص» ، و آن عبارت است از: آنچه مذكور شد با محافظتدل از اشتغال به افكار دنيويه و اخلاق رذيله و نگاهداشتن آن از غير ياد خدا بالكليه.وافطار اين روزهها به ياد غير خدا و روز قيامتبودن است و حاصل اين روزه، روگردانيدن از غير خداست.
ادامه مطلب

بخشی از آداب روزه
ثواب روزه بسيار و اجر آن بىشمار است. آيات و اخبار در فضيلتآن خارج از حد احصا و بيرون از حيز اظهار و تذكار است.و همه آنها در كتباحاديث مذكور، و در السنه و افواه مشهور است.و احتياج به ذكر آنها در اين مقامنيست.بلكه در اينجا اشاره به بعضى از آداب باطنيه و ظاهريه روزه مىشود.
ادامه مطلب

آداب باطنيه قرائت قرآن
در وقت قرآن خواندن، متذكر تعظيم صاحب كلام گردد و ياد آورد كه:
آنچه مىخواند كلام بشر نيستبلكه كلام خداوند علام و خالق شمس و قمر است.ودر خواندن كلام او نهايتخطر است.و همچنان كه سزاوار نيست كه بىطهارت دستبر جلد و ورق و كلمات آن مالند، همچنين زبانهاى ناپاك را كه به كلمات ناشايستمتكلم مىگردند سزاوار نيست كه آن را بخوانند.و دلهاى ملوث به رذايل اخلاق را نمىشايد كه به حول معانى آن بگردند.
و بالجمله بايد در آن وقت، متذكر تعظيم كلام و متكلم باشد.و اگر به جهت غفلتدل، در آن وقت، تعظيم متكلم را مستحضر نباشد ساعتى قبل از تلاوت، تفكر درصفات و افعال الهى نمايد و مستحضر گردد كه: اين كلام كسى است كه به مجرد ارادهمقدسه و محض مشيت كامله، جميع آنچه مىبيند و مىشنود از عرش و كرسى وآسمان و زمين و آنچه در ميان آنها و در زير و بالاى نهاستبه وجود آمده و خالق ورزاق كل اوست.و همه موجودات، و كافه مخلوقات از ثرى تا به ثريا در قبضه قدرت اومسخر و اسيرند. برخى غريق فضل و رحمت او و بعضى گرفتار سخط و سطوت او.وجميع اينها را هيچ قدر نيست در نزد آنچه محسوس نيست از عوالم مجردات.و چوندر امثال اينها تفكر كند قلب او مستغرق عظمت الهى مىگردد.
ادامه مطلب
شير آن است كه خود را بشكند
يكى را در پيش رسول (ص) مىگفتند كه ((وى بسيار نيرومند است .))
گفت: چرا؟
گفتند: با هر كه كشتى گيرد، وى را بيفكند و بر همه كس غالب آيد . رسول (ص) گفت: قوى و مردانه آن كس است كه بر خشم خود غالب آيد، نه آن كه كسى را بر زمين بيفكند .
- برگرفته از: غزالى، كيمياى سعادت، ج 2، ص 540 .
آداب ظاهري قرائت قرآن
اما آداب ظاهري آن است كه: با وضو باشد و به طريق ادب، با سكون و وقارنشسته باشد، يا ايستاده رو به قبله و سر پيش افكنده و تكيه نزده و چهار زانو نشستهباشد، و پاى خود را نكشيده باشد.بلكه مانند كسى باشد كه: در نزد جليل الشانمىنشيند، يا مىايستد.و شمرده و به تانى بخواند.
و از اين جهت است كه: در احاديث رسيده است كه: هرگاه كسى در كمتر از سهروز، قرآن را ختم كند دانا نيست . (5)
در حديث ديگر است كه: خوش ندارم كه كسى در كمتر از يك ماه، يك ختم قرآنكند . (6)
بلى در ماه مبارك رمضان، احاديث وارد است كه: در هر سه روز، يك ختمبكند . (7)
و از جمله آداب، آن است كه: گريه كند.و اگر او را گريه نيامد خود را به گريهبدارد.و اندكى بلند بخواند، اگر از ريا كردن ايمن باشد.و اگر تواند صداى خود را زينتدهد، اما نه به نحوى كه: مشتمل بر ترجيع باشد.و حق آيات را مراعات كند، بدين نحوكه: چون به آيه سجده رسد سجده كند.و چون به آيه عذاب رسد پناه به خدا گيرد.وچون به آيه رحمت و ذكر نعيم بهشت رسد، آن را از خدا مسئلت نمايد.و چون بهآيهاى رسد كه: مشتمل بر تسبيح يا تكبير پروردگار باشد تسبيح و تكبير او كند.و چونبه آيه دعا و استغفار رسد دعا و استغفار كند.
و در ابتداى قرائتبگويد “اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم”
و از هرسوره كه فارغ شود بگويد “صدق الله العلى العظيم و بلغ رسوله الكريم اللهم انفعنا به و بارك لنا فيه الحمد لله رب العالمين” .
5. محجة البيضاء، ج 2، ص 222.و احياء العلوم، ج 1، ص 248.
6. كافى، ج 2، ص 617، ح 1.
7. كافى، ج 2، ص 618، ح 5.
8. حشر، (سوره 59)، آيه 21.

