تبليغاتX
مشق عاشقی

اهمیت شب قدر

باید دانست که شب قدر شب با عظمتی است. شبی است كه خداوند به ملائكه می‌گوید: بروید و فریاد بزنید آیا بنده حاجت‌مند و گرفتار و گناه‌كاری هست كه به بركت این شب او را مورد مغفرت قرار دهیم؟ عبادت در این شب از یك عمر عبادت مخلصانه در ایام عادی برتر است. فراموش نشود كه در این شب، مقدّرات انسان‌ها رقم می‌خورد و در این شب است كه آدمی باید نظر ربّ ودود را به خود معطوف نماید و سرنوشت خود را به نیكی مبدّل سازد. توجّه داشتن و غافل نبودن اولین گام در سیر و سلوك است. برای آگاهی بیشتر به نوشته دانستنیهای ازشب قدر و اعمال آن دراین وبلاک مراجعه کنید.

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

آداب دعا  


دعا را آداب و آيينهاى ويژه اى است كه اينك پاره اى از آنها را با بهره گيرى از روايات و احاديثى كه در اين باره هست ، مى آوريم :

 

تضرع و گريه  

سپاس و ستايش و عذر و پوزش  

درنگ و تامل و اصرار و پافشارى  

از چشم مردم دور داشتن  

خضوع و خشوع  

انگشترى به دست داشتن  


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

فضيلت دعاهاى ماءثوره بيشتر است يا دعاهاى مطلقه ؟ 

ثواب و فضيلت دعاهاى ماءثوره و وارده براى كسى كه آشنا به معناى آنها باشد، بيش از دعاهاى مطلقه و غير وارده است ؛ زيرا ائمه ى معصومين به امراض روحى و روانى فرد و جامعه ، آشناتر، و در نحوه ى درخواست حاجت و چگونگى بيان و طرح آن و كيفيت راز و نياز با خداى متعال ، آگاه تر و بيناتر بوده اند.
آنان مى دانستند كه بشر چه نقصى را واجد، و چه كمالى را فاقد است ؛ چه بايد بكند و چه بايد بخواهد. اما ساير انسان ها چون غیرمعصومند، گاهى به جاى خير، شر، و به جاى سود، زيان ، و به جاى سعادت ، شقاوت مى طلبند؛ و يدع الانسان بالشر دعائه الخير و كان الانسان عجولا . اين انسان گاهى از روى نادانى و ناآگاهى ، شر خود را مى طلبد، همانند آن كه خيرش را درخواست مى كند؛ و او موجودى شتابكار است .
به همين جهت ، سزاوار و شايسته است كه دعا كننده طرز بيان و حاجت و كيفيت در
خواست مطالب خود را از معصوم فرا بگيرد، تا اميد برآمدن حاجتش بيشتر، و اجر و پاداشش افزون تر باشد. البته اين در صورتيست كه دعا كننده معنى آن را بفهمد، وگرنه طلبكردن حاجت به زبان خود، با توجه قلبى ، بهتر از خواندن دعاهاى ماءثوره به لقلقه ى زبان است .

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

مناجات

الهی! به‌ من‌ دلي‌ عطا كن‌ تا اشتياقش‌ مرا به‌ تو نزديك‌ كند ! و زباني‌ كه‌ صدقش‌ به‌ سوي‌ تو بالا رود ! و نظري‌ كه‌ حقّش‌ آنرا به‌ تو قريب‌ نمايد.

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

خود سازى

منظور از خودسازى ،(پيراستن خود از زشتى ها و آراستن به خوبى ها)ست كه علماى اخلاق از آن بـه (تـخـليـه و تـحـليـه ) تـعـبـيـر مـى كنند ، انسان سازى در مرحله نخست كارى خدايى است و آفـريـدگـار جـهـان بـا اسم شريف (ربّ) متكفّل پرورش و تربيت همه آفريدگان خويش است و درباره تربيت انسان نيزفرمود:
(... وَ لَوْ لا فـَضـْلُ اللّهِ عـَلَيـكـُم وَ رَحـْمـَتـُهُ مـا زَكـى مـِنـْكـُم مـِنْ اَحَدٍ اَبَداً وَلكِنَّ اللّهُ يُزَكّى مَنْ يَشاءُ.)
(1)
اگر فضل و رحمت الهى شامل حال شما نمى شد ، يك نفر از شما هم پاك نمى شد و ليكن خدا هر كس را كه بخواهد ، تزكيه مى كند.
در مرحله اول تـزكـيـه الهـى تـا حـدودى بـه شـكـل تـكـويـنى مى تواند باشد ولى مشيّت او بيشتر از طريق تـشـريـع تـحـقـّق مـى يـابـد چـنـان كه درباره بزرگترين پيامبرش واژه رحمت به كار برد و فرمود.
( وَ ما اَرْسَلْناكَ اِلاّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ) (2)ما تورا جز رحمت براى جهانيان نفرستاديم .
بـنـابـراين فرستادگان الهى ، ماءموران خدا براى تزكيه مردم هستند و آنان با تعليم معارف الهـى و تـبـليـغ پـيـام هـا و حـكـمـت هـاى او، هـمـچـنـيـن در مـيـدان عـمـل و ارائه بـهـترين الگوهاى عملى ، راههاى خودسازى را براى امّت خويش ترسيم مى كنند و زمـيـنـه هاى اجراى مشيت خدا را فراهم مى سازند درباره اين رسالتِ پيامبر اسلام 3 در قرآن آمده است :
(لَقَد مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ اِذْ بَعَثَ فيهِم رَسُولاً مِنْ اَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِم آياتِهِ وَ يُزَكّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ ...)
(3)
خـداونـد بر مؤ منان منّت نهاد كه در ميان آنان ، پيامبرى از خودشان برانگيخت كه آيات خدا را براى آنان تلاوت كند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد.
مرحله دوم خودسازى به اختيار و استعداد انسان بستگى دارد؛ اگر كسى زمينه هاى هدايت يابى و رشـد و تـكـامـل روحـى خـويش را با هدايت و تربيت تكوينى و تشريعى الهى هماهنگ سازد و با بـرداشـتـن گـام هـاى نـخـسـتـيـن ، شـايـسـتـگـى خـويـش را نـشـان دهـد، رحـمـت و فـضـل بـى نـهـايـت الهـى شـامـل حـالش مـى گـردد و او را بـه سرمنزل مقصود راهنمايى مى كند.

1-نور (24) ، آيه 21.
 2-انبيا(21) ،آيه 107.
 3-آل عمران (3) ، آيه 164.

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

مهم ترين تفاوت ادعیه ماثور وغیر ماثور

زراره مى گويد: به امام صادق (ع ) گفتم : دعايى به من بياموز! فرمود: به درستى كه بهترين دعا، همان است كه بر زبانت جارى شود.
روايت شده كه ، كسى از امام صادق (ع ) در خواست تعليم دعايى كرد، آن حضرت فرمود: به درستى كه بهترين دعا، همان دعاييست كه بر زبانت جارى شود.
عبدالله بن سنان از برادر خود محمد نقل مى كند كه ، امام صادق (ع ) فرمود: ممكن نيست كسى به هنگام ترس از پيشامد ناگوارى دعا كند و رفع آن را از خدا بخواهد، مگر آنكه خداوند دعايش را مستجاب نموده و آن بلا را از او دور خواهد كرد. آيا نمى دانى كه امير المؤ منين (ع ) فرمود: پيغمبر (ص ) فرمود: يا على ! گفتم : لبيك يا رسول الله ! فرمود: دعا بلا را بر مى گرداند، هر چند كه بلاى سخت و استوارى باشد. راوى مى گويد: به عبدالله بن سنان گفتم : آيا در اين باره دعاى محدود و معينى هم وارد شده ؟ عبدالله گفت : اتفاقا همين سؤ ال تو را از من از امام صادق (ع ) پرسيدم ، حضرت در جواب فرمود: تا دعا كننده چه شخصى باشد! اگر شيعيان مستضعف (كم معرفت و ضعيف در آداب و رسوم شريعت باشد) آرى ! براى چنين شخصى در مورد هر پيشامد ناگوارى دعاى خاص وارد شده ، و حق ندارد به دلخواه خود و هر چه بر زبانش جارى شد، دعا كند؛ چون ممكن است (در اثر نادانى و كم اطلاعى ) طورى دعا كند، كه گذشته از مستجاب نشدن دعا، اثر سوء ديگرى داشته باشد؛ به عنوان مثال ، بر خلاف ادب با خدا صحبت كند، يا چيزهاى حرام و نشدنى را از خدا بخواهد، كه شرعا و عرفا به صلاح واقعى او نيست . اما مستبصرين (اشخاص بافضل و كمال و با بصيرت در امور دينى ) احتياج و نيازى به تعيين و تحديد ندارند، چه آنكه (در اثر معرفت و آگاهى به آداب و شرايط دعا، طورى دعا مى كنند كه ) دعايشان پشت پرده ى حجاب نمانده ، فورا مستجاب خواهد شد.
بنابراين ، مهم ترين تفاوت بين اين دو دسته از دعاها، آن است كه در دعاهاى غير وارده ، اگر دعا كننده از شيعيان مستبصر(آگاه) باشد، محدوديتى برايش ‍ وجود ندارد و در هر زمان و مكانى ، به فراخور علاقه و رغبت خويش ‍ مى تواند هر دعا و نيايشى را انشا كند؛ اما اگر دعا كننده از شيعيان مستضعف(ناآگاه) باشد، در مورد هر پيشامد ناگوارى دعاى خاص از ائمه ى معصومين وارد شده ، كه بايد بدون كم و زياد خوانده شود و حق ندارد به ميل خود هر چه بر زبانش جارى شد، دعا كند. و نيز برخى از دعاهاى وارده مختص به زمان و مكان خاصي است .

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

معنای صلوات بر پیامبر (ص)

 معنای صلوات بر پیامبر این است  که : خدا یا رحمتت را بر پیامبر وآل پیامبر نازل فرما. وقتی رحمت بر حضرت نازل شد به دیگران هم می رسد ، چون او مجرای فیض است و اگر بخواهد خیری به دیگران برسد. باید به عنوان رحمت خاصه، نخست بر حضرت نازل شود و سپس به دیگران برسد.

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

عبادت عاشقانه

عبادت و بندگى براى اهل معرفت ، عشق و شوق است نه كارى سخت و با مشقت و عملى زور و اجبارى .عارفان همواره لحظه شمارى مى كنند تا وقت عبادت و هنگام راز و نياز با خداى بى نياز فرا رسد ، تا عاشقانه وارد آن شوند.اينان اگر توجه به عالم كنند و نظر به كونين اندازند نظر آنان عارفانه باشد و در عالم هستى حق جو و حق طلب اند و تمام موجودات را جلوه حق جمال و جميل دانند .

به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست

عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست

ولى ما بيچاره هاى گرفتار آمال و بسته زنجيرهاى هوا و هوس و فرورفتگان در دریایی تاریک عالم طبيعت كه نه بويى از محبت و عشق به شامه روحمان رسيده و نه ارباب ايمان و اطمينانیم ، عبادات الهيه را تکلف دانيم و مناجات با قاضى الحاجات را سر بار شماريم .

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

عبادت ریاکارانه

افراد دو رو و ریا کار ، عبادتشان هيچ پيوندى با خدا ندارد ، آنان عبادت را وسيله اى براى جلب نظر مردم به كار مى گيرند !در حضور مردم به وقت عبادت از نشاط برخوردارند ولى در خلوت بى حال و سست و كسل هستند . . . وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلاَةِ قَامُوا كُسَالى يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلاَ يَذْكُرُونَ اللهَ إِلاَّ قَلِيلاً * مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ لاَ إِلَى هؤُلاَءِ وَلاَ إِلَى هؤُلاَءِ . . . .. . . و هنگامى كه به نماز مى ايستند ، با كسالت مى ايستند و همواره در برابر مردم رياكارى مى كنند ; و خدا را جز اندكى به ياد نمى آورند . * منافقان ميان كفر و ايمان متحيّر و سرگردانند ، نه  با تمام وجود  با مؤمنانند و نا با كافران . . .. . . وَلاَ يَأْتُونَ الصَّلاَةَ إِلاَّ وَهُمْ كُسَالَى . . . .. . . و نماز را جز با كسالت وسستى به جا نمى آورند . . .

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

گناه زدايى

عبادات ، بهترين بازدارنده از گناهان هستند چنانكه قرآن مى فرمايد : . . . إِنَّ الصَّلاَةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ . . . .. . . يقيناً نماز از كارهاى زشت و كارهاى ناپسند باز مى دارد . . .شخصى كه به بندگى و پرستش پروردگارش مى پردازد و خالصانه و عاشقانه به مدار عبادت وارد مى شود تمام هَّم و غمش اين است كه عبادتش در پيشگاه حضرت حق مقبول افتد .علاوه بر اين كه هر عبادتى اگر صحيح و سالم انجام گيرد و شرايط لازمش رعايت گردد ، گناهانى را طرد و دفع مى كند ، شخص عبادت كننده نيز بايد بيش از هر چيز به ترك گناه توجه نمايد . در روايات آمده كه معيار ارزيابى و قبولى طاعات ترك گناه است و از حضرت امام صادق (عليه السلام)روايت است :كسى كه مى خواهد ببيند آيا نمازش مقبول است يا نه ، بايد ببيند آيا نمازش او را از زشتى ها و منكرات باز داشته يا نه ، به همان مقدار كه باز داشته قبول است.قرآن مى فرمايد : . . . إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ . . . . يقيناً نيكى ها بدى ها را از ميان مى برند . . .در پاره اى از روايات حسنات به نمازها تفسير شده است . نظير همين نكته در آخر سوره فرقان درباره عبادالرحمن بيان شده اشت :. . . فَأُولئِكَ يُبَدِّلُ اللهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَات . . . . . . . كه خدا بدى هايشان را به خوبى ها تبديل مى كند . . .از همه روشن تر بيان اميرالمؤمنين (عليه السلام) است كه در تأثير نماز از زبان پيامبر (صلى الله عليه وآله) نقل مى كند :« وَأنَّها لَتَحُتُّ الذُّنُوبَ حَتَّ الوَرَقِ وَتُطْلِقُهَا إطلاَقَ الرِّبَقِ وَشَبَّهَهَا رَسُولُ اللهِ بِالحَمَّةِ تَكُونُ عَلى بَابِ الرَّجُلِ فَهُوَ يَغْتَسِلُ مِنهَا فِى الْيَومِ وَاللَّيْلَةِ خَمسَ مَرّات فَمَا عَسَى أن يَبقَى عَلَيْهِ مِنَ الدَّرَنِ » .نماز مانند ريختن برگ درخت گناهان را مى ريزد و همچون بندى كه گشوده شود بند گناهان را مى گشايد ، رسول خدا (صلى الله عليه وآله) نماز را به چشمه آب گرمى كه بر خانه انسان باشد و شبانه روز پنج نوبت خود را در آن بشويد تشبيه كرده است كه آيا چرك و آلودگى در بدن چنين كسى باقى خواهد ماند ؟حضرت امام باقر (عليه السلام) در مكه سخن مى گفت ، فرمود :رسول خدا (صلى الله عليه وآله) به آن شخص ثقفى كه براى سؤال درباره وضو و نماز آمده بود فرمود : همين كه دست به آب زدى و بسم الله الرحمن الرحيم گفتى گناهانى كه دستانت مرتكب شده مى ريزند و آنگاه كه صورتت را شستى گناهانى كه چشمانت با نگاه كردن يا دهانت با سخن گفتن انجام داده مى ريزد و هنگامى كه دستانت را شستى گناهان از دست راست و چپت مى ريزد و زمانى كه سر و پايت را مسح كردى آن گناهانى كه به سوى آنها گام برداشتى مى ريزد ، اين از وضو و ... پس از نماز كامل هر گناهى كه پيش از نماز داشتى بخشوده مى شود.اين حقيقت كه عبادت و تقوا و بندگى و طاعت سبب مغفرت و ريختن گناهان است سند قرآنى دارد ، پس از آنكه حضرت نوح (عليه السلام)خود را به عنوان پيامبرى كه هشدار دهنده آشكار است معرفى نمود پيامبريش را چنين آغاز مى فرمايد :أَنِ اعْبُدُوْا اللهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِيعُونِ * يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ . . . .كه خدا را بپرستيد و از او پروا كنيد و از من اطاعت نماييد ، * تا خدا گناهانتان را بيامرزد . . .

بر گرفته از کتاب جلوه های رحمت الهی استاد حسین انصاریان

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

راز آفرينش

راز آفرينش جن و انس و مهمترين وظيفه انسان بندگی است . بـر ايـن اسـاس ، خـداوند متعال ، طاعت و عبادت خويش را بر بندگان واجب گردانيد و فرمان داد كـه پـيشانى ستايش و كرنش بر خاك بسايند و تنها يگانه معبود حقيقى را پرستش كنند، ليكن اين بدين معنا نيست كه خداوند به پرستش نياز دارد و عبادت انسان سودى عايد او مى كند. زيرا پـروردگـار يـكـتـا، بـى نـياز مطلق و كمال مطلق و هستى بخش مطلق و فيّاض مطلق است . قرآن كريم مى فرمايد:
اى مردم ! شما (همگى ) نيازمند به خدا هستيد، تنها خداوند است كه بى نياز و شايسته هرگونه ستايشى است .(1)
حضرت على (ع ) نيز در اين زمينه فرمود: خـداونـد از بندگى شان بى نياز، و از نافرمانى آنها ايمن است ، زيرا گناه گناهكاران به او زيان نرساند، و طاعت و فرمانبردارى فرمانبرداران سودى عايد او نكند.(2)
بنابر اين ، آثار و پيامدهاى سودمند عبادت چه در اين دنيا و چه در سراى باقى تنها نصيب خود انـسـان مـى شـود، چـه ايـنـكـه بـه گـواه قـرآن ، آثـار نـيـك و بـد اعمال تنها به انسان بر مى گردد. " هـر كس كار شايسته اى انجام دهد، براى خودش مى باشد، و هر كس مرتكب كار زشتى شود، به زيان خودش اقدام كرده است .(3)

1-فـاطر ، آيه 15.لفظ غنى (بى نيازى ) در بسيارى از آيات تكرار شده است . از آن جـمـله ، آيـات 40 سـوره نـمـل و 38 سـوره مـحـمـد و 6 سـوره عـنـكـبـوت و 9 آل عمران و 8 سوره ابراهيم .
 2-نهج البلاغه ، فيض الاسلام ، خطبه 184 ، ص 611 ، انتشارات فقيه ، تهران .
 3- فصلت ، آيه 46 .

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

زيبا ترين لذّت


گفتنى است كه خود عبادت كه براى تربيت و كمال و رشد انسان تشريع شده است و زيباترين جلوه رحمت در خيمه حيات انسان است عشق ورزى با معبود و مقصود بالذّات است و عالى ترين لذّت هاى معنوى و روحى را در جان انسان ايجاد مى كند ، فرازهايى از برخى مناجات هاى حضرت امام سجاد (عليه السلام) گوشه اى از اين پرده را نشان مى دهد :معبودا !... آيا بر دل هايى كه به محبت پيچيده شده مهر مى زنى ، يا گوش هايى را كه از شنيدن ذكرت در راه خوشنوديت لذّت بده ناشنوا مى كنى ؟معبودا . . . و شيفتگانت را از نظر به زيبايى ديدارت محروم نكن و باطنى كه بر دوستيت پيمان بسته چگونه به حرارت آتشت مى سوزانى ؟!

