مشق عاشقی
مابه فلک می رویم عزم تماشا که راست؟

 

هرچند نمی توان ، دعا کردن را به زمان و مکان خاص منحصر کرد، انسان ها در هرحالت و مکانی می تواند با خدایش رابطه برقرار نماید. ولی ، برخی زمان ها و مکان ها و برخی حالات برای استجابت دعا فضلیت داشته و حاجت،زود تر بر آورده می شود . یکی از این ایام های مناسب برای دعا کردن،  ایام محرم است ، چون دل ها در عزای شهدای کربلا غمگین وشکسته است . دل های شکسته با همراهی شفعای بزرگ همچون شهدای مظلوم کربلا . کار های محال و نا شدنی را شدنی می نماید.

انسان در همه امور، محتاج خداوند است . برای رسیدن به هدف ، انسان نباید تنها متكی به وسایل و وسایط مادی و ظاهری گردد. هر چه هست از خداست. در حدیث قدسی آمده است: خداوند به موسی فرمود: هر چه را كه احتیاج داری از من بخواه حتی علف گوسفند و نمك طعامت را. اما خداوند نعمت‌های خود را با واسطه به بندگان می‌رساند. بهتر است بنده سراسرمحتاج و نیاز، وقتی در مقابل خداوند  بی‌نیاز می‌ایستد و از او درخواست می‌كند، نعمت‌های بزرگ و ارزشمند بخواهد. چرا كه برای خداوند، اعطای نعمت بزرگ و کوچک مساوی است ، پس چه بهتر که انسان از بزرگان ، تقاضای بزرگ داشته باشد. مثلا : تقاضای دوچرخه از رییس جمهوریک کشور، توهین به آن رییس جمهور است ، از رییس جمهور باید وزارت و ولایت در خواست کرد. با توجه به روش معصومین ـ علیهم السّلام ـ در باره دعا ، به چند نمونه اشاره می نمایم:
1. دعا برای والدین
پدر و مادر واسطه به وجود آمدن انسان هستند و بیشترین زحمات هر شخصی برعهده والدین اوست، لذا در اسلام احترام و نیكی به آنها بسیار مورد تأكید قرار گرفته است . چنان كه در آیات مختلف قرآن ، از جمله در : سوره بقره آیه 83؛ نساءآیه 36؛ انعام  آیه151 و سوره  اسراء آیه 23.  بعد از امر به عبادت خدا و شریك قرار ندادن برای او، امر به احسان به والدین شده است. یكی از راه‌های جبران زحمات آ نان  دعای خیر در حق ایشان است. چنان كه در قرآن آمده است که حضرت ابراهیم و نوح ـ علیهم السّلام ـ برای والدین خود طلب مغفرت کردند. و امام سجاد ـ علیه السّلام ـ در صحیفه سجادیه دعایی مخصوص در حق والدین دارد.
2. طلب خیر برای دیگران
خداوند نه از برآوردن حاجات ناتوان است و نه در اعطای آن بخل می‌ورزد: پس اگر كسی برای دیگران خیر بخواهد، خداوند به خاطر خیرخواهی او برای دیگران، حاجت او را هم برآورده می‌كند. در این باره ، پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ در حدیثی می‌فرمایند: وقتی دعا می‌كنید برای عموم مردم دعا كنید كه باعث اجابت دعاست.
3. داشتن فرزند صالح
یكی از سعادت‌های هر پدر و مادری، داشتن فرزند صالح است كه باعث سربلندی آنان در دنیا و آخرت می‌شود، به همین سبب ائمه اطهار ـ علیهم السّلام ـ از خداوند درخواست فرزند صالح و مؤمن می‌كردند. حضرت زكریا ـ علیه السّلام ـ از خداوند طلب فرزند پاك و طیب کرد. حضرت ابراهیم ـ علیه السّلام ـ بعد از حمد و ستایش خدا، برای داشتن فرزند، از خداوند می‌خواهد که فرزندانش را از نمازگزاران قرار دهد.
4. سلامتی و ظهور امام زمان (عج)
وقتی امام زمان (عج) ظهور كند، هرگونه ظلمی برچیده می‌شود، عدل سراسر زمین را فرا می‌گیرد، بركت بر بندگان به سبب اعمال خیر و گناه نكردن نازل می‌شود و فقر ریشه‌كن می‌گردد . چه آرزویی بزرگتر از زندگی كردن در چنین اجتماعی كه سعادت دنیا و آخرت همه در آن تامین است و کسی به جرم هزاره و افغانستانی بودن از ابتدای ترین حقوق شهروندی، اسلامی و انسانی اش محروم نمی گردد . لذا دعا برای سلامتی و تعجیل در ظهورشان از بزرگترین دعاهاست كه حقیقتاً خواسته قلبی همه شیعیان است. حتی ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ نیز برای سلامتی و ظهور ایشان دعا می‌كردند. امام زمان (عج) در عصر غیبت صغری در نامه‌ای به یكی از اصحاب خود می‌فرمایند: برای تعجیل در فرج بسیار دعا كنید چرا كه آن فرج خود شما خواهد بود.
5. بهترین بنده بودن
كمال هر انسان در بندگی خداوند است. از آنجا كه رسیدن به كمال بندگی ، مستلزم ترك هواها و خواهش‌های نفسانی است، لذا در راه رسیدن به آن، باید از خداوند درخواست كمك و یاری كرد. چنان كه در قرآن كریم در سوره زاریات،آیه 56. آمده است: ما جن و انس را فقط برای عبادت و بندگی خود آفریدیم. چنان كه امام علی ـ علیه السّلام ـ در دعای كمیل می‌فرماید: خدایا مرا از بهترین بندگان خود قرار ده.
6. حفظ اسلام
دین اسلام از بزرگترین نعمت‌های الهی است كه به بشر ارزانی شده است. دینی است جامع برای تمام ابعاد زندگی انسان در دنیا و آخرت . ارزش این نعمت الهی به حدی است. كه برای پایدار ماندن آن  میلیونها نفر جان خود را از دست داده‌اند و معصومین از جمله امام حسین ـ علیهم السّلام ـ به عنوان بزرگترین افراد بشریت، به خاطر بقای اسلام ،خون‌شان بر زمین ریخته شده است. لذا دعا برای حفظ این مكتب الهی از مهمترین وظایف هر مسلمان است.
7. عافیت و عاقبت به خیری
از بزرگترین نعمتهای الهی سلامتی و عافیت است . سلامتی دین و بدن، دنیا و آخرت. هر چند خداوند بدون درخواست ، به بندگان خود سلامتی می‌دهد. امّا انسان باید با دعا کند تا مبادا در طول زندگی این عافیت از بین برود و عاقبت انسان با بی‌دینی و ذلت دنیا و آخرت ختم نشود. امام سجاد علیه السّلام در دعایی كه به دعای عافیت و شكر معروف است، می‌فرمایند: خدایا بین من و عافیت در دنیا و آخرت جدایی مینداز.
8. طلب توبه و محو آثارگناه
انسان جایزالخطا و یا به قول ما و شما شیر خام خورده است ، ممکن است در طول زندگی معصیت نماید. معصیت علاوه بر عذاب اخروی، آثار سوئی نیز در همین دنیا دارد كه باعث می‌شود انسان هر چه بیشتر از معنویات دور باشد و توفیق اطاعت از او سلب شود. به همین خاطر  ، درخواست از بین رفتن آثار بد گناهان گذشته  و توفیق عبادت بیشتر در آینده، از دعاهای پراهمیت است. امام سجاد علیه السلام در دعایی آموزنده برای شیعیان، می‌فرمایند: خدایا، مرا از پلیدی های گذشته پاك كن و آثار سوء آنها را نیز از بین ببر.
9. طلب رزق حلال
قرآن كریم در موارد متعددی از جمله در سوره مائده،آیه 88؛ انفال،آیه 69؛ نحل،آیه 114. امر به خوردن روزی حلال كرده است. همچنان تأكید قرآن در آیه 168 سوره بقره برای خور دن رزق حلال و طیب به این دلیل است كه غذای جسم ، در نفس و روح انسان تأثیر مستقیم دارد، لذا ائمه معصومین در موارد بسیاری از خداوند درخواست رزق حلال و طیب می‌كردند. چنان كه امام صادق ـ علیه السّلام ـ می‌فرمایند: خدایا، بر من و خانواده‌ام از بركت آسمانها و زمین روزی پاك و حلال فراوان نازل كن تا به واسطه آن از بندگانت بی‌نیاز شوم.
10. طلب علم
خداوند در قرآن كریم سوره طاها،آیه 114.  به پیامبر خود امر به دعا می‌كند و می‌فرماید: بگو؛ پروردگارا علم مرا زیاد كن. و حضرت سجاد ـ علیه السّلام ـ هر شب در ضمن دعاهای خود می‌فرمودند: خداوندا به من عقل كامل، قلب پاك و علم فراوان عطا فرما.
 

تهیه و تنظیم : امیر حسین رضایی


موضوعات مرتبط: آداب وراز های اعمال عبادی، ادعیه، مباحث اسلام شناسی
[ 91/09/04 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

شب دهم ذیحجه از شب‎های مبارک است. و جزء چهار شبی است که احیاء و شب زنده داری در آنها مستحب است. در شب عید قربان، درهای آسمان باز است. برای این شب اعمالی ذکر شده است:

1- زیارت امام حسین علیه السلام .

2- خواندن دعای "یا دائِمَ الْفَضْلِ عَلیَ الْبَرِیَّةِ" که در شب جمعه هم وارد شده است.

 اعمال روز عید قربان

روز دهم ذیحجه، روز عید قربان است و بسیار روز شریفی است و اعمال آن چند چیز است:

1- غسل . که در این روز سنّت مؤکد است و بعضی از علماء واجب دانسته‎اند.

2- اقامه نماز عید قربان، به همان نحو که در عید فطر ذکر شده است. اما در این روز مستحب است که بعد از نماز، با گوشت قربانی افطار شود.

3- خواندن دعاهائی که وارد شده پیش از نماز عید و بعد از آن و در اقبال ذکر شده و شاید بهترین دعاهای این روز، دعای چهل و هشتم صحیفه سجادیه باشد که اوّل آن "اَللّهُمَّ هذا یَوْمٌ مُبارَکٌ" است.

4- خواندن دعای چهل و ششم صحیفه سجادیه که اینگونه آغاز می‎شود: "یا مَنْ یَرْحَمُ مَنْ لا یَرْحَمُهُ الْعِبادُ". 

5- خواندن دعای ندبه .

6- قربانی کردن؛ که سنّت مؤکّد است .

7- خواندن تکبیرات برای کسی که در منا باشد بعد از پانزده نماز که اولش نماز ظهر روز عید است و آخرش نماز صبح روز سیزدهم است. و کسانی که در سایر شهرها هستند نیز بعد از ده نماز از ظهر روز عید تا صبح دوازدهم این تکبیرات را بگویند. تکبیرات بنا بر روایت صحیح در اصول کافی از این قرار است :

اللهُ اَکْبَرُ اللهُ اَکْبَرُ لا اِلهَ اِلا اللهُ وَاللهُ اَکْبَرُ اللهُ اَکْبَرُ اللهُ اَکْبَرُ ولِلّه الْحَمْدُ اللّهُ َکْبَرُ

خدا بزرگتر از توصیف است، معبودی جز خدا نیست و خدا بزرگتر است، و ستایش خاص خدا است

اعَلی ما هَدانا اَللّهُ اَکْبَرُ عَلی ما رَزَقَنا مِنْ بَهیمَةِ الاْنْعامِ

خدا بزرگتر است بر آنچه ما را راهنمائی کرد خدا بزرگتر است بر آنچه روزی ما کرد از چهارپایان انعام (شتر و گاو و گوسفند)

وَالْحَمْدُلِلّهِ عَلی ما اَبْلانا.

و ستایش خاص خدا است برای آنکه آزمود ما را .

و مستحب است که به مقداری که توانایی است این تکبیرات بعد از نمازها تکرار شود.

منبع: مفاتیح الجنان


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 91/08/04 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

 در متون دينى ما بعضى امور وسيله دفع بلایا و مصاییب معرفى شده‏اند. به نمونه‏هايى از آن اشاره مىشود.

1 ـ پيامبران و امامان

وجود و حضور حجت خدا در روى زمين به عنوان خليفه خدا و انسان كامل بركات فراوانى دارد. يكى از ثمرات مهم حضور فيزيكى و معنوى آنان اين است كه خداوند به واسطه آنها بلا را از اهل زمين دفع مىنمايد. اين مطلب در قرآن و روايات ائمّه معصومين مورد تأكيد قرار گرفته است. قرآن كريم در مورد حضرت خاتم الانبياء فرموده است: «و ما كان اللّه‏ ليعذِّبهم و انت فيهم»  خداوند مردم را عذاب نمىكند تا تو در بين ايشان هستى. از امام باقر (عليه السلام) سؤال شد كه دليل نياز به نبى و امام چيست. آن حضرت فرموده‏اند: «به خاطر اينكه خداوند عذابش را از اهل زمين به واسطه حضور نبى يا امام برمىدارد.» از حضرت ولى عصر (عجل الله تعالى فرجه الشريف) نيز نقل شده كه ايشان فرموده‏اند: «و بى يدفع اللّه‏ عزّوجلّ البلاء عن اهلى و شيعتي» ، " خداوند به واسطه من بلا را از اهل و شيعيان من دور مىكند."  سرّ اينكه فرموده‏اند زمين از حجّت الهى خالى نخواهد شد  در همين نكته است كه اگر حجّت الهى نباشد، زمين اهلش را خواهد بلعيد.

2 ـ دعا

دعا، آثار و بركات فراوانى دارد كه يكى از آنها دفع بلاست؛ قرآن كريم: «چون بندگان من از دورى و نزديكى من از تو بپرسند، بدانند كه من به آنها نزديكم و هر كه مرا بخواند دعايش را مستجاب كنم، پس بايد دعوت مرا بپذيرند و به من ايمان آورند تا به سعادت راه يابند.»

در حديث از على (عليه السلام) آمده است: «ادفعوا امواج البلاء عنكم بالدّعاء قبل ورود البلاء...» امواج بلا را به وسيله دعا، پيش از ورود آن از خودتان دفع كنيد. «دعا سلاح مؤمن است.»، «دعا كليد نجات و گنجينه‏هاى رستگارى است.» ، «دعا سپر مؤمن است.» و «دعا اسلحه پيامبران است.»

3 ـ استغفار و توبه

گناه مهمترين عامل نزول بلا است. يعنى نافرمانى انسانها موجب مىشود كه خداوند آنها را مجازات نمايد. البته دنيا دار مكافات نيست، مجازات اصلى تبهكاران در آخرت است، ولى به منظور پيشگيرى از طغيان بيش از حدّ مجرمين و همچنين ارعاب و اخافه ديگران، در همين دنيا نيز مجازاتهاى سبك و خفيفى نازل مىشود. با توجه به توضيحات فوق، نقش استغفار در جلوگيرى از نزول بلا روشن است. قرآن كريم در ارتباط با تأثير استغفار در جلوگيرى از بلا مىفرمايد: «و ما كان اللّه‏ معذِّبهم و هم ليستغفرون»  و خدا آنان را به كيفر نمىرساند و حال آنكه ايشان (از گناهانشان) آمرزش مىطلبند.

استغفار امان مردم از عذاب و نزول بلا است؛ يعنى تا زمانى كه مردم استغفار مىكنند عذاب نخواهند شد. اين بيان در سخنان ائمه نيز وارد شده است. نبى مكرّم اسلام مىفرمايند: «خداوند دو امان براى امّت من نازل فرموده است. يكى حضور من به عنوان حجّت خدا و ديگرى استغفار است.» (25)

4 ـ صدقه

صدقه نيز در دفع بلا و پيشگيرى از آن بسيار مؤثّر است. به چند روايت در اين خصوص اشاره مىشود.  از رسول اكرم (صلّى الله عليه وآله وسلّم) نقل شده است : «الصّدقة تدفع البلاء و هى انجح دواء و تدفع القضاء و قد اُبرم ابراماً...»  صدقه بلا را دفع مىكند و آن مؤثّرترين داروست و قضا را برمىگرداند و لو محكم شده باشد. حتّى در روايتى از رسول خدا (صلّى الله عليه وآله وسلّم) نقل شده است كه آن حضرت فرمود: «الصّدقة تمنع سبعين نوعاً من انواع البلاء...» صدقه از هفتاد نوع بلا ممانعت و جلوگيرى مىنمايد.

5 ـ صله ارحام

صله ارحام آثار و بركات زيادى دارد كه مقام را گنجايش ذكر آن نيست. يكى از آثار آن دفع بلا است. امام باقر (عليه السلام) فرموده‏اند: «صلة الارحام تزكّى الاعمال و تنمى الاموال و تدفع البلوى و تيسّر الحساب و تنسىء فى الاجل.»  صله ارحام اعمال انسان را پاك، اموال انسان را زياد، بلا را دور، حساب را آسان و مرگ را به تأخير مىاندازد. در اين روايت كوتاه، پنج فايده براى صله رحم بيان شده است. اين از ويژگيهاى كلام معصوم است كه در عين كوتاهى عبارت، از حيث معنا گوياست.

6 و 7 و 8 ـ سالخوردگان، كودكان و چهارپايان

دنيا دار تأثير و تأثّر است، يعنى زندگى دنيايى به گونه‏اى است كه انسانها از خوبى يكديگر بهره‏مند شده و از بديها نيز متأثّر مىشوند. از اين رو، اگر خداوند شخص گناهكار را با نزول بلا و عذاب مجازات نمايد، گاهى اوقات (در بلاهاى عمومي) افراد بىگناه نيز آسيب مىبينند و به اصطلاح،تر و خشك با هم مىسوزند. خداوند بلا را از گناهكاران به خاطر بىگناهان دفع مىكند. در روايات ما به اين مطلب هم اشاره شده است: عن ابى الحسن (عليه السلام) قال: «انّ للّه‏ عزّوجلّ فى كلّ يوم و ليلة منادياً ينادى مهلاً مهلاً عباداللّه‏ عن معاصى اللّه‏، فلولا بهائم رتّع، و صبيّة رضّع، و شيوخ ركّع، لصبّ عليكم العذاب صبّاً ترضّون به رضّاً»  همانا خداوند را فرشته‏اى است كه در هر شب و روز ندا مىدهد كه اى بندگان خدا! معصيت ديگر بس است. پس اگر نبودند چهارپايانى در حال چريدن و كودكانى در حال شير خوردن و سالخوردگانى در حال ركوع (عبادت)، هر آينه عذاب را بر شما نازل مىكرديم كه در نتيجه آن كوفته و قطعه قطعه گرديد.


موضوعات مرتبط: آداب وراز های اعمال عبادی، مباحث قرآنی، مباحث اسلام شناسی
[ 91/05/25 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

«و چون بندگانم از تو سراغ مرا مي‌گيرند، بدانند كه من نزديكم و دعوت دعوت‌كنندگان را اجابت مي‌كنم، البته در صورتي كه مرا بخوانند. پس بايد كه آنان نيز دعوت مرا اجابت نموده و به من ايمان آورند تا شايد رشد يابند.»(بقره/ 186) در اين آيه «هفت نكته دلالت دارد بر اينكه خداي سبحان به استجابت دعا اهتمام و عنايت دارد و از طرفي در اين آيه با همه‌ي اختصارش، هفت مرتبه ضمير متكلم «من»تكرار شده است و آيه‌اي به چنين اسلوب در قرآن منحصر به همين آيه است.»[1] اين آيه‌ نشان دهنده‌ي عظمت دعا در نزد خداوند و برتري آن نسبت به ساير عبادات است و به تعبير پيامبر اكرم «دعا مغز عبادت است.»[2] در كتب روايي احاديث بسياري در رابطه با فضيلت دعا آمده است و در اكثر آن كتب، فصل مستقلي در رابطه با فضيلت دعا آمده است و ما در اين نوشتار به برخي از فضيلتهاي دعا اشاره مي‌كنيم:

1-افضل عبادات: از امام باقر ـ عليه السّلام ـ سئوال كردند «برترين عبادات كدام است؟ فرمودند: هيچ چيزي بهتر از درخواست حاجت از خداوند متعال نيست»[3] و «وقتي از آن حضرت سئوال شد كه قرائت قرآن افضل است يا دعاي بسيار؟ فرمودند: بسيار دعا كردن برتر است به دليل آيه‌ي كريمه كه فرمود اگر دعا نكنيد، عنايت و توجهي به شما نمي‌شود. (فرقان/ 77) »[4] و امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايند: «بسيار دعا كنيد چرا كه مسلمان براي برآوردن حاجت خويش وسيله‌اي بهتر از دعا و روي آوردن به خدا و تضرع به سوي او نخواهد يافت. پس چيزي طلب كنيد كه خداوند آنرا اجازه داده است و دعوت خداوند را لبيك گوييد تا از عذاب الهي نجات يابيد و رستگار شويد»[5] و نيز امام باقر ـ عليه السّلام ـ در روايتي در تفسير آيه «ان ابراهيم لاوّاه حليم» (114 توبه) فرمودند: اوّاه يعني زياد دعا كننده، چنان كه امام صادق ـ عليه السّلام ـ نيز اميرالمؤمنين را دعاء يعني زياد دعا كننده ناميده‌اند. [6]

2-كليد رحمت: خداوند مالك حقيقي جهان هستي و روزي دهنده‌ي همه‌ي مخلوقات است. بيشتر نعمتهايي كه به بندگان خود داده است بدون درخواست آنان بوده است اما خزانه‌ي رحمت الهي بي‌پايان است و بنده هر اندازه قابليت داشته باشد از رحمت خداوند به همان اندازه‌ي تواند استفاده كند و به فرموده‌ي حضرت علي ـ عليه السّلام ـ «كليد اين رحمت الهي دعاست.»[7] كه اگر با شرايط به جا آورده شود باعث جلب رضايت خداوند و در نتيجه استفاده‌ي بيشتر و بهتر از نعمتهاي الهي مي‌شود. و به فرموده امام صادق ـ عليه السّلام ـ فقط با دعا مي‌توان به آنچه كه نزد خداست نائل شد.[8]

3-نور آسمان و زمين: پيامبر اسلام مي‌فرمايند: «دعا نور آسمانها و زمين است.»[9]

4-محبوبترين عمل نزد خداوند: اميرمومنان مي‌فرمايند: «محبوبترين عمل نزد خداوند در روي زمين دعاست.»[10] چرا كه خداوند مشتاق بندگان خويش است و به خاطر همين اشتياق دوست دارد بنده‌اش را در حال مناجات و راز و نياز با خود ببيند. امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايند: «خداوند حاجت و درخواست شما را مي‌داند اما دوست دارد بنده‌اش حاجت خود را به او بگويد.»[11] و در جاي ديگر مي‌فرمايند: «خداوند روزي مومنين را از محلي كه تصورش را نمي‌كند به او مي‌رساند به خاطر اينكه وقتي بنده محل رزق خود را نداند بسيار دعا مي‌كند.»[12]

حتي برخي مواقع به خاطر علاقه به مناجات بندگان مومن خويش، برآوردن حاجت آنان را به تاخير مي‌اندازد. تا صداي او را هر چه بيشتر بشنود. امام باقر ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايند: «خداوند اجابت دعاي مومن را به تاخير مي‌اندازد به خاطر اينكه مشتاق شنيدن صداي اوست و مي‌گويد صدايي است كه شنيدنش را دوست دارم و دعاي منافق را هر چه زودتر اجابت مي‌كند و مي‌فرمايد: صدايي است كه از شنيدن آن بيزارم.»[13]

5-سلاح مومن: پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايند: «سلاح مومن دعاست.» [14]يعني مومن در زندگي خود هيچ‌گاه دچار اضطراب نمي‌شود چراكه ارتباط او با خداوند محكم است و وسيله‌ي اين ارتباط دعاست كه مي‌تواند با آن هر مشكلي را از سر راه خود بردارد. امام صادق ـ عليه السّلام ـ در توصيف اين سلاح مخصوص مومن مي‌فرمايند: «دعا از نيزه تيزتر و برنده‌تر است.»[15] چنان كه پيامبر اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ فرمودند: اگر خدا را آن چنان كه شايسته است مي‌شناختيد، دعاي شما كوه‌ها را جابجا مي‌كرد.[16]

6-شفاي دردها: امام صادق ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايند: «شما را سفارش به دعا مي‌كنم چرا كه دعا شفاي همه‌ي دردهاست[17]» اگر دعا با شرايط و آدابش به جا آورده شود و هنگام دعا اميد انسان فقط به خدا باشد نه چيز ديگر، هيچ درخواستي بدون پاسخ نخواهد ماند چنانكه بارها ديده شده بيماران لاعلاج شفا پيدا كرده‌اند به خاطر اينكه اطرافيان او وقتي از همه جا نااميد شدند با تمام وجود رو به سوي خدا مي‌آورند و تنها او را مي‌خوانند و چنين دعايي، قطعاً مستجاب مي‌شود.

7-چراغ تاريكي‌ها: اميرمومنان ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايند: «دعا چراغ تاريكي‌‌هاست.»[18]

و بالاترين فضيلت اين است كه خداوند متعال دعا را مستجاب مي‌كند به اين مفهوم كه همين دعا محقق شود، استجابت نيز خواهد آمد، زيرا خداوند متعال در آيه «ادعوني استجب لكم»[19] و «اجيب دعوة الداع اذا دعان»[20] هيچ شرطي براي استجابت قرار نداده است، بلكه تنها شرط آن تحقق دعاي واقعي است. و چه فضيلتي بالاتر از اين كه خداوند بلافاصله و بدون قيد و شرط پاسخ دعا كننده را بدهد.[21]

آنچه باقي مي‌ماند اين است كه اين همه فضيلت براي چيست؟ و حاجت خواستن از خدا و يا سخن گفتن خاضعانه با او چه نكته پنهاني دارد كه اين ارزش‌ها را در پي خود آورده است؟

توجه به حالات دعاي انسان كه در قرآن ذكر شده است ما را به اين نكته رهنمون مي‌شود. در آيه 8 سوره زمر و 62 سوره نمل، و 65 از سوره عنكبوت، بيان مي‌كند كه آدمي در حالت گرفتاري و شدايد و يا در سفر دريايي، خدا را مي‌خواند و اين دعا خالصانه است. در روايتي از امام صادق نيز اميد كسي كه در دريا به تخته پاره‌اي آويزان است به تصوير كشيده شده است.[22] اين آيات ضمن بيان فطري بودن باور به خداوند اين نكته را نيز به منصه ظهور مي‌رسانند كه خالصترين دعا در حالتي صورت مي‌بندد كه دست انسان از همه‌ي اسباب عادي كوتاه باشد و تنها عامل موثر را خدا بداند ـ‌ انقطاع از ماسوا و اتصال به حق تعالي ـ و اين دعا، دعايي است كه در روايتي از امام صادق عليه السلام اجابت آن ضمانت شده است.[23]

به همين دليل است كه در روايات، توصيه شده كه حتي بند كفش پاره شده و نمك غذا را از خدا طلب كنيد.[24] زيرا كسي كه تا اين حد، خود و بلكه تمام ماسوا را ناتوان مي‌بيند كه توانايي تهيه نمكي براي غذا را بدون عنايت الهي ندارند به حقيقت توحيد افعالي رسيده است و هيچ موثري را بجز خدا در نمي‌يابد و باور دارد كه لاموثر في الوجود الا الله، و اين مقام، مقام اعتراف به فقر ذاتي آدمي واقرار به غناي مطلق حق تعالي است كه يا ايها الناس انتم الفقراﺀ الي الله و الله هو الغني الحميد (فاطر 15) و به همين جهت است كه اگر دعاي انسان نباشد خداوند به او اعتنايي نمي‌كند (فرقان/ 77). امام صادق ـ عليه السّلام ـ در حديثي براي توضيح مفهوم استكبار از عبادت، عبادت را به دعا تفسير كرده‌اند[25]و نتيجه آنكه، كساني كه دعا نكنند داخل جهنم خواهند شد، و با توضيحات قبل روشن مي‌شود كه كسي كه دعا نمي‌كند در واقع براي غير خدا، استقلال را به رسميت مي‌شناسد و اين چيزي به جز شرك در ربوبيت نيست و لذا در روايتي ديگر پيامبر گرامي اسلام ـ صلّي الله عليه و آله ـ مي‌فرمايند كسي كه به مخلوقات اعتصام بورزد خداوند دعاي او را مستجاب نمي‌كند و بلكه تاثير اسباب را نيز از بين مي‌برد.[26]

از آن چه آمد، چرايي فضيلت دعا آشكار شد، و با اين وصف مي‌توان درك كرد كه چرا دعا مخ و جان‌مايه‌ي عبادت است. عبادت پرستش است و اوج پرستش به اوج نياز است و اوج نياز در دعاي خالص تجلي مي‌كند.
 

پى ‏نوشت‏ها :

[1] . علامه طباطبايي، ترجمه‌ي الميزان، ج 2، ص 44.
[2] . علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 90، ص 300.
[3] . شيح حر عاملي، وسائل الشيعه، ج 7، ص 30.
[4] . علامه مجلسي، بحار الانوار، ج 81، ص 223.
[5] . شيح حر عاملي، وسائل الشيعه، ج 7، ص 31.
[6] . ابن فهد حلي، عدة الداعي و نجاح الساعي، تحقيق: احمد موحدي قمي، مكتبه الوجداني، قم، بي‌تا، ص 33.
[7] . علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 90، ص 300.
[8] . الميزان، ج 2، ص 41.
[9] . شيح كليني، كافي، ج 2، ص 468.
[10] . همان، ص 467.
[11] . همان، ص 476.
[12] . علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 90، ص 290.
[13] . علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 90، ص 296.
[14] . شيح صدوق، ثواب الاعمال، ص 26.
[15] . شيح كليني، كافي، ج 2، ص 469.
[16] . الميزان، ج 2، ص 42.
[17] . همان، ج 2، ص 470.
[18] . علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 90، ص 300.
[19] . مؤمن، 60.
[20] . بقره، 186.
[21] . ر.ك: الميزان، ج 7، ص 87 ـ 88؛ علامه طباطبايي در ذيل آيه 186 سوره بقره اين نكته را به خوبي تشريح كرده‌اند: الميزان، ج 1، ص 30 ـ 40.
[22] . صدوق، محمد بن علي، معاني الاخبار، به تصحيح علي اكبر غفاري، موسسه النشر الاسلامي، قم، 1418 ق. چاپ چهارم. ص 4.5.
[23] . ري شهري محمد، ميزان الحكمه، دار الحديث، بيروت، 1419. چاپ سوم، ج 2- ص 882.
[24] . همان، ص 872.
[25] . همان، ص 868.
[26] . همان ص 884.

