|
مشق عاشقی مابه فلک می رویم عزم تماشا که راست؟
|
چادرنشينى مسلمان بشهر آمد داخل مسجد شد، ديد مردى با خشوع نماز ميگذارد. توجهش به وى معطوف گرديد. پس از نماز به او گفت چه خوب نماز ميخواندى ، جواب داد علاوه بر نماز، روزه هم دارم و اجر نمازگزار صائم دو برابر نمازگزار غير صائم است . مرد اعرابى كه مجذوب او شده بود گفت در شهر كارى دارم كه بايد آنرا انجام دهم ، بر من منت بگذار و قبول كن كه شترم را نزد شما بگذارم تا بروم و برگردم . او پذيرفت و چادرنشين با اطمينان خاطر شتر را به وى سپرد و از پى كار خود رفت . نمازگزار رياكار با دور شدن اعرابى بر شتر نشست و با سرعت آن محل را ترك گفت . پس از ساعتى مرد چادرنشين برگشت ولى نه از نمازگزار اثرى ديد و نه از شتر. در اطراف و نواحى مسجد جستجو كرد، نتيجه اى نگرفت . بيچاره سخت ناراحت و متاءثر گرديد و يك شعر گفت كه مفادش اين بود: نمازش بشگفتم آورد و روزه اش مجذوبم ساخت ، اما نمازگزار روزه دار ناقه جوانم را با سرعت راند و برد. برگرفته شده از کتاب "لئالى الاخبار"، صفحه 330 موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، عبرت ها و حکایات [ 91/07/07 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
آیا مهندسی ژنتیکی برای رفع گرسنگی و کسب سودهای مالی متعاقب آن پیگیری میگردد؟ محصولات اصلاح شده ژنتیکی چقدر ترویج یافتهاند؟ آیا ماجرا به همین جا ختم میشود یا در پشت پرده رویدادهای دیگری رخ میدهند؟ برای رازگشایی از این سؤالات با گزارش زیرهمراه شوید... تغییر ساختار طبیعی ژنها چه پیامدهایی در پی خواهد داشت؟ رشد سریع بازار محصولات ژنتیکی آیا تغییرات ژنتیکی فقط مختص گیاهان بوده؟ تولد اولین نوزادان ژنتیکی در آمریکا پروژه ژنوم انسانی بیوتسلیحات قومی و نژادی "بمب قومی" اسرائیل ممنوعیت صادرات نمونههای بیولوژیکی توسط دولت روسیه موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات، انسان شناسی ادامه مطلب [ 91/05/22 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
روباه پیر در تازه ترین اعترافات خود به ربودن 60 دختر بچه در مشهد اعتراف کرد. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 91/01/21 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
قاضى پيش آمد و گفت : برادرم زنى داشت ، عاشق او شدم و از او خواستم زنا كند، قبول نكرد، پيش پادشاه رفتم ، او را به دروغ متهم به زنا ساختم و سنگسارش كردم ، حال تو از خدا بخواه مرا بيامرزد. زن گفت : خدا تو را بيامرزد و رو به شوهرش كرد و گفت : بشنو. سپس شخصى كه در بيابان خانه داشت آمد و جريان خود را نقل كرد و گفت : آن زن را در شب بيرون كردم ، مى ترسم درنده اى او را دريده باشد، از خدا بخواه از تقصير من درگذرد. زن گفت : خدا تو را بيامرزد. غلام او هم اعتراف كرد، به مرد گفت : بشنو و او را هم بخشيد. نوبت آن مرد دار كشيده رسيد و او حكايت خود را نقل كرد. زن گفت : خدا تو را نيامرزد چون تو بدون دليل در برابر نيكى من بدى كردى . آنگاه آن زن عابده صالحه رو به شوهر خود كرد و گفت : من زن تو هستم و آنچه تو امروز شنيدى سرگذشت من بود، مرا ديگر احتياجى به شوهر نيست . از تو مى خواهم كه اين كشتى پر از كالاى گرانبها را براى خود ببرى و مرا در اين جزيره بگذارى تا عبادت كنم ، ديدى كه از دست مردان چه كشيدم . شوهر او را گذاشت و با كشتى پر از كالا به همراه پادشاه و همه اهل مملكت به خانه خويش بازگشتند. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات ادامه مطلب [ 91/01/18 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
آمار کلی طلاق در امریکا وضعیت بارداری در ایالات متحده امریکا وضعيت سقط جنين در ايالات متحده آمريكا رابطه ميان خصوصيات ليبراليسم و ترويج سقط جنين حمایت از سقط جنین برای تجارت لوازم آرایشی و محصولات خوراکی صنعت سقط جنین و تجارت لوازم آرایش از آمار سقط جنین در غرب چه میدانید؟ سقط جنین راهی برای درآمد زایی یا قانونی برای حمایت از حقوق زنان؟ از تجارت لوازم آرایش در غرب تا چه اندازه خبر دارید؟ رابطه میان تجارت لوازم آرایش با صنعت سقط جنین چگونه است؟ آیا از استفاده جنین برای طعم دهنده های غذایی اطلاع دارید؟ برای پاسخگویی به سوالات فوق با گزارش ویژه مشرق همراه شوید... موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات، انسان شناسی ادامه مطلب [ 91/01/10 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
در گفتگوی خواندنی با دکتر روازاده مطرح شد؛ همه چیز درباره طب اسلامی و نسبت آن با طب نوینبه گزارش مشرق (مشرق نیوز mashreghnews.ir )، دکتر حسین روازاده از شناخته شدهترین چهرههای فعال در جریان طب اسلامیست. متخصص قلب و فارغالتحصیل از دانشگاه تهران؛ ایشان سهم عمدهای در آگاهیبخشی به جامعه از دسیسهها و توطئههای جریان استعمار در بحث طب و تغذیه داشتهاند و نظر بسیاری از آحاد جامعه را بهسوی خود جلب کردهاند. مطالب پیش رو حاصل گفتوگوی چند ساعته پنجره با ایشان است که بهطور خلاصه به علاقهمندان این حوزه تقدیم میشود.
موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات، انسان شناسی ادامه مطلب [ 91/01/08 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
به گزارش خبرگزاری فارس، سامی یوسف خواننده ایرانیالاصل انگلستان در گفتوگو با برنامه «اینجا پایتخت» شبکه «CBC» مصر با بیان اینکه ترانهای که میخوانم از تمام وجود است، گفت: من ترانههای دینی و انسانی خود را فقط برای مسلمانان یا گروه خاصی نمیخوانم، بلکه این ترانهها برای همه است.وی افزود: ترانههای من برای همه ادیان و مذاهب است و من برای خدا ترانه میخوانم و معتقدم حرکت به سمت ترانه دینی نوعی عبادت است .سامی یوسف با استقبال از حرکت خوانندگان عرب به ترانههای دینی، تاکید کرد: البته مسئله مطربی نیست که ترانههای دینی هم ارائه میدهد بلکه کیفیت کار و بهویژه همراه کردن مردم در این بین مهم است .وی با بیان اینکه مشکلی با ترانههای عاشقانه ندارد اما کار او ترانههای دینی است، افزود: من مدتی است ترانههای انسانی را به ترانههای دینی ترجیح میدهم، چراکه ترانههای دینی و انسانی یک روح واحد دارند و البته باید این روزها از حقوق بشر و آزادی و دموکراسی خواند .موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/12/13 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
گروه صحابه برای چندمین بار با اقدامی تروریستی، زنان و کودکان شیعی را به خاک و خون کشید و تروریستها همچون گذشته، موفق به فرار شدند. در حمله صبح امروز عوامل تروریستی سپاه صحابه به اتوبوس حامل شیعیان پاکستان که در منطقه کوهستانی «بهشادم» اتفاق افتاد، بیست تن از پیروان اهل بیت ـ علیهم السلام ـ از جمله سه زن و سه کودک بیگناه به شهادت رسیدند .«ابنا» گزارش داده است، اتوبوس حامل شیعیان که از «راولپندی» به سوی «گلگت» در حرکت بود، در منطقه کوهستانی «بهشادم» شهر «چلاس بساری» در محاصره عوامل تروریستی سپاه صحابه قرار گرفت و بر اثر تیراندازی تروریستهای سلفی تاکنون بیست نفر شهید و پنج نفر زخمی شدهاند. شرکت مسافربری «مشابرم» اعلام کرد: همه این مسافرین شیعه بودند که در میان آنان سه زن و سه کودک هم دیده میشوند. شاهدان عینی به ابنا گفتهاند: هشت تروریست که از پیش در کوههای پیرامون کمین کرده بودند، به سوی مسافران این اتوبوس تیراندازی میکردند. بنا بر این گزارش، شهدا به سردخانه بیمارستان «شتیال» و زخمیها به بیمارستان «چیلاس» منتقل شدند. متأسفانه، به دلیل کوهستانی بودن منطقه و کوتاهی دولت پاکستان، اعضای سپاه تروریستی صحابه همچون همیشه، موفق به فرار شدند. همچنین «علامه سید محمد ثقلین نقوی»، روحانی برجسته شیعه و حافظ قرآن کریم که روز یکشنبه سی ام بهمن ماه به دست عوامل سپاه تروریستی صحابه مورد حمله قرار گرفته بود، سرانجام امروز پس از هشت روز در بیمارستان «ویکتوریا» در «بهاولپور» به شهادت رسید. گفتنی است، در روز جمعه 28 بهمن ـ هفدهم فوریه ـ نیز نماز جمعه شیعیان پاراچنار پاکستان با انفجار تروریستی که از سوی گروههای تروریستی و سلفی وابسته به سپاه صحابه روی داد، به خاک و خون کشیده شد. در این انفجار خونین که در منطقه کرمی بازار پاراچنار رخ داد، دستکم 34 نفر از پیروان اهل بیت به شهادت رسیده و بیش از چهار نفر هم زخمی شدند؛ این علاوه بر رخدادهای کوچک و بزرگ دیگری است که در دو ماه گذشته در پاکستان روی داده و در آن، دهها تن به شهادت رسیدهاند. گفتنی است، انفجار روز 28 بهمن، هنگامی رخ داد که دکتر محمود احمدی نژاد، رییس جمهور اسلامی ایران در آن روز میهمان ملت و دولت پاکستان بود و زرداری، رئیس جمهور پاکستان در سخنانی تأکید کرده بود که از این پس، سه کشور ایران، پاکستان و افغانستان همگی با تروریسم مبارزه خواهند کرد. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/12/09 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
در حالی که بسیاری از افراد تند رو و سلفی ها در مناطق مختلف جهان ، براسر تبلیغات به بن لادن رهبرمقتول تروریست های وهابی ، به عنوان یک اسطوره ومجاهد بزرگ نگاه کرده و کار های اورا تحسین می نمایند. اما بن لادن به پسران و نواده هایش توصیه کرده بود "به اروپا و آمریکا بروید و خوب تحصیل کنید. نباید آنچه که من انجام داده بودم یا انجام می دهم ، انجام دهید." بر اساس گزارش ها ، برادر یکی از همسران اسامه بن لادن رهبر سابق القاعده در مصاحبه با روزنامه ساندی تایمز انگلیس به جزئیات جدیدی درباره خانواده بن لادن پرداخته است. او می گوید: بن لادن به فرزندان و نوه هایش توصیه کرده بود با سفر به غرب، در آنجا تحصیل کنند و به دور از فضای "جهاد "، زندگی همراه با آرامش داشته باشند. در تاریخ دوم ماه مه ۲۰۱۱، باراک اوباما رئیسجمهور آمریکا اعلام کرد که یک گروه کوچک از یگان فوق ویژه نیروی دریایی آمریکا ، در عملیاتی اسامه بن لادن، بنیانگذار و رهبر گروه القاعده را در یک ویلا در پاکستان کشتهاند. زکریا الساده اهل یمن که خواهرش "امال"، همسر پنجم رهبر القاعده بود می گوید: بن لادن به پسران و نوه هایش توصیه کرده بود "به اروپا و آمریکا بروید و خوب تحصیل کنید. نباید آنچه که من انجام داده بودم یا انجام می دهم ، انجام دهید." وی افزود: "بن لادن پافشاری می کرد که پسرانش، راه جهاد را در پیش نگیرند. سه همسر بن لادن و 9 فرزند آنها که در هنگام حمله نظامیان آمریکایی ، در منزل بن لادن حضور داشتند . اکنون در شهر اسلام آباد، تحت نظارت، نگهداری می شوند." ساندی تایمز در گزارش خود عکسی از 6 فرزند بن لادن منتشر کرد. این فرزندان بن لادن در هنگام حمله نظامیان آمریکایی، در خانه بن لادن بودند و هم اکنون در اسلام آباد زندگی می کنند. زکریا توانسته است بارها با آنها ملاقات کند. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/11/25 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
1 شيطنت ، شك و ترديد، پرسش و جستجو، آرمانخواهى و بى قرارى ، دلبستگيهاى عاطفى و امثال اينها اقتضاى دوران جوانى است ، حالى كه ماندگار نيست و دير يا زود فروكش مى كند، مهم اين است كه بشود به اينهمه توان و انرژى جهت داد بدون آنكه سركوب بشوند. وقتى جوانها رو به فسردگى و دلمردگى بروند نه تنها شادابى از ميان جماعت آدمها رخت بر مى بندد بلكه فضا را براى ظهور نسلى بيمار فراهم مى كند. جوانى مثل بهار مى ماند، با هوايى متغير كه گاه آرام و ساكن است و گاه پر سر و صدا و بارانى ، مثل صحرا و دشتى كه نسيم صبا بدان وزيده باشد، رنگارنگ ، شاداب وتر تازه ، مگر مى شود بهار را با حال و هواى تابستان و يا پاييز خواست ؟ 2 كاش مى توانستيم اين موضوع را بفهميم كه آدمى ثابت نمى ماند. خيلى چيزها و از جمله طبيعت موجب دگرگونى مى شود. بايد دانست كه تحول و دگرگونى خاص انسان است . گاه يك صدا، يك لبخند، يك سخنرانى ، يك كتاب و حتى يك سفر و حادثه مى تواند در آدمى طوفان آفريده و او را زير و رو كند. مگر خود ما همان آدمهاى ده سال پيش هستيم . اگر چنين باشد بايد اول در خودمان شك كنيم . گاهى بسيارى از حوادث ناگوار (يا حداقل از ديد ما ناگوار) بستر يك تحول را فراهم مى كند و يا آدمى را مستعد مى سازد تا در روزى و وقتى كه معلوم نيست كى مى رسد نقش مهم و ويژه اى را در عرصه زمين ايفا كند. شايد از همين روست كه نمى شود از روى ظاهر آدمها درباره باطن آنها و جايگاهشان قضاوت كرد. و اگر نتوانيم آدمها را همانجورى كه هستند بپذيريم و با شناخت همه آنچه كه خدا در نهادشان گذاشته با آنها رابطه برقرار كنيم براحتى و گاه مفت و مجانى جماعت بزرگى از مردم و حجم وسيعى از دوستيها را از دست می دهیم. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/11/19 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
در قديم الايام، شخصي عاشق اسب مردي شد كه به هيچ وجه حاضر به فروش آن نبود. به هر دري زد نتوانست او را راضي به فروش اسب كند. روزي مرد اسب سوار از كوچهاي عبور ميكرد، به مرد بينوايي برخورد كه ناله ميكند و ياري ميطلبد. حالش را جويا شد. مرد بينوا كه صورت خود را پوشانده بود، گفت: مريضم و توان رفتن تا خانهام را ندارم. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/11/08 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
[ 90/11/06 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
آن شغالى رفت اندر خُم رنگ مثنوى ، مولوى ، دفتر سوم ، ص 418 ـ 421 موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/11/05 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
3/11/1390 - به گزارش شیعه آنلاین، اخبار رسیده از نوار غزه حاکی از آن است که پیروان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام از برگزاری هرگونه مراسم عزاداری برای سید و سالار شهیدان، أباعبدالله الحسین علیه السلام و دیگر ائمه منع می شوند.
موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/11/03 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
یاد آوری- نوشته یاد شده از یک نویسنده افغانستانی است و مواضع آن ربطی به "مشق عاشقی" ندارد. 1- پیش زمینــــه هـــای بیــن المـــللی جنــگ: پیش زمینه های جنگ با ایران با تحریم فزاینده ی امریکا و غرب به سرعت فراهم میشود. تحریم بانک مرکزی ایران گام جدی لندن و واشنگتن دراین جهت بود. تحریم خرید نفت ایران گام بسیارجدی و خطرناکتری که غرب در حال برداشتن است. این تحریم ها که در واقع کارد را به استخوان و به شاهرگ های گردن ایران میرساند بدو منظور انجام میشود: نخست، پذیرش شرایط آنها درمورد برنامه هسته یی و یا قول خودشان تغیر سیاست دولت ایران که این در واقع آغاز کار خواهد بود. دوم، واکنش انفعالی و خشمگینانه جمهوری اسلامی ایران چون بستن تنگه هرمز. این واکنش میتواند اهداف دشمنان منطقه یی و بین المللی ایران را برآورده کند و تمام دولت های غربی را درعقب یورش نظامی امریکا و اسرائیل علیه ایران بکشاند. 2- پیش زمینه های منطقوی جنگ: عوامل منطقوی احتمال جنگ و یورش نظامی غرب برایران حتی بیشتر از عامل بین المللی است. زمام داران عرب حوزه خلیج فارس برهبری عربستان سعودی بیشتر از امریکا و اسرائیل مشتاق حمله نظامی غرب بر ایران هستند. قدرت هسته یی ایران برای آنها مایه ی نگرانی و یک تصویرتاریخی از احیای امپراتوری قدیم پارس است که قبل از اسلام و در زمان ظهور اسلام به قبایلی از اعراب منطقه تسلط داشت. سیاست مذهبی و آیدئولوژیک جمهوری اسلامی ایران که پیوسته در صدد نفوذ و تأثیر گذاری بر جوامع شیعه در کشورهای عربی است بر نگرانی دولت های عرب می افزاید. مانور های نظامی اخیر ایران در آبهای خلیج فارس و اظهارات تهدید آمیز برخی فرماندهان سپاه، بسیج و ارتش ایران در مورد دولت های عرب متحد امریکا جمهوری اسلامی ایران را برای آنها ترسناکتر میسازد. در حالی که اعراب از منظر دینی و مذهبی نیز دولت ایران را به عنوان دولت شیعه بهتر از امپراتوری زرتشتی ساسانی نمیدانند تا عواطف اخوت اسلامی شان از حمله ی اسرائیل و امریکا به ایران تحریک شود. تفکر مذهبی حاکم بر عربستان و بسیاری از حلقه ها و گروه های سیاسی –اجتماعی جوامع عربی از دیدگاه سلفیت، ایران شیعه را رافضی و رقیب متخاصم خود می پندارند. آنها با این نگاه و دیدگاه به هیچ صورت اقتدار منطقوی ایران را به خصوص به عنوان قدرت اتمی نمی پذیرند. ترکیه نیز، هم از لحاظ مذهبی به عنوان وارث امپراتوری سنی عثمانی که با دولت شیعه صفوی رقابت و جنگ های خونین را پشت سرگذاشته است و هم از لحاظ قومی و ملی به ضعف و سقوط ایران از جایگاه اقتدار منطقوی اش می اندیشد. نصب سامانه سپر موشکی ناتو در ترکیه که بصورت آشکار در مقابله با ایران است حکایت از نیات ترکیه در جهت تضعیف ایران دارد. گذشته از آن، دولت ترکیه در موقعیت دشوار انتخاب میان امریکا و ایران، امریکا را انتخاب می کند. و موضع اسرائیل به عنوان کشور کوچک یهودی اما مقتدر و مسلح با سلاح اتمی در مورد ایران هسته یی روشن است. عوامل بازدارنده جنگ: درحالی که زمینه های بین المللی و منطقوی جنگ و یورش نظامی بر ایران پیوسته مساعد می شود، مؤلفه های بازدارنده نیز در بستر این زمینه ها می تواند از اشتعال آتش جنگ جلوگیری کند. اما تأثیر گذاری و کارآیی این مؤلفه ها به سه نکته ی مهم برمیگردد: 1- موجودیت واقعی آن عوامل بازدارنده در روند شکل گیری مخاصمت میان ایران و ایالات متحده امریکا و متحدان جهانی و منطقوی اش. 2- تأثیرگذاری آن در جلوگیری از جنگ و یورش نظامی بر ایران. 3- فرصت زمانی در تأثیرگذاری مؤلفه های بازدارنده جنگ. آیا شکل گیری زمینه و فضای جنگ تا مرز نهایی اشتعال آتش جنگ فرصتی را دراختیار مؤلفه های بازدارنده باقی میماند؟ پاسخ این پرسش را در نگاه به عوامل جنگ میتوان بررسی کرد: 1- توازن نظامی: موجودیت توازن نظامی میان ایران و دشمنان آن به خصوص امریکا و اسرائیل که آغازگر یورش نظامی به ایران خواهند بود یکی از عوامل بازدارنده جنگ شمرده میشود. ناگفته روشن است که چنین توازن نظامی حتا در سلاح متعارف میان طرفین وجود ندارد. البته برخورداری ایران از سلاح هسته یی که میتواند امریکا را از حمله نظامی بر ایران منصرف کند هنوز نامشخص است. اما توان نظامی متعارف ایران علی رغم پیشرفت در زمینه های تولید موشک و سایر سلاح های سنگین متدوال در یک جنگ احتمالی با توان نظامی دشمنانش قابل مقایسه نیست. آیا ایران میتواند در برابر حملات متعارف و متقارن نظامی غرب و اسرائیل با استفاده از توانایی های نظامی خود در هردو نبرد متعارف و نامتعارف مقاومت کند و آنها را متوقف سازد؟ آیا جمهوری اسلامی ایران خواهد توانست در برابر حملات نظامی غرب و اسرائیل در قلمرو کشورش به مدافعه برخیزد و با حملات متعارف و نا متعارف نظامی تلفات سنگین انسانی و مادی را به امریکایی ها در پایگاه های شان و به اسرائیلی ها در داخل اسرائیل تحمیل کند؟ مثلاً آیا ایران می تواند با شلیک صدها و هزاران موشک ده ها هزار اسرائیلی را در خاک اسرائیل به قتل برساند و حالت مشابه را برسر امریکایی ها در منطقه بیاورد تا آنها اندیشه و طرح حمله به ایران را از سر خود دور کنند؟ مسلم است که نبودِ توازن نظامی میان طرفین توانایی ایران را حتا اگر چنین توانایی تحمیل تلفات انسانی و مادی را بر اسرائیل و امریکایی ها داشته باشد این فرصت را در اختیار ایران نمیگذارد. بالفرض اگر ایران با حملات انبوه موشکی خود ده ها هزار اسرائیلی را در خاک اسرائیل بکشد آیا اسرائیل از حمله با سلاح هستوی بر ایران خود داری خواهد کرد؟ 2- بازی های سیاسی و تعاملات پنهانی: یکی ازنظریاتی که در واقع به عنوان عامل بازدارنده جنگ و یا حمله نظامی امریکا و اسرائیل بر ایران مطرح میشود، به بازی طرفین بر سر منافع شان در منطقه برمیگردد. برخی تحلیلگران از سناریوی ساختگی احتمال حمله نظامی غرب و اسرائیل بر ایران سخن میگویند که هدف گردانندگان آن دسترسی به منافع مختلف اقتصادی، سیاسی و امنیتی است. شماری این سناریو را تفاهم مشترک طرفین می پندارند و بعضی آنرا تنها به امریکا و اسرائیل منسوب میکنند. از نظر اسرائیل و امریکا وجود دولت قدرتمند شیعه در ایران برای مهار اعراب و سلطه بر آنها یک نیاز است. رقابت و مخاصمت میان ایران شیعه و عرب سنی در منطقه، هم امنیت دراز مدت اسرائیل را تأمین میکند و هم فابریکه های اسلحه سازی امریکا و غرب را در میان اعراب پر مشتری میسازد. از جانب دیگر این رقابت و خصومت به افزایش و گسترش وابستگی دولت های عربی نفت خیز خلیج فارس به امریکا می انجامد. احتمال بازی سیاسی پشت پرده میان ایران و غربی ها میتواند به عنوان عامل بازدارنده جنگ مطرح شود؛ اما هیچگاه شواهد معتبری وجود ندارد که حکایت از این بازی سیاسی داشته باشد. هرچند حلقه های مختلف عربی مخالف با ایران نیز از روابط پنهانی اسرائیل و جمهوری اسلامی ایران سخن میزنند و حتا امریکا را در همسویی با ایران متهم میکنند که با حمله نظامی برعراق و تشکیل حکومت شیعه دربغداد، ایران را به قدرت منطقوی تبدیل کرد. برعکس ایران هرچند نه بصورت رسمی و علنی دولت های عربی مخالف خود را متهم به همدستی با اسرائیل و امریکا می کند. 3- محدودیت های اقتصادی امریکا و غرب: بحران فزاینده ی اقتصادی امریکا و اروپا به عنوان یکی از عوامل بازدارنده جنگ و حمله بر ایران مورد توجه قرار می گیرد. بر مبنای این تحلیل، امریکا و اروپا که درگیر بحران عمیق اقتصادی هستند از اشتعال آتش جنگ با ایران اجتناب می کنند. چون جنگ این بحران را عمیق تر و گسترده تر میسازد. این در حالی است که برخی از تحلیلگران صورت معکوس این دیدگاه را ارائه میکنند. به باور آنها بحران اقتصادی در امریکا نه تنها مانع جنگ امریکایی ها نمی شود، بلکه بر عکس آنها را در جهت دستیابی به سود بیشتر به این جنگ وسوسه میکند. جنگ های مختلف امریکایی ها در بیرون از امریکا نیز نشان میدهد که بحران اقتصادی و یا مقروضیت دولت امریکا آنها را از جنگ باز نداشته است. البته نکته ی مهمی که عامل محدودیت اقتصادی جنگ را برای امریکا کم رنگ میسازد به پرداخت هزینه ی جنگ توسط کشورهای عربی ثروتمند نفت خیز بر میگردد. آنها که بیشتر از امریکا و اسرائیل مشتاق حمله بر ایران هستند هزینه ی جنگ را هم با اشتیاق خواهند پرداخت. نقش روسیه و چین در جلوگیری از جنگ: مخالفت جدی روسیه و چین به حمله نظامی امریکا علیه ایران به عنوان قدرت های اتمی جهان و دو عضو صاحب وتو در شورای امنیت ملل متحد می تواند یکی از عوامل بازدارنده در این حمله باشد. آیا چین و روسیه چنین مخالفتی را درپیش می گیرند که دست امریکا و اسرائیل را از حمله بر ایران بازدارند؟ شواهد موجود حکایت از آن دارد که روسیه و چین در مخاصمت ایران و غرب در پی منافع خود میروند. منافع آنها به ویژه منافع اقتصادی هر دو کشور در داشتن روابط با امریکا بسیار بیشتر از رابطه با ایران است؛ هر چند حمله بر ایران استیلای امریکا را در منطقه تقویت میکند که برای مسکو و پیکنگ خبر خوش آیندی نیست. سفر اخیر نخست وزیر چین به کشور های عربی نفت دار خلیج فارس پس از ارائه طرح تحریم نفت ایران نشان میدهد که چینی ها حتا قبل از تحریم، هوای موافقت با غرب را در سر دارند. هرچند روسیه در مورد حمله ی احتمالی امریکا بر ایران هوشدار میدهد و گاهی به اظهارات متناقض می پردازد، اما تاریخ قدیم روابط روس ها در دوران تزار ها و حاکمیت کمونیست ها با ایران نشان میدهد که آنها از هر فرصتی بر ضد ایران استفاده کرده اند. اگر جنگ و یورش نظامی امریکا و غرب بر ایران اجتناب ناپذیر شود، روسیه و چین هیچ گامی را در جهت نارضایتی و خصومت با امریکا بر سر ایران بر نمیدارند. عقب نشینی ایران در دقیقه ی نود: آیا عقب نشینی ایران در دقیقه ی نود و قبل از آخرین فرصت های اشتعال آتش جنگ می تواند این آتش را خاموش نگهدارد؟ اما چرا ایران در دقیقه نود عقب نشینی کند؟ برخی به این باور هستند که دولت ایران و رهبران آن کشور سروصدای حمله نظامی امریکا و اسرائیل را بر ایران سناریوی ساختگی و تبلیغاتی امریکا و اسرائیل تلقی میکنند. در حالی که دولتمدارن ایران به چنین حمله ای معتقد نیستند اما پیوسته می کوشند تا از تبلیغات حمله بر ایران در داخل بهره برداری کنند. فضای داخل کشور را فضای خصومت و جنگ با امریکا و اسرائیل نگهدارند و سیاست تقابل با دنیای غرب و سیاست اختناق در داخل را در این فضاء موجه نشان دهند. حتا اگر زمام داران ایران حمله نظامی امریکا را جدی فکر کنند، عوامل مختلفی را که به برخی آن اشاره شد مانع تحقق این حمله می پندارند. ولی اگر رهبران جمهوری اسلامی ایران به این نتیجه برسند که یورش نظامی امریکا وارد مرحله ی عملی میشود، عقب نشیی از مواضع خود را به عنوان عامل بازدارنده از این یورش بی درنگ مورد توجه قرار میدهند. آیا این عقب نشینی در واپسین دقایق، کارآیی خواهد داشت و مانع هجوم غرب بر ایران خواهد شد؟ اگر امریکا و متحدان اروپایی شان اراده و مطالبه ی متحدان عرب نفت دار خود را در تضعیف ایران مدنظر داشته باشند و آنرا استراتیژِی مشترک خود تلقی کنند و اگر اسرائیل کاهش اقتدار ایران را در سر خط منافع امنیتی خود قرار داده باشد، به سختی میتوان گفت که عقب نشینی ایران در دقیقه نود مانع اشتعال آتش جنگ شود. کیفیت و پیامد جنگ: اگر هیچکدام از عوامل بازدارنده مانع وقوع جنگ نشود و ایران مورد حمله ی نظامی امریکا و اسرائیل قرار گیرد، کیفیت و پیامد جنگ غیر قابل مقایسه و پیش بینی با تمام جنگ های منطقه در شصت سال اخیر خواهد بود. غرب برهبری امریکا با تمام ظرفیت هوایی و موشکی بر تمام مراکز نظامی و اقتصادی ایران حمله خواهد کرد تا به سرعت فرصت استفاده ی ایران را از حملات متقابل متعارف و نا متعارف بگیرد و جنگ را در مرکز انرژی و شاهراه انتقال نفت در زمان کوتاه پایان دهد. ارمتاژ معاون وزارت خارجه امریکا پس از حمله یازدهم سپتمبر2001 با پیام جورج بوش به اسلام آباد رفت. او به ژنرال مشرف رئیس دولت پاکستان گفت: یا در جنگ با القاعده کنار امریکا قرار می گیرد و یا امریکا با بم و موشک پاکستان را به عصر حجر برمیگرداند. امریکایی ها پاکستان را به عصر حجر برنگشتاندند، اما اگر ایران در معرض یورش نظامی آنها و متحدان غربی شان قرار گیرد این هجوم بسیار ویرانگر خواهد بود. این هجوم تمدن ایران را که در سده های بسیار متوالی شکل گرفته است بسوی ویرانی میبرد و موجودیت ایران را به حیث یک کشور واحد تهدید میکند. حرفی با زمام داران کشور همسایه ام، ایران ! اگر سناریوی حمله نظامی امریکا و غرب بر ایران تطبیق شود، ایران میدان کربلایی خواهد شد که یزیدیان غربی و عربی آن میدان را به بعد از ظهر عاشورا مبدل خواهند کرد. توازن قوا میان ایران وغرب همانگونه است که درمیدان کربلا میان امام حسین(رض) و لشکر یزید بود. روسیه در این جنگ همان نقشی را بازی میکند که اهالی کوفه در جنگ کربلا و روز عاشورا بازی کردند. اگر غرب و عرب استراتیژی سرکوبی ایران را از قبل داشته باشند و ایران را در روند رقابت و خصومت گام به گام به میدان کربلا بکشانند، عقب نشینی ایران در دقایق پایانی و یا سرکشی جام زهر، راه را به بازگشت ایران از این میدان می بندد. همانگونه که قوماندان لشکر یزید به قول منابع معتبر تاریخی این راه را بروی حضرت امام حسین در میدان کربلا بست. او به تمام پیشنهاد های امام که به او اجازه بازگشت به مدینه یا مکه، شرکت در جهاد در واقع خروج از قلمرو سلطنت اموی و مذاکره با یزید دهد نه گفت. یزیدیانی که در واشنگتن، لندن و پاریس نشسته اند و عموزاده های یزید که در ریاض، عمان و ابوظبی بی صبرانه در انتظار میدان کربلا برای ایران اند بی صبرانه تر از آن منتظر بعد از ظهر عاشورای این میدان هستند. نمایش بعد از ظهر عاشورای کربلا نمایش سرهای بریده ی مظلومان برحق این جنگ نابرابر بود. نمایش بعد از جنگ غربی ها در ایران نیز نمایش سر و تن بریده ی ایران در اجزای متعدد خواهد بود. آیا رهبران کشور همسایه ام ایران کشور شان را در معرض میدان کربلا شدن و نمایش بعد از ظهر عاشورا قرار خواهند داد؟ محمد اکرام اندیشمند - سایت خاوران موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/11/02 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
