
آن شب من بودم و خدا بود
به ساعت نگاهی انداخت ،چیزی به طلوع سپیده نمانده بود . خود را برای خوابی خیالی آماده میکرد . اما ناخواسته به سمت پنجره رفت و نیم نگاهی به آسمان انداخت گویا دلش برای خدا تنگ شده بود وقتی نگاهش به خدا افتاد ، بغض گلویش را فشرد آن شب هم قید خواب را زد . پرده را کنار کشید ، صندلیش را رو به پنجره گذاشت و به دیدار خدا نشست . چشمانش را به آسمان سیاهی که درونش خدا موج میزد خیره کرد . اما در دل ، التماس های کهنه اش را زمزمه می کرد . نمیدانست از کجا آغاز کند ، از زخم نقش بسته روی سینه اش یا از راز کهنه ریشه کرده درروحش . وقتی به راز کهنه رسید بغض دیرین باریدن گرفت . با نگاه ملتمس خدا را نشانه گرفت با صدایی بیصدا بی اختیار گفت : خدا جون یادت هست سر سجاده سجده ها کردم ، التماس وتمنا کردم . راز کهنه خویش را با راز ونیاز تو همساز کردم . خدا جون یادت هست نذر ها کردم حاجت خود را از درگاه الهیت تقاضا کردم .لحظه ای به خدا نگاه کرد . خدا همچنان ساکت و آرام بود . آرامتر از آرام . آن شب من بودم ، خدا بود ، وراز کهنه من . صدایی شنید که گفت : خدا هم دارد گریه میکند اما بیصدا .
آن شب ، من وخدا با هم گریه کردیم . اما بیصدا .
http://rezapormand.blogfa.com منبع :
كتمان و معرفت
- روزى در مقابل درب ورودى حرم حضرت معصومه عليهالسلام پيرمردى را ديدم كه بدون سابقه آشنايى با من گرم صحبت شد و پس از سلام و احوالپرسى بى مقدمه از من پرسيد: براى چه روزه مى گيرى ؟!در پاسخ به او گفتم : آن كسى كه مى داند من روزه مى گيرم ، نيز مى داند چرا آن كار را مى كنم !؟!
- پيرمرد در كمال اخلاص رو به من كرده و خودش را چنين معرفى نمود: من جزء چند نفر از ياران حضرت ولى عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف هستم ، كه با اشاره آن حضرت به خدمت محتاجان رسيده و به امدادشان مى پردازيم و چون حضرت اشاره اى نسبت به شما داشته اند، من نيز براى خدمت به نزد شما آمده ام . پس قدر خودت را بدان و براى آينده ات اين اعمال خاص نيز را انجام بده .
- تا آنكه روزى رفيق نارفيق هم حجره اى ام مرا سخت تحت فشار قرار داد، شايد كه از حركتها و فكر خارق العاده من خبرى كسب كند. ابتدا حاضر نمى شدم پاسخ او را بدهم ، ولى بالاخره گول خورده و اسرار خويش را فاش ساختم ، به محض افشا شدن اسرار، ناگهان خود را در همان حالت اوليه يافتم و اينك باز دوباره همان كندذهنى و فشارها به سراغم آمده و آرامش زندگى را از من سلب كرده است .
ادامه مطلب
انتخاب دوست
انسان موجودي اجتماعي است و كمال او در ساية اجتماعي زيستنبهدست ميآيد؛ زيرا دست و پنجه نرم كردن با مسائل مختلف و متنوعاجتماعي، موجب تقويت روح و جان و نيز بروز استعدادهاي نهفته ميگردد.در تكوين و شكلگيري شخصيت اجتماعي انسان امور مختلفي دخالت دارندكه ورود به اجتماع و انتخاب دوستان از مهمترين آنها است.
اين امر در طول دوران پرفراز و نشيب زندگي در سعادت و خوشبختي يانگونبختي و بيچارگي انسان تأثير بسيار دارد، تأثيري كه در دوران جواني ونوجواني بسيار چشمگير و تعيينكننده است. بنابراين، بر همة افراد به ويژهجوانان عزيز لازم است صفات و ويژگيهاي دوستان شايسته و ناشايسته رابشناسند و در انتخاب دوست آگاهانه عمل كنند تا ضمن مصون ماندن ازخطرات و آفات دوستان بد، از منابع سرشار پيوند با نيكان بهرهمند گردند.

ياعلي
بر اساس روايتي از رسول خدا (ص) صداي كوبه ( زنگ) در بهشت " يا علي" است .
مرحوم علامه طباطبايي در شرح اين روايت مي گويند : وقتي مهماني وارد خانه مي شود صاحب خانه را صدا مي زنند. صاحب بهشت و مهماندار بهشت ، علي (ع) است . از اين جهت صداي كوبه در بهشت يا علي است . هركس به بهشت مي رود در سايه رهبري محمد وآل محمد است، اگر اين انوار طيبه نبودند.، كسي راه بهشت را طي نمي توانست.
به خدا سو گند شيعه نيست ...
حضرت امام باقر(ع) خطاب به جابر بن يزيد جعفي فرمود:
آيا همين اندازه كفايت مي كند كه منتسبين به تشيع سخن از دوستي ما خاندان به ميان آورند؟ به خدا سوگند، شيعه نيست مگر كسي كه تقواي الهي پيشه كند و از اوامر او اطاعت كند، و آنان شناخته نمي شوند مگر به فروتني در برابر خداوند، امانت، كثرت ذكر خدا، كثرت نماز و روزه، نيكي به والدين، دستگيري همسايگان مستمند وزمين گير و بدهكار و يتيم ) و شناخته نمي شود مگر به ( صداقت در گفتار و تلاوت قرآن و بازداري زبان از مردم مگر به نيكي، آنان امينان قبيله هاي خود هستند در اموالشان.
جابر پرسيد: اي پسر رسول خدا) صلي الله عليه وآله وسلم ( ما امروز كسي را بدين صفات نمي شناسيم، حضرت فرمود: جابر! به بي راهه نرو ) خيالات باطل تو را به بي راهه نكشاند ( آيا كافي است كه مردي بگويد "علي را دوست دارم و ولايت او را مي پذيرم"، اما اهل كار وتلاش نباشد؟ اگر بگويد "رسول خدا) صلي الله عليه وآله وسلم ( را دوست دارم" -كه رسول اللّه) صلي الله عليه وآله وسلم ( بهتر از علي ( عليه السلام ( است ـ ولي از روش او تبعيت نكند و به سنت او پاي بند نباشد، چنين دوستي براي او فايده نخواهد داشت. پس از خدا بترسيد، براي آنچه نزد اوست كار كنيد، بين خدا و كسي خويشاوندي نيست، محبوب ترين بندگان نزد خدا، كسي است كه بيش از ديگران تقوا پيشه كند و پيش از ديگران از او اطاعت كند.
جابر! به خدا سوگند كسي جز به طاعت الهي به او تقرب پيدا نمي كند و ما برات آزادي از آتش براي كسي نداريم و هيچ كس بر خداوند حجتي ندارد، كسي كه مطيع خدا باشد وليِ ما خواهد بود و كسي كه نافرماني او كند، دشمن ما خواهد بود، كسي به ولايت ما نايل نخواهد شد مگر با عمل وخويشتن داري از گناه- كافي، ص 59.
خير و شر
"خير " به چيزي گفته ميشود كه هماهنگ با وجود ما، و مايه پيشرفت و تكامل است و "شر" چيزي است كه ناهماهنگ با آن باشد و مايه عقبماندگي و انحطاط گردد. بنا بر اين؛ خير و شر نسبي است، ممكن است امري درباره ما خير باشد، و براي ديگران شر . از اين بيان به خوبي ميتوان نتيجه گرفت كه داوري درباره اينكه فلان حادثه شر است كار سادهاي نيست، بايد مجموعه آثار آن را در مجموعه محطيها، بلكه در مجموعه زمانها، اعم از حال و آينده، و يا ريشههائي كه در گذشته داشته، همه را در نظر بگيريم، تا بتوانيم بگوئيم در مجموع، زيانهاي آن، بيش از سود آن بوده است، و بايد تصديق كرد كه اين داوري آسان نيست. از سوي ديگر خير و شر را ميتوان به اقسامي تقسيم كرد 1ـ خير مطلق 2 ـ شر مطلق 3 ـ خير و شر نسبي. "خير مطلق" آن است كه هيچ جنبه منفي نداشته باشد، و به عكس "شر مطلق " آن است كه هيچ جنبه مثبت نداشته باشد، و در خارج كمتر مصداقي براي اين دو ميتوان يافت، غالباً به اشياء، يا حوادث و پديدههائي برخورد ميكنيم كه تركيبي از جنبههاي مثبت و منفي است، آنچه جنبههاي مثبت در آن افزون باشد، خير ناميده ميشود، و آنچه جنبههاي منفي در آن غالب باشد شر ناميده ميشود، و آنچه هر دو جنبه آن مساوي است، نه خير است و نه شر. البته فراموش نبايد كرد كه جنبههاث مثبت و منفي ممكن است نسبت به اشخاص يا اقوام فرق كند، آنچه مهم است آن است كه براي داوري نهائي، بايد مجموعه آثار آن پديده را در كلّ جهان، و در مجموعه زمان و مكان ها در نظر گرفت. از ديدگاه يك خداپرست از اين چند قسم تنها دو قسم امكان وجود دارد " خير محض " آنچه خيرش بيشتر است . "شر محض" يا آنچه شرش بيشتر است، يا آنچه مساوي است، با توجه به اينكه " خداوند حكيم است" امكان وجود ندارد، زيرا صدور اين سه قسم از " حكيم علي الاطلاق " قبيح و غيرممكن است.
مدرسه و عرفان ؟!
باده نوشي كه در او روي و ريايي نبود
بهتر از زهد فروشي كه در او روي و رياست
حافظا ميخور و رندي كن و خوش باش ولي
دام تزوير مكن چون دگران قرآن را
بيترديد آنجا كه سخن از برتري خرابات بر مسجد، و ميكده برمدرسه است پاي دفاع از ارزشهايي در ميان است كه در فرهنگ اسلامي مسجد و مدرسه را مقدس و متعالي قرار ميدهد. اما اگر ريا و سالوس و زهد فروشي و عجب و غرور كه از آفات مهلك دين و زهدورزي ميباشد فضاي مقدس تعبد و پارسايي را فرا بگيرد ترجيح و تشخيص شاعر عارف بر ترك كردن چنين اماكني است كه به سبب دست آويز قرارداده شدنشان از سوي برخي دين به دنيا فروشان، ديگر امكان تمسك به آنها براي عارف و زاهد حقيقي وجود ندارد. از اين رو، يكي از دستمايههاي اصلي شعر خراباتي همين رويگرداندن پير از مسجد و به ميكده و خرابات رفتن است، پير كه در تشخيص، اشتباه نميكند دريافته كه ديگر نميتواند در كنار زاهدان خشك دماغ و متعصب، به معرفتخويش ادامه دهد از اين جهت راه خويش را از آنها جدا ميكند و عجالتا به خرابات ميرود كه نور خدا را در آنجا هم ميتوان ديد.
ادامه مطلب

