تجسم اعمال
مساله تجسم اعمال يكى از اصول معارف اسلامى در باب معاد است،و آن اين است كه هر عملى كه از انسان در اين دنيا سر مىزند،دو وجهه و دو چهره دارد.شايد تعبيرى رساتر از اين نيست كه بگوييم هر عملى دو چهره دارد:يك چهره چهره دنيايى و به اصطلاح حضرات چهره ملكى،و يك چهره ديگر چهره آخرتى يا چهره ملكوتى.نه تنها اعمال انسان اينچنين است،هر چه در اين عالم هست اينچنين است.هر چه در دنيا وجود دارد دو چهرهاى است:چهرهاى دنيايى و چهرهاى غيبى و آخرتى.از چهره دنيايى امرى است فانى،زايل،از بين رونده،و از چهره آخرتى يا چهره ملكوتى امرى است باقى و زايل نشدنى،خواه عمل،عمل صالح باشد و خواه گناه باشد، عمل در مجموع جهان از بين نمىرود،در مجموع جهان هيچ چيزى معدوم نمىشود.
پيراستگى خدا
خـدايـى كه ازهر كمال ، بالاترين مرتبه اش را دارد پس از نقص ، عيب ، نياز و هرگونه فقرى پاك و منزه است و از داشتن همسر و فرزند، از زمان ، و مكان ، از طاعت و عبادت ما بى نياز است .((يا اَيُّهَا النّاسُ اَنْتُمُ الْفُقَراءُ اِلَى اللّهِ وَاللّهُ هُوَ الْغنِىُّ الْحَميدُ))
اى مردم ، شماييد كه به خدا نيازمنديد و تنها خدا بى نياز ستوده شده است .
كليساى كاتوليك سخن از ((تولد)) و فرزند داشتن خدا به ميان مى آورد:
((... مـا ايـمـان داريـم بـه خداى واحد پدر، قادر مطلق ، خالق همه چيزهاى مرئى و نامرئى و به خـداونـد واحد عيسى پسر خدا، مولود از پدر، يگانه مولودى كه از ذات پدر است ... او به خاطر مـا آدمـيـان و بـراى نـجـات مـا نـزول كـرد و مـجـسـم شـد، انسان گرديد و زحمت كشيد و روز سوم برخاست و به آسمان صعود كرد....))
در سـراسـر انـجيل درباره خداوند تعبيراتى به كار رفته است كه با همه تلاشها هيچ گونه توجيهى نمى پذيرد. در آيين برهمايى هند نيز پيدايش جهان از مبداء هستى صورت تولد و جدا شـدن مـخلوق از پيكر خالق را دارد چنانچه تار تن ، تارِ خود را دراز مى كند يا فرو مى كشد و گياهان بر زمين مى رويند و موهاى سر و تن شخص زنده مى رويد همچنان همه موجودات اين جهان از موجود بى پايان ، نشاءت مى گيرد.
حـالا بـه نـداى قـرآن تـوجـه كـنـيـد تـا بـه خداشناسى ناب و يكتاپرستى عالى اسلامى پى ببريد:
((بـِسـْمِاللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمَْ قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌَ اَللّهُ الصَّمَدَُ لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدَْ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُوا اَحَدٌ)) بـگـو او خـداى يكتاست ، خداى بى نياز، نه (فرزندى ) زاييده و نه (خود از كسى ) زاييده شده است و نه كسى همتاى اوست .

وداع با ماه خدا
روز عيد است و من مانده در اين تدبيرم
كه دهم حاصل سى روزه و ساغر گيرم
ماه مبارك رمضان يك حقيقت و باطنى دارد كه اين حقيقت در قيامت ظهور مىكند. ماه مبارك رمضان را امام سجاد(ع) عيد اولياء الله مىداند. در صحيفه سجاديه دعايى استبه نام دعاى وداع ماه مبارك رمضان.
اين وداع براى كسى است كه با ماه مبارك رمضان مانوس بوده و ماه مبارك رمضان دوست او مىباشد والا آنكه با اين ماه نبوده وداعى ندارد. انسان از دوستش و يا با كسى كه مدتى مانوس بود، خداحافظى مىكند. آنكه اصلا نمىداند چه وقت ماه مبارك رمضان آمد و چه وقتسپرى شد، چرا آمد و چرا سپرى شد، او وداعى ندارد. اما امام سجاد(ع) آخر ماه مبارك رمضان كه شد، در حد يك ضجه اين دعا را مىخواند.
رمضان بهترين بخشش خداوند
سلام بر تو اى عيد اولياء خدا
وداعى غم انگيز با يارى عزيز
ماه آزادى
ادامه مطلب
چگونه جنبه هاى منفى را سلب كنيم ؟
نكته اساسى و بسيار دقيق در به كار بردن اسم يا صفتى بـراى خدا اين است كه در آن جنبه هاى منفى و محدود كننده ، وجود نداشته باشد. اگر مى گوييم خـدا بـيناست ، واژه ديدن را در همان معناى خودش به كار مى بريم ، اما با معناى بس وسيعتر از آنچه معمولاً از اين كلمه در نظر داريم .
وقـتى گفته مى شود؛ احمد كار شما را ديد، منظور اين است كه تصويرى از كار شما در چشم او نقش بست و از راه چشم به مركز بينايى در مغز منتقل شد و از اين راه به كار شما آگاهى يافت .
حـالا فـرض كـنـيـد احـمـد كور باشد، فورى مى گوييد: احمد كه كور است و نمى تواند ببيند. ولى اگـر بـا تـلاشـهـاى عـلمى و پزشكى براى نابينايان چشم الكترونيكى ساخته شود كه امـواج تـصـويـرى را گـرفـتـه و بـدون عـبـور از چـشم ، به طور مستقيم اين امواج را به مركز بـيـنـايـى در مـغـز مـنـتـقـل كند، در اين جا يك محدوديت از كلمه ديدن برداشته شده است و آن اينكه ((ديدن )) محدود به استفاده از چشم طبيعى نيست .
بـا دقـت بيشتر و بيشتر مى بينيم بسيارى از قيدهايى كه با كلمه ((ديدن )) به ذهن ما مى آيند، يـا در ديـدن دخـالت نـدارنـد يـا دخـالتـشـان مـربوط به نكته اساسى در ((ديدن )) نيست نكته اساسى در مورد ((ديدن )) اين است كه به ماآگاهيهاى روشن و مستقيم را بدهد، به همين جهت كلمه ((ديدن )) و مشتقات آن اشاره به اين آگاهى روشن دارد.
يكى با چشم مى بيند و ديگرى با بينش عميق و با تجربه اش ، يكى با ((بصر)) و چشم سر مـى بـيند و ديگرى با ((بصيرت )) و ديده دل . خدا بيناست يعنى بر آنچه از راه ديدن درك مى شود آگاه است .
بـطـور مثال توانايى كمال است ، پس خدا بالاترين قدرت را دارد و قادر مطلق است : ((اِنَّ اللّهَ عَلى كُلِّ شَيْى ءٍ قَديرٌ)) خدا بر هر كارى توانا است .
دانايى نيز كمال است و خدا بالاترين درجه دانايى را دارد، دانشى نامحدود كه از آشكار و نهان با خبر است : ((اِنَّ اللّهَ بِكُلِّ شَيْى ءٍ عَليمٌ)) همانا خدا همه چيز را مى داند.
مهربانى و مهرورزى نيز، كمال است و خدا ((رحمان و رحيم )) است و بالاترين مهرورزى را دارد، او ((اَرْحَمُ الرّاحِمين )) است .

آيا مى توان به همه ادعيه ى ماءثوره اعتماد كرد؟
اصولا تشخيص دادن دعاهاى وارده و آگاهى يافتن از اينكه سخن از آن معصوم است ، خالى از صعوبت و دشوارى نيست و كار همه مردم نمى باشد. فاسئلوا اهل الذاكران كنتم لاتعلمون . يعنى : آنچه را كه نمى دانيد، از اهل خبره سؤ ال كنيد.
اگر كسى بتواند از مدارك موجود با موازين علمى ، صحت صدور دعا از معصوم را به دست آورد، آن را به قصد ورود بخواند؛ ولى اگر نتواند دليل معتبر و مدرك قابل اعتمادى پيدا كند، و در پژوهش ها و بررسى هاى خود به اين نتيجه برسد كه ، سند فلان دعا ضعيف و غير قابل اطمينان است ، نبايد آن را به طور جزم و يقين به معصوم نسبت دهد، بلكه به اميد درك ثواب و رسيدن به پاداش مخصوص آن بخواند، كه ان شاءالله آن را خواهد يافت ، اگر چه در تشخيص خود به خطا رفته باشد؛ زيرا در روايات معتبر آمده است كه ، اگر استحباب عملى از طريق غير معتبر برسد، به عامل پاداش عطا خواهد شد، اگر چه مطابق واقع نباشد. اين مطلب را قاعده ى من بلغ مى نامند. اين قاعده راهيست براى طالبان عمل خير، كه خودشان اهل تحقيق نيستند، و مى خواهند دعاها و زيارت ها را به صرف اينكه از معصوم نقل شده و در كتابى يافت گشته است ، انجام دهند و از ثوابش بهره مند شوند؛ البته با توجه به اينكه مفاد و مضامينش از ديدگاه شرع و عقل ، مقطوع البطلان و معلوم الكذب نباشد.
اسما و صفات خدا در قرآن
گـفـتـيم كه انسان از مبداء هستى ، شناسايى كامل ندارد، اما از طريق آفريده هايش مى تواند به شـنـاخـت نـسبى درباره او دست يابد، البته هيچ يك از اين آگاهيها، شناسايى تمام نما و شناخت همه جانبه او نيست . ((او)) همه جنبه هاى مثبت را كه اين اسما و صفات در بردارند، داراست ولى از هـمـه جـنـبـه هاى منفى و محدودكننده ، كه در اين اسما و صفات با جنبه هاى مثبت همراه است ، پاك و منزه است .
بـه اين ترتيب بهترين نامها و صفات نيز بر قامت هستى بى انتهاى او نارساست و آنها را به شـرطـى مـى تـوانـيـم درباره اش به كار بريم كه جنبه هاى منفى و محدود كننده آنها سلب شده بـاشـد وگـرنـه تصويرى غير واقعى و محدود كننده از ((او)) به ما مى دهد كه با واقعيت ((او)) انطباق ندارد.
از ايـن رو مـى گـويـيـم خـدا از هـر اسم و صفتى برتر است ، او به وصف درنيايد و بالاترين درجه معرفت نسبت به او اين است كه او را از هر معرفتى برتر بدانيم :
((وَ كَمالُ تَوْحيدِهِ الاِْخْلاصُ لَهُ وَ كَمالُ الاِْخْلاصِ لَهُ نَفْىُ الصِّفاتِ عَنْهُ...)) (1)
يـكـتـاشـنـاسـى وقـتـى كـامـل اسـت كـه او را خـالص و مـطـلق بـدانـيـم و خـالص دانـسـتـن كامل او به اين است كه او را دارنده صفات نشماريم .
بـنـابـرايـن ، مهم اين است كه اسم يا صفتى كه براى خدا به كار مى بريم جنبه منفى نداشته باشد و با كمال مطلق بودن ((او)) سازگار باشد:
((وَ لِلّهِ الاَْسـْمـاءُ الْحـُسـْنـى فـَادْعـُوهُ بـِها وَ ذَرُوا الَّذينَ يُلْحِدُونَ فى اَسْمائِهِ سَيُجْزَوْنَ ما كانُوا يَعْمَلَوُنَ)) (2)
بـهـتـريـن نـامـها از آن خداست ، پس او را به اين نامها بخوانيد و به آنها كه در زمينه نامهاى او كجرو و كج انديشند اعتنا نكنيد، به زودى به كيفر آنچه كرده اند خواهند رسيد.
((قُلِ ادْعُوا اللّهَ اَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ اَيّا ما تَدْعُوا فَلَهُالاَْسْماءُ الْحُسْنى ....)) (3)
بـگـو او را با نام ((الله )) بخوانيد يا ((رحمن ))، با هر كدام او را بخوانيد (عيبى ندارد چون ) بهترين نامها از آن اوست .
1- نهج البلاغه ، فيض الاسلام ، خطبه اوّل ، ص 23.
2- اعراف ، آيه 180.
3 - اسراء ، آيه 110 .
اوصاف قرآن در نگاه اهل عصمت-13
يگانه عامل توانگرى
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمايد: القرآن غنى لا غنى دونه و لا فقر بعده (1)؛ قرآن مايه توانگرى است كه جز در آن توانگرى يافت نشود و هيچ فقرى نيز پس از آن نيست . همچنين آن حضرت مى فرمايد: من قراء القرآن فراءى اءن اءحدا اءعطى اءفضل مما اءعطى فقد حقر ما عظمه الله و عظم ما حقره الله (2)؛ كسى كه قرآن تلاوت كند و آنگاه بپندارد بهره ديگران از او بيشتر است ، او آنچه را خدا بزرگ شمرده (قرآن ) حقير پنداشته و آنچه را خدا حقير دانسته (دنيا) او بزرگ پنداشته است .
نيز مى فرمايد: لا ينبغى لحامل القرآن اءن يظن اءحدا اءعطى اءفضل مما اءعطى لانه لو ملك الدنيا باءسرها لكان القرآن اءفضل مما ملكه (3)؛ براى حاملان قرآن سزاوار نيست كه بهره ديگران را برتر از بهره قرآنى بدانند؛ زيرا اگر آدمى مالك سراسر گيتى نيز باشد، قرآن بر هر چه دارد برتر است .
1-جامع اءحاديث الشيعه ، ج 15، ص 7 .
2- همان ، ص 16 .
3-جامع اءحاديث الشيعه ، ج 15، ص 26 .
بر گرفته شده از کتاب تسنيم تفسير قرآن كريم ، جلد اول . تا لف : آية الله جوادى آملى

خود را بشناسيم
* موجودي كه بايد با آگاهي، اراده، تلاش و مجاهدت خويش، راه حياتجاودان و سعادت ابدي را طي كند، بدون اينكه خود را بشناسد، ظرفيت وتواناييهاي خود را بداند، ارزش و جايگاه خويش را درك كرده، كاستيها ومحدوديتهاي خود را دريافته باشد، هرگز نميتواند آنگونه كه شايسته استدر اين مسير توفيق يابد. انسان، روندة راهِ كمال است، و هر روندهاي اگر ازشرايط، موقعيت، توان و محدوديتهاي خود آگاه نباشد، نميتواند راه را بهخوبي طي كند.
* انسان به دو گونه معرفت و شناخت در مورد خود نياز دارد: يكي «معرفتِنفس»، كه مقدمه و لازمة معرفت خداوند متعال و شناخت مبدا و مقصود استو ديگري «معرفت قدر» خود كه شرطِ ضروري توفيق در حركت است.
* معرفت نفس، شناختي است دربارة نوع انسان و جايگاه والاي او در نظامهستي. مفيدترين و ضروريترين شناختها، معرفت نفس است. كسي كه نوعانسان؛ غايت و هدف نهايي آفرينش او، ارزش و كرامت انسان و برجستگيخاص او در ميان مخلوقات را نشناسد، خود را موجودي محدود و محصوردر طبيعت خواهد پنداشت و هدف زندگي را در حدّ لذات مادي و حيواني وتامين رفاه و آباداني، تنزّل خواهد داد.
* معرفت قدرِ خود، شناختي است كه هر كس دربارة خويش بايد داشتهباشد. انسانها اگرچه همه، افرادِ يك نوعاند و ويژگيهاي مشترك فراوانيدارند، ولي هر شخصي و هر كسي، تفاوتهاي زيادي هم با ديگران دارد كهمشخّصات شخصيِ وي را تشكيل ميدهد. استعدادهاي علمي و هنري،توانمنديهاي اجرايي، امكانات فردي و خانوادگي، موقعيت و شرايطاجتماعي و صنفي، كاستيها و خلاهاي اخلاقي و تربيتي، گرايشها و ذوق وسليقهها، و... اموري است كه در ميان انسانها، گوناگون و متفاوت است، وهمين تفاوتها موجب تفاوت در مسئوليتها و وظايف و انتظارات است.
ادامه مطلب
هر كلمه اى كه براى تعبير از ذات يك شيى ء به كار رود، اسم گفته مى شود و هر كلمه اى كه بـراى تـعـبـيـر از وصـف يـك شـيـى ء بـه كـار رود، صـفـت نـام دارد. بـطـور مثال ، وقتى مى گوييم : ((احمد، نيرومند است ))، احمد اسم و نيرومند صفت اوست .
در مـبـاحـث خـداشـنـاسى به ((اسما)) و ((صفات )) گوناگونى براى خدا برخورد مى كنيم . اما واقعیت این است که انـسـان از مبداء هستى ، شناخت كامل و همه جانبه ندارد، ولى از طريق آفريده هايش مى تواند به شناخت نسبى درباره او دست يابد. بنابراين ، در مساءله شناخت خدا بايد گفت كه اگر منظور شناخت همه جانبه و معرفت كنه و ذات خداست ، انديشه انسان از شناخت او كوتاه و ناقص است .و اگـر شـنـاخـت نـسـبـى مورد نظر است ، يعنى شناختى كه ((او)) را از موجودات ديگر ممتاز كند، امـرى مـمـكـن است و انسان بايد از خدا يك چنين شناخت و آگاهى داشته باشد تا بتواند بهتر به وجود او پى برد.
بنابراين انسان وقتى درباره ذات خدا مى انديشد به اين نتيجه مى رسد كه : ندانم چه اى ، هر چـه هـسـتـى تـواى ، ولى وقـتـى بـه مـخـلوقـات و پديده ها مى نگرد، به برخى از نشانه هاى اختصاصى خدا آگاه مى شود و بايد گفت : هر كس وجود خدا را باور داشته باشد، به ناچار او را با صفتى مى شناسد، صفاتى از قبيل خالق بودن ، ربّ بودن ، دانايى ، توانايى و ...