این سومین سفرم به کشورهای اطراف ایران بود. اما این سفر قدری برایم متفاوت بود. یکی اینکه به کشوری میرفتم که مشکل زبان نداشتم و همه فارسی را بلد بودند. دوم اینکه مشکلی در خورد و خوراک و غذا نبود. چرا که برخی از کشورهایی که میرویم غذاهایشان چنان متفاوت است که ترجیح میدهیم به خوراکیهای حاضری پناه ببریم. اما کابلی که من دیدم با کابلی که در رسانهها از آن یاد میشود بسیار به نظرم متفاوت بود. وقتی که عازم کابل شدم، شاید اولین چیزی که به ذهنم میرسید چهره تکیده و ناهمگون شهر کابل باشد. شهری که خبرهای ناگوار را از رسانههای داخلی بسیار میشنویم و کمتر خبر خوش و خرمی گوشهای ما را مینوازد. بدین ترتیب خود را برای شهری آماده کردم که سالهاست روی خوش ندیده است. اما وقتی سفرم آغاز شد تصمیم گرفتم که از فضای سنگین رسانهای خارج شوم و به مردم کابل به دیدهای نگاه کنم که میخواهند به زندگی ادامه دهند و گذشته تیره و تاریک خود را به روشنی بدل سازند. لذا نخستین مواجه من با شهری مملو از خودرو و جمعیت بود. هنگامی که از راننده تاکسی پرسیدم چرا شهر تا این اندازه شلوغ است گفت: "طی سالهای اخیر و در دوره کرزی مردم بسیاری به این شهر آمدند و جمعیت اکنون در حدود چهار میلیون نفر شده است و این در حالی است که در دوره طالبان جمعیت این شهر چهارصدهزار نفر بود. دورهای که مردم بسیاری که توانایی داشتند از شهر گریختند". به هر روی شهر کابل سی سال درد و دشمنی و جنگ و ویرانی را به خود دیده بود و اکنون در میان نسل جوان شور و امیدی حاکم شده که همگی خواهان رسیدن به آرمانی نو هستند. نسلی که امروز تصورش از افغانستان تصور دیگری است. او میخواهد زندگی کند. زندگی را در دستان خود بگیرد و با خندهای آنچه را که تلخ بود را فراموش کند. اما در کنار این همه نابسامانی اقتصادی و معیشتی و حضور گسترده نیروهای خارجی در شهر کابل شهر در یک فضای امنیتی و نظامی به سر میبرد. هوا نسبتا سرد و آلودگی هوا شبیه روزهایی بود که هوای تهران آلوده میشد و دولت آن روز را تعطیل میکرد. ترافیک بسیار زیادی در شهر بود. اگرچه این ترافیک نبود بلکه انبوهی از خودرو در شهری حرکت میکردند که نه چراغ راهنمایی و رانندگی بود و نه علائمی. خودروها درهم وول میخوردند و پلیس بخت برگشته نیز سعی میکرد تعدادی ماشین را به یک سمتی هدایت کند. اما شهر در میانه کهنگی و نوشدن بود. از مغازههای قدیمی که مشخص بود سالهاست که پیرمردی که در آن کار میکند در این مغازه امرار معاش کرده و از فروشگاههای مدرن و شیک که جنسهای خارجی در آن میفروختند. حتی در این مغازهها میتوانستی از بستههای مختلف غذای سگها هم سراغ بگیری. در شهر که قدم میزدم دو چیز برای من تعجب آور بود یکی آرایشگاههای زنانه که بسیار بود، عکسهایی از زنان آرایش شده هنرپیشههای هندی و عربی که سر در مغازهها بود و یکی دیگر سالنهای عروسی که نسبتا زیاد هم بود. هر دوی این موارد نشان دهنده آزادی بود که در دوره بعد از طالبان اتفاق افتاده بود. آزادی که نشان از حضور مردم در عرصههای عمومی است و مردم میخواهند با دنیای اجتماعی واقعی که داشتند، بیشتر آشنا شوند. اما این آشنایی چه تناسبی با دیگر اجزای جامعه خواهد داشت. در گوشه و کنار کابل ویرانیهای جنگ همچنان دیده میشود و تصویرهایی که در ذهن در منطقه مرکزی کابل که "شهر نو" نام دارد. کتاب فروشانی را میتوان دید که در کنار خیابان بساط پهن میکنند و در چرخ دستیها غذاهایی اغلب نه چندان بهداشتی به جوانانی که از دانشگاه بیرون آمدند فروخته میشود. تابلوهای آگهی بازرگانی با خندههای اغواگرانه زنانی که کالایی را عرضه میکنند با مردمی که در شهر هنوز بدون دست و پا حرکت میکنند خیلی با هم سنخیتی نداشتند. شهر درهم و برهم کابل نمادی از کشاکش سنت و مدرنیته در قرن حاضر است. اما این شهر به خود رنج دیده و من این را با چشمان خود دیدم؛ وقتی که جوانی را که در آهنگری کار میکرد و با ترکش راکت از دو پا فلج شده بود، اما اینک به آینده خود بسیار امیدوار بود و به من گفت: "هیچوقت فکر نمیکردم که جنگ تمام شود اما الان من در شهری زندگی میکنم که آینده آن در گرو همین نسل جوان است". این حرف را بارها و بارها شنیدم از مردم عادی تا افراد مسئول و اداری. دوربین در دستم بود و عکس میگرفتم کسی جلوی مرا نگرفت گویی که حضور خبرنگاران در این شهر برای آنها عادی بود. فقط در بخش مطبوعاتی وزارت خارجه افغانستان به من گفته بودند که از اماکن امنیتی و نظامی حق گرفتن عکس ندارید و مراقب باشید. بخش مطبوعاتی وزارت خارجه افغانستان کارتی برایم صادر کرد که در آن نوشته بود " قابل توجه مسوولین محترم ارگانهای مُلکی و امنیتی! دارنده این کارت میتواند در حدود قوانین و مقررات کشور، مصاحبهها و گزارشهای خبری را تهیه نماید." اما در طی مدتی که در کابل بودم فقط یک پلیس از من کارت خواست و برای مابقی خیلی مهم نبود؛ فقط بازرسی بدنی داشتم که سلاح همراهم نباشد. در شهر که میگشتم دکه روزنامه فروشی تا جایی که من بودم پیدا نکردم. از یکی دو نفر هم پرسیدم که دکه روزنامه فروشی کجاست یک آدرسهایی به من دادند اما به نظرم قدری بیمعنا بود. جلوی دانشگاه و سر چهارراهها و بسیاری از جاهای دیگر حداقل دکه روزنامه فروشی که باید باشد. از آقای صادقیار که مدیر مسئول روزنامه "انیس" بود این موضوع را نیز جویا شدم او حرفم را قبول کرد و گفت: "بسیاری از علاقمندان روزنامهها مشترکین هستند و این مشکلی که شما اشاره کردید را من هم قبول دارم بسیاری از این دکههای روزنامه فروشی از بین رفته اند من خاطرم هست که در قبل از جنگ و سالهای پیش نشریاتی از کشور شما ایران مانند اطلاعات هفتگی و تهران مصور و کیهان را میتوانستیم در همین دکهها خریداری کنیم اما اکنون آثاری از آن دکهها وجود ندارد و این به خاطر مشکلات داخلی و جنگ بوده است". این جنگ لعنتی بدجوری روی این شهر سایه انداخته و هر چیزی که میخواهی سر دربیاوری و مشکلی را حل کنی پای جنگ هم به میان کشیده میشود. رفتنم به کابل قدری متفاوت بود. من پروازم تهران، دبی، کابل بود و پرواز مستقیم از تهران به کابل نداشتم. در فرودگاه دبی با دختری به نام متینه آشنا شدم که تا کابل مرا همراهی کرد. در هواپیما که بودیم پرواز سهساعتهمان را به گفتگو درباره کابل پرداختیم. او که فارغ التحصیل ادبیات فارسی بود و در کمپ کانادایی کار میکرد به یک موردی اشاره کرد که برایم جالب بود. او گفت: "جوانان کابل فعلا در هجوم رسانهها قرار گرفتهاند و کمتر به سراغ فرهنگ خود میروند. اما حق هم دارند چرا که فرهنگ اصیل را فرهیختگان جامعه باید شکوفا کنند. آنها هم در طی این سالها یا از کابل کوچ کردهاند و یا برخی طی این جنگها کشته شده اند. به نظرم آنها که رفتهاند باید بازگردند و به جوانان کمک کنند". حرفی که شنیدم را در کابل به خوبی دریافت کردم. نسل جوان نیازمند فرهنگ اصیل خود است و احیا این فرهنگ نیازمند تلاش نخبگان جامعه است. در اغلب اماکن عمومی که بودم تلویزیونهای روشنی را میدیدم که از شبکههای ماهوارهای برنامههای رقص و شو پخش میکرد. احساس کردم مردم به این گونه موضوعات خیلی علاقه دارند اما در کنار این علاقه توده مردم، هنوز جوانانی هستند که به فیسبوکهای خود سر میزنند و سراغی از دنیای اینترنت میگیرند. گستردگی رسانهها اگرچه به لحاظ کمیت و دانش ارتباطات، آن را پایین دیدم اما تنوع و تکثر آن نشان از بالندگی در آینده میداد. این بالندگی میتواند آن فرهنگ اصیل را احیا کند. سخنی که از زبان "مارکوس کوت" سویسی الاصل که از فعالان حقوق بشردوستانه در افغانستان است و با کمیته بینالمللی صلیب سرخ فعالیت میکند نیز شنیدم. او معتقد بود "مردم افغانستان دارای فرهنگ غنی هستند اما این فرهنگ در آینده شکوفا میشود". در خبرها از وبلاگ نویسان افغانی خوانده بودم. از کسانی که به آموزش موسیقی مشغولند نیز چیزهایی شنیده بودم. از مراکزی که احیا شده بود هم مطالبی دیده بود. اما به نظرم حضور این همه نیروهای خارجی در افغانستان چندان نتوانسته فرهنگ این کشور را تحت تاثیر قرار دهد. آنها هم خیلی سعی نداشتند که کارهایی انجام دهند که نشان از نوشدن شهر باشد. دانشگاه کابل که میتواند نمادی از بالندگی عقلانی یک کشور باشد هنوز از فرسودگی در رنج است و شهر بوی کهنگی میدهد. با خارجیهایی که در شهر بودند خیلی نتوانستم صحبت کنم چرا که چندان تمایلی نداشتند. آن چند نفری هم که با آنها صحبت کردم یکی آندره بازرگان بود و برای تجارت آمده بود و وضعیت اقتصادی کشور را چندان مطلوب نمیدید و ترجیح میداد در جای دیگری سرمایه گذاری کند و خانمی که میفا نام داشت و به من نگفت که در کجا کار میکند. از شهر کابل به عنوان یک شهر جنگزده نام برد که سالها طول میکشد که به شهر واقعی تبدیل شود. به او گفتم کابل را با نیویورک مقایسه میکنید! گفت" "معیار من بهترین شهر دنیاست!". هجوم مردم از شهرهای اطراف برای امرار معاش و کار به کابل نشان میدهد که این شهر پتانسیلی در خود دارد که کمتر در شهرهای دیگر دیده میشود. اما کابلی که من دیدم ظرفیت این همه را ندارد. شهری که فاقد فضاهای استاندارد شهرنشینی است و امنیت آن هنوز با مشکلات زیادی روبهرو است. کاروانهای نظامی که از شهر عبور میکنند و عملیاتهای انتحاری که هر از چندگاهی در شهر اتفاق میافتد نشان از چه چیزی دارد. زکریا مبارک که فارغ التحصیل مهندسی عمران از روسیه بود "شهر کابل را شهر خاطرههایش توصیف کرد". اما معتقد بود که "جوانان افغان اکنون با اتحاد و یک دلی میتوانند آینده کشور را بسازند. اگرچه بیسوادی در کشور بسیار است، اما نیروهای خارجی در حد مقدورات و سیاستهایشان برنامهریزی میکنند." او که در کنار فعالیتهای مهندسی خود در جای دیگری هم کار میکرد به "مدرن شدن کابل" بسیار امید داشت. به آرامی به سمت هتلی رفتم که دو مرد با سلاح کلاشینکف از آن حفاظت میکردند و روز پر مشغله خود را در هتل با نوشتن گزارشی که خواندید به اتمام رساندم. قبل از این که کامپیوترم را ببندم به خودم گفتم: شهر کابل به تعبیر سهراب سپهری شهری است که "باید چشمها را شست" و به گونهای دیگر نگریست. آینده به دیدار مردم افغانستان خواهد آمد، اما در چگونه آمدنش تردیدها و ابهامهای بسیاری در چهره مردم و شهر دیده میشود 12ژانویه ۲۰۱۲ - منوچهر دینپرست- سایت جدید آنلاین موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/10/27 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
"سالم زهران" نویسنده جهان عرب در مقالهای در " پایگاه اطلاع رسانی البناء" به بررسی علل حضور بیسابقه کشور قطر در عرصه منطقهای و ایفای نقشی فراتر از حد انتظار و اندازه اش میپردازد و در اینباره مینویسد: بسیاری از راز قطر و نقش بزرگ و مهمی که این کشور کوچک با جمعیت اندکش که حتی فراتر از یکی از کویهای شهر مصری "شبرا" یا "حلب" در سوریه نیست، سوال میکنند. کشوری که نه تنها دارای تمدنی نیست، بلکه حتی معنای کامل دولت را هم نمیتوان در آن یافت. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/10/22 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
1- تربيت دست آموزها موضوعات مرتبط: مباحث اسلام شناسی، عبرت ها و حکایات، انسان شناسی [ 90/10/17 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
به گزارش نشريه تايم ، جديدترين فتواي مفتي هاي وهابي اين است که زنان حق دست زدن به دو ميوه محبوب و خوش طعم دنيا يعني خيار و موز( کیله) را ندارند. و... موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/10/10 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
قدرت برقراری و حفظ ارتباطات انسانی در بهداشت روانی افراد و رفتار اجتماعی اشخاص تاثیر بسزایی دارد. مهارت های ارتباطی خوب مستلزم داشتن سطوح بالایی از خودآگاهی می باشد.یکی از عوامل مهم ارتباط موثر بین فردی توانایی یا ناتوانایی شخص در ابراز وجود است.جرات مندی( ابراز وجود) توانایی ابراز خود و ابراز حقوق خود، بدون تجاوز به حقوق دیگران است.عمل جرات مندانه به فرد اجازه می دهد تا اعتماد به نفس را در خود حس کند و عموماً موجب برانگیختن حس احترام دوستان و آشنایان می شود. جرات مندی امکان دست یابی به روابط صادقانه را افزایش می دهد و به فرد کمک می کند تا درباره خود احساس بهتری داشته باشد و بر موفقیت های روزمره تسلط بیشتری بیابد. و همین امر در جای خود توان تصمیم گیری و احتمال توفیق او را در دستیابی به آنچه از زندگی می خواهد افزایش دهد. رفتار جرات مندانه یک رفتار بین فردی است که شامل ابراز صادقانه و نسبتاً صریح افکار و احساسات است. به نحوی که از نظر اجتماعی مناسب بوده و احساسات آسایش دیگران نیز در آن مدنظر باشد. ابراز وجود باعث گرفتن حق خود و ابراز عقاید و احساسات و افکار خویش به طور مستقیم و صادقانه است. به نحوی که در این حق خواهی و تکاپو برای رسیدن به خواسته های خود حقوق دیگران نیز محترم شمرده شود. انسان همواره نیازمند بیان خویشتن است . بیان خویش چه به صورت کلامی و چه غیر کلامی هنگامی موثر است که با فرهنگ، سنت ها و ارزش های جامعه تناسب داشته باشد. این مهارت مشتمل بر ابراز عقاید، امیال و حتی نیازها و ترس هاست. جرات مندی همچنین شامل دفاع از حقوق خود به شکلی که حقوق دیگران پایمال نشود می باشد. با چنین مهارتی قادر خواهید بود که مانع سوء استفاده دیگران شده و از تحمیل نظرات و خواسته های دیگران بر خود جلوگیری کنید. در هر حال ابراز وجود برای داشتن یک رابطه مطلوب کارساز می باشد و باید آن را آموخت و اجرا کرد. سه سبک اصلی در برقراری ارتباط وجود داردپرخاشگرانه در این سبک فرد با تهدید کردن، تضییع حق دیگران و توهین آمیز برخورد کردن با دیگران ارتباط برقرار می کند. و می خواهد از این راه به اهداف خود برسد. منفعلانه در این سبک ارتباط فرد با عذرخواهی افراطی و کوچک انگاری خود تمامی افکار، احساس ها و حقوق شخصی خود را به نفع طرف مقابل نادیده می گیرد. جرات مندانه ارتباط جرات مندانه گونه ای از ارتباط است که در آن هر احساسی به جز اضطراب به راحتی ابراز شده و نتیجه آن حرکت به سمت اهداف و مقاصد شخصی، بدون ضایع کردن حق دیگران است. تفاوت ابراز وجود با رفتار منفعلانه این است که در ابراز وجود بر حق خود تاکید می شود و در رفتار منفعلانه فرد از حق خود می گذرد. همچنین ابراز وجود با رفتار پرخاشگرانه این تفاوت را دارد که در پرخاشگری فرد فقط بر حق خود تاکید می ورزد و به حقوق دیگران تجاوز کند. اما در رفتار قاطعانه نه تنها بر حقوق خود بلکه بر حق دیگران تجاوز نمی کند. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات، انسان شناسی [ 90/10/09 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
روزی بهلول، بر سر راهی ایستاده بود که هارون الرشید از آنجا عبور می کرد. بهلول با صدای بلند گفت: ((ای هارون ! خلیفه ایستاده و با کمال تعجب پرسید: ((چه کسی مرا اینطور با لحن تحقیرآمیز، صدا می کند؟))
گفتند: ((قربان ! بهلولِ دیوانه است . ))هارون او را صدا کرده و گفت: ((آیا مرا می شناسی ؟)) بهلول گفت: ((بلی ! تو، همان کسی هستی که اگر کسی بر دیگری در شرق این کشور پهناور، ظلم کند و تو در غرب آن باشی، خداوند روز قیامت از تو درباره آن مظلوم بازخواست خواهد کرد؛ زیرا خودت را امین و حافظ امنیت مردم می دانی . ))موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/10/05 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
خبرگزاری فارس: انتشار خبر رهایی تعداد 70 طلبه از یک مدرسه دینی در شهر کراچی که بطور مخفیانه در این مرکز آموزشهای علوم دینی و فعالیتهای تروریستی را فرا میگرفتند، زنگ خطر پیوند مدارس دینی پاکستان با شبکههای تروریستی فعال در منطقه را به صدا درآورده است. به گزارش فارس، پلیس پاکستان در عملیات جستجوی ویژه خود در چند روز گذشته، نزدیک به 70 طلبه علوم دینی را از زندانی در یک مدرسه دینی متعلق به وهابیها در کراچی کشف و آزاد و 2 تن از مدیران این مدرسه را بازداشت کرد.
موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/09/27 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
دلسوختهای هر شب خدا را میخواند و ذکر ((الله )) از دهان او نمیافتاد. در همه حال لفظ ((الله )) بر زبان داشت و یک دم از این ذکر، نمیآسود. شبی شیطان به سراغش آمد و گفت: ((این همه الله را لبیک کو؟ چگونه او را این همه میخوانی و هیچ پاسخ نمیشنوی؟ اگر در این ذکر، سودی بود، باید ندایی میشنیدی و لبیکی میآمد.)) مرد، شکسته دل شد و به خواب رفت. در خواب حضرت خضر را دید که به او میگوید: ((چه شد که از ذکر بازماندی؟ )) گفت: (( همه عمر او را خواندم، هیچ پاسخ نشنیدم. اگر بر در کسی چند بار بکوبند، پاسخی شنوند. من سالها است که الله میگویم و لبیک نمیشنوم. ترسم که مرا از خود رانده باشد و سزاوار لبیک نباشم. )) خضر گفت: ((هرگاه که او را خواندی، او تو را پاسخ گفته است. )) گفت: چگونه؟ گفت: ((همین که او را میخوانی، او تو را حال و توفیق داده است که باز بیایی و الله بگویی. آن الله گفتنهای تو، لبیکهای خدا است. اگر رد باب بودی، آن توفیق نمییافتی که باز آیی و باز او را بخوانی. بدان که اگر در دل تو سوز و دردی است، آن سوز و گدازها، همان فرستادگان خدا هستند که از جانب خدا تو را پاسخ میگویند و به درگاه او میکشانند. گفت آن الله تو لبیک ماست آن نیاز و درد و سوزت پیک ماست زیر هر یا رب تو لبیک هاست اگر دیدی که جاهلی و غافلی، خدا را نمیخواند، بدان که خدا بر دهان و دل او قفل زده است، و اگر اهل دلی پیوسته خدا را خواند، آن از توفیق و اراده حق است که خواسته است بندهاش به درگاه آید و نالد. پس اگر چون گذشته ذکر بر لب داشتی، بدان که او تو را بدین کار گمارده است و اگر به ذکر و مناجات، رغبت نداشتی، پس همو تو را اجازت نفرموده است. )) -برگرفته از: مثنوی معنوی، دفتر سوم، ابیات 200 189. موضوعات مرتبط: عرفان اسلامی، عبرت ها و حکایات [ 90/09/03 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
جلال الدين محمود ، در علوم ظاهرى شاگرد مولانا نظام الدين هروى است و از اين طريق حظى كامل يافته بود. آورده اند كه کشاورز وى يكى از آلات دهقانى را كه وقف كرده بود در زراعت وى بكار برده بود . چون از آن وقوف يافت زراعت را تصرف نكرد و فرمود تا به فقرا و مستحقان صدقه دادند .حاکم هرات يك صره زر به رسم هديه به وى فرستاد قبول ننمود حامل صره گفت : اگر اين را پيش حاکم بازبرم ملول خواهد شد، بر فقرائى كه شاگرد شمايند و در مدرسه مى باشند قسمت كنيد. فرمود: تو خود آن را به مدرسه برده به هر كس كه قبول كرد بده اما به شرط آنكه بگوئى كه اين زر از كجاست .زر را به مدرسه برد و هيچكس آنرا قبول نكرد.وى در ماه ذيحجه سنه 788 از دنيا رفت و قبرش در مرغاب هرات است . موضوعات مرتبط: زندگی نامه صالحان، عبرت ها و حکایات [ 90/08/29 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
در روزگاران گذشته، در یکی از شهرها، چند نفر اوباش، مردی را تعقیب کرده و با سنگ و چوب به او حمله ور شده بودند، و آن بیچاره، در عین حالی که از دست آنان فرار می کرد، چشمش بدنبال پناهگاهی امن بود. اتفاقاً به نزدیکی خانه یکی از شخصیت های مهمّ آن محل رسید و بی درنگ وارد خانه شده، در را محکم بست. مهاجمین در پشت در ایستاده و منتظر بیرون آمدن او شدند .به دنبال سر و صدائی که در کوچه پیچید، صاحب خانه از اتاق خویش بیرون آمد و با منظره رقت باری روبرو شد. او مشاهده کرد که مردی متین و باشخصیت، ولی با سر و پای برهنه و مجروح و با لباسهای پاره، واردِ منزل او گردیده است. بر حال او دلش سوخت و به نوکر خود دستور داد، تا به سر و وضع او رسیدگی کرده و در داخل منزل از او پذیرائی کند دائم گل این بستان، شاداب نمی ماند دریاب ضعیفان را در وقت توانائی آن شخص بخت برگشته، وقتی که احساس امنیت و آرامش کرد و چنین پذیرائی گرم را مشاهده نمود، در حالیکه از غذاهای لذیذ و نانهای لطیف، تناول می کرد، خطاب به میزبانِ بزرگوار خویش، این آیه را قرائت کرد: (لَهُ بابٌ باطِنُهُ فیهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابَ( * آن حصار دری دارد که از جانب درون ، رحمت و آسایش، و از جانب بیرون عذاب می باشد .صاحب منزل، از اقتباس این آیه، -که بدون تاءمل و بجا خوانده شد،- خیلی خوشحال شد و آن مردِ پناهنده را، بیش از حد مورد نوازش و تفقد قرار داده و امان نامه ای برایش تهیه کرد. *سوره مبارک ، حدید / 13 .موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، عبرت ها و حکایات [ 90/08/29 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
آوردهاند که یکی از حجاج در راه مکه، از کاروان بازماند و در بیابان تنها شد. در آن بادیه میرفت تا به جایی رسید. خانهای کهنه دید. بدان سو رفت. در زد. پیرزنی در خانه گشود. حاجی سلام کرد و زن او را خوشامد گفت. حاجی گفت: من مردی در راه ماندهام و چند روز است که غذا نخوردهام. اگر طعامی داری، مراد ده تا بخورم. زن گفت: در این وادی، ماران بسیارند. برو و یک دو مار بگیر و بیاور تا من بپزم و بخوریم. مرد متحیر شد و گفت: من مار ندانم گرفت. زن گفت: بیا تا با هم برویم و من مار گیرم. ساعتی در وادی بگشتند؛ چهار مار بزرگ گرفت و آورد و سر و دم آنها بزد و آتش بیفروخت و مار بر آتش نهاد. مرد از غایت گرسنگی، آن را خورد. پس به آب محتاج گشت. زن گفت در این نزدیکیها، چشمهای است؛ برو و همان جا آب بنوش. آن مرد، بر سر آن چشمه آمد. آبی دید بسیار نامطبوع و بدبو و گل آلود. چارهای جز نوشیدن ندید. چون باز آمد، زن را گفت:ای مادر!چنین جای بدین ناخوشی، چرا ماندی و عمر تباه میکنی؟ پیر زن گفت: در جهان بهتر از این بیابان، جایی برای زیستن نیست. مرد گفت: در شهر ما، آبهای فراوان و باغهای پر نعمت هست و انواع میوهها و درختان و غذاهای مطبوع. ما هرگز ندانسته بودیم که ماران را بتوان خورد. پیرزن گفت: در آن جا که شما روزگار میگذرانید و نعمت و آسایش آن بسیار است، آیا کسی بر کسی ستم هم میکند؟ گفت: شاهان و ملوک، ستمهای بزرگ میکنند و مردمان، بر یکدیگر ستمهای خرد، گاه روا میدارند. زن گفت: (( آن نعمتها که گفتی در چنان جایی، بدتر از زهر باشد و این زهر در دامن فراغت، خوشتر از همه نعمتها است. )) برگرفته از: جوامع الحکایات، به نقل از مهدی ماحوزی، برگزیده نظم و نثر فارسی، ص 62. ? موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، عبرت ها و حکایات [ 90/08/19 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
پس از ماهها جنگ داخلی، "معمر قذافی"، رهبر پیشین حکومت لیبی سهشنبه مخفیانه و در محلی نامعلوم در بیابان به خاک سپرده شد. بسیاری نگران تبدیل شدن مقبره وی به میعادگاه طرفداران دیکتاتور جنجالی لیبی هستند. پیش از این نیز پس از مرگ "اسامه بنلادن"، رهبر سازمان تروریستی القاعده مقامهای آمریکایی نسبت به زیارتگاه شدن مقبره اسامه ابراز نگرانی کرده و هشدار داده بودند، هشدارهایی که سرانجام باعث شد تا جسد رهبر یکی از مخوفترین سازمانهای تروریستی جهان به دریا افکنده شود. به گزارش قانون، با نگاهی به این نگرانیها و هشدارها، این پرسش مطرح میشود که آیا براستی مقبره رهبران جنجالی به زیارتگاه حامیان آنها بدل میشود؟ و پاسخ این است: "هم بله و هم خیر". به همین بهانه، فارینپالیسی نگاهی به روزهای پس از مرگ برخی رهبران جنجالی جهان از آدولف هیتلر تا صدام انداخته که در زیر به آن اشاره میشود. صدام رهبر پیشین عراق در سال 2003 میلادی و در شرایطی که در گودالی پنهان شده بود، یافت شد؛ سه سال پیش در یک مرکز نظامی در نزدیکی بغداد به اتهام جنایت علیه بشریت اعدام شد. رهبران جدید در ابتدا قصد داشتند که جسد صدام را همچون قذافی در محلی مخفی دفن کنند اما سرانجام رضایت دادند که وی در محل زادگاه خود در نزدیکی تکریت به خاک سپرده شود. گرچه کسانی که روزانه برای دیدار از مقبره صدام به این مکان میآیند انگشتشمار هستند اما حضور تعداد قابلتوجهی از حامیان دیکتاتور پیشین بهویژه در روز تولد وی از جمله دانشآموزان مدارس، رهبران عراقی را برآن داشت تا بازدیدهای سازمانیافته از این محل را ممنوع اعلام کنند. "آگوستو پینوشه"، دیکتاتور پیشین شیلی که بهدلیل مشکلات حاد جسمانی از دادگاهی شدن گریخت در سال 2006 میلادی در شرایطی که در بازداشت خانگی به سر میبرد بهدلیل حمله قلبی درگذشت. دولت شیلی از برگزاری مراسم رسمی خاکسپاری برای وی خودداری کرد و "میشله باتلت"، رئیسجمهوری این کشور که پدرش از جمله قربانیان جنایتهای پینوشه بود از حضور در مراسم خاکسپاری خودداری کرد. "اسلوبودان میلوسویچ"، رهبر ملیگرای صرب در دادگاه بینالمللی به نسلکشی، ارتکاب جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت محکوم شد و در سلول خود به دلیل حمله قلبی درگذشت. خانواده میلوسویچ دولت صربستان را به تلاش برای جلوگیری از برگزاری مراسم خاکسپاری وی متهم کردند، با این حال دولت صربستان سرانجام اجازه داد که جسد وی در زادگاه خانوادگی وی به خاک سپرده شود. مقبره میلوسویچ هم مانند صدام حسین در سالروز تولد و مرگ وی مورد بازدید هواداران وی و ملیگرایان افراطی صرب قرار میگیرد. "عیدی امین"، دیکتاتور پیشین اوگاندا پس از یک دوره حکومت خونبار بر اوگاندا در دهه 1970 میلادی، سرانجام به عربستان سعودی گریخت و تا پایان عمر یعنی تا سال 2003 میلادی در شهر جده زیست. با وجود موافقت دولت وقت اوگاندا برای دفن شدن جسد امین در این کشور، خانواده وی ترجیح دادند که او را در همان شهر جده به خاک بسپارند. رسانههای خبری گزارش دادند که مقبره وی به زیارتگاه تبدیل نشده و افراد کمی برای دیدار از مقبره وی به جده میروند. "نیکلای چایشسکو"، دیکتاتور خشن رومانی و همسر وی پس از سرنگونی دولت در 1989 میلادی تیرباران شدند. چایشسکو در گورستان نظامیان در بخارست به خاک سپرده شد. خبرگزاری فرانسه در سال 1990 میلادی در گزارشی نوشت که برخی رومانیاییها با هدف یادآوری روزهای گذشته رژیم چایشسکو در ایام کریسمس، روز تولد و روز اعدام وی در محل مقبره او گردهم میآیند. وقتی "فرانسیسکو فرانکو"، دیکتاتور اسپانیا در سال 1975 میلادی مرد در روستایی در دره "فالن" به خاک سپرده شد، جایی که فاشیستها قهرمانان خود در جنگ داخلی اسپانیا را به خاک میسپردند. ولی اکنون دولت اسپانیا قصد دارد که باقیمانده جسد فرانکو را به "ال پاردو"، سکونتگاه پیشین وی در خارج از شهر مادرید منتقل کند. گفته شده که این اقدام تلاشی برای زدودن سمبل رژیم فرانکو از حافظه تاریخی اسپانیا است. مقبره فرانکو هنوز زیارتگاه حامیان پروپا قرص وی است. زمانی که "جوزف استالین" رهبر قدرتمند کمونیست در سال 1953 میلادی درگذشت ابتدا در مقبره بزرگ لنین به خاک سپرده شد اما در سال 1961 باقیمانده جسد استالین در روندی موسوم به روند "استالینزدایی" به مقبره سادهای نزدیک کرملین منتقل شد با این حال مقبره وی به عنوان زیارتگاهی برای حامیان وی و دوران وی باقی ماند. خبرگزاری فرانسه ماه مارس گزارش داد که چند صد تن از مردم روسیه با گردهمایی در میدان سرخ پنجاهوهشتمین سالگرد مرگ وی را برگزار کردند. داستان مرگ "بنیتو موسولینی"، دیکتاتور فاشیست ایتالیا اینگونه بود که وی هنگامی که سعی داشت تا به اسپانیا بگریزد به اتفاق معشوقهاش در مزرعهای توسط پارتیزانهای ایتالیایی دستگیر شده و در همان جا به همراه سایر همراهانشان که از مقامهای حکومت فاشیستی بودند، پس از محاکمه صحرایی به اعدام محکوم شدند. جسد موسولینی و معشوقهاش در پیازا لورتو در میلان، برای نمایش عموم با قلابهای مخصوص آویزان کردن گوشت در قصابیها، به صورت وارونه، از سقف یک ایستگاه پمپ بنزین آویخته شده و به وسیله مردم شهر سنگباران شد. جسد وی سرانجام چهار ماه بعد در زادگاه وی در "پریداپیو" به خاک سپرده شد. تعلل طولانی برای دفن جسد وی باعث نشد تا مقبره وی به زیارتگاه حامیانش تبدیل نشود. داستان مرگ "آدولف هیتلر" نیز همچون مرگ موسولینی مرموز و خشن است. زمانی که هیتلر در سال 1945 به خود شلیک کرد، بیبیسی گزارش داد که بدن به آتش کشیده شده وی توسط نزدیکانش به خاک سپرده شده است. با این حال بعدها گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه روسها مخفیانه با نبش قبر هیتلر باقیمانده جسد وی را به آلمانشرقی منتقل کردند. در سالهای اخیر مقامهای روسیه مدعی شدند که استخوان جمجمه و فک وی را که نشان میدهد هیتلر خودکشی کرده است را در اختیار دارند. با این حال متخصصان آمریکایی پس از معاینه استخوانهای ادعا شده اعلام کردند که این استخوانها متعلق به یک زن است. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/08/08 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/08/08 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
در هر فرهنگی، تلقی مردم از هر رنگ، مبتنی بر روابطی است که آنها بین رنگ ها و معنایشان پدید می آورند. به عنوان مثال درغرب، سبز به معنای امیدواری، سفید به خلوص، سیاه به عزاداری، سرخ به عشق یا انقلاب و زرد به دشمنی وکینه توزی نسبت داده می شود. در حالی که در چین، سفید به پرهیزکاری و زرد به اعتماد و صداقت و سیاه به کدورت و بی علاقگی مربوط می شود. در فرهنگ هندی، سرخ به معنای جاه طلبی و آرزوست و... در همین زمینه گروه تولید سایت تازه تازه در گزارشی کوشیده است به معناشناسی مفهوم رنگ های اصلی در نزد فرهنگ ها و ملل مختلف بپردازد.
