طب سوزنی
- طب سوزنی روش درمانی سنتی چین است. همان طور که طب سنتی ایران را طب بوعلی سیناییو طب سنتی هند را آیورودا می گویند. طب سوزنی در اسطوره ها جای دارد و تاریخچه ی آن به هزاران سال پیش برمی گردد. قدمت این طب به قدری است که بقایای آن را می توان از عصر حجر پی گیری کرد.
- چینی های باستان معتقد بودند که بدن انسان علاوه بر گوشت و پوست و استخوان، دارای کالبدی انرژتیک است و انرژی در کانال هایی به نام مردین جریان دارد. جالب است بدانید که امروزه توسط روش هایی خاص، این کانال ها قابل رویت شده اند.
- همان طور که آب در رودخانه ها جریان دارد، انرژی نیز در کانال ها (مردینها) در گردش است. تا زمانی که انرژی جاری است و مانعی در سر راه آن قرار نگرفته، مثلاً در دوران کودکی، بیماری وجود ندارد. ولی همین طور که ما بزرگ تر می شویم و تحت تأثیر عوامل خارجی و داخلی مانند مواد شیمیایی محیطی، تغذیه نامناسب، استرس، آلودگی صوتی، عدم تحرک و .. قرار می گیریم، این آلودگی ها مانند زباله هایی جریان انرژی را متوقف یا کند می کنند و در نتیجه بیماری شروع می شود.
بیماری هایی که با طب سوزنی قابل درمان است
روش عملکرد طب سوزنی
ادامه مطلب
خود را بشناسيم
* موجودي كه بايد با آگاهي، اراده، تلاش و مجاهدت خويش، راه حياتجاودان و سعادت ابدي را طي كند، بدون اينكه خود را بشناسد، ظرفيت وتواناييهاي خود را بداند، ارزش و جايگاه خويش را درك كرده، كاستيها ومحدوديتهاي خود را دريافته باشد، هرگز نميتواند آنگونه كه شايسته استدر اين مسير توفيق يابد. انسان، روندة راهِ كمال است، و هر روندهاي اگر ازشرايط، موقعيت، توان و محدوديتهاي خود آگاه نباشد، نميتواند راه را بهخوبي طي كند.
* انسان به دو گونه معرفت و شناخت در مورد خود نياز دارد: يكي «معرفتِنفس»، كه مقدمه و لازمة معرفت خداوند متعال و شناخت مبدا و مقصود استو ديگري «معرفت قدر» خود كه شرطِ ضروري توفيق در حركت است.
* معرفت نفس، شناختي است دربارة نوع انسان و جايگاه والاي او در نظامهستي. مفيدترين و ضروريترين شناختها، معرفت نفس است. كسي كه نوعانسان؛ غايت و هدف نهايي آفرينش او، ارزش و كرامت انسان و برجستگيخاص او در ميان مخلوقات را نشناسد، خود را موجودي محدود و محصوردر طبيعت خواهد پنداشت و هدف زندگي را در حدّ لذات مادي و حيواني وتامين رفاه و آباداني، تنزّل خواهد داد.
* معرفت قدرِ خود، شناختي است كه هر كس دربارة خويش بايد داشتهباشد. انسانها اگرچه همه، افرادِ يك نوعاند و ويژگيهاي مشترك فراوانيدارند، ولي هر شخصي و هر كسي، تفاوتهاي زيادي هم با ديگران دارد كهمشخّصات شخصيِ وي را تشكيل ميدهد. استعدادهاي علمي و هنري،توانمنديهاي اجرايي، امكانات فردي و خانوادگي، موقعيت و شرايطاجتماعي و صنفي، كاستيها و خلاهاي اخلاقي و تربيتي، گرايشها و ذوق وسليقهها، و... اموري است كه در ميان انسانها، گوناگون و متفاوت است، وهمين تفاوتها موجب تفاوت در مسئوليتها و وظايف و انتظارات است.
ادامه مطلب
جهان بينى
تعریف :به برداشت و ديد كلى انسان از جهان و انسان ، جهان بينى گفته مى شود.