پيامدهاى همكارى نكردن با ديگران
خروج از اسلام
بـى تـوجـهى به گرفتارى ها و مشكلات مسلمان ها و همكارى نكردن با آنان در مواقعى كه نيازشـديد به كمك و پشتيبانى دارند و در پى فريادرسى هستند، نشانه بى اعتقادى فرد بوده اورا از حـوزه اسـلام و جـامـعـه اسـلامـى خـارج مـى سـازد.رسول خدا(ص ) در اين باره مى فرمايد:
(مـَنْ اءَصـْبـَحَ وَ لا يـَهْتَمُّ بِاءَمْرِ الْمُسْلِمينَ فَلَيْسَ مِنَ الاِْسْلامِ فى شَىْءٍ وَ مَنْ شَهِدَ رَجُلاً يُنادى يا لَلْمُسْلِمينَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ مِنَ الْمُسْلِمينَ) (1)
هر كس چنين شود كه به امور مسلمان ها همّت نگمارد، چيزى از اسلام در او نيست . و كسى كه شاهدبـاشـد انـسـانـى فـرياد مى زند و از مسلمانان كمك مى طلبد، اما به او كمك نكند، جزو مسلمان هانيست !
بى كسى در دنيا و آخرت
اگـر فرد مسلمانى در حالى كه توانايى دارد، از پذيرفتن برادر دينى خود سر باز بزند واو را در كـشـاكـش سختى ها و مشكلات تنها و بى ياور گذارد، به همين نسبت ، خداوند او را هم دردنـيـا و هـم در آخـرت بـى يـار و يـاور خواهد گذاشت و از امدادهاى خود محرومش خواهد ساخت . امامصادق (ع ) در اين باره مى فرمايد:
(ما مـِنْ مـُؤْمـِنٍ يـَخـْذُلُ اءَخاهُ وَ هـُوَ يـَقـْدِرُ عـَلى نـُصـْرَتـِهِ اِلاّ خـَذَلَهُ اللّهُ فـِى الدُّنـْي اوَالاَّْخِرَةِ) (2)
هيچ مؤ منى برادر دينى خود را در حالى كه توانايى يارى اش را دارد، تنها و بى ياور نخواهدگذاشت ، مگر آنكه خداوند او را در دنيا و آخرت تنها و بى ياور مى گرداند.
عذاب الهى
سـهـل انـگـارى و كـوتـاهـى نـمـودن دربـاره كسى كه نيازمند كمك و هميارى است دور از انسانيت وديندارى بوده فرد را به عذاب الهى دچار مى كند. امام صادق (ع ) در اين باره مى فرمايد:
(اءَيُّما رَجـُلٌ مـِنْ شي عَتِن ا اءَتى رَجُلاً مِنْ إِخْو انِهِ فَاسْتَع انَ بِهِ فى حاجَتِهِ فَلَمْ يُعِنْهُ وَ هُوَيـَقـْدِرُ اِلا ابـْتـَلاهُ اللّهُ بـِاءَنْ يـَقْضِىَ حَو ائِجَ غَيْرِهِ مِنْ اءَعْد ائِنا، يُعَذِّبُهُ اللّهُ عَلَيْها يَوْمَالْقِي امَةِ) (3)
هـر يـك از شـيـعـيـان ما كه نزد يكى از برادران دينى خود برود و از او براى رفع نيازش كمكبـخـواهـد، امـا او بـا اينكه توانايى يارى وى را دارد، كوتاهى كند، خداوند، او را به برآوردننيازهاى دشمنان ما گرفتار مى كند، تا به واسطه آن در قيامت عذابش نمايد.
1- بحارالانوار، ج 75، ص 21.
2- اصول كافى ، ج 2، ص 366 و 367.
3 - ثواب الا عمال ، ص 284.
جهان بينى
تعریف :به برداشت و ديد كلى انسان از جهان و انسان ، جهان بينى گفته مى شود.
طـرز تـلقى و برداشت انسان از جهان و حوادث آن ، تاءثير گسترده و فراوانى بر رفتار وى مـى گـذارد. اگـر آدمـى دنـيـا را جـاى خـواب و خوراك بداند و مسكن و خوراك و پوشاك ، شعار و آرمـانـش و در نـهـايـت ، رفـاه مادى مقصدش باشد، امورى برايش ارزش مى يابد كه او را بدان مـقـصـد برساند و تلاش ، همت و سرانجام وجود و انسانيتش ، صرف يافتن خوراك و پوشاك مى گـردد. مـعيار سنجش ارزش وجودى و انسانى هر فردى ، هدف اوست ، از اين رو حضرت على (ع ) مى فرمايد:
((آنكس كه همتش به آن چيزى است كه داخل شكمش مى شود، ارزش او، آن چيزى است كه از او خارج مى شود.))*
اگـر آدمـى جـهـان را عـرصـه آزمـايـش بـراى رشـد و تـكـامـل و رسـيـدن بـه درجـه انـسـان كامل و مقام لقاى پروردگار بداند، مسائل ديگرى برايش ارزشمند مى شود و تلاش و كوشش او نيز متوجه آن هدف والا مى گردد.
بنابراين ، نوع برداشت انسان از جهان و انسان ، تاءثير مستقيمى بر رفتار او دارد.
* مَنْ كانَتْ هِمَّتُهُ ما يَدْخُلُ بَطْنَهُ كانَتْ قَيْمَتُهُ ما يَخْرُجُ مِنْهُ ( شرح غرر، ج 5، ص 377).
اوصاف قرآن در نگاه اهل عصمت-۱۲
درياى بى كران معرفت
اميرالمؤ منين (عليه السلام ) مى فرمايد: ثم اءنزل عليه الكتاب نورا لا تطفاء و سراجا لا يخبو توقده و بحرا لا يدرك قعره و منهاجا لا يضل نهجه و شعاعا لا يظلم ضوئه ... جعله الله ريا لعطش العلماء و ربيعا لقلوب الفقهاء و محاج لطرق الصلحاء و دواء ليس بعده داء و نورا ليس معه ظلمة و حبلا وثيقا عروته و معقلا منيعا ذروته *... ؛ خداى سبحان كتابى آسمانى بر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرو فرستاد و آن ، نورى است كه خاموشى ندارد و چراغى است كه افروختگى آن زوال ناپذير است و دريايى ژرف است كه قعر آن به چنگ ادراك آدمى (بشر عادى ) نمى افتد و راهى است كه در آن گمراهى نيست و شعاعى است كه روشنى آن تيرگى نگيرد ... خداوند آن را فرونشاننده تشنگى علمى دانشمندان و خرمى دلهاى فقيهان و راه روشن سالكان صالح قرار داد . قرآن كريم دارويى است كه پس از آن ، بيمارى نمى ماند و نورى است كه هيچ گونه تيرگى در آن نيست و ريسمانى است كه دستگيره آن مطمئن و پناهگاهى است كه قله بلند آن مانع دشمن است .
*نهج البلاغه ، خطبه 198، بند 25 .
چيستي ايمان
اَلايمانُ مَعْرِفَةٌ بِالقَلْبِ وَاِقْرارٌ باللِّسانِ وَعَمَلٌ بِالاَرْكانِ.
ايمان حقيقي و راستين، عبارت است از: 1) شناخت و معرفت قلبي، 2) اظهار و اقرار زباني، 3) عمل و رفتار جسمي.
آيا از خود پرسيدهايد كه ايمان چيست؟ يا از ديگري، پاسخ چنين پرسشيرا خواستهايد؟
كساني هستند كه گمان ميكنند «ايمان»، صرفاً همان باور و قبول دروني وقلبي است و اگر كسي ايمان خود را اظهار و ابراز نكند يا نسبت به رفتار وعملي كه اسلام دستور داده است، بيتفاوت و بياعتنا باشد، باز هم ايمان او،ايمان قابل قبولي است. برخي افراد پا را از اين فراتر نهاده، بر اين تصورِباطلاند كه اظهار و ابراز ايمان «تظاهر» است و ميپندارند كه اساساً بايد ايمانرا «پنهان» داشت تا «ريا» نشود!! بعضي نيز «عمل» را بيبها ميدانند وشعارشان اين است كه «قلب بايد پاك باشد»! حرف درستي كه از آن نابجابهرهبرداري ميشود!
خوب است از پيشواي مومنان و پيشتاز راه ايمان، امام عليبنابيطالب(ع)،پاسخ اين پرسش را طلب كنيم و از محضر آن حضرت سوال كنيم كه ايمانچيست؟
ادامه مطلب

اوصاف قرآن در نگاه اهل عصمت-11
مايه خرمى دلها
اميرالمؤ منين (عليه السلام ) مى فرمايد؛ قرآن را فرا گيريد كه آن نيكوترين سخن است و به فهم عميق آن دست يابيد كه آن مايه خرمى دلهاست و از نور آن شفا بجوييد كه آن شفاى بيماريهاى روحى است و آن را نيكو تلاوت كنيد كه سودمندترين قصه هاست و كسى كه به علم خويش عمل نكند، همانند نادان سرگردانى است كه به هوش نمى گرايد و چون عالم است ، حجت بر او گرانتر و حسرت او افزونتر و ملامت او در پيشگاه خداى سبحان بيشتر است .(1)
مراد از تفقه (تفقهوا) در قرآن كريم و روايات اهل بيت طهارت (عليهم السلام )، آشنايى با فقه مصطلح كه در مقابل كلام و فلسفه قرار دارد، نيست ؛ همان گونه كه واژه حكمت در قرآن و روايات ، حكمت مصطلح ، يعنى فلسفه نيست ، بلكه بر فراگيرى معارف اصول دين و معارف عقلى نيز فقه اطلاق مى گردد و فهميدن احكام حرام و حلال الهى نيز حكمت ناميده مى شود . پس فقه كه عبارت از فراگيرى عميق است به معناى مطلق آگاهى به معارف دين است و به معناى اصطلاحى آن نيست و گرنه لازم مى آيد كه تنها يك سيزدهم قرآن كه آيات الاءحكام و مربوط به فروع فقه مصطلح است ؛ داراى فقه باشد و مراد از تفقه در قرآن معرفت خصوص همان مقدار اندك باشد؛ در حالى كه تمامى قرآن فقه است . البته اگر مسائل حقوقى ، سياسى ، اجتماعى و مدنى را جزو فقه بدانيم ، آيات فقهى رقم بيشترى پيدا مى كند .
از قرار گرفتن شفا در نور قرآن (و استشفوا بنوره ) بر مى آيد كه جهل به قرآن نيز مانند به كار نبستن آن ، بيمارى است ؛ جهل مانند رذايل اخلاقى ديگر، از بيماريهاى قلبى است و قرآن كريم شفاى اين دردهاست : و ننزل من القران ما هو شفاء(2) (شفا لما فى الصدور ) (3)
مراد از قلب در قرآن ، همان لطيفه الهى ، يعنى روح است ، نه عضو گرداننده خون در بدن . سلامت و بيمارى قلب جسمانى انسان ، در محدوده دانش پزشكى است و ارتباطى با سلامت و بيمارى قلب روحانى ندارد؛ ممكن است انسانى از سلامت كامل قلب جسمانى برخوردار باشد، اما نتواند نگاه خود را در برابر نامحرم مهار كند و در نتيجه قلب روحانى او بيمار باشد: فلا تخضعن بالقول فيطمع الذى فى قلبه مرض (4) . همچنين كسى كه گرايشهاى نارواى سياسى دارد بيمار دل است ، گرچه از نظر طب مادى ، قلبى سالم داشته باشد: فترى الذين فى قلوبهم مرض يسارعون فيهم )5)
قرآن كريم در كلام حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) به عنوان اءحسن الحديث و اءنفع القصص معرفى و به نيكو تلاوت كردن آن ، سفارش شده است . مراد از تلاوت نيكو، تنها آهنگ خوب نيست . فهم درست قرآن و عمل به آن نيز از مدارج تلاوت نيكوست ؛ زيرا اميرالمؤ منين (عليه السلام ) در ادامه سخن خود مى فرمايد: عالم بى عمل همانند جاهل سرگردانى است كه از جهل خود به هوش نمى گرايد و علم حجتى عليه عالم بى عمل و مايه حسرت و ملامت او نزد خداى سبحان خواهد بود . البته ترتيل و شمرده و با تاءنى تلاوت كردن و حدود تجويد را رعايت كردن ، فيض خاص تلاوت نيكو را به همراه دارد .
-1نهج البلاغه ، خطبه 110، بند 6 .
2-سوره اسراء، آيه 82 .
3-سوره يونس ، آيه 57 .
4-سوره احزاب ، آيه 32 .
5-سوره مائده ، آيه 52 .
بر گرفته شده از کتاب تسنيم تفسير قرآن كريم ، جلد اول . تا لف : آية الله جوادى آملى
پشيمانى از گناه
- امام باقر(ع ) فرمود: پشيمان بودن براى توبه كردن كافى است .
- اميرالمؤ منين (ع ) فرمود: همانا پشيمانى از گناه و بدى ، انسان را به ترك آن وا مى دارد.
- امام صادق (ع ) فرمود: هيچ بنده اى نيست كه گناهى كند و از آن پشيمان گردد، جز اينكه پيش از آنكه طلب آمرزش كند، خدا گناهش را بيامرزد.
- امام صادق (ع ) فرمود: همانا مرد (گاهى ) گناه كند و خدا به وسيله آن ، او را به بهشت برد؛ عرض شد: خداوند به سبب گناه او را به بهشت برد؟ فرمود: آرى هر آينه او گناهى مى كند و پيوسته از آن ترسان و بر خود خشمناك است ، پس خداوند به او ترحم مى كند و او را به بهشت مى برد.
منبع : اصول کافی
كليد رنج و بلا
امام علی (ع) : من اقتصر على بلغة الكفاف فقد انتظم الراحة ، و تبوا خفض الدعة و الرغبُ مفتاح النصب ، و مطية التعب .- حكمت 371
هر كسى كه به اندزاه معاش اكتفا كند، به آسايش و راحتى دست يافته و وسعت و آرامش را به دست اورده است ، دنياپرستى كليد رنج و بلا و مركب سختى است .
واى بحال روزى كه زندگى رهبران دينى...
واى بحال روزى كه زندگى رهبران دينى همسطح با ثروتمندان باشد! و بيچارگان و محرومان فراموش شوند.
مرحوم آقا وحيد بهبهانى (متولد 1116 - متوفى 1205 ه) يكى از علماى بزرگ اماميه و استاد دانشمندانى همچون ميرزاى قمى ، كاشف الغطا و سيد بحرالعلوم ، مى باشد وى دو فرزند، بنامهاى محمد على و محمد اسماعيل ، داشت
روزى عروسش (همسر آقا محمد اسماعيل ) را ديد كه لباسهاى گرانبها و عالى پوشيده است ، به پسرش اعتراض كرد كه چرا براى همسرت ، لباس فاخر خريده اى ؟ پسرش با يك آيه قرآن ، جواب روشنى داد و گفت : (قُلْ مَنْ حَرَّمَ زينَةَ اللّهِ الَّتى اَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَالطَّيباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِىَ لِلَّذينَ آمَنُوا فىِ الْحَيوةِ الدُّنْيا خالِصَةً يَوْمَ الْقيامَةِ.)(1):(بگو: چه كسى زينتهاى الهى را، كه براى بندگان خود آفريده و روزيهاى پاكيزه را، حرام كرده است ؟! بگو: اينها در زندگى دنيا براى كسانى است كه ايمان آورده اند [اگر چه ديگران نيز با آنها مشاركت دارند ولى ] در قيامت ، خالص براى مؤ منان خواهد بود.) مگر اينها حرام است ؟
لباس فاخر و زيبا را چه كسى حرام كرده است ؟)) آقا وحيد فرمود: ((فرزند عزيزم ! من نمى گويم كه اينها حرام است البته كه حلال است ؛ امّا من روى حساب ديگرى مى گويم ، من مرجع تقليد و پيشواى اين مردم هستم ؛ در بين اين مردم طبقات زيادى وجود دارد كه نمى توانند، اين نوع لباس ها را تهيه كرده و بپوشند و ما كه نمى توانيم اين لباسى كه خودمان مى پوشيم ، براى مردم تهيه كنيم ؛ ولى يك كار ديگرى از ما ساخته است و آن همدردى كردن با آنها است . بعنوان مثال : اگر زنِ يك مرد فقيرى - كه توانائى ندارد- از او لباس فاخر بخواهد؛ او يك مايه تسكين خاطر دارد به همسرش مى گويد: درست است كه ما ثروتمند نيستيم ، امّا مثل آقا وحيد، و خانواده او زندگى مى كنيم ؟
واى به حال آن روزى كه ، ما هم زندگيمان را هم سطح طبقه مرفه و ثروتمند قرار دهيم كه اين يگانه تسلّى خاطر و كمك روحى فقرا هم از دست برود. من به اين منظور مى گويم كه زهد ما، همدردى با فقرا باشد. بلى ، روزى كه ديگران توانائى پوشيدن لباس فاخر داشتند، ما هم مى پوشيم .))(2)
1- اعراف / 32.
2-حق و باطل ، ص 151. اعيان الشيعه ، 10 / 226.