نوشته : اكبر هادیي


موضوعات مرتبط: اعمال ماه های قمری، آداب وراز های اعمال عبادی، مباحث قرآنی، مباحث اسلام شناسی، سخنان معصومین (ع)
[ 91/04/01 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

به نوشته  تبیان، از عبادتهایی که در ماه شریف شعبان فراوان به آن سفارش شده، روزه است. روزه در این ماه می تواند روزه قضای سالهای گذشته خود انسان یا به نیابت، روزه قضای یکی از عزیزان و بستگانی باشد که از دنیا رفته است یا روزه ای مستحبی باشد[1] که فرد برای رسیدن به اجر الهی آن را می گیرد. در هر صورت، روزه در این ماه از سفارش و ثواب کم نظیری برخوردار است و به هر کدام از این نیتها که باشد آن پاداش ویژه را خواهد داشت.
آنچه در ادامه می آید احادیثی است گهربار در مورد ارزش و پاداش روزه ماه شعبان که از کهن ترین منابع روایی استخراج و با دقت خاصی به فارسی روان، ترجمه گردیده است.
دعای ویژه ملائکه برای روزه داران پنج شنبه

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: تَتَزَیَّنُ السَّمَاوَاتُ فِی كُلِّ خَمِیسٍ مِنْ شَعْبَانَ در هر پنج شنبه ماه شعبان آسمانها را تزیین می کنند. ملائکه عرضه می دارند: پروردگارا! روزه داران امروز را ببخش و بیامرز و دعای آنها را اجابت کن. (وسائل‏الشیعة 8/104)
در ادامه فرمود: هر کس تنها یک روز از این ماه را روزه بگیرد حَرَّمَ اللَّهُ جَسَدَهُ عَلَى النَّارِ؛ خداوند بدن او را بر آتش جهنم حرام می کند.(همان، 10/493)
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله، شفیع روزه دار شعبان

امام رضا علیه السلام فرمود: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یُكْثِرُ الصِّیَامَ فِی شَعْبَانَ؛ رسول خدا صلی الله علیه و آله در ماه شعبان بسیار روزه می گرفت و اگر همسران آن حضرت روزه قضایی(1) از ماه رمضان گذشته داشتند آن را تا ماه شعبان به تاخیر می انداختند تا مبادا نیاز حضرت را رد کنند. رسول خدا صلی الله علیه و آله مرتب می فرمود: شعبان ماه من است و برترین ماههای خدا بعد از ماه رمضان است؛ پس هر کس یک روز از آن را روزه بگیرد من در قیامت شفیع او خواهم بود. (فضائل‏الأشهرالثلاثة، ص 55، ح33)
در روایت دیگری امام صادق علیه السلام فرمود: مَنْ صَامَ ثَلَاثَةَ أَیَّامٍ مِنْ شَعْبَانَ وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ؛ هر کس سه روز از شعبان را روزه بگیرد بهشت بر او واجب شده و رسول خدا صلی الله علیه و آله در قیامت شفیع او خواهد بود. (فضائل‏الأشهرالثلاثة ص 61 ح42)
باز در روایت دیگری رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: شَعْبَانُ شَهْرِی وَ شَهْرُ رَمَضَانَ شَهْرُ اللَّهِ؛ شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه خداست. هر کس روزی از ماه مرا روزه بگیرد من در قیامت شفیع او خواهم بود و هر کس دو روز آن را روزه بگیرد گناهان گذشته او بخشیده می شود و اگر کسی سه روز آن را روزه گرفت به او گفته می شود اعمال خودت را از سر گیر. (الأمالی‏للصدوق، ص 19، مجلس6، ح 1)
روزه شعبان، روزه پیامبران و پیروان آنها

امام باقر علیه السلام فرمود: إِنَّ صَوْمَ شَعْبَانَ صَوْمُ النَّبِیِّینَ وَ صَوْمُ أَتْبَاعِ النَّبِیِّینَ؛ روزه شعبان، روزه پیامبران و پیروان آنهاست. پس هر کس در ماه شعبان روزه بگیرد پس به این ندای رسول خدا صلی الله علیه و آله لبیک گفته که فرمود: خداوند رحمت کند کسی را که مرا در ماهم یاری کند. (المقنعة ص 37)
چهل حاجتی که از روزه دار دوشنبه و پنج شنبه برآورده می شود
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: مَنْ صَامَ یَوْمَ الْإِثْنَیْنِ وَ الْخَمِیسِ مِنْ شَعْبَانَ؛ هر کس روز دوشنبه و پنجشنبه شعبان را روزه بگیرد؛ بیست حاجت دنیایی و بیست نیاز آخرتی او برآوره می شود. (إقبال‏الأعمال ص68)
رحمت، آمرزش و لطف ویژه الهی بر روزه داران شعبان

امام رضا علیه السلام فرمود: مَنْ صَامَ أَوَّلَ یَوْمٍ مِنْ شَعْبَانَ وَجَبَتْ لَهُ الرَّحْمَةُ هر کس روز اول شعبان را روزه بگیرد رحمت الهی برایش حتمی می شود و هر کس دو روز از ماه شعبان را روزه بگیرد، به طور قطع در روز قیامت، رحمت، آمرزش و کرم الهی شامل حال او خواهد شد.(فضائل‏الأشهرالثلاثة، ص 5، ح31) 
رو به راه شدن وضع معیشتی و محفوظ ماندن از شر دشمنان به برکت روزه شعبان

امام صادق علیه السلام فرمود: صِیَامُ شَعْبَانَ ذُخْرٌ لِلْعَبْدِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ؛ روزه شعبان، اندوخته ایست برای روز قیامت. اگر بنده ای در ماه شعبان زیاد روزه بگیرد به طور قطع خداوند متعال وضع معیشتی او را رو به راه کرده و او را از شر دشمنانش حفظ می کند. آنگاه فرمود: کمترین پاداشی که نصیب روزه دار یک روزه شعبان می شود این است که بهشت بر او واجب می شود. (الأمالی‏للصدوق، ص16، مجلس5، ح1)
 توصیه جدی امام صادق علیه السلام به شیعیان در مورد روزه شعبان

 زید شَحّام می گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: آیا کسی از نیاکان شما در ماه شعبان روزه می گرفت؟ فرمود: نَعَمْ كَانَ آبَائِی یَصُومُونَهُ وَ أَنَا أَصُومُهُ وَ آمُرُ شِیعَتِی بِصَوْمِهِ بله؛ در این ماه هم پدران من روزه می گرفتند هم من روزه می گیرم و هم به شیعیانم توصیه می کنم که از روزه این ماه غفلت نکنند. هر کس از شما شیعیان روزه های ماه شعبان خود را به ماه رمضان ختم کند قطعا خدا دو بهشت به او می دهد و هر شب به هنگام افطار فرشته ای از عرش او را ندا می دهد که تو پاک شدی؛ بهشت گوارای تو باد و تو را همین بس که رسول خدا صلی الله علیه و آله را بعد رحلتش شادمان کردی. (المقنعة، ص37)
روزه شعبان، داروی وسوسه های درونی و آشفتگی های روحی

امام صادق علیه السلام فرمود امیرالمومنین علیه السلام در جلسه ای با اصحابش برای آبادی دین و دنیای مومن چهارصد نکته به آنها آموختند که یکی از آن نکات این است صَوْمُ شَعْبَانَ یَذْهَبُ بِوَسْوَاسِ الصَّدْرِ وَ بَلَابِلِ الْقَلْبِ؛ روزه ماه شعبان وسوسه های درونی و پریشانی خاطر و آشفتگی های قلبی را از بین می برد.(الخصال 2/611)

پی‌نوشت‌ها:
(1) کسی که روزه قضا بر عهده اوست نمی تواند روزه مستحبی بگیرد(البته درصورتی که زمان برای اداء روزه قضا وجود نداشته باشد).
(2) تعبیر «دو بهشت»، تعبیری است که در سوره الرحمن آیات 46 آمده است: «وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ» و براى كسى كه از مقام پروردگارش بترسد دو بهشت است. در اینکه این دو بهشت چه هستند مفسران قرآن کریم سخنها گفته اند اما نظری را که علامه طباطبایی ره آن را می پسندد این نظر است که: یك بهشت را به خاطر استحقاقى كه شخص بهشتی دارد به او مى‏دهند، و یك بهشت دیگر را فقط به عنوان تفضل ارزانیش مى‏دارند. (المیزان، 19/109)

 


موضوعات مرتبط: آداب وراز های اعمال عبادی، دستورالعمل های معصومین (ع)، سخنان معصومین (ع)، روزه
[ 91/04/01 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

 

براي‌ رسيدن‌ سهل‌ و آسان‌ سالك‌ به‌ كمالات‌ اخلاقي‌، نزديك‌ترين‌ طريق‌ كه‌ از ارزش‌ معنوي‌ بالايي‌ برخوردار است‌ و حق‌ تعالي‌ و اولياي‌ الهي‌، همه‌ي‌ طالبان‌ وصول‌ به‌ كمالات‌ اخلاقي‌ را به‌ آن‌ دعوت‌ عليه السلام ، ارايه‌ دهنده‌ي‌ مبدء كامل‌ آن‌ است‌. و به‌ حق‌ مي‌توان‌ گفت‌ تنها شيوه‌ي‌، زودرس‌ و كامل‌ است‌؛ به‌ گونه‌اي‌ كه‌ همه‌ي‌ اهل‌ ايمان‌ و سلوك‌ مي‌توانند با نزديك‌ شدن‌ به‌ صحيفه‌ي‌ سجادّيه‌، به‌ فراخور حال‌ خود از آن‌ بهره‌مند شوند؛ چرا كه‌ در حقيقت‌ نزديك‌ترين‌ راه‌ بسوي‌ كمالات‌ اخلاقي‌ همين‌ راه‌ است‌. حق‌ تعالي‌ در كلام‌ بلند و ملكوتي‌ خود از چهره‌ي‌ نوراني‌ اين‌ طريق‌ قربي‌ پرده‌ بر مي‌دارد و مي‌فرمايد: «و اذا سألك‌ عبادي‌ عنّي‌ فانّي‌ قريب‌ أجيب‌ دعوة‌ الداع‌ اذا دعان‌ فليستجيبوا لي‌ و ليؤمنوا بي‌ لعلّهم‌ يرشدون‌؛ و هنگامي‌ كه‌ بندگانم‌ از من‌ پرسش‌ كردند، براستي‌ به‌ آن‌ها نزديكم‌، هنگامي‌ كه‌ دعا بخوانند، اجابت‌ مي‌كنم‌. شما نيز مرا اجابت‌ كنيد و به‌ من‌ ايمان‌ آريد، شايد كه‌ بسوي‌ من‌ ره‌نمون‌ شويد». آيه‌ي‌ شريفه‌ سؤال‌ و دعا را همان‌ قرب‌ و وصول‌ به‌ حق‌ معرفي‌ مي‌كند و قيد «عبادي‌» اين‌ نكته‌ را به‌ بندگان‌ آموزش‌ مي‌دهد كه‌ ميان‌ دعا، عبوديت‌ و قرب‌، رابطه‌ي‌ تنگاتنگي‌ نهفته‌ است‌؛ به‌گونه‌اي‌ كه‌ عبد سالك‌ مي‌تواند عبوديت‌، قرب‌ و وصول‌ را در حقيقت‌ نيايش‌ و دعا بيايد. چنان‌چه‌ رسول‌ خدا صلي الله عليه واله وسلم فرمود: «الدعاء مخّ العبادة‌؛ دعا مغز و حقيقت‌ عبادت‌ است‌.» يا سيف‌ تمّار گويد: از امام‌ صادق‌ عليه السلام شنيدم‌ كه‌ به‌ من‌ مي‌فرمودند: «عليكم‌ بالدّعاء؛ فانكم‌ لا تقرّبون‌ بمثله‌؛ بر شما باد به‌ دعا كردن‌؛ زيرا به‌ هيچ‌ امري‌ به‌ مانند دعا به‌ خدا نزديك‌ نمي‌شويد». علاء بن‌ كامل‌ نيز گويد: حضرت‌ صادق‌ عليه السلام به‌ من‌ فرمودند: «عليك‌ بالدعاء؛ فانه‌ شفاء كل‌ داء؛ بر تو باد به‌ دعا؛ زيرا دعا نمودن‌، درمان‌ هر دردي‌ است‌» و نيز اميرمؤمنان‌ عليه السلام مي‌فرمايند: «الدعاء مقاليد الفلاح‌ و مصابيح‌ النجاح‌؛ دعا، گنجينه‌ي‌ رستگاري‌ و چراغ‌ كام‌يابي‌ است‌» امام‌ صادق‌ عليه السلام هم مي‌فرمايد: «كان‌ اميرالمؤمنين‌ رجلا دعّاء؛ اميرمؤمنان‌ عليه السلام بسيار دعا مي‌كرد».نموده‌اند تا از اين‌ شيوه‌ و روش‌ غفلت‌ نورزند، همان‌ طلب‌ كمالات‌ اخلاقي‌ و الهي‌ با دعا و مناجات‌ است‌. اين‌ طريق‌، از رشحات‌ ولايت‌ مداري‌ وجود نازنين‌ حضرت‌ سجاد عليه السلام به‌طور خاصي‌ ظهور پيدا كرده‌ و آن‌ حضرت‌


موضوعات مرتبط: آداب وراز های اعمال عبادی، ادعیه
[ 90/08/30 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

حضرت آیت الله العظمی استاد نکونام

به‌طور كلي‌ دسته‌اي‌ از نارسايي‌هاي‌ جسمي‌ و بسياري‌ از ناهنجاري‌هاي‌ روحي‌ و رواني‌ و حتي‌ زيست‌ محيطي‌ جامعه‌ي‌ امروزي‌ در سايه‌ي‌ عمل‌ به‌ تعاليم‌ اخلاقي‌ انبيا و اولياي‌ الهي‌ قابل‌ پيش‌گيري‌ و درمان‌ است‌؛ زيرا بيش‌ترين‌ ناهنجاري‌ جسمي‌، روحي‌، رواني‌، فقر، نزاع‌، كشمكش‌، خشونت‌، پرخاش‌ گري‌ و نابساماني‌هاي‌ بشر در همه‌ي‌ زمان‌ها؛ بويژه‌ در دوران‌ انسان‌ به‌ اصطلاح‌ متمدن‌ امروزي‌، معلول‌ فقر ديني‌ و اخلاقي‌ و نيز دل‌بستگي‌ و وابستگي‌هاي‌ شديد به‌ ظاهر پر زرق‌ و برق‌ دنياي‌ فريبنده‌ است‌. براي‌ نمونه‌: در روايات‌ ـ كه‌ گنجينه‌ و سرمايه‌ي‌ با ارزشي‌ است‌ كه‌ از سرچشمه‌ي‌ زلال‌ وحي‌ و الهام‌ و وصول‌ ريشه‌ گرفته‌ است‌ و انديش‌مندان‌ علمي‌ جهان‌ بايد با انديشه‌ورزي‌ و تجربه‌ي‌ ره‌نمون‌هاي‌ آن‌، در جهت‌ درمان‌ مشكلات‌ جسمي‌ و روحي‌ بشر امروز بكوشند ـ آمده‌ است‌:

_ امام‌ صادق‌ عليه السلام مي‌فرمايد: «ليس‌ شي‌ء أضرَّ بقلب‌ المؤمن‌ من‌ كثرة‌ الأكل‌؛ و هي‌ مورثة‌ شيئين‌: قسوةُ القلب‌ و هيجان‌ الشهوة‌؛ براي‌ قلب‌ مؤمن‌، چيزي‌ زيان‌بارتر از پرخوري‌ نيست‌؛ زيرا پرخوري‌ قساوت‌ قلب‌ و هيجان‌ شهوت‌ را در پي‌ دارد».

_ رسول‌ خدا صلي الله عليه واله وسلم مي‌فرمايند: «اياكم‌ والبطنة‌؛ فانها مفسدة‌ للبدن‌ و مورثة‌ للسُّقم‌؛ از پرخوري‌ بپرهيزيد؛ زيرا سبب‌ فساد بدن‌ و بيماري‌ است‌».

_ رسول‌ خدا صلي الله عليه واله وسلم فرمود: «لا تَشبَعُوا فَيُطفي‌ نور المعرفة‌ من‌ قلوبكم‌؛ در حد سيري‌ نخوريد كه‌ نور معرفت‌ در دل‌هاي‌ شما خاموش‌ مي‌گردد».

_ امير مؤمنان‌ عليه السلام مي‌فرمايد: «سبب‌ الفقر الاسراف‌؛ اسراف‌ و زياده‌روي‌ سبب‌ فقر و محروميّت‌ همگاني‌ است‌».

_ رسول‌ خدا صلي الله عليه واله وسلم مي‌فرمايد: «من‌ كثر همّه‌ سقم‌ بدنه‌؛ كسي‌ كه‌ اندوهش‌ زياد شود، تنش‌ بيمار مي‌شود».

_ رسول‌ خدا مي‌فرمايد: «من‌ ساء خلقه‌ عذب‌ نفسه‌؛ كسي‌ كه‌ بد اخلاق‌ باشد، خود را آزرده‌ مي‌سازد و هميشه‌ گرفتار خودخوري‌ است‌».

_ حضرت‌ اميرمؤمنان‌ عليه السلام مي‌فرمايد: «لا عيش‌ للحسود؛ براي‌ حسود خوشي‌ زندگي‌ نيست‌».

_ اميرمؤمنان‌ عليه السلام مي‌فرمايد: «في‌ سعة‌ الاخلاق‌ كنوز الارزاق‌»؛ گنج‌هاي‌ روزي‌ در گشايش‌هاي‌ اخلاقي‌ و روحي‌ قرار دارد».

_ حضرت‌ صادق‌ عليه السلام مي‌فرمايد: «الرغبة‌ في‌ الدنيا تورث‌ الهمّ والحزن‌، والزهد في‌ الدنيا راحة‌ القلب‌ والبدن‌؛ دنياخواهي‌، غم‌ و اندوه‌ به‌ بار مي‌آورد، و پارسايي‌ در دنيا، مايه‌ي‌ آسايش‌ دل‌ و تن‌ است‌».

_ حضرت‌ سجاد عليه السلام مي‌فرمايد: «و كف‌ الأذي‌ من‌ كمال‌ العقل‌ و فيه‌ راحةٌ للبدن‌ عاجلاً و آجلاً؛ خودداري‌ از آزار، از كمال‌ خرد و مايه‌ي‌ آسايش‌ تن‌ در دنيا و آخرت‌ است‌».

_ اميرمؤمنان‌ علي‌ عليه السلام مي‌فرمايد: «السواك‌ مرضاة‌ الرّبّ و مطيبة‌ للفم‌ و هو من‌ السُّنة‌؛ مسواك‌ زدن‌، مايه‌ي‌ خشنودي‌ پروردگار، و خوشبوكننده‌ي‌ دهان‌ و از سنت‌ پيامبر صلي الله عليه واله وسلم و انبياي‌ الهي‌ است‌».

_ غسل‌ اليدين‌ قبل‌ الطعام‌ و بعده‌ زيادة‌ في‌ الرزق‌؛ شستن‌ دست‌ها پيش‌ از غذا و پس‌ از آن‌، روزي‌ را زياد مي‌كند».

_ قيام‌ الليل‌ مصحِّحة‌ للبدن‌ و رضيً للرب‌؛ نماز شب‌ مايه‌ي‌ تندرستي‌ و خوشنودي‌ پروردگار است‌».

_ حضرت‌ كاظم‌ عليه السلام فرمودند: «و ثلاث‌ يجلين‌ البصر؛ النظر الي‌ الخُضرة‌، والنظر الي‌ الماء الجاري‌، و النظر الي‌ وجه‌ الحسن‌؛ سه‌ چيز چشم‌ را روشن‌ مي‌كند: نگاه‌ به‌ سبزه‌، نگاه‌ به‌ آب‌ روان‌، و نگريستن‌ به‌ صورت‌ نيكو( در غير ظرف‌ حرام‌)».

_ امام‌ باقر عليه السلام مي‌فرمايد: «الصيام‌ والحجّ تسكين‌ القلوب‌؛ روزه‌ و حج‌ آرامش‌ بخش‌ دل‌هاست‌».

_ پيامبر صلي الله عليه واله وسلم فرمود: «صوموا تصحّوا؛ روزه‌ بگيريد كه‌ تن‌درست‌ مي‌شويد».

_ امام‌ صادق‌ عليه السلام مي‌فرمايد: «اما العلة‌ في‌ الصيام‌ ليستوي‌ به‌ الغنيُّ والفقير و ذلك‌ ان‌ الغنيَّ لم‌ يكن‌ ليجد مسّ الجوع‌ فيرحم‌ الفقير؛ بي‌گمان‌ خداي‌ ارج‌مند و شكوه‌مند روزه‌ را واجب‌ كرده‌ است‌ تا توان‌گر و نيازمند در سايه‌ي‌ آن‌ با يك‌ديگر برابر شوند؛ زيرا توان‌گر درد گرسنگي‌ را احساس‌ نكرده‌ است‌ تا بر نيازمند مهر ورزد و به‌ او كمك‌ كند».

_ حضرت‌ علي‌ عليه السلام مي‌فرمايد: «داووا مرضاتكم‌ بالصدقة‌ و حصنوا أموالكم‌ بالزكاة‌؛ بيمارانتان‌ را با صدقه‌ دادن‌ درمان‌ نماييد و ثروتتان‌ را با پرداخت‌ زكات‌ از خطر نابودي‌ و آفت‌ محافظت‌ نماييد».

_ رسول‌ خدا صلي الله عليه واله وسلم مي‌فرمايد: «و اذا منعوا الزكاة‌ منعت‌ الأرض‌ بركاتها من‌ الرزق‌ والثمار والمعادن‌؛ و هرگاه‌ زكات‌ ندهند، زمين‌ نيز بركاتش‌ همانند زراعت‌ و ميوه‌ها و معادن‌ را از ايشان‌ باز مي‌دارد».

_ رسول‌ خدا صلي الله عليه واله وسلم مي‌فرمايد: «اذا كثر الزنا بعدي‌ كثر موت‌ الفجأة‌؛ هرگاه‌ پس‌ از من‌ زنا فراوان‌ شد، مرگ‌ ناگهاني‌ زياد مي‌شود».

_ حضرت‌ امير مؤمنان‌ عليه السلام مي‌فرمايد: «احذروا الذنوب‌ فان‌ العبد يذنب‌ الذنب‌ فيحبس‌ عنه‌ الرزق‌؛ از گناهان‌ پرهيز نماييد؛ زيرا بنده‌ بر اثر انجام‌ گناه‌ از روزي‌ محروم‌ مي‌شود».

_ امام‌ كاظم‌ عليه السلام مي‌فرمايد: «كلماء أحدث‌ الناس‌ من‌ الذنوب‌ ما لم‌ يكونوا يعملون‌ أحدث‌ اللّه‌ لهم‌ من‌ البلاء ما لم‌ يكونوا يعدون‌؛ هرگاه‌ مردم‌ گناهان‌ تازه‌اي‌ كه‌ سابقه‌ نداشته‌ است‌، مرتكب‌ شوند، خداوند گرفتاري‌هاي‌ تازه‌ و جديدي‌ را در بين‌ آن‌ها شايع‌ مي‌سازد» اين‌ بيان‌ براستي‌ از مغيبات‌ است‌ و بايد در جاي‌ خود بررسي‌ شود كه‌ رابطه‌ گناه‌ با بيماري‌هاي‌ ناشناخته‌ي‌ عصر جديد چيست؟ .

_ حضرت‌ علي‌ عليه السلام مي‌فرمايد: «أكثروا الاستغفار؛ فانّه‌ يجلب‌ الرزق‌؛ زياد استغفار نماييد و از خداوند طلب‌ آمرزش‌ نماييد كه‌ سبب‌ به‌ دست‌ آمدن‌ روزي‌ است‌».

_ حضرت‌ امام‌ حسن‌ مجتبي‌ عليه السلام مي‌فرمايد: «و ليست‌ العفّه‌ بمانعة‌ رزقاً ولا الحرص‌ بجالب‌ فضلا؛ پاك‌دامني‌ مانع‌ روزي‌ نيست‌، و آزمندي‌ جلب‌ كننده‌ي‌ زيادي‌ در روزي‌ نمي‌ شود».

_ اميرمؤمنان‌ عليه السلام به‌ شخصي‌ كه‌ از بيماري‌ شفا يافته‌ بود فرمودند: «يهنئك‌ الطهرُ من‌ الذنوب‌؛ پاك‌ شدن‌ از گناهان‌ گوارايت‌ باد».

_ امام‌ باقر عليه السلام مي‌فرمايد: «صلة‌ الأرحام‌ تزكد الأعمال‌ و تنمي‌ الأموال‌ و تدفع‌ البلوي‌ و تيسِّر الحساب‌ و تنسي‌ءُ في‌ الاجل‌؛ پيوند با خويشان‌ كردار را پاكيزه‌ و ثروت‌ را فراوان‌ و بلا را دور و حساب‌ قيامت‌ را آسان‌ و عمر را زياد مي‌گرداند».

با توجّه‌ و عنايت‌ به‌ اين‌ همه‌ آثار و بركات‌ مادي‌ و روحي‌ رواني‌ كه‌ از سوي‌ عمل‌ به‌ دستورات‌ اخلاقي‌ و ره‌نمودهاي‌ ديني‌ كه‌ دنياي‌ علمي‌ امروز مي‌تواند آثار سازنده‌ و مفيد آن‌ را در آزمايش‌گاه‌هاي‌ دقيق‌ علمي‌ خود ببيند، جاي‌ تأسف‌ است‌ كه‌ چرا بشر مرفّه‌ از آن‌ها بهره‌ نمي‌برد و دست‌ كم‌ سلامت‌ و سعادت‌ دنياي‌ خود را تأمين‌ نمي‌نمايد. ـ اميرمؤمنان‌ در همين‌ رابطه‌ مي‌فرمايند: «لوكنّا لانرجوا جَنَّةً ولا نخشي‌ ناراً ولا ثواباً و لا عقاباً لكان‌ ينبغي‌ لنا أن‌ نطلب‌ مكارم‌ الاخلاق‌، فانها مما تدّل‌ علي‌ سبيل‌ النَّجاح‌؛ اگر به‌ فرض‌، نه‌ به‌ بهشت‌ اميدوار باشيم‌ و نه‌ از آتشي‌ هراس‌ناك‌، نه‌ به‌ ثوابي‌ باور داشته‌ باشيم‌ و نه‌ به‌ عذابي‌، باز شايسته‌ است‌ به‌ دنبال‌ فضايل‌ اخلاقي‌ برويم‌؛ زيرا اخلاق‌ پسنديده‌، راه‌ سلامت‌ و سعادت‌ زندگي‌ را به‌ انسان‌ نشان‌ مي‌دهد». برداشت‌هايي‌ كه‌ از اين‌ روايات‌ مي‌توان‌ داشت‌ بسيار است‌ كه‌ به‌ برخي‌ از آن‌ اشاره‌ مي‌شود:

الف‌ ـ توجه‌ به‌ زمينه‌هاي‌ متفاوت‌ و مشكلات‌ روحي‌ ـ رواني‌؛ و حتي‌ جسماني‌ بسياري‌ كه‌ معلول‌ ناهنجاري‌هاي‌ رفتاري‌ است‌؛ براي‌ نمونه‌: پرخوري‌ علت‌ قساوت‌ قلب‌، وسوسه‌ي‌ شهواني‌،بيماري‌هاي‌ جسماني‌ و تاريك‌ دلي‌ است‌.

ب ‌ـ اندوه‌ و پيري‌؛ بد خلقي‌ و خود خوري‌ و ناكامي‌ حسود؛ دنياطلبي‌ و غم‌ و اندوه‌؛ و به‌ عكس‌ بي‌آلايشي‌ و زندگي‌ سالم‌ و آرامش‌ خاطر به‌ هم‌ رابطه‌ دارد.

ج‌ ـ رابطه‌ي‌ پاكي‌ و طهارت‌، رعايت‌ بهداشت‌ و سلامت‌ و خشنودي‌ حق‌ و كم‌ خوابي‌ در شب‌ و سلامت‌ و سعادت‌مندي‌ را بيان‌ مي‌دارد.

د ـ ديدارهاي‌ با صفا و صفاي‌ باطن‌ تا حدي‌ كه‌ نگاه‌ به‌ آب‌ و سبزه‌ و يا افراد شايسته‌ و نيكورو در نور چشم‌ مؤثر واقع‌ مي‌شود.

هـ ـعبادت‌، حج‌ و روزه‌ آثاري‌ مانند سلامت‌، سعادت‌ و صفا مي‌آورد.

و ـ رابطه‌ي‌ زكات‌ و بركات‌ و خيرات‌ آسمان‌ و زمين‌ و آثار گناه‌ و مرگ‌ ناگهاني‌ و فراواني‌ از محروميت‌هارا خاطرنشان‌ مي‌كند.

ز ـ رابطه‌ي‌ فلسفي‌ ميان‌ گناه‌ و بيماري‌هاي‌ تازه‌ وجود دارد و چه‌ بلند است‌ اين‌ بيان‌ امام‌ كاظم‌ عليه السلام كه‌ مي‌فرمايد: «هر چه‌ گناه‌ تازه‌ و نوين‌ ايجاد شود، گرفتاري‌هاي‌ تازه‌اي‌ ايجاد مي‌گردد، در حالي‌ كه‌ استغفار و كارهاي‌ شايسته‌ طول‌ عمر و آسايش‌ به‌ دنبال‌ مي‌آورد».

ح‌ ـ آن‌قدر كردار با آثار خود رابطه‌ي‌ فلسفي‌ و واقعي‌ دارد كه‌ امير مؤمنان‌ مي‌فرمايد: «گو آخرت‌ و جزاي‌ اخروي‌ هم‌ نمي‌بود، سزاوار است‌ كه‌ آدمي‌ خوبي‌ها را پي‌ گيرد تا سلامت‌ دنيوي‌ خود را تأمين‌ كند».

ط‌ ـ آن‌چه‌ گفته‌ شد اندكي‌ از هزار است‌ و مهم‌ اثبات‌ علمي‌ و فلسفي‌ آن‌ است‌ كه‌ بايد زمينه‌هاي‌ تحقيقي‌ آن‌ بررسي‌ شود و آثار حقيقي‌ هر يك‌ از اين‌ ارتباط‌هاي‌ كرداري‌ به‌ اثبات‌ رسد تا عمق‌ آموزه‌هاي‌ ديني‌ بخوبي‌ آشكار گردد و بهره‌مندي‌ جامعه‌ از آن‌ سرشار شود، ان‌ شاء الله‌ تعالي‌.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی، ادعیه، سخنان معصومین (ع)
[ 90/08/30 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]


در گـنـاه ، تعفن وجود دارد. انسان چون ظلمت گناهانى را نمى بيند،تعفن آن را نيز درك نمى كند. امـا آنـان كـه داراى شـمّ مـعـنـوى هـسـتـنـد، تـعـفـن گـنـاه را مـى فـهـمـنـد.اگر تعفن ظاهرى ، زشت و ناپسند است ، پس تعفن باطنى و معنوى به طريق اولى داراى زشتى بـيـش تـرى اسـت . بـا تعفن معنوى ، كسى را به بهشت راه نمى دهند. جهنم ، حمام و تصفيه خانه است . آنان كه در دنيا خود را پاك نكرده اند، در حمام داغ ، يعنى جهنم مى اندازند.

اهل معنويت ، خود را از فكر گناه نيز پرهيز مى دهند و مواظبند كه در فكر خود نيز مرتكب خطايى نشوند. در علت پرهيز و فرار آنان از فكر گناه ، سه مطلب مهم وجود دارد:
نـخـسـت : در گناه ، ظلمت وجود دارد و فكر گناه هم ، مرحله ضعيف همان گناه است . بنابر اين ، در فـكـر گناه نيز ظلمت است . اما ظلمت فكر گناه ، به مراتب كمتر است . به بيان علمى ، وجود بر دو نوع است :
الف ـ وجود ذهنى ؛ كه گناه فقط به ذهن انسان خطور مى كند.
ب ـ وجود خارجى ؛ كه گناه در خارج از ذهن انجام مى شود.
البـتـه چـون وجود خارجى قوى است ، ظلمت آن نيز زياد است و چون وجود ذهنى ، ضعيف است ، ظلمت آن نـيـز كـم مـى باشد. از اين رو، آنان كه در وادى اسرار هستند، از فكر گناه نيز خود را نجات مى دهند تا بر دل پاك آنان ، كدورتى عارض نگردد. حضرت عيسى (ع ) در اين باره فرمود: (اگـر آتش در خانه اى برافروخته شود، دود آن ، در و ديوار خانه را سياه مى كند. فكر گناه نيز چنين است .)
فـكـر گـنـاه ، ابـتـدا ضـعـيـف اسـت و كـدورت ايـجـاد مـى كـنـد. ايـن كـدورت هـاى انـدك ، تـبـديـل بـه ظـلمـت هـاى بزرگ مى شود. از اين رو، علما معتقدند: اصرار بر مكروهات ، منجر به گناه كبيره مى شود. بنابر اين اهل معنا، حتى از فكر گناه و ظلمت اندك آن نيز پرهيز مى نمايند.
دوم ـ اگـر نـورانـيـت بـاطـن انسان ، به طور مثال 10 درجه باشد و فكر گناه به او راه يابد، چـون در فـكر گناه ، ظلمت و كدورتى وجود دارد. آن نورانيت به 9 درجه كاهش مى يابد. انسانى كـه بـا نـورانـيـت 10 درجـه حـريـف هـواى نفس خود نمى شود، به يقين با نورانيت 9 درجه نمى تواند از عهده دشمن بر آيد و زودتر مرتكب گناه مى شود.
سـوم ـ وقـتى (فكر) گناه به ذهن انسان بيايد، ابتدا يك (فكر) است ؛ امّا بتدريج (فكر)، بـه (شـوق ) تـبـديل مى شود. انسان در مرحله فكر، ممكن است به راحتى نجات يابد؛ اما اگر فـكـرهـاى آلوده روى هـم انـبـاشـتـه شـونـد و بـه شـوق تبديل گردند، از آن پس ، انسان بى طاقت مى شود و ممكن است به آن گناه رو آورد.
علماى اخلاق ، براى ورود انسان به گناه ، مراحلى را قائلند كه اگر آن ها در فردى مهيا شود، بـه سـوى گـنـاه خواهد رفت . آن مراحل عبارتند از: تصور، تصديق ، شوق ضعيف ، عزم ، جزم ، تحرك عضلات و انجام گناه .
بـه عـنـوان مـثـال ، درهـواى گـرم مـاه مبارك رمضان ، تشنگى بر روزه دار عارض مى شود. ابتدا تصور مى كند كه آب بنوشد. پس از تصور، تصديق مى كند و مى پذيرد كه بايد آب بنوشد تـا رفـع تـشـنـگـى نـمـايـد. پـس از تـصـديـق ، شـوق در او پـديـد مـى آيـد كـه بـه دنـبـال آب بـرود. بـا آمدن شوق ، عزم و تصميم آشكار مى شود و با عزم و تصميم ، به جزم و قـطـع مـى رسـد. پس از آن ، عضلات به حركت در مى آيد. دست به سوى ليوان مى رود و آب را مى نوشد.
ايـن مـراحـل ، در ورود انسان به گناه نقش بسزايى دارند. انسان در گام نخست ، گناه را تصور مـى كـنـد، سـپـس تـصـديـق و در مـرحـله بـعـدى ، بـه شـوق تـبديل مى شود. بيرون رفتن از شوق گناه ، كار سنگين و دشوارى است و گاه شوق به عزم و تـصـمـيـم تـبـديـل مـى شـود و عـزم بـه جـزم مـى رسـد. در ايـن مـرحـله ، چـشـم مـى بـيـنـد، دل مى خواهد و پا به حركت در مى آيد. بنابر اين ، انسان در معرض سقوط و خطر (انجام گناه ) قرار مى گيرد. امام على (ع ) مى فرمايد:
(مَنْ كَثُرَ فِكْرُهُ فِى الْمَعاصى دَعَتْهُ اِلَيْها)

كسى كه بسيار در فكر گناهان باشد، به آن گناه كشيده مى شود.
(خَوضُ النّاسِ فى الشَّى ء مُقدَّمَةُ الْكائِنِ)

اگر انسان در امرى بسيار فكر كند، مقدمات انجام آن كار در او پديد مى آيد.
اهـل مـعـنا، چون به مراحل و خطرهاى مذكور واقفند هيچ گاه فكر گناه را به سر راه نمى دهند تا مبادا مرتكب آن شوند. حضرت امام خمينى (قدس سره ) به (تحلية الخواطر) اشاره فرمود كه : (انسان در ذهن خود، خطورات گناه را پاك كند.)


