تبليغاتX
مشق عاشقی

 

بهشت و دوزخ در كجا هستند؟

 

 

پاسخ اين سؤ ال را از دو راه مى توان داد:

نخست اينكه : بهشت و دوزخ در باطن و درون اين جهانند.

ديگر اينكه : عالم آخرت و بهشت و دوزخ ، محيط بر اين عالم است.


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

 

وظایف زندگان دربرابر محتضر و میت

 

پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود: جمله لااله الاّ اللّه را به كسى كه در حال جان دادن است تلقين نماييد، همانا كسى كه آخرين كلامش اين جمله باشد، داخل بهشت مى شود. در روايات ديگرى چنين مى خوانيم : علاوه بر شهادت بر توحيد و نبوّت ، گواهى بر امامت امامان معصوم يكى پس از ديگرى نيز به محتضر تلقين شود.

واجب است محتضر و مسلمانى را كه در حال جان دادن است به پشت بخوابانند بطورى كه كف پاهايش رو به قبله باشد، و سفارش شده كه عقائد صحيح اسلامى و گواهى به توحيد و نبوّت و امامت و معاد طورى به او تلقين شود كه بفهمد.
مستحبّ است كسى را كه سخت جان مى دهد اگر ناراحت نمى شود او را به جايگاهى كه معمولاً در آن نماز مى خوانده ببرند. وسفارش شده كه او را تنها نگذارند و افراد جنب و حائض هم نزد او نباشند و از گريه و و زياد حرف زدن نزد او بپرهيزند و هر چه ممكن است نزد او قرآن بخوانند، به خصوص سوره هاى يسَّ و صافّات و احزاب و آية الكرسى

 

تشييع جنازه

 


در تشييع جنازه سه مساءله بايد مراعات شود: اوّل احترام به كسى كه از دنيا رفته است ، دوّم تسليت به بازماندگان و سوّم درس عبرت گرفتن تشييع كنندگان .
امام باقرعليه السّلام فرمود: كسى كه همراه جنازه اى حركت كند، هر دعايى به مرده كند، ملائكه همان دعا را در حقّ او مى نمايند. در حديث آمده است كه حضرت على عليه السّلام هنگام تشييع جنازه اى صداى خنده اى را شنيد، ناراحت شد و فرمود: گويا مرگ براى غير ماست و آنگاه گلايه هايى را بيان داشت تا آنجا كه فرمود: من تعجّب مى كنم از كسانى كه با چشم خود مرگ را مى بينند، ولى باز هم غافل و فراموشكارند.

 

غسل ، كفن و دفن 

 


امام رضاعليه السّلام مى فرمايد: دليل غسل دادن به مردگان اين است كه هم از انواع مرضها و آلودگى هاى قبل از مرگ نظيف شوند و هم ملاقات با ملائكه و اهل آخرت بدون نظافت و طهارت سزاوار نيست .
در حديثى ديگرى آن حضرت فرمودند: كفن كردن ميّت براى آن است كه انسان هنگام ملاقات با خداوند، از يك نوع پاكى و نظافت ظاهرى برخوردار باشد و بدن و عورتش پيدا نشود و قيافه برگشته و وحشت آور او بر ناظران پنهان باشد، زيرا ديدن قيافه بدون كفن مرده ، سبب قساوت قلب مى شود. از همه اينها گذشته ، علاقه بينندگان به او محفوظ مى ماند و به او و وصيّت هاى او احترام مى گذارند، ولى اگر مرده بدون كفن باشد، ناظران به صورت يك مردارى پست به او نگريسته و ديگر مقام و شخصيّت و ارزش ‍ انسانى براى او و اهداف و وصاياى او قائل نمى شوند. و اين توهين به مقام مؤ من است .
امام رضاعليه السّلام فرمودند: فلسفه و دليل دفن ميّت آن است كه مردم از بد بويى و فساد و تغيير قيافه مرده ناراحت نشوند، زيرا اگر بدن مرده را دفن نكنند، بدن فاسد شده و باعث شادى دشمنان وناراحتى دوستانش ‍ مى شود.


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

عالم برزخ کجا است ؟

 

 

تعريف برزخ

 

در تعريف "برزخ " چنين گفته اند: فاصله بين دو چيز را برزخ مى گويندوبرزخ عالمى بين دنياو آخرت است كه آن را عالم قبر هم مى گويند: فاصله بين مرگ تا قيامت ، بين دنيا و آخرت از هنگام مرگ تا برانگيخته شدن در روز قيامت را برزخ گويند. برزخ نه مربوط به دنيا است و نه مربوط به آخرت . مربوط به دنيا نيست ؛ چون زندگى آن جا مانند زندگى دنيا نمى باشد؛ زيرا روح در دوران برزخ ، در قالب مثالى نازك و هوايى نرم تر از بدن فعلى قرار مى گيرد كه در آن ، جرم و تيرگى مادى و لطافت مجردات نيست . بلكه جسمى بين بدن و روح است .

 

فلسفه برزخ چيست ؟

 

در اين جا مى توان گفت : فلسفه عالم برزخ كه در فاصله ميان دنيا و آخرت قرار گرفته ، مانند فلسفه هر چيز ديگرى است كه به منظور انداختن ميان دو چيز، مورد استفاده قرار مى گيرد. انتقال از محيطى به محيط ديگر كه از هر نظر با آن متفاوت است ، در صورتى قابل تحمل است كه فاصله اى وجود داشته باشد؛ فاصله اى كه بعضى از ويژگى هاى چيز اول و پاره اى از ويژگى هاى چيز دوم در آن جمع باشد. عالم برزخ براى همه يكسان نيست ، گروهى در آن جا زندگى آگاهانه اى دارند و از نعمت هاى آن تا روز قيامت استفاده مى كنند. آنان مقربان و اولياء خدا و مؤ منين حقيقى هستند، كه از برزخ اطلاع كامل داشته و مدت آن را خوب مى دانند.گروهى ديگر هر صبح و شام در شكنجه و عذاب برزخى به سر مى برند و دائما فرياد مى زنند قيامت كى بر پا مى شود