در هفتمين مناجات از مناجات هاى خمس عشر سيد الساجدان كه از زبان حال مطيعين است مى خوانيم :خدايا ! ما را بر كشتى هاى نجات حمل كن و از لذّت مناجات و راز و نياز با حضرتت بهره مند گردان و به حوض هاى دوستى ات درآور و شيرينى محبت و مقام قرب خود را به ما بچشان . .آن حضرت كه دريايى از معرفت و عشق بود در مناجات مريدين به محبوب عرض مى كند :پس تنها تويى مراد من نه غير تو و بيدارى و بى خوابى و شب زنده داريم تنها براى توست نه ديگرى و ديدارت قرة العين و مايه شادمانى من است و وصالت آرزوى دلم و اشتياقم تنها به سوى توست و تنها در مسير عشق توست ، شيفتگى در هواى تو و دلدارگى ام و منظور و مقصودم تنها رضاى توست و حاجتم ديدار تو و خواسته ام مُؤانِست و جوار توست و قرب تو نهايت درخواست من است و آسودگى و راحتى من در راز و نياز با توست .در مناجات محبين كه سراسر شور و شوق است مى گويد :معبودا ! كيست آنكه شيرنى محبت و عشقت را چشيد و پس از آن ديگرى را به جاى تو برگزيد ؟ و كيست آنكه با مقام قرب تو انس يافت پس مايل به روى تافتن از تو شد ؟ اى آرمان دل مشتاقان ! اى نهايت آرزوى عاشقان ! محبتت را و محبت دوستانت را از تو درخواست دارم و نيز دوستى هر كارى كه مرا به ميدان قرب تو ميرساند .

بر گرفته از کتاب جلوه های رحمت الهی استاد حسین انصاریان

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

فلسفه تكرار عبادت


يكى از نكات تكرار عبادت ها و زياد گفتن اذكار و اوراد آن است كه قلب را از آنها تأثيرى حاصل آيد و انفعالى رخ دهد تا كم كم حقيقت ذكر و عبادت ، باطن ذات سالك را شكل دهد و قلبش با روح عبادت متحد گردد و تا قلب را اطمينان و سكونت و طمأنينه و وقار نباشد اذكار و مناسك را در آن تأثيرى نيست و از حد ظاهر و مُلك بدن به ملكوت و باطن نفس سرايت ننمايد و حظوظ قلبى از حقيقت عبادت ادا نشود و اين خود از مطالب واضحه است كه محتاج به بيان نيست و با اندك تأمل معلوم مى شود و اگر عبادتى چنين باشد كه قلب را از آن به هيچ وجه خيرى حاصل نگردد و از آن آثارى در باطن پيدا نشود ، در عالم ديگر محفوظ نماند و از نشئه ملك به نشئه ملكوت بالا نرود .و ممكن است در وقت شدائد مرض موت و سكرات هولناك مرگ و اهوال و مصيبات پس از موت خداى ناخواسته صورت آن به كلى از صفحه قلب محو و نابود شود و انسان با دست خالى به پيشگاه مقدس حق برود .مثلا اگر كسى ذكر شريف « لا اله الا الله محمد رسول الله » را با سكونت قلب و اطمينان دل بگويد و قلب را بر اين ذكر شريف تعليم دهد ، كم كم زبان قلب گويا شود و زبان ظاهر تابع زبان قلب گردد و اول قلب ذاكر شود و پس از آن زبان و لسان .حضرت امام صادق (عليه السلام) به حسب روايت « مصباح الشريعة » به اين معنا اشاره فرموده است :« فَاجْعَل قَلبَكَ قِبْلةً لِلِسَانِكَ ، لاَ تُحَرِّكهُ إلاّ بِإشَارَةِ القَلْبِ وَمُوَافَقَةِ العَقْلِ وَرِضَى الإيمَانِ ».قلب خود را قبله زبانت قرار ده ، جز به اشاره قلب و موافقت عقل و رضاى ايمان زبان مجنبان .در ابتداى امر كه زبانت گويا نشده ، سالك راه آخرت بايد آن را تعليم دهد و با طمأنينه و سكونت ذكر را به آن القا كند ، همين كه زبان قلب باز شد ، قلب قبله لسان و ساير اعضا شود ، با آن ذكر مملكت وجود انسان نيز ذاكر گردد ، اما اگر اين ذكر شريف را بى سكونت قلب و طمأنينه آن و با عجله و اضطراب و اختلال حواس گفت ، از آن در قلب اثرى حاصل نشود و از حد زبان و گوش حيوانى به باطن و سمع انسانى نرسد و حقيقت آن در باطن قلب محقق نگردد و صورت كماليه قلب نشود كه قابل زوال نباشد.

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

مظاهر طاعت و بندگى 2

نـمـاز


نـمـاز يكى از اعمال دينى است كه سفارش زيادى به آن شده و به عنوان ستون دين معرفى گـرديـده اسـت . در صورتى كه نماز با تمام شرايط ظاهرى و باطنى اش انجام شود، كارهاى ديـگـر انـسان را تحت تاءثير قرار مى دهد و در نهايت انسان را به دورى از فحشاء و منكرات و بالاخره به قلّه رفيع تقوا مى رساند. قرآن كريم مى فرمايد:
(وَ اَقِمِ الصَّلا ةَ لِذِكْرى )
  -1-
و نماز را براى ياد من بپا دار.
و در موردى اهميت دادن به نماز از اوصاف مردان الهى شمرده شده است :
(رِجـالٌ لا تـُلْهـيـهـِمْ تـِج ارَةٌ وَ لا بـَيـْعٌ عـَنْ ذِكـْرِ اللّ هِ وَ اِق امِ الصَّلا ةِ وَايـت اءِ الزَّك اةِ)
-2-
مـردانـى كـه هـيـچ تـجـارت و مـعـامـله اى آنـان را از يـاد خـدا و بـرپـاداشـتـن نـمـاز و اداى زكات غافل نمى كند.
(اِنَّ الصَّلا ةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْش اءِ وَ الْمُنْكَرِ)
-3-
همانا نماز از زشتيها و گناه باز مى دارد.

 1-     طه، 14

2- نور،37

3-عنکبوت،45

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

مظاهر طاعت و بندگى -۱

مظاهر طاعت و بندگى چيست ؟ به عبارت ديگر راههايى كه مى شود بندگى خدا را آشكار ساخت كدامند؟
يـكـى از ويـژگـيـهـاى آيين جهانى اسلام فراگير بودن آن است ، تا حدى كه درباره همه ابعاد زنـدگـى انـسـان و شـؤ ون فردى و اجتماعى او دستورات سازنده و قوانين حيات بخش و مترقى آورده اسـت و آنـهـا را بـا مـعـيـارهـا و مفاهيم بلند ارزشى همراه ساخته ، و به آنها قداست خاصى بـخـشـيـده اسـت ، بـه ايـن مـعنا كه دستور داده انسانهاى مؤ من علاوه بر آنكه در هر عبادتى قصد قربت داشته باشند، در همه كارهاى روزمره و عادى اعم از گفتار و رفتار و خواب و خوراك و غير آنـهـا نيز انگيزه خدايى و قصد قربت داشته باشند و به تعبير قرآن به كارها، رنگ و صبغه الهى بدهند،
( بقره ،آيه 138) و به اصطلاح از خلوص نيت برخوردار باشند. در اين صورت است كـه تمام آن اعمال و رفتار، عبادت محسوب مى شوند، و داراى ارزش و اعتبار دينى ـ خدايى بوده موجب نزديكى انسان به خدا و نيل به مقام والاى عبوديت و بندگى مى شوند. چنانچه عكس آن نيز ثـابـت اسـت ، بـه ايـن مـعـنـا كـه اگـر انـسـان نـيـت خـود را در عـبـادات و اعـمـال ، خـالص نـكـنـد، يـا بـه آنـهـا رنـگ خـدايـى و ديـنـى نـدهـد، نـه تـنـهـا آن كـارهـا و اعمال از ارزش دينى برخوردار نبوده و عبادت محسوب نمى شود، بلكه حتى عبادات متعارف دينى او نـيـز از هـر گـونـه ارزش مـعـنـوى و مـطـلوبيت دينى بدور خواهد بود. با اين بيان نتيجه مى گـيـريـم كـه راهـهـاى طـاعت و بندگى محدود نبوده و داراى دامنه وسيع و ابعاد گوناگونى مى باشد.

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

معنى اللّه اكبر

معمولاً وقتى از افراد سئوال مى شود معنى ((اللّه اكبر)) چيست ؟ در پاسخ گويند يعنى ((خدا از همه چيز بزرگتر است )).
ولى اين معنى غلط است ، اينك به داستان زير توجه كنيد:
جميع بن عمير گويد: در محضر امام صادق (ع ) بودم ، آن حضرت از من پرسيد جمله ((اللّه اكبر)) يعنى چه ؟
عرض كردم : يعنى ((خدا بر همه چيز بزرگتر است )).
فرمود: مطابق اين معنى ، خدا را چيزى تصور كردى و سپس مقايسه با ساير چيزها نمودى ، و او را بزرگتر از آن چيزها تصور نموده اى (و اين تشبيه است ).
عرض كردم : ((پس معنى اللّه اكبر چيست ؟))
فرمود: معنايش اين است كه : اللّه اكبر من ان يوصف : يعنى ((خداوند بزرگتر از آنست كه توصيف گردد)).
به عبارت روشنتر ذات پاك خدا را محدود نكن به اينكه : او در طرفى و ساير مخلوقات را در طرف ديگر قرار دهى ، و بگوئى او از همه بزرگتر، درنتيجه مرتكب تشبيه گردى .

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

انس و لذت معنوى

انـسـانـى كـه در سايه عبادت و بندگى ، به مقام قرب و انس خدا راه يافت و به محبت و عشق او رسـيـد، چـنان در لذت معنوى و سرور روحى غرق مى شود كه به هيچ وجه حاضر نيست آن را با چـيـز ديـگـرى عوض كند. هر قدر محبت و انس بيشتر باشد، ثمره آن ، يعنى سرور و لذت معنوى افـزونـتر است ، تا آنجا لذت معنوى در كامش شيرين و گوارا مى شود كه همه لذتهاى دنيوى و اخـروى نـزد او بـى اعـتـبـار مـى گردد؛ بحدى كه اگر بهشت و نعمتهاى آن را در عوض لذتهاى معنوى و بهجتهاى روحى به او بدهند، نمى پذيرد و به آن خشنود نمى شود.(1)
امام على بن حسين (ع ) در مناجات با خدا مى فرمايد:
(پـروردگـارا! كـيست كه شيرينى دوستى تو را بچشد و ديگرى را به جاى توبرگزيند؟ و كيست كه به قرب تو ماءنوس شود و از تو روى بگرداند؟)
(2)
و نيز فرمود:
(پروردگارا! چه بسيار شيرين است خاطرات الهام آميز ياد تو بر صفحات دلها و چقدر شيرين اسـت سـيـر بـه سـوى تـو به كمك انديشه در راههاى ناپيدا، و چقدر لذيذ است طعم محبت تو، و چقدر خوشگوار است شراب قرب و وصل تو.)
(3)


1- معراج السعاده ، ص 578 ، اقتباس .
2- مفاتيح الجنان ، شيخ عباس قمى ، مناجات خمس عشره ، مناجات المحبيّن .
3- اخلاق حسنه ، ص 212 .
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

اعمال شب و روز مبعث

از حضرت ابو جعفر امام جواد عليه السلام نقل شده است :  "همانا در رجب شبى است كه بهتر است از آنچه كه ميتابد برآن آفتاب و آن شب بيست و هفتم رجب است كه در صبح آن پيغمبرخدا صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله به رسالت مبعوث گرديد و بدرستى كه از براى عامل در آن شب از شيعه ما اجر عمل شصت سال است"   همچنین روز مبعث از جمله اعياد عظيمه است و روزى است كه حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله در آن روز به رسالت مبعوث گرديد و جبرئيل به پيغمبرى بر آن حضرت نازل شد .

خدايا از تو خواهم به حق بزرگترين تجلى (تو) در اين شب از اين ماه بزرگ و به حق آن فرستاده  گرامى كه درود فرستى بر محمد و آلش و بيامرزى براى ما آنچه را تو بدان از ما داناترى اى كه مى دانى و ما نمى دانيم خدايا مبارك گردان بر ما در اين شبى كه به واسطه شرافت رسالت آن را فضيلت دادى و به كرامت خويش بزرگش كردى و به جاى باشرافتى درش آوردى خدايا پس از تو خواهيم به آن بعثت شريف و آن آقاى بالطف و عنصر پارسا كه درود فرستى بر محمد و آلش و قرار دهى اعمال ما را در اين شب و در ساير شبها پذيرفته درگاهت و گناهانمان را آمرزيده و نيكيهايمان را مورد قدردانى و بديهايمان را پوشيده و دلهامان را به گفتار نيك خرسند و روزيهايمان را از نزد خود به آسانى فراوان.


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

روزجمعه درقیامت

از حضرت امام جعفر صادق - عليه السلام - روايت شده است كه : در روز قيامت حق تعالى ، روزها را مبعوث مى گرداند به صورتى كه خلايق بدانند كه آنها ايامند؛ و روز جمعه پيش از همه مى باشد، مانند عروسى با جمال و كمال كه او را براى مردى صاحب دين و مال مى برند. مى آيد و بر در بهشت مى ايستد: ساير روزها در عقب او مى ايستند، و شهادت مى دهند، و آن شفاعت مى كند براى گروهى كه صلوات فرستاده اند بر محمد و آل محمد - عليه السلام - و غير اين گروه را شفاعت نمى كند.
كسى عرض كرد: صلوات بسيار، چه قدراست ؟ و چه وقت بهتر است ؟
فرمود: صدمرتبه ، و بعد از نماز عصر.
پرسيد: چگونه صلوات فرستم ؟
فرمود: مى گويى : اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم .

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

هنگام استجابت دعا

در روایات اسلامی آمده است که دعا در این زمان ها زودتر به اجابت می رسد ؛

1-     هنگام آمدن باران

2-     وقت اذان

3-     وقت خواندن قران

4-     هنگام طلوع وغروب آفتاب

5-     سحر ها

6-     روز جمعه ، مخصوصا ؛ وقت زوال ونزدیک غروب.

7-     و ...

همچنان ، یکی از زمان های اجابت دعا هنگام شکسته شدن دل ، بدون در نظر گرفتن زمان خاص می باشد.

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

تارک الصلوات کیست؟

1-     کسی که اصلا نماز نخواند.

2-     کسی که باطل وغلط می خواند.

3-     کسی که در نماز به تکلیف خود عمل نمی کند؛ موارد وضو، تیمم و شکیات را رعایت نمی کند.

4-     کس که نماز در ذمه دارد وبدون وصیت بر آن از دنیا می رود.

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

كيفر گناهان -5

فلسفه تحريم زنا

1ـ پيدايش هرج و مرج در نظام خانواده و از ميان رفتن رابطه فرزندان و پدران . امير مؤمنان (عليه السلام) در مورد فلسفه تحريم زنا فرموده است : « خداى متعال زنا را براى حفظ اصل و نسب و لواط را براى زياد شدن نسل حرام كرده است » .همچنين از امام رضا (عليه السلام) نقل شده است كه فرمود : « علت تحريم زنا مفاسدى مانند : قتل نفس ، از بين رفتن اصل و نسب ، ترك تربيت كودكان ، تباه شدن موضوع ارث و ميراث ، كه در آن وجود دارد مى باشد » .

2ـ اين عمل ننگين سبب انواع برخوردها و كشمكش هاى فردى و اجتماعى در ميان هوسبازان است .

3ـ علم و تجربه نشان داده است كه اين عمل زشت سبب بيمارى هاى فراوانى است .

4ـ شيوع عمل منافى با عفت مهمترين عامل و از موانع بزرگ ازدواج و تشكيل خانواده به شمار مى رود . نبايد فراموش كرد كه تنها فلسفه ازدواج اشباع غريزه جنسى نيست ; بلكه اشتراك در تشكيل زندگى ، انس روحى و آرامش روانى و تربيت فرزندان و همكارى در تمام زمينه هاى زندگى از آثار ازدواج است كه در صورت عدم تحريم زنا ، انسان از اين مواهب الهى محروم مى ماند .

 برگرفته از کتاب بر بال اندیشه

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

از آداب قلبى عبادت -1

 
پيرامون آداب اوقات نماز آورده اند كه : آداب قلبيه اوقات آن است كه خود را مهيا كنى براى ورود به حضور مالك دنيا و آخرت و مخاطبه و مكالمه با حضرت حق جلّ و علا ، پس با نظرى توجه به ضعف و بيچارگى و ذلت و بى نوايى خود كن و با عظمت و بزرگى و جلال و كبرياى ذات مقدس جلّت عظمته كه انبياى مرسلين و ملائكه مقربين در بارگاه عظمتش از خود بى خود شوند و اعتراف به عجز و مسكنت و ذلت كنند و چون اين نظر را كردى و به دل فهماندى ، دل استشعار و احساس خوف كند و خود و عبادات خود را ناچيز شمارد و با نظرى توجه به سعه رحمت و كمال عطوفت و احاطه رحمانيت آن ذات مقدس كن كه بنده ضعيفى را به بارگاه قدس خود با همه آلودگى و بيچاره گى كه دارد بار داده و او را با همه تشريفات فرو فرستادن فرشتگان و نازل نمودن كتاب هاى آسمانى و فرستادن انبياى مرسلين دعوت به مجلس انس خود نموده بدون اين كه سابقه لياقت و استعدادى از براى ممكن الوجود بيچاره باشد ، يا در اين دعوت و حضور براى حضرتش ـ نعوذ بالله ـ يا ملائكة الله و انبيا سودى تصور بشود .

 بر گرفته از کتاب جلوه های رحمت الهی استاد حسین انصاریان

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

اعمال ایام البیض،شب وروزنیمه رجب و عمل ام داود

بدانكه مستحبّ است در هريك از ماه رجب وشعبان ورمضان آنكه در شب سيزدهم دو ركعت نماز بگذارند درهر ركعت حمد يك مرتبه و يس و تَبارَكَ المُلْكُ و توحيد بخوانند .

در شب چهاردهم چهار ركعت به دو سلام به همين كيفيّت . درشب پانزدهم شش ركعت به سه سلام به همين كيفيّت از حضرت صادق عليه السلام مرويست كه هر كه چنين كند جميع فضيلت اين سه ماه را دريابد و جميع گناهانش غير از شرك آمرزيده شود.