دانستنیهای لازم درباره شب قدر و اعمال آن
رهايي از «ليلة القبر» براي نيل به «ليلة القدر»
چه كمالي برتر از آن است كه انسان خود را به جايي برساند كه خدا به او سلام بفرستد، ملائكه خدا به او سلام بفرستد! شب قدر به ما اين قدر و شرف را خواهد داد كه مخاطبان سلام و صلوات خدا و حمله عرش و خدا و ملائكه الهي باشيم؛ تا كدام مرتبه، نصيب مخاطب بشود، چه سلامي، او را دريافت بكند ! پس قدر، هم به معناي شرف و فضيلت است، هم به معناي تقدير امور. هم ما مقدرات جوامع انساني، اسلامي و شيعي را از خداي سبحان مسئلت كنيم، هم شرف و منزلت مان را در اين شب از ذات اقدس اله درخواست كنيم كه ما را با آبرومندي در دنيا و آخرت اداره كند و به غير خود واگذار نكند.
ادامه مطلب
تاثر آیه قرآن کریم
فُضَيل بن عياض (1) مردى است كه در ابتدا دزد و شخص فاسقى بود او در كار خويش ، چنان اقتدارى داشت كه فاصله ابيورد و سرخس را ناامن كرده بود. امّا با همه آلودگى ها چون ذاتاً شايستگى داشت ، در اثر تحولات درونى ،تمام گناهان را كنار گذاشت ، توبه واقعى كرده و يكى از بزرگان عرفاء شد و تعدادى انسان صالح تربيت كرد.
در مورد علت توبه او نوشته اند كه وى ، در همان ايام جهالت ، عاشق دخترى شد و نيمه شب به قصد ربودن او هنگامى كه از ديوار خانه دختر، بالا رفت ، و بالاى ديوار قرار گرفت ، اتفاقاًصداى قرآن بگوشش رسيد كه در همسايگى آنخانه قرائت مى شد، چنانكه صداى قرآن بگوش فُضَيْل مى رسيد. او وقتى دقت كرد، شنيد كه اين آيه را مى خواند: (اَلَمْ يَاْنِ لِلَّذينَ امَنُوا اَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللّهِ.) (2) :آيا وقت آن نرسيده كه مدعيّان ايمان ، قلبشان براى خدا نرم و خاشع شود؟) يعنى تا كى قساوت قلب ؟ تا كى تجرّى و عصيان ؟ تا كى پشت بخدا كردن ؟ آيا وقت جدا شدن از گناهان نيست ؟ اين مرد كه اين جمله را در بالاى ديوار شنيد، گوئى به خود او وحى شد، گوئى همانجا گفت : خدايا چرا؟! وقتش رسيده است ، الان هم وقت آن است .))
از ديوار پائين آمد و بعد از آن ، دزدى ، شراب ، قمار و از تمام آلودگى ها توبه كرده و صفات زشت را كنار گذاشت . از همه بسوى خدا هجرت كرد، از همه دورى گزيد تا حدى كه براى او مقدور بود، اموال مردم را به صاحبانشان پس داد، حقوق الهى را ادا كرد و مُلقَّب به ((شيخ الحَرَم )) گرديد. (3)
1- فضيل بن عياض ابن مسعود (105 - 187) عارف و زاهد معروف است او اصالتاً اهل طالقان است . در سمرقند ولادت يافت و سپس به منظور كسب حديث به كوفه رفت . وى از امام ششم (ع ) و سفيان ثورى و ديگران حديث شنيد و فضيل بيش از هشتاد سال عمر كرده و در شهر مكّه درگذشت و همان جا مدفون شد. از وى سخنانى پندآميز در كتابهاى صوفيه نقل شده است ؛ و همچنين شيخ طوسى از وى ضمن اصحاب امام ششم نام برده است .
2- حديد / 16.
3 - رجال طوسى ، ص 269 و فيات الاعيان ، 3 / 315.
اهمیت شب قدر
باید دانست که شب قدر شب با عظمتی است. شبی است كه خداوند به ملائكه میگوید: بروید و فریاد بزنید آیا بنده حاجتمند و گرفتار و گناهكاری هست كه به بركت این شب او را مورد مغفرت قرار دهیم؟ عبادت در این شب از یك عمر عبادت مخلصانه در ایام عادی برتر است. فراموش نشود كه در این شب، مقدّرات انسانها رقم میخورد و در این شب است كه آدمی باید نظر ربّ ودود را به خود معطوف نماید و سرنوشت خود را به نیكی مبدّل سازد. توجّه داشتن و غافل نبودن اولین گام در سیر و سلوك است. برای آگاهی بیشتر به نوشته دانستنیهای ازشب قدر و اعمال آن دراین وبلاک مراجعه کنید.
دنبال طبيب بگرديم
آرى هر كس با دقت به خويش مراجعه كند مى بيند كه عقلش دچار جهل ، قلبش دچار بسيارى از امراض مانند وسوسه ، غرور ، حسد ، كبر ، ريا ، حب جاه ، و حب شهوت و ديده و گوش و دست و پا و شكم و شهوت هر يك داراى امراضى هستند ، و طبيب اين امراض و معالج اين دردها قطعاً خود انسان نيست ، اين خداى مهربان است كه با توجه و عنايت و بوسيله انبيا و امامان و كتب آسمانى معالج انسان مى باشد ، و اين انسان است كه براى درمان دردها بايد به نسخه هاى شفابخش الهى عمل كند كه از جمله آن نسخه ها روزه همراه با شرايط است . بخود مغرور نباشيد ، و در باره خود تصور سلامت نداشته باشيد ، تا هستيد خود را مريض و خداى مهربان خود را طبيب خود بدانيد كه در همه كره زمين ، سالم اندك و مريض بسيار زياد است .

اميرالمؤمنين على عليه السلام در يك نگاه
على عليه السلام از زبان پيامبر صلى الله عليه و آله
شمهاى از فضايل علىعليه السلام
اوصاف قرآن در نگاه اهل عصمت-10
عامل حشر با پيامبران
پيامبر اكرم صلى الله عليه و سلم مى فرمايد: ان اءكرم العباد الى الله بعد الاءنبياء العلماء ثم حملة القرآن يخرجون من الدنيا كما يخرج الاءنبياء و يحشرون من قبورهم مع الاءنبياء و يمرون على الصراط مع الاءنبياء و ياءخذون ثواب الاءنبياء . فطوبى لطالب العلم و حامل القرآن مما لهم عند الله من الكرامة و الشرف * گرامى ترين بندگان خدا پس از پيامبران دانشمندان هستند و سپس حاملان قرآن . عالمان و حاملان علم و عمل قراان به گونه پيامبران از دنيا رخت بر مى بندند و حشر آنان و عبورشان از صراط همراه پيامبران خواهد بود و از ثواب انبيا بهره مند مى شوند . پس خوشا به حال جويندگان علم و حاملان قرآن كه از كرامت و شرف الهى برخوردارند .
كسى كه قرآن را فرا گيرد تا فقط در خطابه ها يا نگارش كتابها از آن بهره گيرد، معلوم مى شود قرآن را براى تدبر در آن و عمل به آن نخواسته است و اين دانش تجارى ، حرفه اى بيش نيست و چنين علمى در اواخر عمر آدمى نيز به فراموشى سپرده مى شود . گرچه اين فراگيرى نيز ثواب آشنايى با ظاهر قرآن را دارد؛ اما آن كه قرآن را براى تدبر و عمل فراگيرد جايگاه ديگرى دارد.
* جامع احاديث الشيعه ، ج 15، ص 24 .
قرب به خداوند از قرب هاى متعارف(قرب مكانى ،قرب زمانى و قرب مجازى ) نيست ، بلكه نوع ديگرى است كه مى توان آن را قرب كمالى و درجه وجودى ناميد. براى روشن شدن مطلب به يك مقدمه اشاره مى كنيم :
در كتب حكمت و فلسفه اسلامى به اثبات رسيده كه وجود و هستى حقيقتى است مشكك و داراى مراتب و درجات مختلف وجود كه مانند نور است كه مراتب شديد و ضعيف دارد. پايين ترين مرتبه نور مثلاً يك وات نور است تا عالى ترين مراتب نور كه آن هم چيزى جز نور نيست در بين مرتبه اعلا و پايين ، مراتبى از نور وجود دارد كه همه نور هستند و تفاوت آن ها به شدّت و ضعف مى باشد.
وجود هم به همين گونه داراى مراتب مختلفى است كه تفاوت آن ها به واسطه شدت و ضعف مى باشد. پايين ترين مراتب وجود طبيعت و ماده است و عالى ترين مراتب وجود، ذات مقدّس خداوند است كه از جهت كمال وجودى غير متناهى است . در بين اين دو مرتبه درجاتى از وجود داريم كه تفاوت آن ها نيز به واسطه شدت و ضعف مى باشد. پس ، از اين جا روشن مى شود كه وجود هر چه قوى تر و درجه اش بالاتر باشد به همان نسبت به ذات خداوند نزديك تر خواهد بود. اكنون با توجه به مقدّمه مذكور مى توان معناى قرب بنده به خداوند متعال را تصور كرد. انسان از جنبه روح حقيقت مجردى است كه از جهت فعل به ماده تعلّق دارد و به همين جهت مى تواند حركت كند و كامل و كامل تر گردد تا به مرتبه نهايى وجود خود برسد. از آغاز حركت تا رسيدن به مقصد، يك شخص و يك حقيقت بيشتر نيست ليكن هر چه بيشتر كسب كمال و فضايل نمايد و در مراتب وجود سير و صعود كند به همان نسبت تكامل روح خود به منبع وجود يعنى ذات مقدس خداوند نزديك تر مى شود.

السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِينَ اللَّهِ فِى أَرْضِهِ وَ حُجَّتَهُ فِى عِبَادِهِ السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ
أَشْهَدُ أَنَّكَ جَاهَدْتَ فِى اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ وَ عَمِلْتَ بِكِتَابِهِ وَ اتَّبَعْتَ سُنَّةَ نَبِيِّهِ ص
ادامه مطلب
سیاست علوی
يكى از خصوصيات حضرت على عليه السلام اين بود كه بيت المال را به طور مساوى ميان مردم تقسيم مى كرد و بين مسلمانان تبعيض قايل نمى شد؛ اين امر باعث شده بود، برخى از طرفداران تبعيض و انحصار طلب ها به معاويه بپيوندند.
عده اى از دوستان على عليه السلام به حضور حضرت رسيدند و گفتند:
- چنانچه افراد سياس و انحصار طلبها را با پول راضى كنى ، براى پيشرفت امور شايسته تر است . امام على عليه السلام از اين پيشنهاد خشمگين شد و فرمود:
- آيا نظرتان اين است به كسانى كه تحت حكومت من هستند ظلم كنم و حق آنان را به ديگران بدهم و با تضيع حقوق آنان يارانى دور خود جمع نمايم ؟ به خدا سوگند! تا دنيا وجود دارد و تا آفتاب مى تابد و ستارگان در آسمان مى درخشند، اين كار را نخواهم كرد. اگر مال ، از آن خودم بود آن را به طور مساوى تقسيم مى كردم ، چه رسد به اينكه مال ، مال خداست .
سپس فرمود:
- اى مردم ! كسى كه كار نيك را در جاى نادرست انجام داد، چند روزى نزد افراد نااهل و تاريك دل مورد ستايش قرار مى گيرد و در دل ايشان محبت و دوستى مى آفريند؛ ولى اگر روزى حادثه بدى براى وى پيش بيايد و به ياريشان نيازمند شود، آنان بدترين و سرزنش كننده ترين دوستان خواهند شد.( بحار، ج 41، ص 108 و 111)

اوصاف قرآن در نگاه اهل عصمت-9
راه دستيابى به ثواب شاكران
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمايد: قال الله تبارك و تعالى : من شغله قرائة القرآن عن دعائى و مسئلتى ، اءعطيته اءفضل ثواب الشاكرين .اگر اشتغال به قرائت قرآن ، بنده مؤ من را از بازگويى خواسته هايش در پيشگاه الهى باز دارد، خداى سبحان ، بدون درخواست ، بهترين ثواب شاكران را به چنين بنده اى عطا مى كند؛ همان گونه كه خليل حق ، حضرت ابراهيم (عليه السلام ) در هنگام شنيدن (حرقوه و انصروا الهتكم ) . يا (فاءلقوه فى الجحيم ) . از خدا چيزى طلب نكرد؛ چون مى دانست كه بر آمدن حاجت او در نخواستن است : حسبى من سؤ الى علمه بحالى .

اوصاف قرآن در نگاه اهل عصمت-8
عامل نورانيت
ابوذر (رضوان الله عليه ) از رسول اكرم صلى الله عليه و آله درخواسست نصيحت كرد . آن حضرت فرمودند: تو را به تقواى الهى كه سرآمد همه امور است سفارش مى كنم .. ابوذر گفت : بيش از مرا نصيحت كنيد . آن حضرت فرمودند: بر تو باد به تلاوت قرآن و كثرت ياد خدا؛ زيرا تلاوت قرآن ، عامل ياد تو در ملكوت و مايه نورانى شدن تو در زمين است : اءوصيك بتقوى اله فانه راءس الاءمر كله . قلت : زدنى . قال : عليك بتلاوة القرآن و ذكر الله كثيرا فانه ذكر لك فى السماء و نور لك فى الاءرض (1) قرآن كه خود ذكر خداست و يكى از القاب آن نيز ذكراست پيروان خود را در ملكوت بلند آوازه و در زمين نورانى مى كند .
مطلوبيت تلاوت قرآن محدود به پنجاه آيه در روز نيست و آنچه در برخى روايات آمده كه در هر روز پنجاه آيه تلاوت كنيد بيان حد نهايى نيست ؛ زيرا دست كم قرائت پنجاه آيه پس از نماز صبح مطلوب است ؛ چنانكه حضرت امام رضا (عليه السلام ) مى فرمايد: ينبغى للرجل اذا اءصبح اءن يقراء بعد التعقيب خمسين آية (2)
1-جامع اءحاديث الشيعه ، ج 15، ص 19 .
2- جامع اءحاديث الشيعه ، ج 15، ص 20 .
نور شب خواب!
این نکته را یاد گاری می نویسم و جوابی است سربسته به برخی از دوستان، امید وارم که با گوش جان نیوش کنند. کسی می تواند راهنما واستاد سلوک مردم باشد که همانند نور افگن قوی نور درونی داشته باشد. آنان که نور درون شان به اندازه یک شب خواب نمی باشد و مدعی خواب و کشف هستند و قبل ازآنکه سجاده نماز برای اینان پهن کنند، شیطان برای شان پهن کرده است. و به اصطلاح بعضی ساز نزده می رقصند و خود به علت امراض خفیه روحی که دارند نمی توانند ارشاد نفوس کنند.
این حقیقت مطلق را دوستان به یاد داشته باشند که سالکان واقعی هیچ وقتی دنبال مرید ومرید بازی نیستند و از کرامات خویش برای دیگران داستان سرای نمی کنند.
امام علی (ع) : و فى القرآن نبا ما قبلكم و خبر ما بعدكم و حكم و ما بينكم -ح / 313
سرگذشت نسلهاى پيشين شما، و خبرهاى مربوط به نسلهاى آينده شما، و احكام و دستورات به امورى كه بين شما جارى است، همه در قرآن آمده است.
آنچه انسان، در زندگى اين جهانى خود به آن نيازمند است، بطور كلى، خارج از اين سه مورد نيست:
* نخست، ميخواهد بداند كه پدران و مادران و نياكان او، در گذشته، چگونه بودهاند، چگونه زيستهاند، چهها مىانديشيدهاند،
* آن گناه مىخواهد بداند پس از مرگ او، دنيا چه صورتى خواهد داشت، و نسلهاى آينده در چه اوضاع و شرايطى خواهند زيست، و احوال آنها، در دنياى آينده چگونه خواهد بود.
* و سپس مىخواهند بداند: در حال حاضر، در دوران بين گذشته و آينده، كه خود در آن زندگى ميكند، با مردم چگونه بايد رفتار كند، و امورى را كه بين او و ديگران جارى است، چگونه سر و سامان دهد، تا به راه نادرست نرود و به طريق آسايش و رستگارى گام بردارد
قرآن مجيد، كلام الهى و آسمانى ما مسلمانان، كتاب سازنده و روشنگرى است كه اين سه موضوع مهم و حياتى را، براى ما، به روشنى و بدون ترديد يا ابهام، توضيح داده است.
پس ما، اگر مىخواهيم با درك و آگاهى زندگى كنيم و در منجلاب و گمراهيها فرو نرويم، و به سوى سعادت گام برداريم، بايد قرآن را به دقت بخوانيد، معنى آن را درك كنيم، و مفاهيم آن را دستور زندگى خويش قرار دهيم، و احكام آن را به كار بنديم.
پنج سخن از پیر هرات خواجه عبدالله انصاری
1- بنده آنی که در بند آنی.
2- آن ارزی که می ارزی.
3- دوست را از در برون کنن، اما از دل برون نکنند.
4- اگردرآئی باز است و اگر نیایی خدای بی نیاز است.
5- ازاو خواه که دارد و می خواهد که از او خواهی.
----------------------------------------
راستی نفهمیدم چرا کتاب پیر هرات در نمایشگاه بین المللی قرآن تهران ممنوع الفروش گردید.
اوصاف قرآن در نگاه اهل عصمت-7
درجه اى از نبوت
اميرالمؤ منين (عليه السلام ) مى فرمايد: من قرء القرآن فكاءنما اءدرجت النبوة بين جنبيه الا اءنه يوحى اليه . آن كس كه قرآن را قرائت كند، گويا نبوت در جان او ادراج شده است ، گرچه او وحيى دريافت نمى كند . قرائت قرآن شرايط خاصى دارد كه با رعايت آنها چنين آثارى مترتب خواهد شد؛ چنانكه قرائت در آياتى مانند (قرء باسم ربك الذى خلق ) و (اقرء و ربك الاءكرم ) (1) نيز خواندن صرف نيست .
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم نيز مى فرمايد: من قرء ثلث القرآن فكاءنما اءوتى ثلث النبوة و من قرء ثلثى القرآن فكاءنما اءوتى ثلثى النبوة و من قرء القرآن كله فكاءنما اءوتى تمام النبوة ثم يقال له : اقرء وارق بكل آية درجة . فيرقى فى الجنة بكل آية درجة حتى يبلغ ما معه من القرآن ثم يقال له : اقبض فيقبض ...فاذا فى يده اليمنى الخلد و فى الاءخرى النعيم (2)
پس از صعود مؤ من در درجات بهشت حكم جاودانگى در بهشت را در دست راست خود و نعم الهى را در دست چپ خود مى يابد و از اين رو در دعاى وضو مى گوييم : اللهم اءعطنى كتابى بيمينى و الخلد فى الجنان بيسارى (3).. .
1- سوره علق ، آيات 1 و 3 .
2 - جامع اءحاديث الشيعه ، ج 15، ص 17 .
3 - بحار، ج 77، ص 319 .
بر گرفته شده از کتاب تسنيم تفسير قرآن كريم ، جلد اول . تا لف : آية الله جوادى آملى
روح حاکم در جامعه اسلامی
روح حاکم در جامعه اسلامی باید روح ملاطفت و ملایمت با همه اقشار جامعه باشد، مسلمان و غیر مسلمان ؛ امام صادق (ع) به اسحاق بن عمار فرمودند : "شما نسبت به هر انسانی مؤدب باشید، خواه کافر خواه مسلمان ، ادب جزء وظایف اسلامی است . حتی اگر با یهودی برخورد کردی نشستن با اور ا نیکو نما."
اختصاص،ص225