عالم برزخ كجاست ؟

 

هر انسانى مايل است بداند عالم برزخ كجا است ؟ برزخى كه اين همه صحبت از آن مى شود، برزخى كه اين همه آيات و روايات درباره آن نازل و وارد شده ، برزخى كه عده اى عاشق آن و عده اى از آن گريزانند و برزخى كه تمام انسان ها بعد از پايان عمر به آن منتقل مى شوند كجا واقع شده است ؟ آيا در همين دنيا است يا در عالم ديگر؟

 

چرا برزخيان را به دنيا بر نمى گردانند؟

 

امام صادق عليه السلام فرمود: وقتى جنازه اى را به سوى قبرستان حمل مى كنى ، خود را چنين پندار كه تو آن جنازه اى هستى كه به دوش مردم حمل مى شوى ، چنين پندار كه تو از پروردگارت مسئلت نموده اى ترا به دنيا برگرداند و خداوند دعاى ترا مستجاب نموده و به دنيا بازگردانيده است ! حال ببين چگونه در اعمال خود تجديد نظر مى كنى و گذشته را تدارك مى نمايى.

 

خواجه ربيع در قبر 

 

بعضى از درستكاران و پارسايان در خانه خود قبرى كنده بودند، گاهى در ميان آن رفته و مى خوابيدند: به خود خطاب كرده و مى گفتند: خيال كن مرده اى و ترا درون قبر نهاده اند و از خداوند، تمنا مى كنى ترا به دنيا بازگرداند تا عمل صالح انجام دهى
بعد از آن ، بيرون مى آمدند و به خود مى گفتند: اكنون خدا به تو لطف كرده و ترا به دنيا بازگردانده است . اكنون در راه خدا قدم بردار، خود را اصلاح كن ، تا هنگام مرگ تقاضاى بازگشت و جبران نكنى ، كه اگر چنين تمنا كنى ، اين جواب قاطع را مى شنوى كه "هرگز بازگشتى نيست و هميشه بايد در قبر باشى "

 

 

برزخ ساعتى بيش نيست !


سگ سياه بر روى جنازه

 

جنازه دولت مردى سگ شد!

 

اعمال خبيثه به قيافه سگ !

 


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

 

سئوال قبر

 

 

 

وقتى انسان را داخل قبر گذاشتند قبل از نكير و منكر فرشته اى به نام "رومان " داخل مى شود و از اعمال و كردار او سئوال مى كند. بعد از او نكير و منكر داخل مى شوند و از اعتقادت او مى پرسند.
این ملک به ميت مى گويد: تمام اعمال خود را از خوب و بد بنويسد. مى گويد: نه قلم و دواتى دارم نه كاغذ و مركبى . مى گويد: همه چيز آماده است. آب دهانت مركب و انگشتت قلم تو است . مى گويد: كاغذى ندارم . ملك مى گويد: كاغذت كفن تو است ! شروع به نوشتن كن .
ميت همه اعمال نيكى را كه در دنيا انجام داده است مى نويسد. هنگامى كه به گناهان و كارهاى زشتش مى رسد خجالت مى كشد و دست از نوشتن باز مى دارد.
ملك مى گويد: اى خطاكار و اى خيانت پيشه ! وقتى در دنيا مى خواستى اعمال زشت را مرتكب شوى خجالت نكشيدى و از خداى خود شرم نكردى ، ولى الان داخل قبر براى نوشتن آن ها خجالت مى كشى ؟ بعد از آن ، عمود آتشين را بالا مى برد كه ضربتى بر او زند.
مى گويد: عمود را بر من فرود نياور، همه را مى نويسم . بنده خدا هر چه در دنيا از اعمال خير و شر انجام داده همه را مى نويسد، فرشته مى گويد: آن را مهر كن .

 

وقتى نکیر ومنکر داخل قبر شدند. به ميت مى گويند: پيامبر تو كيست ؟ دين و قبله تو چيست ؟ امام تو چه كسى است ؟
اگر ميت از اهل ايمان باشد در جواب گويد: خداى من "الله " و پيامبرم "محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله و سلم ، امام و پيشوايانم اميرالمؤ منين عليه السلام و يازده فرزندش مى باشند، دين من "اسلام " و قبله ام "كعله " است . آن دو ملك گويند: خدا ترا بر آن چيزهايى كه دوست مى دارى ثابت قدم بدارد.
و اگر ميت از اهل ايمان نباشد، وقتى آن دو ملك از او مى پرسند: خداى تو كيست و پيامبر و امامت چه كسى است . مى گويد: نمى دانم .ملائكه گويند: نمى دانى ؟ خدا ترا هدايت نكند. سپس گرزى بر سر او مى زنند كه تمام موجودات صداى آن را مى شنوند و به وحشت مى آيند، مگر جن و انس . بعد از آن درى از قبرش به سوى جهنم باز مى شود.

 

 

دو داستانی واقعی از سوال وجواب قبر

 

 

عده اى منكر سئوال قبراند

 

علت خواب ديدن

 


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

اعمال که سبب کاهش فشار قبرمی شود-2

 

 

دفن در نجف  

 

در حديث آمده است : دفن كردن ميت در نجف اشرف و همسايگى امير المؤ منين عليه السلام عذاب قبر و سئوال نكير و منكر را از او بر مى دارد.

 

توبه از گناهان  

 

يكى ديگر از چيزهايى كه عذاب قبر را بر طرف مى كند، توبه كردن از گناهان است . سابقا بيان شد: فشار و عذاب قبر تابع گناه است . اگر گناه زياد باشد عذاب قبر هم زياد است و اگر گناه كم باشد عذاب هم كم است و اگر اصلا گناه نباشد عذاب قبر هم وجود ندارد.