روز سيزدهم اوّل ايّام البيض است و ثواب بسيارى براى روزه اين روز و دو روز بعد وارد شده و اگر كسى خواهد عمل اُمّ داوُد بجا آورد بايد اين روز را روزه بگيرد و در اين روز بنا بر مشهور بعد از سى سال از عام الفيل ولادت با سعادت حضرت امير المؤ منين عليه السلام در ميان كعبه مُعَظَّمه واقع شده است


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

چرا برخى دعاها به زمان و مكان خاصى اختصاص يافته است ؟ 


چرا برخى دعاها به زمان و مكان خاصى اختصاص يافته است ، با آنكه خداوند محدوديت زمانى و مكانى ندارد، و در بعضى آيات قران، از نزديكى خود با بندگان سخن گفته است ؛ به عنوان مثال : و نحن اقرب اليه من حبل الوريد( و ما از رگ گردنش به او نزديك تريم ) ، ان الله يحول بين المرء و قلبه ( خدا بين انسان و قلبش حايل است) و و هو معكم اينما كنتم .
در این رابطه علمای اخلاق گفته اند که : همه مى دانيم كه معناى قرب و نزديكى به خدا، قرب و نزديكى معنوى و وجوديست ، نه قرب و نزديكى زمانى و مكانى ؛ زيرا محدوديت هاى زمانى و مكانى ، بر ماده حاكميت دارد، و خدا غير ماده است ، لذا تقرب الهى تقرب معنويست ، كه خود مراتبى دارد، و هر كس با استفاده از وسايل و امكانات و تلاش و سعى خود به مرتبه يى از اين تقرب دست پيدا مى كند. آنچه از قرآن و روايات استفاده مى شود، نشان دهنده ى آن است كه ، برخى زمان و مكان ها در كسب اين مقام قرب ، از شرافت خاصى برخوردارند؛ به عنوان مثال ، قرآن شب قدر را بهتر از هزار ماه مى داند، و يا فضيلت و تقدس ‍ مكان كعبه و... .

 این بدان معناست كه معصومين (عليهم السلام ) خواسته اند:
اولا: اهميت آن را گوشزد كنند، تا اگر انسان در اوقات يا در اماكنى به غفلت به سر مى برد، با آگاهى يافتن بر اين زمان و مكان ، از غفلت بيرون آيد و ارتباط خود را با خدا مستحكم تر سازد.
ثانيا: با ارائه ى بهترين درخواست ها و نيايش هاى متناسب آن زمان و مكان ، به داعيان الى الله كمكى كرده باشند. مثل آدميان در اين خصوص ، مثل كورچشمانى مى باشد كه به مغازه ها وارد مى شوند، و چون نمى دانند كه به هر مغازه يى كه وارد مى شوند، چه اجناسى عرضه مى گردد، احتياج به راهنمايى دارند تا آنان را آگاه سازد.
دعاهاى مختص به زمان و مكان خاص نيز داراى چنين كفايت آگاهى دهنده ييست .
ثالثا: اين طور نيست كه به هيچ وجه اين دسته از دعاهاى مختص به زمان و يا مكان خاص را نتوان در زمان يا مكانى ديگری خواند. آرى ! اين گونه دعاها را نيز مى تواند به قصد رجا و برخوردارى از اجر مورد استفاده قرار مى گيرد.

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نماز بازدارنده فحشاء و منكرات  - داستان

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:مثل مردى كه گناه مى كند و نماز مى خواند مانند كسى است كه در خاك مى غلتد،آنگاه با آبى صاف خود را شستشو مى دهد بار ديگر بدنش را خاك آلود مى كند،آيا وقتى كه به سراغ آب مى رود و خود را مى شويد بدنش پاك و تميز نمى شود؟ نماز گناهان را پاك مى كند،چنانكه آب ، خاك را از بدن انسان خاك آلوده از بين مى برد. (1)
در اين باره روايت شده كه به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خبر دادند كه شخصى روزها نماز مى خوانند و شبها دزدى مى كند حضرت عليه السلام فرمود:نماز او باعث ترك دزديش ‍ مى شود
(2) پس از مدتى او را ديدند كه در حال عبادت و در گوشه اى رنجور بود سبب و علت را پرسيدند گفت :توبه كردم ! و هر چه از هر كس دزديده ام به آنها برگردانده ام و اينك مى خواهم گوشتهائى كه از دزدى و حرام در بدنم روئيده است ،آب شود!
آرى چنين است نماز انسان را از فحشاء و منكرات اينگونه باز مى دارد، و آمار اكثر كسانى كه مرتكب كارهاى زشت مى شوند كسانى هستند كه نماز نمى خوانند چون اگر نماز مى خوانند روزى همان نماز آنها را از كارهاى زشت و ناپسند باز مى داشت ! و در اين باره باز داستان ديگرى وارده شده است :
شبى دزدى به خانه شيخ احمد خضرويه رفت و بسيار بگشت هيچ نيافت شيخ آواز داد :اى جوان دلو برگير و آب از چاه بكش و طهارت كن و به نماز مشغول شو تا روز چيزى به تو دهم تا محروم نگردى دزد همچنان كرد چون روز شد خواجه صد دينار بياور و به دزد داد و فرمود: اين جزاى عبادت يك شب نماز توست دزد در حالتى پديد آمد و لرزه بر اندامش افتاد و گفت :زر قبول نمى كنم ،مرا به راه خدا راهنمايى كن كه دولت لا زوال از درگاه لا / حاصل كنم شيخ او را مريد كرد و يكى از اولياى حق شد.
(3)

1- تفسيرابو الفتوح رازى ج 1 ص 163
2-  بحار الانوار ج 82
3-  داستانهاى و حكايتهاى نماز،ج 1 ص 96
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نماز بازدارنده فحشاء و منكرات  - احاديث 
 

- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله : كسى كه نمازش او را از فحشاء و منكر باز ندارد هيچ بهره اى از نماز جز دورى از خدا حاصل نكرده است .
 - پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله :  كسى كه اطاعت فرمان نماز نكند نمازش نماز نيست ،و اطاعت نماز آن است كه نهى آن از فحشاء و منكر به كار بندد.
 - باز در حديث ديگرى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله چنين مى خوانيم :كه جوانى از انصار نماز را با پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ادا مى كرد اما با اين حال آلوده گناهان زشتى بود اين ماجرا را به پيامبر صلى الله عليه و آله عرضه داشتند فرمود : ان صلاتة تنهاه يوما ، سرانجام نمازش روزى او را از اين اعمال پاك مى كند.


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نماز بازدارنده فحشاء و منكرات  - نكات


   -  نماز وسيله شستشو از گناهان و مغفرت و آمرزش الهى است چرا كه خواه ناخواه نماز انسان را دعوت به توبه و اصلاح گذشته مى كند،لذا در حديثى مى خوانيم : پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از ياران خود سوال كرد ؛ اگر بر در خانه يكى از شما نهر از آب صاف و پاكيزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهد،آيا چيزى از آلودگى و كثافت در بدن او مى ماند؟ ))در پاسخ عرض كردند:نه فرمود: نماز درست همانند اين آب جارى است ،هر زمان كه انسان نماز مى خواند گناهى كه در ميان دو نماز انجام شده است از ميان مى رود.

   - نماز خودبينى و كبر را در هم مى شكند، چرا كه انسان در هر شبانه روز هفده ركعت و در هر ركعت دوبار پيشانى بر خاك در برابر خدا مى گذارد ، خود را ذره كوچكى در برابر عظمت او مى بيند،بلكه صفرى در برابر بى نهايت ، پرده هاى غرور و خود خواهى را كنار مى زند،تكبر و برترى جوئى را در هم مى كوبد به همين دليل على عليه السلام در آن حديث معروفى كه فلسفه هاى عبادات اسلامى در آن منعكس شده است بعد از ايمان نخستين عبادت را كه نماز است با همين هدف تبين مى كند مى فرمايد: خداوند ايمان را براى پاكسازى انسانها از شرك واجب كرده است و نماز را براى پاكسازى از كبر.


   - نماز علاوه بر شرائط صحت شرائط قبول ، يا به تعبير ديگر شرائط كمال دارد كه رعايت آنها نيز يك عامل موثر ديگر براى ترك بسيارى از گناهان است .در كتب فقهى و منابع و حديث ، امور زيادى به عنوان موانع قبول نماز ذكر شده است از جمله مساله شرب خمر ، پيشواى ستمگر است ؛ كسى كه زكات نمى پردازد ، غذاى حرام، حجب ، خود بينى و... از موانع قبولى نماز است ،پيدا است كه فراهم كردن اين شرايط قبولى تا چه حد سازنده است ؟

ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نماز امام زمان در اول وقت  


يكى از كسانى كه حتما نماز خود را اول وقت مى خواند وجود نازنين ، امام زمان حضرت مهدى (عليه السلام ) روحى و ارواح العالمين لمقدمه الفداه مى باشد و براى آن حضرت ، ممكن نيست نماز خود را در غير وقت خودش ‍ اقامه نمايد. بعد از آن حضرت افراد صالح و بندگان مخلص خداونداند.
بعضى از محدثان بزرگوار نقل كرده اند كه : نماز اول وقت ، حتما بالا مى رود و اگر كسى نماز خود را در اول وقت بخواند ملائكه آسمان ، نماز او را با نماز امام زمان (عليه السلام ) و افراد صالح خداوند، بالا مى برند و از فضل وجود و كرم خداوند دور است . نمازى كه با نماز امام زمان بالا رود، به آن توجه نكند و آن را قبول ننمايد.
قرآن مجيد، نماز اول وقت را يكى از صفات مؤ منان مى داند و مى فرمايد:
مؤ منان كسانى هستند كه نمازهايشان را حفظ مى كنند.
(سوره مومنون ، آيه 8.)
حفظ نماز به اين است كه نمازگزاران آن را از اول وقت به تاءخير نيندازند.

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نماز جماعت  


از مهمترين امور نماز، خواندن آن به جماعت است و در روايات معصومان عليه السلام تشويق بسيار نسبت به آن شده است و پاداش هاى بى شمارى بيان شده و از آنان كه نماز جماعت را ترك مى كنند، نكوهش شده است . حكمت تشريح نماز جماعت ، آنست همه دل هاى مومنان متحد شوند. نتيجه آن ، نيرومندى اسلام و كمال يابى جانها و نيرو يافتن براى سير در راه خدا و دريافت فيض الهى است . در جمع نمازگزاران ، اگر رحمت خدا بر يكى فرود آيد، همه را در بر مى گيرد، به خصوص اگر اجتماع و اتحادشان براى خدا باشد، همچنان كه آبهاى كم وقتى با هم يكى مى شوند، كر مى شوند و ديگر نجس نيستند؛ دل ها هم وقتى با هم يكى مى شوند، همدلان را از آلودگى مصون و پاك مى سازند. بنده اهل مراقبت بايد در تقويت همدلى با برادران دينى اش بكوشد. هر چه اتحاد و صفا بيش تر باشد، از نور همنشينى يكديگر و از معنويت هم بيش تر بهره مند مى شوند. قرآن دستور مى دهد با آن كه بريده ، پيوند برقرار كنيد و با آن كه دورى مى گزيند، نزديك شويد. حتى دروغ گفتن براى اصلاح ميان مردم و آشتى دادن نيكو شمرده شده است . و دستور دين است كه كارهاى خود را از برادران دينى مورد اعتماد پنهان نكنيد، تا دل ها هم نزديك شود. روايتى است در باره دوستى و محبت ورزيدن با برادران دينى به خاطر خدا وارد شده ، حيرت انگيز است . به فرموده امام باقر عليه السلام : هر گاه دو مومن به هم برسند و با يكديگر دست بدهند، خداوند دست خود را ميان دست آنها قرار مى دهد و به كسى توجه دارد كه رفيقش را بيش تر دوست دارد .در روايت است براى دوستى و مهر ورزى با ديگران ، فضيلت و پاداش بسيار نقل شده است . پس مواظب باش در نماز جماعت ، قلبت ، با پيشنماز و ساير نمازگزاران باشد. بايد امام جماعت با مومنانى كه به اقتدا مى كنند، باصفا و محبت باشد، تا اجتماع آنان در نمازشان خدا پسند باشد .كسى كه در نماز جماعت ، فقط جسمش با مردم است ، نه دلش و گاهى دلهاى نمازگزاران نسبت به هم كينه و حسد دارد، فكر نمى كنم چنين نماز جماعتى نورزى داشته باشد يا چنين اجتماعى نزد خدا از فضيلتى برخوردار باشد. هدف عمده در عبادت ها آن است كه جان ها و دل ها را روشن سازد. عبادتى كه در دل اثر نداشته باشد، گويا انجام نشده است . در نامه اى كه امام زمان عليه السلام به شيخ مفيد نوشت آمده است : اگر پيروان ما - كه خدا براى اطاعت خود توفيق شان دهد - در وفا به عهدى كه بر آنان است همدل بودند، ديدار ما از آنان به تاخير نمى افتاد.! مهم اجتماع دل است . كسى را كه خدا توفيق دهد با گروهى همدل وخداجو نماز جماعت بخواند، اميدوار باشد به همه پاداشهايى كه براى نماز جماعت گفته شده است خواهد رسيد. نماز جماعت با گروهى كه از هم كينه و حسد دارند، به اميد ثواب هاى موعود، بى اثر است و اميدش اميد نيست ، بلكه غرور است . امام سجاد در ضمن حديثى مفصل ، فرمود: حق امام جماعت تو آن است كه بدانى او سخنگويى ميان تو و خدا است و از جانب تو سخن مى گويد تولى تو از جانب او سخن نمى گويى . او براى تو دعا مى كند، ولى تو دعايش نمى كنى . اگر در اين ها كوتاهى باشد، به گردن اوست ، نه تو و اگر گناهى باشد، تو در آن شريك نيستى ، او جان تو را با جان خودش حفظ كرده و نمازت را با نمازش . پس به خاطر اين ها او را سپاس بگوى ! بر خردمند پنهان نيست كسى كه امام جماعت را در اين موقعيت قرار دهد و با او به عنوان سفير خود در آستان خدا برخورد كند، همه دنيا و جانش را نثار او مى كند و اين را در راه خدا كم مى شمارد، تا چه رسد به آن كه با او صفا و وفا داشته باشد.

برگرفته شده از کتاب  " نماز عارفانه"  ترجمه ، تلخیص ونگارش جوادمحدثی از  کتاب اسرارالصلوات عارف مرحوم ملکی تبریزی (ره)

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نمازعارفانه-31


نمازهاى نافله  


از كارهاى عبادى مهم ، خواندن نمازهاى نافله است . به وسيله نمازهاى مستحب ، كاستى هاى واجب از نظر توجه قلبى جبران مى شود. سزاوار است نوافل ترك نشود، هر چند در كمترين حد آن ، اگر چه در حالت رفتن در پى كارهاى روزانه باشد، چون نماز مستحب را در حال حركت هم مى توان خواند. احاديثى بسيارى در تاكيد بر نوافل روايت شده است . در برخى از آن ها ترك نافله ، معصيت به شمار آمده و در برخى خواندن آن ها نشانه شيعه شمرده شده است . بنده اى كه پايبند مراسم بندگى است ، درباره نوافل تلاشى بزرگ بايد داشته باشد و اين رمزى لطيف دارد، چون انجام امور و تكاليف واجب ، از آن جهت كه اگر انجام ندهد عقوبت دارد، شبيه اطاعت اجبارى است ، ولى انجام مستحبات ، مثل اطاعت اختيارى است و اين در نظر اشخاصى كه مراقب حالات روحى خويشند، از اين جهت اهميت دارد، كوشش و اهميت دادن به نوافل ، نشانه آن است كه بنده ، در واجبات نيز نيتى كامل دارد. كسى كه بر انجام نافله ها مراقبت داشته باشد؛ حال او گواهى مى دهد واجبات را هم به خاطر امتثال فرمان خدا و رسيدن به قرب و رضاى او انجام مى دهد، نه صرفا به خاطر بيم از كيفر.

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نمازعارفانه-30


تعقيبات نماز  


تعقيبات نماز، از امور مهم و كامل كننده نماز است و دعاها و ذكرهاى بسيارى چه از قرآن و چه غير آن وارد شده است . برخى علما در باره آن ها بحث يا تاليف كرده اند. برخى از تعقيبات از اين قرار است:
1- بعد از سه تكبير پايان نماز، گفتن صلوات مخصوص .
2- دعا براى حضرت حجت عليه السلام و فرج آن حضرت .
3- تسبيحات حضرت زهرا عليه السلام روايات بسيارى در فضيلت آن وارد شده است . امام صادق فرمود: تسبيح فاطمه پس از هر نماز، نزد خداوند از هزار ركعت نماز در هر روز محبوب تر است .
4- خواندن سوره فاتحه ، آيه الكرسى، آيه شهد الله  آيه ملك تا بغير حساب، خواندن سه بار قل هو الله احد و هديه ثواب آن به امام زمان عجل الله فرجه الشريف .
5- دعاى الهم عرفنى نفسك ...
6- دعاى صباح حضرت امير عليه السلام .
7- تفكر بخصوص بعد از صبح و نماز مغرب . تفكر جنبه هاى مختلفى دارد، مثل محاسبه نفس و كوتاهى هاى گذشته ، وظايف امروز، چاره انديشى براى موانع و بازدارندگان از خير، در دل گذراندن نيت هاى خوب براى امروز، تفكر در باره خود، رفتار با مسلمانان ، نعمت هاى نهان و آشكار خدا و سپاس آن ها، انديشيدن در باره عقوبت هاى الهى ، مرگ ، خودشناسى ، اسرار هستى ، صفات و اسماى خدا و...در خير است ؛ يك ساعت تفكر، بهتر از يك هفتاد سال عبادت است  علت آن روشن است ، زيرا انديشيدن ، معرفت و محبت انسان را مى افزايد. فكر، كليد شناخت و عامل روشن شدن آن چه يا آن كه شناخته شده و شهود آن يا اوست و محبت را مى افزايد، چون قلب ، جز به كسى كه او را زيبا، با شكوه و اهل خير بشناسد، عشق نمى ورزد. اين محبت ، جز با شناخت صفات صفات جمال و جلال الهى فراهم نمى گردد و انديشيدن كليد معرفت و شناخت است . ذكر و يادآورى نيز محبت آور است .
8- سجده شكر پس از نماز از تعقيبات مهم است ؛ هم شكر بر اين كه توفيق اداى نماز را داد و هم براى نعمت الهى .