گزیده از زندگی نامه امام حسن مجتبی (ع)
امام حسن مجتبی (ع ) پیشوای دوم شعیان ، فرزند اميرمؤ منان على بن ابيطالب و مادرش فاطمه زهرا دختر پيامبر خدا (ص ) است . امام حسن (ع ) در شب نيمه ماه رمضان سال سوّم هجرت در مدينه تولد يافت . وى نخستين پسرى بود كه خداوند متعال به خانواده على و فاطمه عنايت كرد.
رسول اكرم (ص ) بلافاصله پس از ولادتش ، او را گرفت و در گوش راستش اذان و در گوش چپش اقامه گفت . اين نوزاد را حسن نام داد و اين نام در جاهليت سابقه نداشت . كنيه او را ابومحمّد نهاد و اين تنها كنيه اوست .
لقب هاى او: سبط، سيد، زكى ، مجتبى است كه از همه معروفتر (مجتبى ) مى باشد.
پيامبر اكرم (ص ) به حسن و برادرش حسين علاقه خاصى داشت و بارها مى فرمود كه حسن و حسين فرزندان منند و به پاس همين سخن على به ساير فرزندان خود مى فرمود: شما فرزندان من هستيد و حسن و حسين فرزندان پيغمبر خدايند.
امام حسن هفت سال و خرده اى زمان جد بزرگوارش را درك نمود و در آغوش مهر آن حضرت بسر برد و پس از رحلت پيامبر (ص ) كه با رحلت حضرت فاطمه دو ماه يا سه ماه بيشتر فاصله نداشت ، تحت تربيت پدر بزرگوار خود قرار گرفت .
كمالات انسانى
سخنان حضرت امام حسن (ع )
ادامه مطلب
بهترین استفاده از ماه خدا
انسان مسافری است که سفر ابد در پیش دارد. ره توشه آن سفر ابد را باید همین چند روزه تهیه کند . در این ماه در های آسمان بر روی مؤمن باز می شود ، و مؤمن می تواند با وارستگی، به باطن عالم راه پیدا کند و اگر بهترین فرصت ، ماه مبارک رمضان است . پس بهترین سود را ماه رمضان و اهلش دارند.
( حکمت عبادات – آیت الله جوادی آملی – ص 168)
شكى نيست كه قرآن مجيد، در عرض 23 سال به نحو تدريجى نازل شده است . و از سوى ديگر مى خوانيم كه : قرآن كريم در ماه مبارك رمضان و در يك شب نازل گرديده است .: (( شهر رمضان الذى انزل فيه القرآن )) (1) تصريح مى كند كه قرآن در ماه رمضان نازل گشته است . و آيات شريفه : (( انا انزلناه فى ليلة القدر )) (2) و (( انا انزلناه فى ليلة مباركة )) (3) نشان مى دهند كه قرآن مجيد، در يك شب نازل گرديده است . و آن يك شب در ماه رمضان بوده است . و از روايات به دست مى آيد كه آن شب ، شب 23 مبارك رمضان است .
درباره جمع ميان اين دو مطلب ، در روايات شيعه و اهل سنت آمده است كه قرآن ، در يك شب از جانب خداوند به (بيت المعمور) يا (بيت العزة ) نازل شده ، و پس از آن ، بتدريج بر آن حضرت نازل گشته است .
در اينجا تحقيق ديگرى نيز هست كه بسيار قوى مى باشد و آن اينكه قرآن مجيد دوبار نازل گرديده است ؛ بار اول ، به طور فشرده و بسيط به قلب آن حضرت نازل شده و بار ديگر، به طور مشروح و به تدريج و در عرض 23 سال. در تفسير الميزان ، ذيل آيه شريفه (شهر رمضان ...) اين تحقيق را قبول كرده و بر آن استدلال مفصل نموده است . روايات نيز در دوبار نازل شدن قرآن كريم ، صراحت دارند.
توضيح اينكه : قرآن مجيد، خود حاكى است كه رسول خدا - صلى الله عليه و آله - پيش از آنكه جبرئيل بيايد و آن را بخواند، قرآن را مى دانست ولى اجازه خواندن نداشت . آن آيه چنين است : (( لا تحرك به لسانك لتعجل به ان علينا جمعه و قرآنه فاذا قراءناه فاتبع قرآنه ثم ان علينا بيانه )) (4)
يعنى : (زبانت را به خواندن قرآن ، حركت مده ، كه جمع كردن و خواندن آن بر عهده ماست . و چون ما آن را خوانديم ، از قرائت آن پيروى كن . سپس تفهيم آن بر عهده ماست .).
از اينجا معلوم مى شود كه قرآن كريم با نزول اول ، در قلب آن حضرت بوده است و آن را مى دانسته است . ولى لازم بود جاى مناسب و اندازه مناسب آن را جبرئيل بيان كند كه در كجا بخواند و چقدر بخواند؟
1- سوره بقره ، آيه 185
2- سوره قدر، آيه 1 .
3- سوره دخان ، آيه 3
دوستان عزيز براي آگاهي بيشتر مي توانند به كتاب " نگاهى به قرآن" تالف " حجة الاسلام و المسلمين حاج سيد على اكبر قرشى" مراجعه كنند.
روزه دارى تنها به معناى نخوردن و ننوشيدن نيست بلكه روزه كامل داراى شرايطى است كه بايد مراعات شود امام صادق عليه السلام در اين زمينه مى فرمايد: روزه دار بايد به امور ذيل توجه داشته باشد:
1. دروغ نگويد 2. چشمش را از گناه حفظ كند 3. دعوا نكند 4. حسادت نورزد 5. غيبت نكند 6. با حق مخالفت نكند 7. خشمگين نشود 8. فحش ندهد 9. سرزنش نكند 10. طعنه نزند 11. مجادله ننمايد 12. ستم ننمايد 13. ديگران را به زحمت نياندازد 14. از ياد خدا غافل نشود 15. توجه به نماز زياد داشته باشد 16. زياد سكوت كند 17. بردبار باشد 18. راستگو باشد 19. از افراد بد دورى جويد 20. از موسيقى اجتناب نمايد 21. از دشمنى پرهيز كند 22. سخن چينى نكند 23. آماده قيامت باشد 24. زاد و توشه ديدار خداوند را مهيا كند 25. در عبادات و رفتار روزانه ، خضوع و خشوع را انتخاب كند 26. اسرار خود را حفظ كند 27. دل را پر از اطاعت خدا نمايد 28. بدن خود را از حرام و نجس ها پاك كند 29. دلى ترسان و اميدوار به خدا داشته باشد.
اوصاف قرآن در نگاه اهل عصمت-6
عامل صعود بهشتيان
مردى از حضرت سجاد (عليه السلام ) سؤ الاتى كرد و آن حضرت به آنها پاسخ داد . آن مرد به فكر طرح پرسش جديد افتاد، امام سجاد (عليه السلام ) فرمودند: در انجيل آمده است : تا به آموخته هاى پيشين خود عمل نكرده ايد، دانش جديد مطلبيد (زيرا معلوم مى شود علم را براى عمل نمى خواهيد و ) علمى كه براى عمل نباشد عامل دورى از خداست . آنگاه فرمود: خداوند بهشت را با دست خود، خشتى از طلا و خشتى و از نقره آفريد و ملات آن را مشك و خاك آن را زعفران و ريگ آن را لؤ لؤ قرار داد و درجات بهشت را به اندازه آيات قرآن قرار داد . پس كسى كه ( در دنيا) قرآن خواند، خداوند به او مى فرمايد: بخوان و بالا برو و كسى كه از آنان (اهل قرآن ) وارد بهشت شد، هيچ كس در درجه بهشت از او برتر نخواهد بود، مگر پيامبران و صديقان . (1)
حفص مى گويد: حضرت موسى بن جعفر (عليه السلام ) به مردى فرمودند: آيا بقاى در دنيا را دوست مى دارى ؟ آن شخص كه از تربيت شدگان مكتب امامت بود، عرض كرد: آرى آن حضرت پرسيدند: چرا؟ عرض كرد: براى آن كه به قرائت سوره محبوب خود، (قل هو الله اءحد) بپردازم (2). امام كاظم (عليه السلام ) پس از لحظه اى سكوت فرمودند ؛ اگر از شيعيان ما، كسى قرآن را به خوبى فرا نگرفته باشد (چون به حقيقت آن ايمان دارد) در جهان برزخ ، قرآن به او تعليم داده مى شود تا خداى سبحان با معرفت قرآن بر درجات او بيفزايد؛ زيرا درجات قرآن به اندازه آيات قرآن است . به قارى گفته مى شود: بخوان و بالا برو . او نيز مى خواند و بالا مى رود .
در جهان برزخ زمينه اى براى تكامل عملى نيست ، تا انسان با انجام كارى واجب يا مستحب به كمال برتر عملى برسد، ولى راه تكامل علمى باز است ؛ نظير آنچه در رؤ يا براى روح معلوم مى شود و براى آگاهى به آن حركت فراگيرى از قبيل كوششهاى بدنى در زمان بيدارى راه ندارد و بسيارى از علوم و معارف دين در آن جا براى انسانها روشن و مشهود خواهد شد و چون عدد درجات بهشت به عدد آيات نورانى قرآن كريم است ، براى ترفيع درجات شيعيان ، ابتدا از تعليم قرآن بهره مند خواهند شد و سپس با فرمان اقراء وارق مى خوانند و در درجات بهشت صعود مى كنند .
صعود در درجات بهشت پاداش قرائت در عالم آخرت نيست ؛ زيرا در عالم برزخ ، تكليف و عمل مكلفانه كه جزا را به همراه داشته باشد نيست ، بلكه صعود بهشتيان در درجات بهشت ، همان ظهور انس با قرآن در دنياست .
حفص مى گويد: در خوف و رجا كسى را همتاى موسى بن جعفر (عليه السلام ) نيافتم و قرائت او با حزن آميخته بود هنگامى كه قرآن را قرائت مى كرد گويا با كسى سخن مى گفت و اين ويژگى تلاوت متدبرانه است كه قارى متدبر خود را گاهى مخاطب خداوند مى يابد .(3)
نحوه فراگيرى قرآن در ميان اصحاب پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بدين گونه تبيين شده است ؛ آنان ده آيه از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرا مى گرفتند و تا بر علم و عمل به آن واقف نمى گشتند، آيات بعدى را فرا نمى گرفتند . (4)
1 -جامع اءحاديث الشيعه ، ج 15، ص 15 .
2- در يكى از جنگهاى صدر اسلام كه اميرالمؤ منين (عليه السلام ) از سوى رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرماندهى لشكر را بر عهده داشت ، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم پس از بازگشت لشكر، از برخى سپاهيان گزارش سفر خواست و پرسيد فرمانده لشكر خود را چگونه يافتيد؟ آنان از مداومت حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) بر قرائت سوره توحيد در نمازها، نزد پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شكايت كردند . رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم از اميرالمؤ منين پرسيدند: درباره اين گزارش چه مى گوييد؟ حضرت اميرالمؤ منين در پاسخ عرض كرد: من تلاوت (قل هو الله اءحد) را دوست دارم (بحار، ج 89، ص 348 ) .
3- جامع اءحاديث الشيعه ، ج 15، ص 15 .
4 -همان ، ص 27 .