حقيقت ذكر
منظور از ذكر نه فقط اين است كه انسان جمله " لا اِلهَ اِلَّا الله " و يا " يا هو يا من هو " را به اندازه اي بگويد كه دهان او كف كند و به سرگيجه دچار شود، بلكه بنا به گواهي اخبار معصومين، از جمله خبري كه مرحوم علامه مجلسي در كتاب بحار الانوار نقل كرده، حقيقت ذكر اين است كه " شخص در موقع انجام هر كاري به ياد خدا افتاده و به او توجه كند تا اگر آن كار از كارهاي ناپسند و خلاف دستورات الهي است از خدا بترسد وآن را ترك كند.
راه رسيدن به حكمت عبادات و نشانه آن
راه رسيدن به حكمت عبادت آن است كه عابد جز معبود چيزي را نبيند. و ركن اساسي اين است كه انسان چيزي جز حق را دوست نداشته باشد. در اين صورت، نگران نيست؛ چون چيزي كه از دست رفتني است مورد علاقه او نبوده و چيزي هم كه مورد علاقه اوست از دست رفتني نيست. از اين رو نه غمي به سراغ عارف مي آيد و نه اندوهي او را فرا مي گيرد. انسان گاهي از گذشته غمگين و از آينده هراسناك است. اگر كسي از گذشته و آينده نجات پيدا كرد، ديگر سخن از ماضي و مستقبل نيست؛ از زمان بالاتر آمده و روي گذشته و آينده پا گذاشته است. چيزي را قبلاً از دست نداده تا اندوهگين باشد و چيزي را بعداً از دست نمي دهد تا هم اكنون ترسناك باشد . به تعبير بوعلي سينا، عارف، فرحان است: عارف، گشاده رو، بشّاش و متبسم است، كوچك و بزرگ از فروتني او بهره مند مي شوند؛ او هم از ديدار همگان شادمان است، چرا چنين نباشد كه او همه هستي را تجلّي حق مي بيند - اشارات و تنبيهات3/391-
عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست. اين نشانه پي بردن به حكمت عبادات است.

الهم صل علي محمد و آل محمد
امام سجاد (ع) در صحيفه سجاديه ، روش دعا كردن وحاجت خواستن را آموزش داده است. در بسياري از فقرات ادعيه آن حضرت ، هر حاجتي را كه از خدا مي خواهد، قبل يا بعد از آن صلوات است.
امام علي (ع) هم مي فرمايد كه دعا ويا حاجت خويش را محفوف به صلوات نماييد. زيرا صلوات دعاي مستجاب است . خداي سبحان چنين نيست كه كه يكي از دو را حاجت را بر آورده وديگري را رد نمايد.
بر اساس فرموده مرحوم علامه طباطبايي ، معناي صلوات اين است كه خدايا رحمتت را بر محمد وآل محمد فروفرست كه از آنان به ما برسد.
رابطه گناهان و بلاها در روايات
در روايات اسلامي به طور گسترده ديده ميشود، كه حداقل بخش قابل ملاحظهاي از مصائبي كه دامنگير جوامع انساني ميشود جنبه مجازات و كيفر گناهان دارد، به عنوان نمونه:
1ـ در حديثي از امام صادق ) ع ( آمده است كه فرمود : اِنَّ اللهَ تَعالي اِذا غَضِبَ عَلَي اُمَّةٍ، ثُمَّ لَمْ يُنْزِلْ بِها الْعَذابَ، اَغْلَي اَسْعارَها، وَ قَصَّرَ اَعْمارَها، وَ لَمْ تَرْبَحْ تُجّارُها، وَ لَمْ تُغْزَزْ اَنْهارُها، وَ لََمْ تُزَكَّ ثِمارُها، وَ سَلَّطَ عَلَيْها شِرارَها، وَ حَبَسَ عَلَيْها اَمْطارَها- بحارالانوار - 70/353) [هنگامي كه خداوند بر قومي غضب كند و عذاب ) نابود كننده ( بر آنها نازل نسازد قيمتهاي آنها را گران، و عمرهايشان را كوتاه ميكند، تجارشان سود نميبرند، و نهرهايشان كم آب، و ميوههايشان نمو نميكند، و خوب نميشود، اشرارشان بر آنها مسلط ميشوند، و باران حبس ميگردد.
2 ـ در حديث ديگري از امام علي بن موسي الرضا ) ع ( ميخوانيم : كُلَّما اَحْدَثََ الْعِبادُ مِنَ الذُّنُوْبِ ما لَمْ يَكُونُوا يَعْمَلُوْنَ اَحْدَثَ لَهُمْ مِنَ الْبَلاءِ ما لمْ يَكُونُوا يَعْرِفُوْنَ .هر زمان بندگان گناهان تازهاي را ابداع كنند، خداوند بلاهاي تازه و ناشناختهاي بر آنها مسلط ميسازد -. بحارالانوار 70/354 3 ـ
3- در روايت ديگري از امام صادق ) ع ( ميخوانيم : مَنْ يَمُوْتُ بِالذُّنُوْبِ اَكْثَرُ مِمَّنْ يَموُتُ بِالاجالِ وَ مَنْ يَعيشُ بِالْإِحْسانِ اَكْثَرُ مَمَّنْ يَعيشُ بِالْأَعْمارِ- بحارالانوار- 70/354 كساني كه بر اثر گناهاشان ميميرند بيش از آنها هستند كه با مرگ طبيعي از دنيا ميروند! و كساني كه به خاطر نيكي كردن عمر طولاني ميكنند بيش از آنها هستند كه عمر طبيعي طولاني دارند!

تعداد گناهان كبيره
عدد كبائر از معاصي را چنانچه در اخبار هم اختلاف است بين آنها بعضي از اخبار عدد آنها را به هفتاد و بعضي كمتر و بعضي بيشتر ذكر كرده اند و همه اين اختلافات ناشي مي شود از اختلاف بين اخبار؛ و مثل اين است كه در ابهامش لطفي است كه شارع مقدس اراده كرده است مجهوليت آن را كما اين كه در خبر است خداوند علي اعلي چند چيز را در چند چيز مخفي فرموده است :
1-اولياي خود را بين بينندگان خود،
2-شب قدر را در ميان شب هاي سال ،
3-رضاي خود را در بين طاعات ،
4-سخط خود را در بين معاصي ،
5-ساعت استجابت را در روز جمعه .
خودشناسي
خودشناسي به معني اين است كه انسان مقام واقعي خويش را در عالم وجود درك كند؛ بداند خاكي محض نيست، پرتوي از روح الهي در او هست؛ بداند كه در معرفت ميتواند بر فرشتگان پيشي بگيرد؛ بداند كه او آزاد و مختار و مسؤول خويشتنن و مسؤول افراد ديگر و مسؤول آباد كردن جهان و بهتر كردن جهان است ) او شما را از زمين بيافريد و عمران آن را از شما خواست – هود( 61 بداند كه او امانتدار الهي است؛ بداند كه بر حسب تصادف، برتري نيافته است تا استبداد بورزد و همه چيز را براي شخص خود تصاحب كند و مسؤوليت و تكليفي براي خويشتن قائل نباشد.
نسخه عارفانه
عاشقى سالك و عارفى الهى مى گويد : زمانى گذرم به يكى از شهرها افتاد طبيبى را ديدم كه آثار دانش و آيات بينش از چهره اش ظاهر و در محلّى به معالجت مشغول بود .
گروه زيادى از مرد و زن بر گرد او نشسته و منتظر گرفتن نسخه براى علاج درد خويش بودند .من نيز در گوشه اى نشستم . چون از معالجه ى بيماران خلاصى يافت روى به من كرده و گفت :اگر تو نيز مطلبى دارى بگوى .
گفتم : سالهاست به مرضى مبتلا هستم ، اگر مى توانى مداوايم نماى .
گفت : بيماريت چيست ؟
گفتم : مرض گناه ، اگر براى آن دوايى دارى بيان كن .
طبيب لحظه اى سر به زير افكند ، آنگاه قلم برداشت و گفت : از براى تو نسخه اى بنويسم آن را نيكو فهم نماى و بدان عمل كن . آنگاه اين كلمات را نوشت : ريشه هاى فقر را برگير ، با برگهاى صبر ، هليله ى فروتنى ، بليله ى افتادگى ، و روغن گل بنفشه ى ترس ، با گل خطمى دوست ، تمر هندى قرار ، با گل سرخ راستى ، چون اين دواها را به ميزان خود گرفتى ، محل آن را در ديگ دانش قرار ده ، آب بردبارى و حقيقت به روى آن بريز ، آتش آرزومندى زير آن ديگ برافروز ، سوزندگى بر آن بيفزاى و آن را با ستام خشنودى حركت ده ، و سمقونياى زارى و بازگشت بر آن اضافه كن ، و به روى آن مقّل طاعت بريز ، سپس در عمل بكوش ، و آن شربت را در دكان خلوت بنوش ، پس از نوشيدن تلخى دهان را با آب وفا مضمضه كن ، و نيكو كن مزه ى دهان خود را به مسواك ترس و گرسنگى ، سپس به جهت آنكه قى عارض نگردد ، سيب قناعت را ببوى ، و لبهاى خود را به دستمال بازگشت از غير خدا پاك نماى ، پس اين شربت كه از تركيب آن دواها ساخته شد ، گناهان را مى زدايد و تو را به خداى بزرگ و داناى رازها نزديك مى كند .