 

نيكى به پدر و مادر  

وضو  

ذكر خدا 

نماز

روزه

غسل جنابت  

حج و عمره  

صله رحم  

صدقه

امر به معروف  

حسن خلق  

خوف از خدا  

سبقت در كار خير  

اميد داشتن به خدا  

گريه از ترس خدا 

حسن ظن به خدا  

صلوات بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم  

شهادت به يگانى خدا  

و…

 


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

 



اعمالی كه عذاب قبر را برطرف مى كند

 

همين طور كه گفته شد: بعضى از اعمال و كردار، باعث عذاب و فشار قبر مى شود. بعضى از اعمال و كارها هم باعث برطرف شدن عذاب قبر مى گردند. به طور كلى كارهاى نيك نقش بسزايى در آرامش روح در عالم برزخ و رهايى از فشار قبر دارد، ولى مطابق روايات ، بعضى از اعمال در اين راستا نقش بيشترى دارند، و آنها از اين قرارند.

جريدتين

 

گذاشتن جريدتين زير بغل ميت (و آن دو چوب تر از نخل يا چيز ديگر است ) عذاب قبر را برطرف مى كند.

 

مرگ در شب و روز جمعه

 

ابان بن تغلب از حضرت صادق نقل كرده است كه : آن حضرت فرمود: كسى كه از ظهر پنج شنبه تا ظهر جمعه بميرد خداوند عذاب و فشار قبر را از او برطرف مى كند و براى او برات آزادى از فشار قبر را مقرر مى گرداند.

 

تلقين

 

از جمله چيزهايى كه عذاب قبر را برطرف مى كند و حساب را آسان مى گرداند تلقين است . مستحب است وقتى ميت را داخل قبر گذاشتند قبل از آن كه لحد را بپوشانند و خاك بر آن بريزند او را تلقين كنند

 

ريختن آب بر قبر  

 

از امام صادق عليه السلام نقل شده است : اگر آب روى قبر بپاشند تا زمانى كه خاك قبر رطوبت داشته باشد صاحب آن را عذاب نمى كنند.بعيد نيست آب پاشيدن بر روى قبر تا چهل روز يا چهل ماه مستحب باشد.

 

قرآن خواندن

  

خداوند به واسطه خواندن قرآن ناراحتى هاى دنيا و آخرت را از انسان برطرف مى كند و از جمله آنها، عذاب قبر است.

 

نماز وحشت

  

يكى از چيزهايى كه عذاب قبر را برطرف مى كند و هديه براى ميت مى باشد، نماز وحشت است كه در شب اول قبر خوانده مى شود و آن دو ركعت است .

 

نماز شب

  

حضرت امام رضا عليه السلام فرمود: كسى كه نماز شب بخواند و در قنوت "وتر" هفتاد مرتبه استغفار كند، از عذاب قبر، نجات پيدا مى كند.

 

نماز خواندن

 

حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود: اگر مالى براى صدقه دادن براى اموات نداريد، لااقل دو ركعت نماز بخوانيد و به روح آنان هديه كنيد.

 

ركوع صحيح  

آگاهى به مردم دادن  

با فقر ساختن  

حج خانه خدا 

صبر بر مشكلات  

صدقه

شهادت به نفع ميت  

اولاد صالح  

زيارت امام حسين عليه السلام  

محبت اهل بيت  

صلوات بر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم  

 

 و چند داستان از برداشته شدن عذاب بخاطر اعمال نیک دیگران برای اموات


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

 

اعمال که سبب عذاب قبرمی شود



نماز بدون وضو 

 

جايى كه انسان براى نماز بايد غسل كند اگر بدون غسل و تيمم نماز بخواند يا جايى كه بايد وضو بگيرد اگر بدون وضو نماز بخواند، موجب عذاب قبر مى شود.

 

سخن چينى


چنانچه از حضرت رسول صلى الله عليه و آله نقل شده كه فرمود: شبى كه مرا به آسمان ها بردند (در عالم برزخ ) زنى را ديدم كه سرش سر خوك و بدنش مانند الاغ بود و با هزار هزار نوع عذاب ، او را مجازات مى كردند. اصحاب عرض كردند: يا رسول الله ! صلى الله عليه و آله عمل او در دنيا چه بوده است ؟ فرمود: عمل او سخن چينى و دروغ گويى بوده است.

 

غيبت


حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود: در شب معراج به قومى برخورد كردم كه ناخن هاى آنها از مس بود، آنان سينه و صورتهاى خود را با آنها مى خراشيدند.
از جبرئيل پرسيدم : اينها چه كسانى هستند و عمل آنها چه بوده است ؟ گفت : اينها كسانى هستند كه غيبت مردم را مى كردند و گوشت آنان را به وسيله غيبت مى خوردند و آبروى آنها را هتك مى كردند.

 

اجتناب نكردن از بول


جابر بن عبدالله مى گويد: همراه پيامبر صلى الله عليه و آله عبور مى كرديم تا به كنار دو قبر رسيديم . آن حضرت فرمود: صاحبان اين دو قبر اكنون عذاب مى شوند، عذاب يكى از اينها به اين جهت است كه در دنيا غيبت مردم را مى كرد و عذاب ديگرى به اين علت بوده كه از پاشيدن قطرات بول به بدنش پرهيز نداشته است .

 

 دورى كردن از همسر

 

هم خوابى نكردن با زن (مقاربت و جماع نكردن با او و به خواسته طبيعى او توجه نكردن ) موجب عذاب و فشار قبر مى شود.

 

حق الناس


مرحوم نورى در دارالسلام مى فرمايد: يكى از علما پس از مرگ پدرش ، او را به خواب ديد در حالى كه بسيار افسرده بود. از او پرسيد: شما عالم خدمتگزار به اسلام بودى . چرا ناراحت و افسرده اى ؟ پدر گفت : مقام و جاى من خوب است ولى واى از حق الناس من ده تومان به فلانى بدهكارم ، همين قرض مرا چنين ناراحت و آزرده خاطر كرده است .

