هزينه دههاميليارد دلاري سعوديها براي گسترش وهابيت درمصر
كارشناسان مصري با ارائه پژوهشهاي مستند خود، فاش كردند، عربستان سعودي در 30 سال اخير با صرف 86 ميليارد دلار تلاش كرده است تا وهابيت را در دانشگاه الازهر مصر وارد كند و سپس گسترش بدهد.
ادامه مطلب

تجليات قلبى
هـمـان گـونـه كـه گـناه ، تيرگى و آلودگى و سياهى است ، و هر گاه انسانى به گناه روى آورد، ظـلمـت و تـاريـكـى ، آيـيـنـه دلش را فـرا مـى گـيـرد، و از يـاد حـق غـافـل مـى شـود، پـرهـيـز از گـنـاه و روى آوردن بـه بـنـدگـى خـدا و تحصيل تقوا، و پرهيزكارى نيز آيينه دل را صاف كرده ، جلا مى بخشد، و پاك و بى آلايش مى كـنـد؛ و مـوجـب مـى شـود تـا حـقـايـق آشـكـار و نـهـان جـهـان در دل بتابد، و حقيقت اسلام و ايمان و نبوت و ولايت و امامت برايش روشن شود؛ در اين هنگام ، انسان حـقـيـقـت وجـود خـويـش و عـظـمـت روحـش را درك مـى كـنـد. بـالاتـر از هـمـه ، رخ يـار بـى هـمـتـا و جـمـال دل آراى حـضـرت حـق در دل چـنـين بنده اى جلوه گر و نمايان مى شود، چه اينكه تنها جاى تجلى نور حق ، دلهاى مستعد و منزه از اغيار است .
امير مؤ منان على (ع ) در اين زمينه فرمود:
"خـداونـد يـاد خود را جلاى دلها قرار داد، بدين وسيله دلها از پس كرى شنواو از پس نابينايى بـيـنـا و از پس سركشى و طغيان ، رام مى گردند. فرشتگان آنان را در ميان گرفته اند. آرامش بر دلهايشان فرود آمده است . درهاى ملكوت بر روى آنها گشوده شده است ... آن گاه كه خداوند را مى خوانند بوى مغفرت و گذشت الهى را استشمام مى كنند و كنار رفتن پرده هاى تاريك گناه را احساس مى كنند. "
( نـهـج البـلاغـه ، فـيـض الاسـلام ، خـطـبه 213 ، ص 703 ـ 705 ، انتشارات فقيه ، تهران .)
امام صادق (ع ) فرمود: دو نفر مرد در نزد امير مؤمنان على (ص ) به همديگر افتخار و فخرفروشى (در مورد نياكان خود) مى كردند.
امام على (ص ) به آنها فرمود: ((آيا شما به پيكرهاى پوسيده ، و روحهاى در ميان آتش ، افتخار ميكنيد؟!)).
سپس (به افتخار كننده ) فرمود: ((اگر داراى عقل باشى ، داراى خوى و خلق انسانى خواهى بود، و اگر داراى تقوى و پرهيزكارى باشى ، صاحب كرامت و بزرگوارى هستى ، و اگر نه عقل و نه تقوى داشته باشى بدانكه الاغ بهتر از تو است ، و تو بر هيچ كس امتيازى ندارى )).
نيز نقل شده مردى به حضور رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله ) آمد و گفت : من فلان بن فلان ... هستم (تا 9 نفر از اجداد خود را شمرد و افتخار به نسب كرد).
پيامبر (صلى اللّه عليه و آله ) فرمود: اما انك عاشرهم فى النار: ((اما تو دهمين نفر از آنها هستى كه در آتش دوزخ مى باشى )).
كيفر گناهان -12
آثار شوم شراب خوارى
1 ـ به موجب آمارى كه در انگلستان درباره جنون الكى انتشار يافته است چنين به دست آمده كه از 2249 ديوانه اى الكى تنها 53 نفر از آنها بر اثر حوادث ديگر به اين درد مبتلا شده اند . ( سمپوزيوم الكل : 65 )
2 ـ به موجب آمار ديگرى كه از تيمارستان هاى آمريكا به دست آمده است 85% از بيماران روانى آنها را معتادان به الكل و شراب تشكيل مى دهند . ( سمپوزيوم الكل : 65 )
3 ـ در فرانسه هر روز 440 نفر جان خود را براثر مصرف الكل از دست مى دهند . ( بلاى اجتماعى قرن ما : 205 )
4 ـ به موجب آمارى كه توسط يكى از دانشمندان به نام « هوگر » به مناسبت بيستمين سالگرد جمله علوم ابراز شد 60% از قتل هاى عمدى ، 75% ضرب و جرح ، 30% جرايم ضد اخلاقى مانند زنا ، 20% از جرايمى مانند سرقت مربوط به كسانى بوده كه شراب خوارى مى كردند . بنابر آمار همين مشخص 40% از كودكان مجرم ، داراى سابقه شراب خوارى بوده اند . ( سمپوزيوم الكل : 66 ) مى كند ؟ آيا مشروب خوار واقعاً نمى داند پس از مستى و تعطيل عقل و تخدير اعصاب ، منشأ چه جناياتى است ؟ !
برگرفته از کتاب بر بال اندیشه

ابن وهب گويد: امام صادق (ع ) فرمود: كسى كه سه كار انجام دهد، از سه موهبت محروم نخواهد شد:
1- كسى كه دعا كند، از استجاب آن بهره مند مى گردد.
2- كسى كه شكر كند، بر نعمتش افزوده مى شود.
3- كسى كه توكل كند، امورش سامان مى يابد.
سپس (براى هر كدام از موارد فوق ، به آيه اى از قرآن استدلال كرد و) فرمود: آيا قرآن ، كتاب خداوند متعال را خوانده اى ؟
كه در مورد اول مى فرمايد:
ادعونى استجب لكم : ((مرا بخوانيد تا (دعاى ) شما را اجابت كنم (سوره مؤمن آيه 60).
و در مورد دوم مى فرمايد:
لئن شكرتم لا زيدنكم : ((هرگاه شاكر و سپاسگذار خدا باشد، قطعاً بر نعمت شما مى افزايم )) (سوره ابراهيم آيه 7).
و در مورد سوم مى فرمايد:
ومن يتوكل على اللّه فهو حسبه : ((و هر آن كس كه برخدا توكل كند، پس خدا او را كافى است )) (سوره طلاق آيه 3).
به اين ترتيب مى بينيم ، امامان ما در وعظ و ارشاد مردم از آيات قرآن بهره مى گرفتند، و گاه مثل حديث فوق ، آيات قرآن را ذكر مى كردند كه گفتارشان به بركت قرآن آميخته باشد و بهتر اثر كند.
انس و لذت معنوى
انـسـانـى كـه در سايه عبادت و بندگى ، به مقام قرب و انس خدا راه يافت و به محبت و عشق او رسـيـد، چـنان در لذت معنوى و سرور روحى غرق مى شود كه به هيچ وجه حاضر نيست آن را با چـيـز ديـگـرى عوض كند. هر قدر محبت و انس بيشتر باشد، ثمره آن ، يعنى سرور و لذت معنوى افـزونـتر است ، تا آنجا لذت معنوى در كامش شيرين و گوارا مى شود كه همه لذتهاى دنيوى و اخـروى نـزد او بـى اعـتـبـار مـى گردد؛ بحدى كه اگر بهشت و نعمتهاى آن را در عوض لذتهاى معنوى و بهجتهاى روحى به او بدهند، نمى پذيرد و به آن خشنود نمى شود.(1)
امام على بن حسين (ع ) در مناجات با خدا مى فرمايد:
(پـروردگـارا! كـيست كه شيرينى دوستى تو را بچشد و ديگرى را به جاى توبرگزيند؟ و كيست كه به قرب تو ماءنوس شود و از تو روى بگرداند؟)(2)
و نيز فرمود:
(پروردگارا! چه بسيار شيرين است خاطرات الهام آميز ياد تو بر صفحات دلها و چقدر شيرين اسـت سـيـر بـه سـوى تـو به كمك انديشه در راههاى ناپيدا، و چقدر لذيذ است طعم محبت تو، و چقدر خوشگوار است شراب قرب و وصل تو.)(3)
1- معراج السعاده ، ص 578 ، اقتباس .
2- مفاتيح الجنان ، شيخ عباس قمى ، مناجات خمس عشره ، مناجات المحبيّن .
3- اخلاق حسنه ، ص 212 .
كيفر گناهان -11
قيادت
قيادت ، رساندن مرد و زن به يكديگر براى زنا ، يا مرد و مرد براى لواط است و در حرام بودن آن و به گفته بعضى كبيره بودنش شكى نيست .
دو روايت پيامبر اسلام (صلى الله عليه وآله) فرمود :« هر كس براى زنا بين مرد و زنى واسطه شود ، خداوند بهشت را بر او حرام كرده و جايش در دوزخ است ، كه دوزخ بدجايى است ، و دائم مورد خشم خداست تا بميرد » .امام ششم (عليه السلام) مى فرمايد :« در قيامت خداوند با سه كس سخن نمى گويد ، و به آنان نظر رحمت نمى كند ، و ايشان را پاكيزه نمى نمايد ، و براى آنان عذاب دردناكى است : پير زناكار ، ديّوث ، زن شوهردارى كه زنا دهد » .
برگرفته از کتاب بر بال اندیشه

رسوايي اخلاقي يك شاهزاده خاندان آل سعود
به نوشته روزنامه انگليسي "اينديپندنت "، يك شاهزاده زن سعودي كه در پي ارتباط با يك مرد انگليسي فرزند نامشروعي را به دنيا آورده است، از بيم مجازات سنگين پس از بازگشت به كشورش، از انگليس پناهندگي سياسي دريافت كرد.
اين زن جوان كه از اعضاي يكي از خاندانهاي آل سعود است اعلام كرده در جريان سفر خود به لندن با دوست انگليسي خود كه غير مسلمان بوده ديدار و با وي ارتباط برقرار كرده است.
اين زن اعلام كرد كه در همان سال باردار شده است و از اين نگران بوده كه همسر سالمندش كه يكي از اعضاي خاندان سلطنتي عربستان است به رفتارش ظنين شود.
بنا بر اين گزارش، اين زن، همسر سعودي خود را متقاعد كرد تا به وي اجازه دهد بار ديگر به انگلستان برود. وي قصد داشت تا فرزندش را به صورت پنهاني در انگليس به دنيا بياورد. اين زن كه نامش اعلام نشده به دليل مجازات شديد از بازگشت به عربستان بيمناك است. وي دادگاه انگليس را متقاعد كرد در صورتي كه به كشورش بازگردد طبق قوانين شريعت به مجازات شديدي محكوم ميشود.
از زماني كه اين زن از عربستان سعودي گريخته است خانواده وي و همسرش ارتباط با وي را قطع كردهاند. دادگاه پناهندگي سياسي و مهاجرت انگليس نيز بعد از درخواست اين زن به وي پناهندگي سياسي اعطا كرد كه البته وزارت كشور انگليس روز گذشته از بحث در اين خصوص امتناع كرد.
لزوم بعثت انبيا
خداوند انسان را آفريده تا با افعال اختيارى خود مسير تكاملش را به سوى كمال نهايى [قرب به خدا] بپيمايد و هر حركت ارادى و اختيارى نيازمند به معرفت و شناخت است از اين رو شناخت كمال و راه رسيدن به آن ضرورى و لازم است اما آيا انسان خود مى تواند به اين شناختها دست يابد؟ ابزارهاى شناخت او بدين منظور چيست ؟ توانايى هر يك از اين ابزارها در چه حد است ؟ و...
محدوديت آگاهيهاى انسان
تاءثير پذيرى و خطا پذيرى انسان
نياز به پيامبران براى اداره جامعه بشرى
ادامه مطلب
داستان بعثت:
عشق محمّد بس است و آل محمّد
ماجراي بعثت حضرت پيامبر، با نقلهاي متفاوتي روايت شده است. چه سخني رساتر و شيرينتر از بيان امام هادي عليهالسلام که ميفرمايد: "هنگامي که محمد صلياللهعليهوآله تجارت شام را ترک گفت، هر روز به کوه حرا ميرفت و از فراز آن به آثار رحمت پروردگار مينگريست و از آنچه ميديد، به ياد عظمت خداي آفريننده ميافتاد و آنگاه با روشني خاصي به عبادت خداوند مشغول ميشد. چون به چهل سالگي رسيد، خداوند، دل او را بهترين، روشنترين و خاضعترين دلها يافت. در آن لحظهها، جبرئيل به سوي او آمد و بازوي او را گرفت و تکان داد و گفت: بخوان. گفت: چه بخوانم؟ جبرئيل گفت: اي محمد! بخوان به نام پروردگارت که آفريد. پس جبرئيل، رسالت خود را به انجام رسانيد و به آسمانها بالا رفت و محمد نيز از کوه فرود آمد. در اين هنگام، خداوند، کوهها، صخرهها و سنگلاخها را به سخن آورد، به گونهاي که به هر کدام ميرسيد، اداي احترام ميکردند و ميگفتند: السلام عليک يا حبيبَ اللّه، السلام عليک يا وليَّ اللّه، السلام عليک يا رسولَ اللّه".
مهمترين پيام بعثت
بعثت در کلام حضرت فاطمه (س)
جهان قبل از بعثت در کلام امام علي (ع)
سفير خداوند
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئلهآموز صد مدرس شد .
ادامه مطلب


