تبليغاتX
مشق عاشقی - دم مسيحايى «ذكر»
مابه فلک می رویم عزم تماشا که راست؟

«جهانى است‏بنشسته در گوشه‏اى‏»

 

دم مسيحايى «ذكر»

 

در دستورهاى دينى آمده است كه اگر سيئه‏اى مرتكب شديد فورا حسنه‏اى انجام دهيد تا آن سيئه را جبران كند; زيرا اگر سيئه، متراكم شود، چرك و رينى در جان انسان ايجاد و او را نابينا و ناشنوا مى‏كند. براى اين كار، ذكر دايمى خدا را توصيه كرده‏اند.

برخى دستورهاى دينى وقت مشخصى دارد; مانند نماز: «ان الصلوة كانت على المؤمنين كتابا موقوتا» (1) اما ذكر خدا «موقوت‏» نيست و وقت مشخصى ندارد; زيرا در قرآن آمده است:

«يا ايها الذين امنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا» (2) دائما به ياد حق باشيد. اين دوام ياد حق نمى‏گذارد انسان غفلت پيدا كند.

نقل شده است كه حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم از كنار باغى مى‏گذشت; به باغدار كه در حال غرس نهالى بود فرمود: آيا حاضر هستى من تو را از غرس و شت‏سودمندترى آگاه كنم؟ عرض كرد: آرى. فرمود: درختى كه تو مى‏كارى، ثمرش موقت است، ولى اگر در هر بامداد و شامگاه بگويى: «سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر» خداوند براى تو در بهشت، در برابر هر تسبيح درختهاى ميوه غرس مى‏كند كه همواره ميوه مى‏دهد (3) .

نيز امام باقر (سلام الله عليه) مى‏فرمايد: اگر كسى اين تسبيحات چهارگانه را بگويد، خداوند، چهار پرنده از اين اذكار مى‏آفريند كه آنها تا قيامت‏خدا را تسبيح و تقديس و تهليل مى‏كنند: «من قال سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر، خلق الله منها اربعة اطيار تسبحه و تقدسه و تهلله الى يوم القيامة‏» (4) .

اين نشانه تجسم اعمال است. پرندگانى را كه خدا با اين اذكار چهارگانه مى‏آفريند، در آسمان و زمين نيستند، بلكه در فضاى جان ذاكر و مسبح پديد مى‏آيند و پرواز مى‏كنند. آنگاه مؤمن سالك، طيران را در درون خود مى‏بيند و به جاى اين كه «طى الارض‏» ظاهرى داشته باشد، «طى الارض والسماء» باطنى دارد; يعنى، در عين حال كه در يك جا نشسته است، «جهانى است‏بنشسته در گوشه‏اى‏».

انسان گاهى مانند عيساى مسيح (سلام الله عليه) مظهر خالقيت‏حق قرار مى‏گيرد: «و اذ تخلق من الطين كهيئة الطير باذنى فتنفخ فيها فتكون طيرا باذنى‏» (5)

ولى گاهى براى هر ذاكرى در درون جان او، بدون گل و خاك پرنده‏اى ايجاد مى‏شود تا تسبيح گوى خدا باشد.

«خلق‏»، صفت فعل خداست; نه صفت ذات او، و اصل كلى اين است كه در همه مباحث الهى، دو منطقه ممنوعه وجود دارد و احدى به آن دو منطقه، راه پيدا نمى‏كند: يكى منطقه ذات خدا و ديگرى منطقه اسماء و صفات ذاتى او كه عين ذات اوست; ولى خارج از ذات منطقه افعال الهى و جهان امكان است.

اگر چه فعل و آفرينش خدا به ذات او متكى است; اما اگر كسى با اوصاف فعلى خدا محشور باشد، او بر «قيوم‏» تكيه مى‏كند. به ما گفته‏اند: «يا حى يا قيوم‏» بگوييد كه البته حقيقت آن در نيايش، «انشاء» است، نه «اخبار». بر اين اساس، «يا حى يا قيوم‏»، يعنى «احينا واقمنا»; ما را به حيات خود، زنده و ما را به قيوميت‏خود، قائم كن. اگر چنين شود، انسان مى‏تواند چون ديگران، فيض الهى را بگيرد:

«مرغ باغ ملكوت‏» را كسى كه بالاتر از ملكوت مى‏انديشد مى‏آفريند. اگر انسان به جايى برسد كه با ذكر او پرنده ملكوتى خلق بشود، او مظهر خالق خواهد شد و اين خالقيت، چون صفت فعل خداست، امتناع عقلى و منع نقلى ندارد كه در عيساى مسيح و عبد صالح ديگرى تجلى كند.