روزه داراى سه مرتبه و درجه است : 1. روزه عوام مردم 2. روزه خواص 3. روزه خواص الخاص .
درجه اوّل : عبارت است از نگهدارى جسم از مفطرات ، مانند غذا خوردن و آشاميدن و... . درجه دوّم : عبارت است از نگهدارى چشم ، گوش ، زبان ، دست ، پا و ساير جوارح از گناه . لذا امام صادق عليه السلام مى فرمايد: اذا صمت فليصم سمعك و بصرك و شعرك و جلدك و عدّد اشياء غير هذا و قال لا يكون يوم صومك كيوم فطرك *. درجه سوّم عبارت است از: نگه داشتن فكر و قلب از افكار دنيوى و به تعبير ديگر نگه داشتن نفس از تفكر و انديشه در ماسوى اللّه.
*بحارالانوار، ج 96، ص 254.
خيز وهابيت براى تسخير آسياى مركزى
با اينكه نزديك به دو دهه از استقلال كشورهاى آسياى ميانه از شوروى سابق مى گذرد مشكلات و ساختارهاى اقتصادى، ناكافى بودن اطلاعات مسلمانان اين مناطق از اسلام و تبليغات مؤثر و هدايت شده وهابيت توانسته است نفوذ خود را در اين مناطق گسترش دهد. اين امر به ويژه در كشورهايى همانند ازبكستان، قزقيزستان و تاجيكستان قابل لمس بوده و روند رو به گسترش وهابيت، نگرانى مقامات دولتى و مذهبى اين كشورها را باعث شده است.
با نگاهى به ساختار مذهبى و جمعيتى كشورهاى آسياى مركزى درمى يابيم اصولاً ساختار مذهبى اين جوامع با نگاهى مداراگرايانه از شاخه هاى اسلام سنى، شيعيان اسماعيلى، فرقه هاى عرفانى و معنوى اسلامى و برخى اقليت هاى ديگر تشكيل شده است. اين صورت بندى مذهبى در طول دهه هاى گذشته مانع گسترش بنيادگرايان سلفى در اين مناطق بوده است اما پس از فروپاشى شوروى و افزايش خلامذهبى در ميان شهروندان و جوانان اين مناطق از آنجايى كه مديريت مذهبى كافى براى اين كشورها از طرف دولت انجام نشده است و در همين زمان عربستان سعودى به عنوان قطب اصلى و داعيه دار جهان اسلام (خادمين حرمين شريفين) با كمك هاى اقتصادى و نهاد و مؤسسه هاى تبليغاتى خود تلاش هاى زيادى براى نفوذ در اين مناطق در راستاى ترويج انديشه ها و مذهب وهابيت انجام داده است. از آنجا كه جذابيت هاى مالى، انگيزه ويژه اى از سوى جوانان اين نواحى در جهت گرايش به وهابيت است، در اين راستا اعطاى بورس ها و وام هاى تحصيلى به جوانان اين مناطق براى تحصيل در مراكز علمى و مذهبى وهابيت و پشتيبانى هاى مالى آنان را به سربازانى در راه ترويج انديشه هاى وهابيت در آسياى مركزى در آورده است.
ادامه مطلب
اول سال سالکان
برای بسیاری ها اول سال نوروز است . به گفته مرحوم سید بن طاوس : اول سال اهل دل و سلوک ، ماه رمضان است. حساب ها را از از این ماه مبارک تا ماه مبارک بعدی بررسی می کنند ؛ در ماه مبارک گذشته چه درجه ای داشتند و دراین ماه مبارک چه درجه دارند. ماه مبارک رمضان برای سالکان الی الله ماه محاسبه و حسابرسی است.
اوصاف قرآن در نگاه اهل عصمت-5
راه ربانى شدن انسان
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمايد: ما من مؤ من ، ذكر اءو اءنثى ، حر اءو مملوك الا و لله عليه حق واجب : اءن يتعلم من القرآن و يتفقه فيه . ثم قرء هذه الآية : ( و لكن كونوا ربانيين بما كنتم تعلمون الكتاب (1) ؛ حق خداى سبحان بر همگان اين است كه قرآن را فقيهانه فرا گيرند؛ زيرا قرآن كريم انسانها را به ربانى شدن فرا مى خواند و راه آن را نيز فراگيرى قرآن مى داند .
عالم ربانى كسى است كه هم پيوندى مستحكم با رب العالمين داشته باشد و هم انسانها را به خوبى بپروراند و گفتار امامان معصوم (عليهم السلام ): فنحن العلماء و شيعتنا المتعلمون (2) نيز براى تبيين مصداق كامل عالم ربانى است ، نه حصر آن در اهل بيت (عليهم السلام ) . البته كاملترين مصاديق عالم ربانى امامان (عليهم السلام ) هستند؛ اما راه ربانى شدن براى شاگردان آنان نيز باز است .
2- اصول كافى ، ج 1، ص 34 .
1. تقويت اخلاص : قالت فاطمه عليهاالسلام : فرض اللّه الصيام تثبيتا للاخلاص (1) خداوند روزه را واجب كرد تا اخلاص را در انسان ها تثبيت كند.
2. رهايى از عذاب الهى : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : الصوم جنة من النار (2) روزه سپر آتش جهنم است .
3. پاداش برتر: قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : الصوم لى و انا اجزى به (3) روزه مال من است و من پاداش روزه را خواهم داد. يا اين كه من پاداش روز هستم .
4. سياه شدن روى شيطان : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : الصوم يسّود وجهه (الشيطان ) (4) روزه صورت شيطان را سياه مى كند.
5. تندرستى : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : اغزوا تغنموا و صوموا تصحّوا سافروا تستغنوا (5) به جنگ برويد تا غنيمت و بهره ببريد و روزه بگيريد تا سلامت بدن يابيد و به مسافرت رويد تا بى نياز شويد.
6. آمرزش : قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : يا جابر هذا شهر رمضان من صام نهاره و قام وردا من ليله و عفّ بطنه و فرجه و كفّ لسانه خرج من ذنوبه كخروجه من الشهر فقال جابر يا رسول اللّه ما احسن هذا الحديث فقال رسول اللّه يا جابرو ما اشدّ هذا الشروط. (6) اى جابر! اين ماه مبارك رمضان است ؛ هر كس روزه بگيرد و شب را به دعا بپردازد و عفت شكم و فرج داشته باشد و زبانش را نگه دارد، از گناهان خود بيرون مى رود، همان طورى كه از ماه رمضان خارج مى شود. جابر عرض كرد اى پيامبر خدا! اين سخن چقدر نيكوست . پيامبر فرمود: چقدر رعايت شرايط روزه كامل ، دشوار است .
7. همدردى با مستمندان : قال الصادق عليه السلام : انما فرض اللّه عزوجل الصيام ليستوى الغنىّ و الفقير... و ان يذيق الغنىّ مسّ الجوع و الالم ليرقّ على الضعيف و يرحم الجائع (7) خداوند روزه را بر مسلمانان واجب ساخت تا فقير و غنى همسان گردند... و خداوند اراده كرد به اغنيا سختى گرسنگى و درد تشنگى را بچشاند تا آنان به ضعيفان و گرسنگان ترحّم كنند.
8 . از بين رفتن شهوات نفسانى : قال الصادق عليه السلام قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : فالصوم يميت مراد النفس و شهوة الطبع فيه صفاء القلب و طهارة الجوارح و عمارة الظاهر و الباطن و الشكر على النعم و الاحسان الى الفقراء و زيادة التضرع و الخشوع و البكاء و حبل الالتجاء الى اللّه و سبب انكسار الشهوة و تخفيف الحساب و تضعيف الحسنات و فيه من الفوائد مالا يحصى (8) روزه ، خواست هاى نفسانى و طبيعت شهوانى را تضعيف مى كند و موجب صفاى قلب و پاكى جوارح بدن مى گردد و مايه آبادانى ظاهر و باطن انسان مى شود و نيز باعث شكر نعمت و احسان به فقرا و عامل كثرت تضرع و خشوع و ناله به درگاه پروردگار است ، همچنين سبب تمسك و روى آوردن به ريسمان محكم الهى و مايه شكسته شدن و تخفيف در حساب و مضاعف گشتن حسنات مى شود.
در اين روايت چهارده فائده و اثر ارزشمند براى روزه بيان شده است كه مجموعه اى از فضايل نفسانى است.
1- علل الشرايع ، ج 1، ص 246.
2- سفينة البحار، ماده حدث .
3- روضة المتقين ، ج 3، ص 225.
4- روضة المتقين ، ج 3، ص 227.
5- بحارالانوار، ج 62، ص 267.
6- فروع كافى ، ج 4، ص 87.
7- وسائل ، ج 7، ص 3.
8- بحارالانوار، ج 96، ص 254.
دنبال طبيب بگرديم
آرى هر كس با دقت به خويش مراجعه كند مى بيند كه عقلش دچار جهل ، قلبش دچار بسيارى از امراض مانند وسوسه ، غرور ، حسد ، كبر ، ريا ، حب جاه ، و حب شهوت و ديده و گوش و دست و پا و شكم و شهوت هر يك داراى امراضى هستند ، و طبيب اين امراض و معالج اين دردها قطعاً خود انسان نيست ، اين خداى مهربان است كه با توجه و عنايت و بوسيله انبيا و امامان و كتب آسمانى معالج انسان مى باشد ، و اين انسان است كه براى درمان دردها بايد به نسخه هاى شفابخش الهى عمل كند كه از جمله آن نسخه ها روزه همراه با شرايط است . بخود مغرور نباشيد ، و در باره خود تصور سلامت نداشته باشيد ، تا هستيد خود را مريض و خداى مهربان خود را طبيب خود بدانيد كه در همه كره زمين ، سالم اندك و مريض بسيار زياد است .

از خدا توفيق بخواهيم
بيائيد با تضرع و خضوع و خشوع به درگاه حضرت او به انابه برخيزيم و از جنابش با كمال صدق و صفا بخواهيم كه اولا تمام گناهان ما را كه در گذشته از ما صادر شده و نقائص عبادات ما را ببخشد و در بقيه عمر توفيق عمل خالص در تمام زمينه هاى عبادى به ما عنايت كند .
از نظر قرآن کریم، روزه يكى از بهترين روش هاى عملى براى تربيت و تزكيه روح است زيرا با اجتناب از يك سلسله امور مانند غذا خوردن ، نوشيدن و لذايذ مادى ديگر، انسان بر شهوت هاى نفسانى تسلّط پيدا مى كند و بدين وسيله اراده و عزم او تقويت مى شود. علاوه بر احساس گرسنگى و تشنگى در يك مدت معين انسان يادآور گرسنگى و نياز مستمندان در جامعه مى گردد چه اين كه ياد گرسنگى و تشنگى در روز قيامت نيز از حكمت هاى روزه شمرده شده است . جالب اين كه براى پذيرش روزه در درگاه الهى علاوه بر امساك از مفطرات مادى انسان لازم است زبان و دست و چشم و ساير اعضاى خود را نيز از گناه و معصيت باز دارد.
1. تشريع روزه : يا ايها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلّكم تتقون (1) اى اهل ايمان روزه بر شما نوشته شد همان گونه كه بر كسانى كه قبل از شما بودند نوشته شده تا پرهيزگار شويد.
2. وجوب روزه در ايام معين ايّاما معدودات
3. وجوب قضاى روزه رمضان براى معذورين : فمن كان منكم مريضا او على سفر فعدّة من ايّام اخر كسانى از شما كه مريض هستند يا مسافر باشند روزهاى ديگرى را روزه بگيرند.
4. خير بودن روزه براى مردم : و ان تصوموا خير لكم ان كنتم تعلمون (2) روزه گرفتن براى شما بهتر است اگر بدانيد.
5. وجوب روزه از سپيده صبح تا آغاز شب : ثم اتمّوا الصيام الى الليل (3) پس روزه را از صبح تا شب تكميل كنيد.
6. هدف از تشريع روزه : و لتكملوا العدّة و لتكبروا اللّه على ما هديكم و لعلكم تشكرون (4) هدف از وجوب روزه اين است كه اين روزها را تكميل كنيد و خدا را بر اين كه شما را هدايت كرده بزرگ شماريد وشايد شكرگذارى نماييد.
7. عدم وجوب روزه در حال سختى : يريد اللّه بكم اليسر ولايريد بكم العسر (5) خداوند راحتى و آسانى شما را مى خواهد و نه سختى شما را.
2- بقره ، 184.
3- بقره ، 187.
4- بقره ، 185.
5- بقره ، 185.
مشکلات رسمالخط قرآني عثمان طه
با بررسيهاي انجام شده در رسم الخط عثمان طه شش اشتباه پيدا كردهايم كه اين اشتباهات بايد رفع شود.اين مرجع تقليد اظهار داشت: اگر كسي از روي قرآن عثمان طه بخواند، دروغ بر خدا نبسته بلكه برخي از كلمات را اشتباه ميخواند.
به گزارش خبرگزاري فارس از قم – ایران ، آيتالله العظمي ناصر مكارم شيرازي در جمع نمازگزاران حرم مطهر حضرت معصومه(س) ، با اشاره به سئوال مطرح شده مبني بر اينكه رسمالخط قرآن عثمان طه آيا داراي ايرادات بوده و آيا اين مسئله در روزه اشكال ايجاد ميكند، گفت: قرآن يك رقم بيشتر نيست و هيچگونه تحريف و تغييري در قرآن از زمان پيامبر حاصل نشده است، ولي طرز نوشتن در برخي از قرآنها به گونهاي است كه مردم اشتباه ميخوانند.
وي اضافه كرد: كساني كه به اين رسمالخط آشنا هستند، آن را درست ميخوانند ولي كساني كه با اين رسمالخط آشنا نيستند و حتي عربها آن را اشتباه ميخوانند.
در این گزارش اشاره به این اشتباهات نشده است.
با دهان پاکیزه قران بخوانید
از فرمایشات نبی اکرم (ص) است که می گوید : دهان را خوشبو کنید زیرا دهان انسان، راه قرآن است. امام رضا (ع) نیز از رسول گرامی اسلام (ص) نقل می کند : نه فقط دندان را مسواک کنید، بلکه دندان وزبان و فضای دهان را هم پاک کنید . هم از خوردن غذای شبهه ناک بپر هیزید و هم از گفتن حرف مشکوک دوری کنید، تا دهان شما شایستگی پیدا کند مجرای الفاظ قرآن گردد.
اگر قران ، که کوثر و چشمه زلال است، از دهان لایه روبی نشده عبور کند بی اثر است؛ رنگ می گیرد و بو می پزیرد و چون می خواهید قرآن بخوانید و سخن شما در دیگران اثر کند و خود تان هم که می شنوید متاثر شوید، دهان را پاک نگهدارید.
زنان مافیای ایتالیا
پلیس ضد مافیا در ایتالیا می گوید شمار رو به افزایشی از زنان این کشور در فعالیت های مجرمانه شرکت دارند.این نیروها می گویند این دست از زنان هدایت فعالیت هایی را بر عهده گرفته اند که قبلا توسط شوهران و مردان خانواده شان انجام می گرفته است. پلیس شمار زیادی از اعضای مرد مافیای ایتالیا را دستگیر و محبوس کرده است.
گفته می شود که این گروه از زنان همچون مردانشان مرگ آفرین هستند و در همه فعالیت های خلاف و خشونت بار، از اخاذی گرفته تا قتل، دست دارند. اعضای زن گروه های مافیایی، مانند مردان نام های مستعار دارند. یکی "گربه چاقه" خوانده می شود، یکی "آتشپاره" و دیگری "عروسک کوچولو."
ادامه مطلب
قرآن بخوان
قرآن ، خود يكي از اقسام ذكر است و مي تواند در هر فايده اي كه ذكر و دعا دارند قائم مقام آن دو گرددبر تر از آن ؛ قرآن ، سخن خداست، اسم اعظم در قرآن است و قرآن ، چشمه جوشان علم است .
رسول گرامی اسلام می فرماید : خانه هاي خود را با تلاوت قرآن ، نوراني كنيد و آنها را چون قبرستان قرار ندهيد، همانطور كه يهود و نصاري چنان كردند كه در معابد و كنيسه ها نماز مي گزاردند و خانه هاي خويش را تعطيل نمودند؛ چون هرگاه در خانه اي قرآن زياد تلاوت شود، خيرش زياد مي گردد و آن خانواده بهره مند مي گردند و براي اهل آسمان نور مي دهد همچنانكه ستارگان آسمان براي اهل زمين ، نور افشاني مي كنند.
حضرت صادق - عليه السلام-: هرگاه انسان مسلمان در خانه قرآن بخواند، اهل آسمان آن خانه را آنگونه مي بينند كه اهل دنيا ستاره درخشنده را در آسمان مي نگرند.
حضرت رضا - عليه السلام - : براي خانه هايتان بهره اي از قرآن قرار دهيد كه اگر در خانه اي قرآن خوانده شود، كارها بر اهلش آسان شده ، خيرش زياد مي گردد و ساكنينش در فزوني هستند و اگر در خانه اي قرآن تلاوت نگردد، بر اهلش تنگ شده ، خيرش كم مي گردد و ساكنينش در نقصان قرار دارند.
اقسام روزه
بيداران راه خدا ، بر اساس آيات كتاب حكيم و روايات وارده در معارف الهيه روزه را به سه درجه تقسيم كرده اند :
روزه عموم :حفظ شكم و شهوت از خوردن و آشاميدن و بهره گيرى از غريزه جنسى است ، و رعايت آداب ظاهرى .
روزه خصوص :حفظ گوش و چشم و زبان و دست و پا و سائر جوارح از گناهان و آثام است .
روزه خصوص الخصوص :روزه قلب از هموم دنيويه و افكار پست و كف او از ماسوى الله است افطار اين روزه به فكر در ماسوى الله و روزه قيامت است و توجه به دنيا و متاع آن است مگر دنيائى كه مقدمه دين باشد ، كه اينگونه دنيا زاد آخرت است و فكر در آن نيكو و مستحسن مى باشد .
چادر ملي و دانشجويي با اصل موضوع حجاب در تضاد است
معتقدم ما هيچ نيازي به تغيير ماهيت چادر سنتي نداريم و بايد به همان فرم چادر پايبند باشيم، به همين دليل چادري طراحي كردم كه در ظاهر تفاوتي با چادر سنتي ندارد اما سعي كردهام معايب چادر را براي خانمهايي كه هنگام رانندگي يا در محيط كار نياز به آزادي دستهايشان دارند، برطرف كنم.
به گزارش فارس به نقل از روابط عمومي مركز رشد دانشگاه قم، منصوره وطني ( پژوهشگردینی) با بيان اينكه چادر جديد در ظاهر هيچ تفاوتي با چادر سنتي ندارد، تصريح كرد: چادر جديد طوري طراحي شده كه نياز به استفاده از مقنعه و پوششهاي ديگر نيست.
وي گفت: متاسفانه ويترين مغازهها پر از چادرهاي ملي و دانشجويي است كه به نظر من اين اقلام چادر با اصل موضوع حجاب در تضاد است.