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نمازعارفانه-29


تشهد و سلام  


پس از اين اعمال دقيق و اسرار عميق ، وقتى براى تشهد نشستى ، باز با يك دنيا شرم و نگرانى و بيمناكى بنشين ؛ بيم از اين كه اعمالت درست و شايسته انجام نگرفته است و تهيدستى ، مگر آن كه خداوند، با رحمت خويش جبران كند و عمل ناقص تو را بپذيرد. باز به سرچشمه كار و اساس دين باز گرد؛ به توحيد، دژ استوارى كه هر كه در آن در آيد، ايمن شود. به يكتايى خدا شهادت بده پيامبر صلى الله عليه و آله را در نظر بگير و گواهى بده كه او بنده و فرستاده خداست و با درودى كه بر او مى فرستى ، با حضرت تجديد پيمان كن . در مصباح الشريعه است : تشهد، ثنا گويى خداست . در درون و نهان ، خدا را بنده باش و در عمل ، مثل سخن و ادعا، خضوع داشته باش و زبان راست را با صدق درون متصل ساز. خداوند تو را بنده آفريد و فرمان داد با دل و زبان و اندامت او را بندگى كن و بدانى تو و همه كائنات در دست قدرت پروردگاريد و جز با اذن و اراده او كسى را يارى نيست . از امير المومنين عليه السلام روايت است : هيچ بنده اى طعم ايمان را نچشيده مگر آن كه بداند سود و زيان تنها به دست خداست. چنين بنده اى هرگز به آن چه در دست اوست ، بيش تر از آن چه نزد خداست اطمينان ندارد و بود و نبود و فقر و توانگرى نزد او يكسان است . پايان تشهد صلوات است . اخبار بسيارى در فضيلت صلوات وارد شده است . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله وعده داده هر كس بر او صلوات بفرستد، حضرتش بر او ده صلوات بفرستد. از امام صادق عليه السلام روايت است : هرگاه از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ياد شده ، بر او زياد صلوات بفرستيد، چرا كه هر كس يك صلوات بر آن حضرت بفرستد، پيامبر همراه صفوف فرشتگان هزار صلوات بر او مى فرستد. كسى كه بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله درود بفرستد، باید مراقب باشد عملش با آن در تضاد نباشد، چرا كه روح صلوات و سلام تحيت و درود است ، كه با آزردن آن حضرت ناسازگار است . وقتى با سلام و صلوات خود، حضرتش را مورد تكريم قرار مى دهى و با زبانت به او سلام مى دهى ، با رفتارت او را ميازار كه گفتارت با رفتارت مخالف باشد! به مقتضاى روايت ، اعمال تو بر رسول خدا صلى الله عليه و آله و امامان عليه السلام عرضه مى گردد. وقتى ببينند از تو گناه و زشتى سر زده است و در كارهاى تو ظلم به پيروان و عترت او وجود دارد، چگونه خواهى بود؟ آيا اين گونه كارها موجب آزار آن پاكان نيست ؟ در مصباح الشريعه است : معناى سلام در پايان نماز، امامان است ؛ يعنى هركس فرمانت خدا و سنت پيامبر را با خضوع و خشوع انجام دهد، از بلاى دنيا عذاب آخرت ايمن است و سلام يكى از نامهاى خداست كه به وديعت به بشر سپرده است تا آن را در درستى و صحت معاملات و امانات به كار گيرند. پس اگر خواستى سلام را در جايگاه خودش قرار دهى و معناى آن را به حقيقت ادا كنى ، از خدا پرواكن و دين و دل و عقل خود را به گناهان ميالاى و با بد رفتارى هايت ديگران را ميازار. در تشهد به قدر واجب آن اكتفا مكن ، بلكه بيش از آن چه معمول است جملات تشهد كبير را بگو و در سلام نيز، به پيامبران و امامان و فرشتگان سلام بده . سراسر نماز، رمز و راز و عبوديت است .در حديثى از امام معصوم مى پرسند: چرا اذان براى نمازها تشريع شده ، ولى عبادت هاى ديگر اذان و اقامه ندارد؟ حضرت پاسخ مى دهد: چون ، نماز شبيه به حالت قيامت است . اذان ، مانند دميدن اول در صور است كه همه مى ميرند. اقامه شبيه دميدن دوم است . دست بالا بردن و تكبير گفتن ، همچون دست بالا بردن براى گرفتن نامه اعمال و خواندن آن در پيشگاه خداى متعال است و ركوع ، همچون خضوع در برابر پروردگار است سجود نيز مانند سجود و كرنش در مقابل خداوند است . واجب ساختن نماز، برای امر مهمى است . در حقيقت ، براى مومن معراج است و مطابق با حالات روز قيامت است در حديث است : آن گونه كه در آغاز، شما را آفريد، باز مى گرديد. وقتى بنده اين حقيقت را دريابد، تلاش خود را خواهد كرد تا اين فرضيه را بزرگ بدارد و در حد توان آن را به كمال برساند و در همين مسير از خداوند، مدد بجويد. خداى متعال اگر از بنده خويش ، صدق و صفا و راستى ببيند، او را توفيق مى دهد كه به مرادش برسد و خدا كريم است و به آنان كه به آستان او رو مى آورند، عنايت مى كند و دعاى شان را مى پذيرد.

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نمازعارفانه-28


سجود  

امام صادق عليه السلام فرمود: به خدا سوگند! هر كس حقيقت سجود را انجام دهد، هرگز زيان نكرده است ، هر چند يك سجده در همه عمر باشد.! در مصباح الشريعه آمده است : كسى كه در سجود، تقرب خويش را به خدا نيكو كند، هرگز از خدا دور نمى شود و هر كه ادب سجود را مراعات نكند، و با دلبستگى به غير خدا در حال سجود، حرمت سجود را تباه كند، هرگز به قرب خدا نمى رسد. پس سجده كن ، متواضعانه و با فروتنى ، همچون كسى كه مى داند از خاك آفريده شده است و مردم بر او پاى مى گذارند. آيا نمى بينى كه در حالت ظاهرى سجود كامل نمى شود مگر كه انسان از اشياى ديگر و از چشم و ديد ديگران پنهان شود؟ باطن سجود نيز چنين است .كسى كه در نماز جز به خدا به چيز ديگرى دلبسته باشد، همين حالت را دارد و از حقيقت سجود و نماز دور است . سجود برترين عبادت دينى است كه روشنايى آور است به تعبير امام صادق من روشنى را در گريه و سجده يافتم.

از على عليه السلام در باره معناى سجده اول پرسيدند، فرمود: تاويل است كه : خدايا! مرا از زمين و خاك آفريدى ، تاويل سر برداشتن از سجده آن است كه : و مرا از خاك بر آوردى . سجده دوم يعنى دوباره ما را به خاك بر كى گردانى ، و برداشتن سر از آن ، يعنى بار ديگر ما را از خاك برخواهى آورد. سجود، از آن جهت كه صورتى از مقام فنا است ، نهايت فروتنى و شكستگى را مى رساند، به اين خاطر مناسب است عزيزترين اعضا بر پست ترين اشيا نهاده شود و در سجده ، ياد خدا با صفات عالى و برتر شود، وقتى بنده چنين كرد و قلبش نرم شد و عقلش پاك گشت ، عنايت الهى شامل او مى شود چرا كه عنايت ربانى به جايگاه خضوع و فروتنى و نيازمندى و شكسته دلى زودتر مى رسد و چه كوچكى متواضعى بيشتر از مقام فنا و بندگى و نيازخواهى ؟


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نمازعارفانه-27


ركوع  


پيش از رفتن به ركوع نيز تكبير است .مناسب است در تكبير، قصد كند خدا متعال ، برتر از آن است كه كسى قدرت داشته باشد حق عبادت او را به جا آورد، و با بالا بردن دست اين قصد را بكند. آنگاه از روى ادب و خضوع ، از حالت قيام به ركوع برود و ذكر ركوع را بگويد و از تسبيح خود، اراده كند خداوند، منزه است از آن كه در اراده شريكى داشته باشد .تسبيح خدا با حمد اوست . در ذكر سجود نيز چنين است ( سبحان ... و بحمده ) خداوند نيز در قرآن فرموده : به وسيله حمد پروردگار، او را تسبيح بگو فسبح بحمده ربك حقيقت تنزيه و تسبيح ، آن است كه بنده ، همه عيب ها و كاستى ها را با قلب خود، از خداوند سلب كند و با اعضا و اندام به مقتضاى آن عمل كند. لازمه تنزيه عملى آن است كه بيش تر صفات خوب مانند اخلاص ، توكل ، تسليم ، رضا و توحيد در بنده به كمال برسد، زيرا وقتى بنده اعتقاد داشته باشد خدا از هر جهت كامل است ، يعنى در قدرت و عنايت و علم هم كامل و يگانه است . وقتى بداند خداى متعال به صلاح و خير او دانا است و در حق او عنايت كامل دارد و قدرت كامل براى اصلاح دارد، صفات سه گانه (توكل ، تسليم ، رضا) در وجود عبد هم فراهم مى آيد. حالت تسبيح در بنده ، آن است كه در باره پروردگارش ، به كمال از هر جهت معتقد باشد و همه حركات و سكنات او از اين شناخت سرچشمه بگيرد. در مصباح الشريعه از امام صادق عليه السلام نقل شده است : هيچ بنده اى براى خداوند ركوع حقيقى نم كند، مگر آن كه خداوند او را با نور و جلوه خويش ‍ مى آرايد و در سايه كبرياى خودش جاى مى دهد و از پوشش ‍ برگزيدگانش بر او مى پوشاند. ركوع در اول است و سجود در مرتبه دوم . كسى كه ركوع كند، شايستگى سجود پيدا مى كند. در ركوع ادب است و در سجود قرب و هر كه ادب را نيكو به جا آورد، شايسته قرب است . پس بايد با ركوع ، خضوع قلبى و اندامى در پيشگاه خداوند داشت . هر كس تكيه بر اسباب كند و در كارها بر تدبير خود اعتماد كند و بنگرد و نيروى خودش را به حساب آورد و بر آن تكيه كند، ركوع حقيقى را به جاى نياورده است . حقيقت ركوع و روح ، وقتى است كه قلب عبد، برخوردار از توكل باشد و عملش ‍ همچون عمل اهل توكل گردد و جز خدا، كسى را مدبر و فاعل مستقل نبيند. چنين كسى ممكن نيست در كسب خود حريص باشد و يا در پى حرام و اموال شبه ناك برود، بلكه هر چه مى گردد و مى دهد براى خدا و به دستور او مى شود و خرج كردن و نگه داشتن در نظر او مى گردد. وقتى سر از ركوع برداشت ، نيت او اين باشد كه پس از تواضع براى خدا، با نيروى الهى بر دشمنان خدا خود را بالا بگيرد و وقتى دست را براى تكبير بالا مى برد، از تواضع براى دشمنان خدا بيزارى بجويد، مستحب است در ركوع ، پشت خود را صاف نگه دارى ؛ گردن را بكشد، به اين قصد كه خدايا! هر چند گردنت مرا بزنى ، به تو ايمان آورده ام . چون سر بلند مى كنى ، اميدوار باشد خضوعش پذيرفته شده و تسبيح و حمدش مورد قبول الهى قرار گرفته باشد. خدا را تكبير گويد؛ يعنى او را در كمال ، بى شريك مى داند.

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نمازعارفانه-26

 

سوره توحيد  


بسم الله الرحمن الرحيم . قل هو الله احد بگو كه او خداى يكتا است . احد، يعنى يكتا و يگانه كه از چيزى به وجود نيامده باشد و معنايش هم احدى است ؛ نه در عقل ، نه در وهم و نه در وجود، تقسيم نمى شود. الله صمد يعنى سرور و مولايى كه همه به او توجه دارند. آنچه كه درون ندارد (تو خالى نيست ). آنكه نمى خورد و نمى آشامد و نمى خوابد. وجودى ابدى دارد كه هميشه بوده و همواره است . يگانه در الوهيت و خداوندى برتر از صفات مخلوقات ... اين همه در معنا صمد نهفته است . لم يلد يعنى چيزى از او به دنيا نمى آيد، مثل فرزند كه از مخلوقات پديد مى آيد و چيزهايى همچون خواب ، چرت ، غم ، غصه ، خنده و گريه ، ترس ، و اميد، علاقه ، مرگ ، گرسنگى و سيرى و... از او رخ نمى دهد. و لم يولد و از چيزى متولد نشده است مثل آنچه در عالم عناصر، چيزى از چيز ديگرى پديد مى آيد، مثل جنبنده اى از جنبنده ديگر، گياه از زمين ، آب از چشمه ، ميوه از درخت ، يا پيدايش ديدن از چشم ، شنيدن از گوش ، بويدن از بينى ، چشيداز دهان ، سخن از زبان ، شناخت و تشخيص از قلب ، آتش ‍ از سنگ .. هيچ يك از اين ها نيست . او صمد است ، نه از چيزى است و نه از چيزى پديد آمده است . پديد آورنده همه اشياء است ، با قدرتش آنچه را بخواهد، فانى مى سازد و آنچه را بخواهد باقى مى دارد .و لم يكن له كفوا احد هيچ كس همتاى او نيست . اين نيز اشاره اى گذرا به مضمون سوره توحيد دارد. سوره اى كه فضيلت بسيار دارد. هر كس آن را سه بار بخواند، گويا همه قرآن را خوانده است . در حديث است : هر كس به خدا و قيامت اعتقاد دارد، خواندن سوره توحيد را بعد از هر نماز واجب ترك نكند. هر كس آن را بخواند، خير دنيا و آخرت را خواهد يافت و خود و پدر و مادرش آمرزيده خواهند شد. هو در اين سوره ، اشاره به ذات پنهان از هواس و اوهام است . الله يعنى معبودى كه همه به او توجه دارند و از درك ماهيت او عاجزند. احد يعنى يگانه حقيقى و واقعى در دنيا و خارج . صمد يعنى آن كه به سوى او نياز مى برند؛ آن كه جوف درون ندارد؛ از چيزى بر نيامده و چيزى از او خارج نشده ، بلكه پديد آورنده هر چيز است و او همتايى ندارد.

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نمازعارفانه-24


سوره حمد  -2

 

اهدنا الصراط المستقيم يعنى ما را به راه راست هدايت كن ؛ راهى كه ما را به محبت و بهشت تو مى رساند و مانع آن مى شود كه از هوسهاى خود پيروى كنيم . در برخى روايات است ، صراط مستقيم ، راه معرفت خداست و دو صراط است ، يكى در آخرت و يكى در دنيا، امام مفترض الطاعه است . كسى كه امام معصوم را در دنيا بشناسد و از هدايت او پيروى كند، از صراطى كه پل دوزخ در آخرت است ، مى گذرد و كسى كه امام را در دنيا نشناسد، گام هايش در آخرت ، بر صراط مى لرزد و به دوزخ مى افتد. در حديث است صراط، امير المومنين عليه السلام است . صراط امام شناسى است . صراط مستقيم اهل بيت است.


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نمازعارفانه-23


سوره حمد  -1 

- امام باقر عليه السلام فرمود: بسم الله را ترك مكن ، هر چند بعد از آن شعر بخوانى . در روايات تاكيد  شده است هر كارى با نام خدا باشد. از حضرت على عليه السلام روايت است كه هرچه در قرآن است ، در سوره فاتحه است ؛ هر چند در قرآن است ، در بسم الله الرحمن الرحيم است . الله بزرگ ترين نام خدا و نام مخصوص ‍ اوست كه جز خدا را نمى توان به آن ناميد. معبوديست كه مخلوقات از درك ماهيت و حقيقت او و احاطه به چگونگى اش عاجز و سرگردانند. رحمن كسى است كه با رزق و روزى بر ما رحمت مى آورد. رحيم خدايى است كه در دين و دنيا و آخرت مان بر ما مهربان است و دين را براى ما آسان قرار داده است . رحمن ، نشان دهنده رحمت او به همگان ، رحيم ، رحمت او بر مومنان است . رحمن در دنيا و رحيم در آخرت . رحمت خدا گسترده بر جهان و جهانيان است . بهره بنده از صفت رحمانيت خدا آن است كه در حد توان در رفع نياز نيازمندان بكوشد و به فقراى همسايه و محله و شهر خويش برسد و نسبت به نياز آنان بى تفاوت نباشد.

  - ترتيب نامهاى ياد شده الله ، رحمن ، رحيم ، رب ، مالك مطابق ترتيب واقعى است ، جايگاه لفظ جلاله الله مقدم بر مقام ربوبيت است ، مقام ربوبيت بر رحمت رحمانيه و آن بر رحمت رحيميه تقدم دارد. مقام رحيميت خدا مقدم بر اسم اخير است

  - اين كه به جاى مى پرستم گفته شده مى پرستيم براى ادب است ؛ يعنى نمازگزار خود را شايسته مقام بندگى نمى شمارد و عبادت خود را به عبادت بندگان صالح ضميمه مى كند تا پرستش مخلصان را در ادعاى اخلاص ، بر عبادت خود غلبه داده باشد و اگر ادعا مى كند تنها تو را مى پرستيم ، با توجه به عبادت مخلصان ، دروغ نگفته باشد.


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نمازعارفانه-22


قرائت  

 

- امام صادق عليه السلام فرمود: هر كس قرآن بخواند، ولى نسبت به آن خضوع نيابد و قلبش ‍ نرم و غمگين نشود و در دل ، خشيت و هراسى پديد نيايد، شاءن عظيم خدا را سبك شمرده و آشكارا خسران زده است . قارى قرآن به سه چيز نياز دارد: قلب خاشع ، جسم فارغ و آسوده و جاى خلوت و خالى . اگر قلبش خاشع باشد، شيطان از او مى گذرد. وقتى در جاى خلوتى خود را از خلق دور كرد، روح و جانش با خدا انس ‍ مى گيرد و شيرينى گفتار خدا با بندگان شايسته شايسته اش را مى چشد.

  - در قرائت بايد تاثر پيدا كرد؛ يعنى حالتش به اختلاف آياتى كه مى خواند، فرق كند. با خواندن آيات عذاب ، بترسد و بگريد و با خواندن آيات رحمت ، خشنود شود، هرگاه از بهشت و اوصاف آن ياد شد، اظهار شوق كند و انبساط كند و چون سخن از دوزخ و عذاب هايش مى رود، بترسد و بلرزد. وقتى آيات قرآن را مى خواند و مناجات مى كند، به مقتضاى آن حال خاص پيدا كند. مقصود از قرائت قرآن ، نفوذ دادن حالات به دل و روح است . آن كه با زبان مى خواند، ولى در قلبش اين حالات پيدا نمى شود شاءن خدا را سبك شمرده است . گاهى تاثير روحى تا حدى است كه قارى آيه ها، از خوف جهنم بيهوش مى شود و از كسانى مى شود كه به ثواب و عذاب يقين پيدا مى كنند. بالاترين مرتبه آن است كه در سخن ، صاحب سخن را ببيند و در كلمات ، صفات را و اين توجه ، او را از مشغول شدن به الفاظ و قرائت ، به صاحب كلام متوجه سازد و به مرحله شهود برساند. امام صادق عليه السلام از اين حالت خبر داد: به خدا سوگند! خدا در كلام خود بر بندگانش تجلى كرده است ، ولى آنان نمى بينند. خود امام در نماز، گاهى آنقدر تكرار مى كرد كه از حال مى رفت . اين درجه مقربان است .