سليمان دارايى را كه يكى از زهاد و بندگان خاص خدا بود بعد از مرگش ‍ در خواب ديدند، احوالش را پرسيدند و گفتند: با تو چه كردند؟ در جواب گفت : يك سال است كه در عالم برزخ مرا زندانى كرده اند (و عذاب مى كنند). پرسيدند: براى چه ؟ گفت : روزى بار كاهى وارد شهر مى شد، من بدون آنكه از صاحب آن اجازه بگيرم پر كاهى برداشتم كه با آن خلال كنم و زير دندانم نمايم . براى اين عمل ، يك سال است كه مرا نگاه داشته اند و مورد عتاب قرار گرفته ام كه چرا بدون رضايت صاحبش ‍ در مال مردم تصرف كرده ام.

 

مار، او را نيش مى زد 


فقط خلاف من اين است كه : يكروز در هواى گرم تابستان در ميان كوچه حركت مى كردم . ديدم صاحب مغازه اى با يك مشترى گفت و گو و منازعه دارد، براى اصلاح امور آنها، نزديك رفتم . صاحب مغازه مى گفت : سيصد دينار (شش شاهى ) از تو طلب دارم و مشترى مى گفت : من پنج شاهى بدهكارم .به صاحب مغازه گفتم : تو از نيم شاهى بگذر و به مشترى گفتم : تو هم از نيم شاهى صرف نظر كن و مبلغ پنج شاهى و نيم به صاحب مغازه بده .صاحب مغازه ساكت شد، در حاليكه حق با او بود و من به قدر نيم شاهى در قضاوت خود كه صاحب مغازه بر آن راضى نبود حق او را ضايع كردم . در كيفر اين عمل خداوند، اين مار را بر من مسلط كرده است كه در هر ساعت مرا نيش زند تا در صور دميده شود و خلايق براى حساب در محشر حاضر شوند و به بركت شفاعت محمد صلى الله عليه و آله و آلش ‍ نجات پيدا كنم.

 

اعتقاد نداشتن به ولايت امامان

 

از جمله چيزهايى كه عذاب قبر را به وجود مى آورد اعتقاد نداشتن به ولايت امامان است .
شخصى به نام "على بن ابى حمزه بطائنى از فرقه واقفيه " كه در سابق از نمايندگان حضرت موسى بن جعفر عليه السلام به حساب مى آمد و امامت على بن موسى الرضا عليه السلام را انكار كرد و با آن حضرت دشمنى ورزيد. پس از مرگش حال او را از امام رضا عليه السلام پرسيدند؟
آن حضرت فرمود: ملائكه در شب اول قبرش در مورد امامان از او پرسيدند: همه را جواب داد تا وقتى نوبت به من رسيد، امامت مرا منكر شد، پس ملائكه ضربه اى بر او زدند كه آتش از قبرش زبانه كشيد و او را سوزاند.

 

حرام خوردن

 

ترك نماز عشاء

 

ضايع كردن مال يتيم  

 

ربا خوردن

 

عيب جويى از مردم

 

مال شوهر را به اولاد شوهر قبل دادن

 

امر به معروف و خود عمل نكردن

 

 


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

 

فشار قبر

 

يكى از چيزهايى كه مسلمانان بايد به آن معتقد باشند عذاب و فشار قبر است .
گر چه حقيقت فشار قبر به خوبى براى ما روشن نيست ، ولى دور نمايى از آن را بيان مى كنيم و آن عبارت است از آن كه وقتى جنازه ميتى را در ميان قبر مى گذارند، آن ميت خود را در تنگ ناى تاريك و وحشت ناك قبر مى نگرد و در فشار بسيار سختى قرار مى گيرد.
حال بايد بدانيم ، آيا روح ميت در فشار قرار مى گيرند؟ يا قالب مثالى كه همان روح و جسم لطيف اوست (شبيه عالم خواب ) در فشار قرار مى گيرد؟ یا اين كه روح با همين جسد خاكى دنيايى رابطه بر قرار مى كند و خود را در فشار مى نگرد.
آن چه از روايات به دست مى آيد: فشار قبر به بدن اصلى وارد مى شود، اما براى افراد در شدت و ضعف فرق مى كند؛ زيرا هر كس گناهش بيشتر باشد در قبر فشارش بيشتر است .

 

از فشار قبر خبر مى دهد 

 

وقتى بنده مؤ من از دنيا رود و او را دفن كنند، زمين به او گويد: خوش ‍ آمدى ، از كسانى بودى كه دوست داشتم بر روى من راه بروى اكنون كه به من سپرده شده اى خواهى ديد چگونه با تو رفتار مى كنم ، سپس قبرش به قدر ديد چشم وسعت مى يابد.
و هرگاه كافر دفن گردد، زمين به او گويد: خوش نيامدى و اهليت ندارى . از كسانى بودى كه دوست نداشتم بر رويم راه بروى خواهى ديد چگونه با تو رفتار مى كنم ، پس او چنان فشار مى دهد كه دنده هايش مى شكند و در هم فرو مى رود، به درستى كه همانا زندگى سختى دشمنانش را از آن بر حذر داشته ، عذاب قبر است .
خداوند نود و نه افعى را در قبر مسلط بر كافر مى كند كه گوشتش را پاره كنند و استخوان هايش را در هم شكنند و تا روز قيامت با او همنشين شوند. اگر يكى از آن ها در زمين بدمد، در اثر حرارت و آتش دهانش ديگر گياهى روى زمين نخواهد روييد
.
پس اى بندگان خدا! جان هاى ناتوان شما و بدن هاى لطيف و نرمتان كه با كم ترين عذاب از پا در مى آيد توان تحمل اين همه عذاب را ندارد، اگر توانايى داريد كه جان و تن خود را از آنچه آن را نداريد برهانيد، عمل كنيد به آنچه خدا دوست دارد و واگذاريد آنچه را كه او دوست ندارد.