عرفان و مرتاضان هندي
روح انسان فرمانرواي بدن است و كليه كارهاي بدن سالم تحت فرمان او انجام ميشود. برخي از نفوس به دليل تمرينها و رياضتهاي خاص چنان قوي ميشوند كه ميتوانند افزون بر بدن خود، در انسانها و اشياي ديگر نيز حالت تدبير داشته باشند . انساني كه اراده خود را قوي كرد، امكان مييابد بر امور و پديدهها تأثير بگذارد . اين جزئي از نظام علت و معلول جهان مادي و نشانه قدرت نفس انسان است؛ زيرا نفس انسان مظهر خداوند است و در صورتي كه تقويت شود، توان تصرف و انجام كارهاي خلاف عادت را به دست ميآورد. تقويت نفس با تمرينهايي كه اصطلاحاً رياضت خوانده ميشود، حاصل ميگردد . رياضت دو گونه است: رياضت شرعي كه مطابق با شرع و با راهنمايي معنوي ولي الله الاعظم - سلام الله عليه - انجام ميشود؛ و رياضتهاي غير شرعي. پويندگان راه شريعت به مدارج قرب الاهي و ولايت تكويني نائل ميآيند؛ اما آنان كه از روشهاي غير شرعي بهره ميبرند، تنها توان تصرف در برخي امور را به دست ميآورند.
ادامه مطلب
داستان واقعي
امام حسين (ع) به من خوش آمد گفت
مدّتي گذشت تا اينكه شبي از روي ناچاري در مجلس دوستان شركت كردم و ناچار شدم قماري بنمايم. فردا چون خدمت او رسيدم فورا فرمود: آيا حيا و شرم ننمودي كه اين گناه كبيره موبقه را انجام دادي؟ اشك ندامت از ديدگان من سرازير شد گفتم: غلط كردم، توبه كردم، فرمود: غسل توبه كن و ديگر چنين منما، و سپس دستوراتي ديگر فرمود. خلاصه به طور كلّي رشته كارم را عوض كرد و برنامه زندگي مرا تغيير داد.
ادامه مطلب
اسراف در نفس
اسراف هم در مورد نعمتهاى بيرونى مطرح است و هم درباره نعمتهاى درونى; مثلا، اولين لحظهاى كه ارتكاب گناه در فكر انسان خطور كند، قبل از ارتكاب، اسراف در نفسش پيدا مىشود; يعنى، او اين پديده فكرى و علمى و نيز اين پديده عملى يعنى عزم و اراده را بيجا مصرف مىكند.

دعا براى تعجيل فرج ورفع مشكلات شيعيان
امام زمان عليه السلام در جواب سؤال هاى اسحاق بن يعقوب مى نويسد: اكثروا الدعاء بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم ؛ (( براى شتاب در گشايش حقيقى و كامل ، بسيار دعا كنيد؛ همانا فرج شما در آن است . ))
مى دانيم كه فرج و گشايش شيعيان از تمام گرفتارى ها و فتنه ها در سايه ظهور حضرت مهدى عليه السلام محقق مى گردد ، و تا زمانى كه حضرت در غيبت به سر مى برد شيعه تحت فشار و ظلم و تعدى حاكمان ظلم و جور است .
از اين حديث استفاده مى شود كه زمان ظهور حضرت مهدى عليه السلام متعلق (( بداء )) واقع مى شود يعنى قابل تقديم و تاءخير است ، و يكى از عوامل تعجيل در فرج آن حضرت عليه السلام دعا است ، مى دانيم كه دعا بدون درخواست قلبى و زمينه سازى براى تحقق آن موثر نخواهد بود. انسان بايد با زبان و قلب بطلبد و در عمل هم زمينه ساز خواسته خود باشد.
اللهم عجل لوليك الفرج
زهرا (س) ؛ حجت بر حجج الله
امامان حجت بر مردمند و فاطمه (س) حجت بر آن ها و معنا و مفهوم حجة علي حجج الله در ذهن ما نمي گنجد.
حاج احمد انصاري از پدرشان(عارف بزرگ مرحوم آقاي انصاري همداني) نقل مي كند كه :ايشان مي فرمودند احترام حضرت زهرا (س )را فقط خاندان عصمت و طهارت مي شناسند و ديگران نمي توانند بشناسند . ايشان احترام خاصي به حضرت زهرا (س )مي گذاشتند . مي فرمودند اين نوري است كه خداوند توسط حضرت زهرا (س )به ائمه معصومين عنايت كرده و آن نور از طرف ائمه معصومين به ديگر بندگان خداوند رسيده است .
ايشان در ايام فاطميه و سوگواري مراسمي در منزل برگزار مي كردند و آقايان مي آمدند و روضه خواني مي كردند و البته خودشان هم اشاراتي داشتند. آن ها كه سطح بالا بودند و بايد درك مي كردند خيلي كم بودند. ديگران اصلا نمي فهميدند كه بخواهند اعتراضي كنند. و فكر قاصر ما چه درك مي كند كه مدار عصمت عالم خلقت كيست ! و چه عظمتي دارد؟!
ديو در خلوتگه دل!
ما مىخواهيم با خلوص و حضور باشيم و به آن علاقمنديم و دين نيز به آن دستورداده، پس كيست كه حواس ما را به شرق و غرب و بالا و پايين، منحرف مىكند؟ معلوم مىشود ما امين نبوده و در نعمتهاى الهى امانت را رعايت نكرده و دشمن دين خود و خدا را كه شيطان استبه درون دل، راه دادهايم و او فكر ما را رهبرى مىكند!
اگر بخواهيم كامل بشويم چارهاى جز تهذيب روح نيست و تهذيب روح راهندادن بيگانه به حريم دل است. وقتى هر گونه سخنى را مىگوييم، به هر جايى نگاه كرده، به هر چيزى گوش فرا مىدهيم، هر غذايى را خورده، و به مال هر كسى چشم طمع دوختهايم، بدانيم بيگانه را در دل خود جاى دادهايم. آنگاه كه بيگانه در دل ما جاى كند، آن را تصاحب مىكند. به همين جهت، نمازى خوانده مىشود كه از نظر فقهى و شريعت صحيح است اما از نظر كلامى، اخلاق و طريقت مقبول نيست.
( برداشت آزاد از کتاب اخلاق در قران - آیت الله استاد جوادی آملی)

فايده اعمال ما چيست ؟
كساني كه مي گويند نماز خواندن من براي خدا چه فايده دارد و دستگيري من از فقرا چه نتيجه اي دارد و اگر خدا مي خواست فقير نباشند خود به آنها ثروت مي داد.بايد بگوييم كه خدا اقدر القادرين است و به هر كس هر چه بخواهد مي دهد سبب اين كه امر به انفاق فرموده آن است كه به انفاق كردن صفت ذميمه بخل از انسان زايل مي شود، علاوه بر اين ؛ محاسن ديگري نيز مندرج است . اين اوامر براي پيدايش حالات است ، ولي نمي شود گفت اين عمل را براي پيدايش آن حالت بايد به جا آورد؛ زيرا كه در مرحله اول كسي قبول نخواهد كرد و لذا مي گويند اگر فلان عمل نيك را انجام دهي مستوجب چنين ثوابي مي شوي و اگر فلان عمل زشت را به جاي آوري مستحق چنين عقابي مي گردي و شارع مقدس ، ثواب و عقاب را به اين جهت مقرر فرمود تا به اين وسيله مردم را به وسيله اعمال شان به حالات برساند و جميع اين اعمال براي پاك شدن دل از اخلاق بدو كمال انسان است. يعني بيشتر از آنكه به فقير كمك كرده باشي به خودت كمك كرده اي .
شرايط محرم اسرار الهي
بـراي مـحـرم اسـرار الهـي شـدن چـه بـايـد كـرد؟ تـا در همين دنيا، حجاب را از پيش روي ما كنار بزنند و اسراري را كه به ديگران گفته نمي شود، به ما بگويند؟ براي رسيدن به اين مقام ، سه شرط ضروري است :
1- لياقت ، اولين شرط براي مـحرم اسرار الهي شدن است . بايد اول لياقت را در خودمان ايجاد كنيم . اگر لياقت در ما ايجاد نـشـود، بـه هـيـچ حقيقتي دست نمي يابيم . زيرا به انسان هاي نالايق چيزي داده نمي شود .
2- ظرفيت ، شرط دوم در راه جلب اسرار الهي است . برخي افراد، انسان هاي بسيار پاك و خـوبـي هـستند ؛ اما طاقت و ظرفيت اسرار را ندارند اگـر اسـرار را بـه او بـگـويـنـد، آنـهـا را بـه ديـگـران مـنتقل مي كندويا نا بجا بكار مي برند.
3- ارتـبـاط بـا صـاحـبـان اسـرار الهـي ، شـرط سـوم بـراي دسـت يـابـي بـه ايـن هدف است . تـوسل و ارتباط با اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السلام ، مطمئن ترين راه در اين مسير است . آن بـزرگـان ، مـالكـان و صـاحـبـان اسـرار هـسـتـنـد. انـسـان بـايـد بـا اهـل بـيـت )ع ( ارتـبـاط بـرقـرار كند و اسرار را از دست صاحبان اسرار بگيرد. اگر در صحنه "ارتباط" با آنان توفيق يافت ، در كسب "لياقت " و "ظرفيت " نيز موفق خواهد شد.
خلاصه شده از كتاب روزنه به سوي اسرار الهي . نوشته سيد رحيم توكل
نامه اي از مرحوم آيت الحق سيد علي قاضي طباطبايي (ره)
تمام خرابي ها از غفلت است
بسم الله الرحمن الرحيم
بـعـد حـمـد الله جـل شـانـه و الصـلوة و السـلام عـلي الرسول و اله .
حضرت آقا... تمام اين خرابيها كه از جمله ؛ وسواس و عدم طمانيه ، از غفلت است و غفلت ، كمتر مرتبه اش غفلت از اوامر الهيه است و مراتب ديگر دارد كه به آنها ان شاءالله نمي رسـيـد و سـبـب تـمـام غـفـلات ، غـفـلت از مـرگ اسـت و تـخـيـل مـانـدن در دنـيا، پس اگر مي خواهيد از جميع ترس و هراس و وسواس ايمن باشيد، دائما در فكر مرگ و استعداد لقاء الله باشيد... و اين است جوهر گرانبها و مفتاح سعادت دنـيـا و آخـرت . پـس فـكـر و مـلاحـظـه نـمـايـيـد چـه چـيـز شـمـا را از او غافل مي كند، اگر عاقلي !
و بـه جـهـت تسهيل اين معني ، چند چيز ديگر به سركار بنويسيد، بلكه از آنها استعانتي بجويي :
اول ، بعد از تصحيح تقليد يا اجتهاد، مواظبت تامه به فرائض خمسه و ساير فرائض در احسن اوقات و سعي كردن كه روز به روز خشوع و خضوع بيشتر گردد و تسبيح صديقه طـاهـره عليه السلام بعد از هر نماز و خواندن آيت الكرسي كذلك و سجده شكر و خواندن يـس بـعـد از نـمـاز صـبـح و واقـعـه در شـبـهـا و مـواظـبـت بـر نـوافل ليليه و قرائت مستحبات در هر شب قبل از خواب و خواندن معوذات در شفع و وتر و استغفار هفتاد مرتبه در آن و ايضا بعد از صلوات عصر.
و اين ذكر را بعد از صلوات صبح و مغرب ، يا در صباح و عشا ده مرتبه بخواند:
لا اله الا الله وحـده لا شـريـك له ، له الحـمـد و له المـلك و هـو عـلي كـل شـي ء قـدير. اعوذ بالله من همزات الشياطين و اعوذ بك ربي ان يحضرون ان الله هو السميع العليم .
مـدتـي بـه ايـن مـداومـت نماييد؛ بلكه حالي رخ دهد كه طالب استقامت شويد- ان شاء الله تعالي .
منبع : درياي عرفان – هادي هاشميان
هدف از خودسازي
غايت و هدف متعالي حيات كمال انسان است، و كمال انسان به رشد فضايل و از بين بردن رذائل است . بنابر اين خودسازي كه همان تحصيل تقوا است حركت در مسير كمال و هدف خلقت است . تقوا موجب كمال انسان در دنيا و آخرت است حتي عبادات نيز براي تحصيل تقواست.