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نمازعارفانه-21


تكبيره الاحرام 


در باره تكبيره الاحرام نماز، مطالبى گفتنى است . درباره كيفيت آن : موقع گفتن تكبير، دستها را بالا مى برد و همراه با بالا بردن دست ، گفتن كلمه الله اكبر را شروع مى كند و با آخرين قسمت تكبير دستها پايين مى آيد. در حالت بالا بودن دست ها، كف دست ها را رو به قبله قرار دهيد و به اندازه اى بالا برد كه انگشتان به لاله گوش ‍ برسد. قصد او از تكبير هم ، بيزار از شرك ها و گفته هاى مشركان باشد.در باره تكبير مطلبى است . مقدار واجب همان الله اكبر است . دعاهايى هم هنگام گفتن آن مستحب است . شايسته است هنگام گفتن تكبير و دعاها، صادقانه معانى آنها را قصد كنى . وقتى تكبير مى گويد، هر هر چيزى را از خاك تا ثريا در پيشگاه كبرياى الهى كوچك بداند و او را برتر و بزرگتر از هر بزرگى بشمارد و قصدش اين باشد كه او بزرگتر از آن است كه به وصف آيد. هنگام خواندن دعاها نيز با همه وجود خود را در محضر خدا قرار دهد و بداند كه او نزديك است و صدايش را مى شنود و همه خيرات در دست اوست . حقيقت قيام آن است كه در پيشگاه خدا بايستد، تا حق بندگى را به جا آورده باشد و خيرات و ربوبيت او را جلب كند و با او انس بگيرد و از گفت و گو با خدا لذت ببرد و خود را روى دو پاى خوف و رجا، ايستاده ببيند و با پايين انداختن سر، حالت فروتنى و تواضع داشته باشد و بداند روزى در قيامت در پيشگاه خداوند خواهد ايستاد و درون او بر خدا آشكار است و از اسرار او آن چه را ديگران نمى دانند مى داند. در چنين وضعى همچون كسى كه در برابر سلطان ايستاده و مواظب حرف زدن و حركاتش است ، فروتن باشد.

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نمازعارفانه-20

 

اصل نماز 


نماز، ياد خداست ، مقصود از اين عبادت ، حقيقت آن است نه شكل ظاهرى . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خداوند به نمازى كه شخص ، قلب خود را همراه بدنش حاضر نكند، نگاه نمى كند. و فرمود: هر گاه نماز واجب مى خوانى ، آن را در وقت خود و چنان بخوان كه گويا از آن وداع مى كنى و آخرين نماز توست . مهم ، حضور قلب و توجه باطنى است ، چگونگى نمازهاى اوليا دين و امامان كه پيش تر اشاره شد، گوياى آن است كه بايد به حقيقت و باطن نماز توجه داشت . در حديث است كه نماز، ستون دين است ، اگر پذيرفته شود اعمال ديگر هم پذيرفته مى شود و اگر رد شود، اعمال ديگر رد مى شود.

حقيقت نماز با شش معنا تحقق مى يابد:
1 - حضور قلب ؛ يعنى دل از غير خدا فارغ باشد و با هر فعل و قول ، گفته و كرده ،دل هم حضور داشته باشد.نه آنكه غافل باشد.
2 - تفهم ؛ يعنى دل انسان بال معنا گفتار و كردار حضور داشته باشد. اين مرتبه اى بالاتر از حضور است .
3 - تعظم نسبت به خداى متعال .
4 - هيبت و هراس از او در دل داشتن ، كه نتيجه اخلاص و تعظم است .
5 - اميدوارى به فضل و قبولى عبادت توسط پروردگار.
6 - حيا و احساس شرم از قصور در بندگى


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نمازعارفانه-19


درسها و عبرتهاى اذان و اقامه

 
هر گاه نداى موذن را شنيدى ، نداى روز قيامت را در دلت حاضر ساز. ظاهر خود را مهيا و باطن را آماده اجابت كن . آنان كه به سوى اين ندا شتاب كنند، روز قيامت مورد لطف قرار مى گيرند. دل خود را به اين ندا عرضه كن . اگر دل را شاد يافتى ، بدان كه مژده خواهى يافت . اذان ، نداى ديدار است . آنگونه كه در قيامت مردم براى حضور در محضر خدا فرا مى خوانند، موذنان اهل ايمان را به بزم حضور و معراج و ديدار مى خوانند. اگر سطح معرفت انسان به حدى باشد كه از اين ندا لذت ببرد، معرفت در دنيا بذر شهود در آخرت است و اگر انسان از اين ندا ناخرسند شود، روز قيامت نيز بد حال خواهد بود. نماز گزار بايد چشم به راه اذان باشد و همان گونه كه منتظر مجالس انس با دوستان است و دعوت به آنان اجابت مى كند، به نداى اذان اشتياق نشان دهد و ادب اين ندا را مراعات كند. اذان با نام خدا آغاز مى شود و پايان مى پذيرد؛ يعنى خدا اول است و آخر؛ ظاهر است و باطن .وقتى تكبير را مى شنوى ، دل خود را براى بزرگداشت آن و كوچك شمردن دنيا و آنچه در آن است ، آماده ساز، تا از دروغگويان در تكبر نباشى و با شنيدن لا اله الا الله خاطر خويش را از هر چه جز خدا دور كن و آن گاه كه به رسالت شهادت دادى ، خود را در محضر پيامبر ببين و ادب كن و به رسالت او گواهى بده و بر او دورد بفرس . اذان را كه با تكبير و ياد خدا به پايان مى رسد و با آن تجديد عهد كن و آن گونه كه كلمه الله آغاز كردى ، با همان به انجام برسان و ابتدا و انتهاى خويش و تكيه گاه و نيروى خودت را بر او قرار بده . چگونگى اذان و جملاتش ‍ مى گويد كه آغاز هر چيزى و سرانجام و قوام هر چيزى خداست .

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نماز عارفانه – 18


اذان و اقامه  

در فضيلت اذان و اقامه ، احاديث بسيار است و مقتضاى روايات ، كسى كه با اذان و اقامه نماز بخواند، همراه او دو صف از فرشتگان نماز مى خوانند. اذان مستحب است ، نه واجب ، در باره اقامه ، احتياط آن است كه ترك نشود، البته در مسجد اگر نماز جماعت خوانده شده است و نمازگزاران هنوز پراكنده نشده اند، كسى كه آن جا نماز مى خواند، گرچه به جماعت نرسيده باشد، اذان و اقامه ساقط است . مستحب است اذان و اقامه را با وضو و ايستاده بگويد و پس از هر بخشى ، مقدارى صبر كند. بلند گفتن اذان براى مردان مستحب و خوب است بين اذان و اقامه ، يك گام بردارند و دوباره به جاى اول خود برگردند، و ميان آن دو دعا بخواند و سجده كند كه فضيلت بسيار دارد. نمازگزاران مستحب است بنشينند تا آن كه وقتى موذن به قد قامت الصلاه رسيد برخيزند و هنگام اذان و اقامه ، آرام ، رو به قبله باشند و خود را در خال نماز، حس كنند.

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

دوستى با كافران ؟!


  - اين پرسش پيش مى آيد، كه ؛ اگر اسلام آيين محبت و بشر دوستى است چرا از دوستى با غير مسلمان جلوگيرى مى كند؟ چرا مسلمانان نمى توانند با گروههاى ضد اسلامى و كفار طرح دوستى بريزند؟ در اين زمينه قرآن بيانهاى زيادى دارد.

  - اگر اسلام مى گويد با دشمنان ، پيمان دوستى نبنديد، بدين معنا نيست كه به گروه هاى غیر اسلامى نيكى نورزيد چرا كه دانستيم انسان به حساب انسان بودن ، شايسته نيكى و دوستى است . و اسلام هم خود پيشرو مكتب هاى بشردوستى واقعى است . بلكه آن گونه دوستى كه در سايه آن پيروى از كفار در زمينه راه و عقيده پديدار شود، و يا باعث سوءاستفاده آنان شود، در مكتب اصيل اسلامى جلوگيرى شده است و مسلمان همواره بايد در اين زمينه سختگير باشد و بداند در آنجا كه عضو جامعه اسلامى است بايد رابطه اش با بيگانگان به گونه اى نباشد كه به يگانگى و استقلال پيكر اسلام آسيب برسد.

  - اسلام به پيروان خود مى آموزد: همه انسانها تا زمانى كه بر ضد آيين اسلامى اسلام به پا نخاسته اند، انسان ، و شايسته نيكى و دوستى هستند؛ ولى آنكه بر ضد عدالت اسلامى قيام مى كند، شايسته دوستى نيست.


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نماز عارفانه – 17


نيت

 
نيت آن است كه نماز گزار، قصد بندگى كند. چرا كه بندگى و پرستش ، محبوب خداست ، واجب است نيت خالص باشد و جز با انگيزه الهى نماز نخواند، خداوند فرمود: آنان فرمان نيافتند، مگر آن كه خدا را بپرستند و آيين را براى او خالص سازند.  رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خداوند مى فرمايد: هر كس عملى انجام دهد و جز مرا در آن شريك قرار دهد، همه عمل براى آن شريك است و من از آن بيزارم و از شرك بى نيازم . مثلا خم شدن ، هم مى تواند به قصد احترام باشد، هم براى تسليم و هم ريا، يا صرفا براى برداشتن چيزى . مقصود از نيت ، چيزى است كه انگيزه عمل باشد. اگر انگيزه هم تعظيم در برابر مولا باشد، عبادت است ، ولى با انگيزه هاى ديگر عبادت به شمار نمى آيد. پرستش نيز گاهى پرسش ‍ بت است ، گاهى پادشاه ، گاه خدا،، عبادت خدا هم گاهى به سبب عشق و محبت است ، گاهى از ترس ، يا تعظيم ، يا براى اين كه خدا شايسته عبادت است .

  - كسى كه بيشتر وقت خويش را به عبادت بگذراند، ولى در دلش نورانيت و صفا نبيند، يقين بداند كه كار او عيب دارد و از زيانكاران است و عمرى كار اهل خدا مى كند و در ميان مردم به تقدس و تقوا مشهور است ، اما در آخرت ، نامش در زمره اهل ريا به شمار مى رود، هيچ دردى براى قلب سالك ، بدتر از غرور نيست . چه زشت و حسرت بار است انسان به پرونده خود وقتى بنگرد، آن چه را خدا پرستى مى پنداشت ، شيطان پرستى بيابد و آن چه را نور مى دانست ، ظلمت ببيند!

  -نشانه ناخالصى در نيت آن است كه وقتى كسى او را در حال عبادت ببيند، نشاطش بيشتر شود، يا آنكه اگر عبادتهاى پنهانش آشكار شود، لذت ببرد، يا اينكه خود را برتر از كسانى بداند كه مثل او عمل نكرده اند و از ديگران انتظار احترام داشته باشد. نقل شده يكى از بزرگان نماز سى سال خود را قضا كرد، چون در اين مدت در صف اول ، نماز خود را به جماعت خوانده بود، اما يك روز دير آمد و نتوانست در صف اول بايستد و از ديگران خجالت كشيد. از حالت شرم ، فهميد ايستادنش ‍ در صف اول جنبه نفسانى داشته ، از اين رو نمازها را قضا كرد.


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نماز عارفانه – 16


قيام  


نمازگزار، در پيشگاه خدا براى خدمت و پرستش و اظهار بندگى ، هم با دل و هم با اعضا مى ايستد. كمال قيام بدنى آن است كه با آرامش ، هيبت ، شرم ، سر به زير و در حال نگاه به محل به محل سجده باشد. دست ها را روى آنهابگذاريد؛ با انگشتان بازى نكند؛ انگشت پاها رو به قبله باشد و بين دو پا به اندازه يك وجب فاصله باشد. كمال قيام قلبى آن است كه به ياد خدا باشد؛ احساس كوتاهى و شرمندگى در اداى حق بندگى داشته باشد؛ پايين آوردن دستها و منظم بودن پاها اشاره به اين باشد كه در مقام خدمت ، بر دو پاى بيم و اميد ايستاده است و با پايين انداختن سر، قصد كند از تكبر و گردن افرازى دور است . بينديشد در پيشگاه يكى از فرمانروايان ، به عنوان خطاكار ايستاده و نگران است با او چه خطاب و عتابى خواهد شد؟ آيا مى پذيرد يا رد مى كند؟

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نماز عارفانه – 15


قبله  


در نماز بايد رو به قبله بود، مومن مى داند همه جا نسبت به خدا يكسان است و او بر همه جا احاطه يكسان دارد. لطف خدا ايجاب كرد بدن هاى ما نيز از شرافت توجه به او برخوردار باشد، از اين رو خانه خويش را در زمين به ما شناساند تا همانگونه كه در نماز، دلهاى مان متوجه خداست ، ظاهرمان نيز به سوى خانه او باشد. همچنان كه رو به قبله داشتن جز با رو گرداندن از سمت هاى مختلف به سوى خدا فراهم نمى شود. اقبال و توجه قلب جز با فارغ ساختن دل از غير خدا به دست نمى آيد. امام صادق عليه السلام فرمود: وقتى رو به قبله ايستادى ، از دنيا و آنچه در آن است ، دل بكن و قلبت را از هر چيز جز خداست ، بزداى و به ياد آور كه در پيشگاه خداى متعال ايستاده اى و بر روى دو پاى بيم و اميد بايست.

 بعضى در حال مرگ ، حالت بدى دارند، يا با حالت انكار خدا مى ميرند و يا در حال فسق و گناه از دنيا مى روند، يا با دلى ناخرسند از مرگ مى ميرند بندگان كامل و وارسته واز سوء خاتمه بيم دارند و گريانند، چرا كه مرگ در حالت كفر يا گناه ، موجب عذاب ابدى است . اين ها معلول ضعف ايمان يا تكرار گناه است .

 به امام صادق (ع ) گفتند: برخى از دوستان شما گناه مى كنند و اميدوار هم هستند، فرمود: دروغ مى گويند!آنان دوستان ما نيستند، بلكه آرزوها فريب شان داده است . هر كس به چيزى اميد داشته باشد، براى تلاش مى كند و اگر از چيزى بيم داشته باشد، از آن مى گريزد. شگفتا!كسى را كه جو مى كارد و اميد گندم دارد، نادان مى شماريم ، ولى منتظريم از بذر نفاق ، ايمان و اخلاص برداشت كنيم


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نماز عارفانه – 14

 حضور قلب

  - برخى از حالات ، سبب كمال نماز مى شود، از قبيل : حضور قلب ، تفهم ، تعظيم ، هيبت ، اميد و شرم . حضور قلب يعنى اين كه در نماز، دلت حاضر باشد، به گونه اى چيزى تو را از نماز غافل نكند. كامل ترين شكل حضور قلب آن است كه در همه اعمال و ذكرهاى نماز، دل ناز گذار به ياد خدا و حضور در محضر او باشد و احساس ‍ كند نماز را در پيشگاه او به جا مى آورد. داشتن حضور قلب كامل ، مرحله تفهم را، در بر دارد.

   - گوهر محبت و ياد محبوب ، دلها را جذب مى كند. كسى كه عشق به چيزى داشته باشد، آن را بسيار ياد مى كند. دل هاى گرفتار محبت دنيا، نمى تواند حضور قلب پيدا كند، اما قلوب سالم از اين آفت ، در همه حالات در نماز و ذكر است . مهم آن است كه بتوانى دوستى و حب دنيا را به حب آخرت و محبت خدا تبديل كنى تا در نماز، همه دل به ياد خدا باشد

   - اگر كسى زير درختى نشسته باشد و همه فكر خود را در باره چيزى به كار بسته باشد، ولى صداى گنجشكها هواس ‍ او را پرت مى كند، پيوسته بر مى خيزد و با چوبى گنجشكها را مى پراند. و دوباره به فكر مى پردازد، ولى گنجشكها باز برگشته و روى درختان مى نشينند، اين كار او را از پرداختن به هدفش باز مى دارد. راه نجات آن است كه درخت را قطع كند.


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نماز عارفانه – 13


نمونه هايى از نماز اولياء خدا 


حضرت ابراهيم هنگام نماز و نيايش ، ناله اش تا مسافت يك مايلى  شنيده مى شد و در نمازش مثل بيمناكان زارى مى كرد. به نقل از يكى از همسران پيامبر: رسول خدا صلى الله عليه و آله با ما مشغول صحبت بود، وقت نماز كه مى رسيد گويى ما را نمى شناخت . اميرالمومنين عليه السلام هنگام وضو از بيم خدا رنگ از چهره اش ‍ مى پريد و هر گاه وقت نماز مى رسيد، مى لرزيد و رنگ به رنگ مى شد. علت آنرا پرسيدند، فرمود: هنگام اداى امانتى رسيده است كه آسمانها و زمين از پذيرفتن آن ابا كردند وتر سيدند.
امام حسن مجتبى عليه السلام وقتى از وضو گرفتن فارغ مى شد، رنگش عوض مى شد. وقتى از او پرسيدند فرمود: كسيكه مى خواهد بر خداى صاحب عرش وارد شود، سزاوار است رنگ ببازد.! امام سجاد هنگام وضو رنگش دگرگون مى شد، خانواده اش پرسيدند اين چه حالتى است كه هنگام وضو پيدا مى كنى ؟ فرمود: آيا مى دانى در حضور چه كسى مى خواهم بايستم ؟ گاهى در نماز عبا از دوشش ‍ مى افتاد، ولى آنرا درست نمى كرد تا نمازش پايان يابد، علت را پرسيدند، فرمود: مى دانيد در برابر چه كسى ايستاده بودم ؟ نماز بنده به مقدارى پذيرفته است كه اقبال و توجه قلبى داشته باشد. وقتى امام سجاد عليه السلام به نماز مى ايستاد، مثل تنه يك درخت بى حركت بود، مگر آنچه را باد تكان دهد!

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نماز عارفانه – 12

 

روح نماز  


نماز باز دارنده از فحشا و منكرات است . نمازى كه از گناهان جلوگيرى نكند، عدمش به ز وجود!نماز و صلات از وصلت و پيوند است ، يا از زيارت و ديدار. حضرت امير عليه السلام در تفسير قد قامت صلواه فرموده : يعنى وقت ديدار يا رحمت فرا رسيد. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: هر كس ‍ نمازش او را از زشتى و گناه باز ندارد، از خدا دورتر مى شود. نماز كسى كه از نمازش اطاعت نمى كند نماز نيست . اطاعت نماز يعنى بازداشتن از گناه و زشتى . روايت است يكى از انصار همراه پيامبر نماز مى خواند، ولى مرتكب گناه مى شد. به پيامبر گفتند، فرمود: بالاخره روزى نمازش از گناه باز خواهد داشت چندى نگذشت كه توبه كرد!
امام صادق فرمود: هر كس مى خواهد بداند نمازش قبول شده يا نه ، بنگرد آيا نمازش او را از فحشا و منكر باز داشته است يا نه ؟ به هر مقدار كه باز داشته ، همان مقدار از نمازش پذيرفته شده است نماز بى روح تاثيرى در جلوگيرى از گناه ندارد. و اين حقيقتى قرآنى است . نمازى كه خاصيت بازدارندگى از گناه را نداشته باشد، تنها شكلى از نماز و اسكلتى بى روح است . هر مقدار كه نماز روح داشته باشد، تاثير گذار است . نماز بى روح نوعى نفاق است . نفاق آنست كه خشوع اندام ، بيش از خشوع دل و درون باشد. هر مقدار از نماز كه فاقد روح باشد، به سوى خدا بالا نمى رود. آيات و روايات نشان مى دهد نماز، تنها اعمال و حركات ظاهرى نيست .
آيات قران :
 
واى بر نمازگزارانى كه در نمازشان اهل سهو و سهل انگارى هستند.اين آيه غفلت نمازگزاران را مذمت و سرزنش مى كند، با آن كه نماز مى خوانند. مومنانى رستگارند كه در نمازشان خاشع باشند. نماز را براى ياد من بر پا دار. نماز را در حال مستى نخوانيد تا آنكه بدانيد چه مى گوييد.گفته اند مستى ، هم مستى شراب است و هم مستى دنيا، چرا كه مست نمى فهمد چه مى گويد.
روايات :
 
پيامبر اكرم فرمود: خداوند به نمازگزارى كه قلبش همراه دلش حاضر نباشد نمى نگرد. وقتى نماز واجب مى خوانى ، سر وقت بخوان ، به گونه نماز وداع كننده اى كه مى ترسد ديگر بازگشتى نداشته باشد. يعنى گويا آخرين نماز است .