اعمال شب و روز مبعث
از حضرت ابو جعفر امام جواد عليه السلام نقل شده است : "همانا در رجب شبى است كه بهتر است از آنچه كه ميتابد برآن آفتاب و آن شب بيست و هفتم رجب است كه در صبح آن پيغمبرخدا صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله به رسالت مبعوث گرديد و بدرستى كه از براى عامل در آن شب از شيعه ما اجر عمل شصت سال است" همچنین روز مبعث از جمله اعياد عظيمه است و روزى است كه حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله در آن روز به رسالت مبعوث گرديد و جبرئيل به پيغمبرى بر آن حضرت نازل شد .
خدايا از تو خواهم به حق بزرگترين تجلى (تو) در اين شب از اين ماه بزرگ و به حق آن فرستاده گرامى كه درود فرستى بر محمد و آلش و بيامرزى براى ما آنچه را تو بدان از ما داناترى اى كه مى دانى و ما نمى دانيم خدايا مبارك گردان بر ما در اين شبى كه به واسطه شرافت رسالت آن را فضيلت دادى و به كرامت خويش بزرگش كردى و به جاى باشرافتى درش آوردى خدايا پس از تو خواهيم به آن بعثت شريف و آن آقاى بالطف و عنصر پارسا كه درود فرستى بر محمد و آلش و قرار دهى اعمال ما را در اين شب و در ساير شبها پذيرفته درگاهت و گناهانمان را آمرزيده و نيكيهايمان را مورد قدردانى و بديهايمان را پوشيده و دلهامان را به گفتار نيك خرسند و روزيهايمان را از نزد خود به آسانى فراوان.
ادامه مطلب



خلاصه از زندگی نامه امام هفتم (ع)
درود بر آن سرورى كه در تنگناى زندان ها و در تاريكيهاى زير زمين ها، حلقه هاى زنجير پاهاى مباركش را مجروح ساخته بود.
نام امام هفتم ما، موسى و لقب آن حضرت كاظم (ع ) كنيه آن امام (ابوالحسن ) و (ابوابراهيم ) است . شيعيان و دوستداران لقب (باب الحوائج ) به آن حضرت داده اند. تولد امام موسى كاظم (ع ) روز يكشنبه هفتم ماه صفر سال 128 هجرى در (ابواء) اتفاق افتاد. دوران امامت امام هفتم حضرت موسى بن جعفر (ع ) مقارن بود با سالهاى آخر خلافت منصور عباسى و در دوره خلافت هادى و سيزده سال از دوران خلافت هارون كه سخت ترين دوران عمر آن حضرت به شمار است .
امام موسى كاظم (ع ) از حدود 21 سالگى بر اثر وصيت پدر بزرگوار و امر خداوند متعال به مقام بلند امامت رسيد، و زمان امامت آن حضرت سى و پنج سال و اندكى بود و مدت امامت آن حضرت از همه ائمه بيشتر بوده است ، البته غير از حضرت ولى عصر (عج ).عاقبت آن امام بزرگوار در 25 رجب سال 183 هجرى در سن 55 سالگى به دست مردى ستمكار به نام (سندى بن شاهك ) و به دستور هارون مسموم و شهيد شد.
صفات ظاهرى و باطنى و اخلاق آن حضرت
امام (ع ) در سنگر تعليم حقايق و مبارزه
صفات و سجاياى حضرت موسى بن جعفر (ع )
از سخنان موسى بن جعفر (ع )
ادامه مطلب

شخصى به امام سجاد (ع ) عرض كرد: ((من از شيعيان شما هستم )).
امام فرمود: ((از خدا بترس ، و ادعاى چيزى مكن كه خداوند به تو بگويد: دروغ مى گوئى و در ادعاى خود، راه انحراف را مى پيمائى )).
ان شيعتنا من سلمت قلوبهم من كل غش ودغل : ((بى گمان شيعيان ما كسانى هستند كه دلشان از هر نيرنگ و دسيسه ، پاك و سالم است ، بلكه بگو ما از مواليان و دوستان شما هستيم )).

هرگزکسی را کوچک نشماریم
على بن يقطين از بزرگان صحابه و مورد توجه امام موسى بن جعفر عليه السلام و وزير مقتدر هارون الرشيد بود. روزى ابراهيم جمال (ساربان ) خواست به حضور وى برسد. على بن يقطين اجازه نداد. در همان سال على بن يقطين براى زيارت خانه خدا به سوى مكه حركت كرد و خواست در مدينه خدمت موسى بن جعفر عليه السلام برسد. حضرت روز اول به او اجازه ملاقات نداد. روز دوم محضر امام عليه السلام رسيد. عرض كرد:
آقا! تقصير من چيست كه اجازه ديدار نمى دهى ؟
حضرت فرمود:
- به تو اجازه ملاقات ندادم ، به خاطر اينكه تو برادرت ابراهيم جمال را كه به درگاه تو آمده و تو به عنوان اينكه او ساربان و تو وزير هستى اجازه ملاقات ندادى . خداوند حج تو را قبول نمى كند مگر اينكه ابراهيم را از خود، راضى كنى .
مى گويد عرض كردم :
- مولاى من ! ابراهيم را چگونه ملاقات كنم در حاليكه من در مدينه ام و او در كوفه است . امام عليه السلام فرمود:
- هنگامى كه شب فرا رسيد، تنها به قبرستان بقيع برو، بدون اينكه كسى از غلامان و اطرافيان بفهمد. در آنجا شترى زين كرده و آماده خواهى ديد. سوار بر آن مى شوى و تو را به كوفه مى رساند.
على بن يقطين به قبرستان بقيع رفت . سوار بر آن شتر شد. طولى نكشيد در كوفه مقابل در خانه ابراهيم پياده شد. درب خانه را كوبيده و گفت :
- من على بن يقطين هستم .
ابراهيم از درون خانه صدا زد: على بن يقطين ، وزير هارون ، در خانه من چه كار دارد؟
على گفت : مشكل مهمى دارم .
ابراهيم در را باز نمى كرد. او را قسم داد در را باز كند. همين كه در باز شد، داخل اتاق شد. به التماس افتاد و گفت :
- ابراهيم ! مولايم امام موسى بن جعفر مرا نمى پذيرد، مگر اينكه تو از تقصير من بگذرى و مرا ببخشى .
ابراهيم گفت : خدا تو را ببخشد.
وزير به اين رضايت قانع نشد. صورت بر زمين گذاشت . ابراهيم را قسم داد تا قدم روى صورت او بگذارد؛ ولى ابراهيم به اين عمل حاضر نشد. مرتبه دوم او را قسم داد. وى قبول نمود، پا به صورت وزير گذاشت . در آن لحظه اى كه ابراهيم پاى خود را روى صورت على بن يقطين گذاشته بود، على مى گفت :
- ((اللهم اءشهد)) . خدايا! شاهد باش .
سپس از منزل بيرون آمد. سوار بر شتر شد و در همان شب ، شتر را بر در خانه امام در مدينه خواباند و اجازه خواست وارد شود. امام اين دفعه اجازه داد و او را پذيرفت.( بحار: ج 48،ص 85.)