از امام صادق (عليه السلام) نقل شده است كه: يحياى شهيد (سلام الله عليه) وقتى مى‏گفت: «يا رب يا الله‏»، خداوند مى‏فرمود: «لبيك يا عبدي سل حاجتك‏» (6) .

از اين جهت‏خدا در قرآن مى‏فرمايد: «و حنانا من لدنا» (7) لطف ما به سوى او تنزل پيدا مى‏كرد و او هم «تحنن‏» و مهربانى داشت. همين كار يحياى شهيد را به ما آموخته و گفته‏اند: شما هم بگوييد: «يا الله‏» و لبيك بشنويد.

از امام صادق (عليه السلام) رسيده است كه اگر پس از گفتن تسبيح حضرت فاطمه زهرا (سلام‏الله‏عليها) يك بار «لا اله الا الله‏» بگوييد، گناهان شما بخشوده مى‏شود: «من سبح الله في دبر الفريضة قبل ان يثني رجليه تسبيح فاطمة الماة و اتبعها بلا اله الا الله مرة واحدة، غفر له‏» (8) .

همچنين نقل شده است: اگر نيازى داشتيد، ده‏بار «يا الله‏» بگوييد و آنگاه حاجت‏خود را بخواهيد كه برآورده مى‏شود: «قل عشر مرات: يا الله يا الله يا الله، فانه لم يقلها احد من المؤمنين قط الا قال له الرب تبارك و تعالى: لبيك عبدي سل حاجتك‏» (9) .

به اين ترتيب، ائمه (عليهم السلام) راه حضرت مسيح (عليه‏السلام) و يحياى شهيد (عليه السلام) را به ما آموخته‏اند، تا با پيمودن آن، از امدادهاى ويژه روح‏القدس بهره‏مند گرديم.

رواياتى كه مى‏گويد: از هر قطره آب وضويى كه براى عبادت گرفته شود فرشته‏اى خلق مى‏شود، راه مسيح را به ما نشان مى‏دهد. البته اگر كسى در نماز غافل باشد و نماز او غافلانه انجام گيرد، وضويش نيز غافلانه انجام مى‏گيرد و بنابراين، از اين وضو و آن نماز، كارى ساخته نيست و در حقيقت، نماز او مصداق «فويل للمصلين الذين هم عن صلاتهم ساهون‏» (10)  خواهد بود و بر همين اساس درباره وضوى او بايد گفت: «فويل للمتطهرين، الذين هم عن طهارتهم ساهون‏». بنابراين، از قطرات آب چنين وضويى، فرشته خلق نمى‏شود.

كسى كه مى‏گويد: چگونه ممكن است‏بنده‏اى «خالق‏» باشد؟ او هنوز با عقل متعارف نجنگيده و به روايات اهل بيت (عليهم السلام)، ايمان نياورده است; زيرا از مجموع روايات، كه مشتمل بر خبر صحيح و معتبر نيز هست، به خوبى برمى‏آيد كه با عبادت انسان سالك، فرشته ملكوتى خلق مى‏شود; اما چنين شخصى هنوز باور نكرده است كه انسان مى‏تواند با عبادتهاى صحيح خود، راه مسيح را طى كند و بدون اين كه پيغمبر يا امام بشود، مى‏تواند كارى بكند كه مسيح كرد و مظهر خالقيت‏حق قرار بگيرد; زيرا برهان عقلى امكان آن را ثابت كرده است و دليل نقلى از وقوع آن خبر داده است.

------------------------------

1. سوره نساء، آيه 103.

2. سوره احزاب، آيه 41.

3. محاسن برقى، ج 1، ص 107; بحار، ج 83، ص 257.

4. محاسن برقى، ج 1، ص 106; بحار، ج 90، ص 172.

5. سوره مائده، آيه 110.

6. بحار، ج 90، ص 233; محاسن برقى، ج 1، ص 104.

7. سوره مريم، آيه 13.

8. بحار، ج 82، ص 335; محاسن برقى، ج 1، ص 106.

9. بحار، ج 90، ص 233; محاسن برقى، ج 1، ص 104.

10. سوره ماعون، آيات 4 5.
+       حبیب الله محمدی   |