طـرز تـلقى و برداشت انسان از جهان و حوادث آن ، تاءثير گسترده و فراوانى بر رفتار وى مـى گـذارد. اگـر آدمـى دنـيـا را جـاى خـواب و خوراك بداند و مسكن و خوراك و پوشاك ، شعار و آرمـانـش و در نـهـايـت ، رفـاه مادى مقصدش باشد، امورى برايش ارزش مى يابد كه او را بدان مـقـصـد برساند و تلاش ، همت و سرانجام وجود و انسانيتش ، صرف يافتن خوراك و پوشاك مى گـردد. مـعيار سنجش ارزش وجودى و انسانى هر فردى ، هدف اوست ، از اين رو حضرت على (ع ) مى فرمايد:
((آنكس كه همتش به آن چيزى است كه داخل شكمش مى شود، ارزش او، آن چيزى است كه از او خارج مى شود.))*
اگـر آدمـى جـهـان را عـرصـه آزمـايـش بـراى رشـد و تـكـامـل و رسـيـدن بـه درجـه انـسـان كامل و مقام لقاى پروردگار بداند، مسائل ديگرى برايش ارزشمند مى شود و تلاش و كوشش او نيز متوجه آن هدف والا مى گردد.
بنابراين ، نوع برداشت انسان از جهان و انسان ، تاءثير مستقيمى بر رفتار او دارد.
* مَنْ كانَتْ هِمَّتُهُ ما يَدْخُلُ بَطْنَهُ كانَتْ قَيْمَتُهُ ما يَخْرُجُ مِنْهُ ( شرح غرر، ج 5، ص 377).
برای زود بودن دیر است
اگر نبودم به جایم بنویس... نفس بکش ... عاشق باش...
اگر نیامدم به جایم بمان... بخوان ... ناگفته ها را تو بدان!!!
از حسرت نگفتن این رازها دلم می لرزد...
پرده برداشتن از رازی که آزارم میدهد به جنونم می کشاند...
" کاش از من ، ترانه ای ، شعری ،
باقی بماند تا همچنان که تو آنها را
می خوانی در آنها بمانی : جاودانه و همیشه !!! "
امشب آسمان از ستاره لبریز است و من از ترانه...
صدایت را می شنوم که در گوش دلم زمزمه می کنی :
" دستت را به من بده ... رازت را به من بگو !!! "
پیش از آنکه دیر شود ، پیش از آنکه
زمان ، زمانه ی با هم بودنمان را در خود ببلعد...
تا اکنون هایمان زود است حرفی بزن!!!
و من زمزمه می کنم ، زیر لب ... آرام و آهسته :
برای زود بودن ، مدتهاست که دیر شده است...
حالا به قول گذشته های تو :
روزی اگر نبودم ، تنها آرزوی ساده ام این است :
زیر لب بگویی :
یادش بخیر....
برگرفته شده از http://www.neghabbasteha.blogfa.com/ بهار
مهم ترين مبانى كلامى پلوراليسم دينى
1- تبديل دين به تجربه ى دينى و جانشين ساختن دين دارى عرفانى به جاى دين كه سيره ى علمى شلاير ماخر در الهيات اعتدالى است.
2- سمبليك و نمادين دانستن زبان دين كه از هداياى پل تيليش است و با اوصاف قرآن از جمله هدى للناس، بينات، بصائرللناس سازگارى ندارد.
3- تفكيك گوهر و صدف دين و گوهر دانستن قرب به خدا يا پاره اى از گزاره هاى اخلاقى يا تجربه ى دينى و تفسير گزاره هاى دينى به عنوان صدف دين و اعتنا نكردن به آن ها، يكى ديگر از مبانى كلامى پلوراليسم دينى است. جان هيك در اين باره مى نويسد: « به نظر من، فردى كه به عنوان مثال، برخلاف من معتقد است كه عيسى پدرى بشرى داشت، احتمالا در اشتباه است اما من در عين حال، متوجه اين نكته نيز هستم كه شايد آن فرد از من به خداوند نزديك تر باشد. اين توجه، بسيار مهم است; زيرا باعث مى شود كه داورى هاى متفاوت تاريخى چندان مورد تأكيد قرار نگيرند و از اهميت آن ها بسيار كاسته شود ».