بزرگترین شفیع روز قیامت
ثواب تلاوت قرآن، از حد بيرون، و قدر فضيلت آن از حدبيان افزون است.
از حضرت پيغمبر - صلى الله عليه و آله - مروى است كه: هيچ شفيعى در روزقيامتبلند مرتبهتر از قرآن نيست، نه پيغمبرى و نه ملكى و نه غير اينها . (1)
و فرمود كه: خداى - تعالى - هزار سال پيش از آنكه عالم را خلق كند سوره طه ويس را خواند، چون ملائكه آن را شنيدند گفتند: خوشا به حال امتى كه اين بر ايشاننازل شود.و خوشا به حال سينههايى كه اينها را حفظ كند.و خوشا به حال زبانهايى كهاينها را بخواند . (2)
و فرمود كه: هرگاه قرآن در پوستى باشد آتش به آن نمىرسد . (3)
يعنى: هر كس قرآن را حفظ نموده باشد آتش پوستبدن او را مس نمىكند.
و نيز از آن حضرت مروى است كه: دلها زنگ مىگيرد همچنان كه آهن زنگمىگيرد.شخصى عرض كرد: يا رسول الله! جلاى آن از چه چيز است؟ فرمود: تلاوتقرآن و ياد مرگ . (4)
و احاديث در خصوص ثواب آن بىحد و حصر است.و چگونه چنين نباشد؟ وحال اينكه آن كلام پروردگار است كه حضرت روح الامين حامل آن، و برسيد المرسلين نازل شده است.
و تامل كن كلامى كه بلا واسطه از خدا صادر شده باشد، و لفظ آن از غايت فصاحتبه حد اعجاز رسيده باشد.و معنى آن به نحوى باشد كه: مشتمل بر اصولحقايق معارف و مواعظ و احكام، و متضمن بيان دقايق صنع پروردگار - متعال - ومغيبات احوال تاثير او در دلها چگونه است و نفس را از آن، چقدر صفا حاصلمىشود؟ ! پس بر كسى كه از اهل ايمان باشد مواظبتبر تلاوت آن لازم، و ملاحظهآداب و شرايط تلاوت، متحتم است.و از براى آن، آداب ظاهريهاى و آداب باطنيه است.
1. محجة البيضاء، ج 2، ص 210.و احياء العلوم، ج 1، ص 245.
2. محجة البيضاء، ج 2، ص 210.و احياء العلوم، ج 1، ص 245.
3. محجة البيضاء، ج 2، ص 210.و احياء العلوم، ج 1، ص 245.
4. محجة البيضاء، ج 2، ص 211.و احياء العلوم، ج 1، ص 245
نشانه پيروزى در مصاف با شيطان
راه تشخيص شكست و پيروزى در جهاد اصغر روشن و آسان است، اما نشانه تشخيص پيروزى و شكست در نبرد با دشمن درون موافقت و مخالفت است.
اگر شيطان دستور داد و انسان را به گناهى تحريك كرد و او انجام داد و به جايى كه نبايد نگاه بكند، نگاه كرد، مالى را كه نبايد بگيرد، گرفتيا سخنى را كه نبايد بگويد، گفت و با اين كه مىداند اين كار، گناه استبا او موافقت كرد و خواستههاى او را برآورد، زمينه پيشروى او و شكستخود را فراهم كردهاست. اگر كسى دستى به گناه دراز كرد، پايى به جاى حرام گشود، و زبانى به دروغ و تهمت و افترا و مانند آن باز كرد، همان لحظه شروع گناه لحظه پيشروى شيطان است، چنانكه لحظهاى كه دارد مقاومت مىكند، لحظه عقب نشينى شيطان و اسير كردن وى است، اما وقتى كاملا گناه را ترك مىكند لحظه پيروزى او و شكستشيطان است.
ادامه مطلب