كمال چيست ؟
صاحبان علوم گوناگون، تفسيرهاى متنوع و متفاوتى از كمال انسان دارند. هر كسى كمال را در رشته علمى خاص خود مىداند.در علوم اعتبارى و قراردادى، صاحبان علوم ادبى، كسى را كه در علومادبىجامع باشد، «اديب كامل» مىگويند. در علوم استدلالى، به كسى كه در هندسه، رياضيات و علوم تجربى، طبيعى و منطق سرآمد و ماهر باشد و با جمع اين سه رشته بتواند در معارف الهيه، حقايق را به خوبى استنباط كند، «فيلسوف كامل» و «حكيم» مىگويند.
ولى در علوم حقيقى و نزد اهل معرفت، كمال به معناى ديگرى تفسير شده است. مرحوم سيد حيدر آملى، كه از عرفاى بنام اماميه و از معتقدان به ولاى اهل بيت عصمت و طهارت (عليهمالسلام) است مىگويد: به كسى كه در علم شريعت، سرآمد و در علم طريقت، داراى كارآيى لازم و در علم حقيقت، صاحب بصر باشد، «شيخ» مىگويند. بنابراين، شيخ، انسان كاملى است كه داراى اين ويژگيهاى ياد شده باشد.
خیلی ها دوست نیستند !
اگر رفيق شفيقى كه واجد شرايط الهى باشد ، و دوستى با او باعث ازدياد ايمان و هدايت گردد ، و دوستى و رفاقتش فقط و فقط براى خدا باشد ، اعتماد بر او در حقيقت اعتماد بر خداست .
اين چنين دوست و دوستى با او لذت دنيا و آخرت است ، و اسلام سفارش به چنين دوستى را به انسان نموده ، و دوستى با او را كليد خوشبختى دنيا و آخرت مى داند .
اما دوستى كه دوست هوا و هوس ، و دوست شكم و سفره ، و دوست سياست غلط و رياست پوشالى است ، و دوستى او مايه اتلاف عمر و فساد عمل و اخلاق است ، اعتماد بر او زندقه و فسق ، و تكيه بر او گناه و معصيت است ، و اين دوستى نه اين كه پايدار نيست ، بلكه روزى فرا خواهد رسيد كه اين دوستى نقطه دشمنى و عامل هلاكت خواهد شد .
حضور قلب در نماز
حضور قلب در نماز عبارت است از توجه قلبي به پروردگار داشتن وحالتي كه
مناسب با عظمت خداوند است. پرستش بايد همراه با قلبي سرشاراز احساس
عظمت خدا و كوچكي و نياز در مقابل او باشد و راه بدست آوردن آن اين است
كه نمازگزار به معناي الفاظ و كلمات آن توجه نمايد و اين توجه بايد چنان
باشد كه گويا خدا را ميبيند و ذلت و كوچكي خويش را در برابرقدرت و عظمت
او حس كند. در حديث است كه "اعبد الله كانك تراه" خدار اچنان عبادت
كنيد كه گويا او را ميبيني - مصباح الشريعه ص 8-
چگونه نماز انسان را به راه راست هدايت مي كند
بازدارندگي از گناه جزئي از طبيعت نماز است، نمازي كه نمازگزار را به ياد نيرومندترين عامل بازدارنده از گناه ; يعني، مبدا و معاد مياندازد، بايد داراي خاصيت بازداري از فحشا و منكر باشد.
نماز، صفتي در روح انسان ايجاد ميكند كه به مثابه يك پليس دروني است و صاحبش را از منكرات منع ميكند و در نتيجه روحش را از ناپاكي گناهان و آلودگيهاي ناشي از آنها دور نگه ميدارد. چون وقتي انسان در محضر خدا حضور مييابد و او را از همه چيز و همه كس بالاتر و بزرگتر از حد وصف ميپرستد و از او كمك ميجويد و راه راست را از او ميخواهد و بيزاري خود را از راه غضب شدگان حضرت كردگار و گمراهان بروز ميدهد بي ترديد حركتي در قلب و روحش به سوي پاكي و تقوا پديد ميآيد.
اما كيفيت نماز و اثر پذيري از آن متفاوت است و شايد هوي و هوسهاي درونيش كه مانع تاثير نماز ميشوند و آن را از اثر مياندازند بسيار قويتر است. نماز او در حد توان خود جلوي دشمن دروني را گرفته است و مانع از فحشا و منكر شده است، ليكن نفس اماره اش بسيار قوي بوده است. بنابر اين نبايد گفت كه نمازش موثر نيست و چون بي اثر است به درد نميخورد و نبايد نماز بگذارد. اين نكته نيز مسلم است كه نماز با كيفيت و نيرومند مانع از تسليم او در برابر شيطان نفس خواهد شد.
ادامه مطلب

ماشاالله ولا حول ولا قوت الا بالله
السلام علیک یا حجت الله یا امام رضا (ع)
سالروز ولادت با سعادت، حضرت رضا(ع)، هشتمین امام معصوم مسلمین را محضر شریف بقیت الله الاعظم امام زمان(عج) و همه مسلمانان ، تبریک و تهنیت می گویم.
امام ابوالحسن علی بن موسی الرضا ، یازدهم ذی قعده سال 148 هق در مدینه چشم به جهان گشود. در سال 183 هق پس از شهادت پدر بزرگوار شان ، امام موسی کاظم (ع) ، امامت مسلمانان را عهده دارگردید. پس از بیست سال هدایت مردم ، آخر ماه صفر سال 203 هق در سن 55 سالگی بر اثر زهر مامون ، حاکم عباسی طوس به شهادت رسید. بارگاه نورانی این امام همام در شهر مشهد خراسان رضوی قرار دارد.
انسان چگونه مي تواند هميشه به ياد خدا باشد و در تمام اعمالش خدايي شود؟
زماني انسان ميتواند هميشه به ياد خدا باشد كه دو سير وحركت را انجام دهد:
الف-حركت و سير فكري و نظري
ب - حركت و سير عملي
مقولة "الف" شامل شناخت خداوند و صفات او و حاكميت بلامنازع ومقتدرانه اراده او بر سراسر هستي است. اين شناخت مبتني بر تفكر، تعقل،مطالعه و تحقيق است. آدمي يك بار براي هميشه بايستي با روش صحيح ومنطقي موضوع خدا را براي خود حل كند. وقتي به نتيجة مثبت رسيد - همانگونه كه بزرگان
خرد و انديشه رسيدهاند - نسبت و جايگاه خويش و خدا را درصحنه هستي ترسيم نمايد.
پس از آن در خواهد يافت كه در جهان حقيقتي بالاتر، ژرفتر و محكمتر ازحقيقت «الله» نيست. لذا سر بر آستان او ميسايد و همواره ياد او در دل، برهمه چيز غلبه ميكند.
پس ميبايست سير عقلاني و فكري را مبرهن و منطقي انجام داد و شبهات رااز دل بيرون كرد، براي اين منظور تفكر منظم و منطقي، شرطي ضروري است.پيشنهاد ما آن است كه دفتري را به اين كار اختصاص دهيد و يك يك مسائلخود را دربارة خداوند نوشته و به حل آن بپردازيد. البته اين دفتر را هيچ گاهنبنديد و همواره آن را گشوده نگاه داريد، چرا كه همواره آدمي نيازمند تغذيةفكري و اصلاح و تكامل فكري است.
اين مرحله را با مطالعه كتابهاي مفيد در اين زمينه تكميل فرماييد.
در مقولة «ب» برنامه هايي عملي است كه جان و نفس آدمي را براي نيل به مقصود فراهم ميكند. برخي از آنها عبارت است از:
1-به پا داشتن نماز در وقتهاي معين خود (اقم الصلوة لذكري)،
2-توجه كافي به عبادات و انجام صحيح و دقيق آن،
3-دوري از دل مشغولي ها و كارهاي عبث و بيهوده،
4-شركت در مجالس موعظه و نصيحت و ياد خداوند،
5-تلاوت قرآن با تدبر و توجه به معاني،
6-خواندن دعاهاي مأثور با توجه به معاني آنها،