موضوعات مرتبط: گناهان، اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی، مباحث اسلام شناسی، دستورالعمل های معصومین (ع)
[ 90/06/01 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

 عبادت بى نظير ثواب و ارزش معنوى روزه
هر عبادتى ، پاداش مشخصى دارد، جز روزه و اين مساءله به نوبه خود بى نظير بودن روزه را ثبات مى كند. در حديثى آمده است : ابى امامه يكى از ياران پيامبر (ص ) مى گويد، به پيامبر (ص ) عرض كردم : اى رسول خدا (ص )، مرا به عملى شايسته راهنمايى كن . حضرت فرمودند: روز بگير؛ زيرا كه روزه همتا ندارد، و ثوابش بى اندازه است . بار ديگر عرض ‍ كردم : يا رسول الله (ص ) مرا به عملى شايسته هدايت فرما، مجددا فرمودند: بر تو باد به روزه گرفتن ؛ زيرا روزه از نظر ثواب و فضيلت مشابه ندارد. براى بار سوم عرض كردم : يا رسول الله (ص ) مرا به عملى نيك راهنمايى فرما. فرمودند: بر تو باد به روزه گرفتن زيرا مثل و مانندى در عبادت براى روزه نيست .
پاكسازى دل و افزايش نور معرفت
روزه مايه زدودن زنگارها از دل و باعث صفاى باطن از ناپاكى و آلودگى هاست . پيامبر اكرم (ص ) فرمود: روزه ماه رمضان و سه روز در هر ماه اول ، وسط و آخر هر ماه زنگار دل را از بين مى برد.
ابو بصير از امام صادق (ع ) پرسيد: روزه سالانه چيست ؟ امام (ع ) پاسخ داد: در آغاز، پايان و وسط هر ماه روزه گرفتن ، پاداش روزه سالانه را دارد. امام (ع ) خاطر نشان كرد كه : اين روزه ها اضطراب ها و دلهره ها و زنگارهاى دل را از بين مى برد.
روزه دل را از گناه و معصيت پاك مى كند، به روح صفا و جلا مى بخشد و باعث تقويت و افزايش نور معرفت مى شود؛ انسان در پرتو روزه و دورى از گناه و محرمات و گرايش به معنويات زمينه تجلى نور معرفت را در وجود خود فراهم مى كند.


موضوعات مرتبط: آداب وراز های اعمال عبادی، مباحث اسلام شناسی، سخنان معصومین (ع)، روزه
[ 90/05/29 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]
اسلام براى تندرستى و عافيت ، ارزش و اهميت فوق العاده قائل است و نسبت به رعايت بهداشت توجه و تاءكيد فراوان دارد؛ تا آنجا كه دانش را دو گونه مى داند: العلم علمان : علم الاديان و علم الابدان ؛ اين دو علم از ميان ساير رشته هاى علمى بيش از حد قابل توجه و داراى اهميت اند   و يكى از مصاديق حسنه هستند؛ حسنه اى كه قرآن به ما آموخته آن را از خداوند بخواهيم و ما نيز همواره آن را در قنوت نماز تكرار و طلب مى كنيم . مفسران نوشته اند: مراد از حسنه در آيه ربنا آتنا فى الدنيا حسنه ، همسر شايسته ، روزى حلال ، و تندرستى است .
همچنين رهنمودهاى آسمانى : زاده الله بسطة فى العلم و الجسم ؛ در مقام توصيف طالوت و: انه قوى امين ؛ درباره حضرت موسى (ع ) بر ارزش و اهميت سلامتى جسمى تاءكيد مى كند.
روزه كه امروز به عنوان يكى از عوامل مهم تندرستى توجه مجامع پزشكى جهان را به خود معطوف داشته ، نتيجه همان رهنمود معروف رسول خداست كه فرمودند: صوموا تصحوا؛ روزه بگيريد تا تندرست و سالم بمانيد
 .
حضرت امير مؤ منان (ع ) فرمود: سه چيز، بلغم را از بدن دور و برطرف مى كند و حافظه را قوى مى سازد: مسواك زدن ، روزه گرفتن ، قرائت قرآن .
حقيقت همان است كه پيامبر اكرم (ع ) خاطر نشان كردند كه : هر چيزى زكات دارد، زكات بدن روزه گرفتن است  و نيز فرمودند: شكم پرخور  منشاء تمام دردها و ناراحتى هاست و اجتناب از پرخورى عامل سرچشمه سلامتى است .
پرخورى در نظر علامه نراقى :
مرحوم علامه نراقى در کتاب های جامع السعادات  و معراج السعاده  درباره پرخورى و تاءثير منفى آن ارزيابى جامعى دارد كه به گوشه اى از آن اشاره مى شود؛
فردى كه پرخورى مى كند، ابتدا دركش نسبت به حقايق محدود مى شود و فكرش خوب كار نمى كند، اهتمام به تحصيل را از دست مى دهد؛ به ويژه آنچه بايد با دل بيابد، نمى يابد و از اسرار ملكوت كه قلب دريافت مى كند، محروم مى ماند.
دوم اينكه ، پرخورى مانع عبادت شايسته مى گردد و نمى گذارد شخص از عبادتش لذت ببرد. سوم اينكه ، پرخورى موجب قساوت قلب مى شود و مانع از بروز عطوفت و راءفت به ديگران مى شود. چهارم اين كه ، پرخورى خواب را زياد مى كند و باعث تضييع وقت شخص مى گردد. پنجم اينكه ، پرخورى باعث بيمارى هاى جسمانى مى شود و فرد را از صحت و سلامتى دور مى سازد. ششم اينكه ، پرخورى شهوت برانگيز است و به حدى باعث تحريك جنسى مى شود كه ممكن است فرد را به شهوت رانى جنسى بكشاند. هفتم اينكه ، با برانگيختن شهوت جنسى ، زمينه بيمارى هاى روانى و اخلاقى ويژه اى مى آيد.

موضوعات مرتبط: آداب وراز های اعمال عبادی، مباحث قرآنی، سخنان معصومین (ع)، روزه
[ 90/05/15 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

حـال اقـبـال و ادبـار، دو حـالت مـعـنـوى اسـت كـه مـخـتـص بـحـث اخلاق و عـرفـان مـى بـاشـد. اقـبـال قـلب ، نـشـاط در عـبـادات اسـت . امـا حـال ادبار، بى نشاطى در عبادات مى باشد. يكى از كـسـانـى كـه شـمـّه اى از (اسـرار الهـى ) را يـافـتـه بـود، مـى گـفـت : مـن حال بسط و اقبال قلب داشتم . به طورى كه در عبادات ، داراى نشاط مى شدم . پس از چندى ، در يك لحظه ، حال بسط را از دست دادم و حالت قبض و ادبار قلب بر من عارض شد. من كه به همه رفتار و اعمال خود توجه داشتم ، از خود پرسيدم كه : چرا نشاط از من سلب شد؟ بسيار نگران شـدم …  کمک نکردن به یک حیوان گرفتار...

با توجه به این داستان،  هـمـه كـارهـاى انـسـان ، در مـحـضـر خـداونـد مـتـعـال بـه حـسـاب اسـت . حال كه چنين است ، پس غيبت ها، تهمت ها، نیش ‍ زبان ها و عيب جويى ها با ما چه مى كنند؟ بى جهت نـيـسـت كـه (حـجـاب ) بـه جـان مـا افـتاده و عمرى را سپرى كرديم ، اما از هيچ جا خبر نداريم ! اوضاع عالَم ، حساب دارد:
(اِنَّ رَبَّكَ لَبِالمِرصادِ) خداوند در كمين است و مواظب و مراقب شما مى باشد.
وقـتـى شـكـايـت گـنـجـشـكـى ، حـالى را عـوض كـنـد، پـس وقـتـى انـسـانـى ، دل مؤ منى را به درد مى آورد، چه خواهد شد؟ اگر انسان غيبت مسلمانى را مرتكب شود، اين غيبت چه خواهد كرد؟
حـضـرت يوسف (ع )، از انبياء بسيار بزرگ است كه در قرآن كريم ، يك سوره به نام مقدس او آمـده اسـت . اگر چه آن حضرت داراى مقام عصمت است اما كارى را انجام داد كه به خاطر عظمت آن ، در قـرآن مـجـيـد ذكر شده است . اگر جريان دعوت زليخا از حضرت يوسف (ع ) را بشكافيم مى نـگـريـم كـه در آن ، حـدود بيست عامل وجود داشت كه هر يك از آن ها، ممكن است انسانى را به سمت خود بكشاند. به عنوان مثال : تقاضا از سوى زليخا صورت گرفت ؛ زليخا بسيار زيبا بود؛ درِ اتـاق بسته بود؛ زليخا با تهديد اظهار ميل كرد. يوسفى كه عبد و بنده بود، سلطان و آقا و عزيز مصر شد. اما زليخا كه ملكه بود، گداى بيابان ها شد. پس از اين ماجرا، قرار شد كه حضرت يوسف و پدرش يعقوب همديگر را ملاقات كنند. از يك سو يوسف و از طرف ديگر يعقوب بـه راه افـتادند. تا اين كه در نقطه اى به يكديگر رسيدند. يعقوب از شوق ديدار يوسف ، از اسب پياده شد و به استقبال نورديده اش شتافت . يوسف نيز از اسب پايين آمد. اما آن احترامى كه از مـثل يوسف انتظار مى رفت ، مقدارى در آن كوتاهى كرد. وقتى حضرت يوسف عباى خود را كنار زد، نـورى از آن خـارج شـد. پـرسـيـد: آن نـور چـه بـود؟ جـبـرئيـل نـازل شـد و پـاسـخ داد: نـور نـبـوت بـود كـه از نـسـل تـو پـيـامـبـرى مـبـعـوث نـخـواهـد شـد. چـرا در احـتـرام بـه پدر كوتاه آمدى ؟! بنابر اين حـال كـه يـك كـار را ايـن گـونه به حساب مى آورند، پس ‍ اوضاع عالَم ، حساب دارد و گام به گام ، مراقب و مواظب ما هستند. اما ما بيچاره ها خبر نداريم .


موضوعات مرتبط: گناهان، اخلاق اسلامی، عرفان اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی، ادعیه
[ 90/05/13 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]
 

قصه نيايش زهرا(س) در آينه عبارت نگنجد. در اين بخش ده حديث زيبا از زبان حضرات معصومين(ع) در ترسیم سيماى عبادى فاطمه(س) به خوانندگان گرامى تقديم مى‏شود

فروغ فرشتگان

سالت عن اباعبدالله(ع) عن فاطمة لم سميت الزهرا؟ فقال: لانها كانت اذا قامت فى محرابها و هو نورها لاهل السماء كما تزهر - تزهو - نورالكواكب لاهل الارض.

علل الشرايع، ج 1: ص 215.

راوى مى‏گويد:

از حضرت صادق(ع) علت نامگذارى حضرت فاطمه(س) را به - زهرا - پرسيدم. فرمود: چون وقتى كه در محراب عبادتش به نماز مى‏ايستاد فروغ نورش براى ساكنان آسمان مى‏درخشيد همانگونه كه نور ستارگان آسمان براى زمينيان مى‏درخشد.

دلداده حق

سميت فاطمة بالبتول لانقطاعها الى عبادة الله تعالى مستدرك عوالم، ج 1: ص 80-81.

حضرت فاطمه(س) به اين جهت «بتول‏» ناميده شد كه از همه بريده و دل به خدا بسته بود.

تنديس عبادت

عن الحسن البصرى:

ما كان فى هذه الامة اعبد من فاطمة(س) كانت تقوم حتى تورم قدماها.

مناقب، ج‏3: ص 341.

حسن بصرى مى‏گويد:

در ميان امت اسلام، كسى خداپرست‏تر از فاطمه نبود. آنقدر در نماز مى‏ايستاد كه قدم‏هايش ورم مى‏كرد.

نياز نماز

كانت فاطمة(س) تنهج فى صلاتها من خوف الله تعالى.

ارشاد القلوب: 105.

حضرت فاطمه(س) در نمازش از ترس خدا نفس نفس مى‏زد و - گريه در گلويش مى‏شكست - .

قدرشناس قدر

قال على(ع):

و كانت فاطمة(س) لا تدع احدا من اهلها ينام تلك الليلة - ليلة القدر - و تداويهم بقلة الطعام‏و تتاهب لها من النهار و تقول: محروم من حرم خيرها.

دعائم الاسلام، ج 1: 282.

حضرت على(ع) فرمود:

فاطمه(س) نمى‏گذاشت كسى از اهل خانه در شبهاى قدر به خواب رود به آنان غذاى كم مى‏داد و از روز قبل براى احياى شب قدر آماده مى‏شد و مى‏فرمود: محروم كسى است كه از بركات اين شب محروم باشد.

نثار و ايثار

قال موسى بن‏جعفر(ع) :

كانت فاطمة(س) اذا دعت تدعوا للمؤمنين و المؤمنات و لا تدعوا لنفسها فقيل لها يا بنت رسول الله(ص) انك تدعين للناس و لا تدعين لنفسك فقالت: الجار ثم الدار. علل الشرايع، ج 1:216.

حضرت موسى بن‏جعفر از پدرانش نقل مى‏كند: هرگاه حضرت فاطمه(س) دعا مى‏كرد براى زنان و مردان مؤمن دعا مى‏كرد و براى خود دعا نمى‏كرد، به او گفته شد: چرا شما براى مردم دعا مى‏كنيد اما براى خودتان دعا نمى‏كنيد؟ فرمود: اول همسايه آنگاه خانه.

وقت دعا

عن فاطمة(س) قالت: سمعت النبى(ص) يقول: ان فى الجمعة لساعة لا يراقبها رجل مسلم يسال الله عز و جل فيها خيرا الا اعطاه ... و قال هى اذا تدلى نصف عين الشمس للغروب ... و كانت فاطمة(س) تقول لغلامها:

اصعد على الضراب - الظراب - فاذا رايت عين الشمس قد تدلى للغروب فاعلمنى حتى ادعو.

معانى الاخبار:399.

حضرت فاطمه(س) گويد: شنيدم پيامبر(ص) فرمود: غروب روز جمعه ساعتى است كه هر كس آن را مراقبت كند و در آن لحظه دعا كند دعايش مستجاب شود. - حضرت زهرا - براى درك آن ساعت - به خدمتكارش مى‏گفت: بر فراز بلندى برو و هر گاه ديدى نيمه خورشيد غروب نمود مرا خبر كن تا دعا كنم.

دو ركعت نماز

قال ابوعبدالله الصادق(ع):

كان لامى فاطمة صلاة تصليها علمها جبرئيل، ركعتان تقرء فى الاولى: الحمد مرة و: انا انزلناه فى ليلة القدر، ماة مرة و فى الثانية: الحمد مرة و ماة مرة: قل هو الله احد، فاذا سلمت‏سبحت تسبيح الطاهرة عليها السلام.

جمال الاسبوع:173.

امام صادق(ع) فرمود:

مادرم فاطمه(س) همواره دو ركعت نماز را مى‏خواند كه جبرئيل به او آموخته بود، در ركعت اول آن پس از حمد صد بار سوره قدر و در ركعت دوم پس از حمد صد بار سوره توحيد را مى‏خوانى، و پس از سلام نماز تسبيحات حضرتش را نيز مى‏گويى.

هديه بى‏نظير

ان على بن‏ابيطالب(ع) امر فاطمة(س) تستخدم رسول الله(ص) فقالت: يا رسول الله انه قد شق على الرحى - و ارته اثرا فى يديها من اثر الرحى - فسالته ان يخدمها خادما، فقال: اولا اعلمك خيرا من الدنيا و ما فيها؟ اذا آويت الى فراشك فكبرى اربعا و ثلاثين تكبيرة و ثلاثا و ثلاثين تحميدة و ثلاثا و ثلاثين تسبيحة.

كنزالعمال 2:57.

اميرالمؤمنين(ع) به حضرت زهرا گفت تا برود و از پيامبر خادمى بخواهد، او نيز رفت و ضمن نشان دادن پينه‏هاى دستش گفت: آسياب كردن مرا به زحمت انداخته است و آنگاه درخواست‏خادمى كرد. پيامبر در پاسخ فرمود: آيا نمى‏خواهى - به جاى خادم - هديه‏اى به تو دهم كه از همه دنيا ارزشمندتر باشد؟ هنگامى كه براى خواب آماده شدى سى و چهار بار «الله‏اكبر» و سى و سه بار «الحمدلله‏» و سى و سه بار «سبحان الله‏» بگو.

تسبيح تربت

ان فاطمة بنت رسول الله كانت مسبحتها من خيوط صوف مفتل معقود عليه عدد التكبيرات فكانت عليهاالسلام تديرها بيدها تكبر و تسبح الى ان قتل حمزة بن‏عبدالمطلب فاستعملت تربته و عملت التسابيح فاستعملها الناس.

وسائل الشيعه، ج 4:1033.

امام صادق(ع) فرمود:

تسبيح حضرت فاطمه(ع) نخى بود كه بر آن به تعداد تكبيرات - 34 عدد گره زده بود و آن را در دستش مى‏چرخانيد و تكبير و تسبيح مى‏گفت تا وقتى كه حمزه شهيد شد تسبيحى از تربت او ساخت. و از آن پس ساختن تسبيح در ميان مردم رواج يافت.

ماهنامه كوثر شماره   8 - محمود لطيفى

 


موضوعات مرتبط: آداب وراز های اعمال عبادی، ادعیه، مباحث قرآنی، زندگی نامه معصومین
[ 90/03/03 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]


دعا بر دو قسم است :
1ـ دعاهاى مطلق يعنى دعا كننده مطالب و نيازهاى خود را به زبان خود و به هر گونه جملات و بيانى كه مى تواند، در پيشگاه خدا اظهار كند. اين گونه دعاها را دعاهاى غير وارد يا غير ماثور مى نامند.
2ـ دعـاهـاى ماءثور يعنى انشاها و الفاظ مخصوصى كه از معصومى رسيده باشد. اين گونه را دعـاهـاى وارد شده مى نامند كه بعضى از آنها بايد در وقت مخصوص و محلّ معلومى خوانده شود و بـراى بـعـضـى ديـگـر زمـان ومـكانى تعيين نشده است . ثواب و فضيلت اين گونه دعاها براى كـسـى كـه آشـنـا بـه مـعـنـاى آنها باشد، بيش ازنوع اوّل است ؛ زيرامعصومين عليهم السلام به امراض روحى فرد و جامعه آشناتر و براى درخواست حاجت ، چگونگى بيان آن و كيفيت راز و نياز بـا حـق تـعـالى ، آگـاهـتر و بيناتر بوده اند. آنان مى دانستند كه بشر چه نقصى را دارا و چه كمالى را فاقد است . چه بايد بكند و چه بايد بخواهد. از اين رو، سزاوار است دعاكننده ، طرز بيان حاجت و چگونگى درخواست مطالب خود را ازمعصوم فراگيرد، تا اميد بر آورده شدن حاجتش بيشتر و اجرو پاداشش ، فزونتر باشد.

يك نكته :
گـاهـى دعا ياعملى كه سند معتبر هم دارد، مربوط به زمان يا مكانى خاص است ، مانند دعاهاى ماه رمضان يا مناجات مسجدكوفه ، اگر كسى بخواهد، آنها را در غير آن زمان و يا غير آن مكان انجام دهـد، در ايـن صـورت بـايـد آن را فـقـط بـه عـنـوان رجـا و احـتـمـال سـودمند بودن به جاى آورد ونه به قصد استحباب قطعى يا ثواب ثابت ، يعنى چنين نيت كند. (به احتمال اينكه مطلوب بوده و ماءجور باشم به جاى مى آورم .)
خـوانـدن زيـارتـهـاى مـخـصـوص درمـكـانهاى مقدس مانند زيارت جامعه كبيره ، امين الله ، وارث و غـيـرايـنـهـا نـيـز كـه در هـر يك خصوصيتى از نظر شخص معصوم يا از نظر زمان ومكان در نظر گـرفـتـه شـده ، در غـيـر مـحـلّ مـخـصـوص ، بـايـد به قصد رجا باشد و همچنين خواندن دعاهاى مـخـصـوص مـانـنـد كـمـيـل ، افـتـتـاح و غـيـره در غـيـر اوقـات اخـتـصـاصـى آنـهـا و خـلاصـه عمل عبادى در اين موارد نيز بايد به عنوان (رجاء) انجام گيرد.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی، ادعیه، مباحث اسلام شناسی
[ 90/02/15 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]


احاديث معتبره صادره از مقام عصمت و معادن حكمت نسبت به فضيلت تسبيح حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها دختر والاگهر پيغمبر حضرت محمد مصطفى عليه و آله افضل التحيته و الثناء بسيار است :
و ما در اين مقام اكتفاء مى كنيم بذكر چند حديث مختصر تيمنا و تبركا باشد كه با دانستن فضيلت آن قدر اين اذكار در ربار يادگار دختر پيغمبر بزرگوار موجب مداومت آن بعد از هر نماز در پيشگاه پروردگار باشد و بدين وسيله خدا را بسيار ياد كرده و به آيه كريمه (و اذكر و الله ذكرا كثيرا) عمل نموده باشيم : و از آن جمله است حديث اول : قال رسول الله (ص )لبنته فاطمه الزهرا (ع ) يا فاطمته اعطيك ما هو خير لك من الدنيا بما فيه تكبرين الله بعد كل صلاه اربعا و ثلاثين تكبيرتا و تتحمدين الله ثلاثا و ثلاثين تحميدتا و تسبحين الله ثلاثا و ثلاثين تسبيحتا ثم تتحتمين ذالك بالله الا الله و ذالك خير لك من الذى اردت و من الدنيا و ما فيها فلزمت صلوات الله عليها هذا التسبيح بعد كل صلواه و نسبت اليها: البحار ج 85
فرمود پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم بدخترش حضرت فاطمه عليهاالسلام
اى فاطمه من عطا مى كنم تو را چيزى كه آن چيز بهتر است از دنيا و آنچه در آن است و آن چيز عبارت از گفتن بعد از هر نماز سى و چار مرتبه تكبير (الله اكبر) و سى و سه مرتبه تحميد (الحمدلله ) و سي و سه مرتبه تسبيح (سبحان الله ) و ختم كن آنرا بذكر تهليل (لا اله الا الله ) و اين تسبيح بهتر است از براى تو از آنچه اراده دارى بوصول آن و نيز بهتر است از دنيا و آنچه در آن است پس حضرت فاطمه صلوات الله عليها طبق دستور پدر بزرگوار مداومت باين اذكار فرمود لذا اين تسبيح بآن حضرت نسبت داده شده است : چنانچه مشهور شده به تسبيح الزهرا سلام الله عليها .   خداوند توفيق مداومت گفتن اين اذكار در ربار را بعد از هر نماز بقاطبه مسلمين و مومين على الاطلاق عطا فرمايد.
و نيز از جمله احاديثى كه در فضيلت تسبيح الزهرا ع نقل شده همانا احاديث نورانيه است كه محدث قمى رضوان الله تعالى آنرا در مفاتيح آورده است .
از امام پنجم مولانا امام محمد باقر علوم اولين و آخرين عليه الصلوه والسلام روايت شده كه فرموده است عبادت كرده نشده است ذات اقدس ‍ الوهى به چيزى كه افضل و بهتر از تسبيح حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها باشد و اگر چيزى بهتر مى بود حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم آنرا بدختر گراميش فاطمه عليهاالسلام عطا مى فرمود:
و نيز بسند معتبر آنحضرت مروى است كه هر كه تسبيح حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها را بگويد و بعد از آن استغفار كند خداى غفار او را بيامرزد و آن بر زبان صداست و در ميزان عمل هزار و شيطان را دور مى كند و خدا را خوشنود مى گرداند و نيز بسندهاى صحيح از حضرت امام صادق كاشف حقايق صلوات الله و سلامه عليه منقول است كه هر كه بعد از نماز تسبيح حضرت فاطمه عليهاالسلام را بگويد پيش از آنكه پاها را از هيئت نماز بگرداند آمرزيده شود و بهشت بر او واجب گردد.
و در حديق معتر ديگر از آن حضرت روايت شده كه فرموده است تسبيح حضرت فاطمه سلام الله عليها را بعد از هر نماز خواندن بهتر است نزد من از آنكه هزار ركعت نماز نگذارد در هر روزى : و نيز از آن حضرت منقول است كه فرموده ما امر مى كنيم كودكان خود را به تسبيح حضرت فاطمه عليهاالسلام چنانچه امر مى كنيم ايشان را به به نماز پس آنرا ترك مكن كه هر كه داومت نمايد بر آنن شقى و بدبخت نمى شود.
بارى احاديث در فضيلت تسبيح الزهرا (ع )زياده از آن است كه در اين رساله مختصره ايراد توان كرد:
و كيفيت آن بنابر اشهر آن است كه سى و چهار مرتبه (الله اكبر) و سى و سه مرتبه (الحمدالله ) و سيو سيه مرتبه (سبحان الله ) بگويد و مجموعا عدد آن صد است و نبايد آنرا كم و زياد نمود چه در اذكار و تسبيحات اسرارى نفهته است كه هر كسى را آگهى به آن نيست و همان به كه ما بدان متعبد باشيم و چون و چرا نمايئم : زيرا از نتيجه مطلوبه دور مى مانيم : مخصوصا كه اگر در تعداد آن دستورى از لسان معصوم صادر شده باشد مثلا اگر بما بگويند سر صد قدم گنجى است پنهان شده و شما بايد صد قدم برداريد تا به آن گنج برسيد بديهى است ما نمى توانيم يك قدم جلو و يا دنبال برداريم چه در غير اين صورت بگنج نمى رسيم پس در اذكار وارده و تعداد آن بهر چه دستور داده شده بايد عمل نمائيم :
خداوند توفيق اذكار الهى از تكبيرات و تحميدات و تسبيحات را بما و كافه خداپرستان عطا و مرحمت فرمايد مخصصوصا مداومت بر تسبيح حضرت زهر سلام الله عليها را كه اعطائى و يادگار حضرت ختمى مرتبت محمد مصطفى صلى الله عليه و آله و سلم است بدختر والاگهرش فاطمه الزهرا (ع )و نظر به اينكه اين خاندان جليل توجهشان بمعنويات است نه بماديات لذا بهترين عطيه و هديه پيغمبر اكرم اكرم بدخترش فاطمه اين عطيه و موهبت الهيه مى باشد كه نزد فاطمه عليهاالسلام ارزش آن بالاتر از تمام عالم ملك و ملكوت است آيا چيزى بهتر و بالاتر و نفيس تر از ذكر تسبيح جلال و تحميد جمال و تكبير كمال خداى متعال هست نه بخدا قسم چيزى براى انسان بهتر و با فضيلت تر از ايمان و محبت خدا و معرفت بخدا و ذكر تسبيح او نيست : الذ لذات معنوى و روحى و ذكر الله است و در مناجات زينت الهيون و اسوه ربانيون سيد سجاد عليه السلام آمده است :
الهى استغفرك من كل لذه بغير ذكرك و من كل شغل بغير طاعتك الهى انت قلت و و قولك الحق : يا ايها الذين آنوا اذكر و الله ذكرا كثيرا (و سبحوه بكره و اصيلا) ( مفاتيح الجنان محدث قمى )

البته به شرط و شرایط آن


موضوعات مرتبط: آداب وراز های اعمال عبادی، ادعیه
[ 90/01/29 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

 

ذكر از مدارج عالى ايمان و به مثابه روح است در كالبد بندگى و انسان‏سازى و جايگاه آن در معارف الهى تا بدان‏جاست كه قرآن كريم تشريع نماز را به منظور دستيابى به آن دانسته است: «و اَقِمِ الصَّلوةَ لِذِكْرِى».
و ضمن آن‏كه از نماز به‏عنوان عامل بازدارنده از ناشايستگى‏ها ياد مى‏كند، تأكيد مى‏ورزد كه ذكر خدا بالاترين است: «...اِنَّ الصَّلوةَ تَنْهى‏ عَنِ الفَحْشاءِ وَ المُنْكَرِ و لَذِكْرُاللَّهِ اَكْبَرُ...». اين نه به منظور پايين آوردن شأن نماز است - كه «عمود دين»و ستون استوار ايمان مى‏باشد و بدون آن ساير اعمال و عبادات بى‏ارزش است - بلكه هدف يادآورى اين نكته است كه نماز نيز براى ذكر خدا است و با ياد آفريدگار نماز را بايد به‏پا داشت و اگر نماز از ذكر تهى باشد، فاقد روح بوده و اثر مطلوبى به بار نخواهد آورد. و بديهى است كه يادخدا منحصر به حال نماز نيست و مؤمن بايد همواره به ياد حق باشد و دل را به ذكر خدا حيات و نورانيت بخشد.
اميرالمؤمنين(ع) فرمود: «مداومت بر ذكر، غذاى جان‏ها و كليد صلاح و سداد است: «مُداوَمَةُ الذِّكْرِ قُوتُ الْأرْواحِ وَ مِفتاحُ الصَّلاحِ»و در روايت ديگر تأكيد فرموده كه در ذكر خدا «زبان، قلب و عمل» بايد همسان عمل كنند و اگر آهنگ متضاد داشته باشند، حقيقت ذكر تحقق نيافته است.»


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 90/01/23 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]
  خداوند مى فرمايد: ادعونى استجب لكم *؛ مرا بخوانيد تا به شما پاسخ دهم . مى دانيم كه خداوند صادق است و در سخن او گمان خلاف نمى رود، ليكن يكى از بهترين شواهد بر صدق گفتار حق تعالى مواردى است كه در قرآن كريم آمده است كه انبياء، اولياء و بندگان صالح حق تعالى در شرايط خاص خدا را خواندند و خدا هم دعاى آنان را اجابت كرد و آنها را از غم و اندوه رهانيد. وقتى كه خداوند داستان حضرت يونس و زندانى شدن او در شكم ماهى در قعر دريا، و قبول توبه و استغفار او را بيان مى كند در پايان اشاره مى كند به دعا و مناجات يونس در قعر دريا، و مستجاب شدن دعا، و نجات يافتن او از چنان زندان وحشتناك در آخر سخن مى فرمايد (و كذلك ننجى المؤ منين ) **؛ ما اينچنين مؤ منان را نجات مى دهيم . و اين معنا را با لفظ مستقبل (كه دلالت بر دوام و استمرار دارد) بيان مى كند. گويا خداوند مى خواهد بفرمايد: مبادا گمان كنيد اين گونه برخورد و يارى و كمك ما اختصاص به يونس و يا گذشتگان و يا پيامبران دارد؛ بلكه نجات و يارى و كمك و هدايت ما شامل حال همه مؤ منان است ؛ آنهايى كه از سوز دل و از عمق جان در گرفتارى ها خدا را بخوانند. در حقيقت خداوند با ذكر داستان حضرت يونس و حسن ختام آن با اين جمله به مردم با ايمان راه ارتباط بندگان با خدايشان را نشان ميدهد كه در مشكلات و سختى ها به خداوند اميدوار باشند و به درگاه او روى آورند و هيچ گاه از رحمت الهى ماءيوس نباشند چرا كه فرياد رس همه در همه جا خداوند است .