جنگ عقل و شهوت
کشور وجود آدمی صحنه نبرد دو ابر قدرت عقل و شهوت است . بر اساس روایت نورانی از امام صادق (ع) ؛خداوند ملائک را آفرید و در وجود آنها تنها عقل را قرار داد. حیوانات را آفرید ، فقط شهوت را در وجود آنها کار گذاشت و انسان را آفرید در وجود او عقل وشهوت را باهم قرار داد. پس هرکه عقلش بر شهوتش پیروز شود، از فرشتگان بر تر است و آنکه شهوتش بر عقلش غلبه نماید از حیوان پست تراست.
یعنی ملائک تنزل ندارد و حیوان ترقی . فقط انسان است که در نواسان است . با بکار بردن عقل وتابع نمودن نفس، از فرشته هم برتر می شود تا جای که خدای کریم در حدیث قدسی می فرماید؛ بنده من اطاعتم کن تا تورا مثل خود گردانم تا کار های خدای کنی.
به قول سعدی :
رسد آدمی به جای که بجز خدا نبیند
بنگرتاچه حد است مقام آدمیتانواع عبادت
عبادت وپرستش یک عمل اختیاری و ارادی است . ناچار باید در درون انسان انگیزه برای انجام آن وجود داشته باشد . مرحوم کلینی روایتی از امام صادق (ع) نقل نموده که عبادت برسه گونه است ؛
1 – گروهی ، خدا را از ترس وبیم عبادت می کنند. این ستایش بندگان و بردگان است.
2- گروهی ، برای پاداش به عبادت می پردازند. این عبادت مزدوران است.
3 – گروهی هستند که محبت وعشق به خدا آنان را به ستایش وا می دارند . این نوع عبادت ، عبادت احرار و آزاد مردان و بهترین نوع عبادت است .


پيك ناپيدا
دلسوختهاى هر شب خدا را مىخواند و ذكر ((الله )) از دهان او نمىافتاد. در همه حال لفظ ((الله )) بر زبان داشت و يك دم از اين ذكر، نمىآسود.
شبى شيطان به سراغش آمد و گفت: ((اين همه الله را لبيك كو؟ چگونه او را اين همه مىخوانى و هيچ پاسخ نمىشنوى؟ اگر در اين ذكر، سودى بود، بايد ندايى مىشنيدى و لبيكى مىآمد.))
مرد، شكسته دل شد و به خواب رفت . در خواب حضرت خضر را ديد كه به او مىگويد: ((چه شد كه از ذكر بازماندى؟ ))
گفت: (( همه عمر او را خواندم، هيچ پاسخ نشنيدم. اگر بر در كسى چند بار بكوبند، پاسخى شنوند . من سالها است كه الله مىگويم و لبيك نمىشنوم. ترسم كه مرا از خود رانده باشد و سزاوار لبيك نباشم .)) خضر گفت: ((هرگاه كه او را خواندى، او تو را پاسخ گفته است .))
گفت: چگونه؟ گفت: ((همين كه او را مىخوانى، او تو را حال و توفيق داده است كه باز بيايى و الله بگويى . آن الله گفتنهاى تو، لبيكهاى خدا است . اگر رد باب بودى، آن توفيق نمىيافتى كه باز آيى و باز او را بخوانى . بدان كه اگر در دل تو سوز و دردى است، آن سوز و گدازها، همان فرستادگان خدا هستند كه از جانب خدا تو را پاسخ مىگويند و به درگاه او مىكشانند.
اگر ديدى كه جاهلى و غافلى، خدا را نمىخواند، بدان كه خدا بر دهان و دل او قفل زده است، و اگر اهل دلى پيوسته خدا را خواند، آن از توفيق و اراده حق است كه خواسته است بندهاش به درگاه آيد و نالد. پس اگر چون گذشته ذكر بر لب داشتى، بدان كه او تو را بدين كار گمارده است و اگر به ذكر و مناجات، رغبت نداشتى، پس همو تو را اجازت نفرموده است . ))
-برگرفته از: مثنوى معنوى، دفتر سوم، ابيات 200 189