 

فرياد جنازه اى را شنيد 

 

بعضى افراد مجرم قبل از آنكه داخل قبر شوند و آن ها را عذاب كنند. عذاب برزخى آنان شروع شده و ناله و فريادشان بلند است . بعضى از سالكين و خود ساختگان ، ناله برزخى بعضى را شنيده اند.
از مرحوم محدت قمى نقل شده كه مى فرمود: روزى در " وادى السلام نجف اشرف " براى زيارت اهل قبور مؤ منان رفته بودم . ناگهان صدايى مانند صداى شترى كه مى خواهند او را داغ كنند بلند شد، صيحه مى كشيد و ناله مى كرد، به طورى كه گويى تمام زمين "وادى السلام " از صداى نعره او متزلزل شده بود.
با سرعت براى خلاصى آن شتر بدان سمت رفتم ، چون نزديك شدم ديدم آن شتر نيست ، بلكه جنازه اى را براى دفن آورده اند و اين فرياد از آن بلند است . افرادى كه متصدى دفن او بودند ابدا اطلاعى نداشته و چيزى نمى شنيدند و با كمال خون سردى و آرامش مشغول كار خود بودند.
چنان گرزهاى آتشين را بر سر او مى زدند كه آتش آن به آسمان زبانه مى كشيد و فريادهايى از اين جنازه بر مى خواست كه گويى تمام اين قبرستان بزرگ را متزلزل مى كرد. نمى دانم اهل چه معصيتى بود؟ (شايد) از حاكمان جائر و ظالم بوده كه اين طور مستحق عذاب شده است ، قارى قرآن اطلاعى از آن وضع نداشت ، آرام بر سر جنازه نشسته و به تلاوت قرآن مشغول بود.
از مشاهده اين منظره از حال رفتم ، بدنم لرزيد، رنگم پريد، اشاره به صاحب مقبره كردم كه در را باز كن مى خواهم بروم . او نمى فهمد، هر چه مى خواستم بگويم زبانم قفل شده بود و حركت نمى كرد.

 

فشار قبر همه جا ممكن است

 

فشار قبر تابع گناه است هر چه گناه بيشتر باشد فشار و عذاب قبر بيشتر است . كم اتفاق مى افتد كسى بدون گناه بوده و فشار قبر نداشته باشد.  تنها فشار منحصر به قبر نيست ، انسان هر كجا باشد فشار شب اول قبر را خواهد ديد.

 

فشار قبر كفاره گناهان است

 

چون فشار قبر تابع گناهان است براى مؤ منان وجود دارد؛ زيرا آن ها هم ممكن است مرتكب گناه شوند. مؤ منان و نيكان نيز به اندازه گناهانى كه از آن ها سر زده است كيفر مى شوند.
اما عذاب قبر مؤ منان با كفار و مشركان فرق مى كند. جنايت كاران ، قاتلين و حرام خواران ، عذاب قبرشان تا قيامت ادامه دارد و در قيامت هم عذابى سخت تر خواهند داشت . مؤ منان عذاب قبرشان موقت است عذاب آن ها بستگى به ميزان گناهان ايشان دارد (ممكن است برخى يك لحظه و برخى يك روز و عده اى يك هفته و بعضى ديگر يك سال و چند سال در رنج و عذاب و ناراحتى به سر مى برند، آنان وقتى به اندازه گناهانشان عذاب شدند آزاد مى شوند(

 

عذاب براى جسم است يا روح ؟

 

معلوم شد كه فشار و عذاب قبر حتمى است و هر كسى بايد در عالم برزخ و قيامت ، به اندازه گناهان خود عذاب شود. حال ببينيم عذاب براى جسم است يا روح و يا براى هر دوى آنها؟
از آيات و اخبار اين طور به دست مى آيد كه : براى هر دوى آنها است ؛ چون جسم و جان هيچ كدام مستقلا نمى توانند عملى انجام دهند.

 


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

 

هنگام مرگ و حضور ائیمه

 

 

مرگ و فرشتگان غضب

 

وقتى عمر كسى به پايان مى رسد، اگر از مشركان و كافران و معصيت كارانى باشد كه هنوز توبه نكرده است ملك الموت به همراه فرشتگان "غضب " در حاليكه همه آنان لباسهاى سياه در بدن و وسيله هاى شكنجه در دست دارند. با زشت ترين صورت و بداخلاق ترين قيافه بر او نازل مى شوند كه محتضر با مشاهده آنها به وحشت مى افتد و اعضاى او به لرزه مى آيد. آنها جايگاه او را در جهنم به وى نشان داده و به عذاب الهى و داخل شدن در آتش وعده مى دهند و جان او را با سخت ترين حالت مانند كندن پوست از بدن و بريدن گوشت آن با قيچى و مانند به گردش در آوردن ميله آسيا در حدقه چشم از بدنش ‍ بيرون مى كشند به طورى كه تمام رگهاى بدن را پاره مى كند. فرشتگان "غضب " منتظراند كه ملك الموت روح پليد و سياه او را از بدنش خارج كند و آنها با خفت و خوارى آن را از ملك الموت تحويل بگيرند و در عذاب سجين با روح هاى كفار و مشركان و جنايت كاران همنشين قرار دهند.

 

مرگ و حضور پيامبر و على

 

از جمله كسانى كه موقع جان دادن انسان ، به بالين او حاضر مى شوند، پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و اميرالمؤ منين عليه السلام و فرزندانشان مى باشند.
حاضر شدن پيامبر و على به بالين محتضر به اين جهت است كه بر كارهاى او شهادت دهند و او را به "فرشته مرگ " معرفى كنند. اگر محتضر از اولياء الله و دوستان و شيعيان اميرالمؤ منين باشد سفارش او را به ملك الموت مى كنند و مى گويند: اى "گيرنده جان ها" ملاحظه حال اين محتضر را بكن ؛ زيرا او از دوستان و شيعيان ما مى باشد. ملك الموت هم ، با كمال مهر و محبت و به آسانى جان او را از بدنش بيرون مى آورد. بعد از مرگ در پيشانى آن مؤ من نوشته مى شود اين شخص از دوستان و شيعيان على و اولادش مى باشد. امام صادق عليه السلام فرمود: دوستان و طرفداران اميرالمؤ منين عليه السلام در سه موضع آن حضرت را مى بينند به طورى كه از ديدن او شادمان مى شوند. 1 - هنگام جان دادن . 2 - نزد پل صراط يا هنگام عبور از آن . 3 - در كنار حوض كوثر.