كيفر گناهان -10
مساحقه
زنى به حضرت صادق (عليه السلام) عرض كرد ، زنانى كه با يك ديگر مساحقه مى كنند حدّشان چيست ؟ امام فرمود : حدّ زنا ، به راستى چون قيامت شود آنان را مى آورند ، و لباس هايى از آتش بريده شده بر آنها مى پوشانند ، و مقنعه هاى آتشين به سرشان مى بندند ، و زيرجامه هاى آتشين به بدنشان قرار مى دهند و عمودهاى آتش در جوفشان فرو كرده ، و آنان را به جهنم مى اندازند . اولين ملتى كه مساحقه در آنان رواج يافت ، قوم لوط بود ، كه مردان به مردان سرگرم شدند و زنان بى شوهر به يكديگر اكتفا كردند ، و به وقت نزول عذاب مرد و زن يك جا هلاك شدند .امام صادق (عليه السلام) در جواب زنى درباره زنان مساحقه گر فرمود :« در جهنم اند ، چون قيامت شود چادرهايى از آتش بر آنان پوشيده شود ، و عمودهاى آتشين در باطن و عورتشان داخل كنند ، و آنها را در جهنم اندازند . عرض كرد : در قرآن از اين مسئله ياد شده ؟ فرمود: آرى ، عرض كرد : كجا ؟ فرمود اصحاب الرس » .
روزجمعه درقیامت
از حضرت امام جعفر صادق - عليه السلام - روايت شده است كه : در روز قيامت حق تعالى ، روزها را مبعوث مى گرداند به صورتى كه خلايق بدانند كه آنها ايامند؛ و روز جمعه پيش از همه مى باشد، مانند عروسى با جمال و كمال كه او را براى مردى صاحب دين و مال مى برند. مى آيد و بر در بهشت مى ايستد: ساير روزها در عقب او مى ايستند، و شهادت مى دهند، و آن شفاعت مى كند براى گروهى كه صلوات فرستاده اند بر محمد و آل محمد - عليه السلام - و غير اين گروه را شفاعت نمى كند.
كسى عرض كرد: صلوات بسيار، چه قدراست ؟ و چه وقت بهتر است ؟
فرمود: صدمرتبه ، و بعد از نماز عصر.
پرسيد: چگونه صلوات فرستم ؟
فرمود: مى گويى : اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم .
هنگام استجابت دعا
در روایات اسلامی آمده است که دعا در این زمان ها زودتر به اجابت می رسد ؛
1- هنگام آمدن باران
2- وقت اذان
3- وقت خواندن قران
4- هنگام طلوع وغروب آفتاب
5- سحر ها
6- روز جمعه ، مخصوصا ؛ وقت زوال ونزدیک غروب.
7- و ...
همچنان ، یکی از زمان های اجابت دعا هنگام شکسته شدن دل ، بدون در نظر گرفتن زمان خاص می باشد.
راز غيبت-1
آماده پذيرش نبودن جامعه جهانى
گرچه قسمتى از شرايط ظهور حضرت مهدى (عج ) خارج از حوزه اختيار مردم است ، اما اجراى كلى ماءموريت آن حضرت در گروه فراهم شدن شرايط خارجى و عينى است كه مردم در آن نقش تعيين كننده دارند و تا آماده شدن مردم جهان براى پذيرش حكومت جهانى به رهبرى حضرت مهدى (عج ) همچنان غيبت ادامه داشته ، ظهور آن حضرت به تاءخير خواهد افتاد، و اين آمادگى ، عمدتاً به بُعد فكرى و فرهنگى مردم مربوط مى شود.
توضيح اين كه بايد سطح افكار مردم جهان چنان بالا رود كه بدانند تفاوت جغرافيايى ، نژادى ، رنگ و زبان هيچ گونه امتيازى براى انسان ها محسوب نمى شود و بايد همه از حقوق يكسان و برابر برخوردار گردند. و همه انسان ها مانند اعضاى يك خانواده در كنار يك ديگر زندگى كنند. به عبارت ديگر، بايد مردم جهان بعد از تجربه تلخ ظلم و ستم حكومت هاى فاسد، اين احساس را پيدا كنند كه انتظار عدالت ، از حكومت هاى بشرى بى جا و بى مورد است ؛ به هر حال بشر بايد از حصار ماديت ، رهيده ، دست نياز به سوى آسمان دراز كند و از خداوند مدد جويد.
بديهى است بدون آمادگى فكرى مردم ، اصلاحات اجتماعى امكان پذير نيست ؛ از اين رو، پيامبران نيز براى پيشبرد اهدافشان نخست از تعليم و تربيت و پرورش افراد زبده و لايق استفاده مى كردند و با ايجاد تحول فرهنگى در جامعه ، راه را براى اصلاحات ديگر هموار مى كردند. حضرت مهدى (عج ) نيز به تقدير الهى بايد به ظلم و ستم در جهان پايان بخشد و عدالت را در پهنه زمين بگستراند و اجراى اين طرح بزرگ ، بدون آمادگى فرهنگى مردم جهان امكان پذير نيست . مردم بايد به قدر كافى تلخى بى عدالتى ها و ضعف قوانين بشرى را لمس نمايند و آن قدر چوب سرپيچى و انحراف از دين را بخورند تا به طور واقعى در طلب مصلح برآيند.
خداوند متعال فرموده :
(اِنَّ اللّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتّى يُغَيِّرُوا ما بِاءَنْفُسِهِمْ)(1)
خداوند وضع هيچ قومى را تغيير نمى دهد تا اين كه آنان خود را تغيير دهند.
خواجه طوسى در اين باره فرموده :
(وُجُودُهُ لُطْفٌ وَ تَصَرُّفُهُ لُطْفٌ اخَرُ وَ عَدَمُهُ مِنّا)(2)
وجود امام ، لطف خداوند است و تصرف او (بودنش در ميان مردم و تدبير امور ايشان ) لطف ديگرى است و نبودن آشكار او (در ميان ما) از ناحيه خود ماست .
1- رعد (13)، آيه 11.
2- كشف المراد فى شرح تجريد الاعتقاد، علامه حلى ، ص 385.

اصلا نفهمیدند
علی (ع) عده ای را که از اموال مسلمین به غارت برده بودند، چنین معرفی می کند " بین نثیله ومعتلفه" یعنی خلاصه زندگی آنان بین آشپزخانه ومحل قضایی حاجت سپری می شود. نه خدمتی کردند، نه چیزی فهمیدند،ونه دانستند برای چه آمده و چه باید بکنند.
تعصب در سخنان معصومین( ع)
1-رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: هر كه در دلش به اندازه دانه خردلى عصبيت باشد، خدا او را روز قيامت با اعراب جاهليت مبعوث كند.
2-امام صادق (ع ) فرمود: كسى كه تعصب ورزد يا برايش تعصب ورزند (در صورتى كه به آن راضى باشد) رشته ايمان را از گردش خويش باز كرده است.
3-امام صادق (ع ) فرمود: هر كه تعصب كند خداوند دستمالى آتشين به سر او بندد.
4 -امام سجاد(ع ) فرمود: عصبيتى كه صاحبش به سبب آن گنهكار است ، اين است كه كسى تبهكاران قوم خود را از نيكان قوم ديگر بهتر داند، ولى اگر كسى قوم خود بدان را دوست داشته باشد، اين عصبيت نيست ، عصبيت آن است كه قوم خويش را بر ظلم و ستم يارى كند.
باطن گناه
مرحوم صدرالمتالهین می فرماید؛ افرادی بودند که مشاهده می کردند دیگران در موقع حرف زدن از دهان شان آتش بیرون می آید . وقتی خاموش می شدند مثل تنور بودند. معصیت ، فحش ، غیبت ، تهمت ، اهانت ؛ بدزبانی ، رنجاندن و... همه این ها آتش است که از دهان بیرون می آید واین باطن گناه است.
اسحاق بن ابراهيم مى گويد: از امام صادق (ع ) شنيدم ، فرمود: رسول اكرم (ص ) به خانه (يكى از همسرانش ) ام سلمه رفت و در آنجا بوى معطر و خوشى به مشامش رسيد، فرمود: ((آيا حولاء (عطر فروش ) به اينجا آمده است ؟!)).
ام سلمه عرض كرد: آرى ، او همين جا است .
حولاء به حضور رسول خدا (ص ) رسيد و عرض كرد: ((پدرم و مادرم به فدايت باد، شوهرم ، از من دورى مى كند)) (براى عرض شكايت از شوهرم به اينجا آمده ام ).
پيامبر (ص ) فرمود: ((بر عطر و خوشبوئى خود براى شوهرت بيفزا)).
حولاء عرض كرد: ((آنچه كه از عطريات بوده ، استعمال كرده ام ، در عين حال شوهرم از من گريزان است )).
پيامبر (ص ) فرمود: اگر او مى دانست كه توجه (مهرانگيزش ) به تو چقدر پاداش دارد، چنين نمى كرد؟!.
حولاء عرض كرد: چه پاداشى در اين صورت ، براى او هست ؟
پيامبر (ص ) فرمود: ((وقتى او به تو توجه مى كند، دو فرشته او را در ميان مى گيرند، و پاداش او مانند كسى است كه در ميدان جنگ ، شمشير بدست گرفته تا با دشمن بجنگد، و وقتى كه او با همسرش آميزش مى كند، گناهان او همچون برگهاى درخت كه ريخته مى شود، مى ريزد، و وقتى كه غسل مى كند، از گناهان بيرون مى آيد)).
كيفر گناهان -9
چند روايت درباره علت تحريم همجنس گرايى
1ـ امام صادق (عليه السلام) مى فرمايد :« بدى گناه لواط از زنا بيشتر است ، خداوند قومى را به خاطر اين عمل ، هلاك كرد ; ولى كسى را به زنا هلاك ننمود » .
2ـ پيامبر بزرگ مى فرمايد :« لواط كار ، درحال جنابت وارد محشر مى شود ، و آب دنيا او را پاك نمى كند ، خدا بر او خشمگين و لعنتش كرده و دوزخ برايش آماده است و بد جايگاهى است ».
3ـ و نيز پيامبر عزيز اسلام فرمود :« هرگاه كسى مرتكب لواط شود ، عرش خدا به لزره افتد ، و خداوند او را لعنت كرده ، بر او غضب نمايد ، و جهنم برايش آماده است ، و شخصى كه تن به اين عمل داده و خودفروشى كرده ، در كنار جهنم نگاهش مى دارند تا حساب خلايق تمام شود ، آنگاه او را در عذاب انداخته و در طبقات دوزخ براى هميشه معذّب خواهد بود » .
4ـ امام ششم (عليه السلام) فرمود :« حلال داننده لواط يا مقرّ بر او نمى ميرد مگر آن كه به وقت مرگ ، سنگى از همان سنگ هايى كه بر قوم لوط ، به عنوان عذاب ، باريد بر او بخورد ، مرگ وى با همان سنگ است و براى اينكه رسوا نشود ، خدا آن سنگ را پنهان مى دارد » .
5ـ حضرت رضا (عليه السلام) فرمود :« بترس و زنا و لواط را ترك كن ، لواط بدتر از زناست ، اين دو گناه موجب هفتاد و دو گونه درد در دنيا و آخرت است » .

رکن اساسی بندگی
رکن اساسی بندگی این است که انسان چیزی جزحق را دوست نداشته باشد در این صورت، نگران نیست ؛ چون چیزی که از دست رفتنی است مورد علاقه او نبوده وچیزی هم که مورد علاقه اوست از دست رفتنی نیست.
وقتی قران نفرین می کند!
نقل مى كنند: شخصى از دنيا رفت ، بستگان او، يك نفر قارى قرآن را اجير كردند، كه مدتى ، سر قبر او قرآن بخواند، قارى مشغول قرائت قرآن بر سر قبر او گرديد.
تا اينكه بعد از چند روز يكى از وارستگان آن شخص را در عالم خواب ديد و از او احوال پرسى كرد، او در جواب گفت : تقاضا دارم بگوئيد اين قارى قرآن بر سر قبر من ، ديگر قرآن نخواند، زى را وقتى كه قرآن مى خواند، به هر آيه اى (مثلاً آيه خمس ، زكات ، حج ، امر به معروف و نهى از منكر و...) مى رسد كه من به دستور آن آيه عمل نكرده ام ، مرا عذاب مى نمايند!!
نگارنده گويد: در احاديث آمده كه امامان فرمودند:
رب تالى القرآن و القرآن يلعنه ((چه بسيار افرادى هستند كه تلاوت قرآن مى كنند، ولى قرآن آنها را لعنت مى كند)).
كيفر گناهان -8
علت تحريم همجنس گرايى
مهمترين علت تحريم اين عمل ننگين اين است كه : انسان به صورت طبيعى و سالم تمايل جنسى به جنس مخالف دارد و اين ميل از ريشه دارترين غرايز انسان است كه ضامن بقاى نسل اوست ; بنابراين هر گونه كارى كه اين ميل را از مسير خود منحرف نمايد ، يك نوع بيمارى و انحراف روانى در انسان ايجاد مى كند .مردى كه تمايل به جنس موافق دارد و يا مردى كه تن به چنين عملى مى زند هرگز مرد كاملى نيست . در كتابهاى امور جنسى اين ميل زشت به عنوان يكى از مهمترين انحرافات انسانى شمرده شده است و ضمن آن به اين نكته نيز توجه شده است كه ادامه همجنس بازى ، تمايلات جنسى را نسبت به جنس مخالف در انسان به صورت تدريجى از بين مى برد و در مورد كسى كه تن به اين كار مى دهد احساسات زنانه اى پيدا مى شود و كم كم هر دو گرفتار بيماريهاى جنسى مى شوند .اسلام يكى از مجازاتهايى را كه براى چنين افرادى برشمرده آنست كه ازدواج خواهر ، مادر و دختر شخص مفعول را بر فاعل حرام نموده است .از قرآن مجيد و روايت حضرت صادق (عليه السلام) و امام هشتم (عليه السلام) كبيره بودن آن استفاده مى شود ; بلكه از آثار اسلامى برمى آيد كه عقوبت لواط از زنا سخت تر است .تربيت جوان از ديدگاه معصومان عليهم السلام
- قرآن
- عبادت
- شناخت دين
-روش درك واقعيات جوانى
- شديد بودن غريزه جنسى
- محدوديت آگاهى و تجارب
- جنون جوانى
- نوگرايى و شيك پوشى
- روش احترام و مسووليت دادن به جوان
-روش محبت و رفاقت
- روش موعظه
- روش احترام به شخصيتادامه مطلب