*غافر (40) آيه 60

** انبياء، (21) 88.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی، ادعیه، مباحث قرآنی
[ 90/01/21 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

حقيقت ذكر و آثار آن

ذكر عبارت است از توجه آگاهانه قلب به مبدأ هستى و ياد رحمت و نعمت و عزّت و قدرت و جمال و جلال او كه نتيجه آن محبت عارفانه و نيايش خالصانه و اطاعت و تسليم در برابر اراده نافذ و حكيمانه او است.
زيباترين حال براى انسان آن است كه به ياد خدا باشد و خود را دائماً در حضور او ببيند و حائلى ميان خود و خدا تصور نكند. انسانى كه نور محض و كمال مطلق و علم و قدرت و جمال و جلال حق را با ديده دل مشاهده كند و با او انس بگيرد، صورت قلبش صورت ذكر حق مى‏شود و آثار ايمان از سراسر وجودش متجلى مى‏گردد و به چيزى كه خلاف رضاى اوست، نمى‏انديشد.
ذكر، عامل طمأنينه نفس است: «اَلا بِذِكْرِاللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلوُبُ»
(20) و آن‏گاه كه قلب به آرامش رسيد و با انس به محبوب حقيقى قرار و آرام گرفت، تمام مطلوب را يافته و در خود خلأيى احساس نمى‏كند و به اميال پست حيوانى دل نمى‏سپارد. انسان مؤمن، هرگاه ياد خدا كند به عفو و رحمتش آرام مى‏گيرد و چون ياد عظمت و انتقام او كند از بيم و هراس بر خود مى‏لرزد و چون آيات حق را بشنود، ايمانش افزون گردد: «اِنّمَا الْمُؤمِنُونَ الَّذينَ اِذا ذُكِرَاللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ اِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زَادَتْهُم اِيماناً وَ عَلى‏ رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلوُنَ».(21)
اين همان حالتى است كه در روايات از آن به «خوف و رجا» تعيبر شده است.
با ياد خدا مى‏توان هجوم وساوس شيطان را دفع كرد و از تسويلات نفس در امان ماند: «اِنَّ الّذينَ اتَّقَوْا اِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيطانِ تَذَكَّرُوا فَاِذا هُمْ مُّبصِرُونَ».
(22)
على(ع) مى‏فرمايد: «ذكر، نور قلب»، «كليد انس»، «همنشينى با محبوب» و «لذت محبين» است و «هركس ياد خدا كند خداوند قلبش را زنده مى‏سازد و عقل و خردش را روشنى مى‏بخشد»: «أَلذِّكْرُ مِفتاحُ الْأُنْسِ‏(23)، أَلذِّكْرُ مُجالَسَةُ الَْمحْبوُب‏(24)، أَلذِّكْرُ لَذَّةُ الُْمحِبِّينَ‏(25)، مَن ذَكَرَاللَّهَ سُبحانَهُ اَحيَى‏اللَّهُ قَلْبَهُ وَ نَوَّرَ عَقْلَهُ وَ لُبَّهُ».(26)
كسانى كه عزت بندگى و لذت ذكر را يافته‏اند و با سرمايه ايمان به استغناى روحى رسيده و شيفته جمال محبوب‏اند و از معنويت لبريز و از حقيقت سرشار گشته‏اند، نيازى نمى‏بينند كه به گناه و معصيت تن در دهند و به لوث معاصى آلوده شوند. اينان علوّ و قدر و شرافت و شخصيت و قدرت و عزّت خود را در طاعت و بندگى خدا يافته و به تمام آرمان خود رسيده‏اند.
على(ع) مى‏فرمايد:
«مَنْ اَطاعَ‏اللَّهَ عَلى‏ اَمْرُهُ»
(27)
«مَنْ أطاعَ‏اللَّهَ عَزَّ و قَوِىَ»(28)
«شَرَفُ المُؤْمِنِ اِيمانُهُ وَ عِزُّهُ بِطاعَتِهِ»(29)
روآوردن به گناه كه منشأ آن حبِّ نفس و علاقه به دنيا است، از خلأ روحى كه نتيجه غفلت و دورى از خدا است، حكايت دارد. آنان كه از سرمايه ايمان و ارزش‏هاى انسانى بى‏بهره‏اند و عزت بندگى و لذت معنوى را نچشيده‏اند، براى جبران نقيصه‏هاى روانى خود به ارضاى تمايلات مادى مى‏پردازند و بدين‏وسيله و به‏طور ناخودآگاه مى‏خواهند كمبودهاى روحى و خلأ معنوى را با كالاى دنيا و لذّات تن و آرايش بيرون جبران كنند كه همه اين‏ها نتيجه غفلت از خدا و سرسپردگى به شيطان است كه خودفراموشى را نيز درپى دارد و عامل فسق و فجور و سقوط مى‏گردد.
جالب است كه در روايات ما از عوامل درونى و خلأهاى روحى كه بدان اشاره شد، به‏عنوان‏انگيزه گناه ياد شده است.
على(ع) غيبت كردن را تلاشى براى افراد ناتوان جهت كسب شخصيت مى‏داند: «أَلْغِيبَةُ جُهْدُالْعاجِزِ»
(30) و پيروى هواى نفس را نشانه فقدان شخصيت و عامل خوارى آن: «مَنِ اتَّبَعَ هَواهُ اَرْدى‏ نَفْسَه»(31) و طمع را فقر و بيچارگى موجود: «الطَّمَعُ فَقْرٌ حاضِرٌ»(32) و حسد را ستيز با قدر خوانده است: «الحَسُودُ غَضْبانٌ عَلَى القَدَرِ»(33) و امام صادق(ع) مى‏فرمايد: «هيچ‏كس بزرگ‏نمايى و خودكامگى نمى‏كند مگر آن‏كه در خود ذلت و حقارتى مى‏بيند: «ما مِنْ رَجُلٍ تَكَبَّرَ اَوْ تَجَبَّرَ اِلاَّ مِنْ ذِلَةٍ وجَدَها فى نَفْسِهِ».(34)
حاصل آن‏كه: عبادت براى ذكر خدا است، و ذكر خدا عامل طمأنينه نفس و غناى روحى انسان است و هرگاه انسان به اين مرحله از كمال نفسانى رسيد هرگز به رذايل نخواهد گراييد.
بدين‏سان نقش ذكر و ضرورت تداوم آن در تهذيب نفس و مبارزه با رذايل نفسانى ملموس مى‏گردد.
حضرت امام مى‏فرمايد:
«پس اى عزيز در راه ذكر و ياد محبوب تحمل مشاق هرچه بكنى كم كرده‏اى، دل را عادت به ياد محبوب بلكه بخواست خدا صورت قلب ذكر حق شود و كلمه طيبه «لا اِلهَ اِلَّااللَّه»، «صورت اخير» و كمال اقصاى نفس گردد كه از اين زادى بهتر براى سلوك الى‏اللَّه و مصلحى نيكوتر براى معايب نفس و راهبرى خوب‏تر در معارف الهيه يافت نشود.»
(35)
در پايان اين بحث يادآورى اين نكته لازم است كه همان‏گونه كه ايمان به خدا فطرىِ انسان است ذكر و ياد او نيز مقتضاى فطرت است و براى حفظ اين رابطه قلبى ميان بنده با خدا به عوامل ذكر همچون نماز و ساير عبادات، تلاوت قرآن، تأمل و تفكر، عبرت و تنبه و پرهيز از عوامل غرور و غفلت و گناه و دنيازدگى و همنشينى با عاقلان و پيروى اميال نفسانى توصيه شده است.(36)
اين است فلسفه كلى عبادت، علاوه بر اين هريك از عبادت‏ها تأثير تربيتى ويژه‏اى دارد كه به پاره‏اى موارد آن اشاره مى‏كنيم.

20. همان، ص 189.
21. سوره رعد، آيه 28.
22. سوره انفال، آيه 2.
23. سوره اعراف، آيه 201.
24 25 26 27-. تصنيف غرر، ص 189.
28 29 30-. همان، ص 185.
31. نهج‏البلاغه، حكمت 461، ص 442.
32. تصنيف غرر، ص 306.
33. همان، ص 298.
36. چهل حديث، ص 248..


موضوعات مرتبط: نماز، دعاوزیارت های ایام هفته، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 90/01/08 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

بعد تربيتى نماز

نماز فراگيرترين عبادت و زيباترين نيايش و روح‏بخش‏ترين پرستش و معراج مؤمن است: «الصَّلوةُ مِعْراجُ المُؤمِنِ» و پيامبر اكرم(ص) آن را ستون استوار دين خوانده كه ارزش و قبولى ساير عبادت‏ها بدان وابسته است‏ 1 و در هيچ حال از مكلف ساقط نمى‏گردد: «لاتَسْقُطُ بِحالٍ».
نماز از لحاظ مختلف فردى و اجتماعى، سياسى و اقتصادى، عبادى و انضباطى، جسمانى و روحانى، اخلاقى و عرفانى، قابل مطالعه است. در اين‏جا بُعدِ تربيتى و اخلاقى آن به صورت گذرا مورد توجه قرار مى‏گيرد.
بُعدِ عملى و تربيتى نماز از جهات گوناگون قابل مطالعه است: از مقدمات آن: «غسل، وضو، طهارت بدن و لباس و غصبى نبودن مكان و لباس، وقت‏شناسى، قبله‏شناسى و...» و نقشى كه هريك از اين‏ها در پرورش جسم و روح و طهارت و تقوا و نظم و انضباط و اخلاق فردى و اجتماعى دارد گرفته تا اركان و مقارنات و واجبات و مستحبات، چون قيام و قعود و سجود و ركوع و قرائت و اذكار و تحميد و تنزيه و مفاهيم بلند عرفانى كه هريك از اين‏ها دربردارد و اثر معنوى و روحانى كه هريك از عناصر اصلى يا مقدماتى نماز، واجب يا مستحب به روح مى‏بخشد و معارفى كه تعليم مى‏دهد، هريك رمزى است عميق در تعالى و تكامل و تهذيب و تربيت نفس و پاك‏سازى آن از شرك و ريا و غرور و تكبر و خودپرستى و بى‏تقوايى و رذايل ديگر اخلاقى كه در آيات و روايات از آن سخن به ميان آمده است.
نمازِ كامل و سازنده آن نمازى است كه علاوه بر آداب و احكام ظاهريه و احراز «شرايط صحت»، با آداب باطنيه يعنى: «شرايط قبول» همچون: خلوص، حضور قلب، خشوع، توجه و صفاى نفس و دورى از آلودگى‏هاى درونى و اخلاقى چون كبر، عجب، حسد، كينه و نفاق و بى‏تقوايى - كه در عرض شرايط صحت قرار دارند-، توأم باشد تا تيرگى‏ها را به طور كامل از روح نمازگزار بزدايد و معراج مؤمن باشد و در سير صعودى و قرب و نزديكى به خدا وى را يارى رساند.
قرآن كريم با اشاره به فلسفه نماز و نقش بازدارندگى آن در يك عبارت جامع مى‏گويد: «...اِنَّ الصَّلوةَ تَنْهَى‏ عَنِ الفَحْشاءِ وَ المُنْكَرِ وَ لَذِكْرُاللَّهِ أكْبَرُ...».
2
بنا به مفاد اين آيه: نماز مانع از زشتى‏ها و بازدارنده از منكرات است اما آن‏چه روح‏ومفهوم نماز است همانا ذكر خدا است، كه بدون آن نماز قالبى تهى از حقيقت خواهدبود و بر نمازگذار است كه روح و معناى ذكر را در نماز تحقق بخشد و آن را به‏طور كامل و با شرايط صورى و معنوى و توجه و اخلاص بپا دارد تا رهنمونگر او به مقام قرب‏حق باشد.
على(ع) با اشاره به اين مطلب مى‏فرمايد: «اَلصَّلوةُ قُرْبانُ كُلِّ تَقِّىٍ»
3 نماز وسيله تقرب پرهيزكاران است. همچنين با اشاره به نقش آن در تزكيه نفس مى‏فرمايد: «وَالصَّلوةَ تَنْزيهاً عَنِ الكِبْرِ» 4 خداوند نماز را عامل پاك‏سازى شما از كبر و نخوت قرار داد.
پيامبر اكرم(ص) نماز را به چشمه آب گرمى تشبيه فرموده كه در كنار خانه كسى باشد كه هر شب و روز پنج بار در آن به شستشو پردازد و آلودگى‏ها را از تن بزدايد.
5 بدين‏سان نماز تنها وسيله‏اى است در امر تزكيه و تهذيب كه انسان شب و روز با آن سروكار دارد و مادام‏العمر براى حسن انجام آن به‏عنوان‏بهترين عبادت تلاش مى‏كند و مراقبت‏هاى مستمر و مداوم مكلف هريك عاملى در تهذيب و تقوا و تزكيه نفس اوست.
.1حافظ گويد:

جمال يار ندارد حجاب و پرده‏ولى

غبار ره بنشان تا نظر توانى كرد

 2. مثل الصلوة كمثل عمود الفسطاط، (من لايحضره الفقيه، ج 1، ص 136).
 .3و قال الصادق(ع): اوّل مايحاسب به‏العبد الصلوة فاذا قبلت قبل منه ساير عمله و اذا ردّت عليه ردّ عليه ساير عمله. «همان، ص 134».
 . 4سوره عنكبوت، آيه 45..4 نهج‏البلاغه، حكمت 136، ص 386..5 همان، حكمت 252، ص 402


موضوعات مرتبط: نماز، آداب وراز های اعمال عبادی، مباحث قرآنی، مباحث اسلام شناسی
[ 90/01/06 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

   دلايل ظلمانى بودن گناه


الف ـ دليـل عـقـلى : چـنـان كـه ثـابـت شـد، خـداونـد مـتـعـال نـور اسـت .گـنـاه در مـقابل (خداوند) قرار دارد. زيرا نور در مقابل ظلمت است ؛ پس گناه ظلمانى است . وقتى در گناه ظـلمـت بـاشد، باطن شخص گناهكار، تاريك و ظلمانى مى گردد و او را به وادى نور راه نخواهد داد. انسان ظلمانى ، به وادى ظلمت مى رود و انسان نورانى در وادى نور حركت مى كند.
ب ـ دليل نقلى : ابو بصير مى گويد از امام صادق (ع ) شنيدم كه فرمود: (اِذا اَذْنـَبَ الرَّجـُلُ خـَرَجَ فى قَلْبِهِ نُكْتَةٌ سَوداءٌ فَاِنْ تابَ اِنْمَحَتْ وَ اِنْ زادَ زادَتْ حَتّى تَغْلِبَ عَلى قَلْبِهِ فَلا يُفْلِحُ بَعْدَها اَبَدا)
*
هـرگـاه شـخـصى گناهى مرتكب شود، در دل او نقطه سياهى بر آيد. پس اگر توبه كند، محو شـود و اگـر بر گناه بيفزايد، آن سياهى افزايش يابد تا بر دلش غالبش شود. پس هرگز رستگار نشود.
در صـحـنـه كربلا، پس از كشتن شدن بنى هاشم و ياران امام حسين (ع )، امام سجاد(ع ) به پدر گفت :
پدر جان ! مگر به مردم نگفتى كه چه كسى هستى ؟
پسرم ! گفتم كه من حسين هستم .
مگر بيان نكردى كه فرزند زهرا(س ) هستى ؟
به مردم گفتم كه من پسر زهرا(س ) هستم .
مگر نگفتى كه فرزند پيامبر(ص ) هستى ؟
گفتم ! اما پسر جان ! اين مردم چون لقمه حرام خورده اند، حرف هاى من در آنان اثر ندارد.
امام حسين (ع ) در صحنه كربلا صحبت مى كند، اما مردم به جاى بيدارى ، خنده سر مى دهند و كف و سـوت مـى زنـنـد، ايـن هـا بـه خـاطـر گـنـاهـانـى اسـت كـه مـرتـكـب شـده انـد، خـداونـد متعال در اين باره مى فرمايد: (ثـُمَّ كـَانَ عـَاقـِبـَةُ الَّذِيـنَ اءَسـَاءُوا السُّوءى اءَن كـَذَّبـُوا بِاَّيَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا بِهَا يَسْتَهْزِئُونَ )
**
سـرانـجـام كـار افرادى كه به اعمال زشت و كرداد بد پرداختند، اين شد كه كافر شده و آيات خدا را تكذيب كردند.

* بحار الانوار، ج 73، ص 327.
** روم (30)، آيه 10.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی، مباحث اسلام شناسی
[ 89/11/16 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نورانيت اهل بيت (ع )


در روايـات و احـاديـث شـريـف و آيـات قـرآن كـريـم ، بـه نـورانـى بـودن اهل بيت (ع ) اشاره شده است . پيامبر اكرم (ص ) فرمود: (خَلَقَنىَ اللّهُ تَبارَكَ وَ تَعالى وَ اَهْلَ بَيْتى مِنْ نُورٍ واحِدٍ) 1
خداوند تبارك و تعالى ، من و اهل بيت من را از يك نور آفريد.
امير مؤ منان على (ع ) فرمود: (اَوَّلُنا مَحَمَّدٌ، آخِرُنا مَحَمَّدٌ، اَوْسَطُنا مُحَمَّدٌ وَكُلُّنا مُحَمَّدٌ)
2
اول ، آخر و وسط ما محمد و به طور كلى همه ما(مظهر) محمد(ص ) هستيم .
در زيارت جامعه كبيره مى خوانيم : (خَلَقَكُمُ اللّهُ اَنْوارا فَجَعَلَكُم بِعَرْشِهِ مُحْدِقينَ)
3
خداوند متعال شما را به صورت نورهايى آفريد كه در عرش ، طواف كنندگان هستيد.
در قرآن كريم نيز در مواردى به (نور)تعبير شده است . از جمله : (يـَا اءَيُّهـَا الَّذِيـنَ اَّمـَنـُوا اتَّقـُوا اللَّهَ وَاَّمـِنُوا بِرَسُولِهِ يُؤْتِكُمْ كِفْلَيْنِ مِن رَحْمَتِهِ وَيَجْعَلْ لَكُمْ نُوراً تَمْشُونَ بِهِ وَيَغْفِرْ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ)
4
در ايـن آيـه شـريـفـه ، مـبـاحـث بـسـيـارى وجـود دارد. خـداونـد مـتـعـال فـرمـوده : اى افـراد بـا ايـمـان ! شـمـا دو كـار انـجـام دهـيـد. مـن در مـقـابـل ، سه كار انجام مى دهم : نخست : تقوا پيشه كنيد! انسان با داشتن تقوى و پرهيزكارى ، بـه بـركـات بـسـيـارى نـائل مى شود و هرگاه بى تقوايى كند، آن بركات از او گرفته مى شـود. دوم : بـه رسـول خـدا(ص ) ايـمـان عـمـلى بـياوريد. اگر انسان اين دوكار را انجام دهد، من بـراى او سـه كـار انـجـام مـى دهـم : نـخـسـت ، بـا رحـمـت خـود، بـه شـمـا دو (بـال ) مـى دهـم ، عـلت تـعـبـير به (بال )، آن است كه انسان براى پرواز از عالم مُلك به مـلكـوت بـه (بـال ) نـيـاز دارد. انـسـان بـا يـك بـال نـمـى تـوانـد پـرواز كـنـد. خـداونـد متعال فرمود: به شما دو (بال ) مى دهم تا پرواز كنيد و به عالم ملكوت برسيد. دوم : براى شما نورى قرار مى دهم كه در آن نور حركت كنيد.
در روايت آمده است كه : منظور از (نور)، على بن ابيطالب (ع ) است . يعنى اگر با تقوا شديد و ايـمـان عملى پيدا كرديد، من دست شما را در دست امام على (ع ) مى نهم و شما را زير بار ولايت او قرار مى دهم .
چـرا در قـرآن كـريـم ، اسـم مـبـارك امـام عـلى (ع ) و حـضـرت زهـرا(س ) بـه شـكـل عـلنـى نـيـامده است ؟ زيرا امام على (ع ) را خانه نشين كردند و حضرت زهراى اطهر(س ) را كشتند. اگر نام آن دو بزرگوار در قرآن مى آمد، معاندين ، قرآن را نابود مى كردند. از اين رو، قرآن با كنايه مى فرمايد: (وَ يَجْعَلْ لَكُمْ نُورا تَمْشُونَ بِهِ)
سوم : شما را مورد مغفرت و آمرزش قرار مى دهم و از گناهان و خطاياى شما مى گذرم .

 1- بحار الانوار، ج 36، ص 302.
 2- بحار الانوار، ج 26، ص 6.
 3- مفاتيح الجنان ، زيارت جامعه كبيره .
 4- حديد(57)، آيه 28.

موضوعات مرتبط: آداب وراز های اعمال عبادی، ادعیه، مباحث اسلام شناسی
[ 89/11/15 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

راه دوم در كـسـب لياقت: دورى از ظلمت گناه


راه دوم در كـسـب لياقت ، توجه به اين حقيقت است كه در گناه ،ظلمت وجود دارد. وادى خداوند، وادى نـور اسـت . اگـر انـسـان بـخـواهـد در اين وادى حضور يابد، بايد نورانيت داشته باشد. انسان هايى كه در وادى نور وارد مى شوند، بايد با آن سنخيت داشته باشند. انسان گناهكار، ظلمانى اسـت و بـه طـور قـطع ، او را به وادى نور راه نمى دهند و بديهى است كه از بركات و اسرار اين راه نيز محروم مى شود.
نـورانـى بـودن وادى خـداونـد عـزوجـل : خـداونـد مـتـعـال ، نـور اسـت . قـرآن كـريـم و اهل بيت عصمت وطهارت (ع ) و روايات آنان نيز نور هستند. قرآن كريم مى فرمايد:
(اَللّهُ نُورُ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ)
*
خداوند، نور آسمان ها و زمين است .
برخى گمان مى كنند كه مراد از آن ، همين نورى است كه در اين عالم وجود دارد. در حالى كه اين نـور، نـور مـادى و قـابـل اندازه گيرى است ؛ در حالى كه (نور)در آيه مذكور، نور مادى نمى باشد. نور در لغت اين گونه تعريف شده :(اَلنُّورُ ظاهِرٌ لِنَفْسِهِ مُظْهِرٌ لِغَيْرِهِ)
ظهور نور به خود آن است و ظاهر كننده غير خود نيز مى باشد. اگر چراغ هاى اتاقى را خاموش كنند، ظلمت در آن حاكم مى شود و چيزى ديده نمى شود. هرگاه چراغى را روشن كنند، نور مى آيد. پـس نـور مـُظْهِر است و براى ديدن يكديگر، به نور نياز داريم . اما براى ديدن خودِ نور، به چـيـزى نـيـاز نـداريـم . پـس ظـهـور نـور به خود آن است و ظاهر كننده غير خودش نيز مى باشد. بـنـابـر ايـن ، ظـهـور خـداوند به خود او است و در ظهورش نيازمند به غير نيست . اما همه چيز در ظـهـورشان به خداوند محتاج هستند. بنابر اين خداوند نور است و وادى خداوند نيز وادى نور مى باشد.
قـرآن كريم ، اين كلام الهى ، با علم خداوند نازل شده است : (اُنْزِلَ بِعِلْمِ اللّه ). علم خداوند، عـيـن ذات او اسـت . ذات كـه نورانى شد، علم نيز نورانى مى شود. پس خداوند، قرآن مجيد را با عـلم خـود، يـعـنـى بـا نـور خـود نـازل فـرمـود و ايـن دليـل نـورانـيـت قـرآن كـريم است . خداوند عزوجل در آيه ذيل به نورانى بودن (قرآن ) اشاره فرموده است :
(قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبينٌ)
**
براى هدايت شما از سوى خداوند، نور و كتاب مبين آمد.
 * نور(24)، آيه 35.
 ** مائده (5)، آيه 15.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 89/11/14 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

شرط اول ،‌ راه هاى كسب لياقت


انـسـان طالب كمال ، براى كسب لياقت ، بايد راه مطمئنى را شناسائى و براى دست يابى به آن ، تـلاش و كـوشـش نـمـايـد و خـداونـد مـتعال نيز، اين راه را در پيش روى انسان ها نهاده است . تشنگان حقيقت ، بايستى با جديت خود را در اين راه قرار دهند.
براى كسب لياقت ، بايستى به دو اصل اساسى توجه كرد.
الف ـ انجام واجبات .
ب ـ ترك محرّمات .
اگر انسان ، واجبات را انجام دهد و محرمات الهى را ترك نمايد، انسان لايقى مى شود. در واقع ، خـود را آمـاده جـلب اسـرار مـى نـمـايد. انسان خواهان اسرار، نبايد در زندگى مرتكب گناه شود. زيرا خداوند به انسان گناهكار و نالايق ، عطايى ندارد. بنابر اين ، تنها راه لايق شدن ، (عدم ارتكاب گناه ) است و آن ، از راه انجام واجبات و ترك محرّمات به دست مى آيد.
1 ـ پرهيز از محروميّت ناشى از گناه :

انجام واجبات و ترك محرمات ، همان امتثال فرمان الهى است .انسان بايد مطيع فرمان الهى شود. بـه انـسـان مـطيع فرمان الهى ، بنده (مطيع ) خدا مى گويند. اما اگر انسان فرمان خداوند را انـجـام نـدهد، خواه واجبى را ترك كند و يا حرامى را مرتكب شود، به او (خاطى ) و (عاصى ) مى گويند. خداوند متعال به بنده (مطيع ) توجه و عنايت دارد و چنين رحمتى را از بنده (عاصى ) سلب مى نمايد.
بـه عـبـارت ديـگـر، مـالك تـمـام دارائى هـاى مـا، خـداونـد مـتـعـال است . از جوانى ، عمر، علم ، قدرت ، معلومات ، اعضاء و جوارح و خلاصه ، همه وجود ما و تـوانـايـى هـاى آن ، از آن پروردگار جهانيان است . بنابر اين چيزى در ملكيت ما نيست . آنچه ما داريـم از آنِ خـداى مـتعال است . پس ما امانتدار خدا هستيم ؛ اكنون كه امانتدار شديم ، امانتدار از دو حالتِ امين وخائن بيرون نيست :
انـسـان امـيـن ، امانت را در راهى كه صاحبان آن سپرده است ، مى برد و اگر در غير راه تعيين شده به كار گيرد، خائن است . حال كسى را كه به او چشم ، زبان ، دست و پا داده اند و او قدر آنها را نداند، آيا به او اسرار مى آموزند؟ به يقين امانت خداوند و اسرار الهيه به او داده نمى شود. بنابر اين ، گام اول ، مطيع فرمان خدا شدن است و بايد در خودمان لياقت را نشان دهيم . خداوند متعال مى فرمايد:
(لَئِنْ شَكَرْتُمْ لاََزِيدَنَّكُمْ وَلَئِن كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ)
*
اگـر خداوند به شما نعمتى عطا فرمود و شما در آن نعمت شاكر شديد، خدا نعمت را زيادتر مى كند و اگر خداوند به شما نعمتى بخشيد، اما كفران نعمت كرديد، عذاب خداوند بسيار شديد است .
در اين قسمت آيه (إِنَّ عَذَابِي لَشَدِيدٌ)، شش تاءكيد وجود دارد:
الف ـ حرف اِنّ از حروف (مشبّهة بالفعل ) است و براى تاءكيد به كار مى رود.
ب ـ اين جمله ، اسميه است و جمله اسميه براى تاءكيد به كار برده مى شود.
ج ـ لام (لَشدِيدٌ) براى تاءكيد مى آيد.
د ـ ماده شدّت در لَشديدٌ مبين تاءكيد است .
ه‍ ـ شديد بر وزن فعيل ، صفت مشبهه و براى تاءكيد است .
و ـ خـداونـد عـالم ، عـذاب را بـه خـود نـسـبـت داده و فـرمـوده : (اِنَّ عَذابى لَشَديدٌ) واين تاءكيد سنگينى است .
خـداونـد در آيه اى مى فرمايد: (هر مصيبتى به شما رسد، نتيجه كارى است كه با دست خود آن را انـجـام داده ايـد و خداوند از بسيارى از آنها نيز گذشت مى كند.) خداوند مى خواهد انسان را از گناه پاك كند. به هنگام راه رفتن ، پاى انسان بى جهت به سنگ برخورد نمى كند يا دست او در اثـر اصـابـت بـه ديوارى ، خونين نمى شود. امام صادق (ع ) فرمود: اين ها در اثر گناهى است كـه انـجـام داده ايـد و خداوند عالم مى خواهد از اين راه شما را پاك كند. وقتى پا به سنگ خورد، انـسـان به لرزه مى افتد. اين لرزه ، همان كفاره گناهى است كه انجام داده است . پس بسيارى از حـوادث و سـوانـح كـه بـراى انـسـان رخ مـى دهـد، در اثـر ارتـكـاب گـنـاه اسـت . حـال كـه چنين است ، آيا در حجاب ماندن انسان ، نتيجه ارتكاب گناه نيست ؟ اين در (حجاب بودن ) مـا كه حتى يك در را براى ما باز نكرده اند و به ما اسرار نگفته و به ما اعتنايى نكرده اند، آيا مربوط به گناه و نافرمانى خدا نيست ؟ اگر اصابت پا به سنگ در اثر گناه است ، آيا در (حـجـاب مـانـدن ) مـا نـتـيـجـه گـناه و نافرمانى خدا نمى باشد؟ البته كه تمام اينها در اثر گناهى است كه مرتكب شده ايم ؛ اما خودمان خبر نداريم . قرآن كريم مى فرمايد:
( يـَوْمَ يـَبْعَثُهُمُ اللَّهُ جَمِيعاً فَيُنَبِّئُهُمْ بِمَا عَمِلُوا اءَحْصَاهُ اللَّهُ وَنَسُوهُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَي ءٍ شَهِيدٌ)
**
خـداونـد مـتـعـال نـفـرمـود: (عـَليـمٌ)؛ يـعـنـى : آگـاه بـود. بـلكـه فـرمـود: (شـَهـيـدٌ)، يـعنى : اعـمـال شـمـا در مـحـضـر خـدا انجام مى شود؛ چون در محضر خدا، خطا كرديد، آن خطاها، پرده هاى حـجـاب بـر جـان هـاى شـمـا شـد. بـنـابـرايـن ، بـى جـهـت نـيـسـت كـه سـى يـا چهل سال از عمر ما رفته ، اما درى از اسرار الهى ، را به روى ما نگشودند.

 * ابراهيم (14)، آيه 7.
 ** مجادله (58)، آيه 6.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی، مباحث قرآنی
[ 89/11/07 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

 

   تحلیل عرفانی - ساختاری زیارت عاشوراي حضرت سیَدالشهداء(ع)

زیارت عاشورا، زیارت سالار شهیدانِ تاریخ مبارزات حق و باطل، رازنامه زمزمه های عاشقانه سالکان با انسان کامل و زبور شیعیان حسینی است. در میان زیارت نامه‏ها، زیارت عاشورا از منزلت ویژه ای برخوردار است، امامان (ع) و علماى بزرگ در طول تاریخ، ‏ به بزرگی و عظمت از آن یاد کرده اند.زیارت عاشورا یک حماسه عاشقانه "عرفان پویای حسینی" است. ولایت، تولى وَ تبرى و بیزارى از دشمنان و طاغوتیان، از ارکان درس‏هاى زیارت عاشوراست. زیارت عاشورا تنها براى اجابت حاجات مادى نیست، که آن را طوطی وار خوانده و کورکورانه از محتواى حماسى و عرفانی آن بگذرند، بلکه باید عزم را جزم کرد که از طریق آن به اوج معنویت رسید و به محبوب سالار شهیدان واصل گردید. زیارت عاشورا، تجدید بیعت با راه و اهداف مقدس اجتماعی و معنوی امام حسین (ع) و شهیدان کربلاست. در هیچ یک از فرازهای زیارت عاشورا ، زائر از حضرت محبوب، طلبِ دنیا نمی کند. مراحل قرب الی الله همگی در زیارت عاشورا ترسیم شده است: اولین مرحله، تسلیم شدن به ولایت اهل بیت سلام الله علیهم و آخرین مرحله‌، فنای فی الله است. شاخصه زیارت عاشورا، سیر عشق به حضرت محبوب و تسلیم و ایثار و تبعیت از ولایت الهی خلیفة الله است.


موضوعات مرتبط: عرفان اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی، زندگی نامه معصومین، زیارت ها
ادامه مطلب
[ 89/10/30 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

عبادت واقعي

راستى عبادت اگر بر پايه عشق عبد به مولا صورت بگيرد ، عبادت است ، و از راه اينگونه بندگى است ، كه تمام درهاى خير دنيا و آخرت به روى انسان باز مى شود و تمام درهاى شر در دنيا به روى انسان بسته مى گردد .

مرحوم مطهرى(ره) در اين زميه در مقاله بسيار مختصرى مى فرمايد : تلقى افراد از عبادت يكسان نيست متفاوت است ، از نظر برخى افراد عبادت نوعى معامله و معاوضه كار و مزد است ، كار فروشى و مزد بگيرى است . همانطور كه يك كارگر ، روزانه نيروى كار خود را براى يك كارفرما مصرف مى كند و مزد مى گيرد ، عابد نيز براى خدا زحمت مى كشد و خم و راست مى شود و طبعاً مزدى طلب مى كند ، كه البته آن مزد در جهان ديگر به او داده مى شود .

و همانطور كه فائده كار براى كارگر در مزدى كه از كارفرما مى گيرد خلاصه مى شود و اگر مزدى در كار نباشد نيرويش به هدر رفته است فائده عبادت عابد نيز از نظر اين گروه ، همان مزد و اجرى است كه در جهان ديگر به او به صورت يك سلسله كالاهاى مادى پرداخت مى شود .

و اما اين كه هر كار فرما كه مزدى مى دهد ، به خاطر بهره اى است كه از كار كارگر مى برد ، و كار فرماى ملك و ملكوت چه بهره اى مى تواند از كار بنده ضعيف ناتوان خود ببرد و هم اين كه فرضاً اجر و مزد از جانب آن كار فرماى بزرگ به صورت تفضل و بخشش انجام گيرد ، پس چرا اين تفضل بدون صرف مقدارى انرژى كار به او داده مى شود ، مسئله اى است كه براى اين چنين عابدهائى هرگز مطرح نيست .

از نظر اين گونه افراد تار و پود عبادت همين اعمال بدنى و حركات محسوس ظاهرى است كه به وسيله زبان و ساير اعضاء بدن صورت مى گيرد .

اين يك نوع تلقى است از عبادت كه البته عاميانه و جاهلانه است ، و به تعبير بوعلى در نمط نهم اشارات : خدانشناسانه است و تنها از مردم عامى و قاصر پذيرفته است .

تلقى ديگر از عبادت ، تلقى عارفانه است ، بر حسب اين تلقى مسئله كارگر و كارفرما و مزد به شكلى كه ميان كارگر و كارفرما متداول است مطرح نيست و نمى تواند مطرح باشد ، برحسب اين تلقى عبادت نردبان قرب است ، معراج انسان است ، تعالى روان است ، پرواز روح است به سوى كانون نامرئى هستى ، پرورش استعدادهاى روحى و وزش نيروهاى ملكوتى انسانى است ، پيروزى روح بر بدن است ، عالى ترين عكس العمل سپاس گزارانه انسان است از پديد آورنده خلقت ، اظهار شيفتگى و عشق انسان است به كمال مطلق و جميل على الاطلاق ، و بالاخره سلوك و سير الى الله است .

بر حسب اين تلقى ، عبادت پيكرى دارد و روحى ، ظاهرى دارد و معنائى ، آنچه بوسيله زبان و ساير اعضاء بدن انجام مى شود پيكره و قالب و ظاهر عبادت است ، روح و معنى عبادت چيز ديگر است ، روح عبادت وابستگى كامل دارد به مفهومى كه عابد از عبادت دارد و به نوع تلقى او از عبادت و به انگيزه اى كه او را به عبادت بر انگيخته است و به بهره و حظى كه از عبادت عملا مى برد و اين كه عبادت تا چه اندازه سلوك الى الله و گام برداشتن در بساط قرب باشد .

امام علي عليه السلام در باره انواع عبادت مي فرمايد : همانا گروهى خداى را به انگيزه پاداش مى پرستند ، اين عبادت تجارت پيشگان است ، و گروهى او را از ترس مى پرستند ، اين عبادت برده صفتان است ، و گروهى او را براى آن كه از او سپاس گزارى كرده باشند مى پرسند ، اين عبادت آزادگان است .

ويا در جاي ديگر فرموده است : من تو را به خاطر بيم از كيفرت و يا به خاطر طمع در بهشتت پرستش نكرده ام من تو را بدان جهت پرستش كردم كه شايسته پرستش يافتم .

آرى وقتى هستى انسان ، تجلى گاه عشق او باشد ، عبادت آدمى جز عبادت عاشقانه و عارفانه نخواهد بود .


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی، مباحث اسلام شناسی
[ 89/10/17 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

برترين عبادت

از آيات كتاب حق ، و گفتار روح بخش انبيا و امامان ، و سخنان اولياء و عاشقان ، و كلمات عارفان و بيداران ، چنين استفاده مى شود كه افضل عبادات و اشرف معاملات و پر ارزش ترين اعمال ذكر است .

