تبليغاتX
مشق عاشقی - اذكار دينى و آموزش معارف
مابه فلک می رویم عزم تماشا که راست؟

اذكار دينى و آموزش معارف

اذكار دينى افزون بر آن كه از انسان غفلت‏زدايى مى‏كند، معارف الهى را نيز آموزش مى‏دهد و ره‏توشه معرفتى مسافران به سوى خدا را فراهم مى‏كند، چنانكه ذكر شريف

«لا حول ولا قوة الا بالله العلى العظيم‏» كه از گنجينه‏هاى عرشى است: قال الله تعالى لنبيه صلى الله عليه و آله و سلم في ليلة المعراج: اعطيتك كلمتين من خزائن عرشي «لا حول و لا قوة الا بالله و لا منجا منك الا اليك‏» (1)

معناى بلند و فوايد فراوانى دارد; امام باقر (سلام‏الله‏عليه) در تفسير اين ذكر فرمودند: آن جا كه قدرتى را به جا صرف كرده و خدا را اطاعت كرده‏ايد، اين قدرت بر اطاعت از ناحيه خداست و آن جا كه معصيت نكرده‏ايد، در حقيقت، عنايت الهى بين شما و آن معصيت‏حائل شده است. پس «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم‏» يعنى: «لا حول لنا عن معصية الله الا بعون الله و لا قوة لنا على طاعة الله الا بتوفيق الله عزوجل‏» (2) .

گاهى انسان را به گناه دعوت مى‏كنند، اما مانعى فرا راه او پديد مى‏آيد. او نمى‏داند راهى كه به آن دعوت شده‏است، راه گناه است و نيز نمى‏داند چرا راه بندان شد، اما بعد مى‏فهمد او را به مجلس گناه دعوت كرده بودند و اين راه بندان، همان «حول الهى‏» بود كه بين او و گناه حائل شد. اين كه ما در نماز مى‏گوييم: «بحول الله و قوته اقوم و اقعد» به اين معنا نيست كه فقط در حال نماز كه بر مى‏خيزيم و مى‏نشينيم، «بقوة الله‏» است; بلكه به اين معناست كه همه حركات و سكنات ما، در نماز و در غير نماز به قوت الهى است.

پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم اين ذكر شريف را ذكر فرشتگان حامل عرش معرفى كرده است: «تسبيح حملة العرش‏» (3) و در برخى روايات تفسيرى آمده است كه فرشتگان حامل عرش نيز كه ذات اقدس خداوند از آنان به «الذين يحملون العرش‏» (4) ياد مى‏كند، هنگامى كه حمل عرش الهى، يعنى مقام فرمانروايى خدا، برايشان دشوار بود ذكر «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم‏» را به آنان آموختند: «اعلمكم كلمات تقولونها يخف بها عليكم. قالوا: و ما هي؟ قال: تقولون: «بسم الله الرحمن الرحيم و لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم و صلى الله على محمد و آله الطيبين فقالوها فحملوه‏» (5)

البته شايد چنين ذكرى براى فرشتگان «دفع تعب‏» باشد نه «رفع نصب‏».

بنابراين، «بحول الله و قوته اقوم و اقعد» در نماز مصداقى از آن اصل كلى است; زيرا: «لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم‏»، «نفى جنس‏» است; يعنى، هيچ جا حيلوله و منع و هم چنين قدرت و توانى نيست مگر به عنايت ذات اقدس خداوند و اختصاصى به نماز يا غير نماز و نيز اختصاصى به انسان و غير او ندارد. فرشته‏ها نيز در حمل عرش، مشمول اين اصل كلى و جامعند.

ائمه (عليهم السلام) دستور داده‏اند كه ذكر و دعايى را كه ما ارائه مى‏كنيم بگوييد و آن را كم يا زياد نكنيد. اين خضوع در برابر وحى، نشانه عقل است; زيرا با برهان فلسفى، ثابت‏شده است كه بشر، نيازمند به وحى است و نياز بشر را جز وحى، چيز ديگرى تامين نمى‏كند. آنگاه بشر نمى‏تواند در برابر ره آورد وحى اظهار نظر كرده به دنبال چيزى ديگر برود. انسان عاقل، نه از اين و آن، ذكر طلب مى‏كند و نه در برابر خواسته ديگران، به آنان ذكر مى‏آموزد، بلكه به همين دستورات دينى عمل مى‏كند و آن را به ديگران ارائه مى‏كند.

 

1. بحار، ج 90، ص 186.

2. بحار، ج 90، ص 187.

3. بحار، ج 90، ص 191.

4. سوره غافر، آيه 7.

5. بحار، ج 55، ص 33.

«اخلاق در قرآن‏» حكيم متاله و مفسر ژرف‏انديش قرآن كريم، حضرت آية الله جوادى آملى (دامت‏بركاته العاليه)

+       حبیب الله محمدی   |