آبی: موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/08/06 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
براساس برخی گزارش ها ، دختر جوان در تصویر (سربند زرد) مشهور به جلاد قذافی است. این دختر جوان به دستور قذافی انقلابیون را در زندان ها تیر بارن می کرد. در تصویر پایین نیز جوانی را مشاهده می کنید که گفته می شود پس از زنده پیدا کردن قذافی ، اورا با کلت طلایی خود قذافی به قتل رسانده است و حال تبدیل به قهرمان ملی مردمش گردیده . جالب این است که سن آن دختر جلاد و این پسر قهرمان به بیست سال هم نمی رسد. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/07/30 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
از منبر پايين آمد و مردم، مجلس را ترك مىگفتند . شيخ ابوسعيد ابوالخير امشب چه شورى برپا كرد!همه حاضران، محو سخنان او بودند و او با هر جمله كه مىگفت: نهال شوق در دلها مىكاشت . اما من هنوز نگران قرضى بودم كه بايد مىپرداختم . وام سنگينى برعهده داشتم و نمىدانستم كه چه بايد كرد . پيش خود گفتم كه تنها اميدى كه مىتوانم به آن دل ببندم، ابوسعيد است . او حتما به من كمك خواهد كرد . شيخ، گوشهاى ايستاده بود و مردم گرد او حلقه زده بودند .ناگهان پيرزنى پيش آمد. شيخ به من اشاره كرد . دانستم كه بايد نزد پيرزن روم و حاجتش را بپرسم. پيرزن گفت: كيسهاى زر كه صد دينار در آن است، آوردهام كه به شيخ دهم تا ميان نيازمندان تقسيم كند . او را بگو كه در حق من دعايى كند . كيسه را گرفتم و به شيخ ابوسعيد سپردم. پيش خود گفتم كه حتما شيخ حاجت من را دانسته و اين كيسه زر را به من خواهد داد . اما ابوسعيد گفت: اين كيسه را بردار و به گورستان شهر ببر. آن جا پيرى افتاده است؛ سلام ما را به او برسان و كيسه زر را به او ده و بگوى: اگر خواستى، نزد ما آى تا باز تو را زر دهيم . موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/07/28 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
روزی بهلول، بر سر راهی ایستاده بود که هارون الرشید از آنجا عبور می کرد. بهلول با صدای بلند گفت: ((ای هارون ! خلیفه ایستاده و با کمال تعجب پرسید: ((چه کسی مرا اینطور با لحن تحقیرآمیز، صدا می کند؟)) گفتند: ((قربان ! بهلولِ دیوانه است. )) موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، عبرت ها و حکایات [ 90/07/25 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
حکایت از خواب برخاست و چنان کرد که در خواب دیده بود؛ اما گنجی نیافت. خبر به پادشاه رسید. او نیز تیراندازانی گمارد تا تیر به مشرق اندازند و هر جا تیرها میافتاد، میکندند؛ باز گنجی یافت نشد. مرد فقیر به خانه آمد و به درگاه خدا نالید که (( پس از عمری، مرا گنجی نمودی، اما باز ندادی. گنج نیافتم و رسوای شهر نیز شدم. )) خوابید و دوباره همان فرشته را به خواب دید. گفت: آنچه گفتی به جا آوردم، اما گنج نیافتم. فرشته گفت: (( نه؛ آنچه ما گفتیم به جا نیاوردی. آنچه خود پنداشتی، کردی. ما گفتیم که تیر در کمان بگذار، نگفتیم کمان را بکش. اگر تیر در کمان میگذاشتی و رها میکردی، تیر پیش پای تو میافتاد و تو گنج را زیر پای خود مییافتی. )) صبح برخاست و این بار همان کرد که در خواب به او الهام شده بود. گنج یافت و دانست که هر چه از خیر و نیکی است، نزدیک است و مردمان بیسبب به راههای دور میروند تا خیری کسب کنند یا توشهای برای آخرت بیندوزند. یار در خانه و ما گرد جهان میگردیم - - آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم
موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/07/24 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/07/19 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
گرچند "محافظ های شخصی زن" ، "لباسهای غیرعادی" ، "خیمه عربی" و "رفتار غیر متعارف" دیکتاتور سابق لیبی نکته های بود که همواره در داخل کشور و سفرهای قذافی به خارج مورد توجه مردم کشورهای مختلف قرار داشت و در این میان بحث "محافظهای شخصی" مقوله خواندنی دیگریست. البته نباید این نکته را از ذهن دور داشت که بسیاری از حاکمان کشورهای اسلامی دارای خصیصه های نا متعارف و یا گرفتاریک نوع بیماری روحی و روانی است. آیا مسلمین با داشتن چنین حکام مریضی می توانند وضع بهتر از این داشته باشند؟ به گزارش فارس به نقل از الجزیره ، آنچه در زیر میآید، گزارشی از نحوه انتخاب و شرایط به خدمت درآمدن زنان محافظ سرهنگ دیوانه است. *نخستین ظهور محافظان زن قذافی *منطقه صحرا کانون زنان محافظ قذافی *عایشه نامی که بر این محافظان نهاده میشد موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/07/19 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
*يک مخترع آلماني تلیفون مخصوصي اختراع کرده است که داخل تابوت مردگان نصب مي شود تا بستگان آنها بتوانند بدون آنکه از خانه خارج بشوند و زحمت رفتن به گورستان را بر خودشان هموار کنند، هر قدر دل شان مي خواهد با مردگان خود شان درد دل کنند! اين تلیفون به زودي وارد بازار خواهد شد! *در ژاپن ماموران پوليس، جواني را که باعث يک تصادف رانندگي شده بود دستگير کردند، اما وقتي که فهميدند اين جوان بايد چند دقيقه ديگر در يک امتحان سر نوشت ساز شرکت کند، او را با اسکورت و آژير به محل امتحان بردند تا آقا از امتحان عقب نماند! *در لس آنجلس، يک راننده تاکسي، قطعه الماسي توي تاکسي اش پيدا کرد که ارزش آن 350 هزاردلار بود. اين آقاي راننده تاکسي، اين الماس گرانقيمت را به اداره پوليس برد و به آنها گفت: مال حرام از گلوي من پايين نمي رود!اين آقاي راننده، از مهاجران افغان بود که در لس آنجلس تاکسي مي راند! *در يکي از جمهوري هاي پيشين يوگسلاوي يک تابلوي نقاشي بسيار نفيس، به آقاي رييس جمهور اين کشورهديه داده شد. چند لحظه بعد معلوم شد که آقاي هديه دهنده، اين تابلوي نقاشي را از يکي از نمايشگاههاي هنري آن کشور دزديده است! موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/07/17 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
[ 90/07/12 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
آوردهاند كه شيخ جنيد بغداد به عزم سير از شهر بغداد بيرون رفت و مريدان از عقب او.... شيخ احوال بهلول را پرسيد. گفتند او مردي ديوانه است. گفت او را طلب كنيد كه مرا با او كار است. پس تفحص كردند و او را در صحرايي يافتند. شيخ پيش او رفت و سلام كرد. بهلول جواب سلام او را داده پرسيد چه كسي هستي؟ عرض كرد منم شيخ جنيد بغدادي. فرمود تويي شيخ بغداد كه مردم را ارشاد ميكني؟ عرض كرد آري.. بهلول فرمود طعام چگونه ميخوري؟ عرض كرد اول «بسمالله» ميگويم و از پيش خود ميخورم و لقمه كوچك برميدارم، به طرف راست دهان ميگذارم و آهسته ميجوم و به ديگران نظر نميكنم و در موقع خوردن از ياد حق غافل نميشوم و هر لقمه كه ميخورم «بسمالله» ميگويم و در اول و آخر دست ميشويم.. بهلول برخاست و دامن بر شيخ فشاند و فرمود تو ميخواهي كه مرشد خلق باشي در صورتي كه هنوز طعام خوردن خود را نميداني و به راه خود رفت. مريدان شيخ را گفتند: يا شيخ اين مرد ديوانه است. خنديد و گفت سخن راست از ديوانه بايد شنيد و از عقب او روان شد تا به او رسيد. بهلول پرسيد چه كسي هستی؟ جواب داد شيخ بغدادي كه طعام خوردن خود را نميداند. بهلول فرمود: آيا سخن گفتن خود را ميداني؟ عرض كرد آري... سخن به قدر ميگويم و بيحساب نميگويم و به قدر فهم مستمعان ميگويم و خلق را به خدا و رسول دعوت ميكنم و چندان سخن نميگويم كه مردم از من ملول شوند و دقايق علوم ظاهر و باطن را رعايت ميكنم. پس هر چه تعلق به آداب كلام داشت بيان كرد. بهلول گفت گذشته از طعام خوردن سخن گفتن را هم نميداني.. پس برخاست و برفت. مريدان گفتند يا شيخ ديدي اين مرد ديوانه است؟ تو از ديوانه چه توقع داري؟ جنيد گفت مرا با او كار است، شما نميدانيد. باز به دنبال او رفت تا به او رسيد. بهلول گفت از من چه ميخواهي؟ تو كه آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نميداني، آيا آداب خوابيدن خود را ميداني؟ عرض كرد آري... چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه خواب ميشوم، پس آنچه آداب خوابيدن كه از حضرت رسول (عليهالسلام) رسيده بود بيان كرد. بهلول گفت فهميدم كه آداب خوابيدن را هم نميداني. خواست برخيزد جنيد دامنش را بگرفت و گفت اي بهلول من هيچ نميدانم، تو قربهاليالله مرا بياموز. بهلول گفت: چون به ناداني خود معترف شدي تو را بياموزم. بدانكه اينها كه تو گفتي همه فرع است واصل در خوردن طعام آن است كه لقمه حلال بايد و اگر حرام را صد از اينگونه آداب به جا بياوري فايده ندارد و سبب تاريكي دل شود. جنيد گفت: جزاك الله خيراً! و ادامه داد:در سخن گفتن بايد دل پاك باشد و نيت درست باشد و آن گفتن براي رضاي خداي باشد و اگر براي غرضي يا مطلب دنيا باشد يا بيهوده و هرزه بود.. هر عبارت كه بگويي آن وبال تو باشد. پس سكوت و خاموشي بهتر و نيكوتر باشد. و در خواب كردن اينها كه گفتي همه فرع است؛ اصل اين است كه در وقت خوابيدن در دل تو بغض و كينه و حسد بشري نباشد.
موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، عرفان اسلامی، عبرت ها و حکایات [ 90/07/10 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
*محک تشخیص *عشقهاى شیشهاى *عفتزایى عشق و آلودهدامنى هوس * ایثارگرى عشق و سلطهجویى هوس * عشق ناب، طریق عشق حقیقى است
- عشق پاک، عاشق را محبّ معشوق و طالب سعادت، آسایش و کمال او بار مىآورد و گرچه وصال محبوب غایت آرزوى اوست ولى حاضر است براى رضاى محبوب حتى از این وصال چشم بپوشد و هر چه دارد در راه محبوب ایثار کند و فقط به تمناى وصال بسنده نماید. او محبوب را نه براى خواهش دل خودش، بلکه براى کمالاتى که در او هست مىطلبد و مىخواهد در کنار وى و به کمک او راه بندگى را بپوید و با انس و آرامش حاصل از همسرى او، در بندگى کوشاتر باشد. ولى هوسبازانِ مدعى عشق، در پى جستن رضاى دل و کام خویش هستند نه کامدادن به محبوب. - عاشق حقیقى نه خودش براى رسیدن به وصال به ظلم و گناه آلوده مىگردد و نه محبوب را به سوى ظلم و گناه سوق مىدهد. مدعیانى که در عشقورزیدن، حدود الهى را رعایت نمىکنند و محبوب را نیز بىپروا مىخواهند، عاشق نیستند بلکه هرزگانى هستند در پى کامجویى و برآوردن هوسهاى شعلهورشان. - عشق پاک عفتزاست. عاشق صادق هم خود باحیا، عفیف و پاکدامن است و هم حیا، عفت و پاکدامنى محبوب را مىطلبد، بر عکس هوس شعلهور که پردهدر گستاخ، فحشاطلب و آلودهدامن بار مىآورد. قرآن داستان عشقهایى را بیان مىکند که بعضى ناب و پاکاند و بعضى هوس شعلهور تا راهنماى موقتطلبان باشد. - عاشقى مىتواند مدعى عشق پاک باشد که در جنب ویژگىهاى جسمى و مادى، با آنها یا بیشتر به ویژگى روحى، اخلاقى و اعتقادى محبوب توجه داشته باشد زیرا این ویژگىها دائم هستند و عشق مبتنى بر آنها نیز دوام مىیابد. کسى که فقط به چشم و ابروى دخترى یا قد و بالاى جوانى دلبسته باشد، چه بسا با دیدن چشم و ابروى زیباتر و قد و بالاى رساتر بدو دل مىبندد و از اولى دل مىکَند؛ ولى دلبسته به روحیات و معنویات، اگر با معنویت بالاتر مواجه شود، از معنویت قبلى دل نمىکند بلکه سعى مىکند او را به این حد ارتقا دهد و از خداوند تعالى محبوبش را طلب مىکند.موضوعات مرتبط: گناهان، اخلاق اسلامی، مباحث اسلام شناسی، عبرت ها و حکایات ادامه مطلب [ 90/07/08 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
مردي براي اصلاح به آرايشگاه رفت در بين كار گفتگوي جالبي بين آنها در مورد خدا صورت گرفت. آرايشگر گفت:من باور نميكنم خدا وجود داشته با شد مشتري پرسيد چرا؟ آرايشگر گفت: كافيست به خيابان بروی و ببيني مگر ميشود با وجود خداي مهربان اينهمه مريضيو درد و رنج وجود داشته باشد؟ مشتري چيزي نگفت و از مغازه بيرون رفت به محض اينكه از آرايشگاه بيرون آمد مردي را در خيابان ديد با موهاي ژوليده و كثيف با سرعت به آرايشگاه برگشت و به آرايشگر گفت مي داني به نظر من آرايشگر ها وجود ندارند مرد با تعجب گفت :چرا اين حرف را ميزني؟ من اينجاهستم و همين الان موهاي تو را مرتب كردم مشتري با اعتراض گفت: پس چرا كساني مثل آن مرد بيرون از آريشگاه وجود دارند آرایشگر گفت: آرايشگر ها وجود دارند فقط مردم به ما مراجعه نميكنند. مشتري گفت: دقيقا همين است خدا وجود دارد فقط مردم به او مراجعه نميكنند. براي همين است كه اينهمه درد و رنج در دنيا وجود دارد. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/07/08 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
مردی کنار بیراهه ای ایستاده بود. ابلیس را دید که با انواع طنابها به دوش درگذر است. کنجکاو شد و پرسید: ای ابلیس ، این طنابها برای چیست؟ جواب داد: برای اسارت آدمیزاد. طنابهای نازک برای افراد ضعیف النفس و سست ایمان ، طناب های کلفت هم برای آنانی که دیر وسوسه می شوند. سپس از کیسه ای طناب های پاره شده را بیرون ریخت و گفت: اینها را هم انسان های باایمان که راضی به رضای خدایند و اعتماد به نفس داشتند، پاره کرده اند و اسارت را نپذیرفتند. مرد گفت طناب من کدام است ؟ ابلیس گفت : اگر کمکم کنی که این ریسمان های پاره را گره زنم، خطای تو را به حساب دیگران می گذارم ... مرد قبول کرد . ابلیس خنده کنان گفت : عجب ، با این ریسمان های پاره هم می شود انسان هایی چون تو را به بندگی گرفت...! موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/07/07 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
1-كافى ج 2 ص 125 موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، عبرت ها و حکایات، انسان شناسی [ 90/06/25 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/06/12 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
راستی شادی و سرور در عید سعید فطر برای پایان یک ماه گرسنگی، تشنگی وسختی است و یا برای پایان موفقیت آمیز یک ماه عبادات و بندگی عاشقانه ؟ قصد سخن سرای ندارم و همچنان توان اعلام "بکن" و "نکن" ها . ولی از صبح امروز با خودم کلنجار می روم که شادی و جشن من امروز برای چیست؟ خوش به حال آنان که امروز جشن خاتمه یک ماه عبادت ، بندگی و اطاعت عاشقانه فرمان الهی را گرفته اند. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/06/09 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
وزارت دادگستری عربستان سعودی در جدید ترین گزارش سالیانه خود فاش کرد که در سال 2010 میلادی 9233 حالت طلاق در این کشور رخ داده است. این در حالی است که بر اساس این گزارش در مقابل در مدت مشابه، تنها 707 حالت ازدواج رخ داده است. این به معنی آن است که در مقابل هر 25 حالت طلاق، تنها یک حالت ازدواج رخ داده است. اخبار رسیده از عربستان سعودی نشان می دهد که در این کشور به ازای هر یک ازدواجی که رخ می دهد، 25 طلاق انجام می گیرد. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/05/17 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
روی داد تاریخی محاکمه حسنی مبارک رییس جمهورمقتدر سابق مصر و خانواده اش، نه تنها درس عبرت برای تمام حکام کشورهای اسلامی، بلکه عبرت فراموش ناشدنی برای تمام انسان ها و به خصوص مسلمانان است. کاری به نتایج این دادگاه ندارم ، نفس برگزاری آن و حضور مبارک و فرزندانش با آن وضعیت در اطاق آهنین ، اطاق که مبارک در سال های گذشته ، جوانان مسلمان را به جرم اسلامی خواهی در آن قرارمی داد و محاکمه می کرد. عبرت آور و درس گرفتنی است. هرکس به اندازه توان و حضورش در جامعه و روابط اجتماعی مسئول و تاثیر گزار است. یکی شاه و رییس جمهور است و دیگری فقیر و یا یک مهره معمولی در چرخ اجتماع. نتیجه ظلم به مردم و نا فرمانی از فرامین الهی یک چنین ذلت و حقارت است. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/05/14 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
یکی از اعمال ماه مبارک رمضان بسیار گفتن صلوات است. معنای صلوات این است که " خدایا رحمتت را بر پیامبر و آل او نازل بفرما". با این همه سفارش های که برای گفتن صلوات شده است، حال سود صلوات ما ، برای پیامبر(ص) وخود ما چیست؟