ارزش انسان
روایتی لطیفی را مرحوم کلینی از امام هفتم (ع) نقل فرموده که مرحوم محقق داماد درشرح آن بیان شیرینی دارد :
حدیث این است " بدن شما به اندازه بهشت می ارزد؛ آن را به غیر بهشت نفروشید که ضرر خواهید کرد" ( کافی،ج1،ص19)
محقق داماد می فرماید ؛ این روایت ناظر به آن است که روح تان فوق بهشت است، روح را باید به " جنت القا"بدهید.
برگرفته شده از؛ حکمت عبادات ( ایت الله جوادی آملی)
كيفر گناهان -7
همجنس گرايى
همجنس گرايى ( لواط و مساحقه ) از گناهان بزرگ است و در اسلام براى هر دو حد شرعى قرار داده شده است . حد همجنس گرايى در مردان ، خواه فاعل باشد يا مفعول رجم ( سنگسار ) است ، البته اثبات اين گناه بايد از راه هاى معتبر و قاطعى كه در فقه اسلامى و روايات معصومان (عليهم السلام) ذكر شده است صورت پذيرد . اما حدّ همجنس گرايى در زنان كه در فقه اسلامى و روايات از آن به « مساحقه » ياد شده است ، پس از اثبات ، صد تازيانه است . تكان دهنده است كه با مطالعه آن هر كس احساس مى كند گناهى در قباحت و زشتى ، به پاى آن نمى رسد . به يك روايت توجه كنيد : قال رسول الله (صلى الله عليه وآله) :لما عَمِلَ قَوْم لُوْط ما عَمِلُوا بَكَتِ الاْرْضُ اِلى رَبِّها حتى بَلَغَتْ دُمُوعُها اِلىَ السَّماءِ وَبَكَتِ السَّماءُ حتى بَلَغَتْ دُمُوعُهَا الْعَرْشَ ، فَاَوحَى اللهُ اِلىَ السَّماءِ أَنْ اَحْصِبيْهِمْ واَوْحِى اِلَى الاَْرْضِ اَنْ اَخْسِفىِ بِهِمْ. « هنگامى كه قوم لوط آن اعمال ننگين را انجام دادند ، زمين آنچنان گريست كه اشك هايش به آسمان رسيد و آسمان آنچنان گريست كه اشك هايش به عرش رسيد ، در اين هنگام خداى متعال به آسمان وحى كرد كه آنها را سنگباران كن و به زمين وحى كرد كه آنها را فرو بر .
برگرفته از کتاب بر بال اندیشه
مقصود تویی!
نقل كردند: يكى از حاجى ها كه سواد هم نداشت ، در سفر حج ، يك دستگاه يخچال فريزر گرفت ، يكى از همراهان او، روى كارتن يخچال نوشت :
|
مقصود من از كعبه و بتخانه توئى تو |
|
مقصود توئى ، كعبه و بتخانه بهانه |
صاحب يخچال كه بى سواد بود، ندانست كه روى كارتن چه مطلبى نوشته شده است ؟!
يخچال را از عربستان سعودى به کشورش آورد، و در هر جا كه چشم مردم به آن شعر مى افتاد، لبخند تمسخرآميزى مى زدند، و مى گفتند: ((براستى كار بعضى حاجى ها اين گونه است ، كه هدف اصلى را رها كرده ، و اين سفر عظيم حج را با امور زودگذر مادى مى گذارنند، و مقصودشان يخچال و... است و حج و كعبه ، بهانه مى باشد)).
عرفان بدون معرفت امام معصوم (ع) امکان ندارد
گفت و گو با آیت الله مبشر کاشانی
جوانان کشورمان بیش از دیگر جوامع جوان، به تهذیب نفس و طهارت باطن و سیر و سلوک عرفانی علاقه مندند با وجود اینکه دین ما در این مبحث بسیار غنی بوده و در طول تاریخ اسلام بزرگانی چون حضرت امام خمینی(ره)، آیت الله قاضی طباطبایی، آیت الله شاه آبادی، آیت الله بهاءالدینی، آیت الله کشمیری و... را در دامان خود پرورانده اما به دلیل غفلت یا عدم توجه کافی و دلایل غیر موجه در عرصه عرفان اسلامی، دشمنان، شیادان و فرصت طلبان با سوءاستفاده از این غفلت فرهنگی برخی جوانان ساده دل و جویای حقیقت را با عرفان غیر حقیقی، دروغین و منحرف سرگرم و اغفال کرده اند.
عرفان چیست و عارف کیست؟
آیا عرفان بدون معرفت اهل بیت علیهمالسلام، ممکن است؟
چه کسی عارف واقعی به خداست؟
تفاوت تصوف و عرفان در چیست؟
درباره مدعیان ملاقات با امام زمان (عج)توضیحاتی ارائه بفرمايید.
آیا بدون استاد امکان ترقی معنوی وجود دارد؟
و...
ادامه مطلب

فرق شوق وعشق
فرق شوق وعشق این است که "شایق" به کسی می گویند که ندارد وطلب می کند و "عاشق" به کسی می گویند که رسیده وآن را نگه می دارد. انسان تشنه ای که به دنبال چشمه می رود، می گویند: او مشتاق چشمه است. اما وقتی به آب رسید می گویند: اوعاشق چشمه است.
دين فروش !
شريك بن عبدالله نخعى از دانشمندان معروف اسلامى در قرن دوم بود، مهدى عباسى (سومين خليفه عباسى ) به علم و هوش شريك ، اطلاع داشت ، او را به حضور طلبيد و اصرار كرد كه منصب قضاوت را قبول كند، او كه مى دانست قضاوت در دستگاه طاغوتى عباسيان ، گناه بزرگ است ، قبول نكرد.
مهدى عباسى اصرار كرد كه او معلم فرزندانش گردد، او به شكلى از زير بار اين پيشنهاد نيز خارج شد و نپذيرفت .
تا اينكه روزى خليفه عباسى به وى گفت : ((من از تو سه توقع دارم كه بايد يكى از آنها را بپذيرى : 1- قضاوت 2- آموزگارى 3- امروز مهمان من باشى و بر سر سفره ام بنشينى )).
شريك ، تاءملى كرد و سپس گفت : اكنون كه به انتخاب يكى از اين سه كار مجبور هستم ترجيح مى دهم كه مورد سوم (مهمانى ) را بپذيرم .
خليفه قبول كرد و به آشپز خود، دستور داد: لذيذترين غذاها را آماده نمايد و از شريك ، به بهترين وضع ممكن پذيرائى نمايد.
پس از آماده شدن غذا، شريك كه آن روز از آن غذاهاى لذيذ و گوناگون نخورده بود، با حرص و ولع از آنها خورد، در همين حال يكى از نزديكان خليفه به خليفه گفت : ((همين روزها، شريك ، هم منصب قضاوت را مى پذيرد و هم منصب آموزگارى فرزندان شما را، و اتفاقاً همين طور هم شد و او عهده دار هر دو مقام گرديد)).
از طرف دستگاه عباسى ، حقوق و ماهيانه مناسبى برايش معين كردند، روزى شريك با متصدى پرداخت حقوق ، حرفش شد.
متصدى به او گفت : ((مگر گندم به ما فروخته اى كه اين همه توقع دارى ؟)).
شريك ، جواب داد: ((چيزى بهتر از گندم به شما فروخته ام ، من دينم را به شما فروخته ام )).
آرى غذاى حرام و لقمه ناپاك ، آنچنان قلب او را تيره و تار كرد، كه او به راحتى جزء درباريان دستگاه ظلمه گرديد، و به اين ترتيب انسان خوبى بر اثر غذاى آلوده ، منحرف و عاقبت به شر شد.
اردوغان حوادث چين را نسل كشي خواند
نخست وزير تركيه خشونتهاي نژادي در منطقه شينجيانگ چين را نوعي كشتار جمعي توصيف كرد. رجب طيب اردوغان نخست وزير تركيه، طي اظهاراتي در جمع خبرنگاران در آنكارا، خشونتهاي طايفه اي در منطقه مسلمان نشين شينجيانگ چين را كشتار جمعي توصيف كرده و عنوان داشت كه كشورش از شوراي امنيت ميخواهد به دنبال راهكارهايي براي پايان اين خشونتها باشد.
وي همچنين از مقامات دولت چين خواست تا براي جلوگيري از بالا رفتن آمار كشتههاي اين خشونتها براي پايان دادن به اين وضعيت وارد عمل شوند. اردوغان خاطرنشان كرد: درك اين مساله كه چطور دولت چين چنين موضع منفعلي را اتخاذ كرده براي ما مشكل است. ما از دولت چين ميخواهيم كه واكنش مناسبتري نسبت به اين موضوع نشان دهد. وي همچنين از مقامات چيني در پكن خواست تا عاملان اين خشونتها را تحت پيگرد قرار داده و آنها را به دستگاه قضايي تحويل دهند. بر اساس گزارش سايت اينترنتي شبكه الجزيره، همچنين صدها تن از مردم استانبول پس از برگزاري نماز جمعه با برپايي تظاهراتي گسترده، اعتراض خود را به كشتار مسلمانان در شينجيانگ اعلام كردند. تظاهركنندگان ضمن به آتش كشيدن پرچم چين، شعارهايي را عليه دولت پكن سردادند. "نهاد ارگون" وزير بازرگاني و صنايع تركيه نيز تحريم كالاهاي چيني را خواستار شد. اين در حالي است كه بنا به گزارشهاي خبري، تعداد قربانيان خشونتها در شينجيانگ چين به 184 تن رسيده است. همچنين در شهر كانبرا استراليا نيز روز جمعه حدود 200 تن با تحصن مقابل ساختمان پارلمان اين كشور شعارهايي را عليه دولت چين سر دادند.
در هلند نيز دهها تن از اويغورها با حمله به سفارت چين در لاهه، به سمت اين سفارتخانه سنگ پرتاب كردند و به اين ترتيب اعتراض خود را به مسلمانان شينجيانگ اعلام نمودند. اين در حالي است كه دادگاه هلند روز جمعه مجازات يك هفته تا 10 روز زندان را براي 10 تن از افرادي كه در اين اقدامات دست داشتند صادر كرد.
سازمان كنفرانس اسلامي نيز آنچه را كه "نابرابري قدرت" در شينجيانگ توصيف كرده محكوم نموده و از دولت چين خواست تا تحقيقات شفافي را براي شناسايي عاملان اين خشونتها انجام دهد.
رهبر حزب "عدالت شكوفا" يكي از بزرگترين احزاب اندونزي نيز از سازمان ملل و كشورهاي غربي خواست با اعمال فشار عليه دولت چين جلوي كشتار مسلمانان شينجيانگ را بگيرد.
جيمز جونز مشاور امنيت ملي آمريكا نيز از رهبران چين خواست تا در تعامل با تنشهاي شينجيانگ خويشتنداري كنند. تعدادي ديگر از كشورهاي جهان نيز خويشتنداري مقامات چيني را در اين خصوص خواستار شدند. ژاپن نيز از مقامات پكن خواست تا ضمن حمايت از حقوق بشر و رعايت حقوق اقليتها در اين كشور، آزادي مطبوعات را براي رسانههايي كه خشونتهاي شينجيانگ را پوشش ميدهند، تضمين كند. اين در حالي است كه پليس ضد شورش چين تظاهرات اعتراض آميزي را كه اويغورها پس از برگزاري نماز جمعه در شهر اورومچي برگزار كردند، سركوب نموده و تظاهركنندگان را متفرق كردند.( روزنامه صدای عدالت – تهران)
بیاد مسلمانان ایغور که این روزها توست کمونیست های چینی قتل عام می شوند
اسلام در افسانه های مردم ایغور
اسلام در میان ایغورها نفوذ بسیار بالائی دارد. این نفوذ حتی در افسانه های آنان نیز رسوخ کرده است. در زیر دو افسانه بسیار جالب در خصوص اسلام در میان مردم ایغور، می آورم:
منبع اول کتاب جامع التواریخ خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی است که در بخش شرح اقوام و قبایل ترکی به لفظ ایغور می رسد و می گوید (نقل به مضمون): ایغور به ترکی یعنی جمع شدن و این به این خاطر بود که تغزخان خان ترک 9 فرزند داشت که به آنها اغوز می گفتند.
فرزند اول بنا بر سنت دیرین باید به پادشاهی می رسید و به همین خاطر باید با دختر عمویش ازدواج می کرد. اما وی در نهان مسلم و موحد بود و نمی خواست با یک کافر ازدواج کند. پس به نامزد خود گفت من مسلمان و موحدم و اگر می خواهی با تو ازدواج کنم باید به دین اسلام درآئی و به او تاکید کرد که این راز را با کسی نگوید.
نامزد وی این موضوع را به پدر و عمویش بازگو کرد و فرزند اول مورد عتاب افراد خانواده قرار گرفت. آنها از او خواستند به دین آبا و اجدادی بازگردد و او قبول نکرد. پس میان آنها درگیری در گرفت و کسانی که به دور اغوزخان جمع شدند را ایغور نام نهادند. یعنی مبنای تشکیل ایغورها مذهبی و بر پایه اسلام است.
منبع دوم در حماسه مردمی مردم قرقیز یا ماناس ـ نیم میلیون بیت شعر ـ باید جستجو شود. روایت این داستان به زبان فارسی از سوی نگارنده ترجمه شده است. یکی از مهمترین بخشهای تاریخی افسانه ای این داستان، روایت رشادت ها و حکمت و دانش آلمامبت وزیر ماناس است. آلمامبت یک ایغور مسلمان بود که به دلایل دینی از نزد خانواده خود گریخته بود و می خواست مردم را به اسلام دعوت کند.
آلمامبت براساس رویائی که ماناس دید از سوی حضرت محمد(ص) مامور شده بود تا به کمک ماناس برای جنگ با کفار ـ غزا ـ بشتابد و به همین خاطر جنگهای ماناس ـ غزا نام گرفت. افسانه قابل توجه در احوالات آلمامبت ایغور آن است که هنگامی که وی در شکم مادرش بود و فهمیده بود مادرش مسلمان نیست بسیار غمگین شد و از خدا درخواست کرد که او را از شکم یک کافر به دنیا نیاورد ولی به وی گفته شد تو ماموریت بزرگی داری!
این افسانه و دیگر داستانهای مذهبی در میان ایغورها نشان دهنده نفوذ اسلام در میان آنها است. هرکسی در بازارهای آسیای میانه قدم بزند با مردمی صمیمی و زنان محجبه ای روبرو می شود که در مغازه شان مشغول خواندن قرآن هستند. آنها کسانی جز مسلمانان ایغوری نیستند.
http://kyrgyzstan.persianblog.ir/منبع :
گناهان -6
آثار زنا در روايات
1 ـ در روايتى امام باقر (عليه السلام) براى زنا شش اثر ذكر كرده اند : سه در دنيا و سه در آخرت ، اما آثار دنيايى : از بين رفتن آبرو ، كم شدن رزق ، نزديك كردن مرگ . اما آثار آخرتى : غضب حق ، سختى در حساب ، دخول در جهنم و خلود در آن.
2 ـ و نيز فرمود :« كسى كه با زن مسلمان ، يا يهودى يا نصرانى يا مجوسى ، آزاد يا كنيز زنا كند و توبه نكرده ، با اصرار بر اين عمل از دنيا برود ، خداى متعال در قبرش سيصد در از عذاب باز مى كند كه از هر در مارها و عقرب ها و افعى هايى از آتش بيرون مى آيد و تا روز قيامت مى سوزد .
3 ـ از قول امير مؤمنان (عليه السلام) نيز نقل شده است كه فرمود :« در قيامت به دستور خدا بوى متعفنى وزيده مى شود كه تمام اهل محشر ناراحت مى شوند ، در حدى كه تنفس بر آنها سخت مى گردد ، منادى ندا مى دهد : مى دانيد اين بوى متعفن از چيست ؟ مى گويند : نه ، ولى سخت ناراحتيم ; مى گويد : اين بوى زناكاران است كه بدون توبه از دنيا رفته اند ، پس آنها را لعنت كنيد كه خدا لعنتشان كرده است ، نمى ماند در محشر كسى ، مگر اينكه آنان را نفرين كرده و از خدا مى خواهند زناكاران را لعنت كند .
4 ـ رسول خدا (صلى الله عليه وآله) خطاب به امير مؤمنان (عليه السلام) فرمود :« اى على ! زنا شش پيامد دارد : سه در دنيا و سه در آخرت . پيامدهاى دنيايش اين است كه : 1 ـ آبرو را مى برد . 2 ـ مرگ را شتاب مى بخشد . 3 ـ روزى را قطع مى كند . و پيامدهاى آن در آخرت عبارت است از : 1 ـ سختى در حساب رسى 2 ـ خشم خداى رحمان 3 ـ جاودانگى در آتش .
5 ـ قال الصادق (عليه السلام) :الذُّنُوبُ الَّتِى تَحْبِسُ الرِّزْقَ الزِّنا. « از گناهانى كه جلوى روزى را مى گيرد زناست » .
6 ـ قال على (عليه السلام) :الزِّنا يُورِثُ الْفَقْرَ . « زنا فقر را به بار مى آورد » .
7 ـ قال الصادق (عليه السلام) :
مَنْ وَطِىءَ فُرُشَ امْرِء مُسْلِم وُطِىءَ فِراشُهُ ،كَما تَدِينُ تُدانُ. « كسى كه به همسر مرد مسلمانى خيانت كند به همسرش خيانت كنند ، به هر دستى بدهى از همان دست پس مى گيرى » .
برگرفته از کتاب بر بال اندیشه