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نماز عارفانه – 11


آداب ظاهرى مسجد  

مهمترين ادب نسبت به مسجد، آباد ساختن آن با عبادت است .بسم الله گفتن هنگام ورود، بيرون آوردن كفش از پا و دعاى خاص را خواندن هنگام ورود و خروج از آداب ديگر است . هنگام ورود، پاى راست و هنگام خروج پاى چپ را بگذاريد. دو ركعت نماز تحيت بخوانى ، مسجد را تميز كنى و روشن سازى . نقاشى و تصوير و آرايش مسجد خوب نيست و بعضى حرام دانسته اند. مناره بلند ساختن ، شعرهاى باطل در مسجد خواندن ، داد و ستد، راه دادن ديوانه ها و بچه ها، سر و صداى بلند، اعلان گمشده ها، صنعتگرى ، وارد شدن با بوى بدو آزار دهنده دهان و بدن ، همه اين ها در مسجد ناپسند است . نجس كردن مسجد حرام است . در روايات ، تاكيد بسيار در رفتن به مسجد شده است ، حتى نماز فرادا در مسجد طبق بعضى از احاديث ، از جماعت در غير مسجد برتر است . خوب است در خانه هم جايى براى عبادت خويش قرار دهد و آنجا را مثل مسجد بداند.

برگرفته شده از کتاب  " نماز عارفانه"  ترجمه ، تلخیص ونگارش جوادمحدثی از  کتاب اسرارالصلوات عارف مرحوم ملکی تبریزی (ره)

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نماز عارفانه – 10


مكان نماز  


مكانها مثل زمانها شريف و غير شريف دارد. اين نيز جاى سپاس ‍ دارد. در آيين محمد صلى الله عليه و آله همه زمين مسجد است ؛ يعنى مى توان بر آن سجده كرد، ولى حضور در مساجد به ويژه براى همسايگان آن براى اداى نمازهاى واجب مورد تاكيد است . علاوه بر پاداشهايى كه براى حضور در مساجد هست ، اين كار ارزشمند است ، چون مسجد خانه خداست ، گر چه همه زمين نسبت به خدا يكسان است ، ولى همين كه كعبه و مسجد را خانه خود به شمار آورده ، يعنى محل ديدار با خدا و مجلس انس با اوست . انتخاب محل ملاقات را به ما واگذاشته است و هر جا را مى توانيم وعده گاه ديدار خدا سازيم ، و اين از بزرگتريم مكارم و بخشش هاست ، ولى بايد ادب حضور را در هر جايى مراعات كرد. براى حضور در مكان عبادت ، بايد آداب آنرا رعايت كرد. بايد از كوتاهى ها و كارهاى ناپسند و شرمگين باشى و مثل خطاكاران به گناهان اعتراف كنى .


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نماز عارفانه – 9


وقت نماز  


  - اوقات مثل مكانها و چيزهاى ديگر، خجسته و ناخجسته ، شريف و غير شريف است . در شريعت اسلام ، براى سالها، ماه ها، هفته ها، و روزها و شبها و حتى ساعاتهاى مختلف ، احكام و تكاليفى است . خردمند بايد در مفهوم زمانها و اوقات و اشارات آنها بنگرد و وقت عمر خويش را سرمايه گذارى كند .جلوى تباه شدن آنرا بگيرد.

  - در اول و آخر هر ماه و پنجشنبه آخر هر ماه نيز پيوسته بنده بايد به ياد خدا باشد. با ديدن هلال هر ماه دعاى مخصوص را بخواند و خدا را ياد كند. روز آخر و پنجشنبه آخر هر ماه ، اعمال بندگان بر خدا عرضه مى شود، بنابراين در اين دو روز بايد اعمال و كردار خويش را حساب كند و حالت تضرع و نيايش به درگاه خدا داشته باشد. آنكه به محاسبه نفس مى پردازد، بايد بينديشد كه روز قيامت وقتى زشتكارى ها آشكار مى شود، شرمسارى خواهد كشيد.

  - خداوند شبهاى جمعه تا سحر ندا مى دهد: آيا حاجتمندى هست كه حاجتش را بر آورم ؟ عذر خواهى هست كه خطايش را ببخشايم ؟ خدا وعده داده اگر بنده يا رب يا رب بگويد، پاسخش را لبيك عبدى بدهد، چگونه ممكن است انسان معتقد به خدا، شبهاى جمعه تا صبح بخوابد و از فيض اين شب چيزى نطلبد؟ اين جز ضعف ايمان و غفلت از خدا نيست . آخرين ساعات روز جمعه براى دعاى سمات است . به قول يكى از بزرگان اخلاق : هيچ چيز مثل سجده هاى طولانى كه در آن بگويى لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين در دل تاثير گذار نيست . و اين كه در اين حالت ، خود را در زندان طبيعت و در زنجيرهاى رذايل و زشتى هاى اخلاقى در بند بينى و به ظلم خويش اعتراف كنى . خواندن سوره قدر در شب و عصر جمعه ، صدبار، از برنامه هاى ديگر اين روز است .


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نماز عارفانه – 8


لباس  


در آغاز بايد دانست خداوند به انسان شرافت بخشيد كه او را به پوشيدن جامه فرمان داد؛ شرافتى كه در حيوان نيست . اين نعمت در خور سپاس است . از اين رو پوشيدن لباس كه مظهرى از لطف الهى به انسان است ، نبايد به گونه اى باشد كه از نظر خداوند نكوهيده باشد. لباس ، نبايد غصبى يا ابريشمى باشد يا از طلا باشد. از نظر اندازه نبايد به حد ولخرجى يا اسراف برسد يا خيلى بلند باشد يا شبيه لباس زنان (براى مردان ) يا مانند لباس كافران باشد. لباس براى پوشش است ، نه براى آراستگى يا تشبه و همگونى به كافران ، كه در نماز و در پيشگاه خداى بزرگ ، در جامعه اسلامى زشت تر است . بهتر است لباس انسان معمولى باشد تا تجملاتى كه غرور آورد و نه پست و اهانت آميز. لباس شهرت نكوهيده است .


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نماز عارفانه – 7


اسرارتيمم 


خدا فرمود: اگر آب نيافتيد، بر خاك پاك تيمم كنيد. گر چه انسان مى فهمد وضو و غسل براى نماز، از آن جهت لازم است كه پاكى و پاكيزگى مى آورد، كه در تيمم نيست ، بلكه تيمم و استفاده از خاك بر خلاف تميزى است . ولى در پايان آيه تيمم خداوند مى فرمايد: ولكن يريد ليطهركم روشن مى شود خاك هم پاك كننده است . پاك كنندگى خاك ، جز با شناختن آلودگى هاى معنوى شناخته نمى شود. روح و جان را از آلايش كبر، پاك مى سازد، با چهره در خاك نهادن ، نور تواضع پديد مى آيد.
در وضو هدف ، پاك ساختن روح از آلودگى هاى معنوى است . وقتى آب نباشد يا ضرر داشته باشد، بايد چيزى جايگزين كرد كه باطن پاك كند و آن خاك است . رمزى از رجوع به حقيقت عدمى و نيستى انسان ؛ تواضعى در ظاهر براى پيدايش فروتنى باطنى ، كه مهمتر از تميزى ظاهر است ؛ خود را نديدن و خودخواهى نداشتن و رسيدنم به مرتبه اى از تهذيب نفس و تزكيه باطن .

برگرفته شده از کتاب  " نماز عارفانه"  ترجمه ، تلخیص ونگارش جوادمحدثی از  کتاب اسرارالصلوات عارف مرحوم ملکی تبریزی (ره)

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نماز عارفانه – 6

گناهان بزرگ


توبه بازگشت از گناهان است ، چه گناهان كوچك و چه گناهان بزرگ . امام صادق عليه السلام فرموده : گناهان بزرگ در قرآن هفت تاست : كفر به خدا بستن ، كشتن انسان ، عاق والدين ، رباخوارى ، خوردن مال يتيم ، فرار از جنگ و باديه نشينى پس از هجرت (بازگشت به دوران جاهلى پس از ايمان آوردن ). در روايات گوناگون ، گناهان كبيره ديگرى هم مطرح است : ياءس از رحمت الهى ، ايمنى از مكر خدا، تهمت زنا، جادوگرى ، زنا، قسم دروغ ، اختلاس ، ندادن زكات واجب ، شهادت دروغ ، كتمان شهادت ، ترك عمدى نماز، عهد شكنى ، قطع رحم ، دزدى ، شراب خوارى ، خوردن مردار و خون و گوشت خوك ، خوردن گوشت تذكيه نشده ، حرامخوارى ، نپرداختن حق مردم ، كم فروشى ، اسراف ، ولخرجى ، خيانت ، سبك شمردن حج ، انكار حق اهل بيت ، اصرار بر گناه ، و هر چه خدا بر انجام آن وعده آتش داده ، همه از گناهان كبيره است . امام صادق عليه السلام فرموده : به فرموده رسول خدا صلى الله عليه و آله از گناهان كوچك شمرده شده بپرهيزيد، كه بخشوده نخواهد شد. پرسيدند: محقرات چيست ؟ فرمود: اين كه كسى گناه كند و بگويد: كاش گناهانم همين بود!اگر انسان به اهميت پاداش و حسنات آخرت ؟ نيز شدت عذاب الهى بينديشد، تصور لذتهاى گوناگون و پايدار بهشت و حسرتها و عذابهاى آخرت سبب مى شود توبه واقعى كند. انديشيدن به مرگ و سختى جان دادن و گرفتارى هاى پس از مرگ و وحشت و ظلمت و تنهايى قبر، سودمند است . دنيا فريب دهنده بى وفا است ؛ عروس ‍ هزار داماد است ؛ هر ساعت عده اى را به جدايى و معصيت مى نشاند. چه بسيارند دنيا پرستان و قدرتمندان و كاخ نشينان كه اسير خاك . گرفتارى هلاك شدند. در همه اين درس و عبرتى است تا دلهاى آگاه را به آخرت متوجه سازد و به پاك سازى درون بكشاند.

برگرفته شده از کتاب  " نماز عارفانه"  ترجمه ، تلخیص ونگارش جوادمحدثی از  کتاب اسرارالصلوات عارف مرحوم ملکی تبریزی (ره)

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نماز عارفانه – 5

حكمت ها و اسرار غسل 


درسهايى كه از غسل مى توان گرفت ، همان درسهاى وضو است ، افزون بر اين كه در غسل ، تمام بدن شسته مى شود، يعنى پاكسازى به اندازه آلودگى است . بنابر اين بايد دل و جان و درون را از هر چه آلودگى است ، پاك كرد. مستحب است هنگام غسل ، بسم الله گفتن و دعاهاى وارده را خواندن اللهم طهر قلبى و اشرح صدرى ...؛ خدايا!دام را پاك گردان و سينه ام را گشاد فرما... مضمون اين دعاهاى الهام دهنده اين نكته است كه هدف و مقصود اصلى ، طهارت دل و شرح صدر است نشان اين پاكدلى ، رهايى از تعلقات دنيا و گرايش به آخرت است . وقتى كسى با فروغ خودشناسى به خداشناسى برسد، انسانى ملكوتى مى شود و باطن جهان را مى بيند و مى شناسد و به خاطر غلبه بعد معنوى وارد بهشت مى شود.
درسها و عبرتها
 
هم چنان كه پاكى جسم ، موانع ورود به مسجد و پرداختن به نماز را از بين مى برد، طهارت روح و درون ، موانع پرداختن به سراى جاويدان آخرت را مى زدايد و به انسان شناخت شهودى مى بخشد كه آنچه را كه نزد خداست ، برتر از آنچه كه نزد مردم است ، بداند و جهان را جهان فريب غرور بيابد. مستحب است در هر جاى مقدس و يا روز مقدس و مناسبت شريفى ، انسان غسل كند، به اميد آن كه محبوب خدا باشد. موارد غسل هاى مستحب به طور مشروح در كتاب هاى فقهى آمده است .
عطر
 
عطر زدن مستحب است . به فرموده امام صادق عليه السلام نماز با عطر، برتر از هفتاد نماز بى عطر است . مخفى نماند عطر، موجب تقويت قواى دماغى شده ، آن را از فساد نگه مى دارد، عقل ، شريف ترين ركن حقيقت آدمى است . از اين رو به هر چيزى از جمله عطر زدن كه موجب تقويت عقلانى است ، سفارش ‍ شده است . عطر زدن موجب آراستگى است كه نيمى از ايمان است . انسان عاقل از اين دستورها بايد به لطف و عنايت خداوند به بندگانش پى ببرد.

برگرفته شده از کتاب  " نماز عارفانه"  ترجمه ، تلخیص ونگارش جوادمحدثی از  کتاب اسرارالصلوات عارف مرحوم ملکی تبریزی (ره)

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نماز عارفانه – 4

موارد وجوب وضو  


پاكى درون و روح  
خردمند وقتى مى داند شريعت دستور مى دهد مكان ، لباس ، و بدن نمازگزار پاك باشد، نمى تواند از پاكى درون غافل باشد، چون اين مهمتر است و پيش از ظاهر، بايد به پاكى درون بپردازد، زيرا خداوند به درون مى نگرد. بايد با توبه نصوح درون را پاك كرد. توبه از وضو براى نماز مهمتر است . توبه حقيقى آن است كه بنده از غير خدا به خدا باز گردد و از خشم الهى به رضاى او و از دورى به قرب ؛ از ظلمت به نور؛ از جهل به دانش ؛ از شقاوت به سعادت و از معصيت به طاعت . از نظر علم و عمل هم به مرتبه كمال برسد. در، توبه بايد با آب حسرت ، درون را از گناهان شست و پيوسته به گناه اعتراف كرد؛ از گذشته پشيمان بود و بر باقيمانده عمر هراس و بيم داشت . نبايد گناهان را كوچك بشماريد. بايد بر طاعت هاى از دست رفته اندوه خورد و از شهوات دست كشيد و از خدا خواست توفيق وفادارى به توبه را عنايت كند. اين است توبه راستين !

با وضو بودن  
مستحب است انسان در همه حال با وضو باشد، به خصوص براى آنان كه در پى كسب دانش اند. در پى هر وضو گرفتن ، مستحب است دو ركعت نماز بخوانى . بعضى از استادان من  توصيه مى كردند: پس از اين دو ركعت ، سجده كنيد و در سجده از خدا بخواهيد معرفت و محبت خويش را به شما روزى كند.
موارد وجوب وضو
 
در موارد زير و براى اين كارها، وضو گرفتن واجب است : نماز واجب و مستحب ، طواف واجب ، لمس نوشته قرآن و نان هاى خدا و اسامى معصومان و براى نگارش قرآن . در موارد زير وضو مستحب است : براى با وضو بودن ، طواف مستحب ، ورود به مسجد، آماده شدن براى نماز واجب قبل از فرا رسيدن وقت ، قرائت قرآن ، حاجت خواستن ، خواب ، وارد شدن به خانه در بازگشت از مسافرت ، نماز ميت و... .

برگرفته شده از کتاب  " نماز عارفانه"  ترجمه ، تلخیص ونگارش جوادمحدثی از  کتاب اسرارالصلوات عارف مرحوم ملکی تبریزی (ره)

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

فلسفه دعا و نيايش 

هدف از آفرينش انسان عبادت است : ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون ، و هدف از عبادت تقواست : لعلكم تتقون و هدف از تقوا فلاح و رستگارى مى باشد: و اولئك هم المفلحون .
علامه طباطبايى صاحب تفسير الميزان مى فرمايد: هر عبادتى دعاست ، و با توجه به كلام نورانى خداوند كه فرمود: و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون بايد گفت : دعا هدف خلقت است .

  - دعا انسان را به شناخت پروردگار معرفة آلله كه برترين سرمايه هر انسانيست ، دعوت مى كند. دعا عامل تقويت ارتباط و دوام با ذات عظيم و مبداء بى نهايتيست كه همه امور مادى و معنوى انسان وابسته به عنايت او و متعلق به فضل و كرم اوست ؛ البته انسان هر چه بيشتر با خالق و مربى خود ماءنوس و هم صحبت گردد، اين ارتباط نيز افزون تر و مؤ ثرتر خواهد بود.

  - اگر شرايط خاص دعا در نظر گرفته شود، دعا و نيايش وسيله ى مؤ ثريست براى خودسازى ، و پيوند نزديكيست ميان انسان و خدا. دعا هم وسيله يست براى شناخت پروردگار و صفات جمال و كمال او، هم وسيله يى باى توبه از گناه و پاكسازى روح ، هم عاملى براى انجام نيكى ها و خوبى ها، و هم سببيست براى جهاد و تلاش و كوشش بيشتر، تا آخرين حد توان . اصولا در زندگى انسان حوادثى رخ مى دهد، كه از نظر اسباب ظاهرى ، او را در ياءس فرو مى برد. دعا مى تواند دريچه يى باشد به سوى اميد پيروزى ، و وسيله ى مؤ ثرى براى مبارزه با ياءس و نااميدى .


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نماز عارفانه – 3

اسرار و حكمت وضو  

تيامن
از روايات بر مى آيد همه كارها، خوب است از راست شروع شود، كه حكمتى دارد. اغلب چنين است كه عضو راست قوى تر است . عالم غيب هم از عالم شهود برتر است و عالم ارواح از عالم اجسام . بايد به تقويت حالات درونى و روحى بپردازى تا از روحانيان شوى . انبياى الهى مى خواهند آبادكننده و خدمتگذار جهان غيب باشند، ولى مردم به فريب شيطان در پى آبادى عالم محسوس اند و ميان اين دو تضاد است . اگر انبيا و اولياء گاهى به آبادى عالم محسوس مى پردازند، در واقع خدمت به جهان غيب است ، چرا كه آبادانى آخرت و كسب معرفت جز با حيات معنوى نيست . تعمير و آبادانى در حد ضرورت ، براى بقاى زندگى است ، ولى نه بيش از حد ضرورت . بلكه به عنوان مقدمه ، ولى دنيا طلبان به دنيا به صورت مطلوب اصلى مى نگرند، نه ابزارى .
اسرار و حكمت وضو
 
از جمله درسهاى ديگر وضو و خواند دعا آن است ، انسان در همه حال ، ادب عبوديت داشته و به ياد خدا باشد و از امور دنيا به ياد آخرت بيفتد. به فرموده امام صادق عليه السلام خداوند آب را كليد قرب و مناجات خويش قرار داد. آب ، نجاسات ظاهرى را زايل مى كند و رحمت الهى گناه بندگان را مى شويد. هم چنان كه آب را مايه حيات و بقاى تمام موجودات قرار داده است ، به فضل و رحمت خويش عبادت ها را مايه حيات دلها قرار داده است . پس تو بايد مثل آب ، زلال و پاك باشى . خداوند، آب را پاك كننده قرار داد. تو هم دل و جانت را با تقوا و يقين پاكيزه ساز. به فرموده امام رضا عليه السلام خداوند فرمان وضو داد، تا وقتى بنده در پيشگاه خدا براى مناجات مى ايستد، از آلودگى ها پاك باشد؛ سستى و بى حالى نداشته باشد و با دلى پاك در آستان خدا بايستد. در وضو شستن دسته و صورت و مسح دست و پاها واجب است ، چرا كه وقتى بنده اى در پيشگاه خدا مى ايستد، اندام وضويش آشكار است . سجود و خضوعش با صورت است و درخواست و دعايش با دست و تضرع و ناليدنش با سر. در ركوع و سجود سر را رو به خدا مى گيرد و نشستن و ايستادنش با پاهاى اوست ...