 

 

مرگ سخت ترين حالت براى مجرم

 

 

رسول الله (ص) می فرماید: از همه حالت براى ميت سخت تر، وقتى است كه غسال براى غسل دادن ميت داخل خانه او شود، انگشتر جوانى را از دست و پيراهن عروسى را از بدنش بيرون آورد و عمامه را از سر علماء و فقها بردارد.
در اين هنگام وقتى روح ، بدن را عريان بيند فرياد زند و با صداى بلند كه همه خلايق (مگر جن و انس )، بشنوند. گويد: اى غسال ! ترا به خدا قسم كه ! لباس مرا به آرامى بيرون آور؛ زيرا در اين ساعت تازه از دست ملك الموت راحت شدم .
زمانى كه غسال آب روى ميت ريزد فرياد زند و گويد: اى غسال ! ترا به خدا قسم آب را به آرامى روى من بريز، آن را ملايم كن كه نه سرد باشد و نه گرم ، زيرا جسد من در اثر خارج شدن روح از آن ، آتش گرفته و طاقت ندارد.
وقتى غسال مشغول غسل دادن شود، فريادش بلند گردد: اى غسال ! ترا به خدا قسم دست خود را به آرامى بر روى من بكش ؛ اين جسد به واسطه خارج شدن روح از آن ، مجروح شده و تحمل ندارد كه دست خود را با قوت بر آن بكشى .

 

چون ميت را براى بردن به قبرستان ، از خانه خارج كنند، فرياد زند: اى جماعت ! در بردن من عجله نكنيد تا خانه و اهل و عيال خود را وداع كنم . سپس فرياد كند و گويد: من زن خود را تنها و بدون شوهر گذاشتم اذيتش ‍ نكنيد، اولاد من يتيم شدند به آنها ظلم روا نداريد؛ زيرا من امروز از خانه خود خارج شدم و ديگر به آنجا بر نمى گردم.

 

مرگ و شكايتها

 

زمانى كه يكى از مجرمين از دنيا مى رود و او را به سوى قبرش حمل مى نمايند. ندا مى كند: شكايت مى كنم از اولادم كه چقدر از آنان دفاع كردم ، به خاطر رفاه و راحتى آنها خود را به رنج و زحمت انداختم ، تمام مالم را در اختيارشان گذاشتم . آنها مالم را خوردند و مرا تسليم خدا و ملائكه نكير و منكر و قبر و برزخ مى كنند و بر مى گردند..
شكايت مى كنم به سوى شما از طول اقامتم در قبر و دورى سفرم ، از تنهايى و وحشت و ظلمت قبرم ، سئوال از بزرگ و كوچك اعمالم . پس ‍ حذر كنيد از آن چيزى كه به من نازل شد، واى از بلاى طولانى و رنج و عذاب بزرگ ؛ زيرا نه شفيعى براى من است و نه دوستى .


مرگ و شنيدن نداها 

زمانى كه ميت را به غسال خانه بردند، سه ندا مى شنود. گويند: اى پسر آدم ! كجا شد آن بدن قوى تو، چرا ضعيف شده اى ؟ كجا رفت آن زبان فصيح و گوياى تو، چرا ساكت مانده اى ؟ كجايند دوستان و رفقاى تو، چرا وحشت كرده اى ؟
چون جنازه را كنار قبر گذاشتند، سه ندا از قبر مى شنود كه گويند: اى پسر آدم ! بر پشت من خندان بودى ولى در شكم من گريان خواهى شد، بر پشت من فرحناك و خوشحال بودى در حالى كه در شكم من محزون و غمگين خواهى شد، بر پشت من گويا بودى اما در شكم من ساكت و خاموش خواهى بود.

مرگ وارد شدن به زندگى جديد


انسان پس از مرگ بدون فاصله ، وارد مرحله اى ديگر از حيات مى گردد كه همه چيز را حس مى كند، از چيزهايى لذت و از چيزهايى رنج مى برد. البته لذت و رنجش بستگى به افكار و اخلاق و اعمال او در دنيا دارد.
از نظر قرآن و روايات ، انسان پس از مرگ دو عالم ديگر را بايد طى كند، يكى عالمى كه مانند عالم دنيا پايان مى پذيرد كه اسم آن را (عالم برزخ يا عالم ارواح و) قبر مى نامند، ديگرى عالم قيامت كبرا كه به هيچ وجه پايان نمى پذيرد.


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

مرگ وداع با همگان

 

وقتى انسان در" سكرات مرگ" قرار مى گيرد از چند جهت به روح او فشار مى آيد. از دست دادن اندوخته ها، جدا شدن از زن و فرزند و بازماندگان ، نرسيدن به آرزو و اميدها، از كف دادن عمر كه بزرگ ترين سرمايه او بوده و به باطل گذشته است و دیدن قيافه هاى هول انگيز و وحشت ناك و بى خبر بودن از پايان كار، تمام اين ها روح محضر را در تنگنايى بس عجيب و شديد مى افكند! تا آنجا كه خود وى ، به فرا رسيدن هنگام فراق از همه چيز و همه كس يقين پيدا مى كند.
در حديثى آمده است : چون بنده در سكرات مرگ افتد (زندگان با او وداع مى كنند و او با بازماندگان ). اعضاى بدن او، بعضى با بعضى وداع نمايند و بر هم ديگر سلام كنند.

 

مرگ و حضور فرشتگان


وقتى انسان در بستر مرگ قرار گرفت ، سه فرشته بر بالين او حاضر مى شوند و هر كدام از آنان گزارش ماءموريت خود را بيان مى كنند.
يكى از آنان خطاب به محتضر مى كند و مى گويد: من موكل بر نفس هاى تو بودم . ولى اكنون تمام جهان را گشتم ديگر نفسى برايت نيافتم . تعداد نفس هايى را كه براى تو نوشته بودند تمام شده و اين دليل بر فرارسيدن مرگ تو است.

 

مرگ و طلبكاران انسان

هنگامى كه عمر انسان به پايان مى رسد و در بستر مرگ قرار مى گيرد. عده اى ناشناس به عنوان طلب كار اطراف او را مى گيرند و هر كدام از آنان چيزى را طلب مى كنند. از جمله اين طلبكاران ، شيطان ، فرشته مرگ ، فرشتگان رحمت و فرشتگان غضب هستند.