اللهم صل على محمد و آل محمد الاوصياء المرضيين
بافضل صلواتك و بارك عليهم بافضل بركاتك
و عليه و عليهم السلام
و على ارواحهم و اجسادهم
و رحمه اللّه و بركاته .
فيض الهى
قرآن كريم تزكيه را در عين حال كه لازم مىداند، دسترسى به آن را محصول فيض خدا شمرده، مىفرمايد: كسى كه توفيق تهذيب روح پيدا كرد، بايد بداند كه نعمت الهى نصيبش شده و بايد حق و قدر اين نعمت را با استمرار مجاهده با شيطان درون، حفظ كند. در سوره مباركه «نور» مىفرمايد: «لولا فضل الله عليكم و رحمته ما زكى منكم من احد ابدا»
شيطانى كه ساليان متمادى عبادت كرد و منزلتى يافت، خودستايى و غرور، مايه هبوط او شد و ديگران نيز مانند او خواهند بود; زيرا در نظام كلى هيچ فرقى بين انسان و غير انسان نيست. در اين نظام، سنتهاى الهى حاكم است، نه سنتهاى قبيلهاى و نژادى و روابط قوم و خويشى.
كسى كه تلاش و كوشش علمى يا عملى كرده و مهذب شده است، اگر خودستايى كند از همان جا سقوط مىكند.ادامه مطلب

تا حقى نماند
يكى از پيغمبران گفت:(( بار خدايا!نعمت بر كافران مىريزى و بلا بر مؤمنان مىگمارى؛ اين را سبب چيست؟ ))
گفت: (( بندگان را خوب يا بد بلا و نعمت، همه از من آيد . مؤمنان را بلا فرستم تا به وقت مرگ، پاك و بىگناه مرا بينندن و نزد من آيند . چون بلايى بر كسى مىگمارم، گناهان وى را به بلاهاى اين جهان، كفاره دهم و بپوشانم . و كافر را نعمتها دهم تا نيكىهاى او را در اين دنيا، پاداش داده باشم كه تا چون نزد من آيد و مرا بيند، بر من هيچ حقى نداشته باشد و من در گرو نيكوهاى او نباشم .))
پيغامبر گفت: (( اگر چنين است، بهتر آن كه همان سان باشد كه تاكنون بوده است .)) -برگرفته از: غزالى، كيمياى سعادت، ج 2، ص 383 .
حق تلاوت قران چیست؟
می توان قاریان قران کریم را به سه دسته کلی تقسیم کرد؛
1 – کسانی هستند که هنگام قرا ئت تنها به الفاظ وادای صحیح آن توجه دارند.
2 – مجموعه دیگر برعلاوه توجه به الفاظ به معانی آیات نیز توجه دارند . امامتاسفانه به دستورات آن عمل نمی کنند.
3 – قاریان واقعی بر علاوه قرائت صحیح ( به اندازه توان) در معانی آیات نیز تدبر نموده وبه دستورات قران هم عمل می کنند. برای آشنایی بهتر با قاریان واقعی به سخنی از قران ناطق ، صادق آل محمد(ع) اشاره می نمایم .
ایشان می فرمایند که ؛ آیات قران را بدقت بخوانند و حقایق آن را درک کنند وبه احکام آن عمل نمایند وبه وعده های آن امید وار واز وعید های آن ترسان باشند. از داستان های آن عبرت گیرند واوامرش گردن نهند ونواهی آن را بپذیرند. به خدا سوگند منظور ( از قرائت قران) حفظ کردن آیات و خواندن حروف وتلاوت سوره ها ویاد گرفتن اعشار و اخماس( تقسیمات قران به جزء و حزب) آن نیست. آنها حروف قران را حفظ کردند. اماحدود آن را ضایع ساختند و فقط منظور از(قرائت) این است که در آیات قران بیندیشند و به احکامش عمل کنند. چنانچه خداوند فرموده است این کتابی است با برکت بر تونازل کردم که در آیاتش تدبر کنند.
خدایا مارا جزء قاریان واقعی قران قرار ده.
الحمد لله رب العالمینمتن دعای افتتاح
اَللّهُمَّ اِنّى اَفْتَتِحُ الثَّنآءَ بِحَمْدِكَ وَ اَنْتَ مُسَدِّدٌ لِلصَّوابِ بِمَّنِكَ وَ اَيْقَنْتُ
اَنَّكَ اَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمينَ فى مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ وَ اَشَدُّ الْمُعاقِبينَ
فى مَوْضِعِ النَّكالِ وَالنَّقِمَةِ وَ اَعْظَمُ الْمُتَجَبِّرينَ فى مَوْضِعِ الْكِبْريآءِ
وَالْعَظَمَةِ اَللّهُمَّ اَذِنْتَ لى فى دُعآئِكَ وَ مَسْئَلَتِكَ فَاسْمَعْ يا سَميعُ
مِدْحَتى وَ اَجِبْ يا رَحيمُ دَعْوَتى وَ اَقِلْ يا غَفُورُ عَثْرَتى ...
ادامه مطلب