4-پاره اى از طرف داران پلوراليسم دينى با غير شناختارى بودن و غير واقع نمايى زبان دين، رقابت اديان را منتفى ساختند و بر اين باور بودند كه گزاره هاى اديان در حيات دينى خاص خود معنا دارند; بنا بر اين، رقيب دانستن اديان و يا حق و باطل خواندن آن ها ناتمام است; زيرا حق و باطل بودن اديان، به معناى مطابقت و عدم مطابقت آن ها با واقع نيست; بلكه حقانيت به معنى تحول بخشى و تأثير گذاشتن در انسان ها است. اگر دينى در حيات آدمى تأثير بگذارد معنادار است. و اما مهم ترين مبانى معرفت شناختى پلوراليسم دينى ارمغان نوين كانت يعنى تفكيك نومن از فنومن و ايجاد شكاف عميق ميان معرفت و واقعيت و عالم نمودها از عالم بودها يا اشيا فى نفسه و پديدارها است كه به تفكيك دين از معرفت دينى و نفى معيار تشخيص صحت و سقم گزاره هاى دينى نيز انجاميده است.
تبيين پلوراليسم دينى
پلوراليسم يا كثرت گرايى دينى(religious ploralism) يكى از مفاهيم و مباحث فلسفه ى دين و كلام جديد به شمار مى رود اين واژه نيز همانند بسيارى از مفاهيم سياسى، اجتماعى، فلسفى و كلامى، از مفاهيم وارداتى محسوب مى شود كه با انتقال علوم و معارف مغرب زمين به كشورهاى رو به توسعه وارد شده و در اثر ارتباط فرهنگى و تحولات انديشه ها مهمان فرهنگ مشرق زمين گرديده است.
وجه مشترك پلوراليسم اجتماعى، فرهنگى، سياسى و اخلاقى، همانا نسبى انگارىِ معرفت شناسانه مى باشد كه بر اين اساس، در ساحت جامعه، مفسر و مرجع رسمى در امور اجتماعى وجود ندارد و جامعه بايد صورت غير ايدئولوژيك و بر پايه ى عقلانيت كثرت انديش اداره گردد.
ادامه مطلب
تاريخچه ى پلوراليسم دينى
- پلوراليسم دينى به عنوان يك نگرش كلامى در باب تعدد اديان و مذاهب، براى اولين بار در جهان مسيحيت در دهه هاى اخير توسط « جان هيك » مطرح گرديد. وى كشيشى از فرقه ى پرسپتيورى در انگلستان بود و الان در آمريكا بازنشسته شده است. وى با بسيارى از غير مسيحيان از جمله مسلمانان، هندوها و يهوديان همكارى داشت; اين ارتباط سبب شد تا در باره ى اديان و مذاهب گوناگون داورى كند.
- لازم به ذكر است كه آموزه هاى غير معقولِ عقل ستيز مسيحيان هم چون مسئله ى تثليث، تحقير علم و عقل، تفكيك علم و ايمان و هم چنين تحولات انديشه ى دينى مغرب زمين هم چون تبديل خدا شناسى وحيانى به خدا شناسى طبيعى و تحويل آن به نسبى گرايى و تسامح دينى و نيز گسترش معرفت شناسى نوين، هم چون تفكيك نومن از فنومن و ظهور الهيات اعتدالى و هرمنوتيك مدرن توسط شلاير ماخر و تأكيد بر تجربه ى دينى، نقش مؤثرى در طرح اين روى كرد از سوى جان هيك داشته اند.