مرگ و شيطان

موقعى كه انسان در حال احتضار قرار مى گيرد و نزديك است جان از بدنش مفارقت كند، شيطان با فرزندان و ياران خود بر بالين او حاضر مى شوند و تلاش مى كنند تا با حيله هاى مختلف "ايمان " او را گرفته و آن را از چنگش بيرون آورند و اين سخت ترين حالت براى محتضر است . به همین جهت است که امام صادق (ع) می فرماید : خويشان محتضر بايد شهادتين را به او تلقين كنند و اعتقادات را به وى تذكر دهند؛ زيرا شيطان دشمنى آشكار براى انسان است.

مرگ و ملك الموت

از جمله كسانى كه موقع مرگ انسان ، ادعاى طلب كارى مى كنند و چيزى را از درخواست مى نمايد "ملك الموت " است كه او طالب روح و جان شخص محتضر مى باشد.
هنگامى كه فرشته مرگ جان انسان را از كالبدش بيرون مى كشد، بازماندگان و بستگان او مشغول گريه و ناله مى شوند.
ملك الموت مى گويد: براى چه كسى گريه مى كنيد و اشك مى ريزيد؟ براى چه كسى غمگين و محزونيد؟ براى چه كسى دست از كار كشيده و بى صبرى مى كنيد؟ به خدا سوگند! عمر او به پايان رسيده و در دنيا روزى خود را دريافت كرده بود. پروردگارش از او دعوت به عمل آورد و او هم دعوت حق را اجابت كرد. اگر مى خواهيد گريه كنيد بر خويشتن بگرييد؛ زيرا من باز به اين خانه مى آيم تا هيچ يك از شما را باقى نگذارم.

مرگ و فرشتگان رحمت

هنگامى كه انسان در حالت مرگ قرار مى گيرد، اگر از مؤ منان و صالحان و شيعيان باشد ملك الموت با فرشتگان "رحمت " با زيباترين صورت و خوشحال ترين قيافه با طبق هايى از گل ، بر او وارد مى شوند و وى را به بهشت بشارت داده و جايگاهش را به او نشان مى دهند. آنان مانند خدمت گزاران با ادب ، در مقابل محتضر مجسم مى شوند و اجازه ورود مى خواهند. وقتى ملك الموت با كمال ادب و احترام روح او را مى گيرد، فرشتگان رحمت آن روح پاك را از ملك الموت تحويل مى گيرند و در پارچه هايى از حرير مى پيچانند و به سوى آسمانها مى برند. به هر آسمانى كه مى رسند فرشتگان آن آسمان ، با احترام تمام او را تشييع مى كنند تا بر خداوند عرضه نمايند.سپس آن را برمى گردانند تا تشييع كنندگان و غسل دهندگان و نمازگذاران خود را ببيند و دفن شدن جسد خود را مشاهده كند. بعد از آن ، روح را به آسمان مى برند و در اعلا عليين ) آن جايى كه پرونده و روح نيكان مى باشد) جاى مى دهند.


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

 

وای از سختی جان دادن!

 

مرگ مؤ منان وکافران

 

مؤ منان و نيكوكاران ، ظالمان و بدكاران ، از همان لحظه مرگ از هم جدا مى شوند و حالات متفاوتى دارند. يا تعبير ديگر، نتيجه هاى اعمال و عقائدشان ، از همان لحظه كم كم ظاهر و آشكار مى گردد. مومنان با آمدن مرگ پرده حجاب برداشته شده ، و ارتباطشان با محبوبشان نزديك تر و روشن تر مى گردد، طبيعى است در آن حال فرح و سرورى بر روحشان غالب مى شود. اماکافران ومنافقان ، ملایک هنگام مرگ به صورت آن ها مى كوبند، براى اين كه رو به سوى دشمنان خدا رفته اند، بر پشت آنها مى زنند به خاطر اين كه به آيات الهى و پيامبرش پشت كرده اند.

 

مرگ مستى آور است

 

از آيات و روايات چنين استفاده مى شود كه مرگ با شدت ها و سختى ها و وحشت هاى گيج كننده همراه است . انسان را در يك حيرانى و سرگردانى عجيبى فرو مى برد! به انسان حالتى شبيه مستى و بى هوشى دست مى دهد؟! بر اثر رسيدن مستى بر عقل او چيره مى شود و او را در اضطراب و ناآرامى شديدى فرو مى برد.

حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام ترسيم زنده و گويايى از لحظه مرگ و سكرات آن دارد و مى فرمايد: هر آينه مرگ شدايد و سختى هايى دارد، شديدتر از آن چه در وصف بگنجد، يا با معيار عقل مردم دنيا سنجيده شود.

"سكرات مرگ" و تلخى جان كندن ، توام با حسرت از دست دادن آن چه داشتند بر محتضر هجوم مى آورد، مغز او را فشار مى دهد. در سكرات مرگ اعضاى بدن و دست و پاى انسان سست گرديده ، در برابر آن رنگ خود را باخته و رنگ از صورتش پريده ، سپس آثار مرگ در او فزونى مى گيرد و كم كم در وى نفوذ كرده ، بين او و زبانش جدايى افكنده و بدين ترتيب مرگ زبان او را بند مى آورد.