ذكر عبارتست از به زبان آوردن اسماء حق و تفكر و انديشه در مفهوم آن ، و آراستن حقيقت خويش به نور آن ذكر ، و به عبارت ديگر ذكر عبارت است از جبران كردن فقر و خلاء جان و عقل و نفس و قلب با ياد خدا و آن سير و سفرى است الهى كه از حركت زبان شروع شده به منور شدن همه موجوديت انسان ختم مى شود .

براى ذكر مراتب و مراحلى گفته اند ، و براى هر مرتبه از ذكر خصوصياتى وصف كرده اند .

اول مرتبه ذكر مرحله عام است و آن ذكرى است كه فائده آن دور ساختن غفلت است ، و همين كه سالك غفلت را ا زخود دور سازد ولو به زبان ساكت باشد ذاكر است .

مرتبه دوم ذكر خاص است كه ذاكر در اين مقام حجاب عقل و تميز را دريده ، و با تمام قلب متوجه خداست .

مرتبه سوم ذكر اخص است كه مرحله فناى ذاكر است ، كه ذاكر از خود فانى و به دوست باقى است .

البته دفعتاً نمى توان وارد ذكر اخص شد ، بلكه بايد از ذكر عام شروع كرد تا به توفيق الهى به مرتبه ذكر اخص رسيد ، و بايد دانست كه ذكر گفتن ذاكر عين توفيق الهى و عين جواب حق به ذاكر است و در حقيقت هر بار الله گفتن ذاكر عين لبيت مذكور است .

ذكر در درجه اول براى اين است ، كه زبان را از هرچه غير ضرورى است حفظ نمايد ، و در درجه بعد براى اينست كه قلب به نور ذكر منور گشته و از تمام كدورت ها ، و تاريكى ها و آنچه به عنوان مرض قلب شناخته شده پاك گردد و د رمرحله بعد براى اين است كه انسان با تمام هويت و هستى اش در دريائى از نور كه همان تجلى صفات بر صفحه وجود است غرق گشته و در تمام مراحل و ابعاد حيات جز خدا نبيند و غير خدا نگويد ، و جز كلام خدا نشنود .

سالك وقتى از ذكر زبان به ذكر قلب و از ذكر قلب به ذكر عمق هستى رسيد ، شيرينى عجيبى از حقيقت ذكر خواهد چشيد ، و در اين مرحله است كه وجود ذاكر منبعى از شرف و خير گشته ، و اگر همه عالم از خدا برگردند ، توجه او به حضرت حق بيشتر شده ، و اگر او را قطعه قطعه كنند تا لحظه اى غافل گردد ، قطعه قطعه مى شود ولى محال است لحظه اى غفلت به او دست دهد .


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی، ادعیه
[ 89/10/12 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]
                      حقيقت عبادت

عـبـادت ، اظـهـار بـنـدگـى و نـيـاز در پـيـشـگـاه خـداونـد تـعـالى و بـيـان خـواستها و تقاضاى تكامل از درگاهش و تقديس ذات مقدس اوست .
عبادات را با يك نگاه مى توان به سه نوع تقسيم كرد:
1ـ بـرخـى جـنـبـه عـبـادى مـحـض دارد و بـايـد بـا (قـصـد قـربـت ) انـجـام گـيـرد و گـرنـه باطل است . مانند؛ غسل ، وضو، نماز، روزه ، حجّ، خمس ، زكات و مانند آن .
2ـ برخى ديگر كارهايى است كه اگر به قصد تقرّب به خدا انجام گيرد، عبادت محسوب شده و اجر بيشترى دارد. مانند امر به معروف و نهى از منكر و تاءمين نفقه براى خانواده ... .
3ـ قسم سوّم ، جهت دادن هر ترك و فعلى به سوى كسب رضاى الهى است كه در اين صورت همه كـارهـاى انـسـان عـنـوان عـبـادت پـيـدا مـى كـنـد. چـنـانـكـه رسول اكرم (ص ) به روزه داران ماه رمضان نويد داده است : (نفسهايتان در اين ماه ، تسبيح خدا و خوابتان در آن ، عبادت است .)
هـمـچـنـيـن كـارهـايـى از قـبـيـل نـگـاه كـردن بـه چـهـره عـالم و پـدر و مـادر يـادگـيـرى مـسـائل ديـنـى ، انـديـشـيـدن و تـفـكـّر، اداى حـق مـومـن ، خـاموشى و ... نيز عبادت شمرده شده است .
رسول خدا (ص ) فرمود: (ما يَتَقَرَّبُ إِلَىَّ عَبْدى بِمِثْلِ اءَداءِ مَا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ...)
هيچ عملى همچون انجام واجبات بنده رابه من نزديك نمى كند.
اميرمؤ منان على (ع ) نيز با ديدگاه ديگرى عبادت را به سه نوع تقسيم كرده است :
1ـ عبادت تجارى .
2ـ عبادت از روى ترس .
3ـ عبادت عاشقانه .
عـبادت وبندگى در برابر پروردگار متعال ، مايه پرهيزگارى و تقرّب به ذات اقدس الهى است . قرآن كريم مى فرمايد: (يا اءَيُّهَا النّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذى خَلَقَكُمْ وَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ)
اى مردم پروردگارتان را كه شما و پيشينيانتان را آفريده بپرستيد، شايد با تقوا شويد.
هر چه انسان در مسير عبادت خدا گام بردارد، نزد خدا وخلق محبوبتر و با ارزشتر مى شود. به عـبـارت ديـگـر، در جـهـان آفـرينش ، معيار ارزش گذارى مخلوقات ، كرنش و عبادت است و هر چه انـسـان از راه عـبـادت ، كـوچـكـى و وابـسـتـگـى خويش را به خداوند نشان دهد از عزّت و آزادگى بيشترى برخوردار مى گردد. امام صادق (ع ) فرمود: (امـام حـسـيـن (ع ) نـزد يـارانـش آمـد و فـرمـود: خـداونـد مـتعال ، بندگان را جز براى اينكه او را بـشـنـاسـنـد نـيـافـريد، وقتى آنان خدا را شناختند او را مى پرستند و هر گاه او را بپرستند از پرستش ديگران بى نياز خواهند بود.)
بـنابراين راز و ارزش عبادت در اين است كه انسان را از تمام مخلوقات خدابى نياز كرده ، او را در اوج آزادگى و عزّت ، وابسته به ذات مقدس خدا نگه مى دارد كه عين رستگارى است ، چنان كه امير مؤ منان على (ع ) (ع ) فرمود: (اَلْعِبادَةُ فَوْزٌ)
عبادت فوز و رستگارى است .
موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 89/04/14 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نظر مراجع درباره دخیل بستن

مؤمنین مسلمان همواره از انجام اموری که وهن مذهب را در پی دارد منع شده‌اند. یکی از این امور که شاید عده‌ای از روی غفلت مرتکب آن می‌شوند مسئله دخیل بستن به ضریح، بستن نخ، قفل و تسبیح است.

مراجع عظام آیت‌الله وحید خراسانی و آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی در پاسخ به استفتاء خبرگزاری مهر دخیل بستن را بدعت و خرافات اعلام کردند.
دفتر آیت الله وحید خراسانی دخیل بستن را بدعت دانست و در ادامه یادآور شد: "باز کردن قفل برای مسئولین نگهداری اماکن متبرکه مستلزم مشقات بسیاری است. بهتر است به جای این کار نخ دل خود را به نخ دل حضرت دوست ببندند. انجام ندادن این کار بهتر است چرا که بدعت و خرافات محسوب می شود. اگر هزاران نفری که برای زیارت به این اماکن می روند هر کدام یک نخ را به ضریح ببندند بازکردن این نخ ها برای مسئولین حفظ و نگهداری اماکن متبرکه مستلزم مشقات بسیاری است".
دفتر آیت الله ناصر مکارم شیرازی در پاسخ به استفتائی که در این رابطه صورت گرفته آورده است: "این کار از خرافات است و از آن بپرهیزید".

موضوعات مرتبط: آداب وراز های اعمال عبادی، مباحث اسلام شناسی
[ 89/02/22 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نكوهش ترك ذكر خدا


هـمـه گـرفـتـارى هـاى انـسـان بـر اثـر نـفـس امـّاره و غـفـلت از يـاد خـداسـت كـه مـوجـب تيرگى دل شـده و شـيـطـان را بـر او مسلّط مى كند و در نتيجه انسان را به ورطه هلاكت مى اندازد. قرآن كريم رويگردانى از ياد خدا را سخت نكوهش كرده مى فرمايد: (فَوَيْلٌ لِلْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ مِنْ ذِكْرِ اللّهِ) *
واى بر سخت دلانى كه ياد خدا در دل هاشان راه ندارد!
كـسـى كـه از يـاد خـدا روى بـرتـابد، باطنش كور گشته ، آيات و جلوه هاى الهى رانمى بيند؛ زنـدگـى او بـى فـروغ مـى گـردد و در بـن بـست هاى زندگى پناهگاهى نمى يابد. آن كورى بـاطـن و فـراموشى آيات و مظاهر جمال و جلال الهى در روز قيامت نيز تجسّم پيدا مى كند. قرآن كريم مى فرمايد: (مَنْ اَعْرَضَ عَنْ ذِكْرى فَاِنَّ لَهُ مَعيشَةً ضَنْكاً وَ نَحْشُرُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ اَعْمى )
**
هر كس از ياد من روى بگرداند، زندگى اش تنگ شود و در روز قيامت نابينا محشورش سازيم .
آيـا وقـت آن نرسيده كه با شناختى كه علاوه بر فطرت خود آگاه ، از خداوند و از انگيزه خلقت حـاصـل نـمـوديـم ، در ايـن ايّام جوانى ، دل را به او داده و در برابرش فروتن باشيم ، به او پـناه بريم ، تا از دچار شدن به بن بست ها، گرفتارى ها، اضطراب ها، دلهره ها، بى هدفى ها، بى بند و بارى ها و افسارگسيختگى ها نجات يابيم ؟!
(اَلَمْ يَاءنِ لِلَّذينَ آمَنُوا اَنْ تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ)
آيا مومنان را وقت آن نرسيده كه دلهايشان در برابر ياد خدا نرم (و فروتن ) شود؟

  * زمر (39)، آيه 22.
 ** طه (20)، آيه 124.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 89/02/06 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

 موانع ذكر


آيـات قرآنى و روايات اسلامى ، موانعى چند را كه انسان را از ياد خدا باز مى دارند برشمرده اند؛ شيطان ، دوستان گمراه و هوسرانى از مهم ترين اين موانع اند:
1 ـ شيطان
(اِسْتَحْوَذَ عَلَيْهِمُ الشَّيْطانُ فَاَنْساهُمْ ذِكْرَ اللّهِ)
1
شيطان بر آنان سلطه يافت و ياد خدا را از ايشان گرفت . و نيز: (اِنَّمـا يـُريـدُ الشَّيـْطـانُ اَنْ يـُوقـِعَ بـَيـْنـَكـُمُ الْعـَداوَةَ وَالْبـَغـْضـاءَ فـِى الْخـَمـْرِ وَ الْمَيْسِرِ وَ يَصُدَّكُمْعَنْ ذِكْرِ اللّهِ...)
2
خواسته شيطان اين است كه با شراب و قمار، ميان شما دشمنى و كينه افكند و شما رااز ياد خدا بازدارد.
2 ـ دوستان گمراه
قرآن كريم اعتراف ساكنان جهنّم را بازگو كرده كه مى گويند: (يا وَيْلَتى لَمْ اَتَّخِذْ فُلاناً خَليلاًَ لَقَدْ اَضَلَّنى عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ اِذْ جائَنى ...)
3
واى بر من ! كاش فلانى را دوست نمى گرفتم . او مرا از ذكر بازداشت پس از آنكه به سراغم آمده بود.
خداوند انسان را از همنشينى با كسانى كه جز دنيا مطلوبى ندارند، نهى كرده است : (فَاَعْرِضْ عَمَّنْ تَوَلّى عَنْ ذِكْرِنا وَ لَمْ يُرِدْ اِلا الْحَيوةَ الدُّنْيا)
4
از كسى كه از ياد ما روى گردانيده و جز زندگى دنيوى را نمى جويد، اعراض كن !
اسـلام تـوصـيـه كـرده كـه پـيـروانـش بـا هـر كـسـى پـيـونـد دوسـتـى بـرقـرار نـكـنـنـد. رسول خدا(ص )از حضرتِ عيسى (ع )نقل مى كند كه به حواريّون خود فرمود: خـود را دوسـت خـدا كنيد و به او نزديك شويد. گفتند: يا روح الله ! به چه وسيله خود را دوست خـدا كـنـيـم و بـه او نـزديـك شـويـم ؟ فـرمود: به وسيله خشم به مردم گناهكار، خشنودى خدا را بـجوييد. گفتند: يا روح الله ! در اين صورت با چه كسى همنشينى كنيم ؟ فرمود: با كسى كه ديـدنـش شـما را به ياد خدا اندازد، گفتارش به علم و دانايى شما بيفزايد و عملش شما را به آخرت ، تشويق كند.
5
3 ـ پيروى از هواى نفس
حضرت على (ع )فرمود: (لَيـْسَ فـِى الْمـَعـاصـى اَشـَدُّ مـِنِ اتِّبـاعِ الشَّهـْوَةِ، فـَلا تـُطـيـعـُوهـا فـَيـَشـْغـَلَكـُمْ عـَنـِ اللّهِ)
6
در مـيـان گناهان چيزى سخت تر از پيروى شهوت نيست . بنابراين ، از آن پيروى نكنيدكه شما را از [ياد] خدا بازمى دارد.
يـكـى از شـهـوات و خـواسـتـه هـاى نـفـس ، نـگـاه كـردن بـه نـامـحـرمـان اسـت . چـشـم چـرانـى دل را مى ميراند و از ذكر خدا مانع مى شود.
حضرت على (ع )فرمود: (لَيـْسَ فـِى الْجـَوارِحِ اَقـَلُّ شـُكـْراً مـِنَ الْعـَيْنِ، فَلا تُعْطُوها سُؤْلَها فَتَشْغَلَكُمْ عَنْ ذِكْرِ اللّه )
7
در مـيـان انـدام (بـدن ، عضوى ) كم سپاس تر از چشم نيست . بنابراين ، خواسته هايش را به او عطا نكنيد كه شما را از ذكر خدا بازمى دارد!

  1- مجادله (58)، آيه 19.
 2- مائده (5)، آيه 91.
 3- فرقان (25)، آيات 28 ـ 29.
 4- نجم (53)، آيه 29.
 5- تحف العقول ، ترجمه على اكبر غفارى ، ص 42.
 6- شرح غررالحكم ، ج 5، ص 88.
 7- همان ، ص 87.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 89/02/04 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

مراتب ذكر


ذكر داراى سه مرتبه است :
الف ـ ذكر قلبى
اصـل ذكـر همان توجّه قلبى و به ياد خدا بودن است : قلب انسانِ ذاكر، به ياد خدا زنده است ؛ از او نور مى گيرد، براى او مى تپد و توجهى به غير او ندارد.
در خانه دل ، ما را جز يار نمى گنجد
چون خلوت يار اين جاست اغيار نمى گنجد
در كار دو عالم ما چون دل به يكى داديم
جز دوست يكى ما را در كار نمى گنجد
ب ـ ذكر زبانى
ذكـر زبـانـى ، يـادآورى نـام هـا و صفات مقدس خداوند و يا نعمت هاى او و تسبيح و تمجيد او با زبـان اسـت ؛ البـتـه ذكـر زبـانى بدون توجه قلبى (هر چند كم ) منشاء اثر و مفيد واقع نمى شود، *امّا به ايجاد ذكر قلبى كمك مى كند.
ج ـ ذكر عملى
ذكر عملى به اين معناست كه ذاكر در شؤ ون زندگى و تصميم گيرى هاى فردى واجتماعى به يـاد خـدا و درصـدد كـسـب رضـاى او بـاشـد. دسـتـورهـاى او را انـجـام دهـد و گـِرد اعـمـال نـاروا نـگـردد. در ايـن صـورت همه اعمال او با ياد خدا انجام مى پذيرد و در واقع او با عمل خود، ياد خدا را زنده كرده و زندگى اش نيز رنگ خدايى مى گيرد.
مـؤ مـنـان و پـيروان واقعى دين خدا به چنين مقامى نايل شده و با ياد خدا روح و جان خويش را مى آرايند گرچه نايل شدن به اين مرتبه از ذكر كارى بس دشوار است . امام باقر(ع )مى فرمايد: يـكـى از سـخـت تـريـن كـارهـاى بـنـدگـان ، ذكـر خـدا در هـر حـال اسـت و آن چـنـيـن است كه هنگام عزم بر معصيت ، ياد خدا ميان او و آن گناه مانع مى شود و اين (تـفـسـيـر) كـلام خـداست كه مى فرمايد: (اِنَّ الَّذينَ اتَّقَوْا اِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَاِذا هُمْ مُبْصِرونَ)
**

 * تفسير اثنى عشرى ، شاه عبدالعظيمى ، ج 1، ص 289.
 ** اعـراف ، آيـه 201؛ پـرواپـيـشـگان هنگامى كه گرفتار وسوسه هاى شيطان مى شوند، به ياد خدا افتند و بناگاه بينا شوند.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 89/02/03 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

حقيقت ذكر


اوليـن مـرحـله ذكر، گفتن و تكرار (اللّه اكبر)، (سبحان اللّه )، (الحمد للّه ) و... با حالت توجّه است ، زيرا بيان همين كلمات ، دل را صفا مى دهد و موجب مى شود كه انسان از ياد و حضور خـدا غـافـل نـشـود. مـرحـله بالاتر و مهم تر ذكر، ياد خدا به هنگام روبه رو شدن با معاصى و گـنـاهـان اسـت . يـعنى ذكر بتواند انسان را از نافرمانى خدا حفظ كند، دست آدمى را بگيرد و از سقوط در پرتگاه هاى هولناكِ دروغ و معصيت و تهمت و آزار مردم و... مانع شود. امـا ذكـر حـقـيـقـى ، جـمـع بـيـن ايـن دو اسـت ، يـعـنـى هـم در قـلب هـم بـر زبـان و هـم در عمل ، انسان به ياد او باشد.
از آيـــات قـــرآن و ســـخــنـان اولياى گرامى اسلام برمى آيد كه (ذكر) آن است كه انسان در هـمـه احـوال و پـيـشـامـدهـا بـه يـاد خـدا بـوده وخـود را در مـحـضـر خـدا بـبـيـنـد؛ او را نـاظـر بـــراعـمـال و رفتار خويش دانسته و متوجه باشد كه هيچ امرى بر او پوشيده نيست ( ذكر قـلبـى ). ازايـن رو، هـنـگـام رو بـه رو شـدن بـا اعـمـال واجب ، به ياد خدا بوده ، آنها را انجام دهد و هنگام رو برو شدن با كارهاى حرام ، از خدا غافل نباشد و از انجام آن پرهيز نمايد (= ذكر عملى ).
حضرت صادق (ع )مى فرمايد: از مـهـم تـريـن چـيـزهـايـى كـه خـدا بـر بـنـدگـانـش لازم فـرمـوده (ذكـر در هـمـه حـال اسـت )؛ ولى مـنـظـور مـن (سـُبـْحـانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَ لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُ) نيست ـ گرچه اينها هم ذكر است ـ بلكه مقصود به ياد داشتن خدا هنگام اطاعت و معصيت است .
*
همچنين آن حضرت از رسول خدا(ص )نقل كرده كه فرمود: هـر كـس كه اوامر خدا را اطاعت نمود و از گناهان پرهيز كرد، همانا او ذاكر خداست ،گرچه نماز و روزه (مـستحبى ) و قرائت قرآنِ او اندك باشد. و هر كس كه معصيت و نافرمانى خدا نمايد، خدا را فـرامـوش ‍ كـرده ، گـرچـه نـمـاز و روزه و تـلاوت قـرآن او بـيـش از حـدّ معمول بوده باشد.
**

 *بحارالانوار، ج 93، ص 154.
 ** همان ، ص 156.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 89/02/03 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

ياد خدا


(ذكر) به معناى (ياد كردن با قلب يا زبان ) است . اين واژه در فرهنگ اسلامى مفهوم خاصى دارد؛ در آيات قرانى و روايات اهل بيت (ع )گاهى به معناى (به يادِ خداى سبحان ، اسـمـاى الهـى و نعمت هاى خدا بودن ) به كار رفته است و گاهى نيز به معناى يادآورى ايّام اللّه و سرگذشت بندگان صالح ، اولياى خدا و پيامبران و مانند آن آمده است كه تمام ذكرها در فـرهـنـگ اسـلامـى مـقـدمه اى براى (ذِكْرُ اللّه ) است و توصيه شده كه انسان همواره و در تمام احوال به ياد خداى سبحان بوده او را حاضر و ناظر بر اعمالش ‍ بداند.
ذكـر خـداى مـتـعـال از بهترين و پاكيزه ترين اعمال است . ذكر، خوى نيكوكاران ، مايه شرافت ، رستگارى و... است و آيات قرآن و روايات اسلامى به آن توصيه كرده اند.
قرآن كريم مى فرمايد: (يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللّهَ ذِكْراً كَثيراً...)
*
اى كسانى كه ايمان آورده ايد، خدا را بسيار ياد كنيد.
رسول خدا(ص )مى فرمايد: (اِعـْلَمـُوا اَنَّ خـَيـْرَ اَعْمالِكُمْ عِنْدَ مَليكِكُمْ وَ اَزْكاها وَ اَرْفَعَها فى دَرَجاتِكُمْ وَ خَيْرَ ما طَلَعَتْ عَلَيْهِ الشَّمـْسُ، ذِكـْرُ اللّهِ سـُبـْحـانـَهُ وَ تـَعـالى فـَاِنَّهُ اَخـْبَرَ عَنْ نَفْسِهِ فَقالَ اَنَا جَليسُ مَنْ ذَكَرَنى )
**
بـدانيد كه بهترين اعمالِ شما نزد خداوند و پاكيزه ترين و فزاينده ترين آنها در درجات شما و بـهـتـريـن چيزى كه آفتاب بر آن تابيده ، (ذكر خداى سبحان ) است ؛ زيرا خداى تعالى از خودش خبر داده و فرموده است : من همنشين كسى هستم كه مرا ياد كند.
امير مؤ منان (ع )مى فرمايد: (ذِكْرُ اللّهِ سَجِيَّةُ كُلِّ مُحْسِنٍ وَ شيمَةُ كُلِّ مُؤْمِنٍ)
***
ياد خدا خصلت هر نيكوكار و خوى هر مؤ منى است .

  * احزاب (33)، آيه 41.
 ** عدّة الداعى ، احمد بن فهد، ص 238.
 *** شرح غررالحكم ، ج 4، ص 30.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 89/02/02 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

عبادت ، هدف خلقت


O عـبـادت بـه مـعـنـى افتادگى و اظهار خضوع و كوچكى در پيشگاه قادر مطلق است و اين حالت دربرابر غير خدا سزاوار نيست ، چون فقط خداوند است كه عارى از هر نقص و عيب مى باشد.
O در روايـات اسـلامـى عبادت از سه حال خارج نيست يا از ترس جهنم است يا به طمع بهشت يا به دليل عشق و محبّتى كه عابد به خدا دارد كه نوع سوم از همه برتر است .
O قـرآن هـدف از خـلقـت بـشـر را عـبـادت و سـتـايـش خـالق مـتـعال مى داند و هشدار مى دهد كه غير خدا را پرستش نكنيد و به راه شيطان قدم نگذاريد و از او اطاعت مكنيد.
O در روايـات نـيـز هـدف خـلقـت انـسـانـهـا عـبـادت وبـندگى خدا معرفى شده تا بدين وسيله از گمراهى و انحرافات ديگر نجات يابند.


موضوعات مرتبط: آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/12/27 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

اهمیت شب قدر

باید دانست که شب قدر شب با عظمتی است. شبی است كه خداوند به ملائكه می‌گوید: بروید و فریاد بزنید آیا بنده حاجت‌مند و گرفتار و گناه‌كاری هست كه به بركت این شب او را مورد مغفرت قرار دهیم؟ عبادت در این شب از یك عمر عبادت مخلصانه در ایام عادی برتر است. فراموش نشود كه در این شب، مقدّرات انسان‌ها رقم می‌خورد و در این شب است كه آدمی باید نظر ربّ ودود را به خود معطوف نماید و سرنوشت خود را به نیكی مبدّل سازد. توجّه داشتن و غافل نبودن اولین گام در سیر و سلوك است. برای آگاهی بیشتر به نوشته دانستنیهای ازشب قدر و اعمال آن دراین وبلاک مراجعه کنید.


موضوعات مرتبط: آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/06/21 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

آداب دعا  


دعا را آداب و آيينهاى ويژه اى است كه اينك پاره اى از آنها را با بهره گيرى از روايات و احاديثى كه در اين باره هست ، مى آوريم :

 

تضرع و گريه  

سپاس و ستايش و عذر و پوزش  

درنگ و تامل و اصرار و پافشارى  

از چشم مردم دور داشتن  

خضوع و خشوع  

انگشترى به دست داشتن  


موضوعات مرتبط: آداب وراز های اعمال عبادی، ادعیه
ادامه مطلب
[ 88/06/02 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

فضيلت دعاهاى ماءثوره بيشتر است يا دعاهاى مطلقه ؟ 

ثواب و فضيلت دعاهاى ماءثوره و وارده براى كسى كه آشنا به معناى آنها باشد، بيش از دعاهاى مطلقه و غير وارده است ؛ زيرا ائمه ى معصومين به امراض روحى و روانى فرد و جامعه ، آشناتر، و در نحوه ى درخواست حاجت و چگونگى بيان و طرح آن و كيفيت راز و نياز با خداى متعال ، آگاه تر و بيناتر بوده اند.
آنان مى دانستند كه بشر چه نقصى را واجد، و چه كمالى را فاقد است ؛ چه بايد بكند و چه بايد بخواهد. اما ساير انسان ها چون غیرمعصومند، گاهى به جاى خير، شر، و به جاى سود، زيان ، و به جاى سعادت ، شقاوت مى طلبند؛ و يدع الانسان بالشر دعائه الخير و كان الانسان عجولا . اين انسان گاهى از روى نادانى و ناآگاهى ، شر خود را مى طلبد، همانند آن كه خيرش را درخواست مى كند؛ و او موجودى شتابكار است .
به همين جهت ، سزاوار و شايسته است كه دعا كننده طرز بيان و حاجت و كيفيت در
خواست مطالب خود را از معصوم فرا بگيرد، تا اميد برآمدن حاجتش بيشتر، و اجر و پاداشش افزون تر باشد. البته اين در صورتيست كه دعا كننده معنى آن را بفهمد، وگرنه طلبكردن حاجت به زبان خود، با توجه قلبى ، بهتر از خواندن دعاهاى ماءثوره به لقلقه ى زبان است .


موضوعات مرتبط: آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/05/30 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

مناجات

الهی! به‌ من‌ دلي‌ عطا كن‌ تا اشتياقش‌ مرا به‌ تو نزديك‌ كند ! و زباني‌ كه‌ صدقش‌ به‌ سوي‌ تو بالا رود ! و نظري‌ كه‌ حقّش‌ آنرا به‌ تو قريب‌ نمايد.


موضوعات مرتبط: آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/05/30 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

خود سازى

منظور از خودسازى ،(پيراستن خود از زشتى ها و آراستن به خوبى ها)ست كه علماى اخلاق از آن بـه (تـخـليـه و تـحـليـه ) تـعـبـيـر مـى كنند ، انسان سازى در مرحله نخست كارى خدايى است و آفـريـدگـار جـهـان بـا اسم شريف (ربّ) متكفّل پرورش و تربيت همه آفريدگان خويش است و درباره تربيت انسان نيزفرمود:
(... وَ لَوْ لا فـَضـْلُ اللّهِ عـَلَيـكـُم وَ رَحـْمـَتـُهُ مـا زَكـى مـِنـْكـُم مـِنْ اَحَدٍ اَبَداً وَلكِنَّ اللّهُ يُزَكّى مَنْ يَشاءُ.)
(1)
اگر فضل و رحمت الهى شامل حال شما نمى شد ، يك نفر از شما هم پاك نمى شد و ليكن خدا هر كس را كه بخواهد ، تزكيه مى كند.
در مرحله اول تـزكـيـه الهـى تـا حـدودى بـه شـكـل تـكـويـنى مى تواند باشد ولى مشيّت او بيشتر از طريق تـشـريـع تـحـقـّق مـى يـابـد چـنـان كه درباره بزرگترين پيامبرش واژه رحمت به كار برد و فرمود.
( وَ ما اَرْسَلْناكَ اِلاّ رَحْمَةً لِلْعالَمينَ) (2)ما تورا جز رحمت براى جهانيان نفرستاديم .
بـنـابـراين فرستادگان الهى ، ماءموران خدا براى تزكيه مردم هستند و آنان با تعليم معارف الهـى و تـبـليـغ پـيـام هـا و حـكـمـت هـاى او، هـمـچـنـيـن در مـيـدان عـمـل و ارائه بـهـترين الگوهاى عملى ، راههاى خودسازى را براى امّت خويش ترسيم مى كنند و زمـيـنـه هاى اجراى مشيت خدا را فراهم مى سازند درباره اين رسالتِ پيامبر اسلام 3 در قرآن آمده است :
(لَقَد مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤْمِنينَ اِذْ بَعَثَ فيهِم رَسُولاً مِنْ اَنْفُسِهِمْ يَتْلُوا عَلَيْهِم آياتِهِ وَ يُزَكّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ ...)
(3)
خـداونـد بر مؤ منان منّت نهاد كه در ميان آنان ، پيامبرى از خودشان برانگيخت كه آيات خدا را براى آنان تلاوت كند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد.
مرحله دوم خودسازى به اختيار و استعداد انسان بستگى دارد؛ اگر كسى زمينه هاى هدايت يابى و رشـد و تـكـامـل روحـى خـويش را با هدايت و تربيت تكوينى و تشريعى الهى هماهنگ سازد و با بـرداشـتـن گـام هـاى نـخـسـتـيـن ، شـايـسـتـگـى خـويـش را نـشـان دهـد، رحـمـت و فـضـل بـى نـهـايـت الهـى شـامـل حـالش مـى گـردد و او را بـه سرمنزل مقصود راهنمايى مى كند.

1-نور (24) ، آيه 21.
 2-انبيا(21) ،آيه 107.
 3-آل عمران (3) ، آيه 164.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/05/24 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

مهم ترين تفاوت ادعیه ماثور وغیر ماثور

زراره مى گويد: به امام صادق (ع ) گفتم : دعايى به من بياموز! فرمود: به درستى كه بهترين دعا، همان است كه بر زبانت جارى شود.
روايت شده كه ، كسى از امام صادق (ع ) در خواست تعليم دعايى كرد، آن حضرت فرمود: به درستى كه بهترين دعا، همان دعاييست كه بر زبانت جارى شود.
عبدالله بن سنان از برادر خود محمد نقل مى كند كه ، امام صادق (ع ) فرمود: ممكن نيست كسى به هنگام ترس از پيشامد ناگوارى دعا كند و رفع آن را از خدا بخواهد، مگر آنكه خداوند دعايش را مستجاب نموده و آن بلا را از او دور خواهد كرد. آيا نمى دانى كه امير المؤ منين (ع ) فرمود: پيغمبر (ص ) فرمود: يا على ! گفتم : لبيك يا رسول الله ! فرمود: دعا بلا را بر مى گرداند، هر چند كه بلاى سخت و استوارى باشد. راوى مى گويد: به عبدالله بن سنان گفتم : آيا در اين باره دعاى محدود و معينى هم وارد شده ؟ عبدالله گفت : اتفاقا همين سؤ ال تو را از من از امام صادق (ع ) پرسيدم ، حضرت در جواب فرمود: تا دعا كننده چه شخصى باشد! اگر شيعيان مستضعف (كم معرفت و ضعيف در آداب و رسوم شريعت باشد) آرى ! براى چنين شخصى در مورد هر پيشامد ناگوارى دعاى خاص وارد شده ، و حق ندارد به دلخواه خود و هر چه بر زبانش جارى شد، دعا كند؛ چون ممكن است (در اثر نادانى و كم اطلاعى ) طورى دعا كند، كه گذشته از مستجاب نشدن دعا، اثر سوء ديگرى داشته باشد؛ به عنوان مثال ، بر خلاف ادب با خدا صحبت كند، يا چيزهاى حرام و نشدنى را از خدا بخواهد، كه شرعا و عرفا به صلاح واقعى او نيست . اما مستبصرين (اشخاص بافضل و كمال و با بصيرت در امور دينى ) احتياج و نيازى به تعيين و تحديد ندارند، چه آنكه (در اثر معرفت و آگاهى به آداب و شرايط دعا، طورى دعا مى كنند كه ) دعايشان پشت پرده ى حجاب نمانده ، فورا مستجاب خواهد شد.
بنابراين ، مهم ترين تفاوت بين اين دو دسته از دعاها، آن است كه در دعاهاى غير وارده ، اگر دعا كننده از شيعيان مستبصر(آگاه) باشد، محدوديتى برايش ‍ وجود ندارد و در هر زمان و مكانى ، به فراخور علاقه و رغبت خويش ‍ مى تواند هر دعا و نيايشى را انشا كند؛ اما اگر دعا كننده از شيعيان مستضعف(ناآگاه) باشد، در مورد هر پيشامد ناگوارى دعاى خاص از ائمه ى معصومين وارد شده ، كه بايد بدون كم و زياد خوانده شود و حق ندارد به ميل خود هر چه بر زبانش جارى شد، دعا كند. و نيز برخى از دعاهاى وارده مختص به زمان و مكان خاصي است .


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/05/24 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

اللهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم

معنای صلوات بر پیامبر (ص)

 معنای صلوات بر پیامبر این است  که : خدا یا رحمتت را بر پیامبر وآل پیامبر نازل فرما. وقتی رحمت بر حضرت نازل شد به دیگران هم می رسد ، چون او مجرای فیض است و اگر بخواهد خیری به دیگران برسد. باید به عنوان رحمت خاصه، نخست بر حضرت نازل شود و سپس به دیگران برسد.