ادامه مطلب
جامعه
و روابط انساني انسان ، موجودي كمالجو و تعالي پذير است ؛ كمال آدمي ، بر اثر حسن انجام وظايفي به دست مـي آيـد كـه بـه عـلّت روابـط گـونـاگـون او بـا خـود، خـداوند و همنوعان ايجاد شده است ، اين روابط، به ترتيب عبارتند از:الف
ـ رابـطـه انـسـان با خود؛ به اين معنا كه خود را بشناسد، ارزشها و استعدادهاي بالقوّه و خدادادي خود را تشخيص دهد، هدف از خلقت و فلسفه وجودي خود را مورد مطالعه و بررسي قرار دهد تا در نتيجه به قدر و قيمت واقعي گوهر وجود خويش واقف گردد.ب
ـ رابطه با خدا؛ كمال نهايي انسان ، تقرب به پروردگار است . اين مهم تنها از راه شناخت او و راههاي تقرّب به درگاه او ميسّر خواهد بود.ج
ـ رابـطـه بـا ديـگـران ؛ انـسـان مـوجـودي اجـتـمـاعـي اسـت و بـسـيـاري ، ايـن ويژگي را جزء خـصـوصيات ذاتي و طبيعي او دانسته و او را موجودي مدنيّ بالطبع به شمار آورده اند. برخي از نـظـريـه پـردازان عـلوم اجـتـمـاعـي نـيـز، ايـن خـصـيـصـه را، معلول نيازهاي متنوّع آدمي دانسته اند؛ زيرا نيازهاي او ـ با توجّه به استعدادهاي مختلف نهفته در وجـودش ـ بـا مـعـاشـرت ، تـبـادل افكار و ايجاد روابط نيكو با همنوعان ، در يك اجتماع سازمان يـافـتـه انـسـانـي تـاءمـيـن مـي شـود. بـر اثـر هـمـيـن مـعـاشـرتـهـا و تبادل افكار، روابط انساني شكل مي گيرد و فرهنگ انساني هويّت خود را آشكار مي سازد.در
ديـدگـاه اسـلامـي ، جـامـعـه و روابط انساني آن ، رنگ الهي و عبادي به خود مي گيرد و همه جـنـبـه هـاي گـونـاگـون رفـتـار آدمـي در جـهـت نـيـل بـه هـدف غـايـي كـه كمال مطلوب اوست ، معنا و مفهوم مي يابد.بـر
اين مبنا، جامعه و روابط متنوّع آن ، صحنه آزمون الهي است و انسان در اين صحنه مي تواند بـا ايجاد روابط صحيح و انساني با همنوعان خود، صفات نيكويي را كه مورد توجّه و رضايت حـق تـعـالي اسـت ، در خـود پـرورش داده و صـفـحـه دل خـويـش را از رذايل اخلاقي و خصلتهاي ناپسندي كه باعث سخط ذات اقدس اوست ، پالايش دهد.انتخاب دوست
انسان موجودي اجتماعي است و كمال او در ساية اجتماعي زيستنبهدست ميآيد؛ زيرا دست و پنجه نرم كردن با مسائل مختلف و متنوعاجتماعي، موجب تقويت روح و جان و نيز بروز استعدادهاي نهفته ميگردد.در تكوين و شكلگيري شخصيت اجتماعي انسان امور مختلفي دخالت دارندكه ورود به اجتماع و انتخاب دوستان از مهمترين آنها است.
اين امر در طول دوران پرفراز و نشيب زندگي در سعادت و خوشبختي يانگونبختي و بيچارگي انسان تأثير بسيار دارد، تأثيري كه در دوران جواني ونوجواني بسيار چشمگير و تعيينكننده است. بنابراين، بر همة افراد به ويژهجوانان عزيز لازم است صفات و ويژگيهاي دوستان شايسته و ناشايسته رابشناسند و در انتخاب دوست آگاهانه عمل كنند تا ضمن مصون ماندن ازخطرات و آفات دوستان بد، از منابع سرشار پيوند با نيكان بهرهمند گردند.