دانستنیهای لازم درباره شب قدر و اعمال آن
*حضرت آیت الله العظمی مظاهری«مدّظلّه»
فضیلت شب قدر
شب قدر در تعلیمات اسلامی از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است. اهمیّت این شب عزیز به حدّی است كه بر اساس آیه اول سوره مباركه قدر، در این شب، قرآن كریم در یك نزول دفعی به سینه مبارك پیامبر اكرم «صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» نازل شده است. نكته دیگر، شیوه بیان آیه «وَ ما أَدْراكَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ» است. عرب كلمه «مَا أدرَاكَ» را هنگامی به كار میبرد كه بخواهد اهمیّت مطلب را بیان كند. میفرماید: چه میدانی كه شب قدر چه شبی است؟ به عبارت دیگر، میفرماید: درك اهمیّت شب قدر به اندازهای است كه نمیتوان آن را وصف كرد و انصافاً توصیف این شب قدر در قالب واژهها و الفاظ نمیگنجد. «لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر»[1] شب قدر از هزار ماه بهتر است. ارزش شب قدر افضل از ارزش هزار ماه است؛ و هزار ماه برابر با حدود هشتاد سال، یعنی عمر طبیعی یك انسان است. یعنی عبادت در این شب با ارزشتر از عبادت یك عمر است.
معنای قدر
در شب قدر جبرئیل همراه با ملائكه مقرب خدا كه تعداد آنها معیّن نشده و شاید چندین میلیون باشند، نازل میشود و مقدّرات انسانها را به خدمت امام معصوم«علیهالسّلام» كه در زمان پیامبر«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» به خدمت آن حضرت و در زمان امیرالمؤمنین«علیهالسّلام» به خدمت آن بزرگوار و اكنون به خدمت قطب عالم امكان حضرت ولیعصر«ارواحنافداه» تقدیم میدارند. به عبارت دیگر، در شب قدر است كه انسان میتواند مقدّرات خویش را در یك پرونده درخشان برای سال آینده خود تهیه كند و نام خود را در طومار سعادتمندان و در طومار ارادتمندان حضرت ولیعصر? به عنوان یك شیعه ثبت نماید، «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ» بیان كننده چنین مفهومی است.
تعیین مقدّرات هر انسانی به دست خود او است. اگر كسی طالب سعادت باشد، میتواند به آن دست یابد و چنانچه خواهان شقاوت باشد
نیز به همان خواهد رسید. «یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّما بَغْیُكُمْ عَلى أَنْفُسِكُمْ»[2] ای مردم بیتردید ستمهای شما به زیان خودتان است.
در شب قدر اگر كسی به راستی توبه كند و یك شرمندگی درونی و حالت خجالتزدگی برای او پیش آید و بعد هم از خداوند خیر دنیا و آخرت را بخواهد، پرونده درخشانی كه پس از توبه گشوده میشود، زمینه سعادت وی را فراهم میآورد و امام زمان(ارواحنافداه) این تقدیر را تأیید مینمایند. چنانكه اگر كسی به دنبال شقاوت باشد، در شب قدر به جای توبه، گناه میكند یا اعراض از دعا و توبه دارد و اهمیّت به دعا نمیدهد. بنابراین در شب قدر صاحب یك پرونده سیاه است كه نابود هم نمیشود. تقدیر او شقاوت است و این تقدیر هم به تایید امام زمان(ارواحنافداه) میرسد.
در طول سال هم هركسی میتواند تقدیری كه در شب قدر برای خود ایجاد كرده است، حفظ نماید و به آن عمل كند. آنكه مقدّر او سعادت و خوشبختی است، میتواند با افزایش ارتباط با معنویات و انجام اعمال صالح، بر سعادت خود بیفزاید و آنكه شقاوت و بدبختی را برای تقدیر خود انتخاب كرده است، میتواند با اعراض از ارتباط با خدا و ارزشهای معنوی، شقاوت و بدبختی خود را بیشتر كند. سپس آیات شریفه این سوره، صفت دیگری را برای شب قدر بیان میكند و میفرماید: «سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْر»[3] آن شب همه مشمول سلامت و رحمت خدا است تا طلوع فجر.
یعنی شب قدر، شب سلامتی و شب پرخیر و بركتی است كه انسان میتواند سلامتی و سعادت دنیا و آخرتش را تأمین كند. در این آیه،
كلمه «سلام» همراه با تأكیداتی ذكر شده است؛ یعنی شب قدر از اول شب تا به صبح مملو از بركات خداوند لایزال است. در این شب، از اول شب تا به صبح، خیر دنیا و آخرت انسان قرار داده شده است. از این رو، قدر این شب را باید بهتر دانست و عظمت آن را بیشتر باید شناخت. در این چند شبی كه به احتمال بسیار قوی، شب قدر میباشد، انسان باید خیر دنیا و آخرت را برای خود و دیگران بخواهد؛ لذا در این مجال برخی از اعمال این شب بیان می شود، بلكه موجب بهرهبرداری بیشتر از این اوقات عزیز گردد.
نكاتی در ارتباط با شب قدر
1. توجّه
اوّل توجّه دادن دل به اینكه این شب چه شب با عظمتی است. در شبی كه خداوند به ملائكه میگوید: بروید و فریاد بزنید آیا بنده حاجتمند و گرفتار و گناهكاری هست كه به بركت این شب او را مورد مغفرت قرار دهیم؟ توجّه به این نكته لازم است كه عبادت در این شب از یك عمر عبادت مخلصانه در ایام عادی برتر است. فراموش نشود كه در این شب، مقدّرات انسانها رقم میخورد و در این شب است كه آدمی باید نظر ربّ ودود را به خود معطوف نماید و سرنوشت خود را به نیكی مبدّل سازد. توجّه داشتن و غافل نبودن اولین گام در سیر و سلوك است. استاد
بزرگوار ما علامه طباطبایی«قدّسسرّه» هنگام جان دادن این جمله را مرتب تكرار كردند و از دنیا رفتند:
توجّه، توجّه، توجّه.
بدین ترتیب، باید از شب قدر كه والاترینِ شبهای سال به شمار میآید و میشود بهبود اوضاع را در آن از خداوند متعال درخواست نمود، غفلت نكنیم.
2. احیاء و شبزندهداری
مطلب بعدی كه درشب قدر به آن توصیه شده است، احیاء و شبزندهداری است. احیاء آن شب بركات فراوانی دارد، ولی باید توجه داشت كه این بیدار ماندن، همراه با گناه نباشد. دراین صورت، خواب بهتر است. نقل میكنند ظالمی نزد یكی از علمای اصفهان آمد و پرسید: در شب قدر، كدام عبادت برای من بهتر است؟ آن عالم گفت: برای تو خواب بهتر است. آن فرد رفت و تا صبح خوابید و صبح كه از خواب بیدار شد، قدری تأمل كرد و گفت: راستی این عالم بزرگ چه توصیه خوبی به من كرد. اگر تا صبح بیدار میماندم، معلوم نبود چه گناهانی از من صادر میشد. بنابراین، احیاء باید همراه با توجه به حضرت حق باشد، نه همراه با غیبت و تهمت و معصیت.
3. اهمیّت به نماز و قرائت قرآن(ارتباط با خدا)
مطلب سوم كه لازم است به آن اهمیّت داده شود، قرائت قرآن و خواندن نماز است. در شبهای قدر، به اندازه توان باید نماز خوانده شود. صد ركعت نماز در اعمال این شبها وارد شده است. انس با قرآن و قرائت قرآن هم كه مورد تأكید ویژه میباشد و نباید از آن غافل بود پیامبر اكرم«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» و ائمه طاهرین«علیهمالسّلام» بسیار سفارش فرمودهاند كه قرآن بخوانیم و در پناه آن، خود را حفظ كنیم. رابطه با خدا خصوصاً به وسیله قرآن، انسان را به جایگاه والایی میرساند. با این رابطه، انسان از شرور شیاطین انس و جن و تمامی شیاطین و حتی نفس، حفظ میشود. رابطه مداوم با قرآن برای سیر و سلوك بسیار مفید است، موجب عاقبت به خیری و تأمین آتیه میشود، برای رفع گرفتاریها و مشكلات كارگشاست و برای تأمین یك زندگی آرام و مطمئن، سودبخش است.
4. اجتناب از گناه
نكته بعدی كه بسیار اهمیّت دارد، این است كه در این چند شبانهروز قدر، گناه وارد زندگیشما نشود. لااقل از هنگام افطار تا وقتی كه نماز صبح اقامه میشود، كوچكترین گناه در زندگی كسی نباشد. در خطبه روز جمعه آخر ماه شعبان وقتی پیامبر «صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» به توصیف ماه مبارك رمضان پرداختند و در مورد فضائل این ماه سخن گفتند، امیرالمؤمنین «علیهالسّلام» از جای خویش برخاستند و عرض كردند: یا رسولالله، برترین اعمال در این ماه چیست؟ رسول گرامی «صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» فرمودند: الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ[4] اجتناب از محرمات الهی.
یعنی در این ماه مراقب باشید معصیت پروردگار را انجام ندهید. حال، به مؤمنین توصیه و سفارش میشود كه حداقل در سه شبانهروز قدر بیشتر از گذشته مراقب اعمال خود باشند و توجّه داشته باشند كه گناه موجب سقوط و ظلمت است و این ظلمت، مانع رسیدن رحمت خداوند متّعال به آنان میشود. مواظبت از گفتار و رفتار ضروری است و همه باید دقّت كنند كه اختلاط بین زن و مرد در میان آنان نباشد. ظواهر شرع مقدس باید رعایت شود تا رحمت باریتعالی شامل حال بندگان شود. یك توصیه كلی هم در مورد گناه لازم است و آن اینكه اولاً گناه نكنید. ثانیاً اگر گناهی انجام شد، فوراً به فكر جبران و تدارك آن باشید و توبه كنید. ثالثاً مواظب باشید در سرازیری گناه واقع نشوید و گناه روی گناه شما را بدبخت نكند. رابعاً گناه را توجیه نكنید.
امروزه بسیاری از گناهان در جامعه توجیه میشود. خانمی كه بدحجاب است، گناه بدحجابی و بیحجابی را توجیه میكند. كسی كه ربا میخورد، میگوید ربا نیست. افرادی كه غیبت میكنند، غیبت خود را گناه نمیدانند. و نظایر این توجیهها در جامعه فراوان است. توجیه گناه، توفیق توبه را از انسان میگیرد. بدترین دردها این است كه انسان گناه خود را گناه نداند و بدتر از آن وقتی است كه انسان گناه كند و تصور نماید كه كار خوبی انجام میدهد. اصلاً گاهی انسان گناه را به عنوان عبادت انجام میدهد. قرآن كریم میفرماید: «قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرینَ أَعْمالاً الَّذینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعاً»[5] بگو: آیا شما را از زیانكارترین مردم خبر دهیم؟ آنها كسانی هستند كه سعیشان در زندگی دنیا گم و تباه شده است و خود گمان میكنند كه كار نیكی انجام میدهند.
معلوم است وقتی انسان نفهمد كه گناه میكند، توبه هم نمیكند و روز به روز گمراهتر میشود. تنها راه برونرفت از این گمراهی، تبعیّت از دستور و حكم مرجع تقلید است. در غیر این صورت، جامعه دچار گناه علنی میشود و گناه علنی و ترك امر به معروف و نهی از منكر یا بیتفاوتی نسبت به گناه، باعث میشود دست عنایت خداوند از روی جامعه برداشته شود و چنین جامعهای جز بدبختی ارمغانی نخواهد داشت.
5. توبه
مطلب پنجم كه آن نیز از اهمیّت والایی برخوردار است، توبه است. توبه یعنی بازگشت گناهكار و پشیمانی از قصور و تقصیر، بازگشت از نفس امّاره و صفات رذیله به سوی رحمت خدای متعال، بازگشت از طاغوتها مخصوصاً از شیاطین جنّی و انسی به سوی حقتعالی و بالاخره بازگشت از هوا و هوس و از هر وسوسهای به سوی پروردگار مهربان.
اگر كسی به راستی توبه كند، به یقین بداند كه خداوند گناهان او را میآمرزد[6]. و بالاتر اینكه قرآن كریم میفرماید: «إِلاَّ مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صالِحاً فَأُوْلئِكَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ»[7] مگر كسى كه توبه كند و ایمان آورد و كار شایسته كند. پس خداوند بدیهایشان را به نیكیها تبدیل مىكند.
با توبه، خداوند رحمان و كریم پرونده سیاه و پر از گناه انسان را به پرونده درخشانِ پر از حسنات مبدّل میسازد. گناه هرچه بزرگ و فراوان باشد، رحمت و عفو خداوند از آن بزرگتر است و خدا وعده داده است كه گناه را میبخشد. بنابراین كسی نباید از رحمت حق مأیوس باشد.
«قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ»[8] بگو: اى بندگان من كه بر خویشتن زیادهروى روا داشتهاید، از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همه گناهان را مىآمرزد، كه او خود آمرزنده مهربان است.
اگر به راستی دل كسی شكست و یك تلاطم درونی پیدا كرد، سر به زیر و خجالتزده از خدا شد، خدا حتماً توبه او را قبول میكند. اصلاً یأس و نا امیدی از رحمت خداوند، گناهی برابر با گناه كفر دارد. مسلمان، آن هم شیعه، معنا ندارد از رحمت خداوند مأیوس باشد. مثلا اگر كسی بگوید خدا دیگر مرا نمیآمرزد، مأیوس از رحمت خدا شده و گناه او در سر حد كفر است. «وَ لا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْكافِرُون»[9] از رحمت خدا مأیوس نشوید، كه جز كافران از رحمت خدا نومید نگردند.
توجّه به این نكته مهمّ است كه از نظر قرآن كریم، بلكه از نظر عقل، توبه هیچ شرطی ندارد و به صرف پیدا شدن حالت درونی پشیمانی از گناه، توبه حاصل میگردد، امّا باید دانست كه لازمه پشیمانی، تصمیم بر ترك گناه و عمل بر طبق دستورات الهی است؛ زیرا اگر كسی تصمیم بر ترك گناه نداشت و یا بر اساس فرمان الهی عمل نكرد، در حقیقت از گناه پشیمان نشده است.
توبه از حقّ الله
گاهی توبه مربوط به حق الله است؛ مثلاً عباداتی مثل نماز از انسان فوت شده و قضا دارد. با اینكه این گناه خیلی بزرگ است و انسان بینماز، و كسی كه به نماز اهمیّت نمیدهد و نماز را ضایع میكند، حتماً گمراه و بدبخت است، ولی توبه او پذیرفته میشود. البته پاز توبه، جبران كوتاهی از عبادت فوت شده، لازم است. باید تصمیم جدی بگیرد كه نماز و روزه و سایر عباداتی را كه از او قضا شده است، به مرور زمان جبران نماید. پروردگار عالم توبه واقعی چنین شخصی را میپذیرد و انتظار هم ندارد بعد از توبه، تمام وقتش را صرف جبران آن عبادات كند، بلكه باید به وظایف روزانهاش رسیدگی كند و هرچه میتواند نمازها و روزهها یا سایر عباداتش را قضا كند تا تمام شود. ولی تصمیم جدّی برای جبران این عبادات لازم است.
توبه از گناهانی نظیر دروغ و غیبت و تهمت نیز پذیرفته میشود و در بسیاری از این موارد، راضی كردن شخصی كه از او غیبت شده یا به او تهمت زده شده است هم لازم نیست و فقط توبه واقعی در محضر پروردگار متعال كفایت میكند.[10]
توبه از حقّ الناس
كسی كه حقی از مردم ضایع كرده است و اموال دیگران را به باطل خورده است یا دزدی و حیف و میل و ربا و رشوه و ... در زندگی خود داشته است، اولاً باید توبه كند و پشیمانی خود را در محضر پروردگار عالم اظهار نماید، ولی این موارد نیز نیاز به جبران دارد. باید حق الناس را به صاحب آن برگرداند. اگر هم صاحب آن مال را پیدا نكرد و دسترسی به او نبود، باید با حاكم شرع در میان بگذارد. اگر هم واقعاً سرمایهای جهت جبران حقّ الناس ندارد، باید توبه كند و تصمیم جدّی بگیرد كه هر وقت توانست مال مردم را به آنها برگرداند و اگر هم تا آخر عمر بر این تصمیم واقعی بماند و توان پرداخت بدهی خود را نداشته باشد، در روز قیامت پروردگار عالم آن بستانكار را راضی خواهد كرد. كسانی هم كه در ادای دیون شرعی نظیر خمس و زكات و كفّارات، كوتاهی كردهاند، باید توبه كنند و در مورد نحوه پرداخت بدهی خود، به حاكم شرع مراجعه نمایند.
خلاصه بنبست در اسلام نیست. كسی نمیتواند بگوید دیگر فایده ندارد و من بخشیده نمیشوم. این غلط است و همه باید توبه كنند و به هر روشی كه میتوانند جبران حقّ الله یا حقّ الناس را بنمایند یا در صورت عدم توان، تصمیم جدّی برای جبران بگیرند.
آثار و بركات توبه
یكی از بركات ارزشمند توبه این است كه پروردگار عالم به كسی كه توبه واقعی كند یا تصمیم آن را داشته باشد، سلام میكند. «وَ إِذا جاءَكَ الَّذینَ یُؤْمِنُونَ بِآیاتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَیْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحیم»[11]
و چون كسانی كه به آیات ما ایمان میآورند نزد تو آیند، بگو: سلام بر شما، پروردگارتان رحمت را بر خود مقرر داشته، كه هر كس از شما به نادانی عمل بدی كند آنگاه بعد از آن توبه كند و به اصلاح (كار خود) پردازد بیتردید خداوند بسیار آمرزنده و مهربان است چه پروردگار بزرگواری كه علاوه بر بخشش بنده گناهكار، به او سلام هم میكند. خدای سبحان بندهای را كه در پیشگاهش حالت تضرّع و سرافكندگی دارد، دوست میدارد و در قرآن شریف علاوه بر اظهار محبّت به او، وی را مطهّر میداند و چنین است كه پروردگار عالَم بهترین درجه را به او داده است: «انِّ اللهَ یُحبُّ التِّوّابینَ وَ یُحبُّ الْمُتَطَهَّرین»[12] خداوند توبه كاران و پاكیزگان را دوست میدارد.
پروردگار مهربان تأكید میكند كه اگر بنده گناهكار توبه را شكست، ولی دوباره به سوی خدا بازگشت، خداوند متعال بار دیگر توبه او را قبول میكند و به عبارت قرآن كریم، اگر بنده عاصی، توّاب شد، خدای متعال نیز توّاب است:«إِنَّ اللَّهَ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحیمُ»[13] خداوند توبهپذیر مهربان است.
قرآن در آیات دیگری میفرماید كه توبه فقط موجب اصلاح آخرت نمیشود، بلكه اصلاح دنیا را هم به همراه دارد. «یُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمالَكُمْ وَ یَغْفِرْ لَكمْ ذُنُوبَكُم»[14] تا خداوند عملهای شما را اصلاح نماید و گناهانتان را بیامرزد.
توبه موجب حل مشكلات و اصلاح امور دنیوی میشود، گرهها را باز میكند و گرفتاریها را رفع مینماید. اولاد صالح و شایسته و مال حلال و نیز قدرت و شخصیت اجتماعی، در سایه توبه روزی انسان میگردد. همچنین توبه باعث میشود نعمتهای الهی مثل باران بر سر انسان
فرو بریزد. «وَ یا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْكُمْ مِدْراراً وَ یَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلى قُوَّتِكُمْ»[15] و ای قوم من، از پروردگارتان آمرزش بخواهید، سپس به سوی او بازگردید تا ابر و باران را بر شما ریزان فرستد و نیرویی بر نیروی شما بیفزاید.
«وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُمَتِّعْكُمْ مَتاعاً حَسَناً إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى»[16] و این كه از پروردگار خود آمرزش بخواهید، سپس به سوی او بازگردید تا شما را با بهره خوشی (از زندگی) تا مدتی معین برخوردار نماید. توبه، آثار فراوان دیگری هم دارد كه به جهت رعایت اختصار از ذكر آن خودداری میشود.
مراحل توبه
توبه مراحلی دارد كه عبارتند از:
مرحله اوّل توبه زبانی است؛ یعنی همین كه صیغه توبه بر زبان جاری شود. مرحله دوّم توبهای است كه در آن دل انسان، زبان او را همراهی كند.در مرحله سوّم، دل در مقابل خداوند خاشع میگردد. و در مرحله چهارم انسان خود را در محضر خدا مییابد و با چشم قلب او را میبیند و خود به خود حالی پیدا میكند و اشكی میریزد و در این صورت است كه میتواند راه صد ساله سیر و سلوك را بپیماید؛ چون حقیقت توبه بازگشت از شرك به توحید است. كسی كه گناه میكند
ظاهراً مسلمان است و در حقیقت شیطان و هوی و هوس و نفس امّاره را میپرستد و باید باتوبه از شرك، به خداپرستی بازگردد. «أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ»[17] پس آیا دیدی كسی را كه معبود خود را هوای نفسش قرار داده است. یا در جای دیگر میفرماید: «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْكُمْ یا بَنی آدَمَ أَنْ لاتَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبینٌ»[18] ای فرزندان آدم، آیا به شما سفارش نكردم كه شیطان را نپرستید كه او مسلّما برای شما دشمنی آشكار است؟!
مگر ما معاهده نكردیم كه بت پرست نباشید؟ بت تو شیطان و هوی و هوس نباشد؟ شب قدر، شب توبه است. از این رو، در اعمال آن شب آمده است كه صد مرتبه «أستغفر الله ربّی و أتوب الیه» بگویید. ولی باید توجه شود كه ذكر توبه به تنهائی كافی نیست و این توبه، توبه حقیقی نمیباشد، بلكه توبه آن است كه حالت خجالت و شرمندگی در مقابل حضرت حق تعالی در توبه كننده به وجود آید؛ یعنی بنده خود را در محضر پروردگار ببیند و احساس خجالت كند.
جملهای را حضرت امام خمینی«قدّسسرّه» بارها در درسهای اخلاقی خویش تكرار میفرمودند كه «عالم محضر خداست، در محضر خدا معصیت نكنید.» همه باید در محضر پروردگار احساس شرمندگی كنند و از مخالفتها و سرپیچیهایی كه از اوامر او داشتهاند، توبه نمایند.اینكه انسان از نعمات و سفره گسترده پروردگار متنعّم شده و مخالفت با فرامین او كند، حكایت از بیحیایی او دارد و از این بیحیایی كه نسبت به محضر ربوبی حضرت حق روا داشته است، باید احساس خجالت و شرمندگی كند. به گناهان خویش اقرار كند و از محضرش طلب عفو نماید.
كسی كه در محضر پروردگار عالم شرمنده و خجالتزده نیست، نمیداند چقدر گناهكار است. بعضی اوقات تكرار گناه موجب میشود قبح آن از دل انسان برود و لذا خودش را مقصّر نمیداند. در جایی كه پیامبر اكرم«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» كه تجلّی عصمت و پاكدامنی هستند و از هر خطا و اشتباهی نیز مصون میباشند، روزی هفتاد مرتبه در محضر پروردگار توبه مینمایند،[19] ضرورت توبه برای افراد معمولی بیشتر روشن میگردد. در طول تاریخ بسیار بودهاند كسانی كه با توبه از شقاوت و تیرهبختی به سعادت و خوشبختی دست یافته و راه سیر و سلوك را به خوبی طی كردهاند.
حر بن یزید ریاحی اوّلین كسی بود كه بدن اهل بیت«علیهمالسّلام» را در كربلا لرزاند و راه را بر آنان بست. گناه خیلی بزرگ است. ناگهان روز عاشورا متوجه گناه بزرگ خود شد و فهمید چه كرده است. و مهمتر اینكه دانست چه باید بكند و از رحمت الهی و لطف امام زمان خود مأیوس نشد. لذا با بدن لرزان و سرافكنده و خجالت زده خدمت امام حسین«علیهالسّلام» آمد. وقتی خدمت آن حضرت رسید و توبه كرد، حضرت به او فرمودند: تو را بخشیدم. او باورش نمیشد و از امام«علیهالسّلام» خواست تا اجازه دهند به میدان رود و در راه خدا شهید شود.
به جایی رسید كه امروز همه ما در مقابل قبر ایشان میایستیم و میگوییم: پدر و مادرم فدای شما. و او را شفیع درگاه امام حسین«علیهالسّلام» قرار میدهیم. و همان گونه كه به حضرت ابالفضل العباس«علیهالسّلام» میگوییم: «یا كاشف الكرب عن وجه الحسین«علیهالسّلام» اكشف كربی بحق اخیك الحسین«علیهالسّلام»» خطاب به جناب حر نیز میگوییم: «یا كاشف الكرب عن وجه الحسین«علیهالسّلام»، اكشف كربی بحق مولاك الحسین«علیهالسّلام»». هركه بتواند این گونه نظر امام زمانش را جلب كند، حتماً او را خواهند بخشید و به درجات عالی خواهد رسید.
رحمت الهی مثل باران بر سر همه می بارد. این انسان است كه باید برای دریافت این رحمت زمینه سازی كند و خود را در معرض آن قرار دهد. وگرنه اگر باران ببارد وكسی به زیر سقف برود، هر چقدر هم كه آن باران شدت داشته باشد، روی سر او نمیریزد.
6. دعا
مطلب مهمّی كه باید در شبهای قدر به آن توجّه شود، راز و نیاز با معبود است. از دعا و راز و نیاز با خدا نباید غافل بود. اگر هم كسی نمیتواند عربی دعا بخواند، با زبان خودش با خداوند متعال راز و نیاز كند. خداوند به زبان بندگان خویش به هر زبانی كه باشد، آشناست. البته خواندن دعا به پیروی از حضرات معصومین«علیهمالسّلام» و به زبان عربی، بهتر است.
باید انسان در این شبها حالی پیدا كند و حقیقتاً از عمق جان خداوند تبارك و تعالی را بخواند و «خدا، خدا، خدا» بگوید. حال مناجات را هم باید از خدا خواست. با بیحالی و كسالت نمیتوان از این اوقات بهرهمند شد. خوشا به حال كسانی كه با حال خوش، از این اوقات خوب بهره میبرند.
استجابت دعا
آیهای در قرآن راجع به دعا است كه از نظر تأكید منحصر به فرد است: «وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَه الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْیَسْتَجیبُوا لی وَ لْیُؤْمِنُوا بی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ»[20] و چون بندگان من از تو درباره من بپرسند (بگو كه) من حتماً (به همه) نزدیكم، دعای دعاكننده را هنگامی كه مرا بخواند اجابت میكنم، پس باید دعوت مرا بپذیرند و به من ایمان آورند، شاید كه راه یابند.
یا رسول الله اگر از تو پرسیدند خدا كجاست؟ بگو نزدیك است. از رگ گردن به تو نزدیكتر است. از خود تو به تو نزدیكتر است. از طرف من به آنها بگو اگر راستی دعا كنید، اجابت میكنم. جواب شما را میدهم حتماً ایمان و عقیده داشته باشید كه استجابت میكنم. خداوند دوست دارد رستگار شوید لذا میگوید دعا كنید. و رستگاری و رشد انسانها در سایه دعا و ارتباط با او میسر میشود.
در آیه دیگر تهدید میكند و میفرماید اگر كسی اعراض از دعا داشته باشد و در زندگی او دعا نباشد و دعا نكند، به جهنم خواهد رفت و در جهنّم خوار و ذلیل خواهد بود: «وَ قالَ ربُّكُمُ ادعُونِی اَستَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذینَ یَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ»[21] و پروردگارتان گفت مرا بخوانید تا شما را اجابت كنم، البته كسانی كه از عبادت من تكبر ورزند به زودی خوار و سرافكنده وارد جهنم میشوند.
در آیه دیگر میفرماید: «قُلْ ما یَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُكُمْ»[22] بگو اگر دعای شما نباشد، خداوند برای شما ارجی قائل نیست. خداوند در این آیات میفرماید اگر دعا در زندگی شما نباشد من اعتنا به شما ندارم و دست عنایت من از روی سر شما برداشته میشود.
نظیر این دو سه آیه در قرآن زیاد است كه به ما میفهماند مأیوس از استجابت دعا نباشیم. خداوند متعال در قران كریم استجابت را وعده داده است و وظیفه ما هم دعا كردن است. اعتقاد به اینكه خداوند از ما خواسته است دعا كنیم و دعای ما بدون نتیجه نمیماند، ضروری است.
دعای سحر دعای خیلی خوبی است كه همه ائمه طاهرین«علیهمالسّلام» آن دعا را میخواندهاند. و در این دعا از اول تا آخر نمیگوید خدایا چه میخواهم. فقط میگوید «خدا خدا خدا، به حق محمد و آل محمد«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم»». ولی نمیگوید چه میخواهم. لذا خوب است انسان فقط دعا كند و یقین داشته باشد آنچه مصلحت اوست به او میدهند.
تو بندگی چو گدایان به شرط مزد نكن كه خواجه خود روش بنده پروری داند
حالا اگر كسی تعیین كند چه میخواهد، اگر صلاح او باشد، عین دعا مستجاب میشود. ولی اگر مصلحت او در استجابت آن دعا نباشد، حتماًَ نظیر آن عطا میشود. مثلاً اگر كسی فقیر است و تموّل میخواهد، اگر به صلاح او نباشد، خداوند اولاد صالح و عاقبت به خیری و نظائر آن را عطا میفرماید.
بالاخره خداوند متعال جواب دعا را خواهد داد. اگر هم به هیچ وجه استجابت دعا در این دنیا مصلحت نباشد، خداوند تبارك و تعالی در قیامت از بندهاش عذرخواهی میكند و به او می فرماید: اگر دعای تو مستجاب نشد، مصلحت تو نبود و علت آن را برای او روشن میكند و به گونهای برای او جبران مینماید كه آن بنده میگوید ای كاش هیچ یك از دعاهایم در دنیا مستجاب نشده بود.
بهترین دعاها
* دعا برای فرج امام زمان(ارواحنافداه)
* دعا برای عافیت
* دعا برای حُسن عاقبت
* دعا برای كسب تقوا
* دعا برای رفع صفات رذیله
* دعا برای تقرّب الی الله
* دعا برای رفع مشكلات اجتماعی و شخصی
موانع استجابت دعا
در این مجال به جهت رعایت اختصار، فقط عناوین موانع استجابت دعا ذكر میشود:
1. گناه
2. ستم و كمك به ستمكار
3. نافرمانی از پدر و مادر و آزردن آنان
4. بریدن از خویشاوندان
5. ترك امر به معروف و نهی از منكر
6. سبك شمردن نماز
7. سخنچینی
8. متوسّل شدن به غیر خدا
9. غذای حرام
10. حكمت و مصلحت خداوند
7. توسّل به اولیای الهی«علیهمالسّلام»
و نكته آخر اینكه بنا به فرمایش خداوند متعال كه فرموده است: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَة»[23] اى كسانى كه ایمان آوردهاید، از مخالفت فرمان خدا بپرهیزید و وسیلهاى براى تقرب به او بجوئید.باید با توسّل و به واسطه حضراتمعصومین «علیهمالسّلام» به درگاه خداوند رفت. یكی از اعمال وارد شده در لیالی قدر توسل به حضرت سیدالشهداء«علیهالسّلام» و سایر حضرات معصومین«علیهمالسّلام» است. توسّل به این بزرگواران بسیار در اجابت دعا مؤثر است.
قرآن كریم خطاب به پیامبر اكرم«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» میفرماید اگر گناهكار نزد تو بیاید و استغفار كند و تو هم برای او استغفار كنی، حتماً گناه آمرزیده و حاجت برآورده میشود: «وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جاؤُكَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّاباً رَحیماً» [24] و اگر آنها هنگامی كه به خویشتن ستم كردند نزد تو میآمدند، آنگاه از خداوند آمرزش میخواستند و رسول خدا نیز برای آنها طلب آمرزش میكرد، بیتردید خدا بسیار توبهپذیر و مهربان مییافتند.
رسول گرامی«صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» در زمان خودشان، ائمه طاهرین«علیهمالسّلام» یكی پس از دیگری در زمان خودشان و در زمان ما حضرت مهدی(ارواحنافداه) واسطههای فیض الهی هستند. آمرزیده شدن گناهان و رفع حوائج، باید با جلب نظر حضرت مهدی(ارواحنافداه) صورت پذیرد. اگر حضرت ولی عصر(ارواحنافداه) نظر لطفی به جلسات دعا نفرمایند، آن جلسات هیچ فایدهای ندارد. باید توسل به محضر ایشان صورت گیرد تا خداوند متعال به واسطه آن حضرت دعاها را مستجاب كند.
آنان كه خاك را به نظر كیمیا كنند آیا شود كه گوشه چشمی به ما كنند
توسّل در سیره زندگانی حضرات معصومین «علیهمالسّلام» همواره بوده است. پیامبر «صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» در نماز و مواقعی كه دعا میفرمودند، این جمله را میفرمودند: «اللهم بحقّ علی» . و امیرالمؤمنین «علیهالسّلام» نیز در نمازها و دعای خود به پیامبر «
صلیاللهعلیهوآلهوسلّم» متوسّل میشدند.[25] در ادعیهای كه از جانب معصومین«علیهمالسّلام» وارد شده و برخی از آنها در مفاتیح محدّث قمی آمده است، نمیتوانید دعایی را پیدا كنید كه بدون توسل باشد. بنابراین در جلسات دعا باید به محضر پروردگار متعال عرض شود كه خدایا ما حضرت زهرا«سلاماللهعلیها»، امیرالمؤمنین«علیهالسّلام» و سایر حضرات معصومین«علیهمالسّلام» را واسطه قرار دادهایم. ما با وجود نازنین حضرت مهدی(ارواحنافداه) به در خانه تو آمدهایم، به حق ایشان و به واسطه این بزرگواران دعاهای ما را مستجاب و توبههای ما را قبول بفرما.
برگرفته از كتاب روزه سلوك پرهیزكاران از تألیفات حضرت آیت الله العظمی مظاهری«مدّظلّه»
پی نوشتها:
1. قدر / 4.
2. یونس / 23.
3. قدر / 5.
4. الأمالی (للصدوق)، ص 95.
5. كهف / 104-103.
6. در برخی از موارد پذیرش توبه نیازمند زمینهسازی توسط توبه كننده است و بدون آن، توبه محقّق نمیشود. برای مطالعه بیشتر ر.ك: بخش
توبه از اصول اعتقادیِ رساله توضیح المسائل معظّمله.
7. فرقان / 70.
8. زمر / 53.
9. یوسف / 87.
0 . جهت اطلاع از تفصیل این موضوع ر.ك. بخش اخلاق رساله توضیح المسائل معظّمله.
1 . انعام / 54.
12. بقره / 222.
13. توبه / 118.
14. احزاب / 71.
15. هود / 52 .
16. هود / 3.
17. جاثیه / 23.
18. یس / 60.
19. مستدركالوسائل، ج 5 ، ص 320.
20. بقره / 186.
21. غافر / 60.
22. فرقان / 77.
23. مائده / 35.
24. نساء / 64.
25. بحارالانوار، ج 36، ص73.
توشه بر گيريم
روزه ماه رمضان براى رسيدن به تقوا و روح پرهيزكارى و قدرت خويشتن دارى از هر گناهى است ، اگر در شب و روز ماه رمضان مانند بقيه ايام آلوده باشيد ، اگر پس از پايان ماه رمضان به اعمال و كردار و اخلاق ناپسند قبل از ماه رمضان برگرديد ، چه اتصالى به ماه رمضان پيدا كرده ايد ، و چه نفعى از ماه رمضان عايد شما شده ، و با چه بركت و رحمت و مغفرت و انابه و توبه اى برخورد داشته ايد ؟
اندكى در وضع زندگى اوليا بينديشيد ، و كمى در هدف پاك و مقدس عبادات تفكر كنيد ، تا از اين محدوديت ها و غرائز سركش ، و شهوات بنيان كن و خطوات شيطان رهيده به فضاى معنوى ملكوت برسيد ، و در آن فضاى غير قابل توصيف با دو بال ايمان و عمل و پاكى و شايستگى براى رسيدن به مقام قرب و لقاى دوست به پرواز آئيد .
اختلاف قراآت
قرائتهاى قرآن مجيد، به هفت نفر قارى مشهور مى رسد، كه چهار نفر از آنها شيعه و سه نفر از اهل سنت است . چهار نفر اولى عبارتند از:
1- عاصم بن ابى الجنود
2- ابوعمرو بصرى
3- حمرة بن حبيب زيات
4- على بن حمزه كسايى
5- عبدالله بن عامر دمشقى
6- عبدالله بن كثير مكى
7- نافع بن عبدالرحمن المدنى
در این باره دو مطلب لازم به یاد آوری است :
اول اختلاف قراآت ، فقط در تركيب كلمات است ؛ مثلا يكى (مالك يوم الدين ) خوانده و ديگرى (ملك يوم الدين ) و يا يكى (لنحرقنه ) را از باب افعال خوانده و ديگرى از باب تفعيل . خلاصه : اختلاف ، از تركيب كلمات بيرون نرفته است . و اين ، سبب زيادى و يا نقصى در قرآن مجيد نمى گردد.
دوم : آية الله خوئى در البيان مى فرمايد: اهل بيت - عليهم السلام - شيعيان خويش را به يكى از قراآت منحصر نكرده اند. اين قرائتها در زمان آنها- عليهم السلام - معروف بوده است و از هيچ يك منع نفرموده اند و اگر منع كرده بودند با تواتر ولااقل با خبر واحد، نقل مى شد. بلكه از آنها نقل شده كه همه را امضا كرده و فرموده اند: (( اقرء كما يقرء الناس ، اقراءوا كما علمتم )) .
و خلاصه سخن آنكه : جايز است قرائت در نماز، با هر قرائتى كه در زمان ائمه - عليهم السلام - متعارف بوده است .
ناگفته نماند كه : از قرائتهاى هفتگانه ، فقط قرائت عاصم و حمزه به معصوم - عليهم السلام - مى رسد؛ قرائت عاصم ، با يك واسطه به اميرالمؤ منين - عليه السلام - و قرائت حمزه ، بدون واسطه به امام صادق - عليه السلام - مى رسد. بعضى ديگر هم اگر به معصوم - عليهم السلام - برسد با واسطه زياد مى رسد. همه قرآنهاى موجود طبق قرائت عاصم نوشته شده اند كه از نظر شيعه و اهل سنت ، مورد قبول است .
اوصاف قرآن در نگاه اهل عصمت-4
راهنماى بهشت
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمايد: تعلموا القرآن و اقرؤ وه و اعلموا اءنه كائن لكم ذكرا و ذخرا و كائن عليكم وزرا فاتبعوا القرآن و لا يتبعكم فانه من تبع القرآن تهجم به على رياض الجنة و من تبعه القرآن زج قفاه حتى يقذفه فى جهنم(1) ؛ قرآن را فرا گيريد و آن را قرائت كنيد و بدانيد كه قرآن نام شما را بلند مى كند و وسيله اى براى ياد خداست . قرآن هم ذخر (ذخيره ) است و هم وزر؛ اگر امام و پيشواى انسان بود براى او ذخيره نيكويى است و اگر كسى خود را امام و پيشواى قرآن قرار داد، قرآن بار سنگينى بر دوش او خواهد بود و او را از پشت به دوزخ مى افكند . حضرت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) نيز درباره قرآن مى فرمايد: هر كس قرآن را در پيش روى خود قرار داد، قائد او به سوى بهشت خواهد بود و هر كس آن را به پشت سر افكند، سائق او به سوى دوزخ خواهد بود: من جعله اءمامه ، قاده الى الجنة و من جعله خلفه ، ساقه الى النار . (2)
2 -بحار، ج 89، ص 17 .
اوصاف قرآن در نگاه اهل عصمت
-3كتاب نجات بخش
معاذ بن جبل مى گويد: در سفرى ملازم پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بوديم . به آن حضرت عرض كردم براى ما سخن سودمندى بگوييد . آن حضرت فرمودند: اگر زندگى سعادتمندانه ، مرگ شهيدانه ، نجات روز حشر، سايه روز سوزندگى و هدايت روز گمراهى مى طلبيد، به درس قرآن بپردازيد كه آن ، سخن خداى رحمان و سپرى در برابر شيطان و مايه سنگينى كفه عمل در ميزان عدل است .