موضوعات مرتبط: آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/05/23 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

عبادت عاشقانه

عبادت و بندگى براى اهل معرفت ، عشق و شوق است نه كارى سخت و با مشقت و عملى زور و اجبارى .عارفان همواره لحظه شمارى مى كنند تا وقت عبادت و هنگام راز و نياز با خداى بى نياز فرا رسد ، تا عاشقانه وارد آن شوند.اينان اگر توجه به عالم كنند و نظر به كونين اندازند نظر آنان عارفانه باشد و در عالم هستى حق جو و حق طلب اند و تمام موجودات را جلوه حق جمال و جميل دانند .

به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست

عاشقم بر همه عالم كه همه عالم از اوست

ولى ما بيچاره هاى گرفتار آمال و بسته زنجيرهاى هوا و هوس و فرورفتگان در دریایی تاریک عالم طبيعت كه نه بويى از محبت و عشق به شامه روحمان رسيده و نه ارباب ايمان و اطمينانیم ، عبادات الهيه را تکلف دانيم و مناجات با قاضى الحاجات را سر بار شماريم .


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/05/19 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

عبادت ریاکارانه

افراد دو رو و ریا کار ، عبادتشان هيچ پيوندى با خدا ندارد ، آنان عبادت را وسيله اى براى جلب نظر مردم به كار مى گيرند !در حضور مردم به وقت عبادت از نشاط برخوردارند ولى در خلوت بى حال و سست و كسل هستند . . . وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلاَةِ قَامُوا كُسَالى يُرَاءُونَ النَّاسَ وَلاَ يَذْكُرُونَ اللهَ إِلاَّ قَلِيلاً * مُذَبْذَبِينَ بَيْنَ ذلِكَ لاَ إِلَى هؤُلاَءِ وَلاَ إِلَى هؤُلاَءِ . . . .. . . و هنگامى كه به نماز مى ايستند ، با كسالت مى ايستند و همواره در برابر مردم رياكارى مى كنند ; و خدا را جز اندكى به ياد نمى آورند . * منافقان ميان كفر و ايمان متحيّر و سرگردانند ، نه  با تمام وجود  با مؤمنانند و نا با كافران . . .. . . وَلاَ يَأْتُونَ الصَّلاَةَ إِلاَّ وَهُمْ كُسَالَى . . . .. . . و نماز را جز با كسالت وسستى به جا نمى آورند . . .


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/05/19 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

گناه زدايى

عبادات ، بهترين بازدارنده از گناهان هستند چنانكه قرآن مى فرمايد : . . . إِنَّ الصَّلاَةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنكَرِ . . . .. . . يقيناً نماز از كارهاى زشت و كارهاى ناپسند باز مى دارد . . .شخصى كه به بندگى و پرستش پروردگارش مى پردازد و خالصانه و عاشقانه به مدار عبادت وارد مى شود تمام هَّم و غمش اين است كه عبادتش در پيشگاه حضرت حق مقبول افتد .علاوه بر اين كه هر عبادتى اگر صحيح و سالم انجام گيرد و شرايط لازمش رعايت گردد ، گناهانى را طرد و دفع مى كند ، شخص عبادت كننده نيز بايد بيش از هر چيز به ترك گناه توجه نمايد . در روايات آمده كه معيار ارزيابى و قبولى طاعات ترك گناه است و از حضرت امام صادق (عليه السلام)روايت است :كسى كه مى خواهد ببيند آيا نمازش مقبول است يا نه ، بايد ببيند آيا نمازش او را از زشتى ها و منكرات باز داشته يا نه ، به همان مقدار كه باز داشته قبول است.قرآن مى فرمايد : . . . إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ . . . . يقيناً نيكى ها بدى ها را از ميان مى برند . . .در پاره اى از روايات حسنات به نمازها تفسير شده است . نظير همين نكته در آخر سوره فرقان درباره عبادالرحمن بيان شده اشت :. . . فَأُولئِكَ يُبَدِّلُ اللهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَات . . . . . . . كه خدا بدى هايشان را به خوبى ها تبديل مى كند . . .از همه روشن تر بيان اميرالمؤمنين (عليه السلام) است كه در تأثير نماز از زبان پيامبر (صلى الله عليه وآله) نقل مى كند :« وَأنَّها لَتَحُتُّ الذُّنُوبَ حَتَّ الوَرَقِ وَتُطْلِقُهَا إطلاَقَ الرِّبَقِ وَشَبَّهَهَا رَسُولُ اللهِ بِالحَمَّةِ تَكُونُ عَلى بَابِ الرَّجُلِ فَهُوَ يَغْتَسِلُ مِنهَا فِى الْيَومِ وَاللَّيْلَةِ خَمسَ مَرّات فَمَا عَسَى أن يَبقَى عَلَيْهِ مِنَ الدَّرَنِ » .نماز مانند ريختن برگ درخت گناهان را مى ريزد و همچون بندى كه گشوده شود بند گناهان را مى گشايد ، رسول خدا (صلى الله عليه وآله) نماز را به چشمه آب گرمى كه بر خانه انسان باشد و شبانه روز پنج نوبت خود را در آن بشويد تشبيه كرده است كه آيا چرك و آلودگى در بدن چنين كسى باقى خواهد ماند ؟حضرت امام باقر (عليه السلام) در مكه سخن مى گفت ، فرمود :رسول خدا (صلى الله عليه وآله) به آن شخص ثقفى كه براى سؤال درباره وضو و نماز آمده بود فرمود : همين كه دست به آب زدى و بسم الله الرحمن الرحيم گفتى گناهانى كه دستانت مرتكب شده مى ريزند و آنگاه كه صورتت را شستى گناهانى كه چشمانت با نگاه كردن يا دهانت با سخن گفتن انجام داده مى ريزد و هنگامى كه دستانت را شستى گناهان از دست راست و چپت مى ريزد و زمانى كه سر و پايت را مسح كردى آن گناهانى كه به سوى آنها گام برداشتى مى ريزد ، اين از وضو و ... پس از نماز كامل هر گناهى كه پيش از نماز داشتى بخشوده مى شود.اين حقيقت كه عبادت و تقوا و بندگى و طاعت سبب مغفرت و ريختن گناهان است سند قرآنى دارد ، پس از آنكه حضرت نوح (عليه السلام)خود را به عنوان پيامبرى كه هشدار دهنده آشكار است معرفى نمود پيامبريش را چنين آغاز مى فرمايد :أَنِ اعْبُدُوْا اللهَ وَاتَّقُوهُ وَأَطِيعُونِ * يَغْفِرْ لَكُم مِّن ذُنُوبِكُمْ . . . .كه خدا را بپرستيد و از او پروا كنيد و از من اطاعت نماييد ، * تا خدا گناهانتان را بيامرزد . . .

بر گرفته از کتاب جلوه های رحمت الهی استاد حسین انصاریان


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/05/14 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

راز آفرينش

راز آفرينش جن و انس و مهمترين وظيفه انسان بندگی است . بـر ايـن اسـاس ، خـداوند متعال ، طاعت و عبادت خويش را بر بندگان واجب گردانيد و فرمان داد كـه پـيشانى ستايش و كرنش بر خاك بسايند و تنها يگانه معبود حقيقى را پرستش كنند، ليكن اين بدين معنا نيست كه خداوند به پرستش نياز دارد و عبادت انسان سودى عايد او مى كند. زيرا پـروردگـار يـكـتـا، بـى نـياز مطلق و كمال مطلق و هستى بخش مطلق و فيّاض مطلق است . قرآن كريم مى فرمايد:
اى مردم ! شما (همگى ) نيازمند به خدا هستيد، تنها خداوند است كه بى نياز و شايسته هرگونه ستايشى است .(1)
حضرت على (ع ) نيز در اين زمينه فرمود: خـداونـد از بندگى شان بى نياز، و از نافرمانى آنها ايمن است ، زيرا گناه گناهكاران به او زيان نرساند، و طاعت و فرمانبردارى فرمانبرداران سودى عايد او نكند.(2)
بنابر اين ، آثار و پيامدهاى سودمند عبادت چه در اين دنيا و چه در سراى باقى تنها نصيب خود انـسـان مـى شـود، چـه ايـنـكـه بـه گـواه قـرآن ، آثـار نـيـك و بـد اعمال تنها به انسان بر مى گردد. " هـر كس كار شايسته اى انجام دهد، براى خودش مى باشد، و هر كس مرتكب كار زشتى شود، به زيان خودش اقدام كرده است .(3)

1-فـاطر ، آيه 15.لفظ غنى (بى نيازى ) در بسيارى از آيات تكرار شده است . از آن جـمـله ، آيـات 40 سـوره نـمـل و 38 سـوره مـحـمـد و 6 سـوره عـنـكـبـوت و 9 آل عمران و 8 سوره ابراهيم .
 2-نهج البلاغه ، فيض الاسلام ، خطبه 184 ، ص 611 ، انتشارات فقيه ، تهران .
 3- فصلت ، آيه 46 .


موضوعات مرتبط: عرفان اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/05/10 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

زيبا ترين لذّت


گفتنى است كه خود عبادت كه براى تربيت و كمال و رشد انسان تشريع شده است و زيباترين جلوه رحمت در خيمه حيات انسان است عشق ورزى با معبود و مقصود بالذّات است و عالى ترين لذّت هاى معنوى و روحى را در جان انسان ايجاد مى كند ، فرازهايى از برخى مناجات هاى حضرت امام سجاد (عليه السلام) گوشه اى از اين پرده را نشان مى دهد :معبودا !... آيا بر دل هايى كه به محبت پيچيده شده مهر مى زنى ، يا گوش هايى را كه از شنيدن ذكرت در راه خوشنوديت لذّت بده ناشنوا مى كنى ؟معبودا . . . و شيفتگانت را از نظر به زيبايى ديدارت محروم نكن و باطنى كه بر دوستيت پيمان بسته چگونه به حرارت آتشت مى سوزانى ؟!

در هفتمين مناجات از مناجات هاى خمس عشر سيد الساجدان كه از زبان حال مطيعين است مى خوانيم :خدايا ! ما را بر كشتى هاى نجات حمل كن و از لذّت مناجات و راز و نياز با حضرتت بهره مند گردان و به حوض هاى دوستى ات درآور و شيرينى محبت و مقام قرب خود را به ما بچشان . .آن حضرت كه دريايى از معرفت و عشق بود در مناجات مريدين به محبوب عرض مى كند :پس تنها تويى مراد من نه غير تو و بيدارى و بى خوابى و شب زنده داريم تنها براى توست نه ديگرى و ديدارت قرة العين و مايه شادمانى من است و وصالت آرزوى دلم و اشتياقم تنها به سوى توست و تنها در مسير عشق توست ، شيفتگى در هواى تو و دلدارگى ام و منظور و مقصودم تنها رضاى توست و حاجتم ديدار تو و خواسته ام مُؤانِست و جوار توست و قرب تو نهايت درخواست من است و آسودگى و راحتى من در راز و نياز با توست .در مناجات محبين كه سراسر شور و شوق است مى گويد :معبودا ! كيست آنكه شيرنى محبت و عشقت را چشيد و پس از آن ديگرى را به جاى تو برگزيد ؟ و كيست آنكه با مقام قرب تو انس يافت پس مايل به روى تافتن از تو شد ؟ اى آرمان دل مشتاقان ! اى نهايت آرزوى عاشقان ! محبتت را و محبت دوستانت را از تو درخواست دارم و نيز دوستى هر كارى كه مرا به ميدان قرب تو ميرساند .

بر گرفته از کتاب جلوه های رحمت الهی استاد حسین انصاریان


موضوعات مرتبط: عرفان اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/05/10 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

فلسفه تكرار عبادت


يكى از نكات تكرار عبادت ها و زياد گفتن اذكار و اوراد آن است كه قلب را از آنها تأثيرى حاصل آيد و انفعالى رخ دهد تا كم كم حقيقت ذكر و عبادت ، باطن ذات سالك را شكل دهد و قلبش با روح عبادت متحد گردد و تا قلب را اطمينان و سكونت و طمأنينه و وقار نباشد اذكار و مناسك را در آن تأثيرى نيست و از حد ظاهر و مُلك بدن به ملكوت و باطن نفس سرايت ننمايد و حظوظ قلبى از حقيقت عبادت ادا نشود و اين خود از مطالب واضحه است كه محتاج به بيان نيست و با اندك تأمل معلوم مى شود و اگر عبادتى چنين باشد كه قلب را از آن به هيچ وجه خيرى حاصل نگردد و از آن آثارى در باطن پيدا نشود ، در عالم ديگر محفوظ نماند و از نشئه ملك به نشئه ملكوت بالا نرود .و ممكن است در وقت شدائد مرض موت و سكرات هولناك مرگ و اهوال و مصيبات پس از موت خداى ناخواسته صورت آن به كلى از صفحه قلب محو و نابود شود و انسان با دست خالى به پيشگاه مقدس حق برود .مثلا اگر كسى ذكر شريف « لا اله الا الله محمد رسول الله » را با سكونت قلب و اطمينان دل بگويد و قلب را بر اين ذكر شريف تعليم دهد ، كم كم زبان قلب گويا شود و زبان ظاهر تابع زبان قلب گردد و اول قلب ذاكر شود و پس از آن زبان و لسان .حضرت امام صادق (عليه السلام) به حسب روايت « مصباح الشريعة » به اين معنا اشاره فرموده است :« فَاجْعَل قَلبَكَ قِبْلةً لِلِسَانِكَ ، لاَ تُحَرِّكهُ إلاّ بِإشَارَةِ القَلْبِ وَمُوَافَقَةِ العَقْلِ وَرِضَى الإيمَانِ ».قلب خود را قبله زبانت قرار ده ، جز به اشاره قلب و موافقت عقل و رضاى ايمان زبان مجنبان .در ابتداى امر كه زبانت گويا نشده ، سالك راه آخرت بايد آن را تعليم دهد و با طمأنينه و سكونت ذكر را به آن القا كند ، همين كه زبان قلب باز شد ، قلب قبله لسان و ساير اعضا شود ، با آن ذكر مملكت وجود انسان نيز ذاكر گردد ، اما اگر اين ذكر شريف را بى سكونت قلب و طمأنينه آن و با عجله و اضطراب و اختلال حواس گفت ، از آن در قلب اثرى حاصل نشود و از حد زبان و گوش حيوانى به باطن و سمع انسانى نرسد و حقيقت آن در باطن قلب محقق نگردد و صورت كماليه قلب نشود كه قابل زوال نباشد.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، عرفان اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/05/08 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

مظاهر طاعت و بندگى 2

نـمـاز


نـمـاز يكى از اعمال دينى است كه سفارش زيادى به آن شده و به عنوان ستون دين معرفى گـرديـده اسـت . در صورتى كه نماز با تمام شرايط ظاهرى و باطنى اش انجام شود، كارهاى ديـگـر انـسان را تحت تاءثير قرار مى دهد و در نهايت انسان را به دورى از فحشاء و منكرات و بالاخره به قلّه رفيع تقوا مى رساند. قرآن كريم مى فرمايد:
(وَ اَقِمِ الصَّلا ةَ لِذِكْرى )
  -1-
و نماز را براى ياد من بپا دار.
و در موردى اهميت دادن به نماز از اوصاف مردان الهى شمرده شده است :
(رِجـالٌ لا تـُلْهـيـهـِمْ تـِج ارَةٌ وَ لا بـَيـْعٌ عـَنْ ذِكـْرِ اللّ هِ وَ اِق امِ الصَّلا ةِ وَايـت اءِ الزَّك اةِ)
-2-
مـردانـى كـه هـيـچ تـجـارت و مـعـامـله اى آنـان را از يـاد خـدا و بـرپـاداشـتـن نـمـاز و اداى زكات غافل نمى كند.
(اِنَّ الصَّلا ةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْش اءِ وَ الْمُنْكَرِ)
-3-
همانا نماز از زشتيها و گناه باز مى دارد.

 1-     طه، 14

2- نور،37

3-عنکبوت،45


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/05/08 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

مظاهر طاعت و بندگى -۱

مظاهر طاعت و بندگى چيست ؟ به عبارت ديگر راههايى كه مى شود بندگى خدا را آشكار ساخت كدامند؟
يـكـى از ويـژگـيـهـاى آيين جهانى اسلام فراگير بودن آن است ، تا حدى كه درباره همه ابعاد زنـدگـى انـسـان و شـؤ ون فردى و اجتماعى او دستورات سازنده و قوانين حيات بخش و مترقى آورده اسـت و آنـهـا را بـا مـعـيـارهـا و مفاهيم بلند ارزشى همراه ساخته ، و به آنها قداست خاصى بـخـشـيـده اسـت ، بـه ايـن مـعنا كه دستور داده انسانهاى مؤ من علاوه بر آنكه در هر عبادتى قصد قربت داشته باشند، در همه كارهاى روزمره و عادى اعم از گفتار و رفتار و خواب و خوراك و غير آنـهـا نيز انگيزه خدايى و قصد قربت داشته باشند و به تعبير قرآن به كارها، رنگ و صبغه الهى بدهند،
( بقره ،آيه 138) و به اصطلاح از خلوص نيت برخوردار باشند. در اين صورت است كـه تمام آن اعمال و رفتار، عبادت محسوب مى شوند، و داراى ارزش و اعتبار دينى ـ خدايى بوده موجب نزديكى انسان به خدا و نيل به مقام والاى عبوديت و بندگى مى شوند. چنانچه عكس آن نيز ثـابـت اسـت ، بـه ايـن مـعـنـا كـه اگـر انـسـان نـيـت خـود را در عـبـادات و اعـمـال ، خـالص نـكـنـد، يـا بـه آنـهـا رنـگ خـدايـى و ديـنـى نـدهـد، نـه تـنـهـا آن كـارهـا و اعمال از ارزش دينى برخوردار نبوده و عبادت محسوب نمى شود، بلكه حتى عبادات متعارف دينى او نـيـز از هـر گـونـه ارزش مـعـنـوى و مـطـلوبيت دينى بدور خواهد بود. با اين بيان نتيجه مى گـيـريـم كـه راهـهـاى طـاعت و بندگى محدود نبوده و داراى دامنه وسيع و ابعاد گوناگونى مى باشد.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/05/07 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

معنى اللّه اكبر

معمولاً وقتى از افراد سئوال مى شود معنى ((اللّه اكبر)) چيست ؟ در پاسخ گويند يعنى ((خدا از همه چيز بزرگتر است )).
ولى اين معنى غلط است ، اينك به داستان زير توجه كنيد:
جميع بن عمير گويد: در محضر امام صادق (ع ) بودم ، آن حضرت از من پرسيد جمله ((اللّه اكبر)) يعنى چه ؟
عرض كردم : يعنى ((خدا بر همه چيز بزرگتر است )).
فرمود: مطابق اين معنى ، خدا را چيزى تصور كردى و سپس مقايسه با ساير چيزها نمودى ، و او را بزرگتر از آن چيزها تصور نموده اى (و اين تشبيه است ).
عرض كردم : ((پس معنى اللّه اكبر چيست ؟))
فرمود: معنايش اين است كه : اللّه اكبر من ان يوصف : يعنى ((خداوند بزرگتر از آنست كه توصيف گردد)).
به عبارت روشنتر ذات پاك خدا را محدود نكن به اينكه : او در طرفى و ساير مخلوقات را در طرف ديگر قرار دهى ، و بگوئى او از همه بزرگتر، درنتيجه مرتكب تشبيه گردى .


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/05/01 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

انس و لذت معنوى

انـسـانـى كـه در سايه عبادت و بندگى ، به مقام قرب و انس خدا راه يافت و به محبت و عشق او رسـيـد، چـنان در لذت معنوى و سرور روحى غرق مى شود كه به هيچ وجه حاضر نيست آن را با چـيـز ديـگـرى عوض كند. هر قدر محبت و انس بيشتر باشد، ثمره آن ، يعنى سرور و لذت معنوى افـزونـتر است ، تا آنجا لذت معنوى در كامش شيرين و گوارا مى شود كه همه لذتهاى دنيوى و اخـروى نـزد او بـى اعـتـبـار مـى گردد؛ بحدى كه اگر بهشت و نعمتهاى آن را در عوض لذتهاى معنوى و بهجتهاى روحى به او بدهند، نمى پذيرد و به آن خشنود نمى شود.(1)
امام على بن حسين (ع ) در مناجات با خدا مى فرمايد:
(پـروردگـارا! كـيست كه شيرينى دوستى تو را بچشد و ديگرى را به جاى توبرگزيند؟ و كيست كه به قرب تو ماءنوس شود و از تو روى بگرداند؟)
(2)
و نيز فرمود:
(پروردگارا! چه بسيار شيرين است خاطرات الهام آميز ياد تو بر صفحات دلها و چقدر شيرين اسـت سـيـر بـه سـوى تـو به كمك انديشه در راههاى ناپيدا، و چقدر لذيذ است طعم محبت تو، و چقدر خوشگوار است شراب قرب و وصل تو.)
(3)


1- معراج السعاده ، ص 578 ، اقتباس .
2- مفاتيح الجنان ، شيخ عباس قمى ، مناجات خمس عشره ، مناجات المحبيّن .
3- اخلاق حسنه ، ص 212 .
موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/04/30 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

اعمال شب و روز مبعث

از حضرت ابو جعفر امام جواد عليه السلام نقل شده است :  "همانا در رجب شبى است كه بهتر است از آنچه كه ميتابد برآن آفتاب و آن شب بيست و هفتم رجب است كه در صبح آن پيغمبرخدا صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله به رسالت مبعوث گرديد و بدرستى كه از براى عامل در آن شب از شيعه ما اجر عمل شصت سال است"   همچنین روز مبعث از جمله اعياد عظيمه است و روزى است كه حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَ اله در آن روز به رسالت مبعوث گرديد و جبرئيل به پيغمبرى بر آن حضرت نازل شد .

خدايا از تو خواهم به حق بزرگترين تجلى (تو) در اين شب از اين ماه بزرگ و به حق آن فرستاده  گرامى كه درود فرستى بر محمد و آلش و بيامرزى براى ما آنچه را تو بدان از ما داناترى اى كه مى دانى و ما نمى دانيم خدايا مبارك گردان بر ما در اين شبى كه به واسطه شرافت رسالت آن را فضيلت دادى و به كرامت خويش بزرگش كردى و به جاى باشرافتى درش آوردى خدايا پس از تو خواهيم به آن بعثت شريف و آن آقاى بالطف و عنصر پارسا كه درود فرستى بر محمد و آلش و قرار دهى اعمال ما را در اين شب و در ساير شبها پذيرفته درگاهت و گناهانمان را آمرزيده و نيكيهايمان را مورد قدردانى و بديهايمان را پوشيده و دلهامان را به گفتار نيك خرسند و روزيهايمان را از نزد خود به آسانى فراوان.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی، ادعیه، زندگی نامه معصومین
ادامه مطلب
[ 88/04/28 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

روزجمعه درقیامت

از حضرت امام جعفر صادق - عليه السلام - روايت شده است كه : در روز قيامت حق تعالى ، روزها را مبعوث مى گرداند به صورتى كه خلايق بدانند كه آنها ايامند؛ و روز جمعه پيش از همه مى باشد، مانند عروسى با جمال و كمال كه او را براى مردى صاحب دين و مال مى برند. مى آيد و بر در بهشت مى ايستد: ساير روزها در عقب او مى ايستند، و شهادت مى دهند، و آن شفاعت مى كند براى گروهى كه صلوات فرستاده اند بر محمد و آل محمد - عليه السلام - و غير اين گروه را شفاعت نمى كند.
كسى عرض كرد: صلوات بسيار، چه قدراست ؟ و چه وقت بهتر است ؟
فرمود: صدمرتبه ، و بعد از نماز عصر.
پرسيد: چگونه صلوات فرستم ؟
فرمود: مى گويى : اللهم صل على محمد و آل محمد و عجل فرجهم .


موضوعات مرتبط: آداب وراز های اعمال عبادی، ادعیه
[ 88/04/26 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

هنگام استجابت دعا

در روایات اسلامی آمده است که دعا در این زمان ها زودتر به اجابت می رسد ؛

1-     هنگام آمدن باران

2-     وقت اذان

3-     وقت خواندن قران

4-     هنگام طلوع وغروب آفتاب

5-     سحر ها

6-     روز جمعه ، مخصوصا ؛ وقت زوال ونزدیک غروب.

7-     و ...

همچنان ، یکی از زمان های اجابت دعا هنگام شکسته شدن دل ، بدون در نظر گرفتن زمان خاص می باشد.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی، ادعیه
[ 88/04/26 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

تارک الصلوات کیست؟

1-     کسی که اصلا نماز نخواند.

2-     کسی که باطل وغلط می خواند.

3-     کسی که در نماز به تکلیف خود عمل نمی کند؛ موارد وضو، تیمم و شکیات را رعایت نمی کند.

4-     کس که نماز در ذمه دارد وبدون وصیت بر آن از دنیا می رود.


موضوعات مرتبط: آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/04/20 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

كيفر گناهان -5

فلسفه تحريم زنا

1ـ پيدايش هرج و مرج در نظام خانواده و از ميان رفتن رابطه فرزندان و پدران . امير مؤمنان (عليه السلام) در مورد فلسفه تحريم زنا فرموده است : « خداى متعال زنا را براى حفظ اصل و نسب و لواط را براى زياد شدن نسل حرام كرده است » .همچنين از امام رضا (عليه السلام) نقل شده است كه فرمود : « علت تحريم زنا مفاسدى مانند : قتل نفس ، از بين رفتن اصل و نسب ، ترك تربيت كودكان ، تباه شدن موضوع ارث و ميراث ، كه در آن وجود دارد مى باشد » .

2ـ اين عمل ننگين سبب انواع برخوردها و كشمكش هاى فردى و اجتماعى در ميان هوسبازان است .

3ـ علم و تجربه نشان داده است كه اين عمل زشت سبب بيمارى هاى فراوانى است .

4ـ شيوع عمل منافى با عفت مهمترين عامل و از موانع بزرگ ازدواج و تشكيل خانواده به شمار مى رود . نبايد فراموش كرد كه تنها فلسفه ازدواج اشباع غريزه جنسى نيست ; بلكه اشتراك در تشكيل زندگى ، انس روحى و آرامش روانى و تربيت فرزندان و همكارى در تمام زمينه هاى زندگى از آثار ازدواج است كه در صورت عدم تحريم زنا ، انسان از اين مواهب الهى محروم مى ماند .

 برگرفته از کتاب بر بال اندیشه


موضوعات مرتبط: آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/04/20 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

از آداب قلبى عبادت -1

 
پيرامون آداب اوقات نماز آورده اند كه : آداب قلبيه اوقات آن است كه خود را مهيا كنى براى ورود به حضور مالك دنيا و آخرت و مخاطبه و مكالمه با حضرت حق جلّ و علا ، پس با نظرى توجه به ضعف و بيچارگى و ذلت و بى نوايى خود كن و با عظمت و بزرگى و جلال و كبرياى ذات مقدس جلّت عظمته كه انبياى مرسلين و ملائكه مقربين در بارگاه عظمتش از خود بى خود شوند و اعتراف به عجز و مسكنت و ذلت كنند و چون اين نظر را كردى و به دل فهماندى ، دل استشعار و احساس خوف كند و خود و عبادات خود را ناچيز شمارد و با نظرى توجه به سعه رحمت و كمال عطوفت و احاطه رحمانيت آن ذات مقدس كن كه بنده ضعيفى را به بارگاه قدس خود با همه آلودگى و بيچاره گى كه دارد بار داده و او را با همه تشريفات فرو فرستادن فرشتگان و نازل نمودن كتاب هاى آسمانى و فرستادن انبياى مرسلين دعوت به مجلس انس خود نموده بدون اين كه سابقه لياقت و استعدادى از براى ممكن الوجود بيچاره باشد ، يا در اين دعوت و حضور براى حضرتش ـ نعوذ بالله ـ يا ملائكة الله و انبيا سودى تصور بشود .

 بر گرفته از کتاب جلوه های رحمت الهی استاد حسین انصاریان


موضوعات مرتبط: آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/04/18 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

اعمال ایام البیض،شب وروزنیمه رجب و عمل ام داود

بدانكه مستحبّ است در هريك از ماه رجب وشعبان ورمضان آنكه در شب سيزدهم دو ركعت نماز بگذارند درهر ركعت حمد يك مرتبه و يس و تَبارَكَ المُلْكُ و توحيد بخوانند .

در شب چهاردهم چهار ركعت به دو سلام به همين كيفيّت . درشب پانزدهم شش ركعت به سه سلام به همين كيفيّت از حضرت صادق عليه السلام مرويست كه هر كه چنين كند جميع فضيلت اين سه ماه را دريابد و جميع گناهانش غير از شرك آمرزيده شود.

روز سيزدهم اوّل ايّام البيض است و ثواب بسيارى براى روزه اين روز و دو روز بعد وارد شده و اگر كسى خواهد عمل اُمّ داوُد بجا آورد بايد اين روز را روزه بگيرد و در اين روز بنا بر مشهور بعد از سى سال از عام الفيل ولادت با سعادت حضرت امير المؤ منين عليه السلام در ميان كعبه مُعَظَّمه واقع شده است


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
ادامه مطلب
[ 88/04/14 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

چرا برخى دعاها به زمان و مكان خاصى اختصاص يافته است ؟ 


چرا برخى دعاها به زمان و مكان خاصى اختصاص يافته است ، با آنكه خداوند محدوديت زمانى و مكانى ندارد، و در بعضى آيات قران، از نزديكى خود با بندگان سخن گفته است ؛ به عنوان مثال : و نحن اقرب اليه من حبل الوريد( و ما از رگ گردنش به او نزديك تريم ) ، ان الله يحول بين المرء و قلبه ( خدا بين انسان و قلبش حايل است) و و هو معكم اينما كنتم .
در این رابطه علمای اخلاق گفته اند که : همه مى دانيم كه معناى قرب و نزديكى به خدا، قرب و نزديكى معنوى و وجوديست ، نه قرب و نزديكى زمانى و مكانى ؛ زيرا محدوديت هاى زمانى و مكانى ، بر ماده حاكميت دارد، و خدا غير ماده است ، لذا تقرب الهى تقرب معنويست ، كه خود مراتبى دارد، و هر كس با استفاده از وسايل و امكانات و تلاش و سعى خود به مرتبه يى از اين تقرب دست پيدا مى كند. آنچه از قرآن و روايات استفاده مى شود، نشان دهنده ى آن است كه ، برخى زمان و مكان ها در كسب اين مقام قرب ، از شرافت خاصى برخوردارند؛ به عنوان مثال ، قرآن شب قدر را بهتر از هزار ماه مى داند، و يا فضيلت و تقدس ‍ مكان كعبه و... .

 این بدان معناست كه معصومين (عليهم السلام ) خواسته اند:
اولا: اهميت آن را گوشزد كنند، تا اگر انسان در اوقات يا در اماكنى به غفلت به سر مى برد، با آگاهى يافتن بر اين زمان و مكان ، از غفلت بيرون آيد و ارتباط خود را با خدا مستحكم تر سازد.
ثانيا: با ارائه ى بهترين درخواست ها و نيايش هاى متناسب آن زمان و مكان ، به داعيان الى الله كمكى كرده باشند. مثل آدميان در اين خصوص ، مثل كورچشمانى مى باشد كه به مغازه ها وارد مى شوند، و چون نمى دانند كه به هر مغازه يى كه وارد مى شوند، چه اجناسى عرضه مى گردد، احتياج به راهنمايى دارند تا آنان را آگاه سازد.
دعاهاى مختص به زمان و مكان خاص نيز داراى چنين كفايت آگاهى دهنده ييست .
ثالثا: اين طور نيست كه به هيچ وجه اين دسته از دعاهاى مختص به زمان و يا مكان خاص را نتوان در زمان يا مكانى ديگری خواند. آرى ! اين گونه دعاها را نيز مى تواند به قصد رجا و برخوردارى از اجر مورد استفاده قرار مى گيرد.