خودشناسي
خودشناسي به معني اين است كه انسان مقام واقعي خويش را در عالم وجود درك كند؛ بداند خاكي محض نيست، پرتوي از روح الهي در او هست؛ بداند كه در معرفت ميتواند بر فرشتگان پيشي بگيرد؛ بداند كه او آزاد و مختار و مسؤول خويشتنن و مسؤول افراد ديگر و مسؤول آباد كردن جهان و بهتر كردن جهان است ) او شما را از زمين بيافريد و عمران آن را از شما خواست – هود( 61 بداند كه او امانتدار الهي است؛ بداند كه بر حسب تصادف، برتري نيافته است تا استبداد بورزد و همه چيز را براي شخص خود تصاحب كند و مسؤوليت و تكليفي براي خويشتن قائل نباشد.
جایگاه زن در نظام هستی
قرآن به ما میگوید این دو را به چهره مردی و زنی نشناسید. بلکه در چهره انسانیت بشناسید و حقیقت انسان را روح او تشکیل میدهد نه بدن او و به عبارت دیگر: انسانیت انسان نه به جسم اوست و نه به مجموع جسم و جان، بلکه انسانیت انسان به روح اوست و جسم او فرع بدن و ابزاری پیش نیست. بنابراین اگر انسانیت انسان به روح اوست و نه بدن او و روح در ذکورت و انوثت تأثیر ندارد. پس زن و مرد در اصل انسانیت اشتراک دارند. یعنی گوهر انسانی زن و مرد یکی است. همچنان از این آیات قران استفاده میشود که نه در مراحل شکلگیری و موزون سازی اندام انسانی عنصر جنسیت دخالت دارد و نه در دمیدن روح الهی به کالبد آدمی بین زن و مرد تفاوتی هست.
ادامه مطلب
چه نوع روابطی، معضل اجتماعی به شمار میرود؟
ارتباط و برخورد پسران و دختران، امری اجتنابناپذیر است زیرا بدیهی است که در جامعه، کوچه و خیابان، هنگام خرید و هنگام معاشرتها و... نمیشود دیوار و حائلی بین دو جنس کشید. اما اکنون این روابط پسران و دختران جوان، در کشور ما به عنوان یک معضل اجتماعی مطرح است.
1ـ چه نوع روابطی، معضل اجتماعی به شمار میرود؟
2ـ چه آسیبهایی در این زمینه جوانان ما را تهدید میکند؟
3ـ زمینههای این روابط آسیبزا چیست؟
4ـ چه راهکارهایی برای پیشگیری و هدایت صحیح وجود دارد؟
روابط آسیبزا
هنگامی که از روابط دختران و پسران به عنوان معضل اجتماعی و آسیبزا یاد میشود، منظور روابط پنهانی، غیر عادی و ناپختهای است که به دور از هرگونه شناخت کافی بوده و به صورت هیجانی، تخیلات و رؤیاهای غیرواقعی صورت میگیرد.
نگاه
حفظ نگاه مخصوص مردان نیست؛ لذا قرآن کریم به زنان مؤمن نیز دستور میدهد که چشم را از نگاه به مردان اجنبی فرو بندند.
خودآرایی و خودنمایی
یکی دیگر از علل گرایش جوانان به جنس مخالف، خودآرایی و خودنمایی است. خودآرایی ناپسند نیست بلکه خودآرایی به قصد خودنمایی در برابر نامحرم ناپسند است. زیرا زمینه فساد جوانان است.
طنازی در سخن
یعنی زنان در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازک و لطیف کنند، تا دل او را دچار ریبه و خیالهای شیطانی نموده شهوتش را برانگیزانند و در نتیجه آن مردی که در دل بیمار است به طمع بیفتد .
تأخیر در ازدواج
زن و مردم مکمل نیازهای روحی و روانی یکدیگرند و هر یک بدون دیگری احساس فقر و نیاز مینماید. زن به دنبال تقدیس از جانب مرد و در آرزوی این است که تنها ملکه کاخ عشق و محبتش باشد.