 

مرگ همراه حسرت ها

 

او در ميان خانواده خويش با چشم خود نگاه مى كند، با گوش خود مى شنود، در حالى كه عقلش سالم و فكرش باقى است . او مى انديشد و فكر مى كند كه عمرش را در چه راهى نابود كرده است ؟! روزگارش را در چه راهى گذرانده است ؟! (در آن وقت ) به ياد ثروت هايى مى افتد كه در تهيه در جمع كردن آن ها چشم خود را بر هم گذارده ، از حلال و حرام و مشكوك جمع آورى نموده و روى هم انباشته است . اينك گناه و تبعات جمع آورى و عوارض آن ها بر دوش او سنگينى مى كند و گريبانش را مى فشارد.
او در ميان بستگان خويش است اما نمى تواند حرف بزند، زبانش از حركت باز مى ماند، گوشش نمى شنود، چشم هايش به اطراف مى چرخد و پيوسته به صورت خويشانش مى افتد، حركت زبان بستگان را مى بيند اما صداى كلام آن ها را نمى شنوند. مرگ نزديك تر مى شود ، كار به جايى مى رسد كه او در ميان خويشانش همانند مردار مى شود! ديگر از او مى ترسند، از نزديك شدن به او وحشت مى كنند. نه پاسخ گريه ها را مى دهد و نه پاسخ آنها كه او را صدا مى زنند. بعد از آن جسدش را به عمق زمين منتقل مى كنند و او را تسليم عملش مى نمايند و از ديدارش دست مى كشند.


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

 

 

آیا مرگ نابودى است ؟

 

 

آيا مرگ نيستى و نابودى ، فنا و انهدام ، تمام شدن و از بين رفتن است ؟ يا تحول و تغيير انتقال از جايى به جايى و از جهانى به جهان ديگر مى باشد؟
اين پرسش ، همواره براى بشر مطرح بوده و هست و خواهد بود كه هر كسى مايل است پاسخ آن را بيابد و بايد به پاسخى كه ديگران داده اند، ايمان و اعتقاد پيدا كند.در اين باره چهار جواب وجود دارد.

 

مرگ دريچه اى به عالم بقا

 

گرچه نام مرگ ، براى بسيارى هول انگيز و وحشت ناك است ، ولى از نظر اسلام چهره ديگرى دارد؛ چرا كه مرگ گذرگاهى است به جهان ديگر و در حقيقت " تولد دوم  " به حساب مى آيد. جنين با تولد از مادر، محيط محدود رحم را ترك مى كند و به محيط وسيع دنيا قدم مى گذارد. جفتش را كه در رحم با او همراه بود از وى جدا مى كنند و به خاك مى سپارند و خودش به زندگى ادامه مى دهد. انسان نيز با مردن ، از تنگناى رحم دنيا بيرون مى رود، بدنش را كه به منزله جفت او است به قبر مى سپارند. در آن جا بدن متلاشى مى گردد و روحش ‍ به عالم وسيع تر و عالى ترى انتقال مى يابد.

مرگ چيست ؟

 

درباره حقيقت " مرگ " نظرات مختلفى وجود دارد بسيارى از دانشمندان براى روشن كردن آن ، مثالهاى گوناگونى زده اند. به طور كلى معنى و حقيقت " مرگ " عبارت است از جدا شدن روح از بدن و بريده شدن علاقه آن دو از يكديگر، وقتى بين روح و بدن ارتباط و علاقه باشد انسان حيات دارد. اما وقتى اين ارتباط بريده شد و روح از بدن جدا گرديد "مرگ " حتمى است.

 

مرگ در نظر ائمه

 

امام حسين عليه السلام در روز عاشورا به اصحاب خود فرمودند: مرگ مانند پل است كه از يك طرف آن عبور كنيد و به طرف ديگر رويد كه اين طرف پل ، ناراحتى و سختى و مشكلات فراوان باشد و آن طرف باغستان ها و كاخ ‌هاى مرفه و پرنعمت . آيا كدام از شما ناراحت است كه از زندان تاريك و پر جانور به سوى قصرهاى عالى انتقال يابد.

مرگ ترسناك است

 

اگر مرگ نيستى و فنا و انهدام نيست چرا بعضى از آن مى ترسند؟ چرا از مردن وحشت و خوف دارند؟ چرا نام مرگ و مردن كه پيش مى آيد ناراحت مى شوند و با چشم ديگرى به آن نگاه مى كنند؟ حتى از شنيدن نام مرگ كراهت دارند؟


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

مرگ از اسرار است

 

مرگ يكى از اسرار خلقت است ، يكى از رازهاى حل نشده است كه بشر هنوز نتوانسته به اصل آن پى ببرد، آگاهى از اسرار مرگ يكى از مشكلات علم به حساب مى آيد، همان طور كه اصل حيات و زندگى نيز از اسرار و رموز مى باشد.
بشرى كه هنوز از حقيقت " حيات "  كه هم اكنون ، در پرتو آن به لذت بردن و برخوردار شدن از شئون زندگى مشغول است ، اطلاع درستى ندارد، طبيعى است كه از حقيقت " مرگ  " كه هنوز به آن نرسيده و طعم آن را نچشيده است اطلاع صحيحى نخواهد داشت .

 

 

مرگ قانونى عمومى

 

اگر چه بسيارى از مردم مايل اند، فناپذيرى خود را فراموش كنند. ولى اين واقعيتى است كه اگر ما آن را فراموش كنيم هرگز ما را فراموش نخواهد كرد، حيات و زندگى اين جهان ، بالاخره پايانى دارد، روزى مى رسد كه مرگ به سراغ هر كسى خواهد آمد و ناچار از اين جهان رخت برخواهد بست .اين جهان ، سراى جاويدانى براى هيچ كس نيست ، بعضى زودتر و بعضى ديرتر بايد بروند، فراق دوستان ، فرزندان و خويشان به هر حال تحقق مى يابد.

 

مرگ شكننده لذت ها

 

به فكر مرگ بودن ، انسان را از گناه باز مى دارد، او را به سوى كارهاى نيك فرا مى خواند، ايمان را در دل مى آفريند، به زندگى و حيات انسان معنى و جهت مى دهد.
خير و خوشبختى براى آن كسى است كه ملائكه هنگام آمدن مرگ او را تكريم و احترام كنند و به شايستگى بدرقه نمايند.

 

مرگ به دست كيست ؟

 

درباره اين كه مرگ به دست كيست و چه كسى يا چه كسانى جان هاى انسان ها را مى گيرند؟ مطالبى را بيان مى كنم . قرآن مجيد، مرگ و گرفتن جان ها را به سه طايفه نسبت مى دهد و مسئوليت آن را با سه كس ‍ مى داند.


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 
free counters