واقعیت این است ؛ از صلوات که ما می گوییم کمالی برای پیامبر(ص)عایید نمی شود. زیرا ؛ خدای متعال کمال لایق را به ایشان ارزانی داشته و می دارد. آن چه را ما با صلوات گفتن خویش طلب می کنیم به عنوان واسطه فیض و علت فاعلی سبب خیرنخواهیم بود، بلکه به وسیله صلوات و درود ما کما لات شان ظاهر می شود، علت فیاضه اش خداوند است و از ما خیری به آن حضرت نمی رسد و ما هرچه داریم محصول تربیت آن حضرت است. به بیان دیگر؛ وقتی رحمت بر حضرت نازل شد به دیگران هم می رسد، چون او مجرای فیض است و اگر بخواهد خیری به دیگران برسد باید به عنوان رحمت خاصه ، نخست بر حضرت ایشان نازل شود و سپس به دیگران برسد. موضوعات مرتبط: مباحث اسلام شناسی، عبرت ها و حکایات [ 90/05/08 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
یک سنتی نادرست در بین مردم ما شایع است و آن اینکه نه یاد می گیرم و نه به روز می شویم. مدتی پیش برای خرید یک دستگاه اپل آیپد به بازار مراجعه کرده بودم و با یک تصور غلط مواجه شدم که مرا بر آن داشت در این مورد توضیحاتی بدهم. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/04/18 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
حضرت عیسی (ع) از میان قومی از یهودیان عبور می کرد. برخی از افراد آن قوم به حضرت حرف های بد و ناروا گفتند. در برابر آنان عیسی (ع) به آنان مطالب خوب و خیر فرمودند. کسی به ایشان عرض کردند که آنان درحق شما حرف های نا پسند گفتند و شما به آنان حرف های خوب گفتید. حضرت عیسی (ع) فرمود ؛ هرکسی آنچه نزدش ( درباطنش) هست، انفاق می کند. در مثل هم گفته اند : از کوزه برون همان تراود که در او است. نتیجه اینکه : کار های افراد بیان کننده نیت آنان است . موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، عبرت ها و حکایات [ 90/03/07 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
نامه دردآور یک پزشک بحرینی به یک روزنامه اروپائی درباره نحوه برخورد ماموران امنیتی آل خلیفه با مخالفان دولت پرده از جنایاتی برمی دارد که مطرح شدن آن در رسانه های غربی از عمق فاجعه حاکم بر این کشور کوچک عربی حکایت دارد. به گزارش مهر، این زن پزشک بحرینی با ارسال نامه ای الکترونیکی ( ایمیل ) به روزنامه ایندیپندنت می نویسد : روزی از همین روزها نیروهای امنیتی من و همکارانم را در بیمارستان بازداشت کردند و به نحوی با من سخن گفتند که تاکنون نظیر آن را تجربه نکرده بودم. آنها ابتدا به صورت من سیلی زدند و سپس مرا به باد کتک گرفتند و بعد با متهم کردن من به هرزگی، پولهایی که همراهم بود را به من نشان داده و گفتند این پولها را از راه نادرست به دست آورده ای. در خیابان چه می خواهی؟ "ش ی ع ه ک ث ی ف" دولت برای شما آرامش و امکانات تحصیلی آماده کرده و حتی به شما کمک هزینه تحصیل هم می دهد آنوقت شما به خیابان می آئید و علیه دولت شعار می دهید؟ این زن در ادامه می نویسد : شکنجه واقعی زمانی شروع شد که آنها چشمهای من و همکارانم را بستند و سپس مرا مجبور کردند تا با چشمهای بسته در اتاق بازجویی بدوم. من به سرعت می دویدم و بارها به دیوارمی خوردم که نتیجه آن شکستگی سر و زخمهای بزرگ بر روی پیشانیم بود. نیروهای امنیتی آل خلیفه مرا مجبور کردند تا برای آنها برقصم و آواز "همه پادشاه خلیفه بن سلطان را می خواهند" بخوانم و در این حالت شروع به عکس گرفتن از من کردند. آنها سپس به من گفتند : این همان چیزی است که تو لایقش هستی . زیرا تو یک شیعه بی ارزش هستی. تو علیه پادشاه و ولیعهد ما اقدام کرده ای . این زن در ادامه نامه خود می نویسد : بعد از این سخنان آنها روپوش سفید پزشکی مرا به زور از من گرفتند چون معتقد بودند که من لیاقت این لباس را ندارم و سپس مرا مجبور کردند تا برای آنها برقصم و آواز "همه پادشاه خلیفه بن سلطان را می خواهند" بخوانم و در این حالت شروع به عکس گرفتن از من کردند. به علاوه به این اقدامات، در حالی که هنوز چشمانم بسته بود بطور ناگهانی مرا کتک می زدند و فریاد می کشیدند: نمی خواهیم صدایت را بشنویم تو همانند یک زن بد کاره فریاد میکشی. این زن بحرینی به گوشه هایی از شکنجه های نیروهای آل خلیفه اشاره می کند که چون بسیار دردناک و وحشتناک می باشد قابل بیان نیست. این زن در ادامه نامه خود می نویسد: پس از این شنکنجه ها در حالی که هنوز چشمان بسته بود آنها مرا به داخل اتاقی بردند که افسران مرد و زن در آن حضور داشتند و همگی آنها سوالات مشابهی را پشت سرهم از من مطرح می کردند زیرا خواهان شنیدن پاسخ های مورد دلخواه خود بودند و نتیجه این پرسش و پاسخ آن بود که من مرتبا سیلی و کتک می خوردم. آنها از من می خواستند بگویم که قصد رفتن به میدان لولو و شرکت در تظاهرات ضد رژیم خلیفه را داشتم اما با وجود تمام این شکنجه ها من فقط علیه وزرات بهداشت و نحوه رسیدگی به مجروحان حوادث اخیر شعار می دادم. به نوشته این زن بحرینی، ماموران آل خلیفه او را تهدید می کردند که با اشیاء نوک تیز مجروح کرده و سپس در جلوی سگها خواهند انداخت تا این حیوانات نیز به آنها حمله کنند و سپس وی را به دادگاه نظامی برده، اورا محکوم به تحمل چهار سال زندان کرده و تابعیت بحرینی را نیز از او می گیرند. این زن در پایان می نویسد: در پایان زمانی که آنها به خواست خود نرسیدند از من خواستند تا برگه ای را که در آن عنوان شده بود علیه وزارت بهداشت بحرین تظاهرات کرده ام را امضا کنم. سپس مرا به دخل راهرویی برده و چشمانم را باز کردند و در آنجا دیدم که تمامی همکارانم نیز حاضر هستند. در آن هنگام به دلیل آنکه هیچ یک از همکارانم را از دست نداده ام از خدا تشکر کردم. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/02/21 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
این ادعا که پاکستانی ها بزرگترین بازنده ماجرای کشته شدن بن لادن هستند، ادعای کاملا درستی است. اگر به سوابق اطلاع رسانی ها درباره مرگ بن لادن نگاه کنیم متوجه خواهیم شد که دست کم سه شخصیت بلند پایه پاکستان یعنی پرویز مشرف، بی نظیربوتو و آصف علی زرداری همگی در سال های گذشته از کشته شدن یا مرگ طبیعی بن لادن دراثر نارسایی شدید کلیه سخن گفته اند. برای پاکستانی ها اسامه بن لادنی که در جنگ با آمریکا کشته شده یا به مرگ طبیعی مرده است بسیار بهتر از اسامه بن لادنی است که درخانه اش در نزدیکی یک پادگان مجهز نظامی در کنار گوش سازمان اطلاعات و امنیت بزرگ آنها توسط بیگانگان کشته شود. تحلیلیگران خارجی نیز به این موضوع توجه زیادی کرده اند. در همه روزهایی که از انتشار خبر کشته شدن بن لادن توسط یک تیم از کماندوهای آمریکایی در ابٌوت آباد پاکستان می گذرد رسانه ها مرتبا درحال تجزیه و تحلیل این سوال هستندکه آیا واقعا سازمان اطلاعات و امنیت این کشور از وجود بن لادن در اسلام اباد خبر نداشته است؟ قطعا برای تحلیلگران و کارشناسان مسائل امنیتی پاسخ نه به این سوال خیلی مضحک است اما برای مردم عادی کوچه و بازار و برای علاقمندان احساساتی رهبر القاعده که او را تنها جهادگر با دشمن شماره یک مسلمانان، یعنی آمریکا می شناسند می تواند راهی برای تبرئه محسوب شود. اگر اصل عملیات امریکایی ها و ادعای آنها بر کشتن بن لادن در یک مجتمع مسکونی در ابوت آباد را قبول کنیم و خیال نکنیم که جهانیان شاهد یک نمایش سیاسی برای رسیدن به مقاصدی خاص بوده اند آنگاه ناچار به این تحلیل می رسیم که بدون شک پاکستان از خشم مردم و اعضای خشن القاعده که با شنیدن خبر کشته شدن بن لادن سخت به خونخواهی او مصمم شده اند در امان نخواهد بود. آنگاه در چنین شرایطی است که باید موضع گیری پاکستان در قبال این عملیات را تحلیل کرد و به این نتیجه رسید که عاقلانه ترین کار اسلام آباد ورود به یک بازی دوگانه بوده است. اسلام آباد برای مصرف داخلی جار می زند که دخالتی در کشتن بن لادن نداشته است. دوستان آمریکایی او در کاخ سفید نیز در این تنور می دمند و حتی برای ایجاد باور عمومی و القای این انگاره به افکارعمومی پاکستان را مورد شماتت و حتی تهیدید نیز قرار می دهند. دولت زرداری حتی بی حیثیت شدن دستگاه اطلاعاتی خود را با طرح ادعای بی خبری از ماجرا به جان می خرد. این ها همه به خاطر در امان ماندن از انتقام خونخواهان اسامه و یا پرهیز از متوجه شدن خشم مردم به سمت دولت است. اما در خفا همگان می دانند که آمریکایی ها بدون کمک و همکاری اطلاعاتی پاکستان ممکن نبوده است که قادر به انجام این عملیات بوده باشند. شاید حتی معامله ای نیز دراین باره صورت گرفته که مربوط به اوضاع منطقه بوده است. ساده انگاری است که تصور کنیم درباره سرنوشت یک شخصیت جنجالی که به خاطر او 11 سال در منطقه جنگ و خونریزی وجود داشته کشورهای دخیل، یعنی پاکستان، افغانستان و حتی عربستان سعودی و امارات متحده عربی دخالتی نداشته اند. زمان به زودی مشخص خواهد کرد که آیا پاکستان می تواند به سلامت از درون این بازی دوگانه خارج شود یا دست او رو خواهد شد. نباید فراموش کرد که این تحلیل صرفا در شرایطی است که ادعاهای آمریکا مبنی برکشتن بن لادن با همان کیفیتی که روزانه در رسانه های آنها تبلیغ می شود را پذیرا باشیم و الا همانگونه که در یادداشت قبلی به آن اشاره کردم باید به دنبال دلایلی گشت که چرا زمان کنونی برای اعلام خبر مرگ بن لادن و یا به راه انداختن این نمایش مناسب دیده شده است و آمریکایی ها چه اهدافی را از به راه انداختن آن دنبال می کنند. نوروزپور، محمدرضا-سایت زمان موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/02/19 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
نویسنده: علیرضا شاکر تفنگداران ویژه نیروی دریایی امریکا روز یکشنبه 11 اردیبهشت ماه (1 May) وارد عملیاتی فوق سری در اطراف اسلام آباد شدند. هدف عملیات اسامه بن لادن رهبر القاعده و عامل حوادث 11 سپتامبر بود. ماموران ویژه ارتش آمریکا از چند روز پیش منتظر صدور دستور انجام عملیات از سوی واشنگتن بودند. هر چند که بسیاری از انها حتی وقتی سوار بر سه هلی کوپتر در تاریکی مطلق به سمت هدف حرکت میکردند نمیدانستند هدف این عملیات چه شخصی است. مقامات امریکایی میگویند از می سال 2010 شناسایی محل اختفای بن لادن وارد مرحله دقیقتری شده بود، اما اهمیت ویژه موضوع برای سیا انجام عملیات را به تاخیر انداخته است. بن لادن در ساختمانی ویلایی، فاقد اینترنت، تلفن، پنجره و با دیوارهایی بلند در نزدیکی شهرکی نظامی در اطراف اسلام آباد مخفی بود. چه کسی میداند، شاید گروهی از ماموران ISI (سازمان امنیت پاکستان) بن لادن را در این مکان مخفی کرده بودند ولی آنچه روشن است وی چنان ایزوله شده بود که عملا رهبری القاعده را از دست داده بود. مقامهای امریکایی بارها اعتراف کرده اند که سالها فرار و گریز و سپس مخفی شدن بن لادن را به عنصری ناکارآمد و شاید هم بیمصرف در سازمان القاعده تبدیل کرده بود. با همه اینها وقتی که اوباما بعد از عملیات 40 دقیقه ای ماموران آمریکایی در ابوت آباد به خبرنگاران در کاخ سفید خبر کشته شدن بن لادن را داد این خبر همچون بمبی سهمگین جهان رسانهها را منفجر کرد. آمریکاییها نمیتوانستند خوشحالی خود را پنهان کنند گروهی از جوانان در واشنگتن در مقابل کاخ سفید به شادی و پایکوبی پرداختند و حتی جورج دبیلو بوش جمهوری خواه این موفقیت را به اوباما تبریک گفت. اما این همه خوشحالی و هیجان از چیست؟ کشته شدن مردی که سالها در زندان خود خواسته گرفتار بود چقدر اهمیت دارد؟ درست است که بن لادن عامل مرگ ۲۹۹۲ آمریکایی در جریان حمله به برجهای دوقلو ست و مرگ وی به نوعی انتقام خون کشته شدگان ان حادثه است. اما سیاستمداران کاخ سفید و رسانههای غربی سعی دارند تصویر دیگری ارائه دهند. آنها کشته شدن بن لادن را پیروزی دموکراسی در مقابل تروریسم و بنیادگرایی تعبیر میکنند. جورج بوش مرگ بن لادن را پیروزی آمریکا برای مردان و زنانی دانست که خواهان برقراری صلح در سراسر جهان هستند. نتانیاهو هم مرگ بن لادن را "طنین انداز برای عدالت، آزادی و ارزشهای مشترک برای تمامی کشورهای دموکراتیک" که "شانه به شانه در جنگ علیه تروریسم" هستند عنوان کرد. دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا، مرگ اسامه بن لادن را باعث "آسودگی خیال" در سرتاسر جهان توصیف کرد. همچنین بسیاری دیگر از رسانهها و سیاستمداران غربی هم تحلیلهای اینچنینی ارائه دادند ولی من میگویم که بن لادن جز سمبل حوادث 11 سپتامبر چیز دیگری نبود. تاریخ مصرف بن لادن خیلی وقت است که به پایان رسیده بود و فقط و فقط معدودی از افراطیون القاعده و سازمانهای اطلاعاتی غرب و پاکستان از نام بن لادن تغذیه میکردند. اکنون که بن لادن مرده است، نگاهی کوتاه و گذارا بر تحولات یک دهه گذشته نشان میدهد که ویروس افراط نه تنها در خاورمیانه نابود نشده بلکه در غرب هم تکثیر شده است. قران سوزیهایی که همین اواخر تری جونز کشیش فلوریدایی به راه انداخت نمونه ای واضح و روشن از ابتلای غرب به بیماری افراط است. آمریکا و برخی از کشورهای اروپایی بعد از حودث 11 سپتامبر با تبلیغ اسلام هراسی و حمله به افغانستان و عراق ناخواسته در بطن خود جنینی را پرورش دادند که اکنون به فرزند ناخلف افراط میماند. در دهه گذشته احزاب راست گرا افراطی در اروپا رشد قابل ملاحظه ای داشتند. احزاب راست افراطی بخشی از دولت ائتلافی ایتالیا را تشکیل میدهند و در پارلمان کشورهای اتریش، بلغارستان، دانمارک، لتونی و اسلواکی دارای کرسی هستند. در انگلیس حزب ملی گرای بریتانیا (BNP) ضمن پیروزی چشمگیر در انتخابات محلی دو کرسی از مجموع 72 کرسی بریتانیا در پارلمان اروپا را کسب کرد. این حزب دیدگاههای بسیار افراطی و نژادپرستانه علیه مسلمانان و مهاجران دارد. در هلند حزب راست افراطی «آزادی» جایگاه سوم را در پارلمان دارد. در انتخابات پارلمانی سوئد حزب دمکراتهای سوئد، توانست 7/5 درصد از آرا را به دست آورد. احزاب راست گرا محدودیتهای افراطی را برای مهاجران و مسلمان اعمال میکنند یا حداقل اینکه تمایل دارند محدودیتهایی را اعمال کنند. در ماه می سال 2009، گروههای راستگرای افراطی راهپیمای ضد اسلامی برای مخالفت با ساخت مسجد بزرگی در کلن آلمان صورت دادند. همچنین زمانی که مقامات دانمارک با ساخت نخستین مسجد موافقت کردند حزب مردم دانمارک نیز بهعنوان یکی از احزاب جناح راستی دانمارک ستاد مبارزه با مسجد تشکیل داد. در سوئیس هم احزب راستگرا از همهپرسی نوامبر 2009 علیه ساخت مناره برای مسجد حمایت کردند. در جهان عرب و اسلام هم با وجود اینکه نسیمی از اعتدال بواسطه جنبشهای اخیر مردمی بر منطقه وزیده است ولی هنوزحکومت آبشخوران معنوی و مادی تروریسم در ریاض و اسلام آباد ادامه دارد. جالب اینکه اینکه آل سعود و دولت پاکستان که منابع اصلی تغذیه فکری و مالی جریان افراط در منطقه هستند همزمان در اردوگاه متحدان اصلی امریکا نیز جای دارند. یافتن بن لادن در نزدیکی اسلام آباد روشن ترین و انکار نا پذیرترین دلیل بر این ادعاست که متحد امریکا پناهگاهی امن برای تروریستهاست. همین وضعیت کم و بیش در عربستان سعودی نیز حاکم است. اگر نیروهای عملیاتی جریان افراط در پاکستان به حیات خود ادامه میدهند شاهزادهها و روحانیون سعودی حامیان مالی و فکری این جریان هستند. بر میگردم به پرسشی که ابتدا طرح کردم "این همه خوشحالی و هیجان از مرگ بن لادن برای چیست؟" پاسخ آن را میدهم موضوع بسیار ساده است. آمریکا از زنده و مرده بن لادن سود برد. حملات یازده سپتامبر زمینه لشگرکشی امریکا به افغانستان و عراق را فراهم کرد و اکنون خبر کشته شدن بن لادن شاید همان آسی باشد که اوباما در آستانه انتخابات ریاست جمهوری رو میکند. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 90/02/13 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
يك استاد دانشگاه الازهر مصر با اشاره به اين كه مصر هرگز وهابيت را به رسميت نخواهد شناخت اعلام كرد وهابيت بدعت در اسلام است و هيچ پايه و اساسي در شريعت اسلامي ندارد. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات، انسان شناسی [ 90/02/09 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
سلطان محمود در چه لذتى است !
موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، عبرت ها و حکایات [ 90/01/08 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
[ 90/01/02 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
[ 90/01/01 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
پدر روحاني شيعيان عربستان در گذشت «علامه العمري» رهبر شيعيان عربستان كه روز دوشنبه در مدينه منوره درگذشت ، در راستاي فعاليت هاي خود، 45 سال در زندان هاي قرون وسطايي و در زير شديد ترين شكنجه هاي آلسعود، قرار داشت . وي كه در ميان عربستانيها به عنوان «پدر روحاني شيعيان» خوانده ميشود؛ در سال 1911 ميلادي (1332هجري قمري) در مدينه منوره به دنيا آمد. 16 ساله بود كه به امر پدرش شيخ علي بن احمد العمري وارد حوزه علميه نجف اشرف شد. موضوعات مرتبط: مباحث اسلام شناسی، زندگی نامه صالحان، عبرت ها و حکایات [ 89/11/06 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
لذت مناجات غلامى بود كه با خواجه و مالك خود قرار داده بود كه روزى يك درهم به خواجه بدهد و شب هر جائيكه بخواهد برود .خواجه روزى مدح غلامش را نزد جمعى نمود، يكى گفت : شايد اين غلام قبرها را مى كند و كفن مى دزدد و مى فروشد و اين درهم را به تو مى دهد. خواجه مغموم شد و شب چون غلام اجازه رفتن را گرفت در پى غلام آمد، ديد غلام از شهر بيرون رفته و وارد قبرستان شد. وارد قبر وسيعى شد، و لباس سياه پوشيده و زنجير برگردان انداخته ، روى بر خاك مى مالد و با مولاى حقيقى راز و نياز مى كند و از مناجات لذت مى برد. خواجه چون اين را ديد گريان شد و بر سر قبر تا صبح نشسته و غلام تمام شب را مشغول عبادت و راز و نياز بود. چون صبح شد عرض كرد: خدايا مى دانى كه خواجه ام يك درهم مى خواهد و من ندارم توئى فرياد رس محتاجان ؛ چون مناجات تمام شد نورى در هوا پيدا شد و درهمى از نور به دست غلام آمد. خواجه چون چنين بديد آمد و غلام را در برگرفت . غلام اندوهناك شد و گفت : خدايا پرده ام را ديدى و رازم را كشف كردى ، جانم را بگير. همان دم جان سپرد. خواجه مردم را خبر داد و جريان را نقل كرد و او را در همان قبر دفن نمود. موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، عبرت ها و حکایات [ 89/07/25 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
گردش روزگار روزى مرد جوانى نشسته بود و با همسرش غذا مى خوردند و پيش روى آنان مرغ بريان قرار داشت ، در اين هنگام گدائى به در خانه آمد و سؤ ال كرد. جوان از خانه بيرون آمد و با خشونت تمام ، سائل را از در خانه براند و محروم ساخت ؛ مرد محتاج نيز راه خود را گرفت و رفت .پس از مدتى چنان اتفاق افتاد كه همان جوان ، فقير و تنگدست شد و تمام ثروت او نابود گرديد و همسرش را نيز طلاق داد. زن هم بعد از آن با مرد ديگرى ازدواج نمود. از قضاء روزى آن زن با شوهر دوم خود نشسته بود و غذا مى خوردند درون سفره پيش روى آنان مرغى بريان نهاده بود، ناگهان گدائى در خانه را صدا در آورد و تقاضاى كمك نمود. مرد به همسرش گفت : برخيز و اين مرغ بريان را به اين سائل بده ! زن از جا برخاست و مرغ بريان را بر گرفت و به سوى در خانه رفت كه ناگهان بديد سائل همان شوهر نخستين اوست . مرغ را به او داد و با چشم گريان برگشت . شوهر از سبب گريه زن پرسيد: زن گفت : اين گدا، شوهر اول من بوده است و سپس داستان خود را با سائل پيشين كه شوهرش او را آزرده و از در خانه رانده بود، به تمامى بيان كرد. وقتى زن حكايت خويش را به پايان آورد، شوهر دومش گفت : اى زن بخدا سوگند، آن گدا خود من بودم . موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، عبرت ها و حکایات [ 89/07/24 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
قلم و مطالعه مفيد! مطلعه را از اين جنبه بررسي كنيد كه وقتي مطالبي را ميخوانيد چهمقدار از آن را ـ بهطور مثال دو هفته بعد ـ به خاطر داريد؟ 50%؟،10%؟، 5%؟ اگر با خودتان رو راست باشيد، اقرار خواهيد كرد كه تنها، «روخواني»راه مؤثري براي مطالعه نيست؛ خواندن بايد با «درك» همراه باشد. اگر كتاب متعلق به شماست، آن را مختص به خود كنيد. نكات مهم راكنار صفحات يادداشت نماييد و با استفاده از يك ماژيك ، قسمتهاي مهم را مشخص كنيد. اين موضوع به شما امكانميدهد تا به طور مستمر با مطالب كتاب ارتباط داشته باشيد؛ و هر وقتبه كارهايي كه روي كتاب انجام دادهايد نگاه كنيد، تمام آن افكار را بهخاطر خواهيد آورد. در حالي كه ميخوانيد، سؤالاتي مطرح كرده و آنها را بنويسيد. بهمحض ياد گرفتنِ مطلب مهمي، سؤالي راجع به آن طرح كنيد. اين كار بهشما امكان ميدهد تا بعدها خود را در آن مورد بيازماييد. (ضمناً صفحهمربوط به سؤال را ذكر كنيد تا در موقع لزوم بتوانيد به آن مراجعه كنيد.)به تدريج فهرستي از اين سؤالات تهيه كنيد. بنابراين خواندن مفيد بااستفاده از يك «قلم» امكانپذير است! در صورت امکان ( بقول علما امکان واجب!)موقع خواندن خلاصهبرداري كنيد. يادداشتي از مطالبي كه به نظرميرسد واقعاً نياز به يادآوري آنها داريد تهيه كنيد. (بيترديد درصدكمي از يك صفحه معمولي است.) روي نكات خلاصه شده، شمارهصفحهي مربوط را بنويسيد و پس از چند روز به نوشته خلاصه شدهرجوع و سعي كنيد برخي از مطالب متن را در ذهن خود بازسازي كنيد.اگر مطلبي را فراموش كردهايد، به متن كتاب مراجعه كنيد. خواندن مفيدباز هم با استفاده از «قلم» انجام شده است! كتابها و مطالب را از نظر اهميت و ارتباط با موضوع مورد نظر خود،دستهبندي كنيد. ـ كتابها و منابع را مثلاً تحت عنوانهاي: «اساسي ومفيد»، «در مواردي مفيد»، «فصل پنجم: مفيد، بقيه مهم نيست» و...دستهبندي كنيد. سپس بيشترين زمان مطالعه خود را صرف كتابهايمفيدي كنيد كه بيشترين ارزش يادگيري و بازدهي را دارند. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 89/02/21 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
این هم روش دیگری سوء استفاده از اسلام
یک سازمان برجسته حقوق بشر اعلام کرده است دانش آموزان مدارس علوم قرآنی سنگال، مورد سوءاستفاده های جدی قرار می گیرند و در شرایطی شبیه به بردگی به سر می برند. در گزارشی که روز پنجشنبه 15 آوریل 2010 (26 فروردین 1389) منتشر شده است، دیدبان حقوق بشر از مقامات سنگال خواسته است که مدارس قرآنی این کشور را نظام مند کنند و همچنین خواستار برخورد با مدرسانی شده است که از قانون وضع شده برای جلوگیری از وادار کردن افراد به گدایی و همچنین سوءاستفاده از کودکان، تخطی می کنند. دیدبان حقوق بشر می گوید اغلب مدرسان علوم قرآنی، روازنه دست کم پنجاه هزار کودک را به گدایی در خیابان های سنگال مجبور می کنند. بیشتر این کودکان زیر دوازده سال سن دارند و حتی کودکان چهارساله هم در میان آنها دیده می شود. بر پایه گزارش مزبور، این کودکان در معرض خطر ضرب و شتم و بی توجهی قرار دارند. جامعه مسلمانان و مدرسان علوم قرآنی سنگال از قدرت سیاسی و اجتماعی زیادی در این کشور برخوردار است. در این کشور بسیاری از خانواده ها کودکان خود را برای تحصیل در امور مذهبی و اخلاقی، به مدارس علوم قرآنی می فرستند. دیدبان حقوق بشر می گوید در این نهادها مدرسان مسئولیت پذیر و باوجدان زیادی نیز وجود دارد. دیدبان حقوق بشر از مقام های سنگال خواسته است وارد عمل شوند و قانونی را که پنج سال پیش تصویب کردند به اجرا در آورند. به موجب این قانون مجبور کردن افراد به گدایی با هدف کسب درآمد، جرم محسوب می شود. این سازمان می گوید تاکنون هیچ یک از مدرسان علوم قرآنی مورد پیگرد قانونی قرار نگرفته اند و کسانی که از کودکان سوءاستفاده های جسمی کرده اند مجازات نشده اند. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 89/01/27 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
به بزرگ و كوچك احترام كنيد پيرمردى كه گذشتِ زمان نيرو و قوت جوانى را از او باز گرفته بود، با صورتى پرچروك و دستانى خشكيده و رعشهدار و لباسهايى كهنه و قدى خميده و سكوتى سرد كه از بى كسى و نادارى او حكايت مىنمود، از مصيبت دنيا به رسول اكرم(ص) پناه آورده بود تا در جوار حضرتش جان خستهاش را آرامش بخشد. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 89/01/26 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
تفريحات معتدل موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 89/01/23 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
اسرار عمر طولانی فاش شد واحد مرکزی خبر به نقل از شبکه تلویزیونی فاکس نیوز : گروهی از پزشکان انجمن قلب امریکا اعلام کردند در صورت رعایت هفت راز سلامتی ، افراد می توانند تا 40 سال بیشتر به زندگی ادامه دهند. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 88/11/01 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
جمهوری اسلامی ؛ آزمون تاریخی روحانیت شیعه جمهوری اسلامی اما آزمونی تاریخی برای روحانیت شیعه محسوب می شود؛ چه اکنون روحانیت در ایران همه چیز را در اختیار دارد. در ایران امروز ارتش، سپاه، دانشگاه، صدر و ذیل حکومت و تمامی ابزار قدرت اینک در دست روحانیت است. هر چند که صحت و سقم گزاره های فکری فی نفسه ربطی به عمل سیاستمداران معتقد به آن گزاره ها ندارد، ولی عموم مردم هیچ گاه داوری خود در باب یک نظام سیاسی را متوقف بر موشکافی زیربنای تئوریک آن نظام سیاسی نمی کنند؛ افکار عمومی حکم ایدئولوژی ها را بر اساس عملکرد حامیان و حاملان آن ایدئولوژی ها صادر می کند. تحولات سیاسی اخیر ایران هشداری به زعمای قوم و علمای قم بود که به عنوان متولیان حکومت و مذهب، فرصت عمل خویش را پاس بدارند و مانع از آن شوند که حکومت دینی در ایران امروز به سرنوشت حکومت دینی در ایران باستان و اروپای قرون وسطی دچار شود و ملت ایران در باب حکومت علمای شیعه همان حکمی را صادر کنند که ایرانیان و اروپاییان پیشین در باب موبدان و کشیشان صادر کردند. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات ادامه مطلب [ 88/09/12 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
نظر برخی از مراجع عظام تقلید در باره ماهواره شیعه آنلاین ؛ پرسش: با توجه به اینکه امروز تعداد زیادی شبکه ماهواره ای برای تبلیغ دین مبین اسلام و مذهب تشیع در کنار صدها شبکه ماهواره ای خبری، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، ورزشی و غیره وجود دارد، داشتن ماهواره در منزل و استفاده از آن چه حکمی دارد؟ موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 88/09/06 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
رفتم و شد! با کراوات به دیدار خدا رفتم و شد پ ن : اين شعر را يك دوست و نازنيني برايم فرستاده و فكر مي كنم خود شون هم فعلا در سفر هستند، براي ايشان آرزوي سلامتي و موفقيت مي نمايم. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 88/09/05 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
حقايقي شگفتانگيز و جالب درباره خواب آيا تابحال خواب خود را فراموش کردهايد؟ آيا دچار بختک شدهايد؟ خوابهاي رنگي چطور؟ آيا تا به حال ديدهايد؟ خواب ديدن افراد نابينا ۹۰ درصد خوابها فراموش ميشوند خواب ديدن از بروز جنون جلوگيري ميکند همه افراد خوابهاي رنگي نميبينند طي خواب بدن فلج ميشود و... موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات ادامه مطلب [ 88/08/24 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
عجیب ترین رسم های ازدواج در دنیا به گزارش خبر نیوز ، مردم سراسر دنیا در ازدواجهای خود آداب و رسوم بیشماری را رعایت میكنند كه ریشه در نسلها دارند. اغلب، این رسم و رسوم دارای معانی باارزش و جالبی هستند اما برخی از آنها كاملا بیمعنی بوده و جایی در فرهنگ امروز انسانها ندارند. در اینجا سعی داریم برخی از این آداب و رسوم عجیب را كه گاه باعث شگفتی دیگران میشود معرفی كنیم. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات ادامه مطلب [ 88/08/22 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
شکست سریع سعودی در نبرد با شیعیان یمن بسیاری از کارشناسان مسائل نظامی، استراتیژی و بین المللی معتقدند عربستان سعودی که کمتر از یک هفته است وارد جنگ با نیروهای حوثی در شمال یمن شده، به شکست نظامی زودهنگام دچار شده است. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 88/08/22 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
شاخ شيطان ! از جمله شيطان صفتانى كه در اين زمان بروز كرده اند و قتل و غارت و كشتارشان ، جنايت و ضربه زدن به اسلام و قرآن و توحيدشان ، بر هيچ كس پوشيده نيست ، فرقه وهابى هاى مرتد و گمراه كننده مى باشند كه بر كشور حجاز حكومت مى كنند و بر حرمين شريفين تسلط دارند. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 88/08/17 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
دعا كردن در خواب به چه معناست ؟ ابن سيرين مى گويد: دعا در خواب ، دليل آن است كه حاجت انسان برآورده مى شود. اگر در خواب ببيند كه خود را دعا مى كرد و آمرزش مى خواست ، دليل آن است كه عاقبتش به خير بوده و حاجتش روا مى گردد. اگر ببيند به كسى دعا مى نمود، دليل آن است كه به ظلم و فساد گرايش پيدا مى كند و امر به معروف به جا نمى آورد. اگر ببيند كه مظلومى را دعا مى كرد، دليل بر آن است كه خير و خوبى همه مردم را مى خواهد و بدى كسى را در فكر خويش نمى پروراند، و حاجت مردم همه مردم را برآورده مى كند. اگر ببيند كه دعاى خاصى مى نمود، دليل آن است كه خداوند فرزندى به او عنايت خواهد كرد. اذ نادى ربه نداء خفيا. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 88/08/16 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
قربان برم صفا را بعد از مدت ها ( چهارماه) فرصتي دست داد تا به كوه ودشت بزنيم و ساعاتي از چنگال آهن و بتن فراركنيم. گرچه از سرسبزي خبري نبود تابراي وا شدن بخت مون آن را گره بزنيم! اما همينكه سرو صدا نبود وما زور مي زديم كه از كوه بالا برويم ، استراحت اعصاب و ورزش جسم بود. اما و اما، آنچه سبب شد كه وقت شما را بگيرم ، صحنه جالبي بود كه در اين بيابان نوردي با آن مواجه شدم ؛ درگوشه خلوتي از آن بيابان خدا! 30-40 تن از خواهران ، جمع شده بودند و يكي شون داشت روضه مي خوند، روضه خرابه شام ، حضرت رقيه(س)، همه شون حال خوشي داشتند و براي همه هم دعا مي كردند. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 88/08/13 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