نزول يا تنزّل قرآن كريم؟
يكي از بهترين و ظريفترين تعبيرات در فرهنگ اسلامي
"تجلي" قرآن كريم است. معناي تجلي در قرآن و روايات چنين است كه خداي سبحان حقيقتي را از جهان غيب تنزّل داده،بايين آورد و براي ما تبيين كند. تجلي غير از تجافي است . قرآن در ماه رمضان نازل شد؛ اما نه بگونه كه باران از بالا مي بارد. چون وقتي باران نازل مي شود، به صورت تجافي است. يعني چون بالا است در بايين نيست و وقتي بايين آمد ديگر در بالا نيست. اما وقتي خداي سبحان مي فرمايد: ما در ماه مبارك رمضان قرآن را نازل كرديم، نزول قران مانند بارش بارن نيست كه وقتي بيش خدا است، ديگر در دست ما نباشد؛ و وقتي به زمين آمد ديگر بيش خدا نباشد ... چنين است كه قرآن در اين ماه تنزّل كرد نه نزول . يعني اين حقيقت كه نزد خدا بود والآن هم هست و هميشه خواهد بود، رقيق شد؛ تنزل كرد؛ به صورت لفظ در آمد تا انسان بتواند آن را بگويد، بشنود، بنويسد و بخواند.( حمكت عبادات، حضرت آيت الله جوادي آملي ،ص 198)
خانه نور افشان
بر اساس روايتي ار رسول گرامي اسلام (ص) : خانه اي كه در آن قرآن خوانده مي شود و دين در آن خانه حاكم است. براي فرشتگان ، مانند ستار هاي آسمان براي اهل زمين ، نور افشاني مي كند. ( كافي، ج2، ص 610) ؛ همانطور كه انسان هنگام ديدن فضاي باز، بعضي از جاها را تاريك و بعضي را روشن مي بيند. خانه اي كه در آن قران خوانده مي شود و دين در آن حاكم است ، براي اهل آسمان نور افشاني مي كند.
مهماني خصوصي
گرچه تمام موجودات عالم مهمان حقند ، ولى ماه رمضان ماه مهمانى خصوصى است . و اين خيمه مهمانى را براى خاصان و نيكان و مؤمنان سرپا مى كنند ، بايد سعى كرد كه در اين مهمانى راه پيدا كرد ، و از منافع ابدى آن بهره مند شد .
براى اهل دل ، و اهل نظر و اهل عشق ، به سوى دلبر و به سوى معشوق ، راهى جانانه تر و عاشقانه تر از راه رمضان نيست ، هر كس اين راه را برابر با شرايطى كه براى رونده در آن قرار داده شده سير كند به لقاى معشوق مى رسد ، و جان از تمام آلودگيها پاك مى نمايد.

