تبليغاتX
مشق عاشقی - راه غفلت‏زدايى
مابه فلک می رویم عزم تماشا که راست؟

راه غفلت‏زدايى

 

خداى سبحان همه جهان را با يك فيض اداره مى‏كند; هم نظام تكوين را با يك فيض عام تربيتى به كمال راهنمايى مى‏كند و هم نظام تشريع را با يك هدايت نورانى به كمال لايق، رهنمود مى‏دهد. درباره نظام تكوين، مى‏فرمايد:

«و ما امرنا الا واحدة‏» (1)

ما با يك امر، همه هستى را مى‏پرورانيم. درباره نظام تشريع نيز مى‏فرمايد:

«قل انما اعظكم بواحدة ان تقوموا لله مثنى و فرادى ثم تتفكروا» (2)

من با يك موعظه و رهنمود، جهان بشريت را تربيت مى‏كنم و آن اين است كه: براى خدا برخيزيد.

آنها كه در تهذيب روح كوشش كرده‏اند مى‏گويند: اولين قدم، «يقظه‏» و بيدارى است. انسان خوابيده، نه مى‏ايستد و نه مى‏رود. اگر زلزله‏اى بيايد، خانه بر سر او مى‏ريزد و اگر سيلى بيايد، جسد او روى آب پيدا مى‏شود و طعمه هر حادثه تلخ ديگر خواهد شد. انسان بيدار است كه خطر را حس مى‏كند و از آن مى‏رهد.

انسان غافل در خواب است و حديث پيامبر اكرم‏صلى الله عليه و آله و سلم: «الناس نيام فاذا ماتوا انتبهوا» (3)  ناظر به همين معناست.

همچنين در سخنان نورانى على بن ابيطالب اميرالمؤمنين  عليه السلام  آمده است:  «نعوذ بالله من سبات العقل‏» (4)  ما از خواب و تعطيلى عقل به خدا پناه مى‏بريم.

عقل بشر آن جا كه نمى‏فهمد، معطل و آن جا كه مى‏فهمد ولى كارى نمى‏كند خاموش است. عقل، چه عقل نظرى و چه عقل عملى، بايد كوشا و فعال باشد. اگر كسى بيدار شود، اين بيدارى با حركت آميخته است. اول، بيدارى از خواب، آنگاه ايستادگى و آنگاه سير است.

راه غفلت زدايى، چنانكه گذشت، «ذكر» است; كتاب و سنت‏براى غفلت‏زدايى از انسان، اذكار را به عنوان ادعيه و عبادات، مشخص كرده‏اند تا انسان، هنگام صبح، ظهر، شام، قبل و بعد از خواب، هنگام خوردن غذا و پس از آن، هنگام مشاهده مرده يا بيمار يا بعد از بهبودى از بيمارى و در روزهاى هفته و در ساعات روز و در اعياد دينى و مانند آن، ذكرى مناسب بگويد. (5) به ما دستور داده شده است كه در كنار سفره براى هر يك از انواع غذا «بسم الله الرحمن الرحيم‏» بگوييم و اگر موفق نشديم، در طليعه امر بگوييم: «بسم الله من اوله الى آخره‏» و اصولا گفتند هر كارى كه مى‏كنيد، در آغاز «بسم الله الرحمن الرحيم‏» بگوييد كه به اين ترتيب، آن كار نمى‏تواند چيزى جز واجب و مستحب باشد. البته اگر مباح هم باشد مى‏شود به آن، صبغه عبادى داد.

اولا، نمازهاى پنجگانه شبانه روز از بهترين مصاديق ذكر خدا و از مهمترين عوامل غفلت‏زدايى است:

«اقم الصلوة لذكرى‏» (6)

و نمازگزار با خداى خود مناجات دارد:

«المصلى يناجى ربه‏» (7)

چون نمازگزار با خداى خود، مناجات مى‏كند، شايسته است تميزترين لباس را در هنگام نماز بپوشد و معطر باشد. ثانيا، پس از اين مناجات (نماز) مستحب است نمازگزار سى و چهار بار«الله اكبر»سى و سه بار«الحمد لله‏»و سى و سه بار«سبحان الله‏»بگويد و اين ذكرى است كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم به وجود مبارك حضرت صديقه طاهره فاطمه زهراء (سلام‏الله‏عليها) آموخت.