دعای ماءثور وغیر ماءثوره
برخى از ادعيه از زبان پاك معصومين (عليهم السلام ) از طريق كتب حديث به ما رسيده است ، به گونه يى كه الفاظ و محتواى آنها از غير معصوم نيست . اين دسته از دعاها را به نام ادعيه ى ماءثوره يا ادعيه ى وارده نامگذارى كرده اند، كه بعضى از آنها بايد در وقت مخصوص و محل معلومى خوانده شود، و براى بعضى ديگر زمان و مكانى تعيين نشده است .
دسته يى ديگر، مطلق دعا و نيايش را مى گويند، كه آدمى بر زبان مى راند و بنا به نياز خود، حديث نفس خويش را مى گويد، و در حقيقت ، خود دعاهايى را خلق مى كند، نه اينكه از دعاهاى وارده سود و آنها را نقل كند. اين دسته از دعاها را ادعيه ى مطلق يا دعاهاى غير وارده مى نامند.
تارک الصلوات کیست؟
1- کسی که اصلا نماز نخواند.
2- کسی که باطل وغلط می خواند.
3- کسی که در نماز به تکلیف خود عمل نمی کند؛ موارد وضو، تیمم و شکیات را رعایت نمی کند.
4- کس که نماز در ذمه دارد وبدون وصیت بر آن از دنیا می رود.
شخصى به پيغمبر صلى الله عليه و آله عرض كرد:
فلانى به ناموس همسايه (خائنانه ) نگاه مى كند و اگر امكان آن را داشته باشد از اعمال خلاف عفت نيز پروا ندارد.
رسول خدا صلى الله عليه و آله از اين قضيه سخت بر آشفت و فرمود:
- او را نزد من بياوريد!
شخص ديگرى گفت :
او از پيروان شما مى باشد و از كسانى است كه به ولايت شما و ولايت على عليه السلام معتقد است و نيز از دشمنان شما بيزار است .
پيغمبر گرامى صلى الله عليه و آله فرمود:
نگو او از پيروان شما است ، زيرا كه اين سخن دروغ است . چون پيروان ما كسانى هستند كه پيرو ما بوده و عملشان همانند عمل ما مى باشد.
ولى آنچه درباره اين مرد گفتى از اعمال و كردار ما نيست.(بحار، ج 68، ص 155.)
كيفر گناهان -5
فلسفه تحريم زنا
1ـ پيدايش هرج و مرج در نظام خانواده و از ميان رفتن رابطه فرزندان و پدران . امير مؤمنان (عليه السلام) در مورد فلسفه تحريم زنا فرموده است : « خداى متعال زنا را براى حفظ اصل و نسب و لواط را براى زياد شدن نسل حرام كرده است » .همچنين از امام رضا (عليه السلام) نقل شده است كه فرمود : « علت تحريم زنا مفاسدى مانند : قتل نفس ، از بين رفتن اصل و نسب ، ترك تربيت كودكان ، تباه شدن موضوع ارث و ميراث ، كه در آن وجود دارد مى باشد » .
2ـ اين عمل ننگين سبب انواع برخوردها و كشمكش هاى فردى و اجتماعى در ميان هوسبازان است .
3ـ علم و تجربه نشان داده است كه اين عمل زشت سبب بيمارى هاى فراوانى است .
4ـ شيوع عمل منافى با عفت مهمترين عامل و از موانع بزرگ ازدواج و تشكيل خانواده به شمار مى رود . نبايد فراموش كرد كه تنها فلسفه ازدواج اشباع غريزه جنسى نيست ; بلكه اشتراك در تشكيل زندگى ، انس روحى و آرامش روانى و تربيت فرزندان و همكارى در تمام زمينه هاى زندگى از آثار ازدواج است كه در صورت عدم تحريم زنا ، انسان از اين مواهب الهى محروم مى ماند .
برگرفته از کتاب بر بال اندیشه

درود ملايك بر صلوات فرستنده
رسول خدا صلى الله عليه و آله - فرمود كه : حق تعالى ، ملكى آفريده است كه دو بال دارد: يكى در مشرق است و ديگرى در مغرب ، و پاى او در زمين هفتم است ، و سر او در زير عرش ؛ و براى آن ملك ، پرها است به عدد همه خلايق ، از انس و جن و حيوانات صحرايى و دريايى و به عدد انفاس ايشان ، و به شمار قطرات باران و برگ درختان و ستاره هاى آسمان و ريگ هاى بيابان ؛ و چون يكى از امت من بر من صلوات فرستد، چون تعالى به آن فرشته امر فرمايد كه در نهر نور - كه درياى است زير عرش - غوطه خورد و بيرون آيد، و خود را بفشاراند؛ و از هر پر وى ، قطره اى فرو ريزد؛ و حق تعالى ، آن قطره را ملكى گرداند، و جميع آنها را امر فرمايد كه تا روز قيامت براى آن بنده استغفار كند.
برگرفته شده از : شرح و فضايل ، ص 82.