موضوعات مرتبط: عرفان اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی، ادعیه
[ 88/04/10 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نماز بازدارنده فحشاء و منكرات  - داستان

رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود:مثل مردى كه گناه مى كند و نماز مى خواند مانند كسى است كه در خاك مى غلتد،آنگاه با آبى صاف خود را شستشو مى دهد بار ديگر بدنش را خاك آلود مى كند،آيا وقتى كه به سراغ آب مى رود و خود را مى شويد بدنش پاك و تميز نمى شود؟ نماز گناهان را پاك مى كند،چنانكه آب ، خاك را از بدن انسان خاك آلوده از بين مى برد. (1)
در اين باره روايت شده كه به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خبر دادند كه شخصى روزها نماز مى خوانند و شبها دزدى مى كند حضرت عليه السلام فرمود:نماز او باعث ترك دزديش ‍ مى شود
(2) پس از مدتى او را ديدند كه در حال عبادت و در گوشه اى رنجور بود سبب و علت را پرسيدند گفت :توبه كردم ! و هر چه از هر كس دزديده ام به آنها برگردانده ام و اينك مى خواهم گوشتهائى كه از دزدى و حرام در بدنم روئيده است ،آب شود!
آرى چنين است نماز انسان را از فحشاء و منكرات اينگونه باز مى دارد، و آمار اكثر كسانى كه مرتكب كارهاى زشت مى شوند كسانى هستند كه نماز نمى خوانند چون اگر نماز مى خوانند روزى همان نماز آنها را از كارهاى زشت و ناپسند باز مى داشت ! و در اين باره باز داستان ديگرى وارده شده است :
شبى دزدى به خانه شيخ احمد خضرويه رفت و بسيار بگشت هيچ نيافت شيخ آواز داد :اى جوان دلو برگير و آب از چاه بكش و طهارت كن و به نماز مشغول شو تا روز چيزى به تو دهم تا محروم نگردى دزد همچنان كرد چون روز شد خواجه صد دينار بياور و به دزد داد و فرمود: اين جزاى عبادت يك شب نماز توست دزد در حالتى پديد آمد و لرزه بر اندامش افتاد و گفت :زر قبول نمى كنم ،مرا به راه خدا راهنمايى كن كه دولت لا زوال از درگاه لا / حاصل كنم شيخ او را مريد كرد و يكى از اولياى حق شد.
(3)

1- تفسيرابو الفتوح رازى ج 1 ص 163
2-  بحار الانوار ج 82
3-  داستانهاى و حكايتهاى نماز،ج 1 ص 96

موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/04/09 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نماز بازدارنده فحشاء و منكرات  - احاديث 
 

- پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله : كسى كه نمازش او را از فحشاء و منكر باز ندارد هيچ بهره اى از نماز جز دورى از خدا حاصل نكرده است .
 - پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله :  كسى كه اطاعت فرمان نماز نكند نمازش نماز نيست ،و اطاعت نماز آن است كه نهى آن از فحشاء و منكر به كار بندد.
 - باز در حديث ديگرى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله چنين مى خوانيم :كه جوانى از انصار نماز را با پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ادا مى كرد اما با اين حال آلوده گناهان زشتى بود اين ماجرا را به پيامبر صلى الله عليه و آله عرضه داشتند فرمود : ان صلاتة تنهاه يوما ، سرانجام نمازش روزى او را از اين اعمال پاك مى كند.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
ادامه مطلب
[ 88/04/07 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نماز بازدارنده فحشاء و منكرات  - نكات


   -  نماز وسيله شستشو از گناهان و مغفرت و آمرزش الهى است چرا كه خواه ناخواه نماز انسان را دعوت به توبه و اصلاح گذشته مى كند،لذا در حديثى مى خوانيم : پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله از ياران خود سوال كرد ؛ اگر بر در خانه يكى از شما نهر از آب صاف و پاكيزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهد،آيا چيزى از آلودگى و كثافت در بدن او مى ماند؟ ))در پاسخ عرض كردند:نه فرمود: نماز درست همانند اين آب جارى است ،هر زمان كه انسان نماز مى خواند گناهى كه در ميان دو نماز انجام شده است از ميان مى رود.

   - نماز خودبينى و كبر را در هم مى شكند، چرا كه انسان در هر شبانه روز هفده ركعت و در هر ركعت دوبار پيشانى بر خاك در برابر خدا مى گذارد ، خود را ذره كوچكى در برابر عظمت او مى بيند،بلكه صفرى در برابر بى نهايت ، پرده هاى غرور و خود خواهى را كنار مى زند،تكبر و برترى جوئى را در هم مى كوبد به همين دليل على عليه السلام در آن حديث معروفى كه فلسفه هاى عبادات اسلامى در آن منعكس شده است بعد از ايمان نخستين عبادت را كه نماز است با همين هدف تبين مى كند مى فرمايد: خداوند ايمان را براى پاكسازى انسانها از شرك واجب كرده است و نماز را براى پاكسازى از كبر.


   - نماز علاوه بر شرائط صحت شرائط قبول ، يا به تعبير ديگر شرائط كمال دارد كه رعايت آنها نيز يك عامل موثر ديگر براى ترك بسيارى از گناهان است .در كتب فقهى و منابع و حديث ، امور زيادى به عنوان موانع قبول نماز ذكر شده است از جمله مساله شرب خمر ، پيشواى ستمگر است ؛ كسى كه زكات نمى پردازد ، غذاى حرام، حجب ، خود بينى و... از موانع قبولى نماز است ،پيدا است كه فراهم كردن اين شرايط قبولى تا چه حد سازنده است ؟

موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
ادامه مطلب
[ 88/04/06 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نماز امام زمان در اول وقت  


يكى از كسانى كه حتما نماز خود را اول وقت مى خواند وجود نازنين ، امام زمان حضرت مهدى (عليه السلام ) روحى و ارواح العالمين لمقدمه الفداه مى باشد و براى آن حضرت ، ممكن نيست نماز خود را در غير وقت خودش ‍ اقامه نمايد. بعد از آن حضرت افراد صالح و بندگان مخلص خداونداند.
بعضى از محدثان بزرگوار نقل كرده اند كه : نماز اول وقت ، حتما بالا مى رود و اگر كسى نماز خود را در اول وقت بخواند ملائكه آسمان ، نماز او را با نماز امام زمان (عليه السلام ) و افراد صالح خداوند، بالا مى برند و از فضل وجود و كرم خداوند دور است . نمازى كه با نماز امام زمان بالا رود، به آن توجه نكند و آن را قبول ننمايد.
قرآن مجيد، نماز اول وقت را يكى از صفات مؤ منان مى داند و مى فرمايد:
مؤ منان كسانى هستند كه نمازهايشان را حفظ مى كنند.
(سوره مومنون ، آيه 8.)
حفظ نماز به اين است كه نمازگزاران آن را از اول وقت به تاءخير نيندازند.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، عرفان اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/03/18 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نماز جماعت  


از مهمترين امور نماز، خواندن آن به جماعت است و در روايات معصومان عليه السلام تشويق بسيار نسبت به آن شده است و پاداش هاى بى شمارى بيان شده و از آنان كه نماز جماعت را ترك مى كنند، نكوهش شده است . حكمت تشريح نماز جماعت ، آنست همه دل هاى مومنان متحد شوند. نتيجه آن ، نيرومندى اسلام و كمال يابى جانها و نيرو يافتن براى سير در راه خدا و دريافت فيض الهى است . در جمع نمازگزاران ، اگر رحمت خدا بر يكى فرود آيد، همه را در بر مى گيرد، به خصوص اگر اجتماع و اتحادشان براى خدا باشد، همچنان كه آبهاى كم وقتى با هم يكى مى شوند، كر مى شوند و ديگر نجس نيستند؛ دل ها هم وقتى با هم يكى مى شوند، همدلان را از آلودگى مصون و پاك مى سازند. بنده اهل مراقبت بايد در تقويت همدلى با برادران دينى اش بكوشد. هر چه اتحاد و صفا بيش تر باشد، از نور همنشينى يكديگر و از معنويت هم بيش تر بهره مند مى شوند. قرآن دستور مى دهد با آن كه بريده ، پيوند برقرار كنيد و با آن كه دورى مى گزيند، نزديك شويد. حتى دروغ گفتن براى اصلاح ميان مردم و آشتى دادن نيكو شمرده شده است . و دستور دين است كه كارهاى خود را از برادران دينى مورد اعتماد پنهان نكنيد، تا دل ها هم نزديك شود. روايتى است در باره دوستى و محبت ورزيدن با برادران دينى به خاطر خدا وارد شده ، حيرت انگيز است . به فرموده امام باقر عليه السلام : هر گاه دو مومن به هم برسند و با يكديگر دست بدهند، خداوند دست خود را ميان دست آنها قرار مى دهد و به كسى توجه دارد كه رفيقش را بيش تر دوست دارد .در روايت است براى دوستى و مهر ورزى با ديگران ، فضيلت و پاداش بسيار نقل شده است . پس مواظب باش در نماز جماعت ، قلبت ، با پيشنماز و ساير نمازگزاران باشد. بايد امام جماعت با مومنانى كه به اقتدا مى كنند، باصفا و محبت باشد، تا اجتماع آنان در نمازشان خدا پسند باشد .كسى كه در نماز جماعت ، فقط جسمش با مردم است ، نه دلش و گاهى دلهاى نمازگزاران نسبت به هم كينه و حسد دارد، فكر نمى كنم چنين نماز جماعتى نورزى داشته باشد يا چنين اجتماعى نزد خدا از فضيلتى برخوردار باشد. هدف عمده در عبادت ها آن است كه جان ها و دل ها را روشن سازد. عبادتى كه در دل اثر نداشته باشد، گويا انجام نشده است . در نامه اى كه امام زمان عليه السلام به شيخ مفيد نوشت آمده است : اگر پيروان ما - كه خدا براى اطاعت خود توفيق شان دهد - در وفا به عهدى كه بر آنان است همدل بودند، ديدار ما از آنان به تاخير نمى افتاد.! مهم اجتماع دل است . كسى را كه خدا توفيق دهد با گروهى همدل وخداجو نماز جماعت بخواند، اميدوار باشد به همه پاداشهايى كه براى نماز جماعت گفته شده است خواهد رسيد. نماز جماعت با گروهى كه از هم كينه و حسد دارند، به اميد ثواب هاى موعود، بى اثر است و اميدش اميد نيست ، بلكه غرور است . امام سجاد در ضمن حديثى مفصل ، فرمود: حق امام جماعت تو آن است كه بدانى او سخنگويى ميان تو و خدا است و از جانب تو سخن مى گويد تولى تو از جانب او سخن نمى گويى . او براى تو دعا مى كند، ولى تو دعايش نمى كنى . اگر در اين ها كوتاهى باشد، به گردن اوست ، نه تو و اگر گناهى باشد، تو در آن شريك نيستى ، او جان تو را با جان خودش حفظ كرده و نمازت را با نمازش . پس به خاطر اين ها او را سپاس بگوى ! بر خردمند پنهان نيست كسى كه امام جماعت را در اين موقعيت قرار دهد و با او به عنوان سفير خود در آستان خدا برخورد كند، همه دنيا و جانش را نثار او مى كند و اين را در راه خدا كم مى شمارد، تا چه رسد به آن كه با او صفا و وفا داشته باشد.

برگرفته شده از کتاب  " نماز عارفانه"  ترجمه ، تلخیص ونگارش جوادمحدثی از  کتاب اسرارالصلوات عارف مرحوم ملکی تبریزی (ره)


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/03/16 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نمازعارفانه-31


نمازهاى نافله  


از كارهاى عبادى مهم ، خواندن نمازهاى نافله است . به وسيله نمازهاى مستحب ، كاستى هاى واجب از نظر توجه قلبى جبران مى شود. سزاوار است نوافل ترك نشود، هر چند در كمترين حد آن ، اگر چه در حالت رفتن در پى كارهاى روزانه باشد، چون نماز مستحب را در حال حركت هم مى توان خواند. احاديثى بسيارى در تاكيد بر نوافل روايت شده است . در برخى از آن ها ترك نافله ، معصيت به شمار آمده و در برخى خواندن آن ها نشانه شيعه شمرده شده است . بنده اى كه پايبند مراسم بندگى است ، درباره نوافل تلاشى بزرگ بايد داشته باشد و اين رمزى لطيف دارد، چون انجام امور و تكاليف واجب ، از آن جهت كه اگر انجام ندهد عقوبت دارد، شبيه اطاعت اجبارى است ، ولى انجام مستحبات ، مثل اطاعت اختيارى است و اين در نظر اشخاصى كه مراقب حالات روحى خويشند، از اين جهت اهميت دارد، كوشش و اهميت دادن به نوافل ، نشانه آن است كه بنده ، در واجبات نيز نيتى كامل دارد. كسى كه بر انجام نافله ها مراقبت داشته باشد؛ حال او گواهى مى دهد واجبات را هم به خاطر امتثال فرمان خدا و رسيدن به قرب و رضاى او انجام مى دهد، نه صرفا به خاطر بيم از كيفر.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/03/15 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نمازعارفانه-30


تعقيبات نماز  


تعقيبات نماز، از امور مهم و كامل كننده نماز است و دعاها و ذكرهاى بسيارى چه از قرآن و چه غير آن وارد شده است . برخى علما در باره آن ها بحث يا تاليف كرده اند. برخى از تعقيبات از اين قرار است:
1- بعد از سه تكبير پايان نماز، گفتن صلوات مخصوص .
2- دعا براى حضرت حجت عليه السلام و فرج آن حضرت .
3- تسبيحات حضرت زهرا عليه السلام روايات بسيارى در فضيلت آن وارد شده است . امام صادق فرمود: تسبيح فاطمه پس از هر نماز، نزد خداوند از هزار ركعت نماز در هر روز محبوب تر است .
4- خواندن سوره فاتحه ، آيه الكرسى، آيه شهد الله  آيه ملك تا بغير حساب، خواندن سه بار قل هو الله احد و هديه ثواب آن به امام زمان عجل الله فرجه الشريف .
5- دعاى الهم عرفنى نفسك ...
6- دعاى صباح حضرت امير عليه السلام .
7- تفكر بخصوص بعد از صبح و نماز مغرب . تفكر جنبه هاى مختلفى دارد، مثل محاسبه نفس و كوتاهى هاى گذشته ، وظايف امروز، چاره انديشى براى موانع و بازدارندگان از خير، در دل گذراندن نيت هاى خوب براى امروز، تفكر در باره خود، رفتار با مسلمانان ، نعمت هاى نهان و آشكار خدا و سپاس آن ها، انديشيدن در باره عقوبت هاى الهى ، مرگ ، خودشناسى ، اسرار هستى ، صفات و اسماى خدا و...در خير است ؛ يك ساعت تفكر، بهتر از يك هفتاد سال عبادت است  علت آن روشن است ، زيرا انديشيدن ، معرفت و محبت انسان را مى افزايد. فكر، كليد شناخت و عامل روشن شدن آن چه يا آن كه شناخته شده و شهود آن يا اوست و محبت را مى افزايد، چون قلب ، جز به كسى كه او را زيبا، با شكوه و اهل خير بشناسد، عشق نمى ورزد. اين محبت ، جز با شناخت صفات صفات جمال و جلال الهى فراهم نمى گردد و انديشيدن كليد معرفت و شناخت است . ذكر و يادآورى نيز محبت آور است .
8- سجده شكر پس از نماز از تعقيبات مهم است ؛ هم شكر بر اين كه توفيق اداى نماز را داد و هم براى نعمت الهى .


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/03/12 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نمازعارفانه-29


تشهد و سلام  


پس از اين اعمال دقيق و اسرار عميق ، وقتى براى تشهد نشستى ، باز با يك دنيا شرم و نگرانى و بيمناكى بنشين ؛ بيم از اين كه اعمالت درست و شايسته انجام نگرفته است و تهيدستى ، مگر آن كه خداوند، با رحمت خويش جبران كند و عمل ناقص تو را بپذيرد. باز به سرچشمه كار و اساس دين باز گرد؛ به توحيد، دژ استوارى كه هر كه در آن در آيد، ايمن شود. به يكتايى خدا شهادت بده پيامبر صلى الله عليه و آله را در نظر بگير و گواهى بده كه او بنده و فرستاده خداست و با درودى كه بر او مى فرستى ، با حضرت تجديد پيمان كن . در مصباح الشريعه است : تشهد، ثنا گويى خداست . در درون و نهان ، خدا را بنده باش و در عمل ، مثل سخن و ادعا، خضوع داشته باش و زبان راست را با صدق درون متصل ساز. خداوند تو را بنده آفريد و فرمان داد با دل و زبان و اندامت او را بندگى كن و بدانى تو و همه كائنات در دست قدرت پروردگاريد و جز با اذن و اراده او كسى را يارى نيست . از امير المومنين عليه السلام روايت است : هيچ بنده اى طعم ايمان را نچشيده مگر آن كه بداند سود و زيان تنها به دست خداست. چنين بنده اى هرگز به آن چه در دست اوست ، بيش تر از آن چه نزد خداست اطمينان ندارد و بود و نبود و فقر و توانگرى نزد او يكسان است . پايان تشهد صلوات است . اخبار بسيارى در فضيلت صلوات وارد شده است . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله وعده داده هر كس بر او صلوات بفرستد، حضرتش بر او ده صلوات بفرستد. از امام صادق عليه السلام روايت است : هرگاه از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ياد شده ، بر او زياد صلوات بفرستيد، چرا كه هر كس يك صلوات بر آن حضرت بفرستد، پيامبر همراه صفوف فرشتگان هزار صلوات بر او مى فرستد. كسى كه بر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله درود بفرستد، باید مراقب باشد عملش با آن در تضاد نباشد، چرا كه روح صلوات و سلام تحيت و درود است ، كه با آزردن آن حضرت ناسازگار است . وقتى با سلام و صلوات خود، حضرتش را مورد تكريم قرار مى دهى و با زبانت به او سلام مى دهى ، با رفتارت او را ميازار كه گفتارت با رفتارت مخالف باشد! به مقتضاى روايت ، اعمال تو بر رسول خدا صلى الله عليه و آله و امامان عليه السلام عرضه مى گردد. وقتى ببينند از تو گناه و زشتى سر زده است و در كارهاى تو ظلم به پيروان و عترت او وجود دارد، چگونه خواهى بود؟ آيا اين گونه كارها موجب آزار آن پاكان نيست ؟ در مصباح الشريعه است : معناى سلام در پايان نماز، امامان است ؛ يعنى هركس فرمانت خدا و سنت پيامبر را با خضوع و خشوع انجام دهد، از بلاى دنيا عذاب آخرت ايمن است و سلام يكى از نامهاى خداست كه به وديعت به بشر سپرده است تا آن را در درستى و صحت معاملات و امانات به كار گيرند. پس اگر خواستى سلام را در جايگاه خودش قرار دهى و معناى آن را به حقيقت ادا كنى ، از خدا پرواكن و دين و دل و عقل خود را به گناهان ميالاى و با بد رفتارى هايت ديگران را ميازار. در تشهد به قدر واجب آن اكتفا مكن ، بلكه بيش از آن چه معمول است جملات تشهد كبير را بگو و در سلام نيز، به پيامبران و امامان و فرشتگان سلام بده . سراسر نماز، رمز و راز و عبوديت است .در حديثى از امام معصوم مى پرسند: چرا اذان براى نمازها تشريع شده ، ولى عبادت هاى ديگر اذان و اقامه ندارد؟ حضرت پاسخ مى دهد: چون ، نماز شبيه به حالت قيامت است . اذان ، مانند دميدن اول در صور است كه همه مى ميرند. اقامه شبيه دميدن دوم است . دست بالا بردن و تكبير گفتن ، همچون دست بالا بردن براى گرفتن نامه اعمال و خواندن آن در پيشگاه خداى متعال است و ركوع ، همچون خضوع در برابر پروردگار است سجود نيز مانند سجود و كرنش در مقابل خداوند است . واجب ساختن نماز، برای امر مهمى است . در حقيقت ، براى مومن معراج است و مطابق با حالات روز قيامت است در حديث است : آن گونه كه در آغاز، شما را آفريد، باز مى گرديد. وقتى بنده اين حقيقت را دريابد، تلاش خود را خواهد كرد تا اين فرضيه را بزرگ بدارد و در حد توان آن را به كمال برساند و در همين مسير از خداوند، مدد بجويد. خداى متعال اگر از بنده خويش ، صدق و صفا و راستى ببيند، او را توفيق مى دهد كه به مرادش برسد و خدا كريم است و به آنان كه به آستان او رو مى آورند، عنايت مى كند و دعاى شان را مى پذيرد.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/03/11 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نمازعارفانه-28


سجود  

امام صادق عليه السلام فرمود: به خدا سوگند! هر كس حقيقت سجود را انجام دهد، هرگز زيان نكرده است ، هر چند يك سجده در همه عمر باشد.! در مصباح الشريعه آمده است : كسى كه در سجود، تقرب خويش را به خدا نيكو كند، هرگز از خدا دور نمى شود و هر كه ادب سجود را مراعات نكند، و با دلبستگى به غير خدا در حال سجود، حرمت سجود را تباه كند، هرگز به قرب خدا نمى رسد. پس سجده كن ، متواضعانه و با فروتنى ، همچون كسى كه مى داند از خاك آفريده شده است و مردم بر او پاى مى گذارند. آيا نمى بينى كه در حالت ظاهرى سجود كامل نمى شود مگر كه انسان از اشياى ديگر و از چشم و ديد ديگران پنهان شود؟ باطن سجود نيز چنين است .كسى كه در نماز جز به خدا به چيز ديگرى دلبسته باشد، همين حالت را دارد و از حقيقت سجود و نماز دور است . سجود برترين عبادت دينى است كه روشنايى آور است به تعبير امام صادق من روشنى را در گريه و سجده يافتم.

از على عليه السلام در باره معناى سجده اول پرسيدند، فرمود: تاويل است كه : خدايا! مرا از زمين و خاك آفريدى ، تاويل سر برداشتن از سجده آن است كه : و مرا از خاك بر آوردى . سجده دوم يعنى دوباره ما را به خاك بر كى گردانى ، و برداشتن سر از آن ، يعنى بار ديگر ما را از خاك برخواهى آورد. سجود، از آن جهت كه صورتى از مقام فنا است ، نهايت فروتنى و شكستگى را مى رساند، به اين خاطر مناسب است عزيزترين اعضا بر پست ترين اشيا نهاده شود و در سجده ، ياد خدا با صفات عالى و برتر شود، وقتى بنده چنين كرد و قلبش نرم شد و عقلش پاك گشت ، عنايت الهى شامل او مى شود چرا كه عنايت ربانى به جايگاه خضوع و فروتنى و نيازمندى و شكسته دلى زودتر مى رسد و چه كوچكى متواضعى بيشتر از مقام فنا و بندگى و نيازخواهى ؟


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی، سخنان معصومین (ع)
ادامه مطلب
[ 88/03/09 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نمازعارفانه-27


ركوع  


پيش از رفتن به ركوع نيز تكبير است .مناسب است در تكبير، قصد كند خدا متعال ، برتر از آن است كه كسى قدرت داشته باشد حق عبادت او را به جا آورد، و با بالا بردن دست اين قصد را بكند. آنگاه از روى ادب و خضوع ، از حالت قيام به ركوع برود و ذكر ركوع را بگويد و از تسبيح خود، اراده كند خداوند، منزه است از آن كه در اراده شريكى داشته باشد .تسبيح خدا با حمد اوست . در ذكر سجود نيز چنين است ( سبحان ... و بحمده ) خداوند نيز در قرآن فرموده : به وسيله حمد پروردگار، او را تسبيح بگو فسبح بحمده ربك حقيقت تنزيه و تسبيح ، آن است كه بنده ، همه عيب ها و كاستى ها را با قلب خود، از خداوند سلب كند و با اعضا و اندام به مقتضاى آن عمل كند. لازمه تنزيه عملى آن است كه بيش تر صفات خوب مانند اخلاص ، توكل ، تسليم ، رضا و توحيد در بنده به كمال برسد، زيرا وقتى بنده اعتقاد داشته باشد خدا از هر جهت كامل است ، يعنى در قدرت و عنايت و علم هم كامل و يگانه است . وقتى بداند خداى متعال به صلاح و خير او دانا است و در حق او عنايت كامل دارد و قدرت كامل براى اصلاح دارد، صفات سه گانه (توكل ، تسليم ، رضا) در وجود عبد هم فراهم مى آيد. حالت تسبيح در بنده ، آن است كه در باره پروردگارش ، به كمال از هر جهت معتقد باشد و همه حركات و سكنات او از اين شناخت سرچشمه بگيرد. در مصباح الشريعه از امام صادق عليه السلام نقل شده است : هيچ بنده اى براى خداوند ركوع حقيقى نم كند، مگر آن كه خداوند او را با نور و جلوه خويش ‍ مى آرايد و در سايه كبرياى خودش جاى مى دهد و از پوشش ‍ برگزيدگانش بر او مى پوشاند. ركوع در اول است و سجود در مرتبه دوم . كسى كه ركوع كند، شايستگى سجود پيدا مى كند. در ركوع ادب است و در سجود قرب و هر كه ادب را نيكو به جا آورد، شايسته قرب است . پس بايد با ركوع ، خضوع قلبى و اندامى در پيشگاه خداوند داشت . هر كس تكيه بر اسباب كند و در كارها بر تدبير خود اعتماد كند و بنگرد و نيروى خودش را به حساب آورد و بر آن تكيه كند، ركوع حقيقى را به جاى نياورده است . حقيقت ركوع و روح ، وقتى است كه قلب عبد، برخوردار از توكل باشد و عملش ‍ همچون عمل اهل توكل گردد و جز خدا، كسى را مدبر و فاعل مستقل نبيند. چنين كسى ممكن نيست در كسب خود حريص باشد و يا در پى حرام و اموال شبه ناك برود، بلكه هر چه مى گردد و مى دهد براى خدا و به دستور او مى شود و خرج كردن و نگه داشتن در نظر او مى گردد. وقتى سر از ركوع برداشت ، نيت او اين باشد كه پس از تواضع براى خدا، با نيروى الهى بر دشمنان خدا خود را بالا بگيرد و وقتى دست را براى تكبير بالا مى برد، از تواضع براى دشمنان خدا بيزارى بجويد، مستحب است در ركوع ، پشت خود را صاف نگه دارى ؛ گردن را بكشد، به اين قصد كه خدايا! هر چند گردنت مرا بزنى ، به تو ايمان آورده ام . چون سر بلند مى كنى ، اميدوار باشد خضوعش پذيرفته شده و تسبيح و حمدش مورد قبول الهى قرار گرفته باشد. خدا را تكبير گويد؛ يعنى او را در كمال ، بى شريك مى داند.


موضوعات مرتبط: آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/03/08 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نمازعارفانه-26

 

سوره توحيد  


بسم الله الرحمن الرحيم . قل هو الله احد بگو كه او خداى يكتا است . احد، يعنى يكتا و يگانه كه از چيزى به وجود نيامده باشد و معنايش هم احدى است ؛ نه در عقل ، نه در وهم و نه در وجود، تقسيم نمى شود. الله صمد يعنى سرور و مولايى كه همه به او توجه دارند. آنچه كه درون ندارد (تو خالى نيست ). آنكه نمى خورد و نمى آشامد و نمى خوابد. وجودى ابدى دارد كه هميشه بوده و همواره است . يگانه در الوهيت و خداوندى برتر از صفات مخلوقات ... اين همه در معنا صمد نهفته است . لم يلد يعنى چيزى از او به دنيا نمى آيد، مثل فرزند كه از مخلوقات پديد مى آيد و چيزهايى همچون خواب ، چرت ، غم ، غصه ، خنده و گريه ، ترس ، و اميد، علاقه ، مرگ ، گرسنگى و سيرى و... از او رخ نمى دهد. و لم يولد و از چيزى متولد نشده است مثل آنچه در عالم عناصر، چيزى از چيز ديگرى پديد مى آيد، مثل جنبنده اى از جنبنده ديگر، گياه از زمين ، آب از چشمه ، ميوه از درخت ، يا پيدايش ديدن از چشم ، شنيدن از گوش ، بويدن از بينى ، چشيداز دهان ، سخن از زبان ، شناخت و تشخيص از قلب ، آتش ‍ از سنگ .. هيچ يك از اين ها نيست . او صمد است ، نه از چيزى است و نه از چيزى پديد آمده است . پديد آورنده همه اشياء است ، با قدرتش آنچه را بخواهد، فانى مى سازد و آنچه را بخواهد باقى مى دارد .و لم يكن له كفوا احد هيچ كس همتاى او نيست . اين نيز اشاره اى گذرا به مضمون سوره توحيد دارد. سوره اى كه فضيلت بسيار دارد. هر كس آن را سه بار بخواند، گويا همه قرآن را خوانده است . در حديث است : هر كس به خدا و قيامت اعتقاد دارد، خواندن سوره توحيد را بعد از هر نماز واجب ترك نكند. هر كس آن را بخواند، خير دنيا و آخرت را خواهد يافت و خود و پدر و مادرش آمرزيده خواهند شد. هو در اين سوره ، اشاره به ذات پنهان از هواس و اوهام است . الله يعنى معبودى كه همه به او توجه دارند و از درك ماهيت او عاجزند. احد يعنى يگانه حقيقى و واقعى در دنيا و خارج . صمد يعنى آن كه به سوى او نياز مى برند؛ آن كه جوف درون ندارد؛ از چيزى بر نيامده و چيزى از او خارج نشده ، بلكه پديد آورنده هر چيز است و او همتايى ندارد.


موضوعات مرتبط: آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/03/06 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نمازعارفانه-24


سوره حمد  -2

 

اهدنا الصراط المستقيم يعنى ما را به راه راست هدايت كن ؛ راهى كه ما را به محبت و بهشت تو مى رساند و مانع آن مى شود كه از هوسهاى خود پيروى كنيم . در برخى روايات است ، صراط مستقيم ، راه معرفت خداست و دو صراط است ، يكى در آخرت و يكى در دنيا، امام مفترض الطاعه است . كسى كه امام معصوم را در دنيا بشناسد و از هدايت او پيروى كند، از صراطى كه پل دوزخ در آخرت است ، مى گذرد و كسى كه امام را در دنيا نشناسد، گام هايش در آخرت ، بر صراط مى لرزد و به دوزخ مى افتد. در حديث است صراط، امير المومنين عليه السلام است . صراط امام شناسى است . صراط مستقيم اهل بيت است.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، عرفان اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی، مباحث قرآنی
ادامه مطلب
[ 88/03/05 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نمازعارفانه-23


سوره حمد  -1 

- امام باقر عليه السلام فرمود: بسم الله را ترك مكن ، هر چند بعد از آن شعر بخوانى . در روايات تاكيد  شده است هر كارى با نام خدا باشد. از حضرت على عليه السلام روايت است كه هرچه در قرآن است ، در سوره فاتحه است ؛ هر چند در قرآن است ، در بسم الله الرحمن الرحيم است . الله بزرگ ترين نام خدا و نام مخصوص ‍ اوست كه جز خدا را نمى توان به آن ناميد. معبوديست كه مخلوقات از درك ماهيت و حقيقت او و احاطه به چگونگى اش عاجز و سرگردانند. رحمن كسى است كه با رزق و روزى بر ما رحمت مى آورد. رحيم خدايى است كه در دين و دنيا و آخرت مان بر ما مهربان است و دين را براى ما آسان قرار داده است . رحمن ، نشان دهنده رحمت او به همگان ، رحيم ، رحمت او بر مومنان است . رحمن در دنيا و رحيم در آخرت . رحمت خدا گسترده بر جهان و جهانيان است . بهره بنده از صفت رحمانيت خدا آن است كه در حد توان در رفع نياز نيازمندان بكوشد و به فقراى همسايه و محله و شهر خويش برسد و نسبت به نياز آنان بى تفاوت نباشد.

  - ترتيب نامهاى ياد شده الله ، رحمن ، رحيم ، رب ، مالك مطابق ترتيب واقعى است ، جايگاه لفظ جلاله الله مقدم بر مقام ربوبيت است ، مقام ربوبيت بر رحمت رحمانيه و آن بر رحمت رحيميه تقدم دارد. مقام رحيميت خدا مقدم بر اسم اخير است

  - اين كه به جاى مى پرستم گفته شده مى پرستيم براى ادب است ؛ يعنى نمازگزار خود را شايسته مقام بندگى نمى شمارد و عبادت خود را به عبادت بندگان صالح ضميمه مى كند تا پرستش مخلصان را در ادعاى اخلاص ، بر عبادت خود غلبه داده باشد و اگر ادعا مى كند تنها تو را مى پرستيم ، با توجه به عبادت مخلصان ، دروغ نگفته باشد.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
ادامه مطلب
[ 88/03/04 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نمازعارفانه-22


قرائت  

 

- امام صادق عليه السلام فرمود: هر كس قرآن بخواند، ولى نسبت به آن خضوع نيابد و قلبش ‍ نرم و غمگين نشود و در دل ، خشيت و هراسى پديد نيايد، شاءن عظيم خدا را سبك شمرده و آشكارا خسران زده است . قارى قرآن به سه چيز نياز دارد: قلب خاشع ، جسم فارغ و آسوده و جاى خلوت و خالى . اگر قلبش خاشع باشد، شيطان از او مى گذرد. وقتى در جاى خلوتى خود را از خلق دور كرد، روح و جانش با خدا انس ‍ مى گيرد و شيرينى گفتار خدا با بندگان شايسته شايسته اش را مى چشد.

  - در قرائت بايد تاثر پيدا كرد؛ يعنى حالتش به اختلاف آياتى كه مى خواند، فرق كند. با خواندن آيات عذاب ، بترسد و بگريد و با خواندن آيات رحمت ، خشنود شود، هرگاه از بهشت و اوصاف آن ياد شد، اظهار شوق كند و انبساط كند و چون سخن از دوزخ و عذاب هايش مى رود، بترسد و بلرزد. وقتى آيات قرآن را مى خواند و مناجات مى كند، به مقتضاى آن حال خاص پيدا كند. مقصود از قرائت قرآن ، نفوذ دادن حالات به دل و روح است . آن كه با زبان مى خواند، ولى در قلبش اين حالات پيدا نمى شود شاءن خدا را سبك شمرده است . گاهى تاثير روحى تا حدى است كه قارى آيه ها، از خوف جهنم بيهوش مى شود و از كسانى مى شود كه به ثواب و عذاب يقين پيدا مى كنند. بالاترين مرتبه آن است كه در سخن ، صاحب سخن را ببيند و در كلمات ، صفات را و اين توجه ، او را از مشغول شدن به الفاظ و قرائت ، به صاحب كلام متوجه سازد و به مرحله شهود برساند. امام صادق عليه السلام از اين حالت خبر داد: به خدا سوگند! خدا در كلام خود بر بندگانش تجلى كرده است ، ولى آنان نمى بينند. خود امام در نماز، گاهى آنقدر تكرار مى كرد كه از حال مى رفت . اين درجه مقربان است .