برگرفته شده از کتاب  " نماز عارفانه"  ترجمه ، تلخیص ونگارش جوادمحدثی از  کتاب اسرارالصلوات عارف مرحوم ملکی تبریزی (ره)

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

فتاوي مراجع عظام تقلید در باره آرايش ولباس‌ زنان

آرايش زنان در خيابان‌ها و بيرون گذاشتن مقداري از موها و پوشيدن جوراب بدن‌نما و لباس‌هاي محرك چه صورت دارد؟

حضرت آيت‌الله خامنهاي:

بر زن واجب است تمام بدن و موي و زينت خود را از نامحرم بپوشاند.

مرحوم حضرت آيت‌الله فاضل لنكراني:

حرام است.

حضرت آيت‌الله بهجت:

حرام است.

حضرت آيت‌الله صافي گلپايگاني:

حرام است.

حضرت آيت‌الله مكارم شيرازي:

بدون شك جايز نيست.

حضرت آيت‌الله تبريزي:

جايز نيست.

حضرت آيت‌الله سيستاني:

جايز نيست.

منبع : كتاب حجاب شناسي

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نماز باز دارنده از گناه  


نمازى كه نمازگزار به پا مى دارد دو حالت دارد.
1- نمازى بى روح و بى محتوا كه فقط صورت نماز دارد، تنها قيافه و چهره آن ، چهره نماز است اما حقيقت ندارد، روح سازندگى و دورى از گناه در آن به چشم نمى خورد.
2- نمازى كه غير از صورت و چهره ظاهرى ، روح و معنى و حقيقت هم دارد، در واقع اين نماز است كه انسان را از فحشا و منكرات باز مى دارد.
امام صادق (ع) نقش نماز را در پيشگيرى از گناه اين گونه بيان مى فرمايد: نماز، مانع و باز دارنده اى است كه خداوند در زمين براى نجات انسان ها از آتش برقرار ساخته است . هر كس مى خواهد بداند چه مقدار از نمازش منفعت برده و تا چه اندازه از آن بهره مند شده است ، بنگرد كه آيا نمازش او را از اعمال زشت و منكر باز مى دارد يا نه ؟ پس به همان مقدار كه دامن از گناه برچيده ، از نماز خود بهره برده است.
نماز، اگر روح و حقيقت داشته باشد نمازگزار بعد از انجام دادن ، آن را ضايع و باطل نمى كند، به دنبال آن دروغ نمى گويد، تهمت نمى زند، غيبت نمى كند، به مردم مسلمان فحاشى و بد زبانى نمى كند، حرام نمى خورد و حرام نمى پوشد، زيرا نمازگزار متوجه است كه نماز با لباس غصبى باطل است ، مى داند كه يك لقمه حرام در بدن انسان تاثير مى گذارد.


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

علل بى توجهى نوجوانان به نماز و راه حل ها-3

علل خانوادگى بى توجهى به نماز

  مال حرام و شبهه ناك
تـاءثير و تاءثر جسم بر روح و بر عكس ، امرى است روشن و مسلّم . لذا انسان بايد غذايى را مـصـرف كـنـد كـه از بـهـداشـت ظـاهـرى و باطنى برخوردار باشد تا به جسم و روح او آسيبى نرساند.
يكى از مسؤ وليت هاى بسيار مهم والدين در تهيه غذا و ساير امكانات زندگى براى فرزندان ، تـوجـه بـه حـلال و حـرام بـودن درآمـدهـا اسـت ؛ زيـرا غـذاى حلال و طيب و حرام و شبهه ناك اثر وضعى بر جسم و روان انسان مى گذارد. در فـرهـنـگ اسـلامـى بـيـن تـغـذيـه حـلال و طـيـب و عـمـل صـالح و بـيـن رذايـل اخـلاقـى و آثـار سـوء تـغذيه مى توان رابطه هايى را دريافت . همچنين بين مـصـرف مـال حـرام و شـبـهـه نـاك و عـدم تـوفـيـق بـه عـمـل صـالح يـا ميل به گناه نيز ارتباط وجود دارد.

 نداشتن الگوى مناسب
كـودك از بـدو تـولد بـا والديـن خـود آشـنـا و مـاءنـوس مـى شـود و در مـراحـل رشـد خـود سـعـى مـى كـنـد رفـتـار، گـفـتـار و افـكـارش مانند والدين خويش باشد. و با تقليدپذيرى ، اعمال آنان را ملاك رفتار خود قرار داده و خواسته يا ناخواسته از آنها الگو مى پذيرد. والدينى كه به وظايف الهى و شرعى خود پاى بند هستند و به موقع نماز مى خوانند و از سبك شـمـردن نـمـاز و سـايـر واجـبـات الهـى پـرهـيـز مـى كنند، به يقين فرزندانشان از آنان الگو گرفته و به نماز مى ايستند و هيچ عبادتى ـ از جمله نماز ـ را سبك نمى شمارند. امّا كودكى كه از اين نعمت معنوى محروم است و والدينش به نماز علاقه اى نشان نمى دهند يا گه گـاهـى نـمـاز مـى خـوانـنـد، آيـا الگـوى مـنـاسـب بـراى عـبـادت دارد؟ آيـا فـطـرت خـداجـويى و مـيـل بـه پـرسـتـش در او شـكـوفـا مـى شـود يـا در انـبـوه غـبـار جهل و غفلت باقى مى ماند؟


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

راه تحريم غير خدا

راههايى را كه در شبانه‏روز به ما ارائه‏كرده‏اند، براى رسيدن به اين مقصود سهم مؤثرى دارد.

نماز تنها كار سلبى به عنوان «نهى از فحشا و منكر» ندارد; بلكه آثار اثباتى فراوانى نيز دارد. ما نبايد در حدى باشيم كه نماز را براى «پرهيز از گناه‏» بخوانيم، بلكه بايد بكوشيم آن را براى «لذت لقاى حق‏» اقامه كنيم. گرچه توجه به لذت هم نقص است; ولى ما را به آن مراحل نهايى، راهنمايى و نزديك مى‏كند.

نخستين چيزى كه در مورد نمازبه ما آموخته‏اند اين است كه نماز بدون طهارت، نماز نيست

و ما هم بايد درست تحصيل طهارت كنيم. آنگاه به ما گفته‏اند: وقتى وارد نماز مى‏شويد، چهره جان خود را متوجه ذات اقدس   خداوند كنيد تا خداوند نيز به شما رو كند.

امام صادق (عليه السلام) فرمودند:  نمازگزارى كه به معانى نماز توجه و حضور قلب نداشته باشد، خدا از او، اعراض مى‏كند. وقتى خدا از نمازگزار اعراض كند، در حقيقت او پشت‏به قبله نماز مى‏خواند. بنابراين، به مقدارى كه نمازگزار معانى نماز را مى‏داند و گناهان خود را احضار و از ذات اقدس اله توبه و نزاهت روح، طلب مى‏كند، نماز او مقبول است; زيرا نماز گرچه از نظر فقه اصغر، «واجب ارتباطى‏» است، ليكن در فقه اكبر با تحليل هر جزء «واجب استقلالى‏» خواهد بود.

سفارش پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و ائمه (عليهم السلام) در مورد اصل نماز، نماز جماعت، نماز جمعه، نماز شب و... فراوان است و اين نشانه آن است كه نماز بهترين راه براى سير و سلوك انسان به سوى خداست.

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

نماز واقعي

نماز بي روح يعني بي توجه و التفات به حق تنها كاري را كه مي كند تكليف را از گردن صاحبش ساقط مي نمايد لكن مقام و منزلتي را در نزد خدا دارا نخواهد شد و نمازي كه روح نداشته باشد مانند آن است كه شخصي ، مردار گنديده اي را نزد پادشاه به تحفه برد و از او تقاضاي قبولي آن را بنمايد، مي خواهيم ببينيم آيا پادشاه او را قبول مي كند يا آن كه بر سر صاحبش مي كوبد؛ نتيجه آن كه كليه اعمال صادره از ما بايد داراي مغز و روح باشد والا فائده ندارد.

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

عبادت و كمال انساني

كـمـال در لغـت ، به معناي تمام شدن ، كامل شدن ، تمام و آراستگي صفات است و در اصـطـلاح ، به اين معني است كه در ساختمان وجودي انسان ، بُعدي بي نهايت قرارگرفته كـه انـسان مي تواند با گام برداشتن در راه خدا به " اعلي علييّن " برسد.

تمام برنامه هاي ديني و الهي براي تكامل انسان پايه گذاري شده است . هدف واقعي عبوديت و بـنـدگـي و فـلسـفـه عـبـادتـهـاي مـا كـه خـود، كـلاسـهـاي تـربـيـتـي هـسـتـنـد، تكامل انسان است .

كـمـال انـسـانـي ابـعـاد مـخـتـلفـي دارد مـانـنـد كـمـال عـرفـانـي ، كـمـال عـبـادي ، كمال سياسي و كمال اخلاقي كه در پرتو عبادت الهي فراهم مي شود، چرا كه انـسـان وقـتـي بـه مقام بندگي خدا توجّه كرد. خلايق را آفريده هاي او مي داند و لطف و رحمت و رفـتـار نـيـكـو نـسـبـت بـه آنـها را وظيفه بندگي خويش ‍ مي شمارد و انس و الفت با آنها را راه وصـول بـه بـنـدگـي مـي دانـد، هـمـيـنـطـور بـه فـرمـانـهـاي الهـي در مـسـائل اخـلاقي عمل مي كند؛ پس بنده خدا به اخلاق الهي متخلق مي شود و اعضا و جوارحش كاري خدايي انجام مي دهند.

بـنابر اين " عبادت " و " كمال  " لازم وملزوم يكديگرند و به عبارتي ، هر يك در ديگري تاءثير مـتـقـابل دارد. بدين ترتيب ، انساني كه در مسير تكامل گام نهاده است به عبادت پروردگار مي پـردازد و هـر چـه عـبـادت بـيـشـتـر و بـهـتـر انـجـام گـيـرد تـكامل سرعت مي يابد و هر چه انسان كاملتر گردد، عبادت و بندگي نيز افزون مي شود و هر چـه در ايـن مـسير كوشش نمايد، خدايي تر مي شود، بگونه اي كه انديشه ، گفتار و كردار او رنگ خدايي مي گيرد .

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

منظور از اسم اعظم الهي چيست؟

 در روايات زيادي روي مسأله " اسم اعظم خدا" تكيه شده، و از آنها استفاده مي‏شود كه اگر كسي خدا را به اسم اعظمش بخواند دعاي او مستجاب مي‏گردد، و هرچه از خدا بخواهد به او مي‏دهد، و لذا در ذيل بعضي از اين روايات آمده است " وَالَّذي نَفْسي بِيَدِهِ لَقْد سَئَلَ اَللهَ باسمِهِ الاَعْظَمِ الَّذي اِذا سُئلَ بِه اَعْطاهُ وَ اِذا ادُعِي بِه اَجابَ"  -    قسم به كسي كه جانم بدست او است، او خدا را به اسم اعظمش خواند، همان اسمي كه اگر خدا را به آن بخوانند عطا مي‏كند و اگر دعا به آن كنند اجابت مي‏نمايد.  

ولي سخن در اينجا است كه آيا اسم اعظم يك كلمه يا يك جمله يا آيه‏اي از آيات قرآن مجيد است، و اين همه تأثير و قدرت در الفاظ و حروف آن نهفته شده، بي‏آنكه هيچ قيد و شرطي داشته باشد؟ يا اين كه اثر از آن اين الفاظ است به ضميمه حالات و شرائطي در گوينده از نظر تقوا و پاكي و حضور قلب و توجه خاص به خدا و قطع اميد از غير او و توكل كامل بر ذات پاك او. يا اين كه اسم اعظم اصولاً از مقوله لفظ نيست، و اگر پاي الفاظ به ميان آمده اشاره به حقايق و محتواي اين الفاظ است، و به تعبير ديگر مفاهيم اين الفاظ بايد در جان انسان پياده شود و او متخلق به معني آن گردد، و به مرحله‏اي از كمال برسد كه دعاي او مستجاب و حتي تصرف او در موجودات تكويني به فرمان خدا نافذ گردد.


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

راه رسيدن به حكمت عبادات و نشانه آن

 راه رسيدن به حكمت عبادت آن است كه عابد جز معبود چيزي را نبيند. و ركن اساسي اين است كه انسان چيزي جز حق را دوست نداشته باشد. در اين صورت، نگران نيست؛ چون چيزي كه از دست رفتني است مورد علاقه او نبوده و چيزي هم كه مورد علاقه اوست از دست رفتني نيست. از اين رو نه غمي به سراغ عارف مي آيد و نه اندوهي او را فرا مي گيرد. انسان گاهي از گذشته غمگين و از آينده هراسناك است. اگر كسي از گذشته و آينده نجات پيدا كرد، ديگر سخن از ماضي و مستقبل نيست؛ از زمان بالاتر آمده و روي گذشته و آينده پا گذاشته است. چيزي را قبلاً از دست نداده تا اندوهگين باشد و چيزي را بعداً از دست نمي دهد تا هم اكنون ترسناك باشد . به تعبير بوعلي سينا، عارف، فرحان است:  عارف، گشاده رو، بشّاش و متبسم است، كوچك و بزرگ از فروتني او بهره مند مي شوند؛ او هم از ديدار همگان شادمان است، چرا چنين نباشد كه او همه هستي را تجلّي حق مي بيند -  اشارات و تنبيهات3/391-

عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست.  اين نشانه پي بردن به حكمت عبادات است.

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

حضور قلب در نماز

 حضور قلب در نماز عبارت است از توجه قلبي به پروردگار داشتن وحالتي كه

مناسب با عظمت خداوند است. پرستش بايد همراه با قلبي سرشاراز احساس

عظمت خدا و كوچكي و نياز در مقابل او باشد و راه بدست آوردن آن اين است

كه نمازگزار به معناي الفاظ و كلمات آن توجه نمايد و اين توجه بايد چنان

باشد كه گويا خدا را ميبيند و ذلت و كوچكي خويش را در برابرقدرت و عظمت

او حس كند. در حديث است كه "اعبد الله كانك تراه" خدار اچنان عبادت

كنيد كه گويا او را ميبيني - مصباح الشريعه ص 8-

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

چگونه نماز انسان را به راه راست هدايت مي كند

 بازدارندگي از گناه جزئي از طبيعت نماز است، نمازي كه نمازگزار را به ياد نيرومندترين عامل بازدارنده از گناه ; يعني، مبدا و معاد مياندازد، بايد داراي خاصيت بازداري از فحشا و منكر باشد.

نماز، صفتي در روح انسان ايجاد ميكند كه به مثابه يك پليس دروني است و صاحبش را از منكرات منع ميكند و در نتيجه روحش را از ناپاكي گناهان و آلودگيهاي ناشي از آنها دور نگه ميدارد. چون وقتي انسان در محضر خدا حضور مييابد و او را از همه چيز و همه كس بالاتر و بزرگتر از حد وصف ميپرستد و از او كمك ميجويد و راه راست را از او ميخواهد و بيزاري خود را از راه غضب شدگان حضرت كردگار و گمراهان بروز ميدهد بي ترديد حركتي در قلب و روحش به سوي پاكي و تقوا پديد ميآيد.

اما كيفيت نماز و اثر پذيري از آن متفاوت است و شايد هوي و هوسهاي درونيش كه مانع تاثير نماز ميشوند و آن را از اثر مياندازند بسيار قويتر است. نماز او در حد توان خود جلوي دشمن دروني را گرفته است و مانع از فحشا و منكر شده است، ليكن نفس اماره اش بسيار قوي بوده است. بنابر اين نبايد گفت كه نمازش موثر نيست و چون بي اثر است به درد نميخورد و نبايد نماز بگذارد. اين نكته نيز مسلم است كه نماز با كيفيت و نيرومند مانع از تسليم او در برابر شيطان نفس خواهد شد.


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

عبادت و مراحل رسيدن به كمال عبوديت

عبادت، هماهنگ كردن همه حركات و سكنات و حيات و ممات با خواسته هاى حضرت حق بر اساس نيت خالص و بى شائبه است، تا آنجا كه جــز سخن حق نگويد و جز سخن حق نشنود و تنها و تنها براي حق كار كند.( قل إنَّ صَلاتي وَ نسكي و محيايَ و مماتي لِلّهِ رَبِّ العالَمين ):بگو مسلماً نماز و عبادتم و زندگى كردن و مرگم براى پروردگار جهانيان است.


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

آداب دعا كردن 


1. حضور قلب .
2. خضوع و فروتنى .
3. اميدوارى .
4. شناخت خدا و اعتقاد به قدرت او و علم به نياز.
5. اميدوارى به خدا و قطع اميد از ديگران .
6. پرهيز از گناه به ويژه ستم مالى و آبرويى به مردم .
7. گريستن . روايت شده است :بين بهشت و جهنم ، گردنه اى است كه كسى از آن عبور نمى كند، مگر كسانى كه از ترس خدا، خيلى گريه كرده باشند.
8. سپاس و ستايش خداوند.
9. ذكر نامهاى خدا كه مناسب دعايش مى باشد و نيز گفتن نعمتهاى خداوند و شكر آن ، بيان گناهان و آمرزش خواستن براى آنها.
10. درنگ و عجله نكردن و اصرار و پافشارى در دعا. زيرا خداوند درخواست كننده لجوج را دوست دارد و حداقل پافشارى اين است كه دعاى خود را سه بار تكرار كرده و خواسته خود را سه بار بگويد.
11. پنهان دعا كردن ...


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

                  درجات روزه

براى روزه سه درجه است:

اول: «روزه عوام‏» ، و آن عبارت است از اينكه: در روزها شكم و فرج خود را ازمقتضاى شهوات آنها محافظت نمايى.و اين نوع روزه، فايده نمى‏بخشد مگر مجرداستخلاص از عذاب را.