سخنان امام رضا (ع) -3
1- رفع اندوه از مؤمن
هر كس اندوه و مشكلى را از مؤمنى برطرف نمايد، خداوند در روز قيامت اندوه را از قلبش برطرف سازد.
2- بهترين اعمال بعد از واجبات
بعد از انجام واجبات، كارى بهتر از ايجاد خوشحالى براى مؤمن، نزد خداوند بزرگ نيست.
3- ديدار و اظهار دوستى با هم
به ديدن يكديگر رويد تا يكديگر را دوست داشته باشيد و دست يكديگر را بفشاريد و به هم خشم نگيريد.
4- برخورد مناسب با چهار گروه
با سلطان و زمامدار با ترس و احتياط همراهى كن، و با دوست با تواضع و با دشمن با احتياط، و با مردم با روى خوش.
5- پاداشِ تلاشگر
به راستى كسى كه در پى افزايش رزق و روزى است تا با آن خانواده خود را اداره كند، پاداشش از مجاهد در راه خدا بيشتر است.
6- به پنج كس اميد نداشته باش
پنج چيز است كه در هر كس نباشد اميد چيزى از دنيا و آخرت به او نداشته باش:1ـ كسى كه در نهادش اعتماد نبينى،2ـ و كسى كه در سرشتش كَرم نيابى،3ـ و كسى كه در آفرينشش استوارى نبينى،4ـ و كسى كه در نفسش نجابت نيابى،5ـ و كسى كه از خدايش ترسناك نباشد.
7- عمل صالح و دوستى آل محمّد
مبادا اعمال نيك را به اتّكاى دوستى آل محمّد(عليهم السلام) رها كنيد، و مبادا دوستى آل محمّد(عليهم السلام) را به اتّكاى اعمال صالح از دست بدهيد، زيرا هيچ كدام از اين دو، به تنهايى پذيرفته نمى شود.
سخنان امام رضا (ع) -2
1- بدترين مردم
به راستى كه بدترين مردم كسى است كه يارى اش را [از مردم] باز دارد و تنها بخورد و زيردستش را بزند.
2- زمامداران را وفايى نيست
بخيل را آسايشى نيست و حسود را خوشى و لذّتى نيست و زمامدار را وفايى نيست و دروغگو را مروّت و مردانگى نيست.
3- دست بوسى نه!
كسى دست كسى را نمى بوسد، زيرا بوسيدن دست او مانند نماز خواندن براى اوست.
4- حُسن ظنّ به خدا
به خداوند خوشبين باش، زيرا هر كه به خدا خوشبين باشد، خدا با گمانِ خوشِ او همراه است، و هر كه به رزق و روزى اندك خشنودباشد، خداوند به كردار اندك او خشنود باشد، و هر كه به اندك از روزى حلال خشنود باشد، بارش سبك و خانواده اش در نعمت باشد و خداوند او را به درد دنيا و دوايش بينا سازد و او را از دنيا به سلامت به دارالسّلامِ بهشت رساند.
5- اركان ايمان
ايمان چهار ركن دارد: 1ـ توكّل بر خدا 2ـ رضا به قضاى خدا 3ـ تسليم به امر خدا4ـ واگذاشتن كار به خدا.
6- بهترين بندگان خدا
از امام رضا(عليه السلام) درباره بهترين بندگان سؤال شد.
فرمود: آنان كه هر گاه نيكى كنند خوشحال شوند، و هرگاه بدى كنند آمرزش خواهند، و هر گاه عطا شوند شكر گزارند و هر گاه بلا بينند صبر كنند، و هر گاه خشم كنند درگذرند.
7- تحقير فقير
كسى كه فقير مسلمانى را ملاقات نمايد و بر خلاف سلام كردنش بر اغنيا بر او سلام كند، در روز قيامت در حالى خدا را ملاقات نمايد كه بر او خشمگين باشد.
8- آثار زيانبار حاكمان ظالم
زمانى كه حاكمان دروغ بگويند باران نبارد، و چون زمامدار ستم ورزد، دولت، خوار گردد. و اگر زكات اموال داده نشود چهارپايان از بين روند.

سخنان امام رضا (ع) -1
1 سه ويژگى برجسته مؤمن
مؤمن، مؤمن واقعى نيست، مگر آن كه سه خصلت در او باشد:سنّتى از پروردگارش و سنّتى از پيامبرش و سنّتى از امامش. امّا سنّت پروردگارش، پوشاندن راز خود است،امّا سنّت پيغمبرش، مدارا و نرم رفتارى با مردم است،امّا سنّت امامش، صبر كردن در زمان تنگدستى و پريشان حالى است.
2- نظافت
از اخلاق پيامبران، نظافت و پاكيزگى است.
3- مقام برادر بزرگتر
برادر بزرگتر به منزله پدر است.
4- نام بردن با احترام
چون شخص حاضرى را نام برى [براى احترام] كنيه او را بگو و اگر غائب باشد نامش را بگو.
5- ايمان، تقوا و يقين
ايمان يك درجه بالاتر از اسلام است، و تقوا يك درجه بالاتر از ايمان است و به فرزند آدم چيزى بالاتر از يقين داده نشده است.
6- صله رحم با كمترين چيز
پيوند خويشاوندى را برقرار كنيد گرچه با جرعه آبى باشد، و بهترين پيوند خويشاوندى، خوددارى از آزار خويشاوندان است.
7- سلاح پيامبران
حضرت رضا(عليه السلام) هميشه به اصحاب خود مى فرمود: بر شما باد به اسلحه پيامبران، گفته شد: اسلحه پيامبران چيست؟ فرمود: دعا.
8- حقيقت توكّل
از امام رضا(عليه السلام) از حقيقت توكّل سؤال شد.
فرمود: اين كه جز خدا از كسى نترسى.


كودك هشتاد ساله!
بسيارى از بزرگان اخلاق گفتهاند: «ما بخشى از فضايل عاليه اخلاق را در اين كتابها ذكر مىكنيم تا آنها كه عمرى را در طى مسائل اخلاقى گذراندهاند بهره ببرند و گرنه، نوسالان از آنها طرفى نمىبندند». مراد از نوسالان، نوسالان سنى نيستند، ممكن است كسى جوان باشد و در دوران نوسالى و جوانى همه اين راهها را يك شبه طى كرده باشد، بلكه منظور نوسال فكرى است. ممكن است كسى هفتاد سال عمر كند، اما كودك هفتاد ساله باشد; زيرا نه فكرش فكر عاقل و نه گرايش او گرايش خردمند است.
از طرف ديگر گفتهاند: از پيرانتان كمك بگيريد; ولى منظور از پير، پير روزگار نيست: «پير گردون نى، ولى پير رشاد». پير و جوان، مانند تير و كمانند، در ادبيات تازى و فارسى به صورت نثر و نظم آمده است كه اگر تيرى بخواهد به هدف برسد، نبايد مغرور تندى، تيزى، استقامت و صلابتخود بشود. تير اگر چه تيز، صاف، مستقيم، ستبر و مستحكم است، ولى هرگز به هدف نمىرسد; مگر اين كه كمانى منحنى او را راهنمايى كند. جوان، مثل تير تيز و تند، صاف و مستقيم، با صلابت و سرعت است، و پير مثل كمانى است كه تير در سايه تقويت و ارشاد آن به مقصد مىرسد. از اين رو گفتهاند:
جوانا سر متاب از پند پيران
كه راى پير از بخت جوان، به
بهشت آدم وحوا (ع) در روی زمین بود
از آيات قرآن استفاده ميشود كه حضرت آدم(ع) براي زندگي در روي زمين، همين زمين معمولي آفريده شده بود از جمله: "و اذ قال ربك للملائكة اني جاعل في الارض خليفة...(بقره/30).
ولي در آغاز خداوند آدم و همسرش (حوا) را در بهشت ساكن كرد كه يكي از باغهاي سرسبز پرنعمت اين جهان بود، محيطي كه در آن براي آدم هيچگونه ناراحتي وجود نداشت:" و قلنا يا ادم اسكن انت و زوجك الجنة" و گفتيم اي آدم تو با همسرت در بهشت سكونت كن و...(بقره/35).
شايد علت اين جريان آن بوده كه آدم با زندگي كردن در روي زمين هيچگونه آشنايي نداشت و تحمل زحمتهاي آن بدون مقدمه براي او مشكل بود، بنابراين ميبايست مدتي كوتاه تعليمات لازم را در محيط بهشت ببيند و بداند زندگي روي زمين توأم با برنامهها و تكاليف ومسؤوليتها است كه انجام صحيح آنها باعث سعادت و تكامل و بقاي نعمت است و سر پیچی از آن سبب رنج و ناراحتي می باشد.
آدم(ع) ميبايست در آن محيط (بهشت اين جهان) چگونگي زندگي در زمين را ياد بگيرد و با داشتن اين آمادگي به روي زمين قدم بگذارد و شايد علت اين كه آدم(ع) براي خلافت زمين آفريده شده بود مدتي در بهشت درنگ ميكند و دستورهايي به او داده ميشود جنبه تمرين و آموزش داشته باشد»(تفسير نمونه، ج 1، ص 184 و 185)
بنابراين حضرت آدم و حوا براي زندگي كردن در زمين خلق شده بودند و بهشت آنها موقتي بود و آن بهشت نيز طبق نقل روايت باغي از باغهاي همین دنيا بود.
پس از همان زمان که وی در بهشت ساکن بود قرار بر این نبود که انسانها همگی در بهشت باشند تا در اثر خطای آدم از بهشت رانده شوند بلکه از همان ابتدا قرار بر آمدن انسانها به زمین بوده است.