... «يك شب پنج شنبه در فصل زمستان كه هوا بسيار سرد بود و برف زيادى در حدود نيم متر روى زمين را پوشانده بود، توى اتاق نشسته بودم. ناگاه يادم آمد كه امشب شيخ محمّد تقى بافقى(رحمه الله) به مسجد جمكران مشرف مى شود، امّا با خود گفتم كه شايد ايشان به واسطه اين هواى سرد و برف زياد، برنامه امشب جمكران را تعطيل كرده باشند، ولى دلم طاقت نياورد و به طرف منزل شيخ راه افتادم. او در منزل نبود; در مدرسه هم نبود. به هر كس كه مى رسيدم، سراغ ايشان را مى گرفتم تا اين كه به «ميدان مير» كه سر راه جمكران است، رسيدم. در آن جا به نانوايى رفتم كه نانوا از من پرسيد: چرا مضطربى؟ ...
ادامه مطلب
كيفر گناهان -4
زنا
درباره اين عمل خطرناك در قرآن مى خوانيم : وَالَّذِينَ لاَ يَدْعُونَ مَعَ اللهَ إِلهاً آخَرَ وَلاَ يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِى حَرَّمَ اللهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَلاَ يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذلِكَ يَلْقَ أَثَاماً * يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَاناً .
« و آنان كه معبود ديگرى را با خدا نمى پرستند ، و كسى را كه خدا خونش را حرام كرده است ، جز به حق نمى كشند ، و زنا نمى كنند ; و كسى كه اين اعمال را مرتكب شود به كيفر سختى برسد . * روز قيامت عذابش دو چندان شود ، و در آن با خوارى و سرشكستگى جاودانه ماند » .
نكته مهمى كه در اين آيه شريفه مطرح است اين است كه خداى متعال مى فرمايد : كسانى كه مرتكب اين گناهان من جمله « زنا » شوند ، در قيامت عذاب و مجازاتشان مضاعف است . در اينجا دو سؤال پيش مى آيد : نخست اينكه چرا عذاب اين گونه افراد مضاعف است ؟ و چرا به اندازه گناهشان مجازات نمى شوند ؟ و آيا اين با عدالت سازگار است ؟ دوم اينكه در اينجا سخن از خلود و جاويدان ماندن در عذاب است ، در حالى كه مى دانيم خلود تنها به كفار مربوط است و از سه گناهى كه در آيه شريفه مطرح است تنها گناه اول كفر است ; اما درباره قتل نفس و زنا چرا خلود مطرح شده است ؟.مفسران در پاسخ سؤال اول مى فرمايند : گاه يك گناه سرچشمه گناهان ديگراست ، مانند كفر كه سبب ترك واجبات و انجام محرمات مى گردد ; اما در مورد زنا مضاعف بودن مجازات و عذاب فردى كه مرتكب آن شده است را مى توان به آثار اجتماعى آن سوق داد . گرچه شخص زناكار يك گناه مرتكب شده است ; اما از آنجا كه اين گناه اثر مستقيمى در بروز آثار شوم و خطرناك اجتماعى دارد و زمينه بروز گناهان ديگر مى شود ، مجازاتش دو برابر است .
ادامه مطلب
درباره ولايت ائمه اثنى عشر(عليهم السلام) و حكومت عدل حضرت مهدى(عليه السلام) و جهان گير شدن اسلام به كدام آيه از قرآن كريم مى توان استشهاد نمود؟
ادامه مطلب
از آداب قلبى عبادت -1
پيرامون آداب اوقات نماز آورده اند كه : آداب قلبيه اوقات آن است كه خود را مهيا كنى براى ورود به حضور مالك دنيا و آخرت و مخاطبه و مكالمه با حضرت حق جلّ و علا ، پس با نظرى توجه به ضعف و بيچارگى و ذلت و بى نوايى خود كن و با عظمت و بزرگى و جلال و كبرياى ذات مقدس جلّت عظمته كه انبياى مرسلين و ملائكه مقربين در بارگاه عظمتش از خود بى خود شوند و اعتراف به عجز و مسكنت و ذلت كنند و چون اين نظر را كردى و به دل فهماندى ، دل استشعار و احساس خوف كند و خود و عبادات خود را ناچيز شمارد و با نظرى توجه به سعه رحمت و كمال عطوفت و احاطه رحمانيت آن ذات مقدس كن كه بنده ضعيفى را به بارگاه قدس خود با همه آلودگى و بيچاره گى كه دارد بار داده و او را با همه تشريفات فرو فرستادن فرشتگان و نازل نمودن كتاب هاى آسمانى و فرستادن انبياى مرسلين دعوت به مجلس انس خود نموده بدون اين كه سابقه لياقت و استعدادى از براى ممكن الوجود بيچاره باشد ، يا در اين دعوت و حضور براى حضرتش ـ نعوذ بالله ـ يا ملائكة الله و انبيا سودى تصور بشود .
بر گرفته از کتاب جلوه های رحمت الهی استاد حسین انصاریان

كيفر گناهان -3
علل و عوامل تحريم مفاسد جنسى
مهمترين علت تحريم مفاسد جنسى ، متلاشى شدن نقطه لذّت انسان است . توضيح اينكه براى هر انسانى در خور خواسته هاى درونى ، نقطه اوجى براى لذت درونش قرار داده شده است ، به عنوان مثال اگر كسى با يك منزل كوچك به اوج لذّت مى رسد و ديگرى با ساختمانى مرتفع ، هر دو از نظر لذّت در يك سطح قرار دارند و نقطه اوج لذّتشان يكى است . با توجه به اين مثال در مورد غريزه جنسى اگر قرار باشد حد و مرزى در كار نباشد ، شخصى كه با ازدواج با يك دختر متوسط از نظر زيبايى به اوج لذّت مى رسيد ، با آزادى بى قيد و شرط نقطه لذّتش به هم مى خورد و ديگر از چنين همسرى به اوج لذّت نمى رسد . اين نكته داراى ريشه هاى عقلى و فلسفى است كه در اين مقال فرصت بررسى تمام جوانب آن نيست ، بنابراين خوانندگان محترم را به فكر و مراجعه به تفاسير قرآن كريم ارجاع مى دهيم . تنها در اين قسمت به اين نكته اشاره مى كنيم كه به هم پاشيدن نقطه اوج لذّت انسان ، داراى خسارات جبران ناپذيرى است كه مى توان مهمترين آن را با هرج و مرج و تبديل زندگى انسان به جنگل حيوانات برشمرد . شاهد نكته فوق زندگى غريبان و غرب گرايان است كه بر هيچ انسان با انصافى پوشيده نيست . با توجه به آنچه ذكر شد اينك توجه شما را به كيفر گناهان سه گانه مورد بحث جلب مى كنيم .
برگرفته از کتاب بر بال اندیشه
درجه پاداش پيروى از خدا و رسول
شخصى به حضور رسول خدا(ص ) آمد و گفت : اى رسول خدا!! تو در نزد من محبوبتر از خودم ، و محبوبتر از فرزندانم هستى ، هر گاه در خانه ام هستم ، ياد تو از آشيانه قلبم نمى رود، تا از خانه بيرون آيم و تو را زيارت كنم ، ولى وقتى كه به ياد مرگ مى افتم با خود مى گويم من پس از مرگ (فرضا اگر) وارد بهشت شوم ، تو را نمى بينم زيرا مقام تو بسيار ارجمند است ، و با پيامبران در درجات بالاى بهشت هستيد (از اين رو اندوهگين هستم كه بعد از مرگ ترا نمى بينم ) و اگر اهل جهنم باشم كه تكليفم روشن است .
رسول خدا (ص ) سخنى نگفت هماندم جبرئيل نازل گرديد و آيه (69 نساء) را نازل كرد:
و من يطع الله و الرسول فاولئك مع الذين انعم الله عليهم من النبيين و الصديقين و الشهداء و الصالحين و حسن اولئك رفيقا.
:((و كسى كه از خدا و پيامبر(ص ) اطاعت كند، در قيامت همنشين كسانى خواهد بود كه خداوند نعمتش را بر آنها تمام كرده است (يعنى همنشين ) پيامبران ، و صديقان و شهيدان و صالحان خواهد شد و آنها رفيقهاى خوبى هستند.))
به اين ترتيب در مى يابيم كه مسلمان مخلص مى تواند با پيمودن درجات عالى ايمان و عمل ، به مقامى برسد كه در بهشت همنشين پيامبران گردد.

بمناسبت سالروز وفات اصوه صبر ومقاومت وپیام رسان نهضت عاشورا حضرت زینب کبری (س)
حضرت زينب كبرى عليها السلام
چه قدر شيعيان بايد افتخار كنند. ما چه بزرگانى داريم ! مكتب ما چه برجسته هائى دارد. امروز توسل من به عمه امام زمان عليه السلام است ؛ زينب كبرى عليها السلام . خانمى كه شفاعتش در همه جا موجود است . خانمى كه اگر كسى گيرندگى داشته باشد، شفاعتش مثل برق است . عنايت فرموديد! مى گويند: يك خانمى به صورت ظاهر برادرهايش را كشتند. بچه هايش را كشتند. تمام اعوانش را كشتند. آن پليد هم در اريكه قدرت تكيه زده و خون از تيغ او مى بارد. اما دختر اميرالمؤ منين قامت برافراشت ، فرياد بر سرش زد كه تاريخ اين جمله را حفظ كرده علماى تسنن هم ضبط كردند. فرمود: (انى لاءستصغرك ) يقين بدان كه من تو را كوچك مى شمارم .
ادامه مطلب


كيفر گناهان -2
سركوب كردن غرايز
نكته مهم ديگرى كه لازم به ذكر است اين است كه اسلام هرگز با سركوب كردن غريزه جنسى موافق نيست و در راه استفاده صحيح از آن تأكيد كرده است . آنچه در مورد برخورد با اين غريزه نيرومند مطرح است و اسلام با آن مخالفت شديد خود را اعلام كرده است بهره بردارى غير مجاز از اين نعمت الهى است . اگر اسلام زنا ، استمناء و لواط و . . . را حرام كرده است در مقابل ، تمام دختران و پسران جوان را به ازدواج ( دائم يا موقت ) دعوت كرده است . اين همه تأكيد و پافشارى بر تشكيل خانواده و ازدواج نشانه اهميّتى است كه اسلام براى اين غريزه ارزشمند قايل شده است .اسلام جوانى كه عذب است و تن به ازدواج نداده را از نظر دينى شخص ناقصى معرفى كرده و در مقابل ، كسى را كه به امور مقدس ازدواج پرداخته از نظر دينى كامل دانسته است . اسلام نماز جوان مجرد را با نماز جوان متأهل برابر نمى داند و خلاصه اسلام احترامى را كه براى جوان متأهل قايل است هرگز براى شخص مجرد قايل نيست . اين همه ، نشانه اهميّت و ارزش غريزه جنسى در نگاه اسلام مى باشد . برگرفته از کتاب بر بال اندیشه
دو نكته از كلام خدا
1-در سوره طه خداوند متعال ، نعمتهاى مادّى دنيا را به عنوان ((زَهْرَه )) ياد مى كند در آنجا مى فرمايد: (وَ لا تَمُدَّنَ عَيْنَيْكَ اِلى ما مَتَّعْنا بِهِ اَزْواجاً مِنْهُمْ زَهْرَةَالْحَيوةِ الدُّنْيا لِنَفْتِنَهُمْ فيهِ وَ رِزْقُ رَبِّكَ خَيْرٌ وَ اَبْقى .) (1)
:(اى رسول ما! چشمان خود را به نعمتهاى مادّى ، كه به گروههائى از آنان داده ايم ، ميفكن ، اينها شكوفه هاى زندگى دنياست ؛ تا آنان را آزمايش كنيم ؛ و روزى پروردگارت ، بهتر و پايدارت است .)
((زَهْرَه )) در لغت ، به معناى شكوفه است و تازگى شكوفه ، از دو سه روزى بيش نباشد. انسان به آن چند روزى كه شكوفه نشاط و خرمى دارد، خوشحال مى شود و بقول معروف : ((گل همين چند روز و شش باشد.))، بعد تدريجاً پژمرده شده و از بين مى رود. همچنين است ، مال دنيا، چند روز انسان به زرق و برق آن دلخوش مى شود، ولى با عوامل متعددى ، از دست مى رود، در نهايت يا كهنه مى شود و يا بديگرى منتقل مى گردد.
2- ابوطالب مكّى در كتاب قوة القلوب مى گويد: باريتعالى در آيه مباركه : (يا اَيُّها الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيبّاتِ وَاعْمَلُوا صالِحاً اِنّى بِما تَعْمَلُونَ عَليمٌ.)(2):(اى رسولان ما! از غذاهاى پاكيزه حلال ميل كنيد و عمل صالح انجام دهيد كه من به آنچه مى كنيد، آگاهم .)
خداوند متعال ، ((اكل طيّب )) را بر ((عمل صالح )) مقدم داشته است ؛ زيرا كه عمل صالح ، نتيجه خوردن غذاهاى حلال و پاكيزه مى باشد، و خواجه عبدالله انصارى مى گويد: ((لقمه ، تخم عمل است و عمل ، ميوه آن تخم ، هر چند تخم ، پاكيزه تر باشد، ميوه آن بهتر و پاكيزه تر خواهد بود.))

داستان تو به عیاض
فُضَيل بن عياض(1) مردى است كه در ابتدا دزد و شخص فاسقى بود او در كار خويش ، چنان اقتدارى داشت كه فاصله ابيورد و سرخس را ناامن كرده بود. امّا با همه آلودگى ها چون ذاتاً شايستگى داشت ، در اثر تحولات درونى ،تمام گناهان را كنار گذاشت ، توبه واقعى كرده و يكى از بزرگان عرفاء شد و تعدادى انسان صالح تربيت كرد.
در مورد علت توبه او نوشته اند كه وى ، در همان ايام جهالت ، عاشق دخترى شد و نيمه شب به قصد ربودن او هنگامى كه از ديوار خانه دختر، بالا رفت ، و بالاى ديوار قرار گرفت ، اتفاقاًصداى قرآن بگوشش رسيد كه در همسايگى آنخانه قرائت مى شد، چنانكه صداى قرآن بگوش فُضَيْل مى رسيد. او وقتى دقت كرد، شنيد كه اين آيه را مى خواند: (اَلَمْ يَاْنِ لِلَّذينَ امَنُوا اَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللّهِ.): (2)آيا وقت آن نرسيده كه مدعيّان ايمان ، قلبشان براى خدا نرم و خاشع شود؟) يعنى تا كى قساوت قلب ؟ تا كى تجرّى و عصيان ؟ تا كى پشت بخدا كردن ؟ آيا وقت جدا شدن از گناهان نيست ؟ اين مرد كه اين جمله را در بالاى ديوار شنيد، گوئى به خود او وحى شد، گوئى همانجا گفت : خدايا چرا؟! وقتش رسيده است ، الان هم وقت آن است .))
از ديوار پائين آمد و بعد از آن ، دزدى ، شراب ، قمار و از تمام آلودگى ها توبه كرده و صفات زشت را كنار گذاشت . از همه بسوى خدا هجرت كرد، از همه دورى گزيد تا حدى كه براى او مقدور بود، اموال مردم را به صاحبانشان پس داد، حقوق الهى را ادا كرد و مُلقَّب به ((شيخ الحَرَم )) گرديد. (3)
1- فضيل بن عياض ابن مسعود (105 - 187) عارف و زاهد معروف است او اصالتاً اهل طالقان است . در سمرقند ولادت يافت و سپس به منظور كسب حديث به كوفه رفت . وى از امام ششم (ع ) و سفيان ثورى و ديگران حديث شنيد و فضيل بيش از هشتاد سال عمر كرده و در شهر مكّه درگذشت و همان جا مدفون شد. از وى سخنانى پندآميز در كتابهاى صوفيه نقل شده است ؛ و همچنين شيخ طوسى از وى ضمن اصحاب امام ششم نام برده است .
2 -حديد / 16.
-3 رجال طوسى ، ص 269 و فيات الاعيان ، 3 / 315
كيفر گناهان -1
قبل از آنكه به كيفر گناهان سه گانه « زنا » و « لواط » و « مساحقه » اشاره شود توجه شما را به مقدمه اى جلب مى نماييم :وجود مبارك حضرت حق در وجود انسان غرايزى قرار داده است كه در چرخش چرخ زندگى شخصى و اجتماعى او نقش مهمى را ايفا مى كند . از آنجا كه انسان يك موجود اجتماعى است و زندگى روزمرّه اش بدون ارتباط با هم نوعان امكان پذير نيست ، اين غرايز مورد نظر به طور معجزه آسايى او را در زندگى بهتر ، يارى مى كند . بدون ترديد انسانِ بدون غريزه و تمايلات درونى در مسير زندگى خود به مشكلات و معضلات سختى دچار مى شود و هرگز به بهرهورى صحيح از زندگى موفق نمى شود .یكى از نيرومندترين غرايز درونى انسان « غريزه جنسى » است كه در نوع زندگى بشر و چگونگى آن دخالت مستقيمى دارد . از آنجا كه انسان يك موجود لذّت گراست و به طور كلى نمى تواند از امور لذّت انگيز متنفر باشد ، خداى متعال اين غريزه را در وجود او به امانت گذاشت . از ثمرات مهم اين غريزه بقاى نسل بشر ، آرامش و آسايش و بهره بردارى از لذايذ صحيح انسانى است .با توجه به آنچه ذكر شد اگر اين غريزه و غرايز ديگرى كه در وجود انسان نهفته شده است به تعديل در نيايد ; به طور قطع او را دچار خسارت هاى جبران ناپذيرى مى نمايد . تحريك يا تعطيل اين غريزه و ساير غرايز درونى بشر ، مايه ركود و سقوط حتمى او را فراهم مى آورد و زندگى شخصى و اجتماعيش را به جهنمى از اضطراب و وحشت تبديل مى نمايد . در روايات رسيده تصرح شده است كه پيروى بى چون و چراى از غرايز درونى و نفس اماره ، ارزش و قيمت انسان را از بين مى برد . از وجود مبارك امير عارفان حضرت على (عليه السلام)پرسيدند كه : آيا انسان بهتر است يا ملائكه ؟ حضرت فرمود :إنَّ اللهَ عزّوجلّ ركَّبَ فىِ الْمَلائكةِ عَقْلاً بِلا شَهْوَة وَركَّبَ فىِ الْبَهائِمِ شَهْوَةً بَلا عَقْل وَرَكَّبَ فىِ بَنى آدَمَ كِلْتَيْهِما ، فَمَنْ غَلَبَ عَقْلُهُ شَهْوَتَهُ فَهُوَ خَيْرٌ مِنَ الْمَلائِكَةِ وَمَنْ غَلَبَ شَهْوَتُهُ عَقْلَهُ فَهُوَ شَرٌّ مِنَ الْبَهائِمِ [بحار الانوار : 57/299 ، باب 39 ، حديث 5] .« خداى متعال در فرشتگان فقط عقل را نهاده است بدون شهوت و در حيوانات شهوات را بدون عقل و در فرزندان آدم هر دو را ( عقل و شهوت ) نهاده است . پس كسى كه عقلش بر شهوتش غالب شود از فرشتگان بهتر است ، و كسى كه شهوتش بر عقلش چيره شود ازحيوانات بدتر است » . برگرفته از کتاب بر بال اندیشه

پرهيز از جايگاه تهمت
امام علی (ع) : من وضع نفسه مواضع التهمه فلايلومن من اءساء به الظن - ح159
كسى كه خود را در معرض بد نامى و جايگاه تهمت قرار مى دهد،نبايد كسى را كه به او گمان بد مى برد، ملامت كند.
يكى از دستورهاى اسلامى اين است كه : مسلمان مؤ من نبايد فقط به اين كه كار بد نمى كند و حرف بد نمى زند، راضى و خشنود باشد. بلكه بايد از شنيدن حرف بد و ديدن كار بد نيز خوددارى كند. يعنى اگر در مكانى ، عده يى ، سخنان را بشنود. يا اگر در جايى كارهاى گناه آلود انجام شود، نبايد در آنجا درنگ كند.
امام عليه السلام نيز، بر اساس همين دستور اسلامى ، شيعيان خود را راهنمايى فرموده است . طبق فرمايش امام (ع ): مسلمان مؤ من ، نبايد به جاهايى برود، كه در آنها، كارهاى زشت و گناه آلود انجام مى گيرد. مثلا هرگز نبايد به قمارخانه يا مشروب فروشى برود. زيرا با رفتن به چنين مكانهايى ، به جايگاه تهمت قدم مى نهد و خود را در معرض بد نامى قرار مى دهد. يعنى هر چند هم كه خود او، اهل قمار و مشروب نباشد، وقتى در چنان مكانهايى ديده شود، مورد بد گمانى قرار خواهد گرفت . و ديگران كه از باطن او خبر ندارند، ممكن است تصور كنند كه او نيز اهل قمار و مشروب است و به اين ترتيب ، به او تهمت قمار بازى و ميگسارى بزنند.
روشن است كه اگر چنين وضعى پيش بيايد، كسى كه مورد تهمت قرار گرفته ، نبايد كسانى را كه به او بد گمان شده و تهمت زده اند، ملامت كند. زيرا، تقصير از خود اوست ، كه با قدم گذاشتن به چنان مكانهايى ، در دل ديگران ، نسبت به خود بد گمانى ايجاد كرده است .
سيزدهم رجب ميلاد مولود کعبه مولاى متقيان ، حضرت امام على (ع)
|
از كعبه حق بانك جلى مى آيد |
|
او اى خوش لم يزلى مى آيد |
|
بشنو كه سروش وحى حق مى گويد |
|
آغوش گشائيد على عليه السلام مى آيد |
لحظه ها لحظه هاى غروب بود و روشنى روز كم كم داشت جاى خودش را به شب مى داد. كعبه خانه خدا و خانه مردم با شكوه ويژه خود و با گيرايى خاص ، مردم را به سوى خود مى خواند. روز جمعه بود و سيزدهم ماه رجب .
گروهى در اطراف كعبه بودند، و در جمع آنان زنى بى تابانه دست در پرده كعبه انداخته بود. اشك بر چهره اش راه مى كشيد و با خدايش راز و نياز مى كرد.
زن حامله بود و از خدا مى خواست كه وضع حملش را اسان و كودكش را تندرست بگرداند.
مردم ، اندك اندك مى رفتند. اما از مشتاقان كعبه ، هنوز هم گروهى در طواف بودند. همه ، در خود بودند و با خدايشان راز و نياز داشتند، كه به ناگاه تنى چند از مردم ، فريادى از وحشت و حيرت براورند، و برجاى خود، خشكشان زد!
مگر آنها چه ديده بودند كه چنان سراسيمه و وحشتزده به زمين ميخكوب شدند؟
ادامه مطلب

امام علی (ع):
اءعمال العباد فى عجلهم ، نصيب اءعينهم فى آجلهم - ح7
كارهايى كه بندگان در اين دنيا انجام ميدهند، روز قيامت ، در برابر چشمهايشان خواهد بود.
دستگاههاى راديو و تلويزيونى كه به دست بشر ساخته شده ، صدا و گفتار، و حركات و اعمال آدمى را كه چند سال پيش ضبط شده ، پس از گذشت سالها دوباره پخش مى كنند، و دوباره عين همان حرفها و حركات را جلوى چشم ما مجسم مى سازند. فيلمى كه از اعمال و حركات كسى ضبط شد، تا سالهاى سال ، حتى تا وقتى كه دنيا وجود دارد، مى تواند باقى بماند. چون به فرض اينكه يك فيلم رو به كهنگى و خرابى برود، مى تواند تصوير و صداى آن را روى فيلم ديگرى ضبط كرد و به اين ترتيب ، براى ، هميشه آن تصوير و صدا را نگهدارى كرد.
وقتى بشر كه مخلوق خداوند است ، توانسته چنين دستگاهى بسازد، به سادگى مى توان فهميد كه خداوند متعال ، در دستگاه عظيم آفرينش خود، چه دستگاههاى عجيب و دقيقى براى ضبط و نگهدارى اعمال انسان ، خلق كرده است .
آرى ، دستگاههاى گيرنده و فرستنده و نگهدارنده جهان آفرينش ، چنان عظيم و دقيق و حساس است كه كوچكترين اعمال و كردار انسانها را ضبط مى كند و حساب يكايك كارها و كلمه به كلمه حرفها را نگاه ميدارد.
امام عليه السلام ، درباره اين دستگاه عظيم ، چنين خبر مى دهد كه : هر كارى كه بندگان ، در دنيا انجام مى دهند، خداوند با تمام جزئياتش ضبط و حفظ مى كند. و در روز قيامت ، تمام آن كارها را، كه در نامه عمل هركس محفوظ مانده است ، جلوى چشم بندگان مجسم مى سازد، و بدانند كه خداوند، هر كس را، به - نسبت اعمال نيك و يا بدش ، پاداش يا كيفر مى دهد.
و در آن روز، سخت ترين عذابها، براى كسانى است كه كارهاى بدى كه در اين دنيا انجام داده اند، در آن دنيا مقابل چشمشان مجسم مى شود.