دوم: «روزه خواص‏» ، و آن عبارت است از: آنچه مذكور شد به زيادتى محافظت‏چشم و گوش و زبان و دست و پا و ساير جوارح و اعضا از معاصى و گناهان.و بر اين‏روزه مترتب مى‏گردد آنچه از براى روزه‏دار وعده داده شده است از ثوابهاى بى‏پايان.

سوم: «روزه خواص خواص‏» ، و آن عبارت است از: آنچه مذكور شد با محافظت‏دل از اشتغال به افكار دنيويه و اخلاق رذيله و نگاهداشتن آن از غير ياد خدا بالكليه.وافطار اين روزه‏ها به ياد غير خدا و روز قيامت‏بودن است و حاصل اين روزه، روگردانيدن از غير خداست.


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

چرا هنگام دعا دست به سوى آسمان برمى داريم؟

غالباً اين سؤال براى توده مردم مطرح است كه در عين اينكه خداوند، مكان و محلى ندارد چرا هنگام دعا كردن چشم به آسمان مى دوزيم؟ و دست به سوى آسمان بلند مى كنيم؟ مگر العياذ باللّه خداوند در آسمانها است؟

  اين سؤال را در عصر ائمه هدى(عليهم السلام) نيز مطرح كرده اند، از جمله مى خوانيم كه «هشام بن حكم» مى گويد: زنديقى خدمت امام صادق (عليه السلام)آمد و از آيه الرّحمنُ عَلَى الْعَرشِ اسْتَوى سؤال كرد.


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

نماز آیات و دستور آن

 

(مساله 1500) نماز آيات كه دستور آن بعدا گفته خواهد شد, بواسطه چهار چيزواجب مى شود: اول و دوم - گـرفـتـن مـاه وخـورشيد اگر چه مقدار كمى از آنها گرفته شود و كسى هم ازآن نترسد.  سوم - زلزله اگر چه كسى هم نترسد. چـهـارم - رعد وبرق وبادهاى سياه وسرخ ومانند اينها, از آيات آسمانى در صورتى كه بيشتر مردم بترسند, و در حوادث زمينى نيز كه موجب ترس بيشتر مردم مى شود, احتياط واجب خواندن نماز است .


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

بعضى از آداب و شرايط ذكر

 

 

بدان كه: «ذكر» ، كه عبارت است از: ياد خدا كردن، پس نفع آن در صورتى است‏كه: دوامى داشته باشد، يعنى: دايم يا اكثر اوقات در ياد خدا باشد، و به زبان، او را يادكند، با حضور قلب و فراغت دل و توجه تام به خداوند علام، تا اينكه فكر او در دل‏قرار گيرد، و انوار عظمت او بر دل بتابد، و از اشراقات خورشيد جمال او سينه گشاده‏گردد.و اين ثمره جمله عبادات و غايت مطلب از همه طاعات است.و از براى ذكر،اولى است و آخرى.اول آن باعث انس و محبت مى‏شود.و آخرش را انس و محبت‏باعث مى‏گردد، و مطلوب، حصول اين انس و محبت است.پس بنده در ابتداى امر، به‏مشقت و زحمت، دل خود را از وساوس، و زبان خود را از سخن دنيا باز مى‏دارد.پس‏اگر توفيق مداومت‏يافت‏به آن انس مى‏گيرد.و محبت در دل او ريشه مى‏كند،همچنان كه كسى ابتدا طعامى در مذاق او ناگوار باشد و به زحمت آن را تناول كند ومداومت‏بر آن نمايد، عاقبت‏به آن معتاد مى‏شود و با طبع او موافق مى‏گردد كه ترك‏آن را نمى‏تواند كرد.

پس همچنين ذكر خدا، چون آدمى مدتى بر آن مواظبت كرد انس به خدا مى‏گيرد.وچون انس به او حاصل شد از هر چه غير او است منقطع مى‏گردد و به جز ياد خدا در دل‏او چيزى باقى نمى‏ماند.و چون وقت مرگ رسد فرحناك مى‏گردد كه ضروريات حيات‏كه فى الجمله او را از ياد خدا غافل مى‏كرد در اين وقت از او جدا مى‏شود، زيرا بعد ازمرگ، مطلقا عايقى نيست، پس گويا داخل خلوت محبوب خود مى‏گردد و از زندان‏مستخلص مى‏شود.و دايم در لذت و بهجت است تا به ملاقات خدا فايز گردد.

و هان! تا چنان ندانى كه: «ذكر» ، مجرد حركت دادن زبان است؟ ! بلكه «ذكرحقيقى‏» ، عبارت است از: ياد نمودن خدا در دل.و چون زبان هم به موافقت دل حركت‏كند «نور على نور» .و اما مجرد ذكر زبان، اگر چه هرگاه به قصد قربت و ثواب باشدفايده بسيار بر آن مترتب است اما اثر انس و محبت، بدون حضور قلب و ياد خدا دردل حاصل نمى‏گردد.

و مخفى نماند كه: اذكار بسيار است، مثل: «لا اله الا الله‏» و «سبحان الله‏» و «الحمد لله‏» و «الله اكبر» و «لا حول و لا قوة الا بالله‏» و «تسبيحات اربع‏» و «اسماء الله‏» ،و غير اينها.و در فضيلت هر يك از اينها اخبار بسيار وارد شده است.و مداومت‏بر هريك، باعث صفايى از براى نفس، و گشادگى از براى سينه مى‏شود.و هر ذكرى كه دلالت آن بر عظمت و جلال و عزت و كمال ايزد - متعال - بيشتر است، افضل است.

و از اين جهت گفته‏اند: «لا اله الا الله‏» افضل از همه اذكار است، زيرا كه: دلالت‏بر يگانگى و وحدانيت‏خدا مى‏كند.

معراج السعاده
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

راه حل مشكل

 

آنچه گفتيم ( در نوشته قبلی تحت عنوان "غفلت در عبادت " )  تحليل درد بود; راه درمان را نيز بايد بشناسيم. چون تهذيب روح، بدون شناخت درد و آشنايى با راه درمان آن ممكن نيست.

راه حلى كه قرآن ارائه مى‏دهد يكى «مراقبت از خود»، و ديگرى «ياد خدا» است; انسان بايد اولا مواظب جلسات، خواندنيها، شنيدنيها، خوردنيها وپوشيدنيهاى خود باشد; مواظب باشد چه سخنى را مى‏شنود و چه مى‏گويد، دقت كند كه در كنار سفره غذاى حلال مى‏نشيند يا حرام؟ لباسى را كه بر تن مى‏كند بايد گذشته از حلال بودن، لباس شهرت نباشد. گاهى شخص لباسى مى‏پوشد تا مشهور شود و هنگامى كه از كوى و برزن مى‏گذرد لباسش جلب توجه كند. اين نشان مى‏دهد كه او گرفتار خود بينى است.

اگر انسان، مواظب جلسات علمى خود باشد و سخنى جز براى رضاى خدا و به سود جامعه اسلامى نگويد، به تدريج زمينه فراهم مى‏شود تا به ياد خدا دل ببندد. وقتى به ياد خدا دل بست، به آسانى خاطره‏هاى خوب در ذهنش ترسيم مى‏شود. از اين رو قرآن كريم، ذكر خدا را براى غفلت‏زدايى و قرب به حق به ما مى‏آموزد.

هر يك از عبادتهاى معمولى، حد و نصابى دارد ولى ياد خدا در دل و نام‏خدابر لب، حدى ندارد:

كسى كه‏زياد به ياد خدا باشد، براى وى علاقه به خدا ملكه و او در تعلق به حق وتخلق‏به اخلاق الهى، متخصص، مجتهد و صاحب ملكه مى‏شود. در اين‏صورت نه تنها در حال عبادت مى‏فهمد كه با معبود خود سخن مى‏گويد، بلكه‏درخارج از عبادت نيز به ياد حق است; آنگاه فرق او با ديگران روشن مى‏شود.ديگران در حال نماز، حواسشان نزد خدا، قيامت و معارف نماز نيست و او در غير حالت نماز نيز به ياد خدا و در نماز است: «خوشا آنان كه دايم در نمازند». هر كس يك ساعت‏براى مراقبت، زحمت‏بكشد، ده ساعت او را حفظ مى‏كنند و به پيش مى‏برند و قهرا نجات پيدا مى‏كند، و حفظ خاطرات در نماز براى او سهل و آسان خواهد شد.

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

آداب ، مستحبات و مکروهات

 

نماز ؛ اذان ،اقامه ، تكبيرة الاحرام  ، قيام  ،

 

 قرائت ، ذكر  ، ركوع  و سجده


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

آداب گفت و گو با معشوق !

 

گر تيغ بارد در كوى آن ماه         گردن نهاديم الحكم لله


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

 

ثواب گفتن لا اله الا الله

 

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: خداى عزوجل به موسى بن عمران فرمودند: اى موسى ! به راستى كه آسمانها و ساكنان آنها كه نزد من هستند و زمينهاى هفتگانه را در يك كفه گذاشته و لا اله الا الله را در كفه ديگرى بگذارند، لا اله الا الله سنگين تر از آنها خواهد بود.

امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: هر چيزى هموزنى دارد، مگر خداوند و لا اله الا الله كه هموزنى ندارند و هر قطره اشكى بر صورت او جارى شود، هيچ گاه فقر و خوارى را نخواهد ديد.

  رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: گواهى به لا اله الا الله فقط از اين (على بن ابيطالب ) و شيعيانش كه پروردگار از آنان پيمان گرفته است ، پذيرفته است و نشانه ( پيروى از على بن ابيطالب عليه السلام ) اين است كه پيمان او را نشكنيد؛ در جايگاه او ننشينيد و سخن او را تكذيب نكنيد.


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

ثواب روزه رجب


 

1. امام صادق عليه السلام فرمودند: همانا نوح در روز اول رجب سوار كشتى شد و به همراهان خود دستور داد كه اين روز را روزه بگيرند.
و فرمود: هر كس اين روزه را روزه بگيرد، جهنم به اندازه دورى مسافت يك سال از او دور خواهد شد كسى كه هفت روز روزه بگيرد، درهاى هفتگانه جهنم بر وى بسته خواهد شد و كسى كه هشت روز روزه بگيرد، درهاى هشتگانه بهشت براى او باز مى شود و كسى كه پانزده روز روزه بگيرد، حاجتش داده خواهد شد و كسى كه بيشتر روزه بگيرد، خداى عزوجل ثواب بيشتر به او عنايت مى فرمايد.

2. امام كاظم عليه السلام فرمودند: رجب ماه بزرگى است كه خداوند حسنات را در آن دو برابر نموده و گناهان را در آن پاك مى كند. كسى كه يك روز از رجب را روزه بگيرد، جهنم به اندازه مسافت صد سال از او دور خواهد شد و كسى كه سه روز را روزه بگيرد، بهشت براى او واجب مى شود.
کتاب ثواب الاعمال

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

برخی از موانع حضور قلب در نماز

 

همه موانع حضور قلب در نماز  مجتمع‏اند در تحت‏يك امر كه دوستى دنيا باشد، كه منبع هر فساد، و سرچشمه هرقصور و نقصان، و اساس هر شقاوت و هلاكتى است.و هر دلى كه در آن، محبت دنياباشد بايد طمع از لذت مناجات با خدا ببرد، زيرا دلى كه محل قاذورات و كثافات دنياباشد چگونه اهل عالم قدس، آنجا داخل شوند؟ ! و چگونه انوار لامعه محبت‏خداوندپاك در آنجا تابد؟ !

بلى همت هر كسى در پى آن چيزى است كه به آن شاد است.پس كسى كه شادى‏آن به دنيا باشد چگونه دل او مشغول نماز مى‏گردد؟ و ليكن باز بايد نوميد نباشد و دست از مجاهده بر ندارد و به قدر امكان دل خود را در نماز به ياد خدا برگرداند.و تا بتواندموانع و علايق را دور افكند.و اين «دواى حضور قلب‏» است.و چون بر طبع اكثر اهل‏روزگار ناگوار است، از آن نفرت مى‏كنند تا مرض ايشان مزمن مى‏گردد.و از اين روست‏كه: اكابر دين، سعيها كردند كه دو ركعت نماز كنند كه از آن در دل ايشان هيچ از اموردنيا نگذرد، نتوانستند.با وجود اين، ديگر ما را چه طمع در اين باقى مى‏ماند، اى كاش‏ثلث نماز يا ربع آن از وساوس و افكار باطله سالم بماندى.

 


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

چشمه آب حيات


اى عزيز! بدان كه چشمه آب حيات همين چشمه عبادت است كه اگر كسى از اين چشمه ، آبى نخورد، مرده ابد است .

 كسى كه عمر خو را ضايع كرد و براى او از اين چشمه ، نصيب و سهمى نبود، بايد شب و روز به حال خود بگريد و بر روح مرده خود نوحه ، و زارى كند به مثل چنان است كه جمعى براى يافتن آب حيات در ظلمات فرو روند و عمر خود را صرف و مشقت سفر را تحمل كنند، و آخرالامر از اين چشمه حيات ابدى ، آبى نخورند. ذلك هوالخسران المبين اى عزيز! گفتن اين كلام آسان است ، ولى محقق شدن به معانى آن كار مردان است .

اى عزيز! اگر در اياك نعبد راستگو شدى ، به يقين كه در اياك نستعين هم صادقى ، زيرا كه اگر كسى ، خدا را شناخت و به عنوان عبوديت او را سجده كرد، نمى تواند از ديگرى استعانت جويد اما اگر او را نشناخت و نتوانست او را سجده كند، در كارهاى خود حيران و سرگردان مى ماند و هر لحظه به جائى نگران است زيرا رسم است كه بنده از مولاى خود استعانت جويد حال اگر انسان خداى خود را نشناخت و سجده اش به قلب نبود و بلكه به صورت بود، همچون گدايان كوچه و بازار، در بدر و سرگردان خواهد بود.

اى عزيز! بر تو باد كه شب و روز بكوشى ، شايد از چشمه عبادت جرعه اى بنوشى و گوش فرا دار، شايد اين عبارت را بشنوى : عبدى اطعنى حتى اجعلك مثلى ، انا حى لايموت اجعلك حيا لاتموت و انا اقول للاشياء كن ، فيكون وانت تقول للاشياء كن فيكون اى بنده من ، مرا اطاعت كن تا تو را مثل خود قرار دهم من زنده اى هستم كه هرگز نمى ميرم ، تو رانيز زنده اى گردانم كه هرگز نخواهيم مرد من به هرچه گويم موجود شو، موجود مى شود و تو نيز بر اثر عبادت و بندگى من ، به هرچه گوئى موجود شو، موجود مى شود.

پس اى عزيز! بهتر آن است كه در هنگام گفتن انعمت عليهم اين بزرگواران را در نظر آورى گفته اند كه وقتى بنده شروع به گفتن اهدنا الصراط المستقيم مى كند، حضرت حق مى فرمايد: هذا عبدى و لعبدى ما ساءل اين بنده من است و آنچه او بخواهد به او عطا خواهم كرد.

 


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

صلوات بر محمد و آل محمد

 

صلوات بر محمد و آل محمد معادل با تسبيح و تحميد و تهليل و تكبير است
صلوات بر محمد و آل محمد موجب استجابت دعا مى باشد
صلوات بر محمد و آل محمد موجب حصول رضاى حقتعالى است
صلوات بر محمد و آل محمد موجب آمرزش گناهان است
صلوات بر محمد و آل محمد موجب محو گناهان است
صلوات بر محمد و آل محمد موجب راحتى جان كندن است
صلوات بر محمد و آل محمد موجب ايمنى از عذاب دنيوى است
صلوات بر محمد و آل محمد موجب ايمنى از عذاب اخروى است
صلوات بر محمد و آل محمد موجب ثقل ميزان يوم القيامه است
صلوات بر محمد و آل محمد موجب نورانيت صراط آخرت است
صلوات بر محمد و آل محمد موجب نجات از دوزخ و عذاب آن است
صلوات بر محمد و آل محمد موجب دخول در دارالسلام و جنت است

 صلوات بر محمد و آل محمد موجب ايمنى از هول قيامت است
صلوات بر محمد و آل محمد موجب محشوريت با محمد و آل محمد است
صلوات بر محمد و آل محمد موجب وجوب شفاعت است
صلوات بر محمد و آل محمد موجب ...

 

پس ؛ الهم صلی علی محمد وال محمد

 

حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

گمان بنده ام هر چه باشد، من همانجا هستم

 

 

آداب دعا

 

رجا و اميدوارى به رحمت حق 

 


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

 

عبادت و مراحل رسيدن

 

 

 

به كمال عبوديت

 

 


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

 

كسانى كه دعايشان مستجاب است


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

 

این دعا قبول نمی شود!


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

غفلت؛ مخالف روح و حقيقت نماز

 

كلامى كه از روى غفلت‏سر زند مناجات و عرض مطلب نيست. و اين خود امرى است ظاهر.و كسى كه با دل غافل و بدون فهم معنى بگويد:  «اهدنا الصراط المستقيم‏».  چه عرض مطلبى كرده و چه سؤال از خدا نموده؟ ! و مقصودكلى از حمد و سوره و ذكر ركوع و سجود، ثنا و ستايش پروردگار، و حمد او و تضرع ودعاست.

مقصود از خود ركوع و سجود نيست مگر تعظيم و تمجيد الهى.و باوجود غفلت، چگونه تعظيم به عمل مى‏آيد؟ ! و اين افعال، هرگاه از تعظيم بودن‏بيرون روند ديگر چه مى‏ماند بجز جنبانيدن سر، و خم كردن پشت، كه چندان مشقت وصعوبتى ندارد؟ ! پس اگر نماز، مجرد اين حركات بودى چگونه ستون دين شدى؟ و فاصله ميان كفر واسلام گشتى؟ و سر جمله عبادات بودى؟ و خداوند - سبحانه - حكم به قتل‏تارك آن كردى؟ !

خدا نظر نمى‏افكند به نمازى كه آدمى دل خود را با بدن خود به نمازحاضر نكرده باشد.

يكى از بزرگان را سؤال كردند از كيفيت نماز او.گفت: چون وقت نماز داخل‏مى‏شود وضو مى‏سازم و به مصلاى خود مى‏روم و لحظه‏اى مى‏نشينم تا اعضا و جوارح‏من‏آرام گيرد پس به نماز بر مى‏خيزم و كعبه را ميان دو ابروى خود قرار مى‏دهم وصراط را در زير قدم خود مى‏بينم و بهشت را در طرف راست و جهنم را در طرف چپ‏و ملك الموت را در عقب سر، و چنان پندارم كه: اين آخر نمازهاى من است.پس درميان اميد و خوف مى‏ايستم و تكبير احرام مى‏گويم.و شمرده قرائت مى‏كنم.و به‏خضوع و خشوع ركوع و سجود مى‏كنم.و به اخلاص تمام، نماز را تمام مى‏كنم.ونمى‏دانم كه نماز من قبول شده يا نه‏.

 


ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |

 

حقيقت و روح نماز

 

 

بدان كه: معانى باطنيه كه آنها روح نماز و حقيقت آن هستند هفت چيز است
ادامه مطلب
حبیب الله محمدی   | لینک ثابت |