تبليغاتX
مشق عاشقی - زمينه ساز غفلت
مابه فلک می رویم عزم تماشا که راست؟

زمينه ساز غفلت

غفلت عوامل گوناگونى دارد و يكى از مهمترين عوامل آن خاطرات ناخوانده است. براى تشريح اين مطلب، مقدمه كوتاهى لازم است:

هرگاه ما بخواهيم كارى را انجام بدهيم، در آغاز كار، بر آن مسلط و در آن مجتهد و متخصص نيستيم و به اصطلاح آن كار براى ما «ملكه‏» نيست. از اين رو در آغاز، آن را به دشوارى انجام مى‏دهيم تا در آن رشته مجتهد و متخصص بشويم و يا به تعبير ديگر، ملكه پيدا كنيم; انبيا و اولياى الهى به سرعت و سهولت، فضايل دينى را انجام مى‏دادند، چنانكه نوح (عليه‏السلام) يا رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به عنوان بنده شكور معرفى شدند; زيرا شكر خدا به آسانى و وفور از آنان صادر مى‏شد.

خداوند در باره شخص رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم مى‏فرمايد:

«و نيسرك لليسرى‏» (1)

ما ترا براى انجام كارهاى خير به خصلت «يسرى‏» «ميسر» مى‏كنيم; به اين معنا كه، تو براى كارهاى خير آسان شده‏اى، نه اين كه كارهاى خير براى تو آسان شده باشد. درباره موساى كليم نيز مى‏فرمايد:

«و يسر لى امرى‏» (2)

و امتياز وافرى است‏بين اين كه گوهر ذات انسان به گونه‏اى باشد كه كارهاى خير به آسانى از او صادر شود و بين اين كه كارهاى خير براى وى آسان گردد; اولى درباره رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم است و دومى درباره موساى كليم (عليه‏السلام).

به هر تقدير، معناى آيه اين است: تو جوهر شفافى هستى كه به آسانى، كار و خصلت‏خير از تو نشئت مى‏گيرد. بزرگان در نثار و ايثار موفقند و به آسانى كارهاى خير انجام مى‏دهند. اهل بيت (عليهم‏السلام) نيز اين گونه بودند; براى ديگران بسيار دشوار است كه بتوانند ايثار كنند و لقمه خاص خود را به مسكين بدهند، اما اهل بيت (عليهم السلام) به آسانى اين كار را كردند:

«و يطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و اسيرا» (3)

و سير تحول انسان نيز به اين نحو است كه ابتدا، كار خير به صورت عادى انجام مى‏گيرد، پس از آن به تدريج اجتهاد و تخصص و ملكه در آن پديد مى‏آيد و آنگاه كار خير به آسانى صورت مى‏گيرد.

خاطرات نيز چنين است. نخست، با يك سلسله گفتن، شنيدن، شركت در مجالس، خواندن برخى نشريات و... به تدريج‏خاطراتى در ذهن ترسيم مى‏شود و هنگامى كه متراكم و فراوان شد، زمينه شوق را فراهم مى‏كند و در نتيجه، «ملكه نفسانى‏» پديد مى‏آيد كه بعد به آسانى خاطره‏ها را در ذهن، زنده نگه مى‏دارد و انسان را از ياد خدا و معاد غافل مى‏كند. از اين رو انسان طبيعى دائما به فكر مسائل لذت بخش مادى است. تا هنگامى كه مشغول كار است، نه تنها بدن، كه فكر او نيز مشغول كار است. آن جا ظاهر و باطن، هماهنگ است، يعنى وقتى سرگرم لذت است قلبش متوجه جاى ديگر نيست; بلكه قلب و قالب، هر دو متوجه كار لذيذ است. كسى كه به مال دل بسته است در حال لذت بردن از مال بدن و دلش، هر دو متوجه مال و لذت از آن است، ليكن هنگام نماز بدنش به ركوع و سجود مى‏پردازد، ولى روحش متوجه مال است.

 

1. سوره اعلى، آيه 8.

2. سوره طه، آيه 26.

3. سوره انسان، آيه 8.

منبع : «اخلاق در قرآن‏» حكيم متاله و مفسر ژرف‏انديش قرآن كريم، حضرت آية الله جوادى آملى (دامت‏بركاته العاليه)

+       حبیب الله محمدی   |