صدر الدين قونوى از «جامع الاصول‏» ابن اثير نقل كرده است كه رسول خداصلى الله عليه و آله و سلم با سپاهيانش هر گاه به فرازى مى‏رسيدند، هنگام صعود،«الله‏اكبر»و هنگام هبوط،«سبحان الله‏»مى‏گفتند و در همان حديث آمده است كه روش نماز نيز بر همين اساس، تنظيم شده است:

«كان رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم و جيوشه اذا علوا الثنايا كبروا و اذا هبطوا سبحوا، فوضعت الصلوة على ذلك‏» (8) .

چون انسان در نماز، هر وقت‏سربر مى‏دارد «الله اكبر» و هر وقت‏خميده مى‏شود (ركوع) يا پايينتر مى‏رود (سجود) «سبحان الله‏» مى‏گويد.

در شرح اين حديث، جناب ابوالمعالى مى‏گويد: ذات اقدس اله در سوره «حديد» مى‏فرمايد:

«هو معكم اين ما كنتم‏» (9)

هر جا باشيدخدا با شماست; همچنين در سوره «مجادله‏» مى‏فرمايد:

«ما يكون من نجوى ثلاثة الا هو رابعهم و لا خمسة الا هو سادسهم و لا ادنى من ذلك و لا اكثر الا هو معهم اين ما كانوا» (10)

نجواكنندگان در هر جا و در هر شرايطى باشند خدا با آنهاست. بنابراين، بر اساس اين اصل كه خدا با همه ما در همه شرايط هست، توهم مى‏شود هنگامى كه ما بر بلندى صعود مى‏كنيم، در كبريايى با خدا شريك شده‏ايم، از اين رو براى نفى اين توهم تكبير مى‏گوييم و تكبير بدين معناست كه خدا منزه است از اين كه در كبريايى شريك داشته باشد. همچنين هنگامى كه هبوط مى‏كنيم، توهم مى‏شود كه خداى سبحان نيز هبوط مى‏كند! پس براى زدودن اين توهم نيز در حال نزول،«سبحان الله‏»مى‏گوييم (11) ; يعنى، او منزه از هبوط است:

با اين كه خدا در همه‏جا با ماست در حال ركوع و خميدگى، سجود و افتادگى، اضطجاع، استلقاء و در اعماق زمين و اوج آسمان، اما«سبحان الله‏»كه خود، پايين، خميده، افتاده مضطجع و مستلقى باشد!

اما وقتى انسان بر فراز بام ساختمانى مى‏رود يا به قله كوهى صعود مى‏كند يا سر از ركوع يا سجود بر مى‏دارد، جلوه كبريايى حق براى او روشنتر مى‏شود و بنابراين، «الله اكبر»مى‏گويد; يعنى، گرچه خدا در همه حالات با ماست، اما اين بدان معنا نيست كه وقتى ما سر از ركوع بر مى‏داريم، او نيز سر بر مى‏دارد! او «اكبر» و برتر از اين اوصاف است:

«الله اكبر من ان يوصف‏» (12) .

از اين جا معلوم مى‏شود كه ديگران در حال نماز هم غافلند، ولى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم در غير نماز نيز حالت نماز داشت.

بهترين حال براى انسان، همان حالت مناجات با خداست و نماز جلوه گاه اين مناجات است:

«لو يعلم المصلي من يناجي ما انفتل‏» (13)

اگر نماز گزار بداند كه با خدا مناجات مى‏كند و مناجات با او لذيذ و گوارا باشد، هرگز نماز را رها نمى‏كند، چنانكه گفتگو با دوست در كام انسان شيرين است و هر چند طولانى شود از آن احساس ضعف و خستگى نمى‏كند.

 

1. سوره قمر، آيه 50.

2. سوره سبا، آيه 46.

3. بحار، ج 50، ص 134.

4. نهج‏البلاغه، خطبه 224، بند 12.

5. در عين حال گروهى به دنبال ذكر خاص هستند و دو عامل به اين كار دامن مى‏زند: خوى «بدعت طلبى‏» از يك سو و خصلت «بت‏شدن‏» از سوى ديگر.

6. سوره طه، آيه 14.

7. بحار، ج 68، ص 216.

8. شرح الاربعين، ص 22.

9. سوره حديد، آيه 4.

10. سوره مجادله، آيه 7.

11. شرح الاربعين، ص 22، با تصرف.

12. بحار، ج 81، ص 366 و 380.

13. بحار، ج 84، ص 241.

«اخلاق در قرآن‏» حكيم متاله و مفسر ژرف‏انديش قرآن كريم، حضرت آية الله جوادى آملى (دامت‏بركاته العاليه)

+       حبیب الله محمدی   |