بالام اول برای خودت منبربرو
شيخ محمد رازى نويسنده كتاب گنجينه دانشمندان مى نويسد: مـرحـوم سـيـدالاعـلام ، حـاج سـيـد احـمـد قـاضـى طـبـاطـبـايـى( برادر بزرگ مـرحـوم آيـت الله العـظـمى سيد على قاضى طباطبايى )، عـابـدى عـالم و زاهـدى كـامـل بـود كـه در تـبـريـز سـكـونـت داشـت و از اجـتـمـاع كـنـاره گـرفـتـه و در گـوشـه مـنـزل خـود به انزوا و تزكيه نفس و تهذيب روح و اخلاق خود پرداخته بود. در مـاه شـعـبـان 1369 قـمـرى ، در فـصـل تـابـستان بنابر دعوت بعضى اهل علم تبريز مسافرت به آن سامان نموده و به يـكـى از دانـشمندان معروف تبريز وارد و مورد احترام روحانيون و علماى تبريز واقع و از چـنـد مـسـجـد تبريز دعوت براى تبليغ ماه رمضان شدم . دو روز به ماه رمضان مانده ، چند نفر از رفقاى روحانى قم كه به آنجا آمده بودند به ديدنم آمده و گفتند: از حاج سيد احـمـد قـاضـى مـلاقـات كـرده اى ؟گـفتم :ايشان نيامدند به ديدن من و گفتند: آقـاى قـاضـى مـنـزوى اسـت ، جايى نمى رود، پيرمرد است ، خوب است ديدنى از ايشان نـمـايـيـد. گـفـتـم : عـيـبـى نـدارد، مـى رويـم . بـه اتـفـاق آن چـنـد نـفـر بـه مـنزل آن مرحوم رفتيم . مرا معرفى كردند. به من بسيار توجه و محبت فرمود: نزديك ظهر بـرخـاسـتـيـم بـرويم ، به من فرمودند: بالام (يعنى جانم ) شما باشيد! آقايان خـداحـافـظـى كـرده ، رفـتـند، مرحوم قاضى به من خيلى التفات كرده و پس از پذيرايى فـرمـودنـد: بـالام براى چه به تبريز آمدى ؟ گفتم : هواى تهران و قم گرم بود؛ آمدم تبريز هواخورى . فرمود: ديگر بگو گفتم : ماه رمضان منبر هم بـروم . گـفـتـنـد: ايـن را بـگـو! امـا بـالام يـك سـؤ ال دارم . راسـت بـگـو!گـفـتـم ان شـاء الله راست مى گويم !گفتند: بگو بـبـيـنـم هـيـچ در عـمرت به خودت منبر رفته اى كه مى خواهى به مردم منبر بروى ؟ گفتم : نه گفت : بالام پس اول به خودت برو، بعد به ديگرى !گفتم : بـه چـشم ! و با اين جمله كلام ايشان ، هواى منبر رفتن از سر من پريد و نتوانستم ديـگـر در تـبـريـز بـمـانـم . هـمـان روز از تـبـريـز بـه تـهـران آمـده و آن سال را در منزلم مانده و به خودم منبر رفتم. ( خور شید عارفان)
مراقبه و محاسبه
مراقبت اين است كه انسان كاملا «رقيب» باشد. «رقيب» يعنى كسى كه «رقبه» (گردن) مىكشد تا اوضاع را زير نظر داشته باشد. انسان بايد رقيب و مراقب خود باشد و بر اعمال خود، اشراف داشته باشد كه چه مىكند; به اين معنا كه، اگر تصميم گرفت كار خوبى انجام بدهد، زود اين تصميم را اجرا كند و اگر تصميم گرفت كار بدى انجام دهد، فورا از آن برگردد و البته هر تصميمى را هم كه گرفت و هر كارى را انجام داد، ثبت كند تا در محاسبه سودمند باشد.
در كنار مراقبت، «محاسبه» مطرح است. انسانى كه سير و سلوك دارد، اهل حساب است و اعمال ثبتشده خود را حسابرسى مىكند; اميرمؤمنان (عليه السلام) مىفرمايد: «عباد الله زنوا انفسكم من قبل ان توزنوا و حاسبوها من قبل ان تحاسبوا» قبل از اين كه انسان را در روز توزين و حساب، وزن كنند يا او را به محاسبه فرا خوانند او بايد خود را توزين و به حسابرسى، دعوت كند. اگر او «حسنات» و «سيئات» را به خوبى شناسايى و ثبت كند، در محاسبه معلوم خواهد شد كه طاعات او بيشتر ست يا سيئات او. اگر سيئات او بيشتر بود بايد جدا متاثر باشد و توبه و ترميم كند و اگر سيئات و حسنات او مساوى است، بايد بكوشد كه حسنات را بيشتر از سيئات كند. انسانى كه اهل محاسبه باشد، خود را بدهكار مىبيند; وقتى بدهكار ببيند، هرگز اهل تمرد، غرور، تكبر و مانند اينها نيست و خاضع و خاشع مىشود و نتيجهاش نيز در همه شئون زندگى او ظهور مىكند.
خلاصه شده از کتاب «اخلاق در قرآن» حضرت آية الله استاد جوادى آملى
تاثیر غذا
مرحوم آیت الله کوهستانی، بطور اشتراکی یک دستگاه آسیاب سنتی مورثی داشتند که از درآمد آن ، زندگی خود وطلاب را اداره می کردند. به آسیابان سفارش کرده بود که سهم ایشان را ازمزد آرد گندم افراد معمولی ومستضعف بدهند.
در ماه رجبی ایشان می بینند که از عبادت لذت نمی برد، به فکر فرو می رود تا علت را بیابد. از اهل خانه می پرسند که که آیا آنان از آرد قرضی یا وقفی ویا ازسهم امام استفاده کرده اند؟ آنان می گویند : نه .
پس به سراغ آسیابان رفته می گوید ؛ چند روز قبل آرد چه کسی را به عنوان دست مزد آسیاب برای ما فرستاده ای ؟ . آسیابان می گوید ؛ شخصی پول دار وظاهرا بهایی گندمش خوب بود، اردش را برای شما فرستادم. تا این جمله را گفت . چهره آقای کوهستانی تغییر کرد وبا عصبانیت فرمود : موء من ! مارا از فضیلت ماه رجب محروم کردی.
بر گرفته شده ازکتاب : بر قله پارسایی، ص 113
تامل کن دوست من ! با وجودی که شرعا وعرفا آن آرد مال خالص آقای کوهستانی شده بود. اما بخاطر مشکوک بودن صاحب اولیه اش، این چنین تاثیر داشته است . حال غذا های که از راه دروغ ، کلاه گذاشتن سر مردم ، کمکاری ، دزدی وانواع خلاف های دیگر بدست می آید ، چه تاثیرهای ناگواری خواهد داشت !؟

دل خدا برای تو تنگ شده
هر وقت در زندگیت گیری پیش آمد و راه بندان شد ، بدان خدا کرده است ، زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی ؟ هر کس گرفتار است در واقع گرفته یار است .
علت اینکه خدا راه را می بندد برای این است که دلش برای تو تنگ شده بود . چون می خواهد تو را خصوصی ببیند . راه را بست تا بروی پهلوی خدا .
منبع وبلاک : http://ostad-tayyeb.blogfa.com
حساب شیعیان
امام صادق (ع) فرمود : هرگاه روز قیامت شود. خداوند حساب شیعیان ما را برما قرار می دهد. پس :
1 – آنچه از گناهان بین آنها و بین خداوند باشد، پیامبر (ص) از در گاه خداوند برای شان طلب بخشش می کند.
2 – آنچه بین آنها و بین مردم بوده باشد از مظالم ( وحقوق) پیامبر (ص) آنرا از طرف ایشان ادا خواهد کرد.
3 – آنچه بین آنها با ما باشد ما به آن ها می بخشیم تا بدون حساب وارد بهشت شوند.
بحار، 7/274
نکته قابل یاد آوری ومهم در باره این حدیث شریف ، توجه به معنای " شیعه" است
چرا با شنيدن نام (( قائم )) از جا بر مى خيزيم ؟
حاجى نورى مى نويسد: در خبرى از امام صادق عليه السلام نقل شده است : روزى در مجلس امام صادق عليه السلام نام مبارك حضرت مهدى عليه السلام برده شد ، امام صادق عليه السلام به جهت تعظيم و احترام از جاى برخاست .
و نيز در روايت آمده كه دعبل خزاعى بعد از آنكه ابياتى راجع به حضرت مهدى عليه السلام نزد امام رضا عليه السلام قرائت كرد ، حضرت از جاى برخاست ...
ميرزاى نورى مى گويد: وقتى نام حضرت حجة بن الحسن عليه السلام در مجلس امام رضا عليه السلام برده شد آن حضرت از جاى برخاست و دو دست مباركش را روى سر گذاشت و فرمود: اللهم عجل فرجه و سهل مخرجه
از امام صادق عليه السلام سؤال شد: چرا هنگام شنيدن نام امام زمان عليه السلام از جاى خود بر مى خيزيم ؟ حضرت فرمود: چون غيبت حضرت مهدى طولانى است . و امام از شدت محبتى كه به دوستان خود دارد هر زمانى كه شخصى او را ياد كند نگاهى به او مى نمايد و سزاوار است كه ياد كننده به جهت احترام و تعظيم از جاى خود برخيزد. هنگامى كه مولاى خويش او را به نظر مهر و عطوفت نگاه مى كند ، پس از جاى خود برخيزد و از خداى تبارك و تعالى تعجيل فرج ايشان را بخواهد.
برگرفته شده از کتاب پاسخ ها درباره مهدویت