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
ادامه مطلب
[ 88/03/03 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نمازعارفانه-21


تكبيره الاحرام 


در باره تكبيره الاحرام نماز، مطالبى گفتنى است . درباره كيفيت آن : موقع گفتن تكبير، دستها را بالا مى برد و همراه با بالا بردن دست ، گفتن كلمه الله اكبر را شروع مى كند و با آخرين قسمت تكبير دستها پايين مى آيد. در حالت بالا بودن دست ها، كف دست ها را رو به قبله قرار دهيد و به اندازه اى بالا برد كه انگشتان به لاله گوش ‍ برسد. قصد او از تكبير هم ، بيزار از شرك ها و گفته هاى مشركان باشد.در باره تكبير مطلبى است . مقدار واجب همان الله اكبر است . دعاهايى هم هنگام گفتن آن مستحب است . شايسته است هنگام گفتن تكبير و دعاها، صادقانه معانى آنها را قصد كنى . وقتى تكبير مى گويد، هر هر چيزى را از خاك تا ثريا در پيشگاه كبرياى الهى كوچك بداند و او را برتر و بزرگتر از هر بزرگى بشمارد و قصدش اين باشد كه او بزرگتر از آن است كه به وصف آيد. هنگام خواندن دعاها نيز با همه وجود خود را در محضر خدا قرار دهد و بداند كه او نزديك است و صدايش را مى شنود و همه خيرات در دست اوست . حقيقت قيام آن است كه در پيشگاه خدا بايستد، تا حق بندگى را به جا آورده باشد و خيرات و ربوبيت او را جلب كند و با او انس بگيرد و از گفت و گو با خدا لذت ببرد و خود را روى دو پاى خوف و رجا، ايستاده ببيند و با پايين انداختن سر، حالت فروتنى و تواضع داشته باشد و بداند روزى در قيامت در پيشگاه خداوند خواهد ايستاد و درون او بر خدا آشكار است و از اسرار او آن چه را ديگران نمى دانند مى داند. در چنين وضعى همچون كسى كه در برابر سلطان ايستاده و مواظب حرف زدن و حركاتش است ، فروتن باشد.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/03/02 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نمازعارفانه-20

 

اصل نماز 


نماز، ياد خداست ، مقصود از اين عبادت ، حقيقت آن است نه شكل ظاهرى . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خداوند به نمازى كه شخص ، قلب خود را همراه بدنش حاضر نكند، نگاه نمى كند. و فرمود: هر گاه نماز واجب مى خوانى ، آن را در وقت خود و چنان بخوان كه گويا از آن وداع مى كنى و آخرين نماز توست . مهم ، حضور قلب و توجه باطنى است ، چگونگى نمازهاى اوليا دين و امامان كه پيش تر اشاره شد، گوياى آن است كه بايد به حقيقت و باطن نماز توجه داشت . در حديث است كه نماز، ستون دين است ، اگر پذيرفته شود اعمال ديگر هم پذيرفته مى شود و اگر رد شود، اعمال ديگر رد مى شود.

حقيقت نماز با شش معنا تحقق مى يابد:
1 - حضور قلب ؛ يعنى دل از غير خدا فارغ باشد و با هر فعل و قول ، گفته و كرده ،دل هم حضور داشته باشد.نه آنكه غافل باشد.
2 - تفهم ؛ يعنى دل انسان بال معنا گفتار و كردار حضور داشته باشد. اين مرتبه اى بالاتر از حضور است .
3 - تعظم نسبت به خداى متعال .
4 - هيبت و هراس از او در دل داشتن ، كه نتيجه اخلاص و تعظم است .
5 - اميدوارى به فضل و قبولى عبادت توسط پروردگار.
6 - حيا و احساس شرم از قصور در بندگى


موضوعات مرتبط: آداب وراز های اعمال عبادی
ادامه مطلب
[ 88/02/31 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نمازعارفانه-19


درسها و عبرتهاى اذان و اقامه

 
هر گاه نداى موذن را شنيدى ، نداى روز قيامت را در دلت حاضر ساز. ظاهر خود را مهيا و باطن را آماده اجابت كن . آنان كه به سوى اين ندا شتاب كنند، روز قيامت مورد لطف قرار مى گيرند. دل خود را به اين ندا عرضه كن . اگر دل را شاد يافتى ، بدان كه مژده خواهى يافت . اذان ، نداى ديدار است . آنگونه كه در قيامت مردم براى حضور در محضر خدا فرا مى خوانند، موذنان اهل ايمان را به بزم حضور و معراج و ديدار مى خوانند. اگر سطح معرفت انسان به حدى باشد كه از اين ندا لذت ببرد، معرفت در دنيا بذر شهود در آخرت است و اگر انسان از اين ندا ناخرسند شود، روز قيامت نيز بد حال خواهد بود. نماز گزار بايد چشم به راه اذان باشد و همان گونه كه منتظر مجالس انس با دوستان است و دعوت به آنان اجابت مى كند، به نداى اذان اشتياق نشان دهد و ادب اين ندا را مراعات كند. اذان با نام خدا آغاز مى شود و پايان مى پذيرد؛ يعنى خدا اول است و آخر؛ ظاهر است و باطن .وقتى تكبير را مى شنوى ، دل خود را براى بزرگداشت آن و كوچك شمردن دنيا و آنچه در آن است ، آماده ساز، تا از دروغگويان در تكبر نباشى و با شنيدن لا اله الا الله خاطر خويش را از هر چه جز خدا دور كن و آن گاه كه به رسالت شهادت دادى ، خود را در محضر پيامبر ببين و ادب كن و به رسالت او گواهى بده و بر او دورد بفرس . اذان را كه با تكبير و ياد خدا به پايان مى رسد و با آن تجديد عهد كن و آن گونه كه كلمه الله آغاز كردى ، با همان به انجام برسان و ابتدا و انتهاى خويش و تكيه گاه و نيروى خودت را بر او قرار بده . چگونگى اذان و جملاتش ‍ مى گويد كه آغاز هر چيزى و سرانجام و قوام هر چيزى خداست .


موضوعات مرتبط: آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/02/30 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نماز عارفانه – 18


اذان و اقامه  

در فضيلت اذان و اقامه ، احاديث بسيار است و مقتضاى روايات ، كسى كه با اذان و اقامه نماز بخواند، همراه او دو صف از فرشتگان نماز مى خوانند. اذان مستحب است ، نه واجب ، در باره اقامه ، احتياط آن است كه ترك نشود، البته در مسجد اگر نماز جماعت خوانده شده است و نمازگزاران هنوز پراكنده نشده اند، كسى كه آن جا نماز مى خواند، گرچه به جماعت نرسيده باشد، اذان و اقامه ساقط است . مستحب است اذان و اقامه را با وضو و ايستاده بگويد و پس از هر بخشى ، مقدارى صبر كند. بلند گفتن اذان براى مردان مستحب و خوب است بين اذان و اقامه ، يك گام بردارند و دوباره به جاى اول خود برگردند، و ميان آن دو دعا بخواند و سجده كند كه فضيلت بسيار دارد. نمازگزاران مستحب است بنشينند تا آن كه وقتى موذن به قد قامت الصلاه رسيد برخيزند و هنگام اذان و اقامه ، آرام ، رو به قبله باشند و خود را در خال نماز، حس كنند.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/02/30 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

دوستى با كافران ؟!


  - اين پرسش پيش مى آيد، كه ؛ اگر اسلام آيين محبت و بشر دوستى است چرا از دوستى با غير مسلمان جلوگيرى مى كند؟ چرا مسلمانان نمى توانند با گروههاى ضد اسلامى و كفار طرح دوستى بريزند؟ در اين زمينه قرآن بيانهاى زيادى دارد.

  - اگر اسلام مى گويد با دشمنان ، پيمان دوستى نبنديد، بدين معنا نيست كه به گروه هاى غیر اسلامى نيكى نورزيد چرا كه دانستيم انسان به حساب انسان بودن ، شايسته نيكى و دوستى است . و اسلام هم خود پيشرو مكتب هاى بشردوستى واقعى است . بلكه آن گونه دوستى كه در سايه آن پيروى از كفار در زمينه راه و عقيده پديدار شود، و يا باعث سوءاستفاده آنان شود، در مكتب اصيل اسلامى جلوگيرى شده است و مسلمان همواره بايد در اين زمينه سختگير باشد و بداند در آنجا كه عضو جامعه اسلامى است بايد رابطه اش با بيگانگان به گونه اى نباشد كه به يگانگى و استقلال پيكر اسلام آسيب برسد.

  - اسلام به پيروان خود مى آموزد: همه انسانها تا زمانى كه بر ضد آيين اسلامى اسلام به پا نخاسته اند، انسان ، و شايسته نيكى و دوستى هستند؛ ولى آنكه بر ضد عدالت اسلامى قيام مى كند، شايسته دوستى نيست.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی، مباحث اسلام شناسی
ادامه مطلب
[ 88/02/27 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نماز عارفانه – 17


نيت

 
نيت آن است كه نماز گزار، قصد بندگى كند. چرا كه بندگى و پرستش ، محبوب خداست ، واجب است نيت خالص باشد و جز با انگيزه الهى نماز نخواند، خداوند فرمود: آنان فرمان نيافتند، مگر آن كه خدا را بپرستند و آيين را براى او خالص سازند.  رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: خداوند مى فرمايد: هر كس عملى انجام دهد و جز مرا در آن شريك قرار دهد، همه عمل براى آن شريك است و من از آن بيزارم و از شرك بى نيازم . مثلا خم شدن ، هم مى تواند به قصد احترام باشد، هم براى تسليم و هم ريا، يا صرفا براى برداشتن چيزى . مقصود از نيت ، چيزى است كه انگيزه عمل باشد. اگر انگيزه هم تعظيم در برابر مولا باشد، عبادت است ، ولى با انگيزه هاى ديگر عبادت به شمار نمى آيد. پرستش نيز گاهى پرسش ‍ بت است ، گاهى پادشاه ، گاه خدا،، عبادت خدا هم گاهى به سبب عشق و محبت است ، گاهى از ترس ، يا تعظيم ، يا براى اين كه خدا شايسته عبادت است .

  - كسى كه بيشتر وقت خويش را به عبادت بگذراند، ولى در دلش نورانيت و صفا نبيند، يقين بداند كه كار او عيب دارد و از زيانكاران است و عمرى كار اهل خدا مى كند و در ميان مردم به تقدس و تقوا مشهور است ، اما در آخرت ، نامش در زمره اهل ريا به شمار مى رود، هيچ دردى براى قلب سالك ، بدتر از غرور نيست . چه زشت و حسرت بار است انسان به پرونده خود وقتى بنگرد، آن چه را خدا پرستى مى پنداشت ، شيطان پرستى بيابد و آن چه را نور مى دانست ، ظلمت ببيند!

  -نشانه ناخالصى در نيت آن است كه وقتى كسى او را در حال عبادت ببيند، نشاطش بيشتر شود، يا آنكه اگر عبادتهاى پنهانش آشكار شود، لذت ببرد، يا اينكه خود را برتر از كسانى بداند كه مثل او عمل نكرده اند و از ديگران انتظار احترام داشته باشد. نقل شده يكى از بزرگان نماز سى سال خود را قضا كرد، چون در اين مدت در صف اول ، نماز خود را به جماعت خوانده بود، اما يك روز دير آمد و نتوانست در صف اول بايستد و از ديگران خجالت كشيد. از حالت شرم ، فهميد ايستادنش ‍ در صف اول جنبه نفسانى داشته ، از اين رو نمازها را قضا كرد.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
ادامه مطلب
[ 88/02/27 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نماز عارفانه – 16


قيام  


نمازگزار، در پيشگاه خدا براى خدمت و پرستش و اظهار بندگى ، هم با دل و هم با اعضا مى ايستد. كمال قيام بدنى آن است كه با آرامش ، هيبت ، شرم ، سر به زير و در حال نگاه به محل به محل سجده باشد. دست ها را روى آنهابگذاريد؛ با انگشتان بازى نكند؛ انگشت پاها رو به قبله باشد و بين دو پا به اندازه يك وجب فاصله باشد. كمال قيام قلبى آن است كه به ياد خدا باشد؛ احساس كوتاهى و شرمندگى در اداى حق بندگى داشته باشد؛ پايين آوردن دستها و منظم بودن پاها اشاره به اين باشد كه در مقام خدمت ، بر دو پاى بيم و اميد ايستاده است و با پايين انداختن سر، قصد كند از تكبر و گردن افرازى دور است . بينديشد در پيشگاه يكى از فرمانروايان ، به عنوان خطاكار ايستاده و نگران است با او چه خطاب و عتابى خواهد شد؟ آيا مى پذيرد يا رد مى كند؟


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/02/26 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نماز عارفانه – 15


قبله  


در نماز بايد رو به قبله بود، مومن مى داند همه جا نسبت به خدا يكسان است و او بر همه جا احاطه يكسان دارد. لطف خدا ايجاب كرد بدن هاى ما نيز از شرافت توجه به او برخوردار باشد، از اين رو خانه خويش را در زمين به ما شناساند تا همانگونه كه در نماز، دلهاى مان متوجه خداست ، ظاهرمان نيز به سوى خانه او باشد. همچنان كه رو به قبله داشتن جز با رو گرداندن از سمت هاى مختلف به سوى خدا فراهم نمى شود. اقبال و توجه قلب جز با فارغ ساختن دل از غير خدا به دست نمى آيد. امام صادق عليه السلام فرمود: وقتى رو به قبله ايستادى ، از دنيا و آنچه در آن است ، دل بكن و قلبت را از هر چيز جز خداست ، بزداى و به ياد آور كه در پيشگاه خداى متعال ايستاده اى و بر روى دو پاى بيم و اميد بايست.

 بعضى در حال مرگ ، حالت بدى دارند، يا با حالت انكار خدا مى ميرند و يا در حال فسق و گناه از دنيا مى روند، يا با دلى ناخرسند از مرگ مى ميرند بندگان كامل و وارسته واز سوء خاتمه بيم دارند و گريانند، چرا كه مرگ در حالت كفر يا گناه ، موجب عذاب ابدى است . اين ها معلول ضعف ايمان يا تكرار گناه است .

 به امام صادق (ع ) گفتند: برخى از دوستان شما گناه مى كنند و اميدوار هم هستند، فرمود: دروغ مى گويند!آنان دوستان ما نيستند، بلكه آرزوها فريب شان داده است . هر كس به چيزى اميد داشته باشد، براى تلاش مى كند و اگر از چيزى بيم داشته باشد، از آن مى گريزد. شگفتا!كسى را كه جو مى كارد و اميد گندم دارد، نادان مى شماريم ، ولى منتظريم از بذر نفاق ، ايمان و اخلاص برداشت كنيم


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
ادامه مطلب
[ 88/02/25 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نماز عارفانه – 14

 حضور قلب

  - برخى از حالات ، سبب كمال نماز مى شود، از قبيل : حضور قلب ، تفهم ، تعظيم ، هيبت ، اميد و شرم . حضور قلب يعنى اين كه در نماز، دلت حاضر باشد، به گونه اى چيزى تو را از نماز غافل نكند. كامل ترين شكل حضور قلب آن است كه در همه اعمال و ذكرهاى نماز، دل ناز گذار به ياد خدا و حضور در محضر او باشد و احساس ‍ كند نماز را در پيشگاه او به جا مى آورد. داشتن حضور قلب كامل ، مرحله تفهم را، در بر دارد.

   - گوهر محبت و ياد محبوب ، دلها را جذب مى كند. كسى كه عشق به چيزى داشته باشد، آن را بسيار ياد مى كند. دل هاى گرفتار محبت دنيا، نمى تواند حضور قلب پيدا كند، اما قلوب سالم از اين آفت ، در همه حالات در نماز و ذكر است . مهم آن است كه بتوانى دوستى و حب دنيا را به حب آخرت و محبت خدا تبديل كنى تا در نماز، همه دل به ياد خدا باشد

   - اگر كسى زير درختى نشسته باشد و همه فكر خود را در باره چيزى به كار بسته باشد، ولى صداى گنجشكها هواس ‍ او را پرت مى كند، پيوسته بر مى خيزد و با چوبى گنجشكها را مى پراند. و دوباره به فكر مى پردازد، ولى گنجشكها باز برگشته و روى درختان مى نشينند، اين كار او را از پرداختن به هدفش باز مى دارد. راه نجات آن است كه درخت را قطع كند.


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
ادامه مطلب
[ 88/02/23 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نماز عارفانه – 13


نمونه هايى از نماز اولياء خدا 


حضرت ابراهيم هنگام نماز و نيايش ، ناله اش تا مسافت يك مايلى  شنيده مى شد و در نمازش مثل بيمناكان زارى مى كرد. به نقل از يكى از همسران پيامبر: رسول خدا صلى الله عليه و آله با ما مشغول صحبت بود، وقت نماز كه مى رسيد گويى ما را نمى شناخت . اميرالمومنين عليه السلام هنگام وضو از بيم خدا رنگ از چهره اش ‍ مى پريد و هر گاه وقت نماز مى رسيد، مى لرزيد و رنگ به رنگ مى شد. علت آنرا پرسيدند، فرمود: هنگام اداى امانتى رسيده است كه آسمانها و زمين از پذيرفتن آن ابا كردند وتر سيدند.
امام حسن مجتبى عليه السلام وقتى از وضو گرفتن فارغ مى شد، رنگش عوض مى شد. وقتى از او پرسيدند فرمود: كسيكه مى خواهد بر خداى صاحب عرش وارد شود، سزاوار است رنگ ببازد.! امام سجاد هنگام وضو رنگش دگرگون مى شد، خانواده اش پرسيدند اين چه حالتى است كه هنگام وضو پيدا مى كنى ؟ فرمود: آيا مى دانى در حضور چه كسى مى خواهم بايستم ؟ گاهى در نماز عبا از دوشش ‍ مى افتاد، ولى آنرا درست نمى كرد تا نمازش پايان يابد، علت را پرسيدند، فرمود: مى دانيد در برابر چه كسى ايستاده بودم ؟ نماز بنده به مقدارى پذيرفته است كه اقبال و توجه قلبى داشته باشد. وقتى امام سجاد عليه السلام به نماز مى ايستاد، مثل تنه يك درخت بى حركت بود، مگر آنچه را باد تكان دهد!


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/02/22 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نماز عارفانه – 12

 

روح نماز  


نماز باز دارنده از فحشا و منكرات است . نمازى كه از گناهان جلوگيرى نكند، عدمش به ز وجود!نماز و صلات از وصلت و پيوند است ، يا از زيارت و ديدار. حضرت امير عليه السلام در تفسير قد قامت صلواه فرموده : يعنى وقت ديدار يا رحمت فرا رسيد. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: هر كس ‍ نمازش او را از زشتى و گناه باز ندارد، از خدا دورتر مى شود. نماز كسى كه از نمازش اطاعت نمى كند نماز نيست . اطاعت نماز يعنى بازداشتن از گناه و زشتى . روايت است يكى از انصار همراه پيامبر نماز مى خواند، ولى مرتكب گناه مى شد. به پيامبر گفتند، فرمود: بالاخره روزى نمازش از گناه باز خواهد داشت چندى نگذشت كه توبه كرد!
امام صادق فرمود: هر كس مى خواهد بداند نمازش قبول شده يا نه ، بنگرد آيا نمازش او را از فحشا و منكر باز داشته است يا نه ؟ به هر مقدار كه باز داشته ، همان مقدار از نمازش پذيرفته شده است نماز بى روح تاثيرى در جلوگيرى از گناه ندارد. و اين حقيقتى قرآنى است . نمازى كه خاصيت بازدارندگى از گناه را نداشته باشد، تنها شكلى از نماز و اسكلتى بى روح است . هر مقدار كه نماز روح داشته باشد، تاثير گذار است . نماز بى روح نوعى نفاق است . نفاق آنست كه خشوع اندام ، بيش از خشوع دل و درون باشد. هر مقدار از نماز كه فاقد روح باشد، به سوى خدا بالا نمى رود. آيات و روايات نشان مى دهد نماز، تنها اعمال و حركات ظاهرى نيست .
آيات قران :
 
واى بر نمازگزارانى كه در نمازشان اهل سهو و سهل انگارى هستند.اين آيه غفلت نمازگزاران را مذمت و سرزنش مى كند، با آن كه نماز مى خوانند. مومنانى رستگارند كه در نمازشان خاشع باشند. نماز را براى ياد من بر پا دار. نماز را در حال مستى نخوانيد تا آنكه بدانيد چه مى گوييد.گفته اند مستى ، هم مستى شراب است و هم مستى دنيا، چرا كه مست نمى فهمد چه مى گويد.
روايات :
 
پيامبر اكرم فرمود: خداوند به نمازگزارى كه قلبش همراه دلش حاضر نباشد نمى نگرد. وقتى نماز واجب مى خوانى ، سر وقت بخوان ، به گونه نماز وداع كننده اى كه مى ترسد ديگر بازگشتى نداشته باشد. يعنى گويا آخرين نماز است .


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/02/21 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نماز عارفانه – 11


آداب ظاهرى مسجد  

مهمترين ادب نسبت به مسجد، آباد ساختن آن با عبادت است .بسم الله گفتن هنگام ورود، بيرون آوردن كفش از پا و دعاى خاص را خواندن هنگام ورود و خروج از آداب ديگر است . هنگام ورود، پاى راست و هنگام خروج پاى چپ را بگذاريد. دو ركعت نماز تحيت بخوانى ، مسجد را تميز كنى و روشن سازى . نقاشى و تصوير و آرايش مسجد خوب نيست و بعضى حرام دانسته اند. مناره بلند ساختن ، شعرهاى باطل در مسجد خواندن ، داد و ستد، راه دادن ديوانه ها و بچه ها، سر و صداى بلند، اعلان گمشده ها، صنعتگرى ، وارد شدن با بوى بدو آزار دهنده دهان و بدن ، همه اين ها در مسجد ناپسند است . نجس كردن مسجد حرام است . در روايات ، تاكيد بسيار در رفتن به مسجد شده است ، حتى نماز فرادا در مسجد طبق بعضى از احاديث ، از جماعت در غير مسجد برتر است . خوب است در خانه هم جايى براى عبادت خويش قرار دهد و آنجا را مثل مسجد بداند.

برگرفته شده از کتاب  " نماز عارفانه"  ترجمه ، تلخیص ونگارش جوادمحدثی از  کتاب اسرارالصلوات عارف مرحوم ملکی تبریزی (ره)


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/02/20 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نماز عارفانه – 10


مكان نماز  


مكانها مثل زمانها شريف و غير شريف دارد. اين نيز جاى سپاس ‍ دارد. در آيين محمد صلى الله عليه و آله همه زمين مسجد است ؛ يعنى مى توان بر آن سجده كرد، ولى حضور در مساجد به ويژه براى همسايگان آن براى اداى نمازهاى واجب مورد تاكيد است . علاوه بر پاداشهايى كه براى حضور در مساجد هست ، اين كار ارزشمند است ، چون مسجد خانه خداست ، گر چه همه زمين نسبت به خدا يكسان است ، ولى همين كه كعبه و مسجد را خانه خود به شمار آورده ، يعنى محل ديدار با خدا و مجلس انس با اوست . انتخاب محل ملاقات را به ما واگذاشته است و هر جا را مى توانيم وعده گاه ديدار خدا سازيم ، و اين از بزرگتريم مكارم و بخشش هاست ، ولى بايد ادب حضور را در هر جايى مراعات كرد. براى حضور در مكان عبادت ، بايد آداب آنرا رعايت كرد. بايد از كوتاهى ها و كارهاى ناپسند و شرمگين باشى و مثل خطاكاران به گناهان اعتراف كنى .


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی، ادعیه
ادامه مطلب
[ 88/02/19 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نماز عارفانه – 9


وقت نماز  


  - اوقات مثل مكانها و چيزهاى ديگر، خجسته و ناخجسته ، شريف و غير شريف است . در شريعت اسلام ، براى سالها، ماه ها، هفته ها، و روزها و شبها و حتى ساعاتهاى مختلف ، احكام و تكاليفى است . خردمند بايد در مفهوم زمانها و اوقات و اشارات آنها بنگرد و وقت عمر خويش را سرمايه گذارى كند .جلوى تباه شدن آنرا بگيرد.

  - در اول و آخر هر ماه و پنجشنبه آخر هر ماه نيز پيوسته بنده بايد به ياد خدا باشد. با ديدن هلال هر ماه دعاى مخصوص را بخواند و خدا را ياد كند. روز آخر و پنجشنبه آخر هر ماه ، اعمال بندگان بر خدا عرضه مى شود، بنابراين در اين دو روز بايد اعمال و كردار خويش را حساب كند و حالت تضرع و نيايش به درگاه خدا داشته باشد. آنكه به محاسبه نفس مى پردازد، بايد بينديشد كه روز قيامت وقتى زشتكارى ها آشكار مى شود، شرمسارى خواهد كشيد.

  - خداوند شبهاى جمعه تا سحر ندا مى دهد: آيا حاجتمندى هست كه حاجتش را بر آورم ؟ عذر خواهى هست كه خطايش را ببخشايم ؟ خدا وعده داده اگر بنده يا رب يا رب بگويد، پاسخش را لبيك عبدى بدهد، چگونه ممكن است انسان معتقد به خدا، شبهاى جمعه تا صبح بخوابد و از فيض اين شب چيزى نطلبد؟ اين جز ضعف ايمان و غفلت از خدا نيست . آخرين ساعات روز جمعه براى دعاى سمات است . به قول يكى از بزرگان اخلاق : هيچ چيز مثل سجده هاى طولانى كه در آن بگويى لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمين در دل تاثير گذار نيست . و اين كه در اين حالت ، خود را در زندان طبيعت و در زنجيرهاى رذايل و زشتى هاى اخلاقى در بند بينى و به ظلم خويش اعتراف كنى . خواندن سوره قدر در شب و عصر جمعه ، صدبار، از برنامه هاى ديگر اين روز است .


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
ادامه مطلب
[ 88/02/16 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نماز عارفانه – 8


لباس  


در آغاز بايد دانست خداوند به انسان شرافت بخشيد كه او را به پوشيدن جامه فرمان داد؛ شرافتى كه در حيوان نيست . اين نعمت در خور سپاس است . از اين رو پوشيدن لباس كه مظهرى از لطف الهى به انسان است ، نبايد به گونه اى باشد كه از نظر خداوند نكوهيده باشد. لباس ، نبايد غصبى يا ابريشمى باشد يا از طلا باشد. از نظر اندازه نبايد به حد ولخرجى يا اسراف برسد يا خيلى بلند باشد يا شبيه لباس زنان (براى مردان ) يا مانند لباس كافران باشد. لباس براى پوشش است ، نه براى آراستگى يا تشبه و همگونى به كافران ، كه در نماز و در پيشگاه خداى بزرگ ، در جامعه اسلامى زشت تر است . بهتر است لباس انسان معمولى باشد تا تجملاتى كه غرور آورد و نه پست و اهانت آميز. لباس شهرت نكوهيده است .


موضوعات مرتبط: آداب وراز های اعمال عبادی، مباحث اسلام شناسی
ادامه مطلب
[ 88/02/16 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نماز عارفانه – 7


اسرارتيمم 


خدا فرمود: اگر آب نيافتيد، بر خاك پاك تيمم كنيد. گر چه انسان مى فهمد وضو و غسل براى نماز، از آن جهت لازم است كه پاكى و پاكيزگى مى آورد، كه در تيمم نيست ، بلكه تيمم و استفاده از خاك بر خلاف تميزى است . ولى در پايان آيه تيمم خداوند مى فرمايد: ولكن يريد ليطهركم روشن مى شود خاك هم پاك كننده است . پاك كنندگى خاك ، جز با شناختن آلودگى هاى معنوى شناخته نمى شود. روح و جان را از آلايش كبر، پاك مى سازد، با چهره در خاك نهادن ، نور تواضع پديد مى آيد.
در وضو هدف ، پاك ساختن روح از آلودگى هاى معنوى است . وقتى آب نباشد يا ضرر داشته باشد، بايد چيزى جايگزين كرد كه باطن پاك كند و آن خاك است . رمزى از رجوع به حقيقت عدمى و نيستى انسان ؛ تواضعى در ظاهر براى پيدايش فروتنى باطنى ، كه مهمتر از تميزى ظاهر است ؛ خود را نديدن و خودخواهى نداشتن و رسيدنم به مرتبه اى از تهذيب نفس و تزكيه باطن .

برگرفته شده از کتاب  " نماز عارفانه"  ترجمه ، تلخیص ونگارش جوادمحدثی از  کتاب اسرارالصلوات عارف مرحوم ملکی تبریزی (ره)


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، عرفان اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/02/14 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نماز عارفانه – 6

گناهان بزرگ


توبه بازگشت از گناهان است ، چه گناهان كوچك و چه گناهان بزرگ . امام صادق عليه السلام فرموده : گناهان بزرگ در قرآن هفت تاست : كفر به خدا بستن ، كشتن انسان ، عاق والدين ، رباخوارى ، خوردن مال يتيم ، فرار از جنگ و باديه نشينى پس از هجرت (بازگشت به دوران جاهلى پس از ايمان آوردن ). در روايات گوناگون ، گناهان كبيره ديگرى هم مطرح است : ياءس از رحمت الهى ، ايمنى از مكر خدا، تهمت زنا، جادوگرى ، زنا، قسم دروغ ، اختلاس ، ندادن زكات واجب ، شهادت دروغ ، كتمان شهادت ، ترك عمدى نماز، عهد شكنى ، قطع رحم ، دزدى ، شراب خوارى ، خوردن مردار و خون و گوشت خوك ، خوردن گوشت تذكيه نشده ، حرامخوارى ، نپرداختن حق مردم ، كم فروشى ، اسراف ، ولخرجى ، خيانت ، سبك شمردن حج ، انكار حق اهل بيت ، اصرار بر گناه ، و هر چه خدا بر انجام آن وعده آتش داده ، همه از گناهان كبيره است . امام صادق عليه السلام فرموده : به فرموده رسول خدا صلى الله عليه و آله از گناهان كوچك شمرده شده بپرهيزيد، كه بخشوده نخواهد شد. پرسيدند: محقرات چيست ؟ فرمود: اين كه كسى گناه كند و بگويد: كاش گناهانم همين بود!اگر انسان به اهميت پاداش و حسنات آخرت ؟ نيز شدت عذاب الهى بينديشد، تصور لذتهاى گوناگون و پايدار بهشت و حسرتها و عذابهاى آخرت سبب مى شود توبه واقعى كند. انديشيدن به مرگ و سختى جان دادن و گرفتارى هاى پس از مرگ و وحشت و ظلمت و تنهايى قبر، سودمند است . دنيا فريب دهنده بى وفا است ؛ عروس ‍ هزار داماد است ؛ هر ساعت عده اى را به جدايى و معصيت مى نشاند. چه بسيارند دنيا پرستان و قدرتمندان و كاخ نشينان كه اسير خاك . گرفتارى هلاك شدند. در همه اين درس و عبرتى است تا دلهاى آگاه را به آخرت متوجه سازد و به پاك سازى درون بكشاند.

برگرفته شده از کتاب  " نماز عارفانه"  ترجمه ، تلخیص ونگارش جوادمحدثی از  کتاب اسرارالصلوات عارف مرحوم ملکی تبریزی (ره)


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/02/14 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]

نماز عارفانه – 5

حكمت ها و اسرار غسل 


درسهايى كه از غسل مى توان گرفت ، همان درسهاى وضو است ، افزون بر اين كه در غسل ، تمام بدن شسته مى شود، يعنى پاكسازى به اندازه آلودگى است . بنابر اين بايد دل و جان و درون را از هر چه آلودگى است ، پاك كرد. مستحب است هنگام غسل ، بسم الله گفتن و دعاهاى وارده را خواندن اللهم طهر قلبى و اشرح صدرى ...؛ خدايا!دام را پاك گردان و سينه ام را گشاد فرما... مضمون اين دعاهاى الهام دهنده اين نكته است كه هدف و مقصود اصلى ، طهارت دل و شرح صدر است نشان اين پاكدلى ، رهايى از تعلقات دنيا و گرايش به آخرت است . وقتى كسى با فروغ خودشناسى به خداشناسى برسد، انسانى ملكوتى مى شود و باطن جهان را مى بيند و مى شناسد و به خاطر غلبه بعد معنوى وارد بهشت مى شود.
درسها و عبرتها
 
هم چنان كه پاكى جسم ، موانع ورود به مسجد و پرداختن به نماز را از بين مى برد، طهارت روح و درون ، موانع پرداختن به سراى جاويدان آخرت را مى زدايد و به انسان شناخت شهودى مى بخشد كه آنچه را كه نزد خداست ، برتر از آنچه كه نزد مردم است ، بداند و جهان را جهان فريب غرور بيابد. مستحب است در هر جاى مقدس و يا روز مقدس و مناسبت شريفى ، انسان غسل كند، به اميد آن كه محبوب خدا باشد. موارد غسل هاى مستحب به طور مشروح در كتاب هاى فقهى آمده است .
عطر
 
عطر زدن مستحب است . به فرموده امام صادق عليه السلام نماز با عطر، برتر از هفتاد نماز بى عطر است . مخفى نماند عطر، موجب تقويت قواى دماغى شده ، آن را از فساد نگه مى دارد، عقل ، شريف ترين ركن حقيقت آدمى است . از اين رو به هر چيزى از جمله عطر زدن كه موجب تقويت عقلانى است ، سفارش ‍ شده است . عطر زدن موجب آراستگى است كه نيمى از ايمان است . انسان عاقل از اين دستورها بايد به لطف و عنايت خداوند به بندگانش پى ببرد.

برگرفته شده از کتاب  " نماز عارفانه"  ترجمه ، تلخیص ونگارش جوادمحدثی از  کتاب اسرارالصلوات عارف مرحوم ملکی تبریزی (ره)


موضوعات مرتبط: اخلاق اسلامی، آداب وراز های اعمال عبادی
[ 88/02/13 ] [ ] [ حبیب الله محمدی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

سلام بر آن كس كه گوش هوشش را بازكرده و حريم دل از غير دوست باز داشته است.
اي دوست، از خود به خود سفر كن وازغير حضرت دوست حذركن و از حيات خويش حيات گير.
اي دوست، آن كه نه شب دارد و نه روز و آن كس كه نه آه دارد ونه سوز، بگو چه دارد.
اي دوست كتاب، خويش را نيكو تر بخوان و حساب خويش را نيكوتر برس، بيش از آن كه بگويند : اقراء كتابك كفي بنفسك اليوم عليك حسيبا.
اي دوست ، بكوش ازدرون چيزي يابي نه از برون.
اي دوست، مبادا كه علم "معامله" تورا از علم "مكاشفه" باز دارد.
اي دوست ، حال كه همگان از" اينده" نگرانند تو از "حال" نگران باش.
اي دوست ، بياد آر عهدي را كه با حضرت حق بسته اي و "بلي" گفته اي.
ای دوست، ...
امکانات وب


imjava