بستر اجتماعی
اگر در جامعه جوان چنین افکاری رایج شود که داشتن دوست پسر و یا دوست دختر، نشانه قدرت و جاذبه اجتماعی است و یا این اندیشه که داشتن چنین روابط، نشانه بزرگ شدن است و یا پیدا کردن دوست برای یکدیگر را بخشی از پیمان دوستی به شمار آورند، روز به روز بر میزان این روابط افزوده خواهد شد.
عدم تقید خانواده به مسائل دینی
جوانان اولین برخوردها و معاشرتهای ناسالم و مختلط را در خانه تجربه میکنند. فرهنگ خانواده است که حد و مرزها را به فرزندان میآموزد. اگر خانوادهها حدود شرعی را در روابطشان مراعات نکنند، دیگر چه انتظاری از جوانان با آن شرایط روحی و هیجانی میتوان داشت.
بیتوجهی به نیازهای جوانان در خانه
جوانان به محبت، برقراری صمیمیت، تنوع، تفریح و هر چیزی که شور و نشاط آنان را حفظ کند، هستند. اگر والدین این نیازها را تأمین نکنند، خود او دست به کار میشود و از آنجا که معمولاً جوانان شتابزده و ناپخته عمل میکنند، از هر طریقی برای رفع نیاز خود اقدام میکنند.
ادامه مطلب
خود را بشناسيم
انسان به دو گونه معرفت و شناخت در مورد خود نياز دارد: يكی «معرفت نفس» ، كه مقدمه و لازمه معرفت خداوند متعال و شناخت مبدا و مقصود است و ديگری «معرفت قدر» خود كه شرط ضروری توفيق در حركت است.
معرفت نفس، شناختی است درباره نوع انسان و جايگاه والای او در نظام هستی. مفيدترين و ضروری ترين شناخت ها، معرفت نفس است. كسی كه نوع انسان؛ غايت و هدف نهايی آفرينش او، ارزش و كرامت انسان و برجستگی خاص او در ميان مخلوقات را نشناسد، خود را موجودی محدود و محصور در طبيعت خواهد پنداشت و هدف زندگی را در حدّ لذات مادی و حيوانی و تامين رفاه و آبادانی، تنزّل خواهد داد و از سير و سلوك انسانی و الهی، بازخواهد ماند.
و اما معرفت قدرِ خود، شناختی است كه هر كس درباره خويش بايد داشته باشد. انسان ها اگرچه همه، افرادِ يك نوع اند و ويژگی های مشترك فراوانی دارند، ولی هر شخصی و هر كسی، تفاوت های زيادی هم با ديگران دارد كه مشخّصات شخصی وی را تشكيل می دهد. استعدادهای علمی و هنری، توانمندی های اجرايی، امكانات فردی و خانوادگی، موقعيت و شرايط اجتماعی و صنفی، كاستی ها و خلاهای اخلاقی و تربيتی، گرايش ها و ذوق و سليقه ها، و... اموری است كه در ميان انسان ها، گوناگون و متفاوت است، و همين تفاوت ها موجب تفاوت در مسئوليت ها و وظايف و انتظارات است.
ادامه مطلب
كمالات وجودى انسان
انسان چيست ؟
نسبت دين و انسان
پيوستگى و وابستگى دنيا و آخرت
تقسيم بندى موجودات از نظر كمالات وجودى
كرامت و برترى انسان نسبت به موجودات اين عالم
حيات دنيا و اقامت موقت انسان در زمين
مرگ و آخرت
پيوستگى و وابستگى دنيا و آخرت
ادامه مطلب
حقیقت وماهیت آدمی
شناختن نفس مقدمه شناختن خدا
تاثير شناختن نفس در تهذيب اخلاق
تركيب انسان از جسم و نفس
راه شناختن نفس
حقيقت و ماهيت آدمى
سير به عالم بالا با جنبه روحانى
لذت و الم جسم و روح
مفاسد بيمارى نفس و فوائد صحت آن
علم بدون تزكيه، علم نيست
توجه به صحت جسم، و غفلت از صحت و روح
ادامه مطلب