انشا الله عملی !
فردی گوشت خرید و بخانه برد ، گفت : برای ظهر آبگوشت تهیه کن تا باهم بخوریم . زنش گفت : بگو انشا الله . مرد گفت : این که انشا الله نمی خواهد . ظهر می آیم و گوشت می خوریم . دست بر قضا ، ظهرهنگام باز گشت مرد به خانه ، ماموران اورا با یک مجرم فراری اشتباه گرفتند و به زندان بردند.
دو سه روز بعد ماموران فهمیدا که اشتباه کرده واورا آزاد کردند . مرد به خانه آمد ودر زد . زن از پشت تر پر سید کیست ؟ مرد جواب داد انشا الله منم . خداوند عملا انشا الله را به او آموخت .
مصباح الهدی ، ص 32
دو جواب زیبا
وقتی جنید وشبلی بیمار شدند، طبیب نصرانی نزد شبلی آمد و گفت : تورا چه شده است؟ گفت : هیچ . طبیب نزد جنید آمد و گفت : تورا چه کسالت روی داده است ؟ او یک یک امراض خود را گفت و طبیب معالجه کرد و رفت.
شبلی جنید را گفت : چرا همه کسالت های خودرا با طبیب مسیحی گفتی؟ فرمود : از بهر آن گفتم تا بداند که با دوست این می کند وبا ترسای دشمن چه خواهد کرد؟ جنید گفت : شبلی تو چرا کسالت خود را شرح ندادی ؟ فرمود : شرم داشتم با دشمن از دوست شکایت کنم.
داستان عارفان ، ص 61

نقش تمرين در مسايل اخلاقى
اگر ناتوانى بخواهد بار سنگينى بردارد براى او دشوار است، ولى اگر سالهاى متمادى زورآزمايى و تمرين كند، عادت كرده، قوى مىشود و آن بار سنگين را به آسانى برمىدارد. اگر چه بار، همان بار سنگين قبلى است، ولى چون تمرين كرده حمل همان بار سنگين براى او آسان شده است. در امور معنوى نیز اگر كسى كارى واجب را مكرر انجام دهد، بعدها براى او عادى مىشود و سخت نيست، يا اگر حرامى را مكرر ترك كرده، ترك اين حرام براى او عادى مىشود و عامل ديگر براى آسان شدن انجام واجبات و ترك محرمات، عارف شدن است. كسى كه طى سالهاى متمادى، اهل فضيلتباشد; يعنى كارهاى واجب را انجام دهد و از كارهاى حرام بپرهيزد، درون كار واجب را كه شيرين و شكوفاست و درون كار حرام را كه بدبو و متعفن است مىبيند و به اين ترتيب، اين معرفتبر آن عادت افزوده مىشود. اگر كسى بخواهد كارى لذيد و گوارا انجام دهد، چون به گوارا بودنش علم دارد آن را به آسانى انجام مىدهد; مثلا، خوردن غذا زحمت دارد، ولى لذت اين غذا آن زحمت را جبران مىكند.
تمرين بر انجام واجبات و ترك محرمات، انسان را درونبين مىكند و درون كارهاى واجب، كه شهد و روح و ريحان است، براى انسان متعبد، آشكار مىشود و از اين رو كارهاى واجب را به آسانى انجام مىدهد; چنانكه پيغمبر اكرمصلى الله عليه و آله و سلم هنگام نماز به بلال مىفرمود: «ارحنا يا بلال» اذان بگو تا خستگى ما برطرف شود. پرهيز از محرمات نيز همين گونه است; كسى كه ساليان متمادى تمرين و در نتيجه عادت كند كه كار حرام نكند، معرفت الهى نصيبش مىشود و درونبين خواهد شد; يعنى درون گناه را كه بد و متعفن است مىبيند. آنگاه از اين كار متعفن، به سرعت و آسانى مىگذرد.
برگرفته شده از کتاب «اخلاق در قرآن» حضرت آية الله جوادى آملى
حرم خدا
سیدی بود اورا ناصری می گفتند، پس قصد حج کرد. چون به بغداد رسید به زیارت جنید رفت و سلام کرد. جنید پرسید : سید! از فرزندان کیستی ؟ گفت : از فرزندن امیر المومنین (ع) گفت : پدر تو دو شمشیر می زد؛ یکی با کافران ویکی با نفس ، ای سید که فرزند اویی ! از این دو کدام کار فرمایی؟
سید چون این شنید بسیار گریست و پیش جنید می غلطید . گفت : ای شیخ مرا به خدا ره نمای . شیخ گفت : این سینه حرم خاص خدا است ، تا توانی هیچ نا محرم را در حرم خاص راه مده . سید گفت : تمام شد.
تذکرت الاولیا، ص 436
بت نفس
گویند: روزی ابو سعید ابو الخیر و خواجه ابو القاسم قشیری در بازار نیشابور می رفتند، شلغم پخته دیدند وهر دو بدان رغبتی پیدا کردند. ابو سیعد پولی داد و شلغم خرید و خورد. قیشری درخاطرش می گفت : من امام نیشابورم، در میان بازار شلغم چگونه بخورم !؟
هردو به مجلسی آمدند و به ابو سعید حالی دست داد، قشیری درخاطرش می گفت : چندین تحصیل کردم و در راه طریقت رنجها بردم ولی چنین حالی بمن دست نمی دهد!! ابو سعید سر بر آورد و گفت : آن ساعت که من شلغم در بازار می خوردم؛ تو بت نفس می پرستیدی و می گفتی : من امام نیشابورم، در بازار چگونه شلغم خورم !؟ ندانی که هیچ بت پرست را از این خاطر، حالی ندهد.
حالات ابوسعید،ص98

درون وبرون
عارفی گفت : چون درون وبرون انسان برابر باشد انصاف است. چون درونش نیک تر باشد، فضل است. چون برون نیکو تر از درون باشد، هلاک است.
( کشکول شیخ بهایی)
تاثرغذای حلال وحرام
1 – لقمه ای که بر دل، نور افزاید و کمال معنوی آورد ، آن است که از راه حلال کسب شده باشد.
2 – وقتی باطنت سرد و خاموش است و یا خدای نا کرده به برخی از اوصاف نا پسند مبتلا هستی، نگاه کن چه نوع روغنی به چراغ ریخته ای که نوری ندارد ویا خاموش است و تورا چنین کرده است.
3 - هر چیزی اثر وضعی دارد، همانگونه که گندم از گندم و جو از جو بدست می آید. پس غذای حلال وحرام نیز اثر خود را از جهت نزدیکی و دوری به خدا ، روی انسان می گزارد.
عاقل مسلمان
امام رضا (ع) ؛
عقل شخص مسلمان کامل نگردد مگر این که ده خصلت در او جمع شود:
1 – به خیر و نیکی او امید واری باشد.
2 – ازشر او ایمنی باشد.
3 – خیر وخوبی کم دیگران را بسیار شمارد.
4 – خوبی خود را اندک شمارد.
5 – از مراجعه نیاز مندان نزد او خسته و سنگ دل نشود.
6 – در طول زندگی از طلب علم خسته وملول نشود.
7 – تنگدستی در راه خدا را دوست تر دارد از ثروتمندی.
8 – خواری در راه خدا را دوست تر دارد از سر بلندی و عزیز شدن با دشمن خدا.
9 – میل او به گمنامی بیشتر باشد ازشهرت.
10 – هیچ کسی را نبیند ، مگر آن که با خود گوید ؛ این از من بهتر وپرهیزکار تر است.
منبع : تحف العقول، ص 443
قضاوت با شما است که در این زمانه چقدر عاقل داریم !
نگاهی به جمعه بازار استخاره، سر کتاب و ...
ماه و ستاره های مشکل گشاه
شايد شما هم مطالبي درباره ارتباطات ماورايي شنيده باشيد. بعضي از اين ارتباطات به قدري براي ما عجيبند كه نميتوانيم آنها را باور كنيم. داستان زندگي افرادي مانند مرحوم رجبعلي خياط، قاضي طباطبايي، شيخ نخودكي و مانند آنها در اين گفتار نميگنجد، اما آنچه مسلم است، انسان اين قابليت را دارد كه بر اثر مبارزه با هواي نفس، مراقبت دائم، عبادتهاي خالصانه و توجه به حلال و حرام به نوعي ارتباطات رحماني دست يابد و بينشي پيدا كند كه بسياري از افراد عادي از آن محرومند. نكته قابل توجه اين كه شما نميتوانيد هيچيك از اين افراد را بيابيد كه بخواهند از قدرت خود، استفاده مادي ببرند و مردم را به عبارتي سركيسه كنند.
توسل به قرآن و ائمه معصومينع براي رفع گرفتاريها و مشكلات از دير باز بين مردم مومن و معتقد جامعه ما رواج داشته است. بسياري چاره گرههاي بسته زندگي خود را در واسطه قرار دادن قرآن و عترت رسولص در پيشگاه پروردگار ميدانند و چه بسا توانستهاند از اين راه به نتيجه نيز برسند و هر يك از ما ممكن است بارها در زندگي خود و يا بستگان و آشنايان چنين مواردي را تجربه كرده باشيم. اما مشكل از آنجا آغاز ميشود كه گروهي، از اعتقادات مردم سوءاستفاده كنند و آنها را بازيچه و وسيله شيادي و بهرهجوييهاي خود قرار دهند.
"مشكلي مدتها فكر و ذهنم را به خود مشغول كرده بود. روزي در يكي از مجالس قرآن نذر كردم كه اگر حاجتم برآورده شد، سفره حضرت ابوالفضلع بيندازم. حالا مشكل برطرف شده و من نذر خود را ادا كردهام". مهمانان با ظاهري آراسته و بعضا مناسب مهمانيها نظير عروسي وارد ميشوند. زيارت عاشورا و دعاي توسل با سرعت هر چه بيشتر خوانده ميشود. پس از كمي ذكر مصيبت و دعا، فرمان بفرماييد صادر ميشود. بعد از اين كه غريبهترها مجلس را ترك ميكنند، برنامه اصلي آغاز ميشود. صداي ضبط تا آخر بلند و يكي از ترانههاي روز از آن پخش ميشود. بقيه ماجرا را احتمالا ميتوانيد حدس بزنيد.ادامه مطلب