اوصاف قرآن در نگاه اهل عصمت-2
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمايد: القرآن اءفضل كل شى ء دون الله فمن وقر القرآن فقد وقر الله و من لم يوقر القرآن فقد استخف بحرمة الله (1) . قرآن كريم پس از خداى سبحان از هر چيزى برتر است . پس هر كس قرآن را بزرگ شمارد خدا را بزرگ شمرده و هر كس آن را بزرگ نشمارد، به حريم خداى سبحان استخفاف روا داشته است . قرآن كريم مراحل مختلفى دارد: در مرحله نازله ، عربى مبين است و در مرحله برتر، على حكيم : انا جعلناه قرانا عربيا لعلكم تعقلون و انه فى اءم الكتاب لعلى حكيم (2) و بين اين دو مرحله نيز مراتب متوسط است . قرآن حبل پيوسته و مستحكمى است كه يك سوى آن به دست خداى سبحان و سوى ديگر آن در دست انسانهاست و تمسك و اعتصام به حبل الله مايه سعادت و سيادت دنيا و آخرت است .
خداى سبحان به حاملان قرآن دستور بزرگداشت قرآن مى دهد و ثمره آن را محبوبيت خدا و خلق ذكر مى كند . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمايد: يقول الله عزوجل : يا حملة القرآن تحببوا الى الله تعالى بتوقير كتابه يزدكم حبا و يحببكم الى خلقه (3)
شايان ذكر است كه ، قرآن مراتبى دارد؛ چنانكه ولايت رسول گرامى و اهل بيت (عليهم السلام ) نيز داراى مراتب است . مرتبه برين قرآن و ولايت نور واحد است و از اين رو در آن جا سخن از فاضل و مفضول نيست . اگر كثرت مراتب ملحوظ شود، مرتبه برين قرآن از مرتبه نازل ولايت افضل است و تفصيل آن را در نوشتار ديگر راقم (على بن موسى الرضا و القرآن الحكيم ) مى توان يافت .
1-جامع اءحاديث الشيعه ، ج 15، ص 7 .
2 -سوره زخرف ، آيات 3 4 .
3- جامع اءحاديث الشيعه ، ج 15، ص 7
بر گرفته شده از کتاب تسنيم تفسير قرآن كريم ، جلد اول . تا لف : آية الله جوادى آملى
بد بخت واقعی
رسول گرامی اسلام :
بد بخت واقعی کسی است که ماه رمضان را پشت سر گذارد و گناهانش آمرزیده نشود.
خير دنيا وآخرت
ماه رمضان ، ماه رحمت ، ماه بركت ، ماه كرامت ، ماه مغفرت ، ماه توبه ، ماه آمرزش ، ماه آموزش ، ماه پرورش ، ماه تربيت ، و ماه پيراسته شدن از رذائل و آراسته شدن به فضائل است .
در بين دوازده ماه قمرى ، تنها ماهى كه قرآن مجيد از آن ياد مى كند ، ماه مبارك رمضان است ، و اين يادآورى از ماه رمضان در قرآن مجيد دلالت بر عظمت آن دارد ، و اگر كسى بتواند با ماه رمضان به آن معنائى كه قرآن فرموده ، و همراه با آن هدفى كه از بودن رمضان بيان داشته پيوندبر قرار كند ، خود را به خير دنيا و آخرت آراسته كرده است .
اگر كسى در اين ماه دلش به نور قرآن منور نگردد ، و جانش به هدايت قرآن ، آراسته نشود ، و عقلش قدرت تشخيص حق از باطل پيدا نكند ، از اين ماه بهره اى جز گرسنگى و تشنگى شكم نبرده .كسى كه از خصوصيات و امتيازات معنوى رمضان بهره مند شود ، جداً براى خود سپرى جهت حفظ از آفات دنيا و عذاب آخرت ساخته است .

شمهاى از فضايل علىعليه السلام
فضايل علىعليه السلام در كتاب «روض الجنان و روح الجنان» مشهور به:تفسير ابوالفتوح رازى
ادامه مطلب
طبق روايات وارده ، اولين سوره اى كه نازل شده ، سوره علق ، و آخرين سوره تمام سوره نصر مى باشد. در تفسير برهان ، كافى و عيون اخبار الرضا از امام صادق و امام رضا - عليهماالسلام - نقل شده است كه : اولين سوره اى كه نازل شده ، سوره علق و آخرين سوره (اذا جاء نصرالله ) است .
قبلا یاد آور شدیم كه تشكيل سوره هاى قرآن كريم و تعيين ابتدا و انتهاى آنها توسط رسول خدا- صلى الله عليه و آله - بوده است . اما در باره ترتيب فعلى قرآن مجيد - سوره هاى مفصل در اوايل و سوره هاى كوچك در اواخر قرآن ، واقع شده – اقوال ذکر شده است که مشهور ترین و درست ترین آن این است كه رسول خدا - صلى الله عليه و آله - در اواخر عمر خويش ، به كاتبان وحى دستور داد تا قرآن كريم را به ترتيب کنونی بنويسند. سوره هاى بزرگ را در اول بياورند. و ترتيب فعلى قرآن مجيد مانند تشكيل سوره هاى آن ، توسط رسول خدا انجام گرفته است .
مهمترین دلیل در این مورد اين است كه ائمه اهل بيت - عليهم السلام - به اين ترتيب ، اعتراضى نكرده و آن را پذيرفته اند. اگر اين تدوين و ترتيب در زمان رسول خدا - صلى الله عليه و آله - و تحت نظر آن حضرت انجام نگرفته بود، ائمه معصومين - عليهم السلام - آن را بازگو مى كردند. ولااقل مى فرمودند كه : اين قرآن همان است كه نازل شده ولكن اين ترتيب ، بعد از آن حضرت بوده است .
وانگهى ، اهتمام بى حد رسول خدا- صلى الله عليه و آله - نسبت به قرآن ، مانع از اين بود كه اين كار را انجام ندهد و از دنيا برود.
خدا نگران تو است
مردی جنید را گفت چه کنم تا بتوانم نگاه به نا محرم نکنم ؟ گفت :متذکر باش پیش از آنکه چشم تو به نا محرم بیفتد ، چشم دیگری ( خدا) نگران تو است.
اوصاف قرآن در نگاه اهل عصمت-1
اولين مهمان خداى سبحان
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمايد: اءنا اءول وافد على العزيز الجبار يوم القيامة و كتابه و اءهل بيتى (1) . در قيامت كه همه مخلوقها به خالق باز مى گردند: اءلا الى الله تصير الاءمور (2)، اولين مهمانى كه بر خداى سبحان وارد مى شود، پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و قرآن كريم و اهل بيت پيامبر است و چون چنين كثرت نورى با وحدت حقيقى هماهنگ است ، مى توان از مجموع انوار سه گانه به نور واحد و وافد فارد ياد كرد و گفت :اولين مهمان .
1 - جامع اءحاديث الشيعه ، ج 15،ص 6.
2 - سوره شورى ، آيه 53.

طهارت دل ، راه نيل به مراحل برتر قرآن
خداى سبحان راه دستيابى به مراحل عاليه قرآن را طهارت دل مى داند: (انه لقرآن كريم # فى كتاب مكنون # لا يسمه الا المطهرون ) (1) مرجع ضمير در لا يسمه اگر كتاب مكنون باشد مراد از مس ، همان اساس عقلى و قلبى و مراد از طهارت ، طهارت باطن خواهد بود كه به گواهى آيه شريفه (انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا) مطهرانى كه به نحو كمال و تمام با كتاب مكنون در ارتباطند، اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام ) هستند.
رسول اكرم (صلى الله عليه وآله ) و امامان (عليه السلام ) در همه مراحل قرآن حضور دارند و بين آنان و همه مراحل قرآن هماهنگى بلكه يگانگى است ؛ چنانكه پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله ) فرمودند: انى تارك فيكم ثقلين ... و هو كتاب الله ... و عترتى اهل بيتى لن يفترقا...، (2) و اميرالمومنين (عليه السلام ) فرمودند: وجعلنا مع القرآن و جعل القرآن معنا، لا نفارقه و لايفارقنا (3) و از اين رو معصومين (عليهم السلام ) از آن جهت كه در اين نشئه به سر مى برند و با ديگران در احكام يكسانند با تعبير هذا الانسان به آنان اشاره مى شود و با هذا القرآن هماهنگند: (ما هذا الا بشر مثلكم ياكل مما تاكلون منه ) و از آن جهت كه داراى مقام (ثم دنا فتدلى فكان قاب قوسين او ادنى ) (4)هستند با ذلك الكتاب متحدند و در نتيجه ذلك الانسان خواهند بود؛ چون در مرتبه (و انك لتلقى القرآن من لدن حكيم عليم )، (5) حتما اشاره ذلك مصحح دارد، نه هذا.
بر گرفته شده از کتاب تفسیر تسنيم جلد 2 ، تا لف : حضرت آيه الله جوادى آملى
1- سوره واقعه ، آيات 77 - 79.
2- بحار، ج 23، ص 108.
3- اصول كافى ، ج 1، ص 191.
4- سوره نجم ، آيات 8 - 9.
5- سوره نمل ، آيه 6.
على عليه السلام از زبان پيامبر صلى الله عليه و آله
-پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دوستى على گناهان را فرو مىخورد همچنان كه آتش هيمه را.
-سر لوحه كارنامه مؤمن،دوستى على بن ابى طالب است. .
-هر گاه خداوند عشق و دوستى على را در دل مؤمنى استوار سازد و با اين حال قدمش بلغزد (خطايى از او سر زند) در روز قيامت قدمش را بر صراط استوار نگه دارد.
-پيامبر خدا صلى الله عليه و آله-به على عليه السلام-:تو را جز مؤمن دوست ندارد و جز منافق دشمنت ندارد.
ادامه مطلب
ماه آزادی!
ماه رمضان ماه آزاد شدن است؛ هر روز که می گذرد، یک بند از بند های که با دست خود تنیده ایم، باید بگسلد تا آزاد شویم. بهترین را برای آزادی ، استغفار وطلب آمرزش است. در نماز و غیر نماز ، برای خود ودیگران طلب آمرزش کنیم . نه برای رهای از آتش و نه برای رفتن به بهشت، بلکه هدف باید بالاتر از این باشد.
بايد دانست كه تركيب و تشكيل سوره هاى قرآن و تعيين اول و آخر آنها، به دستور و اعلام شخص رسول خدا - صلى الله عليه و آله - بوده و كسى در آن دخالتى نداشته است . چنانكه در مجمع و كشاف نقل شده است كه : چون آيه (واتقوا يوما...) نازل گرديد، جبرئيل گفت : مكان آن ، راءس آيه 280 از سوره بقره است . و حال آنكه سوره بقره ، در اوايل هجرت نازل شده و اين آيه شريفه در دهم هجرت در حجة الوداع نازل گرديد. در مجمع البيان فرموده است : تمام سوره بقره مدنى است ، مگر آيه (واتقوا يوما...) كه در حجة الوداع نازل شده است .
چه بوی خوبی داری !
از امام صادق (ع) روایت شده است که اگر کسی در روز گرمی روزه بگیرد وتشنه شود ، خدای متعال هزار فرشته را موکل می کند تا چهره اورا مسح کنند و تا هنگام افطار به او بشارت دهند و هنگام افطار، خدای عزو جل می فرماید " ما أطیب ریحک و روحک، یا ملائکتی أشهدوا أنّی غفرت له" عجب معطری و چه بوی خوبی داری ! فرشتگان من شاهد باشید که من اورا آمرزیدم.
(روضة المتقین، ج3،ص229.)