اعمال ایام البیض،شب وروزنیمه رجب و عمل ام داود
بدانكه مستحبّ است در هريك از ماه رجب وشعبان ورمضان آنكه در شب سيزدهم دو ركعت نماز بگذارند درهر ركعت حمد يك مرتبه و يس و تَبارَكَ المُلْكُ و توحيد بخوانند .
در شب چهاردهم چهار ركعت به دو سلام به همين كيفيّت . درشب پانزدهم شش ركعت به سه سلام به همين كيفيّت از حضرت صادق عليه السلام مرويست كه هر كه چنين كند جميع فضيلت اين سه ماه را دريابد و جميع گناهانش غير از شرك آمرزيده شود.
روز سيزدهم اوّل ايّام البيض است و ثواب بسيارى براى روزه اين روز و دو روز بعد وارد شده و اگر كسى خواهد عمل اُمّ داوُد بجا آورد بايد اين روز را روزه بگيرد و در اين روز بنا بر مشهور بعد از سى سال از عام الفيل ولادت با سعادت حضرت امير المؤ منين عليه السلام در ميان كعبه مُعَظَّمه واقع شده است
ادامه مطلب
اولین مسلمان
از على عليه السلام نقل شده كه مى فرمود: من بنده خدا و برادر رسول خدايم من صديق اكبرم ، به غير از من هر كس اين دعا را بكند دروغگو و افتراگر است ، هفت سال پيش از مردم با رسول خدا نماز خواندم .
ابن عباس ميگفت : اولين كسى كه با پيغمبر نماز خواند على بود، جابر بن عبدالله مى گفت : رسول خدا روز دوشنبه مبعوث شد و على روز سه شنبه با او نماز خواند، زيدبن ارقم ميگفت : على اولين مسلمان است . مدرك كتاب الكامل ج 2 ص 37.
((على عليه السلام شش ساله بود كه رسول خدا او را بخانه خود برد و مانند يگانه پسر خانواده زير تربيت خود قرار داده تمام اخلاق و روحيات خود را در مدت چهار و پنج سال به او منتقل ساخت ، خود آن حضرت در خطبه قاصعه ميفرمايد: وضعنى فى حجره و انا ولد يضمنى الى صدره و يكنفنى فى فراشه و يمسنى جسده : مرا در آغوش خود قرار مى داد در حالى كه من پسر بچه بودم بسينه خود مى چسباند، در بستر خود مرا جا ميداد بدن شريف خود را در تماس من قرار ميداد.))
((با اين وضع نارسا است اگر بگوييم : على ايمان آورد چون كافر نبود كه ايمان بياورد، بلكه از اول مؤمن بود، خود حضرت در خطبه چهارم نهج البلاغه ميفرمايد: ما شككت فى الحق مذاريته در حق شك نكردم از روى كه آنرا بمن نشان دادند - ع ))
عبداله بن عباس كه بخاطر وسعت علم و اطلاعاتش به ((حبر الامه ))معروف و از شاگردان و ارادتمندان امير المومنين عليه السلام ، مادرش لبابه كبرى بود، موقعى كه رسول خدا و بنى هاشم در شعب ابوطالب محصور بودند بدنيا آمد، موقع وفات رسول خدا سيزده سال داشت و بقولى پانزده سال ، در سال 68 هجرى در طائف از دنيا رفت .
جابر بن عبداله انصارى از طائفه خزرج و يكى از بزرگان اصحاب رسول خدا و از دوستداران خاندان عصمت و طهارت بود، خدمت على عليه السلام و امام حسن و امام حسين و امام زين العابدين و امام باقر عليهم السلام را درك نمود، 94 سال در دنيا عمر كرد، بسال 74 يا 77 وفات يافت . زيد بن ارقم از طائفه خزرج و از سابقين در اسلام است ، در اكثر غزوات رسول اكرم شركت داشت ، وى از علاقمندان على عليه السلام بود و در جنگ صفين شركت كرد، بعدا ساكن كوفه شد و در آنجا خانه بنا نمود تا در سال 68 در زمان مختار از دنيا رفت .

در دوستى و دشمنى اندازه نگهدار
امام علی (ع) : احبب حبيبك هونا ما، عسى أن يكون بغيضك يوما ما، و أبغضك هونا ما، عسى أن يكون حبيبك يوماما -ح /268
ترجمه
:در دوستى با دوست خود اندازه نگهدار، بخاطر آنكه شايد روزى با تو دشمن شود،
و در دشمنى با دشمن خود اندازه نگهدار، بخاطر آنكه شايد او نيز، شايد با تو دوست شود.
شرح
:در دوستى و دشمنى نيز، همچون مسائل ديگر، بايد ميانه روى كرد و اندازه نگهداشت. چون زياده روى در دشمنى و يا دوستى نيز، ممكن است زيانهائى متوجه ما سازد، كه ديگر قابل جبران نباشد.
وقتى با كسى دوست ميشويم، نبايد در معاشرت با او آنقدر زياده روى كنيم، كه بيش از اندازه به حريم زندگى ما نزديك شود، و تمام اسرار ما را بداند. زيرا ممكن است روزى بين ما اخلافى پيدا شود و آن دوست، بصورت دشمن ما درآيد. درانصورت، او، چون تمام اسرار ما را ميداند و از آنچه در حريم خانواده ما ميگذرد آگاه است، ميتواند از دانستههاى خود، بر ضد ما سؤ استفاده كند، و ضربههايى به ما بزند، كه ديگر قابل جبران نباشد.
در دشمنى نيز بايد ميانه روى باشيم و اندازه نگه داريم. يعنى نبايد دشمن را آنقدر اذيت و آزار كنيم، و آنقدر دربارهاش سخنان زشت و زننده بگوئم، كه اگر روزى بايكديگر دوست شديم، به خاطر كارها و حرفهاى خود، شرمنده و خجل باشيم.

رياكار
چادرنشينى مسلمان بشهر آمد داخل مسجد شد، ديد مردى با خشوع نماز ميگذارد. توجهش به وى معطوف گرديد. پس از نماز به او گفت چه خوب نماز ميخواندى ، جواب داد علاوه بر نماز، روزه هم دارم و اجر نمازگزار صائم دو برابر نمازگزار غير صائم است . مرد اعرابى كه مجذوب او شده بود گفت در شهر كارى دارم كه بايد آنرا انجام دهم ، بر من منت بگذار و قبول كن كه شترم را نزد شما بگذارم تا بروم و برگردم . او پذيرفت و چادرنشين با اطمينان خاطر شتر را به وى سپرد و از پى كار خود رفت . نمازگزار رياكار با دور شدن اعرابى بر شتر نشست و با سرعت آن محل را ترك گفت . پس از ساعتى مرد چادرنشين برگشت ولى نه از نمازگزار اثرى ديد و نه از شتر. در اطراف و نواحى مسجد جستجو كرد، نتيجه اى نگرفت . بيچاره سخت ناراحت و متاءثر گرديد و يك شعر گفت كه مفادش اين بود: نمازش بشگفتم آورد و روزه اش مجذوبم ساخت ، اما نمازگزار روزه دار ناقه جوانم را با سرعت راند و برد.
لئالى الاخبار، صفحه 330
خلافكارى در پوشش قرآن
شخصى از بازار يك جعبه ميوه خريده و به منزل آورده بود. وقتى آنها را بررسى كرد با كمال تعجب مشاهده كرد كه ميوه هاى دشت و قشنگ ، روى جعبه چيده شده ولى هر چقدر به پائين مى رفت ، ميوه ها كوچكتر مى شدند. وى به عنوان اعتراض ، پيش فروشنده آمده و گفت : ((آقا! مى بخشيد!! ما روى جعبه را ديده و بر اساس آن پسنديده و به اين قيمت خريده ايم امّا متاءسّفانه ! زير آن با رويش يكى نيست ، آيا اخلاقاً و شرعاً اين كار درستى است ؟))
فروشنده حيله گر، در جواب اظهار داشت : ((آقاى عزيز! شما مگر قرآن نخوانده ايد؟)) گفت : ((چطور؟)) فروشنده گفت : ((شما وقتى قرآن را باز مى كنيد، اول سوره بقره ، با 286 آيه به چشم مى خورد و هر چقدر به آخر قرآن ، نزديك مى شويم سوره ها كوچكتر شده ، تا اينكه آخرين سوره ها را، با سه و يا چهار آيه ، مشاهده مى كنيد و ما هم طبق نظم قرآن عمل كرده ايم آيا اين كار ايراد دارد؟!))
|
ميزنى خود، پشت و پا بر راستى |
|
راستى از ديگران مى خواستى ؟ |
|
حد به گردن دارى و حدّمى زنى ؟ |
|
گر يكى بايد زدن صد مى زنى ؟ |
قضاوت
ابوحمزه ثمالى از حضرت باقر عليه السلام نقل ميكند كه ايشان فرمودند در بنى اسرائيل عالمى بود ميان مردم قضاوت ميكرد. همينكه هنگام مرگش رسيد بزن خود گفت وقتى كه من مردم مرا غسل ده و كفن كن و در سرير بگذار، رويم را بپوشان بعد از فوت او زنش همانكار را كرد و رويش را پوشانيد؛ پس از مختصر زمانى روى او را باز كرد تا يك بار ديگر او را ببيند. چشمش بكرمى افتاد كه بينى شوهرش را مى خورد و قطع ميكرد خيلى ترسيد شبانگاه او را خواب ديد. گفت از ديدن كرم ترسيدى ؟ زن جواب داد بسيار ترسيدم قاضى گفت اگر ترسيدى بدان آنچه از گرفتارى بمن رسيد فقط بواسطه ميل و علاقه ام بود نسبت به برادرت . روزى باطراف مورد نزاع خود براى قضاوت پيش من آمد و من در دل ميل داشتم حق با او باشد و گفتم خدايا حق را با او قرار بده ، اتفاقا پس از محاكمه حق هم با او بود و آشكارا مشاهده كردم كه حق با برادر تست ولى آنچه تو ديدى از رنج و عذاب آن كرم بواسطه همان ميل بود كه داشتم بحقانيت برادرت در منازعه اگر چه واقع هم همانطور بود.
انوار نعمانيه ، ص 15