نام اسلام
رسول خدا (ص) :
نزدیک است بر امتم زمانی فرا رسد که از قران جز نقش و از اسلام جز نامی باقی نمی ماند. مردم مسلمان نامیده می شوند، ولی دور ترین مردم است از آن، مسجد های شان ( از نظر ظاهری) آباد، از نظر ارشاد و هدایت ویران می باشد.
( منتخب الاثر، ص 427)
ایاک نعبد وایاک نستعین
یکی از بزرگان گفته بود ؛ اگر خواندن سوره حمد در نماز واجب نمی بود ، هر گز آیه "ایاک نعبد وایاک نستعین" را نمی خواندم . زیرا ، اعمال ما با معنای " فقط تورا می پرستیم و فقط از تو کمک می خواهیم" اصلا ساز گار نیست .
زیرا ؛ مقام ، قو میت ، ملیت ، پول و ... را می پرستیم و از آن ها کمک می گیریم نه خدا. اگر اسلام را می خواهیم ودین ، دین می گوییم فقط برای خود و منافع خویش می خواهیم نه چیز دیگر...
طرح ۱۲۰روز انس با قرآن کریم نذر مهدی موعود(عج)
بسم رب المهدی ارواحنا الفداه
سلام بر مهدی فاطمه سلام بر منتظران حضرتش
فکر می کنی بتوني روزي يك ربع ساعت به نيت همراهي با امام زمان(عج) با كتاب خدا مانوس باشي؟ مي توني بين كارهاي روزمره براي خواندن قرآن پانزده دقيقه وقت بزاري؟
طرح ۱۲۰روز انس با قرآن کریم تا نهم ربیع الاول سالروز به امامت رسيدن مهدی موعود(عج) نذر مهدی موعود(عج)
طرح بدین نحو هست که از ۱۲۰ روز مانده به نهم ربيع الاول اولين روز امامت حضرت مهدي (عج) هریک از اعضا هر روز يک حزب از قرآن کريم را مي خواند( به نيت شادي آقا و تعجيل در ظهور) و روز بعد حزب بعد و همین طور تا ۱۲۰ روز بعد
علاوه بر اينکه در هر روز يک يا چند بار ختم گروهي مي شود خود شخص هم بعد از ۱۲۰ روز يک بار قرآن کريم رو ختم مي کند و روز آخر يا همان روز ۱۲۰ ام روز نهم ربيع اول است.
امسال این طرح از روز ۱۸ آبان ماه شروع میشه و روز شنبه ۱۷ اسفندماه یا همان روز نهم ربيع الاول اولين روز به امامت رسيدن امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف با ختم همراه با تامل ۱۲۰ روزه ی قرآن به پایان می رسه
خواندن یک حزب حدودا یک ربع وقت می گیره و مطمئنم که همه ی ما می تونیم روزانه حدود یک ربع ساعت برای با تامل خواندن کتاب آسمانی مان وقت بگزاریم
برای شرکت در این طرح به ایدی زیر ایمیل بزنید تا حزب مربوط به شما برایتان مشخص و جدول حزب ها برایتان ارسال شود.
برای اطلاعات بیشتر به وبلاک در " محضر نور" مراجعه فرمایید.
http://dar-mahzare-noor.blogfa.com/
اللهم عجل لولیک الفرج
پيروى از اهل بيت (ع ) پيروى از كتاب و سنّت
على عليه السّلام از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله نقل مى كند كه آن حضرت فرمود: ستارگان ، امان هستند براى اهل آسمان و وقتى ستاره اى نباشد، اهل آسمان هم از بين مى روند. واهل بيت من امان هستند براى اهل زمين و ساكنان آن ، پس زمانى كه از اهل بيت من ، كسى در روى زمين نباشد، ساكنان زمين نيز نابود خواهند شد.
اصطلاحاً به مكتب و مذهبى گفته مى شود كه پيروى از اهل بيت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را در جميع ابعاد اسلام ، اعم از اعتقادى ، سياسى ، فرهنگى ، اقتصادى ، مسائل عبادى و حتّى در زندگى فردى و اجتماعى ، واجب و لازم مى داند .مراد از پيروى اهل بيت عليهم السّلام اين نيست كه در مكتب تشيّع ، قرآن و سنّت عمل نمى شود، بلكه مراد آن است كه قرآن و سنّت ، بايد از طريق اهل بيت عليهم السّلام به دست آورده شده ، وانگهى به آن دو عمل شود .
ادامه مطلب

خطر
امام علی (ع) :
خداوند آمرین به معروف و ناهین از منکری که خود به آن عمل نکند، لعن نموده.
امام صادق (ع) :
کسی که عذابش در روزقیامت از همه شدید تر است کسی است که سخن حقی بگوید و خود بر عکس آن عمل کند.
جشن تولد
عزیزی ، هر سال سالروز تولد خود را جشن می گیرد و می گوید ؛ تولد انسان یک حادثه بسیار مهم است . چون آدمی در این دنیا امتحان شده و سر نوشت آخرت خویش را رقم می زند.
لا اله الا الله !
1- امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: هر چيزى هموزنى دارد، مگر خداوند و لا اله الا الله كه هموزنى ندارند.
2- وقتى كه امام رضا عليه السلام به نيشابور رسيد، به هنگام حركت به طرف مامون ، محدثان اطراف او را گرفته و گفتند: فرزند رسول خدا! از پيش ما مى روى و حديثى نمى فرمايى كه از آن استفاده كنيم ! حضرت كه در كجاوه نشسته بودند، سر خود را از كجاوه بيرون آورده و فرمودند: از پدرم موسى بن جعفر عليه السلام شنيدم كه فرمودند از پدرم جعفر بن محمد صلى الله عليه و آله شنيدم كه فرمودند از پدرم محمد بن على عليه السلام شنيدم كه فرمودند از پدرم على بن الحسين عليه السلام شنيدم كه فرمودند از پدرم حسين بن على عليه السلام شنيدم كه فرمودند از پدرم اميرالمؤ منين على بن ابيطالب عليه السلام شنيدم كه فرمودند از رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه فرمودند: شنيدم كه جبرييل گفت : از خداى عزوجل شنيدم كه فرمودند: لا اله الا الله پناهگاه من است ؛ كسى كه وارد پناهگاه من شود، از عذاب من ايمن است .
3 - روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله در حالى كه در ميان عده اى از ياران خود كه على بن ابيطالب عليه السلام نيز يكى از آنان بود نشسته بود، فرمودند: كسى كه بگويد لا اله الا الله وارد بهشت مى شود.
دو نفر از ياران او گفتند: ما نيز مى گوييم لا اله الا الله . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: گواهى به لا اله الا الله فقط از اين (على بن ابيطالب ) و شيعيانش كه پروردگار از آنان پيمان گرفته است ، پذيرفته است .
آن دو نفر دوباره گفتند: ما نيز مى گوييم لا اله الا الله .
در اين هنگام رسول خدا صلى الله عليه و آله دستش را بر سر على گذاشته و فرمودند: نشانه آن ( پيروى از على بن ابيطالب عليه السلام ) اين است كه پيمان او را نشكنيد؛ در جايگاه او ننشينيد و سخن او را تكذيب نكنيد.

شرط صحت وقبولی عبادات
عبادت مانند خود انسان ، جسم وروحی دارد . جسم نماز همان ؛ نیت ، رکوع ،سجود، ذکر و... است. روح نماز؛ حضور قلب و خلوص در نیت است. جسم روزه ؛ نیت ، خود داری از خوردن ، دورغ نبستن و... است. روح روزه ؛ تقوی، غیبت نکردن و ... است.
همانطور که عبادت شرط صحت دارد شرط قبولی هم دارد. شرایط صحت که فراهم شد نمی گویند که چرا دستورات دینی خود را انجام نداده ای و شرایط قبولی که فراهم شد روح پرورش می یابد.
راه خدا شناسی
معرفت به خدا ممکن نیست الا با معرفت به کسی که سبیل الله، باب الله وصراط الله (چهارده معصوم) است .
حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی

اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم
واهلک عدوهم من الجن و الانس من الاولین والاخرین
چرا امام زمان عليه السلام خود را براى مومنان مورد وثوق ظاهر نمى سازد؟
اولا : آن حضرت براى هر كس كه بخواهد ظاهر شود ناگزير مى بايست براى معرفى خود معجزه اى اظهار نمايد تا در صحت ادعاهايش يقين كنند. در اين ميان عده اى حقه باز و ساحر پيدا مى شوند و براى فريب ردم از راه سحر و جادو چنين مى كنند و خود را به عنوان امام زمان وانمود مى نمايند.
دوما : افراد حيله گر از اين موضوع استفاده كرده و ادعاى رويت مى كردند ، ولى به جهت سد اين گونه انحرافات ، ملاقات در حد گسترده ممنوع شد ، گر چه خواصى از افراد در موقعيتهاى مناسب و بنابر مصالح كلى و جزئى به ملاقات حضرت شرفياب مى شوند.


بهترین حالت!
بهترین حالت انسان در نماز، حالت سجده است. امام صادق (ع) می فرماید: نزدیکترین حالت بنده به خدا وقتی است که در حال سجده باشد وگریه کند. سجده انسان را خاکسار و متواضع می کند. انسان خاکسار هرگز نمی گوید؛ " من " . انسان هرچه به خاک نزدیک شود به خدا نزدیکتر می شود.