ازگردش دوران غافل مباش ... تاريخ سياهان جهان مملو از تراژدي هاي انساني چون اسارت ، بردگي ، قتل عام ، آوارگي و غارت گري است كه نسبت به اين نژاد از سوي سفيد ها به خصوص امريكايي و اروباي روا داشته شده و هم اكنون نيز در برخي از كشور ها اين روند ادامه دارد. اما در مقابل ؛ در دنياي غرب امروز "كاكا سياه بد بو" ي ديروز ، چهره محبوب جنسي است . زن سفيد غربي بزرگترين آرزو و افتخارش داشتن شريك جنسي سياه است . نسل سياه امروز، در بتن زنان سفيد رشد مي كنند . تاريخ ؛ محروميت هاي گذشته وقتل عام هاي ديروزرا اين گونه جبران مي كند. از طرف ديگر؛ جهان براي سر بوش گذاشتن روي جنايات گذشته ، جايزه صلح جهاني را به اوباماي سياه كه اتفاقا خيلي هم نسبت به سيا هان حساس و تعصب دارد، فقط به اين جهت مي دهد كه مادر بزرگش برده بود است. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 88/08/11 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
اويس قرنى از كوچهاى مىگذشت و كودكان بر او سنگ مىانداختند . مىگفت: (( بارى اگر سنگ مىاندازيد، سنگهاى خرد اندازيد تا پاى من شكسته نشود كه بر پاى ناسالم نماز نمىتوانم خواند.)) موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 88/08/10 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
مرد بخيل و آيه قرآن در زمانهاى گذشته ، شخصى كه به بخل و خساست معروف بود؛ وارد كارگاه كوزه گرى شده و سفارش ساختن يك كوزه و يك كاسه نفيس را داد و در نقش و نگار و تزئين آن تاءكيد كرده و اضافه نمود: ((آياتى از قرآن هم ، روى آنها بنويسند؛ تا زيباتر شود.)) كوزه گر پرسيد: ((بر روى كوزه ات ، چه بنويسم ؟)) بخيل گفت : ((اين آيه را بنويس : (فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنّى ) * (يعنى هر كس از آن بنوشد، از همراهان من نيست .) كوزه گر گفت : ((بر كاسه ات ، چه نويسم .)) گفت : ((بنويس : (وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَاِنَّهُ مِنّى ) ** (هر كس از آن نخورد، از همران من است .) * بقره / 249.** همان آيه . موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 88/08/05 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
زنداني براي دوست خوب! شايد تا هنوز خيلي از ما ها معناي دوست خوب را فراموش نكرده باشيم . اما اين دوست خوب قديمي ! بخاطر گراني و شرايط سخت عضويت در كتابخانه هاي عمومي ، براي ما آشناي نيمه غريبه شده است. مدعيان كار هاي فرهنگي ومقابله با فرهنگ بيگانه ، يكي از افتخارات خويش را تاسيس كتابخانه در شهر ها وروستا ها مي دانند. ولي شرايط سخت عضويت در اين كتابخانه ها ، كتاب ها را عملا از دسترس عموم خارج و دوست خوب را درقفسه ها زنداني كرده است. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 88/08/02 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
اويس قرنى از كوچهاى مىگذشت و كودكان بر او سنگ مىانداختند . مىگفت: (( بارى اگر سنگ مىاندازيد، سنگهاى خرد اندازيد تا پاى من شكسته نشود كه بر پاى ناسالم نماز نمىتوانم خواند.)) - برگرفته از: كيمياى سعادت، ج 2، ص 26و 25 . موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 88/08/01 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
زاهدى، مهمان پادشاهى بود . چون به طعام نشستند، كمتر از آن خورد كه عادت او بود و چون به نماز برخاستند، بيش از آن خواند كه هر روز مىخواند، تا به او گمان نيك برند و از زاهدانش پندارند. برگرفته از: سعدى، كليات، گلستان، موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 88/07/30 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
ذوالنون مصرى، از نخستین عارفان اسلامى است . متوکل، خلیفه عباسى، او را به جرم کفر و بىدینى، در زندان کرد؛ اما پس مدتى، تحت تأثیر سخنان او قرار گرفت و وى را آزاد کرد . ذوالنون در سال 245 هجرى قمرى وفات یافت. مولوى در مثنوى (دفتر دوم، ابیات 2 1461 )، موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 88/07/29 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
عيسى (ع) به قومى بگذشت . آنان را نزار و ضعيف ديد . گفت: ((شما را چه رسيده است كه چنين آشفتهايد؟ )) گفتند: (( از بيم عذاب خداىتعالى بگداختيم .)) گفت: ((حق است بر خداى تعالى كه شما را از عذاب خود ايمن كند.)) و به قومى ديگر بگذشت نزارتر و ضعيفتر . - غزالى، كيمياى سعادت، ج 2، ص 571، با اندكى تغيير در الفاظ، موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 88/07/28 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
روزى شيخ ابوسعيد با جمعى از دوستان و ياران خود به در آسيابى رسيدند . برگرفته از: اسرار التوحيد، ص 288. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 88/07/26 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
تلخى جان كندن آورده اند كه عيسى عليه السلام به گورستانى گذر كرد. گورى را ديد كه آتش از او بر مى آمد. عيسى عليه السلام دوگانه اى بگزارد و عصا بر گور زد. گور شكافته شد. شخصى را ديد در ميان آتش . گفت : يا روح الله ! من مردى بودم از پس زنان مردم رفتمى و ناشايستها كردمى . چون وفات كردم و مرا دفن كردند، خطاب عزت دررسيد كه وى را بسوزانيد. از آن روز مرا مى سوازنند. عيسى نگاه كرد، مارى سياه عظيم ديد در گور وى ، پرسيد كه با اين مسكين چه مى كنى ، گفت : تا وى را دفن كرده اند از وى غايب نبوده ام با زهرى كه اگر قطره اى از آن به رود نيل و فرات افتد جمله زهر قاتل شود. اين شخص گفت : يا روح الله ! از حق تعالى درخواه تا بر من رحمت كند. عيسى عليه السلام درخواست نمود. خطاب عزت رسيد كه هر كه از پس زنان مردم رود ما او را عذابى كنيم كه كس را نكرده باشيم ؛ اما چون تو از ما درخواستى ما او را به تو بخشيديم . عيسى عليه السلام گفت : مى خواهى كه با من باشى ؟ گفت : يا روح الله ! عاقبت چه باشد؟ گفت : عاقبت مرگ . گفت : نمى خواهم كه صد سال است كه مرده ام هنوز تلخى جان كندن در كام من است . عيسى عليه السلام دعا كرد تا گور بر وى راست شد. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 88/07/25 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
" كه ما را برد خانه" داستان درس ماهم شده قصه " حسني" امروز جمعه درست وقتي استاد درس را شروع كرد . كارگر ها هم شروع به كار وبرش سنگ كردند ... و چه سرو صداي . استاد كه يك كمي تا قسمتي ... شده بود. گفت : ماها كه بلي اما اين بنده خدا ها ديگه چرا؟ خلاصه نتوانستيم با كارگر ها كنار بياييم . لذا همه صندلي ها را رها كرده و دور استاد جمع شديم . درس بي درس! صحبت از همه جا شد... عمده ترين سووالي كه از سوي استاد مطرح شد اين بود: چرا جوامع اسلامي اين همه مشكل دارد ؟ نقص از دين است ويا از مسلمين ... جواب ها متفاوت بود ... از جمله جوابي كه بنده هم روي آن اسرار داشتم ، مشكل از مسلمين است نه دين و اگر به دستورات اين دين درست عمل شود هيچ مشكلي بوجود نمي آيد. استاد خواهان دليل براي ادعايم بود و مي گفت كه دوستان خود را قانع كن ، من كاري ندارم . بنده غافل كه انتظار چنين بحث شديدي را نداشتم حسابي به هن وهن افتاده بودم . يكي از دوستان يك كمي روان شناسي خونده و حالا بعد از دوسال فهميده علاقه ندارد و در اين بحث موضع مخالف مرا داشت و تمام استدلال هاش بوي روان شناسي مي داد و من با همين حربه كه برخي از مسلمين فقط يك جنبه اسلام را گرفته و نه همه جوانب آن را ويا حكام ؛ اسلام را وسيله براي دوام حومت خويش ساخته اند، ظاهرا سرو ته قضيه را جمع كرديم . خودمانيم ، الان 12 ساعت است كه اين مسئله ذهن منو به خودش مشغول كرده ، براي رهاي وآلايش اسلام اصل از اسلام نا اصل وتقلبي چه كار بايد كرد ، چگونه اعتماد هاي از دست رفته را دو باره جلب كرد و به اين همه سووالات مطرح شده چگونه بايد جواب داد؟ تا آن جاي كه من مي دانم ، اين دين هيچ مشكلي ندارد . اما چرا جوامع اسلامي اين همه مشكل دارد . چرا به سووالات ايجاد شده جواب داده نمي شود ....؟؟؟؟؟؟؟؟؟ موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 88/07/25 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
گويند شغالى، چند پر طاوس بر خود بست و سر و روى خويش را آراست و به ميان طاوسان در آمد. طاوسها او را شناختند و با منقار خود بر او زخمها ر .ك: بديع الزمان فروزانفر، مآخذ قصص و تمثيلات مثنوى. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 88/07/20 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
مورچهاى بر صفحه كاغذى مىرفت . از نقشها و خطهايى كه بر آن بود، حيرت كرد . آيا اين نقشها را، كاغذ خود آفريده است يا از جايى ديگر است؟ در اين انديشه بود كه ناگاه قلمى بر كاغذ فرود آمد و نقشى ديگر گذاشت . مور دانست كه اين خط و خال از قلم است نه از كاغذ . نزد مورچگان ديگر رفت و گفت: مرا حقيقت آشكار شد . گفتند: كدام حقيقت؟ گفت : بر من كشف شد كه كاغذ از خود، نقشى ندارد و هر چه هست از گردش قلم است . ما چون سر به زير داريم، فقط صفحه مىبينيم؛ اگر سر برداريم و به بالا بنگريم، قلمى روان خواهيم ديد كه مىچرخد و نقش و نگار مىآفريند . برگرفته از: غزالى، احياء العلوم، ج 1، ص 22، موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 88/07/17 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
چهل بار، حج به جا آورده بودم و در همه آنها، جز توكل زاد و توشهاى همراه خود نداشت . در آخرين حج خود، در مكه، سگى را ديد كه از ضعف مىناليد و گرسنگى، توش و توانى براى او نگذاشته بود . شيخ كه مردم او را ((نصر آبادى )) خطاب مىكردند، نزديك سگ رفت و چاره او را يك گرده نان ديد . دست در كيسه خويش كرد؛ چيزى نيافت . آهى كشيد و حسرت خورد كه چرا لقمهاى نان ندارد تا زندهاى را از مرگ برهاند . ناگاه روى به مردم كرد و فرياد كشيد: ((كيست كه ثواب چهل حج مرا، به يك گرده نان بخرد؟ )) يكى بيامد و آن چهل حج عارفانه را به يك گرده نان خريد و رفت . شيخ آن نان را به سگ داد و خداى را سپاس گفت كه كارى چنين مهم از دست او بر آمد. حافظ، اين مضمون را در چند جاى ديوان خود آورده است؛ از جمله: پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت ناخلف باشم اگر من به جوى نفروشم تذكرة الاولياء، ص 788 . موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 88/07/14 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
بلقيس عبدالقادر ، یکی از بهترین بازیکنان تاریخ آمریکا : دين من عامل اصلي عزت و سربلندي من است قابل توج برخی افراد!
دختر مسلمان آمريكايي عضو تيم بسكتبال ايالت ماساچوست كه يكي از بهترين بازيكنان بسكتبال تاريخ آمريكا شده، دين و حجاب خود را عامل اصلي ستاره شدنش دانست. "بلقيس عبدالقادر" كه اخيرا ركورد بيشترين امتياز در يك مسابقه را شكست، طي اظهاراتي مي گويد: دين براي من در مقام اول اهميت دارد و از همه چيز برايم مهمتر است. حجاب مانع ورزش كردن من نيست و هيچ مشكلي را برايم به وجود نمي آورد زيرا به گفته هاي مردم در مورد حجابم توجه زيادي نمي كنم. من روزه هم مي گيرم. روزه هم برايم مشكل ساز نيست. گرسنگي و تشنگي برايم مهم نيست و مشكلي در ورزش كردنم ايجاد نمي كند. برايم مهم خداوند متعال است. رضايت خدا در مقام اول قرار دارد. دين من عامل اصلي عزت و سربلندي من است. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 88/07/06 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
داستان عابد و ملك
اين حديث در اصول كافى است كه بعضى از ملائكه عابدى را در دامنه كوهسارى مىديدند كه آنى از عبادت فارغ نيست.بعد آن ملائكه يا آن ملك بر غيب اين شخص-يعنى بر آنچه كه ما مىگوييم نامه عمل،بر باطنش،بر حقيقت كارش،بر جزا و پاداش او-اطلاع پيدا كرد،ديد او جزا و پاداش بسيار اندكى دارد،و تعجب كرد،آدمى كه جز عبادت كارى ندارد چرا اينقدر پاداشش كم است؟!از خداى متعال سؤال كرد:خدايا اين عابد چرا اينقدر پاداشش كم است؟ به او وحى رسيد كه برو او را امتحان كن،به اينكه به صورت يك انسان مجسم شو،مدتى پيش او باش تا از نزديك او را بشناسى،آنوقت ما جوابت را مىدهيم.او به صورت يك انسان در آمد و رفت در نزديكى او،او هم شروع كرد به عبادت كردن.مدتى با او هم شكلى كرد تا كم كم با او انس گرفت و توانست باب سخن را با او باز كند.يك وقت اين ملك رو كرد به اين عابد،نگاه كرد به آن دره و آن دشت كه خيلى سبز و خرم بود و سبزه زيادى داشت و گفت:عجب جاى با صفايى است،چه جاى خوبى است براى عبادت!عابد جواب داد:بله،چه جاى خوبى است،ولى يك غصه هميشه در دل من هست و از اين غصه خيلى ناراحتم.گفت:چه غصهاى دارى؟گفت: اى كاش اين خداى ما يك الاغ سوارى مىداشت،مىفرستاد اينجا،ما برايش مىچرانديم. فرشته فهميد اين،معرفت در كارش نيست.عمل بى معرفت ارزشى ندارد. آدمى كه خدايى را عبادت مىكند كه درباره آن خدا فرض مىكند كه يك الاغ داشته باشد،چنين آدمى تمام عمر زحمت بكشد و جان بكند،چه ارزشى و چه اثرى دارد؟ موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 88/07/01 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
آورده اند كه در بنى اسرائيل قحطى بود. زنى لقمه اى نان در دست داشت و در صحرا بود. كودكش هيمه جمع مى كرد. زن آن لقمه در دهن نهاد. درويشى حاضر بود، گفت : يا اءمة الله ! الجوع الجوع . زن آن لقمه را از دهن بيرون آورد و در دهن درويش نهاد. ناگاه گرگى درآمد و كودك وى را ربود. زن فرياد برآورد. حق تعالى فرشته اى فرستاد تا كودك وى را از گرگ بازاستد و پيش وى درآورد و گفت : بستان كه اين لقمه عوض آن لقمه است كه در دهن درويش نهادى. موضوعات مرتبط: عبرت ها و حکایات [ 88/05/19 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |